صفحه فرهنگي-اجتماعي

هشدار جدي متخصصان درباره افزايش شديد مصرف «شيشه»

رئيس مركز ترك اعتياد تهران گفت: مصرف ماده «شيشه» در جامعه در حال افزايش است، برخلاف تصور، شيشه به شدت اعتياد آور است، اعتياد به اين ماده محرك هيچ راه درماني ندارد و فرد را به مرز خودكشي و همسركشي مي‌كشاند.

به گزارش فارس، محمد اسماعيل علي‌پور با ابراز نگراني جدي از روند گسترش ماده اعتياد‌آور شيشه در كشور، افزود: شيشه يك ماده محرك و از خانواده آمفتامين‌هاست، متاسفانه بسياري از مصرف كنندگان اين ماده تصور مي‌كنند شيشه اعتيادآور نيست؛ اما اين ماده به شدت اعتياد آور است و حتي مصرف تفنني آن نيز فرد را معتاد مي‌كند.

وي گفت: شيشه علاوه بر اينكه اعتياد آور است، به شدت فرد مصرف‌كننده را دچار وابستگي فكري و رواني‌ مي‌كند و شواهدي كه در معتادان به اين ماده مشاهده شده، نشان داده كه عوارض مصرف اين ماده بسيار بيشتر از هروئين و كراك است.

رئيس مركز ترك اعتياد و قرآن افزود: اعتياد به شيشه هيچ‌گونه روش درماني ندارد و در هيچ جاي دنيا نيز تاكنون روش درمان دارويي براي اعتياد به اين ماده خطرناك پيدا نشده است، نه متادون و نه بوپرنورفين كه داروهاي شناخته شده درمان جايگزين براي هروئين، كراك و ترياك شناخته شده‌اند، در درمان اعتياد به شيشه تاثيري ندارند، فقط مي‌توان از درمان‌هاي غير دارويي مانند روان درماني و مشاوره براي اين افراد استفاده كرد كه تأثير اين روش‌ها نيز در درمان اعتياد به شيشه بسيار كم است.

علي‌پور گفت: ماده شيشه كه امروزه در ايران توليد مي‌شود، معمولاً به صورت دست ساز در خانه‌ها توليد مي‌شود و متاسفانه شدت توهم و هذيان در مصرف كنندگان شيشه ايراني به مراتب بيش از آن چيزي است كه در گزارش‌هاي بين‌المللي اعلام شده است.

وي ادامه داد: مهم‌ترين اثر ناشي از مصرف شيشه اين است كه معتادان به اين ماده را دچار بدبيني نسبت به اطرافيان ميكند و در موارد متعددي كه حداقل 2 نفرشان بيمار خود من بودند شاهد بودم كه فردي اقدام به همسركشي كرده و بعد از اين كار اعلام كرده كه انگار فردي در ذهن من مي‌گفت همسرت را بكش.

حضرت آيت ا... مكارم شيرازي:
هك كردن سايت هاي شيعه از سوي وهابي ها حكايت از ناتواني آن ها در برابر شيعيان دارد

به گزارش شيعه نيوز، حضرت آيت‌ا... ناصر مكارم شيرازي، از مراجع تقليد، در ادامه سلسله مباحث تفسيري قرآن در حرم حضرت معصومه با اشاره به هك برخي پايگاه‌هاي اينترنتي شيعي گفتند: اين حركت نشان مي‌دهد كه وهابيان پاسخ محكم و منطقي در برابر شيعه ندارند.

ايشان تصريح كردند: وهابيت با اين كار ثابت كرد كه شيعه بر حق است و نمي‌توانند در برابر آن‌ها ايستادگي كنند.

اين مرجع تقليد تأكيد كردند: در دنياي كنوني همگان مي‌توانند به راحتي در فضاي مجازي به تبليغ بپردازند، ولي گروهي به نام وهابيت مانع اين تبليغات مي‌شوند.

ايشان اظهار داشتند: وهابيت تصور مي‌كند با محو پايگاه‌هاي اينترنتي شيعي مي‌تواند مانع پيشرفت اسلام شود، در حالي كه هر روز شاهد گسترش فرهنگ شيعه در جهان هستيم.

حضرت آيت‌ا... مكارم شيرازي افزودند: از اين پس شاهد استقبال جوانان اهل سنت به مذهب شيعه خواهيم بود تا اينكه حقيقت شيعه را به خوبي بشناسند.

ايشان يادآوري كردند: اين حركت وهابيت هم مانند داستان ابراهيم خليل است كه بت پرستان جواب منطقي نسبت به ابراهيم نداشتند.

سخنان جذاب و منتشر نشده مقام معظم رهبري در ديدار شاعران:
دلمان خوش بود به قيصر امين پور كه او را هم از دست داديم

اشاره: در شب ميلاد امام حسن مجتبي(ع) جمعي از شاعران كشور به محضر مقام معظم رهبري رسيدند و ضمن خواندن اشعار خود، از رهنمودهاي معظم له بهره مند شدند. گزيده اي از فرمايشات ايشان را به نقل از وبلاگ “آب و آتش” تقي دژاكام، خبرنگار ايرنا، تقديم شما ميكنيم.

- شكي نيست كه شعر، يك ثروت ملي است. اگر كسي در اين ترديد بكند، در يكي از بديهيترين مسائل ترديد كرده است.

- شعر، يك ثروت بزرگ و پر ثمر براي هر كشوري است. اولا بايد اين ثروت را ايجاد كرد، ثانيا بايد آن را روز به روز افزايش داد كه دچار خسران و كم آمدن و كاهش نشود، ثالثا بايد از آن براي نيازهاي كشور، يك استفاده بهتر و برتر كرد.

- من الان نميتوانم ادعا كنم كه عامل رشد و گسترش فعلي شعر در كشور ما - كه موضوعي آشكار است - چيست؛ اما شكي نيست كه يكي از دلايلش باز بودن فضاي جولان فكريي است كه نتيجه انقلاب است.

- ما دوران قبل از انقلاب را ديده ايم و با خيلي از شاعران آن زمان نشست و برخاست داشته ايم. بهترين ايشان مرحوم اميري فيروزكوهي بود كه حقا در قله غزل زمان خودش قرار داشت. [اين در حالي بود كه] بيش‌ترين تجلي و نمايشي كه ميشد از او ديد، در يك گوشه جلسه خصوصي بود. يا مرحوم [مهدي] اخوان ثالث كه قطعا - به نظر من البته - بهترين شاعر نيمايي و از همه اقرانش قوي تر بود و لفظ و معناي شسته رفته تري داشت، در گوشهاي زندگي ميكرد كه جز عدهاي از خواص، او را نميشناختند و او هم عزلت را ترجيح ميداد. وقتي بزرگان، در اين عزلت و خمودي زندگي ميكنند، قهرا جوان‌ها رشد نميكنند.

- من بحث كميت و تعداد را ميگويم، اما بحث كيفيت بايد سنجش واقعي بشود كه چگونه. البته در غزل، اميري فيروزكوهي، رهي معيري و شهريار خيلي خوب بودند، لكن از لحاظ گسترش و باز بودن ميدان جولان، آن‌وقت اين وجود نداشت.انقلاب اين ميدان را باز كرد؛ نه فقط در شعر، كه در ادبيات، در علوم تجربي و در مديريت‌هاي كلان مثل مديريت دفاع مقدس كه پيش آمد.

- شعري كه من امشب شنيدم و پارسال شنيدم، با شعري كه چهارده پانزده سال پيش از جوان‌ها ميشنيدم خيلي رشد كرده، خيلي خوب شده، خيلي صيقل يافته شده، علاوه بر اين‌كه از نظر مضامين، خيلي پيشرفته است.ما اين ثروت ملي را داريم و گسترشش، هم بر دستگاه‌هاي مسؤول واجب است و هم بر كساني كه اين نعمت و اين قريحه خوب را دارند. بايد شكرگزاري كنند و شكر گزارياش هم به همين است كه گسترشش بدهيم و اين چشمهها را جوشندهتر كنيم.

- بايد بدانيد از اين ثروت، كجا استفاده كنيد. با اين‌كه ميدانم شعر، قابل در قاب گرفتن و محدود شدن نيست و از اين جهت، مثل ديگر قالب‌هاي هنر است. انضباط در زندگي لازم است اما در هنر، نه ممكن است و نه چنان انضباطي لازم است؛ چون هنر ضايع ميشود. اما خود شاعر مسؤوليت دارد و آن كساني كه ميتوانند زمينههاي هدايت شعر شاعر را به عرصههاي مورد نياز جامعه فراهم كنند، مسؤوليت دارند.

- خيلي از زمينههاي جامعه با زبان هنر، قابل اصلاح است و مثلا اخلاقيات بايد به اخلاق ملي تبديل شود. ما چند قرن زير چكمه استبداد زندگي كرده ايم. برخي پادشاهان كه شايد به آن‌ها افتخار هم بكنيم - مثل نادر شاه - ديو مُهيبي است، شاه عباس هم همينطور. شما ببينيد غير از آن قهرماني‌ها، با مردم كشورشان چگونه رفتار كردند، با خوب‌هاي‌شان چگونه رفتار كردند. اين خلقيات بايد اصلاح شود.

- ما احتياج به روح اخوت و برادري داريم؛ احتياج داريم كه هر انساني نسبت به همسايگانش در خانه، در محل كسب و در خيابان احساس امنيت كند نه ناامني... قدرت ابتكار و شجاعت ِ نو آوري را به عنوان يك خصلت ملي نياز داريم،‌ شجاعت ِ خطر كردن بايد جزو خصال ملي ما در بيايد، ترحمكردن به يكديگر، تزريق روح اميد به ديگران،... اگر اين خصوصيات در ملت تقويت بشود، جامعه اصلاح ميشود. ايجاد اين خصلت‌ها و اين اصلاح هم، دستوري نيست؛ اما با زبان هنر و با زبان شعر ميتوان اين اصلاحات را به وجود آورد. بنابر اين، يكي از نيازهاي ما شعر اخلاقي است.

- در تاريخ ادبيات ما، اين ويژگي [اخلاقي و اصلاحي بودن] در شعر ما كاملا به چشم ميخورد. سعدي كه از اين جهت در قله است؛ فردوسي، نظامي، سنايي و ناصر خسرو همين جور است، جامي همينجور است. در اواخر دوران سبك هندي، واعظ قزويني همين طور است. اصلا او واعظ بوده و منبر ميرفته است و البته شعرهاي بسيار خوب و پر مضمون و عالي هم گفته است. خود صائب، اگر فقط غزليات اخلاقي و نصيحت گونه او را جمعآوري كنيد يك كتاب قطور ميشود.

- بايد به جاي الگوسازي‌هاي مصنوعي و جعلي و بدلي از فلان هنرپيشه و فلان آدم عوضي و مانكن‌ها و رقاصهها، عاطفههاي واقعي به عنوان الگو معرفي شوند.

- بخشي از شعر آييني ما ميتواند مصروف مطالب عرفاني بشود. شعر مولوي را ببينيد؛ اگر ديوان شمس را دوردست ببينيم، شعر مثنوي كه اصولِ اصولِ اصولِ دين است. اعتقاد من اين است. يك وقت آقاي مطهري از من پرسيدند نظرم راجع به شعر مولوي چيست. گفتم : اصولِ اصولِ اصولِ دين است.گفت: نظر من هم همين است. البته درباره حافظ، كمي با هم اختلاف عقيده داشتيم.

- درياي عرفان، جايش در شعر امروز ما و شعر امروز جوان‌هاي ما خالي است. البته همان مفاهيم را با همان الفاظ تقليد كردن خيلي مزه ندارد، بايد با قريحه خودتان آن را بپرورانيد.

- مضامين سياسي و انقلابي هم در شعر [بعد از انقلاب] خيلي رويش كار نشده است. البته مسأله شهيد و شهادت كه تماميندارد و خوب هم هست لكن مسائل انقلاب، منحصر در مسأله شهيد نيست؛ انقلاب حرف نويي در دنيا آورده است و به همين دليل جنجال و هوچي بازي و گرد و غبار كردن در تبليغات دشمنان عليه انقلاب هست و غير از اين هم انتظاري از آنان نيست. انقلاب حرف نويي آورده كه تا امروز هم نشان داده ناميراست، روز به روز هم توسعه پيدا كرده و قدرت‌هاي بزرگ را به چالش گرفته است. جز ملت ايران و جز دولت ايران چه كسي است در دنيا كه در مقابل شعارهاي استكباري بايستد؟ هيچكس. اين پيام تكريم واقعي انسان است نه تكريم آمريكايي كه سر تا پايش دروغ است. بايد اين‌ها را با ثروت ملي ِ شعر نشان داد.

- من به هيچ شاعري توصيه نمي كنم كه شعر عاشقانه نگو. معلوم است كه نمي شود. البته ميشود توصيه كنم كه مراقبت كنند افراطي نشود؛ از حالت حجب و حياي ايراني - اسلاميما خارج نشود و ترويج شعر عرياني كه آن‌ها ميخواهند نشود. ما هم نه آن‌قدر خشكيم كه از اين شعرها لذت نبريم و نه آن‌قدر بيتوجه كه آن را نفهميم.

- ياد مرحوم قيصر امين پور كه حقيقتا درگذشت امين پور ما را به معناي واقعي كلمه، داغدار كرد [به خير.] بعد از مرحوم [سيد حسن] حسيني دلمان خوش بود به امين پور، كه او را هم از دست داديم. حالا بايد قدر شما را بدانيم.

آسيب شناسي روزه از ديدگاه روايات اسلامي (بخش دوم)

اشاره: در شماره گذشته، برخي از آفت‌هايي كه ممكن است متوجه روزه شود، بيان شد. در اين بخش، بحث را پي‌مي‌گيريم.

3-گناه و پيروي از شيطان

براساس در روايات اسلامي«چه بسا افرادي كه بهره آن‌ها از روزه و ماه مبارك رمضان، تنها گرسنگي و تشنگي است و به‌جز اين دو، بهره و پاداشي از آن نصيب‌شان نميشود.» و اين نيست مگر به سبب آن‌كه اين گروه از افراد، مقلدوار به امساك از خوردن و آشاميدن اكتفاء كرده و دلخوش به همين هستند كه آري ما هم روزه گرفته ايم! اينان درهمان حال كه روزه ميگيرند، از گناه پرهيز نداشته، با دست يازيدن به انواع گناهان، به عبادت عظيم خود آسيب وارد مي‌كنند.

در خطبه شريف شعبانيه كه در آستانه ماه مبارك رمضان از سوي رسول گرامياسلام(ص) ايراد گرديده ميخوانيم: زبان‌هاي خويش را حفظ كنيد و بپوشانيد چشمهاي خود را از آن‌چه حلال نيست براي شما نگاه كردن بدان و گوش‌هاي‌تان را نگاه داريد از آن‌چه شنيدن آن براي شما حلال نيست.». زيرا هر گناهي كه در ماه مبارك رمضان از آدميسرزند، علاوه بر آن‌كه نافرماني ذات اقدس الهي محسوب ميشود و عقوبت سختي در پي دارد، آسيب جدي به «روزه» انسان روزه دار وارد و اين عبادت بزرگ را از اثر و فايده مطلوب مي‌اندازد و زحمات او را بر باد ميدهد. درست به همين دليل است كه در سفارش گرانسنگي از وجود مبارك امام صادق(ع) ميخوانيم:

هرگاه اراده كردي كه روزه بگيري، لازم است قصد بازداشتن نفس از خواهش‌هاي نفساني بكني مثل فحش و مجادله با كسي و قسم دروغ خوردن و لغو گفتن و شنيدن؛ چرا كه ارتكاب اين‌ها در روزه موجب نقصان ثواب روزه و باعث حرمان از قبول آن است.»(1)

پس آن كس كه حقيقتا خواهان بهرهبردن از فرصت ماه مبارك رمضان است و از دل و جان ميخواهد كه روزه گرفتن او مورد رضاي خداوند باشد، بايستي مردانه كمر همت بسته و از ابتداي ماه مبارك، مراقب اعمال، اعضا و جوارح خود باشد تا مبادا مرتكب گناهي شود و در نتيجه از ثواب روزه خود كاسته و يا در صورت تكرار بهطور تام و تمام از پاداش روزه محروم گردد. در ادامه اين نوشتار به برخي از گناهان كه سفارش اكيد بر ترك آن‌ها در ماه مبارك رمضان شده اشاراتي خواهيم داشت.

4- غيبت

در ميان گناهان، گناه عظيم «غيبت» در آسيب رساندن به روح و جان آدميو نيز عبادات او و از جمله «روزه» نقش ويژهاي دارد و سفارش اكيد شده كه از آن پرهيز شود.

غيبت همان گناه بزرگي است كه در قرآن كريم به صراحت از آن نهي شده و در آيه 12 از سوره مبارك حجرات آمده: غيبت نكند بعضي از شما بعضي ديگر را، آيا دوست دارد يكي از شما گوشت برادر خود را بخورد در صورتي كه مردار است، پس كراهت داريد او را...»

«از رسول خدا(ص) مروي است كه فرمود: بنده اي را در موقف حساب قيامت ميآورند و نامه عملش را به او ميدهند، كارهاي خيري را كه در دنيا انجام داده در آن نميبيند، ميگويد: خدايا! اين نامه عمل من نيست؛ زيرا حسنات خود را در آن نميبينم. به او گفته ميشود: خداي تو اشتباه نميكند و فراموش نمينمايد، كارهاي نيكت به واسطه غيبت كردنت از مردم، از بين رفت. پس ديگري را ميآورند و نامه عملش را به او ميدهند و در آن حسناتي را كه به‌جا نياورده ميبيند. ميگويد: پروردگارا! اين نامه عمل من نيست؛ چون اينهمه حسنات كه در آن ثبت است من به‌جا نياوردهام. به او ميگويند: اين‌ها حسنات فلان شخصي است كه از تو غيبت كرده در عوض، حسناتش به تو داده شده است.»(2)

حال كه دانستيم اين گناه چه اثراتي در نامه عمل آدمي به‌جا ميگذارد، بايد اين نكته مهم را يادآور شويم كه «غيبت» اگرچه در همه زمان‌ها و مكان‌ها ممنوع و مورد خشم و غضب خداوند است؛ اما در ماه مبارك رمضان بيش‌تر مورد نهي واقع شده و سفارش گرديده كه از آن پرهيز شود، چرا كه موجب بطلان معنوي روزه و پوك شدن روزه از درون است:

حضرت صادق(ع) از حضرت رسول خدا(ص) روايت كرده كه فرمود: من اغتاب امرء مسلما بطل صومه...: كسي كه مرد مسلمي را غيبت كند، روزه او باطل شود...»(3)

آري! غيبت، آدمي را از فضيلت روزه محروم مي‌كند و باعث از دست دادن پاداشهايي ميشود كه در اثر اين عبادت نصيب آدمي ميگردد.

در رابطه با تأثير «غيبت» در روزه و بي خاصيت كردن آن، ذكر حديث زير را ضروري ميدانيم كه پيامبر اكرم(ص) فرمودند:

«روزه دار از آن هنگام كه صبح ميكند تا به شب در رود، مادام كه غيبت نكند در عبادت است و همين كه غيبت كرد روزه او پاره (بي خاصيت) ميشود.»(4)

دروغ

در ميان گناهان كبيره اي كه خداوند عزيز ما را از آن‌ها نهي فرموده، «دروغ» است كه گناهي عظيم و خطرناك به‌شمار مي‌آيد و شايد بتوان گفت احاديثي كه در زشتي اين گناه وارد شده در مقايسه با احاديثي كه در رابطه با گناهان ديگر وارد شده بينظير بوده و حتي قابل مقايسه نميباشند! براي نمونه توجه به احاديث زير خالي از لطف نيست:

امام باقر(ع) فرمود: به راستي خدا براي شر و بدي قفل ها مقرر كرده و كليدهاي آن‌ها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.» (5) و:

«عن ابي جعفر عليه السلام قال: ان الكذب هو خراب الايمان: به‌راستي كه دروغ، ويرانكننده ايمان است.» (6)

امام علي(ع) فرمود: هيچ بنده اي مزه ايمان را نچشد تا دروغ را وانهد، چه شوخي باشد و چه جدي».(7)

باتوجه به اين احاديث، دانسته ميشود كه اصولا «دروغ» با «ايمان» به شدت ناسازگار است و انسان تا از دروغ در جنبه هاي مختلف آن -چه بهصورت شوخي و چه به صورت جدي- پرهيز نداشته باشد، بهره اي از ايمان نمي‌برد و طعم شيرين آن را احساس نخواهد كرد.

يكي ديگر از ثمرات زشت «دروغ» آن است كه عبادتي همچون «روزه» را تحت الشعاع قرار داده، روزهدار را از نتايج مبارك و ارزشمند آن محروم ميگرداند.

پيامبر اكرم(ص) فرمود:

پنج كار است كه روزه را باطل ميكند و وضو را ميشكند: اول دروغ...»(8)

به‌راستي آيا عاقلانه است كه آدميرنج گرسنگي و تشنگي را برخود هموار كند و چندين ساعت اين بار طاقت فرسا را بردوش كشد وآن گاه با آلوده نمودن خود به گناه عظيم «دروغ» همه نتايج حاصل از اين تلاش و مجاهدت را برباد دهد؟! و آيا جاي آن ندارد كه انسان روزهدار هنگام اشتغال به اين عبادت گرانبها، بيش از گذشته «زبان» خود را از آلوده شدن به «دروغ» محافظت نمايد تا هرچه بيش‌تر از ثمرات اين ماه عظيم و فيوضات «روزه» بهرهمند گردد؟! و صدالبته همان‌طور كه گفته شد، پرهيز از دروغ و دروغگويي تنها مختص به ماه مبارك رمضان و دوران روزه گيري نمي باشد بلكه انسان مومن همواره از اين عمل ناپسند پرهيز ميكند. اما در اين ايام كه پاداش عمل او بسته به دوري از اين گناه بزرگ است، بيش از گذشته از خود مراقبت ميكند تا حتي به شوخي نيز بدان آلوده نگردد.

دشنام و بدگويي

از جمله رفتارهاي ناپسندي كه متاسفانه قبح آن كم شده و برخيها آن را گناه محسوب نميكنند درحالي كه خداوند و اوليا دين از آن نهي كردهاند، عمل ناپسند «دشنام و بدزباني» است؛ رفتاري كه با ادب انساني و اسلامي مغايرت دارد و در قرآن كريم سفارش شده كه حتي نسبت به غيرمسلمانان نيز از آن پرهيز شود (انعام، 108) و در احاديث اسلامي هم به شدت از آن نهي گرديده است.

«حضرت صادق(ع) فرمود: هرزه گويي و بدزباني از جفاكاري است و جفاكاري در آتش است.»(9)

آلوده كردن زبان به بدزباني، دشنام و هرزه گويي، علاوه بر آن‌كه ناپسند و مورد نهي است، از آفات و آسيبهاي «روزه» به‌شمار مي‌آيد و موجب ميشود عمل روزهدار نتيجه مطلوب را دربر نداشته باشد و مورد رضاي خداوند قرار نگيرد. در روايت وارد شده است كه:

«پيغمبر(ص) شنيد كه زني به كنيز خود ناسزا ميگويد، فرمود: غذايي به نزدش آورند. وي گفت: يا رسول ا... من روزهام! فرمود: چگونه روزه اي كه كنيزت را ناسزا ميگويي؟! روزه كه تنها امساك از غذا و آب نيست روزه را قرار دادهاند كه از هر كار زشتي بازدارد، چه اندكند روزه داران و بسيارند گرسنگان (به نام روزه دار)»(!10)

پرهيز از ناسزاگويي و بدزباني هنگام روزه گرفتن چنان اهميتي دارد كه حتي سفارش شده چنان‌چه هنگام روزه بودن، ديگري با شخص روزه دار به ناداني برخورد كرد و او را با بدزباني خود آزرد، بر شخص روزه دار است كه از پاسخگويي به او و مقابله به مثل كردن خودداري كند و زبان به ناسزاگويي او نگشايد: رسول خدا(ص) فرمود: «روزه سپر آتش است و هركه روزه گرفت آن روز سبكسري نكند. و اگر كسي با او جهالت كرد به او ناسزا و بد نگويد و بگويد من روزه دارم.»(11)

پرهيز از بدگويي و ناسزاگويي هنگام روزه بودن آنگاه اهميت خويش را آشكار ميكند كه دريابيم انسان روزه دار در اثر گرسنگي و تشنگي، كم حوصله مي‌شود و احتمال ميرود با كوچك‌ترين عاملي صبر و آرامش خود را ازدست داده و زبان به بدگويي بازكند. از همين رو پرهيز از ناسزاگويي و خودداري از اين عمل ناهنجار به هنگام روزه بودن، خود در زمره «جهاد با نفس» محسوب شده و بر مراتب قرب انسان روزه دار افزوده و پاداش او را نيز افزون ميگرداند.

بهتان و تهمت‌زدن

مهم‌ترين سرمايه هر انساني در زندگي، آبرو و اعتباري است كه با زحمت به‌دست آورده و در راه كسب و حفظ آن سختيهاي بسياري متحمل گرديده است. به همين دليل در اسلام بسيار سفارش شده كه اين سرمايه عظيم نبايد مورد تعرض قرار گيرد و هرگونه عاملي كه باعث خدشه دار شدن آن گردد ازنظر اسلام مطرود و منفور است. يكي از اموري كه اين سرمايه گرانبها را مورد تهديد قرار ميدهد دست يازيدن به عمل غيراخلاقي «تهمت» و «بهتان» است كه متاسفانه گاه از سوي عدهاي ناآگاه عملي ساده انگاشته شده و بدون كوچك‌ترين احساس مسؤوليتي با ارتكاب آن، آبروي چندين ساله افراد را دستخوش اغراض نفساني خود قرار مي‌دهند. درحالي‌كه اين گناه در پيشگاه پروردگار آن‌چنان عظيم است كه براساس روايت، هرگز از صفحه نامه اعمال محو نخواهد شد! رسول خدا(ص) فرمود: پنج گناه است كه محوشدني نيست (وكفاره ندارند)، شريك قراردادن براي خدا و كشتن كسان بناحق و بهتان زدن به مومن...»(12)

اما جداي از عقوبت هايي كه براي اين گناه ذكر شده، بايد دانست كه اين گناه عظيم در عبادت آدمينيز تأثيرات نامباركي به‌دنبال خواهد داشت كه يكي از آن‌ها محروم شدن از پاداش روزه و مورد خشم پروردگار قرارگرفتن است:

«پيامبر اكرم(ص) فرمود: هركه ماه رمضان را روزه بدارد و از حرام و بهتان اجتناب ورزد، خداوند از او راضي شود و بهشت را براي وي واجب كند.»(13)

ادامه دارد

پي‌نوشت‌ها

1- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، صص 133 و 134

2- گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ج 2، ص 254

3- اربعين حديث، امام خميني، ص 291

4- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاينده، ص 547

5 و6- اصول كافي، ج 5، ص 289

7- همان، ص 291

8- نهج الفصاحه، ص 461

9- گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ج 2، ص 278

10- فرهنگ معارف و معاريف، سيد مصطفي حسيني دشتي، ج 5، ص 722

11- نهج الفصاحه، ص 551 و 552

12- نهج الفصاحه، ص 462

13- معارف و معاريف، ج 5، ص 699

عوامل عدم استجابت دعا (بخش چهارم و پاياني)

14. دعا نكردن در زمان راحتي

انسان به هنگام راحتي و نداشتن مشكل نيز بايد با دعا انس و الفت داشته باشد و آن را مانند واكسني بداند كه در زمان سختي و مشكل به كمكش مي‌آيد و او را نجات دهد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هركس خوش دارد كه در حال سختي دعايش به اجابت برسد، بايد در حال راحتي دعا كند.(1)

خداوند آچار نيست كه در جعبه ابزار گذاشت و هر وقت كار گير كرد رفت سراغ آن. خداوند اصل و اساس همه چيز است حتي بودن من و تو در همين لحظه. اشتباه نكن.

فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همين‌طور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، ممكن است جريان رحمت هم قطع ‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهش داري.

15. ندانستن سود و زيان از جانب خداوند (همه كاره خداست)

انسان همواره در معرض سود و زيان است، گاهي غرق در نعمت و گاهي فارغ از آن و اين همه از جانب خداوند است و بشر بايد همواره شكرگزار باشد. آن گاه كه به سختي و زيان افتد، قبل از دعا ب-ايد بداند كه زيان و سختي وارده از جانب خداوند است و فقط از او بخواهد كه رفع زيان كند و او را به سوي راحتي سوق دهد. رسول اكرم (صلي‌ا... ‌عليه ‌و ‌آله) فرموده است: خداي عزوجل اين چنين فرمود: هركه از من چيزي بخواهد و بداند كه زيان و سود از سوي من است، اجابتش مي‌كنم.(2)

وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

16. دعا نكردن به صورت جمعي (با بنده‌هاي خدا همراه شو)

هرچند كه از دعاي انفرادي نيز مي‌توان نتيجه گرفت، اما اگر تعدادي جمع شوند و مانند دعاي كميل، ندبه و توسل، يك صدا خداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصي به آن محفل خواهد كرد و نتيجه بهتري حاصل خواهد شد. امام صادق (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هرگز چهار نفر در كاري گرد هم نيامدند و دعا نكردند مگر آن كه با حاجت روا شده متفرق گشتند.(3)

17. تضرع و زاري و اصرار نكردن(عنصر سماجت)

مداومت در دعا و تضرع كردن به درگاه الهي، رمز موفقيت در دعا است. كسي كه بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشايش مشكلات خود را دارد، توفيق چنداني نخواهد يافت. خداي بزرگ مي‌فرمايد: خداي خود را به تضرع و زاري و با صداي آهسته بخوانيد.(4) رسول اكرم مي‌فرمايد: به راستي خداوند افرادي را كه اصرار در دعا دارند دوست مي‌دارد.(5)

18. قطع ارتباط با خدا (يكي هست كه صداي تو را دوست دارد)

در روايت است كه خداوند دوست دارد سخن و دعاي بنده محبوبش را بسيار بشنود و اگر در اجابت دعاي بنده خويش عجله نمي‌كند، علتش آن است كه مي‌خواهد همواره صوت بنده‌اش را بشنود؛ بنابراين كسي كه دعايش مستجاب نمي‌شود بايد به خودش بينديشد و اگر عوامل عدم استجابت دعا را در وجودش نيافت اميدوار باشد كه بنده خاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: امام باقر(عليه‌السلام) فرمود: مومن حاجتي از خداي عزوجل مي‌خواهد، اما اجابتش به تاخير مي‌افتد، به‌‌سبب دوستي صدايش و شنيدن ناله‌اش.(6)

تبيان

پي‌نوشت‌ها

1 . اصول كافي، ج4، ص237

2. شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341

3 . همان، ص357

4. اعراف، 55

5. نهج الفصاحه، ص76

6. وسائل الشيعه، ص1111

به هيچ كس اهانت نكنيد

حضرت آيت ا... جوادي آملي: اين كه به ما فرمودند: هيچ كسي را محق اهانت ندانيم، براي اين‌كه ائمه (ع)، بزرگان دين، رهبران الهي به ما فرمودند همان‌طور كه شب قدر در بين شب‌ها مخفي است، آدم خوب كه وليا... است نيز در آدم‌ها مخفي است. براي همين اگر كسي خداي ناكرده هتك حيثيّت كرد، آبروي كسي را برد، معلوم نيست اين كيست! هم وليّ خدا در بين اولياي الهي مخفي است؛ معلوم نيست كيست؛ جوان است، پير است، در چه سني است. معلوم نيست؛ نه به ظاهر مي‌شود حكم كرد، و نه از باطن با خبريم.

فرمودند: هيچ گناهي را هم كوچك نشمريد. ممكن است خداي سبحان از خيلي از گناهان بگذرد، ولي گاهي هم ممكن است از يك گناه نگذرد. اگر خواست بگيرد، چه كنيم؟! و البته سفارش شد هيچ كار خيري را هم كوچك حساب نياوريد، شايد خدا همان را قبول كرده! اين است كه آدم بايد مواظب زبانش، گفتارش، رفتارش و كردارش باشد؛ ماه مبارك رمضان ماه اين حرفهاست. آن‌وقت آدم تا آخر عمر سر افراز زندگي مي‌كند. سنش هم كه به هشتاد، نود و يا صد سال رسيد؛ نه بيراهه رفت، نه راه كسي را بست. حالا خواه حوزوي، خواه دانشگاهي، خواه بازاري، خواه دامدار، خواه كشاورز؛ راه خودش را تشخيص داد. اين قرآن براي همين آمده است... «اين كتاب نور است» و اين نور باعث ميشود آدم هم راه خودش را تشخيص ميدهد، هم راه ديگري را نمي بندد.

اميدبخش نااميدان

وجود امام معصوم‌عليه‌السلام سر چشمه فايده‌ها وبركات فراواني است كه به حضور او اختصاص ندارد. از جمله مي‌توان دو فايده زير را برشمرد:

الف) با دلايل فراواني ثابت شده كه امام‌عليه‌السلام فردِ كامل انسانيت و حلقه اتصال عالم ظاهر و باطن است. اگر امام نباشد، رشته عالم ماده و معنا گسسته مي‌گردد. قلب پاك امام معصوم‌عليه‌السلام تجليگاه انوار الهي است. عنايت‌هاي غيبي در آغاز بر آيينه قلب ملكوتي امام مي‌تابد و به واسطه او به ساير موجودات مي‌رسد؛ به عبارت ديگر، حجت الهي در زمين، واسطه در گرفتن و رساندن عنايت‌ها و بركت‌هايي است كه ديگران استعداد و زمينه دريافت مستقيم و بي‌واسطه‌ آن را ندارند. امام‌عليه‌السلام روح آفرينش و جان جهان شمرده مي‌شود و ارتباط و انسجام اجزا و اعضاي نظام هستي به وجودِ او وابسته است. اگر امام‌عليه‌السلام نباشد، خداوند - چنان كه شايسته است - شناخته و عبادت نمي‌گردد و روشن است كه در وجود اين آثار بين حضور و غيبت امام‌عليه‌السلام تفاوتي نيست.

وظيفه امام‌عليه‌السلام تنها بيان ظاهري معارف و راهنمايي صوري مردم نيست. امام ولايت و رهبري باطني اعمال را نيز بر عهده دارد و حيات معنوي مردم را تنظيم مي‌كند و حقايق اعمال آنان را به سوي خدا حركت و جهت مي‌دهد. بديهي است كه حضور و غيبت جسماني امام‌عليه‌السلام در اين مورد تأثيري ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم احاطه و اتصال دارد. وجود امام همواره لازم است، هرچند هنگام ظهور و اصلاح جهاني‌اش نرسيده باشد.

انسان در زندگي، حياتي باطني و معنوي دارد كه از اعمالش سرچشمه مي‌گيرد و سعادت و شقاوت ابدي‌اش به طور كامل به آن بستگي دارد. از طرف ديگر، پيامبران و امامان‌عليه‌السلام خود نيز به ديني كه مردم را به آن راهنمايي مي‌كنند و رهبري آن را بر عهده دارند، عمل مي‌كنند و از همان حيات باطني كه مردم را به سوي آن حركت مي‌دهند، برخوردارند؛ زيرا خداوند تا كسي را هدايت نكند، هدايت ديگران را به او نمي‌سپارد. در نتيجه امام‌عليه‌السلام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهري داراي نوعي هدايت و جاذبه معنوي است و به وسيله حقيقت و نورانيت و باطن ذاتش در قلب‌هاي شايسته و آماده دخل و تصرف كرده، آن‌ها را به سوي كمال و هدف آفرينش جذب مي‌كند.

ب) اصل وجود امام ‌عليه‌السلام مايه دلگرمي و قوت قلب بندگان خدا و رهروان راه هدايت و سعادت است. وجودِ امام زنده‌اي كه پناهگاه مردم و پشتيبان و حافظ دين و شريعت به شمار مي‌آيد، نيرو بخش دل‌هاي مؤمن و سدي در برابر هجوم اهريمن نوميدي بر روح پاكان است. ايمان به مهدي غايب عليه‌السلام و انتظار فرج و ظهورش، مايه اميدواري دل‌هاي منتظر و بزرگ‌ترين اسباب موفقيت و پيشرفت در راه هدف است.

ابراهيم اميني، دادگستر جهان، ص154

تمرين رفتار براي تغيير شخصيت

يك روانشناس باليني معتقد است: فرد روزهدار، تغييراتي در رفتارهايش انجام مي‌دهد كه برخي از اين تغييرات مانند: راستگويي، صداقت و سلامت اجتماعي را مي‌توان بهطور عميق تر در شخصيت فرد بعد از ماه مبارك رمضان نيز مشاهده كرد.

ناصر قاسمزاده، روانشناس باليني و استاد دانشگاه الزهرا، در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي برنا در خصوص تاثير روزه داري بر سلامت روان اجتماع گفت: سلامت جسمي و رواني لازم و ملزوم يكديگر هستند و تحقيقات به عمل آمده بيانگر اين است كه آداب روزه داري ارتباط مستقيم با سلامت جسمي و رواني دارد.

قاسمزاده در ادامه افزود: امساك كردن و خودداري از تناول در ماه رمضان، تأثير بر بافت‌هاي بدن از جمله تنظيم جريان خون، بافت قلب و ديگر سيستمهاي بدن مي‌گذارد. همچنين بدن يك استراحت و انرژي دوباره مي‌گيرد و بافت‌هاي بدن از يك نوع شادابي برخوردار ميشوند به شرطي كه آداب روزه داري درست انجام گيرد.

وي با اشاره به اين‌كه سلامت جسم، باعث سلامت روان مي‌شود، تصريح كرد: روزه گرفتن تاثيرات خاصي بر بهداشت روان دارد. آداب و رسومي كه فرد روزه دار حين روزهداري انجام ميدهد مانند: اجتناب از انجام برخي رفتارها و اعمال در زندگي و روابط بين فردي، به نوعيتمرين رفتار محسوب ميشود.

تمرين هايي كه در اين ماه توسط افراد روزه دار صورت مي‌گيرد، همان تمرين‌هاي رفتاري در علم روان شناسي و رفتار شناسي است كه باعث افزايش اعتماد به نفس، اراده و عزم جدي در زندگي افراد در طول سال مي‌شود.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: تحقيقات علمي نشان مي‌دهد كه فريضه عبادي روزه به غير از جنبه‌هاي مثبت روحي و معنوي، آثار و كاركردهاي اجتماعي زيادي نيز به دنبال دارد. تمرين هايي كه در اين ماه توسط افراد روزه دار صورت مي‌گيرد، همان تمرين‌هاي رفتاري در علم روانشناسي و رفتار شناسي است كه باعث افزايش اعتماد به نفس، اراده و عزم جدي در زندگي افراد در طول سال ميشود.

قاسمزاده به تاثيرات روزه داري بر شخصيت افراد اشاره كرد و افزود: فرد روزه دار براي صحيح بودن روزه خود يك سري تغييراتي در رفتارهايش به وجود مي‌آورد كه برخي از اين تغييرات مانند: راستگويي، صداقت و سلامت اجتماعي را مي‌توان بهطور عميقتر در شخصيت فرد پس از ماه مبارك رمضان نيز مشاهده كرد. اين تغييرات در جهت رشد، كمال، آرامش و اجتناب از بسياري رفتارها است كه در روابط بين فردي و اجتماعي بهطور معمول مشاهده مي‌شود.

اين روانشناس باليني در خاتمه با بيان اين‌كه اثرات روزه را مي‌توان در جامعه و در بين افراد به وضوح مشاهده كرد گفت: همه ساله با شروع ماه مبارك رمضان آمار قتل و جنايت در كشور كاهش پيدا كرده و روحيه كمك به هم‌نوع و پرهيز از رفتارهاي ضد اجتماعي و ناپسند به وضوح در بين مردم آشكار مي‌شود كه مي‌توان چنين روحياتي را در طول سال با آموزه‌هاي صحيح ديني و اميدواركردن مردم به بخشش و رحمت الهي و ريشه هاي عميق ديني، تقويت كرد.

ضرورت رابطه با خدا

 عبدالعلي پاكزاد

اشاره: انسان‌ها در زندگي ناگزير از برقرار نمودن ارتباط‌هاي چهارگانه‌اند: 1. ارتباط با خدا؛ 2. ارتباط با خود؛ 3. ارتباط با هم ‌نوع؛ 4. ارتباط با طبيعت. برقراري رابطه با خود، هم‌ نوع و طبيعت و بشر بديهي است؛ زيرا جلب منفعت و دفع ضرر او را به برقراري اين روابط سه‌گانه مي‌كشاند. چه ضرورتي دارد كه انسان با خداي خود رابطه داشته باشد؟ مگر روابط سه‌گانه ديگر نميتواند او را از اين ارتباط، بينياز كند؟

مطابق آموزههاي ديني، روابط سه‌گانه در صورتي ثمربخش است كه رابطه انسان با خدا برقرار باشد. به همين سبب گفته مي‌شود كه رابطه با خدا از نياز‌هاي ضروري در زندگي بشر است و خداوند، پيامبران را فرستاد تا مردم را به برقراري ارتباط با خالق هستي فراخوانند: ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد.(1) در نوشتار ذيل به عوامل ضرورت ارتباط با پروردگار مي‌پردازيم.

1. نياز فطري پرستش

در سرشت انساني چهار حس وجود دارد: 1. حس كنجكاوي؛ 2. حس نيكي؛ 3. حس زيبايي؛ 4. حس مذهبي. حس مذهبي به اين معناست كه هر فردي از افراد انسان فطرتاً خداخواه و خداجو بوده و يك نوع تمايل و كشش به ماوراي طبيعت در خود احساس مي‌كند.(2) به تعبير استاد مطهري: يكي از پايدارترين و قديمي‌ترين تجليات روح آدمي و يكي از اصيل‌ترين ابعاد وجود آدمي حسن نيايش و پرستش است. مطالعه آثار زندگي بشر نشان مي‌دهد هر زمان و هر جا كه بشر وجود داشته است، نيايش و پرستش هم وجود داشته است؛ چيزي كه هست شكل كار و شخص معبود متفاوت شده است. از نظر شكل، از رقص‌ها و حركات دسته جمعي موزون همراه با يك سلسله اذكار و اوراد گرفته تا عالي‌ترين خضوع‌ها و خشوع‌ها و راقي‌ترين اذكار و ستايش‌ها؛ از نظر معبود، از سنگ و چوب گرفته تا ذات قيوم ازلي ابدي منزه از زمان و مكان.

پيامبران پرستش را نياوردند و ابتكار نكردند؛ بلكه نوع پرستش را يعني نوع آداب و اعمالي كه بايد پرستش به آن شكل صورت گيرد به بشر آموختند و ديگر اين‌كه از پرستش غيرذات يگانه (شرك) جلوگيري به عمل آوردند.

از نظر مسلمات ديني و همچنين از نظر برخي علماي دين‌شناسي (مانند ماكس مولر) بشر ابتدا موحد و يگانه‌پرست بوده است و خداي واقعي خويش را مي‌پرستيده است، پرستش بت يا ماه و يا ستاره يا انسان از نوع انحراف‌هايي است كه بعداً رخ داده است.(3)

عبادت و پرستش، نشان‌دهنده يك امكان و يك ميل در انسان است؛ امكان بيرون رفتن از مرز امور مادي، و ميل به پيوستن به افق بالاتر و وسيع‌تر. چنين ميلي و چنين عشقي از مختصات انسان است، اين است كه پرستش و نيايش يكي از ابعاد معنوي روح انسان است.(4)

به سبب وجود چنين حسي در بشر، خداوند مي‌فرمايد: اين مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ آن كسي كه شما و پيشينيان را آفريد، تا پرهيزكار شويد.(5) خداوند براي برانگيختن حس شكرگزاري مردم و جذب آن‌ها به عبادت پروردگار (ارتباط با خدا) از مهم‌ترين نعمت شروع مي‌كند كه نعمت خلقت و آفرينش همه انسان‌ها است.(6)

و مهم‌تر اين كه در آيه‌اي هدف از خلقت را برقراري رابطه با خويش اعلام مي‌كند: من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند.(7)

2.دستيابي به آرامش روحي

بشر همواره از سرگرداني و حيرت رنج مي‌برد. امروزه هم اگر چه عصر پيشرفت علم و فن‌آوري است، اما نبود آرامش روحي، آدمي را آزار مي‌دهد. او با خود مي‌انديشد چرا هر چه علم و فن‌آوري پيشرفت مي‌كند، آرامش روحي از دست مي‌رود مگر نبايد علم در خدمت بشر باشد و خواسته مادي و معنوي انسان‌ها را برآورده كند؟! چرا يك روز از كشورهاي مظلوم فلسطين، عراق، لبنان و افغانستان سلب آرامش مي‌شود و روزهاي ديگر بايد منتظر رخت بربستن آرامش از كشورهاي ديگر باشيم؟

همه اين چراها را بايد در ارتباط نداشتن با خدا جستجو كرد. چه آن كه اگر بشر به موازات، پيشرفت علم و تكنولوژي، ارتباط خود را با خدا محكم نمايد، هرگز از پيشرفت مادي، براي خيانت و جنايت استفاده نمي‌كند، بلكه آن را در راه دستيابي به آرامش و آسايش به كار ميگيرد.

نهرو به اين حقيقت، دستيابي به آرامش روحي به وسيله ارتباط با خدا، تصريح مي‌كند و مي‌گويد: من هم در روح خودم و هم در جهان، يك خلاء را احساس مي‌كنم كه هيچ چيز نمي‌تواند آن را پر كند مگر معنويت. و اين اضطرابي كه در جهان پيدا شده است، علتش اين است كه نيروهاي معنوي جهان تضعيف شده‌اند. اين بي‌تعادلي در جهان از همين است.(8)

آري! عامل مهم و اساسي كه مي‌تواند انسان را به آرامش روحي سوق دهد، ارتباط با خداوند است: در دل خويش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بي‌صدا ياد كن و از غافلان مباش(9)؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد كنيد(10)؛ آگاه باشيد با ياد خدا دل‌ها آرام مي‌يابد.(11)

اين آيه تنبيهي است براي مردم به اين كه متوجه پروردگار خود شوند، و با ياد او دل‌هاي خويش را راحت سازند؛ چون آدمي در زندگي خود هدفي جز رستگاري و نعمت نداشته، و بيمي نيز از برخورد ناگهاني شقاوت و نقمت ندارد و تنها سببي كه سعادت و شقاوت و نعمت و نقمت به دست اوست، همان خداي جهان است. چون بازگشت امور به اوست، و اوست كه فوق بندگان، و قاهر بر آنان، و فعّال ما يشاء، و ولي مؤمنين و پناهندگان به اوست، پس ياد او براي نفسي كه اسير حوادث است و همواره در جستجوي ركن وثيقي است كه سعادت او را ضمانت كند، و نفسي كه در امر خود متحير است، نمي‌داند به كجا مي‌رود و به كجايش مي‌برند و براي چه آمده، مايه انبساط و آرامش است. آن‌چنان كه نوش‌دارو مايه راحتي و آرامش مار گزيده است، همان‌طور كه مار گزيده به نوش‌دارو اعتماد دارد، خود را به آن مي‌رساند، و پس از به كار بردن نوش دارو احساس نشاط، سلامتي و عافيت مي‌كند، نفس نيز از ياد خدا اين احساس را مي‌نمايد.(12)

علي(ع) مي‌فرمايد: ياد خدا، شرح صدر مي‌بخشد.(13)

3. مهار نفس سركش

گاهي آدمي به سبب دارا بودن نفس امّاره (بسيار امر كننده به بدي) به تجاوز و طغيان‌گري روي مي‌آورد و راضي مي‌شود به خود و هم نوع خود و طبيعت، تعدي كند. قرآن مي‌فرمايد: چنين نيست كه انسان حق‌شناس باشد؛ بي‌گمان طغيان مي‌كند به سبب اين كه خود را بي‌نياز مي‌بيند.(14)

از عواملي كه مي‌تواند روحيه سركشي انسان را مهار نموده، او را در مسير معنويت و انسانيت رهنمود سازد، برقراري رابطه با خدا مي‌باشد. نمونه بارز اين ارتباط، انجام فريضه نماز است: نماز، انسان را از زشتي‌ها باز مي‌دارد.(15)

علي(ع) مي‌فرمايد: ريشه صلاح و پاكي دل، پرداختن آن به ذكر خداست.(16) و ياد خدا، دور كننده شيطان است.(17)

4. فقر ذاتي بشر

همه موجودات، به ويژه آدمي در فقر ذاتي به سر مي‌برند و خداوند به آن‌ها لباس هستي پوشانده است: چگونه به خداوند كافر مي‌شويد در حالي كه شما اجسامي بي‌روح بوديد و او شما را زنده كرد. پس شما را مي‌ميراند، و بار ديگر شما را زنده مي‌كند، سپس به سوي او باز مي‌گرديد.(18) بعد از پوشيدن لباس هستي هم فقر همچنان دامنگير بشر است و نمي‌تواند بدون تكيه بر ذات حق، نيازهاي خود را تأمين كند.

اي مردم (شما همگي) نيازمندان به خدا هستيد؛ تنها خداوند است كه بي‌نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است.(19)

بنابراين انسان به سبب فقر ذاتي، ناگريز از برقرار نمودن رابطه با ذات غني خداوند است؛ چه آن كه در پرتو ارتباط با خدا، از فقر بشر كاسته مي‌شود.

هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي برايش فراهم مي‌كند و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي‌دهد.(20) هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند كار را بر او آسان مي‌سازد.(21)

مردي به محضر حضرت صادق(ع) شرفياب شد و درخواست نمود كه او را به سوي خدا راهنمايي كند. حضرت صادق(ع) با طرح مثالي كه در برخي از آيات قرآن هم بدان اشاره شده است، او را متوجه فطرت خود نمود و فرمود: آيا تا كنون با كشتي مسافرت كرده‌اي؟

- آري.

- آيا اتفاق افتاده كه كشتي بشكند و در آن‌جا نه كسي باشد كه ترا نجات دهد و نه آشنايي با شنا داشته باشي؟

- آري.

- آيا در آن موقع به فكر تو رسيده است كه قدرتي است كه بتواند تو را از آن مهلكه نجات بخشد؟

- آري.

او همان خداي تواناست كه هنگامي كه تمام وسايل مادي از كار مي‌افتد و نجات‌بخشي در ميان نيست، انسان خواه و ناخواه به او متوجه و دل به سوي او كشيده مي‌شود.22

اين روايت تصريح دارد كه انسان هنگام قطع اميد از تمام اسباب، متوجه ذات توانا و غني مي‌شود و ميل برقراري ارتباط با او دارد.

پي‌نوشت‌ها

1. نحل،36

2. جعفر سبحاني، الهيات و معارف اسلامي، ص27

3. مرتضي مطهري، مقدمه‌اي بر جهان‌بيني توحيدي، ص258

4. همان، ص260

5. بقره، 21

6. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج1، ص117

7. ذاريات،56

8. ر.ك: مرتضي مطهري، اسلام و مقتضيات زمان، ص292

9. اعراف،205

10. احزاب،41

11. رعد، 28

12. علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج11، ص546

13. محمدي ري‌شهري، منتخب ميزان الحكمه، ج1، ص391

14. علق، 6 و7

15. عنكبوت،45

16. محمدي‌ ري‌شهري، پيشين، ج1، ص389

17. همان، ص391

18. بقره،28

19. فاطر، 15

20. طلاق، 2 و3

21. طلاق،4

22. جعفر سبحاني، پيشين، ص35

به بهانه پخش سريال هاي ماه مبارك رمضان

 مرتضي رضائيان

صدا و سيما در جايگاه بزرگ ترين و مؤثرترين رسانه كشور از يك سو نقشي بي بديل در ترويج و تقويت ارزش‌هاي ديني و ملي دارد و از سوي ديگر در صورت كوتاهي و سهل انگاري متصديان و به تبع آن كارگردانان و برنامه سازان و ... مي‌تواند آسيبهايي بزرگ و فراگير را بر فرهنگ جامعه تحميل كند. البته آسيب رساني صدا و سيما و نقش آن در تغيير ذائقه مخاطبان در ابعاد گوناگون بسيار ظريف و به مرور زمان صورت ميگيرد و چه بسا لازم است سال‌هاي فراواني سپري شود تا آثار منفي برخي رويكردهاي اين رسانه نمايان گردد. متاسفانه به علت فقدان سيستم جامع و كارآمد براي سياستگذاري، اجرا، نظارت و تحليل بازخوردهاي توليدات صدا و سيما، اين رسانه به رغم دستاوردهاي چشمگير در افزايش تعداد شبكهها و برنامههاي توليدي، در بخش كيفي نه تنها نتوانسته است بهگونهاي شايسته به انتظارات فرهيختگان جامعه پاسخ دهد و نقش محوري خود را در راه دفاع از آموزه‌هاي ديني و هنجارهاي اجتماعي ايفا كند؛ بلكه در مواردي نه چندان اندك، خود به عاملي براي كمرنگ كردن ارزش‌هاي اصيل جامعه مسلمان ايراني و دامن زدن به نابهنجاري‌ها تبديل شده است. مروري اجمالي بر بسياري از سريالها و برنامههاي متنوعي كه با بودجه بيت المال ساخته ميشود اين ادعا را به خوبي ثابت مي‌كند.

براي مثال در حالي كه بر اساس موازين شرعي و اخلاقي جامعه ايراني، روابط محرم و نامحرم در چارچوب خاصي تعريف شده است ، در بسياري از سريالهاي تلويزيوني نوعي بي اعتنايي آزاردهنده به اين موازين ديده مي‌شود و تاسف عميق تر اين كه بسياري از اين هنجارشكني‌ها در قالب اقشار مذهبي و خانوادههاي متدين و حزباللهي نمايش داده ميشوند! و صد البته در اين حالت القاي هنجارشكني و بياعتنايي به آموزه‌هاي ديني و ملي به مراتب آسان تر صورت مي‌گيرد. نكته جالب اين است كه در عملكرد صدا و سيما تناقضهايي قابل توجه به چشم ميخورد كه مي‌توان آن را نشانه اي بر فقدان برنامه ريزي دقيق و منسجم در اين سازمان و غفلت مسوولان مربوط دانست. براي نمونه از يك سو با دعوت از كارشناسان به تبيين حدود شرعي و اخلاقي در روابط محرم و نامحرم مي‌پردازند و از سوي ديگر در بسياري از سريال‌ها آشكارا به اين حدود بياعتنايي ميشود! بهراستي آيا دختران و پسران جوان با ديدن روابط خارج از موازين شرعي و حتي عرفي محرم و نامحرم در اين سريال ها، به سمت عفاف بيشتر گرايش مي‌يابند؟!

در آخرين مورد از اين سهل انگاري‌ها ميتوان به سريالهاي ماه مبارك رمضان اشاره كرد. در حالي كه ماه رمضان فرصتي بسيار مناسب براي بهبود اخلاق و منش جامعه است و به بركت فضاي قدسي اين ماه شريف آمار بزهكاري‌ها به گونهاي محسوس كاهش مييابد و زمينه ترويج فضايل اخلاقي و اجتماعي مهياتر از هر زمان ديگر است، صدا و سيما درمواردي به جاي تلاش علمي و فراگير براي عمل به وظيفه خود، با تهيه و پخش سريالها و برنامه هايي ناسازگار با اين فضا نه تنها مخاطب را در فضاي معنوي ماه مبارك رمضان قرار نمي دهد بلكه ناخواسته در مسير خلاف به پيش مي‌برد! به عبارت ديگر تدبير و موقعيت‌شناسي اقتضا ميكند مجموعههاي مناسبتي به ويژه در ماه مبارك رمضان با هدف ترغيب غيرمستقيم و هنرمندانه مخاطبان به آموزههاي ديني توليد شود اما با رويكرد كنوني صدا و سيما چنين هدفي آنگونه كه شايسته است محقق نخواهد شد!

سريال بزنگاه نمونه اي از اين دسته شاهكارهاي صدا و سيما به شمار مي‌آيد . متاسفانه در سريال مذكور كه از قضا در بهترين ساعات و درست پس از زمان افطار به روي آنتن ميرود، مقوله طنز با هجو و تمسخر يكسان پنداشته شده و بهگونهاي غيرقابل تحمل به القاي زشتي‌ها دامنزده ميشود. قبح شكني مقوله اعتياد، تمسخر غيرمستقيم مراسم عزاداري و تشييع جنازه مسلمان، توهين به اذكار و مفاهيم ديني چون تهليل و تحميد، نمايش تصويري مذموم از طبقات پايين جامعه و بانوان چادري، تكرار و القاي الفاظ زشت و دور از نزاكت همچون «خفه شو، اين قدر زر نزن، مي‌ترسم خريتش كار را خراب كنه، تو كپه مرگت رو بذار، درسته گاهي من خولم ولي تو هميشه خولي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينارو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه، و ...» گوشهاي از آموزش‌هاي اخلاقي! اين سريال است و روشن نيست كاربرد مكرر اين واژه‌هاي سخيف در ماه مبارك رمضان چه تناسبي با رسالت سازمان بزرگي دارد كه امام راحل آن را دانشگاه عمومي ناميدند. بهنظر ميرسد براي جبران سهل انگاري‌هاي مسؤولان محترم صدا و سيما شايسته است نظارت بر بزرگترين سازمان رسانهاي و فرهنگي كشور كه سالانه ميلياردها تومان از بيتالمال مسلمين را هزينه ميكند بهنظارتي واقعي و كاربردي تبديل گردد و سريالها و برنامههاي تأثيرگذار تلويزيوني با نظارت دقيق و علمي كارشناسان و دلسوزان فن تهيه شود.

شرمنده ام

  شاملي

قرآن، زمزمه خداست در گوش بنده خويش. كتابي كه مستقر در عالم امر الهي است. بر اهل معرفت نيز پوشيده نيست كه نزديك ترين عالم به ذات باري، همان عالم امر است و عظمت جميع معصومين و مرسلين در «مامور» بودن و يا تمسك به «امر» است.

اين را امروز مي‌گويم كه روزهاي رمضان است و شايد برخي از ما قرآن‌هامان را از طاقچه برداشته ايم و گردي گرفته ايم تا شايد بعد از سالي منت نگاهي ارزاني مان شود. حال از خودم مي‌پرسم، من با اين قرآن چه كرده ام؟

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگي ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند مي‌شود همه از هم ميپرسند «چه كس مرده است»؟ چه غفلت بزرگي كه ميپنداريم خدا تو را براي مردگان ما نازل كرده است.

قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از يك نسخه عملي به يك افسانه موزه نشين مبدل كردم. يكي ذوق ميكند كه تو را بر روي برنج نوشته، يكي ذوق ميكند كه تو را فرش كرده، يكي ذوق مي‌كند كه تو را با طلا نوشته، يكي ميبالد كه تو را در قطع چند متر در چند متر ساخته، يكي ذوق ميكند كه تو را در كوچك‌ترين قطع ممكن منتشر كرده و...! آيا واقعاً خدا تو را فرستاد تا موزهسازي كنيم؟

قرآن، من شرمنده توام اگر حتي آنان كه تو را ميخوانند و تو را ميشنوند، آن‌چنان به پايت مي‌نشينند كه خلايق به پاي موسيقيهاي روزمره مينشينند. اگر چند آيه از تو را يك نفس بخوانند، مستمعين فرياد مي‌زنند «احسنت...!» گويي مسابقه نفس است. حيفم ميآيد كه بگويم با تو «زو» بازي ميكنند.

قرآن! من شرمنده توام اگر به يك فستيوال مبدل شدهاي. حفظ كردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول. يك معرفت است يا يك ركورد گيري؟ اي كاش آنان كه ترا حفظ كردهاند، حفظ كني، تا اين‌چنين تو را اسباب مسابقات هوش نكنند.

قرآن! خدا تو را غايب نكرد تا بدانيم اگر ثقل كبير الهي نيز مانند ثقل اكبرش، در دوران غيبت نميرفت؛ امروز هماني بر سرش ميآمد كه بر سر تو آمد. اگر امام زمان نيز در دسترس بود، ما همان‌قدر به سراغش مي‌رفتيم كه امروز به سراغ تو ميرويم. مگر نه اينكه او، هرچه دارد از تو دارد!؟ پس اين چه لطيفه ناجوري است كه ما تو را طرد كردهايم و براي او مرثيه پرسوز «آقا، بيا...» ميسراييم؟

خوشا به حال هركسي كه دلش رحلي است براي تو. آناني كه وقتي تو را ميخوانند چنان حظ ميكنند، گويي كه قرآن همين الان به ايشان نازل شده است. آن‌چه ما با قرآن كردهايم تنها بخشي از اسلام است كه به صليب جهالت كشيدهايم.

 در محضر قرآن

ويژگي هاي دل

خداوند بر دل‌ها و بر گوش آنان مهر زدهو در برابر چشمان‌شان پرده‌اي است و براي آنان عذابي بزرگ است.
(بقره،7)
ويژگيهاي قلب سليم
الف) قلبي كه جز خدا در آن نيست.(1)
ب) قلبي كه پيرو راهنماي حق، توبه‌كننده از گناه و تسليم حق باشد.(2)
ج) قلبي كه از حب دنيا، سالم باشد.(3)
د) قلبي كه با ياد خدا، آرام گيرد.(4)
هـ) قلبي كه در برابر خداوند، خاشع است.(5)
البته قلب مؤمن، هم با ياد خداوند آرام مي‌گيرد و هم از قهر او مي‌ترسد. «اذا ذُكر ا... وجلت قلوبهم»(6) همانند كودكي كه هم در كنار پدر و مادر آرامش دارد و هم از آنان حساب مي‌برد.
ويژگي قلب مريض
الف) قلبي كه از خدا غافل است و لا‌يق رهبري نيست.(7)
ب) دلي كه دنبال فتنه و دستاويز شبهه‌ها مي‌گردد.(8)
ج) دلي كه قساوت دارد.(9)
د) دلي كه زنگار گرفته است.(10)
هـ) دلي كه مهر خورده است.(11)

پي‌نوشت‌ها
1. نورالثقلين، ج 4، ص 57
2. نهج‌البلا‌غه، خطبه 214
3. تفسير صافي
4. فتح، 4
5. حديد، 16
6. انفال، 2
7. كهف، 28
8. آل عمران، 7
9. مائده، 3
10. مطففين، 14
11. نساء، 155
منبع: پرتويي از نور1، صص26-24

 بوستان حكايت

اسلام آوردن ابوذر

گاهي پيامبراعظم(ص) مي خواست تفريح و اظهار شادماني كند. به ابوذر مي فرمود: «جريان گرويدن خود را به اسلام براي ما بازگو كن. ابوذر گفت:
ما درميان دودمان خود، بتي داشتيم كه نامش «نهم» بود. مدت ها آن را پرستش مي كرديم. روزي كاسه شيري برسرآن بت ريختم. همين كه از بت غافل شدم. سگي گرسنه از راه رسيد و شيرها را ليسيد. پس از آن پاي خود را بلند نمود، و به آن بت ادرار كرد. همان دم به بت بي علاقه شدم و اين اشعار را خطاب به بت گفتم:
الا يانهم، اني قدبدالي
مدي شرف يبعد منك قربا
رايت الكب سامك حظ جيد
فلم يمنع قفاك اليوم كلبا
هان اي بت «نهم» برايم آشكار شد كه تو از شرافت و ارزش به دور هستي و همين باعث دوري من از تو گشت، چرا كه ديدم سگي برتو بالا رفت و تو را ليسيد، سپس برتو ادرار كرد و تو نتوانستي خود را از (اهانت) سگ بازداري تا برگردنت ادرار نكند.
وقتي همسرم (ام ذر) اين سخن را شنيد ناراحت شد و به من گفت: «گناه بزرگي مرتكب شدي كه مي خواهي پرستش بت «نهم» را ترك كني!»
جريان ادراركردن سگ را برايش گفتم. او نيز همچون من از بت متنفر شد و به من در قالب شعر گفت: اي پسر وهب! براي ما خدايي بجوي كه كريم و بزرگوار و بخشنده و با ارزش باشد. آن بتي كه سگ پستي بالاي او رود و او نتواند آن را از خود بازدارد، خدا نيست. آن كسي كه در برابر سنگ، سجده مي كند و به پرستش آن مي پردازد، گمراه و بي خرد و نادان است. پيامبراعظم(ص) به ابوذر فرمود: آري «ام ذر» به راستي سخن درستي گفت كه جز مردم گمراه و بي خرد در برابر سنگ، سجده نميكنند.
داستان دوستان

 احكام شرعي

خمس زمين و خانه

سؤال: اگر انسان زميني را بخرد كه قصد ندارد در آن خانهاي بسازد، بلكه مي‌خواهد بعداً با فروش آن خانه تهيه كند، آيا بر اين زمين خمس تعلق مي‌گيرد؟
حضرت آيت ا... خامنهاي
اگر زمين مذكور از درآمد كسب بدون پرداخت خمس آن تهيه شده باشد پرداخت خمس آن در سر سال خمسي واجب است.
حضرت آيت ا... تبريزي(ره)
بلي زمين مزبور خمس دارد.
حضرت آيت ا... فاضل لنكراني(ره)
چنانچه براي تهيه منزل مورد نياز ناچار به اين كار و جمعآوري پول يا پس‌انداز باشد خمس ندارد.
حضرت آيت ا... بهجت
خير، خمس ندارد.
حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني
خمس دارد.
حضرت آيت ا... سيستاني
اگر زمين قبلا‌ً آباد بوده مثلا‌ً مسكوني يا زراعتي بوده خمس دارد و اگر زمين موات باشد خود آن را با خريدن مالك نمي‌شويد ولي پولي كه بابت آن پرداخته‌ايد چون در مؤونه مصرف نشده است خمس دارد.
حضرت آيت ا... مكارم شيرازي
با گذشتن سال خمسي، خمس دارد.