صفحه فرهنگي-اجتماعي

توصيه هاي بهداشتي به روزه داران

رئيس اداره بهداشت مواد غذايي و اماكن عمومي وزارت بهداشت، از تشديد برنامه‌هاي كنترلي- نظارتي در ايام ماه مبارك رمضان خبر داد و گفت: امسال با توجه به بحث خشكسالي و مشكلات ناشي از آن، نظارت‌ها از اهميت خاصي برخوردار است.

مهندس غلامي اظهار كرد: مطابق برنامه همه ساله، نمونه برداري، نظارت و كنترل مراكز و اماكن تهيه و توزيع مواد غذايي، اماكن افطارده و پخش نذورات صورت مي‌گيرد.

وي با توصيه به هموطنان جهت اعمال توجه بيشتر براي خريد مواد غذايي اعم از آش، زولبيا، باميه، حليم و شيريني‌هاي سنتي در اين ماه آنان را از خريد زولبيا و باميه فله‌اي و روباز برحذر داشت.

رئيس اداره بهداشت مواد غذايي و اماكن عمومي وزارت بهداشت با بيان اين كه روزه داران بايد در خريد زولبيا و باميه نسبت به استاندارد بودن جعبه شيريني با مشاهده نشانه استاندارد اطمينان حاصل كنند، افزود: در اين ايام بايد از خريد زولبيا و باميه و خرما از دستفروشان اكيدا خودداري‌شود.

مهندس غلامي، طول مدت نگهداري زولبيا و باميه را حداقل سه و حداكثر پنج روز در محيط سرد و خنك عنوان كرد و افزود: به لحاظ مصرف روغن‌هاي خاص در تهيه اين ماده خوراكي، ماندگاري و كيفيت آن براثرعوارض ثانويه دستخوش تغيير مي‌شود.

وي، با بيان اين كه روزه داران بايد به عدم وجود باقي ماندن روغن بر روي خرده‌ها و رگه‌هاي سوخته زولبيا و باميه توجه داشته باشند، يادآور شد: چنانچه تمايل به مصرف سبزي، سالاد و كاهو براي افطار و سحر وجود دارد بايد ضمن سالم سازي چهار مرحله‌اي اعم از شست و شوي اوليه، انگل زدايي، گند زدايي و شست و شوي نهايي اين محصولات به مصرف برسند.

رئيس اداره بهداشت مواد غذايي و اماكن عمومي وزارت بهداشت، با بيان اين كه در صورت استفاده از هويج براي تهيه سالاد بايد مراحل سالم سازي طي شود، افزود: اگر بانوان مايل به استفاده از غذاي طبخ شده در زمان افطار هستند، غذا نبايد بيش از دو ساعت در دماي محيط نگهداري شود و در صورت ضرورت، غذا بايد در دماي 4 درجه سانتيگراد يخچال و يا با شعله كم به ميزان حرارت 65 درجه سانتي‌گراد براي حفظ دما نگهداري‌شود.

توليد بازي رايانه اي ضد اسلامي توسط امريكا

يك گروه آمريكايي، به تازگي بازي رايانه‌اي جديدي را ارائه كرده كه در آن اسلام و مسلمان به عنوان عوامل پرورش تروريسم معرفي شده‌اند!

در اين بازي كه با اهداف جنگ طلبانه دولت‌هاي غربي و تحريف واقعيت‌هاي جنگ عراق ساخته شده، آمريكا و انگليس در مقام منجي بشريت و اسلام و مسلمانان به عنوان محور شرارت رو در روي هم قرار مي گيرند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:
جوشش عظيم فرهنگي در دولت نهم تبلور يافت

در دولت نهم تمام دستگاه‌هاي اجرايي براي توسعه فرهنگ عمومي نقش آفريني مي كنند.

“محمدحسين صفارهرندي” وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اظهار اين مطلب در آيين اختتاميه پنجمين نمايشگاه بزرگ كتاب مازندران در ساري افزود: براي تعالي فرهنگ در جامعه، جوشش عظيم فرهنگي بايد در بين اقشار مختلف نمايان شود.

وي با تشريح خسارت‌هاي ناشي از بي توجهي به توسعه فرهنگي افزود: متاسفانه به علت بي توجهي برخي از مسئولان مقوله فرهنگ در جامعه مظلوم واقع شد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي گفت: مديران فاقد درك فرهنگي در تحقق اهداف و ماموريت هاي خود ناكام خواهند ماند.

صفار هرندي تعداد كنوني كتابخانه هاي روستايي در كشور را بالغ بر 2هزار واحد ذكر كرد و افزود: سال آينده اين تعداد به 10هزار كتابخانه افزايش مي يابد.

انتشار هزار بيت از آقاسي

پس از انتشار سه هزار بيت از مرحوم محمدرضا آقاسي، شاعر بسيجي، در قالب كتاب “بر مدار عشق” به زودي هزار بيت ديگر از وي منتشر مي‌شود.

غلامرضا آقاسي، فرزند اين شاعر، با اعلام اين خبر به ايرنا گفت: بخشي از دومين مجموعه اشعار آقاسي را آثاري تشكيل مي دهند كه به صورت نوار، فيلم و دستخط در اختيار خانواده يا دوستان و آشنايان شاعر قرار دارند و هنوز نامي براي آن در نظر گرفته نشده است.

ره توشه هايي از حضرت آيت ا... مظاهري
روزه دار واقعي كيست؟

روزه از نظر فقهاي اسلام و علماي اخلاق داراي مراتب مختلفي است. مرتبه نخست آن، روزه فقهي است و آن روزه‌اي است كه مطابق دستورهاي فقهي گرفته شود؛ بدين معنا كه روزه‌دار قبل از اذان صبح نيت روزه كند و تا مغرب از مبطلات روزه پرهيز نمايد. از نظر فقهاي اسلام چنين روزه‌اي صحيح است و رفع تكليف مي‌كند. اين روزه انسان را از سقوط و گمراهي نجات مي‌دهد، ولي لزوما موجب تقرب انسان به درگاه الهي نمي‌شود. علماي اخلاق به چنين روزه‌اي، روزه عامه گويند؛ زيرا عموم مردم بدين صورت روزه مي‌گيرند.

مرتبه دوم، روزه خواص است. در اين مرتبه روزه‌دار علاوه بر اين‌كه از مبطلات روزه پرهيز مي‌كند، از گناهان كبيره و صغيره نيز اجتناب مي‌ورزد؛ به عبارت ديگر، چشم، گوش، زبان و اعضاي بدن او هم روزه هستند.

روزه‌ دار چشم خود را از آن‌چه نهي شده است حفظ مي‌كند، گوش خود را از هر چيزي كه شايسته شنيدن نيست نگاه مي‌دارد، زيرا شنونده در معصيت دروغ و غيبت و غير آن، با گوينده شريك است. همچنين،‌زبان خود را از بيهوده گويي باز مي‌دارد،‌ يا خاموش مي‌نشيند يا به خواندن ذكرها و تلاوت قرآن كريم مشغول مي‌شود و سخني كه مورد رضايت خداوند نيست، بر زبان نمي‌آورد. خلاصه آن‌كه دست، پا و همه اعضا و جوارح او از كارهاي ناشايست پرهيز مي‌كنند.چنين روزه اي به افراد خاصي از انسان‌ها اختصاص دارد و به آن روزه اخلاقي نيز مي‌گويند. محمد بن مسلم از امام صادق(ع) روايت كرد كه فرمودند:

“اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك- و عدد اشياء غير هذا- و قال:لا يكون يوم صومك كيوم فطرك...”(1)

چون روزه گرفتي، پس بايد گوش، چشم، مو و پوست تو نيز روزه‌دار باشند و اعضا و جوارح ديگر نيز همين‌طور، نبايد روزي كه روزه‌داري با روزي كه روزه نيستي يكسان باشد.

شيخ محمد شبستري(ره) چه نيكو گفته است:

نپنداري كه روزه بسته كام است زمن بشنو كه تا گويم كدام است

كه پرهيزد ز نمّامي و غيبت

ز گفتار دروغ و مكر و ريبت

ز بد ديده فراگير و فرو پوش

مكن غيبت و گر كردند منيوش

ز هر چه كار بد، يكسر حذركن

چو ديدي بد، چو باد از وي گذر كن(2)

امام باقر(ع) فرمودند:” روزي رسول خدا(ص) زني روزه‌دار را ديد كه به كنيز خود دشنام مي‌داد. پس رسول خدا(ص) فرمودند كه طعام بياورند و سپس به آن زن فرمودند: طعام بخور! آن زن گفت: اي رسول خدا! چگونه طعام بخورم در حالي‌كه روزه‌دار هستم. حضرت رسول(ص) فرمودند: آيا روزه‌داري و به كنيز خود دشنام مي‌دهي؟ روزه تنها خودداري از خوراك و نوشيدني نيست. به‌درستي‌كه خداوند روزه را حجابي در برابر كارهاي زشت و گفتارهاي ناروا قرار داده است،‌ زيرا اين گونه كارها نيز روزه را باطل مي‌كنند. چه اندك اند روزه‌داران و چه بسيارند گرسنگان.”(3)

از نظر علماي اخلاق اگر روزه‌داري دروغ بگويد يا غيبت كند و به عيبجويي از مسلمانان بپردازد روزه او صحيح نيست و نمي‌تواند هنگام افطار به خداوند متعال عرض كند كه خداوندا براي تو روزه گرفتم و با روزي تو افطار مي‌كنم. چنين روزه‌اي از نظر اخلاقي پذيرفتني نيست،‌ هر چند ممكن است از نظر فقهي و شرعي صحيح باشد و قضا و كفاره هم نداشته باشد.

زمن بشنو رها كن لعب و طيبت

دهان خود بشوي از لغو و غيبت

پس آنگه روزه‌گير از هر چه منهي است

اگر دانسته‌اي الصوم لي چيست(4)

در روايتي آمده است كه يك روز از ماه شعبان پيامبر اكرم(ص) به اصحاب فرمودند: امروز روزه بگيريد و هنگام افطار نزد من آييد، آن‌گاه روزه خود را بگشاييد. پيرمردي خدمت رسول اكرم(ص) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! من و دو دخترم روزه‌دار هستيم، اجازه مي‌دهيد تا افطار كنيم؟ حضرت فرمودند: تو روزه هستي، اما دختران تو روزه نيستند. به خانه برو و به آنها بگو كه روزه آنان قبول نيست. پيرمرد با تعجب به خانه برگشت و به دخترانش گفت: رسول خدا(ص) مي‌فرمايند كه روزه شما قبول نيست. در اين‌هنگام دختران در حالت كشف ديدند كه دولخته گوشت از دهانشان روي زمين افتاد. آنان با ناراحتي خدمت رسول اكرم(ص) رفتند و عرض كردند: اي رسول خدا! ما ديشب گوشت نخورديم و امروز هم روزه بوديم، لخته‌هاي گوشت چيست؟ حضرت فرمودند: شما با زبان روزه،‌غيبت كرديد و كسي كه غيبت ديگري را بكند،‌ مانند آن است كه گوشت مرده خورده باشد. مگر در قرآن نخوانده‌ايد كه مي‌فرمايد:

«ولا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم ميتا فكر هتموه و اتقوا الله.»(5)

و از يكديگر غيبت نكنيد. آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخوريد؟ پس آن را ناخوش خواهيد داشت و از خدا بترسيد.

حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند:‌” كسي كه در ماه(مبارك) رمضان از روي ايمان و به انگيزه انجام دادن تكاليف الهي روزه بدارد و گوش،‌ چشم و زبانش را از آنچه به مردم زيان مي‌رساند حفظ كند،‌ خداوند روزه او را مي‌پذيرد،‌ گناهان گذشته و آينده‌اش را مي‌آمرزد و پاداش صابران را به او عطا مي‌كند.”(6)

حضرت فاطمه(س) فرمودند:

“ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه؟”(7)

روزه‌داري كه زبان،‌گوش، چشم و ساير اندام‌هاي خود را حفظ نكند، روزه‌اش به حال او چه سودي دارد؟

مرتبه سوم، روزه دل و باطن است. در اين مرتبه روزه‌دار علاوه بر پرهيز از مبطلات روزه و اجتناب از گناهان و حفظ اعضا و جوارح، دل و باطن خود را نيز متوجه حق مي‌كند و از شائبه غير خدا محفوظ نگه‌ مي‌دارد.

چنين روزه‌داري از صبح تا مغرب دلش در محضر ربوبي است و خود را درپيشگاه خداوند متعال احساس مي‌كند. روزه دل به‌گونه‌اي ديگر نيز تعبير شده است و آن اين‌كه گناهان قلبي از قبيل كبر،‌ حسد، ريا، كينه، غرور و غيره در دل روزه‌دار راه نمي‌يابد و قلب او از انديشه‌هاي باطل و صفات ناپسند مبري است. حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:

“صوم القلب خير من صيام اللسان و صيام اللسان خير من صيام البطن.”(8)

روزه قلب از روزه زبان و روزه زبان از روزه شكم بهتر است.

روزه قلب كه در برخي از متون عرفاني به روزه خاص الخواص تعبير شده، داراي اين ويژگي است كه روزه‌دار در حالي‌كه روزه است، هيچ‌گونه انديشه غير خدايي به دل خود راه نمي‌دهد، زيرا توجه به غير خدا و انديشيدن درباره امور دنيوي و حتي اخروي موجب بطلان اين روزه است.

گرفته روزه خاصان درگاه

خوشا وقت كسي كه رفته اين راه

از آن پس روزه خاص الخواص است

كه پيش خاصگانش اختصاص است

ز دنيا فارغند از فرط غيرت

ز عقبي رسته‌اند از عين حيرت

به‌جز حق هر چه شان در خاطر آيد

از آن هم روزه ي‌ آنان گشايد(9)

قسم اول روزه؛‌يعني روزه فقهي و امساك از خوردن و آشاميدن و ديگرمفطرات روزه موجب رفع تكليف مي‌شود. قسم دوم‌؛ يعني روزه اعضا و جوارح ظاهري موجب غفران الهي مي‌شود. قسم سوم؛ يعني روزه‌اي كه همراه با حضور قلب باشد و همه قواي باطني، فكر و دل بنده هم در حال روزه باشد،‌ موجب تقرب بنده به حق تعالي مي‌گردد و او در ظل حضرت معبود قرار مي‌گيرد و ميهمان خداوند مي‌شود. هر كدام از اين سه قسم روزه، اجر و پاداش مخصوص به خود را دارد. روزه دل و باطن از روزه اعضا و جوارح مهم‌تر و روزه اعضا و جوارح هم از روزه خوردن و آشاميدن مهم‌تر است. اگر روزه دل و قلب ميسر نشد،‌روزه‌دار بايد بكوشد با گرفتن روزه خواص، دادن صدقه، اطعام روزه‌داران، توسل به اهل‌بييت(ع) و كمك به مستمندان زمينه قبولي روزه‌هاي خود را در درگاه ربوبي فراهم سازد. بهترين عمل براي روزه‌دار در ماه مبارك رمضان تلاوت قرآن مجيد است. روزه‌دار مي‌تواند از اين طريق كاستي‌هاي روزه خود را جبران كند. درباره تلاوت قرآن مجيد در روايات آمده است كه اگر روزه‌دار در ماه مبارك رمضان يك آيه از قرآن را تلاوت كند، اجر و ثواب يك ختم قرآن براي او نوشته مي‌شود. اگر كسي يك بار قرآن را در ماه رمضان ختم كند،‌ثواب و پاداش آن معادل هفت هزار ختم قرآن كريم در ماه‌هاي ديگر است. درباره اهيمت تلاوت قرآن كريم، خداوند در سوره مزمل مي‌فرمايد:

«فاقروا ما تيسر من القرآن علم ان سيكون منكم مرضي و اخرون يضربون في الارض يبتغون من فضل الله و اخرون يقاتلون في سبيل الله فاقروا ما تيسر منه.»(10)

تا جايي كه ميسر مي‌شود، قرآن بخوانيد، [خداوند] مي‌داند چه كساني از شما بيمار خواهند شد و گروهي به طلب روزي خدا به سفر مي‌روند و گروهي ديگر در راه خداوند به جهاد بر مي‌خيزند، پس تا جايي كه ميسر مي‌شود، قرآن بخوانيد.

اين آيه شريفه به اين نكته اشاره مي كند كه انسان در هر حالتي قرار دارد، چه در تندرستي و بيماري، چه در سفر و حضر و چه در حال جهاد و مبارزه با دشمنان خدا بايد در حد امكان قرآن بخواند. رسول اكرم(ص) مي‌فرمايند:

“البيت الذي يقرء فيه القرآن يتراءي لاهل السماء كما تتراءي النجوم لاهل الارض.”(11)

خانه‌اي كه در آن قرآن خوانده مي‌شود،‌ در نظر اهل آسمان چنان مي‌نمايد كه ستارگان در نظر اهل زمين.

در جاي ديگري از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه مي‌فرمايند:

“ان هذه القلوب تصدء كما يصدء الحديد قيل فما جلاءها قال ذكر الموت و تلاوه القرآن.”(12)

دل‌ها مانند آهن زنگ مي‌زند. گفتند صيقل آ‌ن چيست؟ فرمودند: ياد مرگ و خواندن قرآن.

پي‌نوشت‌ها

1. كافي، ج 4، ص .87

2. كنز الحقايق، ص .89

3. بحارالانوار، ج 96، ص .293

4. كنز الحقايق، ص .88

5. قرآن، حجرات،. /12

6. المحجه البيضاء، ج 2، ص .124

7. بحارالانوار، ج 96، ص .294

8. شرح غررالحكم و دررالكلم، ج 4، ص .223

9. كنز الحقايق، ص .89

10. قرآن، مزمل. /20

11. نهج الفصاحه، ص .223

12 . همان، ص .189

سيره عملي امام روح ا...(ره) در ضيافت الهي

 محمود اكبري

ماه رمضان شد، مي و ميخانه برافتاد

عشق و طرب و باده به وقت ‌سحر افتاد

افطار به مي‌كرد برم پير خرابات

گفتم كه تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گير كه در مذهب رندان

در حضرت حق اين عملت ‌بارور افتاد(1)

عالمان رباني چلچراغ هاي پر فروغي هستند كه در هر عصري در آسمان علم و عمل مي‌درخشند و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت بر زمينيان تجلي مي‌كنند و آنان را به سوي منابع نور و بركت دودمان وحي رهنمون مي‌سازند و بر بال عرفان ناب محمدي نشانده، به مشكات ملكوت عروج مي‌دهند.

در ميان آن دين باوران كفرستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين، سياستمدار خداجو، فيلسوف، عارف، مفسر ژرف انديش، حضرت امام خميني از موقعيتي ويژه برخوردار است. او با عمري كه روزها و ساعت‌ها و لحظه‌هايش با مراقبه و محاسبه سپري مي‌شد صدها آيه قرآن را تجسم و عينيت‌بخشيد، او مظهر ارزش‌ها، قرآن و اهل بيت‌بود. ماه رمضان براي امام ارزش خاصي داشت، بدين جهت در ماه رمضان ملاقات‌هاي خود را تعطيل مي‌كردند تا بهره بيش‌تري از بركات اين ماه ببرند. ايشان مي‌فرمودند: «خود ماه رمضان، كاري است»(2) لذا كارهاي ديگر را كم مي‌كردند و بيش‌تر به دعا و قرآن مي‌پرداختند.

در اين ماه شعر نمي‌خواندند و نمي‌سرودند و گوش به شعر هم نمي‌دادند و دگرگوني خاصي متناسب با اين ماه در زندگي خود ايجاد مي‌كردند؛ به گونه‌اي كه اين ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجيد، دعا و انجام مستحبات مربوط به ماه رمضان سپري مي‌كردند.(3) غذا بسيار كم مي‌خوردند حتي در روزهاي بلند و طولاني روزه مي‌گرفتند اما وقت افطار و سحر آن قدر كم مي‌خوردند كه خادمشان فكر مي‌كردند آقا چيزي از غذا نخورده.(4)

عبادت و تهجد

از جمله برنامه‌هاي ويژه حضرت امام در رمضان عبادت و تهجد بود. امام، عبادت را ابزار رسيدن به عشق الهي مي‌دانستند و به صراحت بيان مي‌كردند كه در وادي عشق نبايد به عبادت به چشم وسيله‌اي براي رسيدن به بهشت نگاه كرد.(5)

اكثر آشنايان امام نقل مي‌كنند كه از سن جواني نماز شب و تهجد جزو برنامه‌هايشان بود.

يكي از اهل بيت ايشان مي‌فرمودند: وقتي در ظلمات و تاريكي نيمه شب آهسته وارد اتاق امام مي‌شدم، معاشقه امام را با خدا احساس مي‌كردم و مي‌ديدم كه با خضوع و خشوعي خاص نماز مي‌خواندند و قيام و ركوع و سجود را به‌جا مي‌آوردند كه حقا وصف ناپذير بود. با خودم فكر مي‌كردم كه شب امام حقيقتا ليله‌القدر است اين حالات امام نه يك شب و دو شب بلكه يك عمر برقرار بود، گفته‌اند كه پنجاه سال نماز شب امام ترك نشد. يكي از اعضاي دفتر ايشان در اينباره مي‌گويد: پنجاه سال است كه نماز شب امام ترك نشده، امام در بيماري، در صحت، در زندان، در خلاصي، در تبعيد، حتي بر روي تخت‌بيمارستان قلب هم نماز شب خواندند.(6)

و اگر شبي موفق به نماز شب نمي‌شدند فردايش بسيار ناراحت و محزون بودند. از مرحوم آيه`ا... سيدمصطفي خميني(ره) نقل شده كه مي‌فرمودند: ديدم آقا (امام) در اتاق خود هستند و صداي گريه ايشان بلند است. از مادرم پرسيدم چه شده كه آقا گريه مي‌كنند؟ مادرم فرمودند: ايشان در شبي كه موفق به نماز شب و راز و نياز با خدا نشود، چنين حالي را دارد.(7)

امام توجه خاصي به نوافل داشته و هرگز نوافلش را ترك نمي‌فرمود. نقل شده كه امام در نجف اشرف با آن گرماي شديد هوا ماه رمضان را روزه مي‌گرفت و با اين كه در سنين پيري بودند و ضعف بسيار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل به‌جاي نمي‌آوردند، افطار نمي‌كردند و شب‌ها تا صبح نماز و دعا مي‌خواندند و بعد از نماز صبح مقداري استراحت مي‌كردند.(8) و صبح زود براي كارهايشان آماده مي‌شدند.(9)

خانم زهرا مصطفوي مي‌گويد: راز و نياز امام و گريه‌ها و ناله‌هاي نيمه شب ايشان چنان شديد بود كه انسان را بي اختيار به گريه مي‌انداخت.(10)

يكي از برادران پاسدار كه محافظ امام بود مي‌گفت: امام شب‌ها معمولا دو ساعت به اذان صبح بيدار بودند، يك شب متوجه شدم كه امام با صداي بلند گريه مي‌كنند. من هم متاثر شدم و شروع كردم به گريه كردن.(11)

يكي از اساتيد قم نقل مي‌كرد شبي مهمان حاج آقا مصطفي بودم، ايشان خانه جداگانه‌اي نداشتند و در منزل امام زندگي مي‌كردند، نصف شب از خواب بيدار شدم و صداي آه و ناله‌اي شنيدم. نگران شدم كه در خانه چه اتفاقي افتاده است، حاج آقا مصطفي را بيدار كردم و گفتم: ببين در خانه چه خبر است. ايشان نشست و گوش داد و گفت: صداي امام خميني است كه مشغول تهجد و عبادت است.(12)

و در ماه رمضان اين شب زندهداري و تهجد وضعيت ديگري داشت. ‌يكي از محافظين بيت مي‌گويد: يكي از شب‌هاي ماه رمضان نيمه شب براي انجام كاري مجبور شدم از جلوي اتاق امام گذر كنم. حين عبور متوجه شدم كه امام زار زار گريه مي‌كردند، هق هق گريه امام كه در فضا پيچيده بود واقعا مرا تحت تاثير قرار داد كه چگونه امام در آن موقع از شب با خداي خويش راز و نياز مي‌كند.(13)

آخرين رمضان دوران حيات امام به گفته ساكنان بيت از رمضان‌هاي ديگر متفاوت بود، به اين صورت كه امام هميشه براي خشك كردن اشك چشمشان دستمالي را همراه داشتند، ولي در آن ماه رمضان حوله‌اي را نيز همراه بر مي‌داشتند، تا به هنگام نمازهاي نيمه شب‌شان از آن استفاده كنند.(14)

يكي از محافظين بيت مي‌گويد: در رمضان سال قبل از رحلت‌شان بعضي وقت‌ها كه به نزد ايشان مي‌رفتم، مي‌ديدم كه قيافهشان كاملا برافروخته است و چنان اشك ريخته‌اند كه علاوه بر دستمال، اشك‌شان را با حوله پاك مي‌كردند.

توجه ويژه به قرآن

امام خميني توجه خاصي به قرآن داشت بهطوري كه روزي هفت‌بار قرآن را مي‌خواندند.(15)

هر فرصتي كه به دست مي‌آوردند - ولو اندك - قرآن مي‌خواندند. بارها ديده شد كه امام حتي در دقايقي قبل از آماده شدن سفره كه معمولا به بطالت مي‌گذرد قرآن تلاوت مي‌نمود.(16)

امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح قرآن مي‌خواند.(17) يكي از اطرافيان امام مي‌گويد: امام در نجف چشمشان درد مي‌كرد، به دكتر مراجعه كردند، دكتر بعد از معاينه چشم امام گفت: شما بايد چند روزي قرآن نخوانيد و به چشمتان استراحت‌بدهيد!

امام خنديد و فرمود: دكتر من چشمم را براي قرآن خواندن مي‌خواهم، چه فايده‌اي دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم، شما يك كاري كنيد من بتوانم قرآن بخوانم.(18)

يكي از همراهان امام در نجف اظهار مي‌كرد كه امام خميني(ره) در ماه رمضان هر روز ده جزء قرآن مي‌خواندند؛ يعني در هر سه روز يك دوره قرآن مي‌خواندند. برادران خوشحال بودند كه توانسته‌اند دو دوره قرآن را در ماه رمضان بخوانند ولي بعد فهميدند كه امام ده دوره قرآن را ختم كرده‌اند.(19)

علاوه بر آن هر سال چند روز قبل از ماه رمضان دستور مي‌دادند كه چند ختم قرآن براي افرادي كه مد نظر مبارك‌شان بود قرائت شود.(20)

گزيده‌هايي از توصيه‌هاي امام به مناسبت ماه رمضان

مبادا در ماه مبارك رمضان از شما غيبتي، تهمتي و خلاصه گناهي سر بزند. در محضر ربوبي با نعم الهي و در مهمان سراي باري تعالي آلوده به معاصي باشيد. شما اقلا به آداب اوليه روزه عمل نماييد و همان‌طور كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه مي‌داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصي باز داريد. از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويي و دروغ نگه‌داشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت‌شيطاني را از دل بيرون كنيد.

اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان در اعمال و كردار شما هيچ‌گونه تغييري پديد نيامد و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقي نكرد معلوم مي‌شود، روزه‌اي كه از شما خواسته‌اند محقق نشده است. اگر ديديد كسي مي‌خواهد غيبت كند، جلوگيري كنيد و به او بگوييد: ما متعهد شده‌ايم كه در اين سي روز ماه مبارك رمضان از امور محرمه خود داري ورزيم و اگر نمي‌توانيد او را از غيبت بازداريد از آن مجلس خارج شويد، ننشينيد و گوش كنيد، باز تكرار مي‌كنم تصميم بگيريد در اين سي روز ماه مبارك رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضا و جوارح خود باشيد.(21) توجه بكنيد كه ماه مبارك را به آدابي عمل بكنيد. .. فقط دعا نباشد، دعا به معناي واقعي‌اش باشد.(22)

پي‌نوشت‌ها

1. امام خميني، ديوان اشعار (تاريخ سرودن شعر 29 شعبان 1407)

2. پا به پاي آفتاب ج 1، ص 286

3. برداشتهايي از سيره امام خميني، ج 3‌، ص 90‌

4. همان، ص 89‌

5. رضا مختاري، سيماي فرزانگان، ص 220‌

6. روزنامه جمهوري اسلامي، 2 بهمن 64، ص 3‌، ويژه‌نامه

7. امام در سنگر نماز، ص 83‌، و هزار و يك نكته حسين ديلمي، نكته 129

8. حسين ديلمي، هزار و يك نكته به نقل از كتاب حبيب و محبوب، ص 53‌ و سيماي فرزانگان، ص180‌

9. رضا مختاري، سيماي فرزانگان، ص 159 و برداشتهايي از سيره امام خميني (ره)، ج 3، ص99

10. برداشت‌هايي از سيره امام، ج 3، ص 132

11. همان، ص 286

12. هزار و يك نكته، نكته 104 جلوه‌اي از خورشيد، ص 90

13. برداشت‌هايي از سيره امام، ج 3، ص 126

14. همان

15 همان، ص 8

16. همان

17. همان، ص 7

18. پابه‌پاي آفتاب، ج 1، ص 181

19. سيماي فرزانگان، ص 159و 161 و برداشتهايي از سيره امام، ج 3، ص 8

20. محمد حسن رحيميان، در سايه آفتاب، ص115

21. جهاد اكبر، ص 44 و محمد رضا اوحدي، روح عرفاني روحا...، ص 95

22. پاسدار اسلام، شماره 100، ص 26

آثار انفاق در جامعه (بخش اول)

 محمد آصف عطايي

مقوله انفاق از جمله مفاهيم ارزشمندي است كه در آموزههاي ديني به خصوص آيات قرآن كريم، مورد توجه و عنايت ويژه اي قرار گرفته است. اين اصل ارزشمند اگر رعايت شده و به آن عمل شود، كاركردهاي زيادي در عرصههاي فردي و اجتماعي، مادي و معنوي و... دارد و يكي از اسباب تعديل ثروت و كاهش فاصلههاي طبقاتي در جامعه است. قرآن كريم با تعابير گوناگوني انسانهاي مومن و پرهيزگار را به انفاق و رسيدگي به امور انسانهاي فقير و مستضعف، توصيه و سفارش نموده است. در اين نوشته، سعي شده است آثار انفاق؛ با توجه به آيات قرآن كريم، بررسي و زوايايي از آن در حد امكان، روشن گردد:

معناي انفاق

انفاق از ماده نفق؛ به معناي كم شدن، نابود شدن، هزينه كردن، مخفي كردن، و پوشاندن است.(1) در آموزههاي ديني انفاق به اعطا و بخشش مال و يا چيز ديگر در راه خدا به فقرا و نيازمندان و... گفته ميشود. راغب اصفهاني ميگويد: بخشش مال را از آن جهت انفاق گويند كه با اعطا و بخشش، آن مال در ظاهر زائل شده و از بين ميرود؛ در حالي كه خداي سبحان وعده داده است كه در قبال انفاق بندگانش، عوض و پاداش بهتري عطا كند آن‌جا كه ميفرمايد: بگو: در حقيقت پروردگار من است كه روزي را براي هر كس از بندگانش كه بخواهد گشايش ميدهد يا بر او تنگ ميگرداند و هر چه را انفاق كرديد عوضش را او ميدهد و او بهترين روزي دهندگان است.”(2)

عايشه ميگويد: “پيامبر(ص) گوسفندي را سر بريدند [و گوشت آن را انفاق كردند] پيامبر (ص) فرمود: چيزي مانده است؟ عايشه گفت: به جز سردستش چيزي باقي نمانده است. پيامبر(ص) فرمود: به جز سردستش، همه آن، باقي مانده است.”(3)

انفاق در آموزههاي ديني

خداي سبحان در چندين مورد، انسانها را به انفاق، امر و تشويق كرده است؛ در سوره بقره ميفرمايد: اي كساني كه ايمان آورده ايد! از آنچه به شما روزي داده ايم، انفاق كنيد! پ-يش از آن كه روزي فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است[تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براي خود خريداري كنيد]، و نه دوستي [و رفاقتهاي مادي سودي دارد]، و نه شفاعت؛ [زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.] و كافران، خود ستمگرند؛ [هم به خودشان ستم ميكنند، هم به ديگران.]”(4)

جملهِ «از آنچه به شما روزي داده ايم» مفهوم وسيعي دارد كه هم انفاق‌هاي مالي واجب و مستحب را شامل ميشود و هم انفاق‌هاي معنوي مانند علم و دانش و امور ديگر را، ولي با توجه به تهديدي كه در ذيل آيه آمده، بعيد نيست منظور، انفاق واجب يعني زكات و مانند آن باشد.(5) ولي مرحوم طبرسي در مجمع البيان، عموميت آيه را نسبت به انفاق واجب و مستحب ترجيح ميدهد.(6)

در واقع آيه شريفه به اين مطلب اشاره دارد كه راه‌هاي نجاتي كه در دنيا از طرق مادي وجود دارد هيچ كدام در آخرت كارساز نيست، نه بيع و معامله و نه دوستان مادي اين جهان؛ زيرا آنها نيز به نوبه خود گرفتار اعمال خويش هستند و نه شفاعت در آن‌جا به حال شما سودي دارد؛ زيرا شفاعت الهي در سايه كارهاي الهي انجام ميگيرد كه انسان را شايسته شفاعت ميكند و شما آن را انجام نداده ايد. و اما شفاعتهاي مادي كه با مال و ثروت در اين دنيا كارساز بود، در آن‌جا وجود نخواهد داشت. لذا با ترك انفاق و انباشتن اموال و بخل نسبت به ديگران، تمام درهاي نجات را به روي خود نبنديد.(7) بخل و خودداري از انفاق، باعث ميشود مال و ثروت شما بعد از مرگ به بازماندگان برسد كه در اكثر موارد، سودي به حال شما ندارد.

رسول اكرم(ص) خطاب به اصحابش ميفرمايد: “كدام يك از شما مال وارثش را بيش‌تر از مال خود، دوست دارد؟ اصحاب عرض كردند: اي رسول خدا! هيچ يك از ما نيست مگر اين كه مال خودش را بيش‌تر از مال و دارايي وارثش دوست دارد. حضرت فرمود: مال هر كس همان است كه[براي آخرت] پيش ميفرستد، و مال و ارثش آن است كه پس از خود برجاي ميگذارد.”(8)

خداي سبحان در جاي ديگر، انفاق را در كنار ايمان به خدا و پيامبر(ص) ذكر نموده ميفرمايد: «به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشين كرده است انفاق كنيد؛ زيرا كساني از شما كه ايمان آورده و انفاق كنند پاداش بزرگي خواهند داشت.»(9) آوردن انفاق بعد از ايمان به خدا و رسالت پيامبر(ص)، نشان دهنده اهميت و جايگاه انفاق در زندگي انسانهاست.

در جاي ديگر، خداوند سبحان بندگانش را به سبب خودداري از انفاق، مورد ملامت و سرزنش قرار داده ميفرمايد: “چرا در راه خدا انفاق نكنيد در حالي كه ميراث آسمانها و زمين، همه از آن خداست [و كسي چيزي را با خود نمي برد] كساني كه قبل از پيروزي انفاق كردند و جنگيدند [با كساني كه پس از پيروزي انفاق كردند] يكسان نيستند؛ آنها بلندمقامتر از كساني هستند كه بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد كردند؛ و خداوند به هر دو وعده نيك داده؛ و خدا به آنچه انجام ميدهد آگاه است.”(10)

آثار انفاق

انفاق در راه خدا و رسيدگي به امور نيازمندان جامعه، آثار و بركات فراواني را به همراه دارد كه عبارتند از:

تعديل اقتصادي

از جمله معضلات بزرگ اجتماعي در هر عصر و نسلي، فقر، محروميت و نظامهاي طبقاتي است كه در سايه شوم تبعيض و بي عدالتي رشد و نمو مينمايد و بر روابط انسانها سايه افكنده مشكلات فراواني را در سطح جامعه به وجود ميآورد. انفاق به معناي عام آن، از جمله ابزاري است كه ميتواند تا حدود زيادي بر روابط اقتصادي انسانها و اقشار مختلف جامعه، تاثير داشته و تعديل ايجاد نمايد و فاصلههاي طبقاتي را كم‌تر نموده و يا به كلي نابود سازد.

با توجه به نقش انفاق و رسيدگي به امور نيازمندان، خداي سبحان خطاب به ثروتمندان جامعه ميفرمايد: “آنها كه از ميان شما داراي برتري [مالي] و وسعت زندگي هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند.”(11)

اگر ثروتمندان جامعه، بخش كمي از سرمايه خود را براي سر و سامان دادن به زندگي فقرا و نيازمندان اختصاص داده و صرف كنند، علاوه بر اجر و پاداش معنوي، به خود و حفظ ثروت خويش نيز كمك كرده و جلوي بخش عمده اي از ناامنيها را كه زايده و مولود فقر و تهي دستي است خواهند گرفت. افراد خلاف كار اگر از لحاظ اقتصادي تامين شوند اكثرشان دست از خلافكاري برداشته و سر در خط قانون خواهند نهاد و مثل بقيه به زندگي عادي و معمولي بازخواهند گشت.

انفاق و رسيدگي به امور نيازمندان به طور كلي سبب نجات از مفاسد كشنده اجتماعي ميشود، اگر انفاق به فراموشي سپرده شود و ثروتها در دست گروهي معدود، جمع گردد و در برابر آنان، اكثريتي محروم و بينوا وجود داشته باشد، ديري نخواهد گذشت كه انفجار عظيمي در جامعه به وجود آمده، اموال و دارايي ثروتمندان نيز در آتش آن خواهد سوخت. بنابراين؛ انفاق، قبل از آن كه به حال محرومان، مفيد باشد به نفع ثروتمندان خواهد بود، زيرا تعديل ثروت، حافظ ثروت است.

ادامه دارد

پي‌نوشت‌ها

1. ر.ك لغت نامه دهخدا ج5، ص 583

2. سوره سبا، آيه93

3. ميزان الحكمه، جلد 31، ص8446

4. سوره بقره، آيه 2، 45

5. تفسير نمونه، 2، ص752

6. مجمع البيان، ج2، ص426

7. تفسير نمونه، ج2، ص258

8. الامالي، ص915

9. سوره حديد، آيه7

10. حديد، 10

11. نور،22

عوامل عدم استجابت دعا (بخش دوم)

3. وفا نكردن به عهد نسبت به خداوند (يكي بده صدتا بگير)

شايد انسان خود را به‌سان ماشيني فرض كند كه سازنده يا مالك آن بايد همواره نيازهايش را برآورد؛ مثل آب، روغن، سوخت و... و تصور كند چون آفريده خداوند است، خداوند بايد همواره او را كمك كند، بدون اين كه عهدي بر گردن او باشد. ولي چنين نيست، بلكه خداوند عهدهايي بر گردن بنده‌اش دارد كه بايد عملي شوند تا خداوند نيز پيمانش را وفا كند. امام صادق عليه‌السلام در پاسخ عده‌اي كه از علت عدم استجابت دعا پرسيده بودند، فرمود: به دليل اين كه شما به عهدهاي خود در پيشگاه خداوند وفا نمي‌كنيد، در حالي كه خداي تعالي مي‌فرمايد: به عهد من وفا كنيد تا من به عهد شما وفا كنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا كنيد، خداي متعال نيز به عهد شما وفا مي‌كند.

از جمله عهدهايي كه انسان بر گردن دارد، عمل صالح است كه مصاديق فراواني دارد؛ مانند: انجام واجبات، ترك محرمات، قرائت قرآن، صله رحم، كمك به نيازمندان و....

4. ايمان و يقين ناكافي (به خدا اعتماد كن)

كسي كه دست به دعا برمي دارد اگر ايمان قلبي به اجابت دعاي خود نداشته باشد، نتيجه نمي‌گيرد و مانند آن است كه تشنه‌اي در بيابان بي آب و علف به دنبال دريا بگردد. نبي اكرم صلي‌ا... عليه و آله مي‌فرمايد: (ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابه؛(1) خدا را بخوانيد و يقين به اجابت داشته باشيد.) امام صادعليه السلام نيز مي‌فرمايد: (اذا دعوت فظن ان حاجتك بالباب؛(2) در وقت دعا يقين كن كه حاجت تو بر در خانه آمده است.)

5 .شرك در دعا (از دست كسي كاري ساخته نيست)

شرك بسيار ظريف است و در هر امري از امور ديني و عبادي مي‌تواند دخيل باشد. در دعا نيز اين موضوع يكي از عوامل عدم استجابت دعا است. هرگز نمي‌توان خارج از محدوده توحيد قرار گرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خداي متعال مي‌فرمايد: او خداي زنده ابدي است و جز او هيچ خدايي نيست. پس تنها او را بخوانيد و به اخلاص بندگي كنيد كه ستايش و سپاس مخصوص خداي يكتا و آفريدگار عالميان است.(3) بايد دانست كه فقط و فقط خداست كه ريز و درشت نيازهاي آدمي را برآورده مي‌كند اما به دست بندگانش و انسان نبايد اشتباه كند و اين وسيله را همه كار بپندارد. وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

6. همراه نبودن ياد خدا و صلوات در دعا (استفاده از پارتي)

در دعا توجه به خدا و رسولش اهميت بسيار دارد. كسي كه دعا مي‌كند نبايد از ياد خدا و رسولش غافل شود، كه اگر غافل گردد، مانند آن است كه غذاي بي چاشني بخورد. مزه و لطف دعا در اين است كه با ياد خدا و رسول همراه گردد. امام كاظم عليه‌السلام مي‌فرمايد: هركس پيش از ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر دعا كند مانند كسي است كه بدون زه تيراندازي كند.(4)

اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل مي‌كند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.

ادامه دارد

پي‌نوشت‌ها

1 - تفسير الميزان، ج2، ص.35

2 - اصول كافي، ج2، ص.238

3 - غافر(40) آيه .65

4 - بحارالانوار، ج4، ص.253

وسعت نظر اولياي خدا در عبادت

خداوند بندگاني دارد كه افق ديدشان بسيار بالاست. محاسباتي دارند كه با ما فرق مي‌كند؛ كساني هستند كه اصلا مرتكب حرام نمي‌شوند و اگر هم لغزشي از آن‌ها سر بزند در مكروهات است. اين‌ها نگران آن نيستند كه كار حرامي كرده‌اند يا نه، بلكه به دنبال آن هستند كه ببينند آيا كار لغوي كرده‌اند يا نه. آن‌ها سعي مي‌كنند حتي كاري كه براي آخرتشان هم بي‌فايده است انجام ندهند، تا چه رسد به كاري كه مضر است.

البته امثال ما در اين سطح نيستيم، اما توجه به اين مقامات كم‌ترين فايده‌اش اين است كه بدانيم كه هستيم و چه مي‌كنيم و به اين عبادت‌هاي دست و پا شكسته خود مغرور نشويم.

كساني كه افق ديد بالاتري دارند اگر هم فرصتي براي انجام مستحبات داشته باشند، به هر كار ديگري غير از واجب و مستحب كه دست بزنند از آن استغفار مي‌كنند. حرام كه جاي خود دارد، آن‌ها حتي از مكروه هم استغفار مي‌كنند؛ زيرا خدا دوست ندارد انسان اهل لغو باشد: و الذين هم عن اللغو معرضون.

اين‌گونه افراد وقتي شب محاسبه مي‌كنند و مي‌بينند در طول روز كار حرامي مرتكب نشده‌اند، خيالشان راحت مي‌شود، اما حساب مي‌كنند چند كار لغو از آن‌ها سرزده است. اين افراد محاسبه‌شان بيش‌تر از اين جهت است كه كدام كار را انجام داده‌اند كه اگر انجام نمي‌دادند ضرري به آخرتشان نمي‌رسيد؛ چه نگاهي كرده‌اند، چه سخني گفته‌اند، كدام صدا را شنيده‌اند،... كه اگر هم انجام نمي‌شد مشكلي براي آخرتشان پيش نمي‌آمد. نگراني بيش‌تر از اين است كه چرا اين قبيل كارها را انجام داده‌اند و وقتشان را صرف كاري نكرده‌اند كه حتما سود داشته باشد.

استغفار از نماز!

شايد تصور كنيم بالاتر از آنچه تا به حال گفتيم ديگر فرض ندارد و كسي نيست؛ اما اين تصور اشتباه است. افرادي هستند كه آنچه را ما عبادت مي‌دانيم و دلمان خوش است كه خدا توفيق انجامش را به ما داده است، گناه مي‌دانند؛ كه حسنات الابرار سيئات المقربين.

يكي از بهترين كارهايي كه در صدر اعمال خوب ما قرار دارد نماز است؛ اولياي خدا از نمازهايي كه ما مي‌خوانيم استغفار مي‌كنند و آن‌ها را براي خودشان گناه مي‌دانند. اين گونه نماز خواندن در ‌شان اولياي خدا نيست. مقدار وقتي را كه ما در 24 ساعت صرف خواندن نماز مي‌كنيم حتي به يك ساعت هم نمي‌رسد. همين يك ساعت هم غالبا با توجه كامل همراه نيست. اگر نماز سخن گفتن با خدا است، بايد از توجه به غير خالي باشد. كمال بي‌ادبي است كه به هنگام سخن گفتن با خدا دل و قلبمان جاي ديگر باشد. تصور كنيد كه يكي از دوستانتان با شما صحبت مي‌كند، اما در بين صحبت پشتش را به طرف شما و رويش را به طرف ديگر مي‌كند؛ آيا اين كار را بي‌حرمتي و اهانت به خودتان تلقي نمي‌كنيد؟ هنگام نماز هم كه رويمان را به طرف خدا مي‌كنيم، اگر دلمان متوجه چيز ديگري باشد، در واقع به خدا پشت كرده‌ايم. خداوند جسم نيست كه رو و صورت ما به طرف او باشد، بلكه دل ما بايد به طرف خدا باشد. وقتي دلمان متوجه او نيست مثل اين است كه رويمان را از او برگردانيده‌ايم. در اين صورت، آيا چنين نمازي استحقاق ثواب دارد؟ آيا باز هم بايد به خودمان بباليم كه چنين عبادتي كرده‌ايم؟ يا بايد شرمنده باشيم كه چقدر بي ادب بوده‌ايم؟

كساني هستند كه اصلا مرتكب حرام نمي‌شوند و اگر هم لغزشي از آن‌ها سر بزند در مكروهات است.

آن‌هايي كه از ما بالاترند، وقتي اعمال خود را محاسبه مي‌كنند، براي مثال، از خود مي‌پرسند، نماز صبحي كه خوانديم، يا دعا و قرآني كه خوانديم، چقدر با حضور قلب و توجه به خدا همراه بود؟ به اين دليل، هميشه استغفار مي‌كنند؛ چون مي‌بينند چيزي ندارند كه عرضه كنند، حتي در جايي كه خواسته‌اند با محبوبشان انس بگيرند، بي‌ادبي كرده‌اند.

البته امثال ما در اين سطح نيستيم، اما توجه به اين مقامات كم‌ترين فايده‌اش اين است كه بدانيم كه هستيم و چه مي‌كنيم و به اين عبادت‌هاي دست و پا شكسته خود مغرور نشويم.

پندهاي امام صادق(عليه السلام) به ره‌جويان صادق، با اندكي تصرف.

 گوناگون

مژده به آدم هاي خسيس!

امام علي عليه السلام: بشارت ده مال بخيل را به آفتي از روزگار يا به ميراث خواري.
اندوخته‌ بخيل يا در آفت روزگار تلف گردد، يا به دست ميراث خوار افتد، از بهر آن كه بخيل را دل ندهد كه مال خويش را خوش بخورد، يا در وجه خيرات و طريق مبرات به‌كار برد.
هر كه را مال هست و خوردن نيست
او از آن مال بهره كي دارد
يا به تاراج حادثات دهد
يا به ميراث خوار بگذارد

 احكام شرعي

راه اثبات سيادت

سؤال: در اثر سهل‌انگاري‌ها در گذشته سيادت برخي از سادات در شناسنامه آنان ذكر نشده ولي نام پدر آن‌ها همراه با سيادت است، آيا ذكر سيادت پدر آنان براي اثبات سيادت كافي است؟ اگر سيادت پدر ذكر نشده ولي اهالي محل بر سيادت آن‌ها گواهي دهند چطور؟ و آيا خواب ديدن افراد مي‌تواند دليل بر سيادت آن‌ها باشد؟
حضرت آيتا... خامنهاي
مجرد ذكر عنوان سيد و يا خواب، حجت شرعي بر سيادت نيست و تا زماني‌ كه اطمينان به سيادت و يا دليل شرعي بر آن اقامه نشده، احكام و آثار سيادت شرعاً مترتب نمي‌شود.
حضرت آيتا... تبريزي(ره)
بايد در محل زندگي مشهور به سيادت باشد و خواب و ثبت شناسنامه اعتباري ندارد.
حضرت آيتا... فاضل لنكراني(ره)
اگر سيادت آن‌ها مشهور باشد كافي است؛ ولي خواب كفايت نمي‌كند.
حضرت آيتا... بهجت
اگر كسي بگويد سيدم، نمي‌شود به او خمس داد مگر آن‌كه دو نفر عادل، سيد بودن او را تصديق كنند، يا در بين مردم به‌طوري معروف باشد كه انسان يقين يا اطمينان پيدا كند كه سيد است.(مسأله 1452.)
حضرت آيتا... صافي گلپايگاني
اگر كسي در محلي كه نشو و نما كرده شهرت به سيادت داشته باشد كافي است و خواب ديدن دليل بر سيادت نيست.
حضرت آيت ا... سيستاني
در امور ذكر شده فقط شياع اعتبار دارد.
حضرت آيت‌ا... مكارم شيرازي
خواب دليل بر سيادت نيست ولي چنانچه در محل زندگي اشتهار به سيادت داشته باشند سيد محسوب مي‌شوند.
مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج 5

 در محضر قرآن

مسؤوليت در فكر و انگيزه

آن‌چه در آسمان ها و آن‌چه در زمين است، تنها از آنِ خداست، (بنابراين) اگر آن‌چه را در دل داريد آشكار سازيد يا پنهان داريد، خداوند شما را طبق آن محاسبه مي‌كند.
(بقره، 284)
انسان، در برابر روحيات، حالا‌ت و انگيزه‌هايش مسؤول است و اين مطلب مكرّر در قرآن آمده است. از آن جمله:
خداوند شما را به آن‌چه دل‌هاي شما كسب نموده است مؤاخذه مي‌كند.(1)
به‌راستي كه كتمان‌كننده، دل او گناهكار است.(2)
همانا گوش و چشم و دل، هر كدام مورد سؤال هستند.(3)
علا‌قه قلبي به شيوع گناه و فساد در ميان مؤمنان، سبب عذاب دنيا و آخرت است.(4)
حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: مردم براساس افكار و نيّات خود مجازات مي‌شوند.(5)
پرتوي از نور1، ص95

پي‌نوشت‌ها
1. بقره، 255
2. بقره، 283
3. اسراء، 36
4. نور، 19
5. نهج‌البلا‌غه، خطبه 75

 بوستان حكايت

عواقب دردناك غيبت و بدگويي از ديگران

آقاي محي الدين حائري شيرازي فرمودند:
شيخ بهلول، نقل كرد در زمان رضاخان بهخاطر آنكه مورد غضب شاه بودم و ماموران در تعقيب من بودند، همسر خود را طلاق دادم؛ زيرا اگر او به زوجيت من باقي ميماند ممكن بود مورد تعرض دستگاه قرار بگيرد.
حتي پس از آنكه او را طلاق دادم و عده‌اش تمام شد، وسيله ازدواج مجدد را براي او فراهم آوردم تا هيچ ناراحتي و خطري از ناحيه من متوجه او نشود و مدتي گذشت و اين زن مرد.
من در خواب، سه زن را ديدم كه نزد من آمدند. از آن‌ها پرسيدم: شما كيستيد؟
يكي از آنها گفت: من عمه پدر تو هستم و دو نفر ديگر هم از خويشان بهشمار ميآيند.
به هر صورت آنان به من گفتند: حضرت زهرا(س) ما را فرستاده است تا اين مطلب را به شما برسانيم كه وقتي زن شما از دنيا رفت ملائكه عذاب قصد عذاب او را داشتند؛ ولي حضرت زهرا(س) دستور فرموده است فعلا دست از عذاب او برداريد.
علت عذاب، غيبت‌هايي بود كه او از بعضي از مردم كرده بود و دستور توقف عذاب از سوي حضرت زهرا(س) نيز براي آن است كه شايد از غيبتشدگان رضايت خواهي شود و آنان نيز رضايت دهند.
شيخ بهلول گفت: من پس از بيدارشدن، فورا خود را به محل سكونت آن زن رسانيده و به منبر رفتم، بالاي منبر به مردم گفتم:
شخصي از اهل اين محل از دنيا رفته و غيبت بعضي از مردم را كرده است؛ از تقصير او بگذريد و وي را عفو كنيد تا از عذاب اخروي نجات يابد و به ديگران هم كه در جلسه حاضر نيستند، بگوييد تا از تقصير او بگذرند.
بعد از مدتي همسر سابقم را خود در خواب ديدم كه رو به من كرد و گفت: فلاني! راحت شدم و اضافه كرد كه : تو نيز اين‌جا بيا، چرا در دنيا اين محل كثيف ماندهاي....
آيت ا... سيد محسن خرازي
روزنه هايي از عالم غيب

 پرتوي از حكمت

وارستگان در بهشتند

آنچه مايه نجات انسانها و آرامش قلوب است، وارستگي و گسستگي از دنيا و تعلقات آن است كه با ذكر و ياد دائمي خداي تعالي حاصل شود. آنان كه درصدد برتريها به هر نحو هستند چه برتري در علوم، حتي الهي آن، يا در قدرت و شهرت و ثروت، كوشش در افزايش رنج خود ميكنند. وارستگان از قيود مادي كه خود را از اين دام ابليس تا حدودي نجات داده اند، در همين دنيا در سعادت و بهشت رحمتند.
پسرم! از من گذشته، لكن تو نعمت جواني داري و قدرت اراده، اميد است بتواني راهي طريق صالحان باشي. آنچه گفتم بدان معني نيست كه خود را از خدمت به جامعه كناركشي و گوشه گير و كل بر خلق ا... باشي كه اين از صفات جاهلان متنسك است يا درويشان دكان دار.
نامه حضرت امام‌(‌ره)به حاج سيداحمد خميني،
ص‌41 و 51