صفحه اول

آقاي خاتمي! خاطرات تلخ دوران شما از يادها نخواهد رفت

 قاسم روان‌بخش

محمد خاتمي اخيرا گويا براي سنجش ميزان علاقه مردم به اصلاحات، به برخي استان‌ها از جمله همدان سفر كرده است. وي در ديدار با جمعي از فعالان سياسي اين استان‌ها، نكاتي را متذكر شده كه به نقد و بررسي آن مي‌پردازيم.

1. آقاي خاتمي مردم را نسبت به انتخابات بي‌رغبت دانسته، مهم‌ترين دليل اين بي‌رغبتي را اين‌گونه ذكر مي‌كنند: «ذهن مردم اين‌طور است كه اگر بيايند و نيايند، خيلي فرق نمي‌كند. اولا ذهن مردم ما اين‌گونه نيست؛ چرا كه ميزان شركت آن‌ها در انتخابات در مقايسه با كشورهاي به اصطلاح مهد دموكراسي مانند آمريكا و فرانسه به مراتب بيش‌تر است. فراموش نمي‌ كنيم رئيس جمهوري كنوني آمريكا (بوش) با اهرم حكم قاضي به كاخ سفيد راه يافت! ثانيا در طول 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي، چندين انتخابات برگزار شده است. حال بايد از وي پرسيد: با ذهن مردم چه كرده‌ايد كه به انتخابات بي‌رغبت شده‌اند؟ اگر آقاي خاتمي، نظارت استصوابي شوراي نگهبان را عامل بي‌رغبتي مردم معرفي كند، توجه ايشان را به انتخابات شوراها معطوف مي‌كنيم كه نظارت شوراي نگهبان وجود نداشت حتي گروهك غيرقانوني نهضت آزادي نيز براي بسياري از استان‌ها از جمله تهران كانديدا معرفي مي‌كرد‌؛ اما عملكرد شوراي اصلاح طلب! تهران به اندازه‌اي منفي بود كه در شهر تهران فقط كم‌تر از 20 درصد مردم در انتخابات شركت كردند!

2. ظاهرا آقاي خاتمي به اين نكته مهم توجه كرده كه پس از گذشت 12 سال! بايد اصلاحات را تعريف و مشخص كرد كه به اسلام چگونه نگاه مي‌كنيم؟ و نسبت ميان اسلام و مردم سالاري را چگونه مي‌بينيم؟ وي مي‌گويد: در اصلاحات يك نوع آشفتگي پيدا شده و هر كس از ظن خود يار اصلاحات شده و بايد از اين وضعيت نجات پيدا كنيم.»!

بسيار خوشوقتيم كه بالاخره آقاي خاتمي به اين سفارش آيه`‌ا... مصباح اهميت داد و فهميد كه بايد منظور خود از اصلاحات را مشخص كند. عملكرد دولت آقاي خاتمي در 8 سال گذشته اصلاحات را تغيير معيارها و ملاك‌هاي ارزشي الهي به ضد ارزش‌هاي غربي تفسير مي‌كرد! عملكرد وزارت ارشاد آقاي خاتمي در چاپ و نشر و تئاترهاي ضد ديني و ضد اخلاقي در پرونده دولت اصلاحات مضبوط است. اصلاحات يعني تغيير ارزش‌هاي ديني به ارزش‌هاي ليبرالي! البته از كسي كه رايج‌ترين مكتب معتبر دنيا را ليبراليزم مي‌پندارد! و حتي توحيد را نيز قابل قرائت‌هاي مختلف مي‌داند! جز اين انتظار نيست.

3. رئيس بنياد باران، با تاكيد بر اصل آزادي، از اين موضوع گلايه مي‌كند كه «آزادي ما را ولنگاري توصيف مي‌كردند. نه خير، ولنگاري الان است كه بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي و انساني زير پا گذاشته مي‌شود.»)!( وي سپس ادعا مي‌كند: «اگر به از بين رفتن مباني اخلاقي در جامعه اسلامي‌ حساس نباشيم، بسيار جاي نگراني دارد.» گويا آقاي خاتمي فراموش كرده كه در سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران به صراحت گفته است: «دين هم اگر در برابر آزادي قرار گيرد، بايد دين محدود شود نه آزادي»! اين جمله‌اي است كه بهمن فرمان آرا- فراري طاغوتي- كه به يمن آزادي‌هاي اعطايي آقاي خاتمي به وطن بازگشت، در فيلم «عطر گل ياس بوي كافور» قرار داده است. ثانيا عملكرد فرهنگي دولت به اصطلاح اصلاحات در طي 8 سال حاكميت خود، آزادي مورد نظر مدعيان اصلاح طلبي را به خوبي معنا كرده است. حاكميت انسان‌ها بر سرنوشت خود يا ولنگاري و اباحي‌گري؟! آيا آقاي حجاريان- مغز متفكر اصلاحات به تعبير آقاي خاتمي- در روزنامه صبح امروز خود عمل شنيع هم‌جنس بازي را از نظر حقوقي جايز نشمرد؟! آيا وزارت ارشاد دولت اصلاحات، مجوز كتاب «شاهد بازي در ادبيات ايران» را صادر نكرد كه در مدح و ستايش هم جنس ‌بازي‌ قلم فرسايي شده بود؟! آيا كتاب شيطان‌ پرستي كه در وصف پرستش شيطان و تبرئه يزيدبن معاويه نوشته شده بود، مورد ستايش قرار نگرفت؟! آيا كتاب‌هاي كسروي مرتد كه بر ضد دين و ارزش‌ها نوشته شده و صاحب آن به جرم ارتداد توسط فدائيان اسلام به درك واصل شد‌، با حمايت‌هاي وزارت ارشاد وقت در تيراژي چشمگير چاپ مجدد نشد؟! آيا هزاران كتاب رمان و مجلات زرد كه مفاسد اخلاقي را در جامعه نهادينه مي‌كردند، با حمايت‌هاي وزارت ارشاد آن روز منتشر نمي‌شدند؟! و آيا به جشنواره‌ها و تئاترهايي از قبيل «ايران زمين» كه زنان نيمه عريان ارمني در مقابل چشمان هزاران مرد نامحرم مي‌رقصيدند، افتخار نمي‌شد؟! و‌ آيا بوسيدن زن و مرد بر روي سن در سالن... در استان دارالعباده يزد، نوعي قرائت مختلف از دين تفسير نشد؟! آيا لخت شدن يك مرد آلماني در تئاتر فجر در تهران در مقابل ديدگان هزاران زن و مرد و دختر جوان ايراني كه يادآور جشن فرهنگ و هنر شيراز در عصر طاغوت بود، تفسيري بر آزادي ادعايي آقاي خاتمي نبود؟! و آيا ميليون‌ها زن و مرد و كودك كپرنشين استان‌هاي كرمان، هرمزگان، سيستان و بلوچستان و... كه از فقر و تنگدستي،‌ در كنار پروژه‌هاي عظيم هفت باغ هفت آسمان كرمان و... سر بي شام به زمين مي‌گذاشتند و كلاس درس‌شان حصير و كپر بود، طي 8 سال حاكميت دولت اصلاحات و 8 سال دولت كارگزاران بر سرنوشت خودشان حاكم شده بودند؟! اين در حالي بود كه بودجه‌هاي كلان كشور صرف سازمان‌ها و مراكز بي حاصل همانند مركز گفت و گوي تمدن‌ها و سفرهاي خارجي‌ مي‌شد كه جز براي احزاب حاكم و شخصيت‌هاي سياسي آن حاصلي براي ملت نداشت!

4. آقاي خاتمي گفته است الان ولنگاري بر جامعه حاكم است‌ «كه بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي - انساني زير پا گذاشته مي‌شود» اولا خوب است ايشان مصداق اين جمله را تبيين و روشن كند كه در كجا زير پا گذاشته شده است. براساس جمله بعدي ايشان كه گفته است» اگر به از بين رفتن مباني اخلاقي در جامعه اسلامي حساس نباشيم بسيار جاي نگراني دارد»، بزرگ‌ترين معيارهايي كه زير پا گذاشته شده، مباني اخلاقي است. در اين صورت جاي اين پرسش است كه چه كسي در سال گذشته بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي را زير پا گذاشته است؟! آيا حرمت دست‌دادن به زن نامحرم يكي از معيارهاي بديهي اسلامي نيست؟! چه كسي در ايتاليا در برابر دوربين‌هاي خبرنگاران، بي پروا دست زنان نيمه عريان را فشرده و طرفدارانش براي توجيه آن خواستار تغيير فتواي مراجع عظام تقليد شدند؟! چه كسي در مراسم يلدا و «مردي با عباي شكلاتي»‌ بازوي دختر محجبه را فشار داد؟! و چه كسي...؟! اگر منظور از زير پا گذاشتن معيارهاي بديهي اسلامي، رعايت حقوق مردم و حاكميت آن‌ها بر سرنوشت‌شان باشد، انتخابات مجلس ششم يادآور زير پا گذاشتن اين حقوق است، چرا كه هرگز مردم فراموش نمي‌كنند اين انتخابات با حكم حكومتي رهبري مورد تاييد قرار گرفت. تقلب گسترده در انتخابات در تهران و انفصال در خدمت آقاي تاج‌زاده به سبب تقلب و حضور دكتر حداد عادل و محتشمي‌پور در مجلس پس از بررسي مجدد، بهترين سند بر زير پا گذاشتن اين حق مسلم مردم است....

5. آقاي خاتمي، يكي از اهداف بزرگ اصلاح طلبي واقعي را بالا بردن حرمت ملت در عرصه جهاني و دفع خطرات و تهديدات از كشور و نظام و مردم دانسته است. شايسته است وي درباره اين ادعا اندكي تامل كند و انصاف دهد كه آيا در زماني كه ايشان براي خارج شدن نام ايران از محور شرارت، نامه، عاجزانه نوشت و حاضر به همكاري با آمريكا در خلع سلاح حزب‌ا... شد و پاسخ منفي شنيد، ملت ايران از حرمت بالايي برخوردار بود يا اكنون كه با زبان تهاجمي با دشمن سخن گفته مي‌شود و اسرائيل در بدترين شرائط سياسي از آغاز تشكيل تا كنون قرار گرفته است؟! آيا آن‌گاه كه آقاي خاتمي قبل از مصوبه مجلس، داوطلبانه تعليق را پذيرفت و مفتخرانه اصول آن‌را اجرا كرد و زورگويان جهان به‌خاطر اين پيروزي خنده‌هاي مستانه سر مي‌دادند، ملت ايران از حرمت بالايي برخوردار بود يا اكنون كه آمريكا و اروپا به دريوزگي افتاده و ملت ايران پس از جشن بزرگ هسته‌اي صاحب بيش از 5 هزار سانتريفيوژ شده و همچنان قدرتمندانه به پيش مي‌تازد؟!

6. آقاي خاتمي بالاخره تعريف خود از اسلام و رابطه آن با دموكراسي را روشن ساخت و گفت: «اسلامي كه مورد نظرمان است،‌ اسلامي است كه نه تنها مسلمان در آن نظام احساس حرمت و آزادي و عزت كند، بلكه غير مسلمان نيز همانند مسلمان، حقوق، حضور، حرمت، زمينه و امكانات براي تامين زندگي آبرومندانه را داشته باشد».

اولا اين‌گونه سخنان مصرف انتخاباتي دارد و براي آراي اقليت‌ها ايراد مي‌شود؛ چنان‌‌كه در دوره هشتم نيز واژه «مولا» «من كنت مولاه» را به معناي دوست - نه امامت و ولايت- معنا كرد تا آراي استان‌هاي سني نشين را جذب كند كه كرد!

ثانيا: مگر اهل كتاب در جمهوري اسلامي در چارچوب قانون اساسي از حقوق خود حتي داشتن نماينده در پارلمان و استفاده از امكانات كشور برخوردار نيستند؟!

ثالثا: آقاي خاتمي گفته است: غير مسلمان با مسلمان در «حقوق» مساوي است. آيا اين خلاف قانون اساسي نيست كه اسلام را ا‌ز شرايط رئيس جمهور، نمايندگي مجلس و... مي‌داند؟!

رابعا: آيا از نظر خاتمي بهايي‌ها و كفار محارب و منافقين اسم و رسم‌دار و در يك كلمه براندازان نظام اسلامي نيز از حقوقي مساوي با ملت شريف ايران برخوردارند؟! البته آقاي خاتمي كه در لوايح دوقلو شرط اسلام را از نامزدي مجلس حذف كرده بود، همين اعتقاد را تاكيد مي‌‌كند! در اين صورت آيا چنين فردي مي‌تواند مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي باشد؟!

ذره اي خستگي در چهره اش نديدم!

آن روز كه رهبرم مي‌فرمود مردم به فردي جوان، بانشاط و فعال را‡ي بدهند، يافتن مصداق آن در ميان كانديداها برايم مشكل بود. وقتي عملكردش را در شهرداري تهران مي‌ديدم، دانستم كه شعار «ما مي‌توانيم» او يك تابلوي بي‌محتوا نيست؛ اما با خود مي‌گفتم: در عرصه عمران و آباداني «مي‌تواند»؛ ولي در سياست خارجي و تحقق آرمانهاي هسته‌اي چگونه مي‌خواهد با غول استكبار دست و پنجه نرم كند؟ اين عرصه هماوردي ديگر مي‌طلبد. وقتي پس از انتخاب شدنش به رياست‌جمهور، بعضي‌ها به او سفارش كردند پي‌گيري موضوع هسته‌اي را به آدم هاي باسابقه‌تر در مسائل سياسي مثل هاشمي رفسنجاني بسپارد، من هم تصديق كردم؛ ولي طولي نكشيد كه فهميدم پشت تابلوي «ما مي‌توانيم» يك‌دنيا قدرت و سياست نهفته است. مدتي در اين انديشه بودم كه چگونه كار اين شخص دارد پيش مي‌رود! چرا كه هم خارجي‌ها نقش دارند و هم داخلي‌ها! آقا هم كه فرمودند جنگ احزاب عليهش درست كرده‌اند. خيلي تحقيق كردم تا رمز كارش را بفهمم. چطور تو اين جنگ نابرابر احزاب بر ضدّ او، به‌رغم تهاجم تبليغاتي سنگين، باز هم آمريكا و اسرائيل و نوكران داخليشون بازنده‌اند! سفر اخيرش به استان مركزي و قم، يك چيزي ازش ديدم كه واقعيت قضيه را كم و بيش فهميدم. راستش رو بخواهي، احساس كردم هم سيمش به جايي وصله هم عاشق كار و خدمته و اصلا‌ً مفهوم خستگي در قاموس وجودش معنا ندارد.» روز شنبه و يكشنبه (دوم و سوم شهريور) در سفر به استان مركزي روزهاي سخت و پركاري داشت، يك سفر با آن‌همه ملا‌قات و سخنراني و شركت در جلسات كارگروه‌ها، روز يكشنبه از اول صبح تا ساعت يك بامداد فردا كه جلسه هيأت دولت پايان يافت، يك لحظه هم استراحت نكرده بود. اون شب بنا بود به قم برويم تا در استانداري‌ استراحت كنيم و صبح اول صبح براي سخنراني در جمع مبلغان آماده شويم. بچه‌ها گفتند بايد يه جوري بريم كه مردم نفهمند، تا راحت بتونيم شهر اراك را به قصد قم ترك كنيم. يك دفعه سيل جمعيت موتورسوار را ديديم كه براي بدرقه پشت سر ما حركت مي‌كردند و عجب اين‌كه تا 5 كيلومتري بيرون از شهر آمده بودند. به سختي سرعت گرفتيم و از آن‌ها جدا شديم. ساعت 3 بامداد وارد قم شديم. رئيس‌جمهور گفت براي زيارت حضرت معصومه(س) به حرم برويم. سعي كرديم يك طوري برويم كه مردم متوجه نشوند؛ ولي ناگهان متوجه شديم، مردم دور رئيس‌جمهورشان حلقه زده‌اند. «شعار صل علي محمد بوي رجايي آمد»، زائراني نيز كه در چادرهاي مسافرتي اطراف در حال استراحت بودند را بيدار كرد. بالا‌خره به سختي از حرم خارج شديم. ساعت 30/4 به استانداري رسيديم. ظاهراً رئيس‌جمهور تا وقت نماز صبح نخوابيد! پس از نماز صبح به استراحت پرداخت. ساعت 30/7 چند نفر از دوستان براي ديدار با ايشان آمده بودند. رئيس‌جمهور در كنار سفره صبحانه، حدود نيم ساعت با آن‌ها گفت‌وگو كرد. صبحانه ايشان فقط 2 عدد خرما و يك چاي بود! پس از صرف صبحانه، به‌ طرف دفتر تبليغات حركت كرديم. ابتدا جلسه‌اي طولا‌ني با كادر دفتر داشتيم و پس از آن سخنراني يك ساعته براي مبلغان! وقتي دكتر براي مبلغان سخنراني مي‌كرد، ذره اي خستگي در چهره‌اش نديدم. او چنان با نشاط سخن مي‌گفت كه گويا شب را تا صبح خوابيده است! ساعت 30/11 سخنراني خاتمه يافت. سيل جمعيت او را مانند نگيني در برگرفت. شايد نيم ساعت طول كشيد تا دكتر از ميان جمعيت آزاد شود! ساعت 12 قم را به قصد تهران ترك كرد تا عصر آن روز براي كار ديگر و فرداي آن روز... .

امضا محفوظو فرداي آن روز... .

امضا محفوظ

 سرمقاله

سخني با نمايندگان محترم مجلس خبرگان رهبري

  دبير سياسي

امروز شايد كم تر كسي باشد كه جايگاه والاي مجلس خبرگان رهبري را كه مجلسي «بن بست شكن است» نشناسند. همه ميدانند وظيفه اصلي اين مجلس؛ در روزهاي مباداي انقلاب اسلامي نمود مي‌يابد، چنان كه در كم تر از24 ساعت پس از رحلت امام، بن بست سياسي را شكست و با انتخات شايسته ترين فرد براي رهبري نظام، كاري كارستان كرد كه به اعتراف همه خبرگان، ازجمله آقاي هاشمي رفسنجاني در نشست اخير اين مجلس، هر چه زمان مي‌گذرد، بيش تر به درست بودن آن تصميم ايمان مي‌آوريم. به فضل الهي، مجلس خبرگان رهبري به جز يك مورد- تعيين قائم مقام رهبري آقاي منتظري- كه آن هم با اقدام حضرت امام(ره) اصلاح شد، پرونده روشني از خود باقي گذاشته است. در اين جا با كمال ادب و ارادتي كه به خبرگان دارم، اجازه مي‌خواهم چند نكتهاي به محضرشان متذكر شوم.
1. انتظار داريم بيش از پيش، رسالت حساس اين مجلس را پاس دارند؛ زيرا مقام معظم رهبري فرمودند، وظائف اين مجلس عبارت از تعيين رهبر و رصد دائمي شرائط رهبري است. و طرح برخي مسائل مختص دولت و مجلس شوراي اسلامي در دستور كار مجلس خبرگان، انحراف از وظيفه محسوب مي‌شود. بنابراين قرار گرفتن «بررسي موضوع هسته اي و يارانه ها» در دستور كار مجلس خبرگان كه رئيس مجلس در نماز جمعه تهران آن را اعلام كرد(1)، ممكن است انحراف از وظيفه تلقي شود. ولي چنان چه براي آشنايي اعضا و اطلاع آنها از اين گونه مسائل باشد، مي‌تواند دعوت از مسؤولان مربوطه مفيد بلكه ضروري باشد. لكن اين روال در گذشته نيز بوده است و امر جديدي اتفاق نيفتاده كه اين گونه روي آن مانور داده مي‌شود!
2. مردم نمايندگان مجلس خبرگان را بسان خود مجلس داراي جايگاهي برجسته مي‌دانند و از رفتار و گفتار آنان الگو مي‌گيرند، بنابراين چنان كه در موضع گيري هاي خبرگان، تعبد به ولايت و التزام عملي به نقشه راهي كه رهبري نظام ترسيم مي‌كنند مشاهده شود، اين وفاداري در مردم به مراتب شديدتر خواهد شد؛ ولي خداي نكرده اگر مردم احساس كنند عملكرد برخي اعضا حتي در حد يك نفر خلاف اين را نشان مي‌دهد، چه تاثيري در جامعه خواهد داشت؟! وقتي رهبري نظام از دولت نهم به‌گونه‌اي صريح و همه جانبه حمايت و با معرفي ويژگي‌هاي برجسته آن، دولت را احياگر ارزش‌هاي انقلاب معرفي مي‌كنند و تخريب آن‌را برنامه حساب شده دشمنان داخلي و خارجي مي‌دانند، لب فروبستن از آن همه نكته مثبت و بزرگ كردن نقاط ضعف احتمالي ممكن است نوعي تخريب به‌حساب آيد. در اين صورت مردم حق دارند بپرسند: چنان‌چه متولي حرمت امام‌زاده را نگه ندارد، تكليف ديگران چيست؟!
3. از جمله نكات مهمي كه مقام معظم رهبري همواره بر آن تاكيد مي‌كنند، ترويج فرهنگ كار و تلاش در جامعه است و يكي از برجستگي‌هاي دولت نهم كه موجب شده معظم له از آن تجليل كنند، داشتن روحيه پركاري و خستگي ناپذيري است. اگر چند روز رئيس‌جمهور را رصد كنيم، معناي كلام رهبري را كه فرمودند دولت به‌معناي حقيقي كلمه كارگري مي‌كند، به‌خوبي روشن مي‌شود. در روزهاي اخير رئيس جمهور به چند استان و چند كشور سفر كرد و در هر كدام با كم‌ترين استراحت، كمر به خدمت بست. از اين رو انتظار مي‌رود نمايندگان خبرگان كه الگوي ديگران به‌حساب مي‌آيند، از اختصاص وقت پر ارزش خود براي اموري غير ضروري مانند ملاقات با رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه سه روز در اجلاس در كنار هم بوده‌اند، در دستور كار قرار ندهند.
4. مقام معظم رهبري كه به حق يك حكيم وارسته‌اند، در جمع خبرگان بر نكاتي بسيار مهم و استراتژيك تاكيد كردند كه توجه و تامل ويژه آن بزرگان را مي‌طلبد. ايشان با تاكيد بر ضرورت حفظ و تقويت محتوا و اصول اساسي نظام اسلامي، فرمودند: «اگر به محتوا و اصول توجه نشود، ممكن است در زير پوست شكل رسمي نظام، تغييرات تدريجي و بيسر و صدايي اتفاق بيفتد و نظام اسلامي را به سمت انحراف بكشاند كه در برخي مواقع، خواص هم متوجه اين انحراف تدريجي نمي‌شوند.» بيان اين سخنان در جمع پاسداران ايدئولوژيك نظام اسلامي، وظايف علما و بزرگان را سنگين‌تر مي‌كند تا مبادا روزي بيايد كه از جمهوري اسلامي فقط شكل و قالب آن باقي مانده باشد ولي محتواي آن كه اسلام ناب محمدي (ص) است دستخوش تغييراتي گردد كه به دليل نامرئي و تدريجي بودن آن‌ها، حتي مورد غفلت خواص جامعه نيز قرار گيرد. براي جلوگيري از وقوع چنين پديده خطرناكي توجه به نكات ذيل ضروري است.
4-1. هموراه هشدارهاي مقام معظم رهبري را كه بهعنوان ديده‌بان نظام، تهديدها را رصد مي‌كنند، جدي بگيريم و خطوط كلي و معيارهاي مظعم‌له براي ادامه راه امام و حركت انقلاب را بهطور جدي نصب‌العين خود قرار دهيم. ايشان «عدالتخواهي، استقلال و آزادي به معناي حقيقي كلمه، استكبار ستيزي و منفعل نبودن در برابر... و زندگي اشرافيگري را جزو مباني انقلاب اسلامي دانستند كه به هيچ وجه نبايد تغيير كند». از سوي ديگر معظم‌له در دو سه روز قبل از ديدارشان با خبرگان، همين ويژگي‌ها را از برجستگي‌هاي دولت نهم معرفي كردند و در ديدار با خبرگان تاكيد فرمودند كه «جريان نزديك به اصول انقلاب بايد حمايت شود». بنابراين استراتژي آينده و نقشه راه، فراروي همه مردم بهويژه خواص جامعه است كه مي‌توان با صحيح پيمودن آن، به قله و هدف اصلي دست يافت.
4-2. آگاهي از انحراف‌هاي زير پوستي و شگردهاي منحرفان، شرط اساسي براي مقابله با اين توطئه است. بايد در اين باره عميق‌تر انديشيد و نشست‌هاي ويژه و تخصصي ترتيب داد. دوران پس از جنگ، تابلويي روشن در مقابل ديدگان همه است تا ببينند انحراف از كجا، چگونه و توسط چه كساني رقم مي‌خورد.
4-3. توجه به اين نكته نيز ضروري است كه لايه‌هاي روئين و ژورناليست‌ها و به تعبير مقام معظم رهبري شارلاتانيزم مطبوعاتي با فضاسازي‌هاي كاذب و تغيير اولويت‌ها مجال تفكر و انديشه را از بزرگانمان نگيرند.
4-4. دشمن شناسي را بايد جزو اساسي‌ترين برنامه‌هاي روز قرار داد. و دشمنان و ترفندهاي‌شان را شناخت، مقام معظم رهبري در سخنان اخير خود بر ضرورت شناخت دشمنان داخلي و خارجي تاكيد فرمودند؛ دشمناني كه بهصورت هماهنگ، دولت نهم را به سبب پايبندي به اصول و ارزش‌ها و احياي شعارهاي انقلاب مورد هجومي ناجوانمردانه قرار داده‌اند؛ دشمناني كه از آغاز انقلاب تا كنون، لحظه‌اي در مقابله با نظام اسلامي و تفكر اسلام ناب محمدي(ص) ترديد نكرده‌اند و امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري را نيز به همين دليل مورد بدترين حملات قرار مي‌دهند! با تهاجم فرهنگي آن هم با نفوذ دادن ايادي خود در بدنه دولت‌هاي پيشين عزم خويش را بر نهادينه كردن تفكرات سكولاريستي و غربگرايي در بدنه كشور جزم كرده بودند و اكنون نيز در حال برنامه‌ريزي براي بازگشت به همان وضعيت هستند. به هر حال اميدواريم در كنار سنگربان ايدئولوژيك اسلامي، با شناخت دشمنان و ترفندهاي آنان و پيمودن درست نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم كرده‌اند، به قله‌هاي تعالي و پيشرفت دست يابيم و در آينده‌اي نه چندان دور با عزت و سربلندي جشن ظهور حضرتش را پيروزمندانه بگيريم.ن ظهور حضرتش را پيروزمندانه بگيريم.