صفحه فصل رويش

خدمات دفتر امور مناطق محروم رياست ‌جمهوري (بخش سوم)

 حميد ضيايي پرور

عملكرد وام‌هاي قرض‌الحسنه ويژه توسعه اشتغال روستايي

(از سال 1384 تا پايان 1386) در سال 1384، اين طرح در 230 روستا به اجرا در آمده و مبلغ 100 ميليارد ريال تسهيلات پرداخت شده و حدود 2045 نفر شغل جديد در زمينه‌هاي كشاورزي، دام و طيور و آبزيان، صنايع كوچك و صنايع دستي و خدمات ايجاد شده است. در سال 1385، بعد از ادغام اين صندوق در صندوق مهرامام رضا(ع)، اعتبارآن به 1050 ميليارد ريال افزايش يافت كه ميان 1832 روستا توزيع شد. ضمن اين‌كه در سال 1386 مبلغ 160 ميليارد ريال جهت اين امر به متقاضيان مناطق روستايي اختصاص يافته است.

ويژگي‌هاي تسهيلات قرض‌الحسنه توسعه اشتغال روستايي

- عدم دريافت وثيقه ملكي

- توجه به شوراي اسلامي روستا جهت شناخت و معرفي افراد واجد شرايط

- استقلال مالي و عدم وابستگي به هيچ يك از دستگاه‌هاي اجرايي

- جذب سپرده‌گذاري و منابع مردمي و كمك دولت جهت تامين سرمايه صندوق

- استفاده از ظرفيت‌هاي موجود دستگاه‌هاي اجرايي

- عدم دريافت سود از دريافت كنندگان تسهيلات

- دريافت ضمانت از روستاييان ضمن توجه به روستايي بودن منشا ضمانت‌ها

- كوتاه بودن زمان بررسي طرح‌ها و كاهش بروكراسي اداري

- اعزام اكيپ‌هاي سيار پرداخت تسهيلات در مناطق دورافتاده

- نظارت مستمر از سوي دفتر امور مناطق محروم رياست جمهوري

ساير حمايت‌هاي دولت از فعاليت اشتغال‌زايي

معافيت مالياتي درآمد ناشي از:

- فعاليت‌هاي واحدهاي توليدي و معدني بين 6 تا 12 سال

- خدمات مختلف پزشكي، بهداشتي و درماني

- فعاليت‌هاي بخش كشاورزي

ج) امور نظارتي و پيگيري

كليه واحدهاي تخصصي دفتر امور مناطق محروم رياست‌جمهوري بازديدهاي مستمري از پروژه‌هاي عمراني و اشتغال‌زايي استان‌ها داشته كه نتايج اين بازديدها در گزارش‌هاي مصور و دقيق تهيه و توسط رياست دفتر به مراجع ذيربط در استان‌ها و وزارتخانه‌هاي مربوطه ارجاع مي‌شود.

همه ساله به منظور تهيه گزارش عملكرد اعتبارات اختصاص يافته به مناطق توسعه نيافته كشور، هيأت‌هاي اعزامي اين دفتر ضمن بررسي موافقتنامه پروژه‌ها و جمع‌آوري اطلاعات دقيق از فعاليت‌هاي انجام شده، تعداد روستاهايي كه با اجراي عمليات عمراني از فهرست مناطق توسعه نيافته كشور خارج مي‌شوند، مشخص مي‌نمايند.

در طول مدت اجراي پروژه‌هاي عمراني نيز گروه‌هاي نظارت فني دفتر امور مناطق محروم كشور به همراه نمايندگان دستگاه‌هاي اجرايي مستقيما از پروژه‌ها بازديد و با ارزيابي پيشرفت فيزيكي و كيفيت اجرايي پروژه‌ها براساس تعهدات موافقتنامه‌ها و استانداردهاي فني و آيين نامه‌ها و مقررات ملي، نقاط ضعف كيفي و كمي پروژه‌ها را به صورت مصور گزارش مي‌كنند و براي رفع نواقص، پيگيري‌هاي، لازم صورت مي‌گيرد. استمرار اين بازديدها از دورافتاده‌ترين مناطق، باعث توجه بيش‌تر دستگاه‌هاي اجرايي به ارتقاي كيفيت اجراي پروژه‌هاي عمراني مناطق توسعه نيافته و انجام به موقع تعهدات شده است، به نحوي كه دورافتادگي پروژه‌ها، توجيهي براي ضعف كيفيت اجرا محسوب نمي‌شود.

براي كنترل عملكرد وام‌هاي اشتغال‌زايي مناطق توسعه نيافته نيز مرتبا گروه‌هاي اعزامي دفتر امور مناطق محروم از طرح‌هاي اشتغال‌زايي در دست اجرا به اتفاق نمايندگان بانك‌ها و دستگاه‌هاي ذيربط بازديد كرده و ضمن ارزيابي عملكرد آن‌ها، در خصوص رفع مشكلات موجود پيگيري‌هاي لازم صورت مي‌گيرد.

نظارت همه جانبه اين دفتر به‌خصوص بازديدهاي رئيس دفتر امور مناطق محروم (جليل بشارتي) از دورترين و محروم‌ترين نقاط روستايي و پيگيري‌هايي كه از اين طريق در مورد پروژه‌هاي خاص صورت مي‌گيرد، موجب شده كه اعمال نظارت مستمر بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي در مناطق توسعه نيافته و شناخت دقيق از وضعيت مناطق، به عنوان ويژگي بارز دفتر امور مناطق محروم محسوب ‌شود.

يكي از مهم‌ترين عوامل كارآيي اعتبارات ويژه توسعه روستايي و خاص مناطق محروم و كم‌تر توسعه يافته، 100 درصد تخصيص يافتن اين اعتبارات است. اين امر موجب شده است كه دستگاه‌هاي اجرايي نسبت به تخصيص كامل اعتبار، نگراني نداشته و پروژه را در حد اعتبار مصوب به انجام رسانند.

همچنين پروژه‌هايي كه پيشرفت مناسبي دارند، از منابع اعتبارات متمركز در اختيار دفتر تقويت مي‌شوند كه به نوبه خود عاملي در انجام سريع‌تر پروژه‌ها است.

علاوه بر تزريق منابع اعتباري به پروژه‌ها، اين سازوكار ابزار مهمي در جهت جلب مشاركت استان‌ها است كه موجب اتمام بسياري از پروژه‌هاي نيمه تمام روستاهاي محروم و مناطق توسعه‌نيافته كشور شده؛ بنابراين استمرار پيگيري‌ها و نظارت بر امور و ارائه گزارشات وضعيت فني و اجرايي پروژه‌ها به بالاترين مقام دستگاه اجرايي و رياست جمهوري و در مقابل حمايت دولت نهم از مجموعه اقدامات باعث شده كه در توسعه زيرساختهاي مناطق محروم و توسعه نيافته كشور، توفيقات بسياري حاصل شود تا اين امر، زيربنايي براي توسعه فعاليت‌هاي آينده باشد.

ادامه دارد

گذري بر دستاوردهاي انقلاب اسلامي (بخش چهارم)

مشاركت سياسي مردم

بررسي‌هاي تاريخي نشان مي‌دهد كه در هر يك از انقلاب‌هاي جهان فقط طبقات و گروه‌هاي اجتماعي خاص و تعداد محدودي از مردم و از مناطق معدودي جهت نيل به اهداف سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود شركت كرده و توده‌هاي مردم و بخش‌هاي وسيعي از كشور در حدوث، تكوين و شكل‌گيري و پيروزي انقلاب نقش موثري نداشته‌اند.

در انقلاب اسلامي ايران به جز تعداد اندكي از وابستگان بسيار نزديك رژيم شاه كه منافع و بقاي آن‌ها با حيات رژيم شاه گره خورده بود ساير گروه‌ها، طبقات و اقشار جامعه از كارگران، كشاورزان، كاركنان دولت، روشنفكران، روحانيون، اصناف و بازاريان، دانشجويان و دانش آموزان، شهري و روستايي از اقصي نقاط كشور در كليه مراحل انقلاب حضور و مشاركت فعال داشتند. تجسم عيني اين وحدت و يكپارچگي بي‌سابقه را مي‌توان در تظاهرات ميليوني سال 1357 در ايام عيد فطر، تاسوعا و عاشورا در تهران ملاحظه كرد. در عاشوراي 1399 هجري قمري مصادف با 20 آذر 1357 در يك راهپيمايي و تظاهرات تاريخي جمعيتي حدود 4 ميليون نفر در تهران با نظم خاصي به سمت ميدان آزادي به حركت درآمدند. و گزارش خبرگزاري‌هاي خارجي از آن، دنيا را شگفت ‌زده كرد. تجلي ديگر حضور گسترده و يكپارچه مردم در صحنه‌هاي انقلاب، مراسم استقبال تاريخي از امام در 12 بهمن 1357 بود. در طول مسير 32 كيلومتري از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا، سيل عظيم و انبوه مردم كه تعداد آن‌ها را بين 4 تا 8 ميليون نفر يعني بيش از جمعيت تهران تخمين زده‌اند، مشتاقانه به پيشواز و استقبال امام خميني(ره) شتافتند.

ميشل فوكو حضور گسترده مردم در انقلاب ايران و نقش آن در پيروزي انقلاب را چنين توصيف مي‌كند: در ميان چيزهايي كه اين ماجراي انقلابي را مشخص مي‌كند، يكي اين است كه ماجراي انقلاب، اراده‌اي مطلقا دستهجمعي را آشكار مي‌كند و در تاريخ، ملت‌هاي كمي اين موقعيت را پيدا كرده‌اند. اراده جمعي، اسطوره‌اي سياسي است كه به كمك آن حقوقدانان يا فلاسفه مي‌كوشند تشكيلات و غيره را تحليل و يا توجيه كنند. اين يك وسيله تئوريك است با اراده جمعي كه تاكنون به چشم ديده نشده است و من شخصا فكر مي‌كنم كه اراده جمعي هرگز به چشم ديده نمي‌شود... ولي ما در تهران، در تمام ايران،‌ اراده جمعي ملتي را ديديم. اين در خور تجليل است، چيزي نيست كه هر روزه ديده شود، اين اراده جمعي كه در تئوري‌هاي ما هميشه كلي است، در ايران در يك عينيت مطلقا روشن و معين ثابت مانده است.

وي آن‌گاه اراده خستگي ناپذير مردم را تشريح مي‌كند: از يك‌سو به اراده تمامي ملت برمي‌خوريم و از سوي ديگر به مسلسل‌ها. ملت تظاهرات برپا مي‌كند، ارابه‌ها مي‌رسند، تظاهرات تكرار مي‌شود و مسلسل‌ها دوباره شليك مي‌كنند و اين كار تقريبا به‌طور يكسان و البته هر بار با شدتي بيش‌تر ولي بدون تغيير ماهيت تكرار مي‌شود باز هم تكرار تظاهرات... به اين ترتيب، ملتي به نحوي خستگي‌ناپذير، اراده خود را ظاهر مي‌كرد.

حضور مردم نه تنها در شكل‌گيري انقلاب و براندازي نظام طاغوت، بلكه در تثبيت نظام و بقاي آن، اصلي مهم و ضروري بوده است. مردمي كه سال‌ها حقوق مختلف سياسي، اجتماعي خويش را به تاراج رفته مي‌ديدند، اكنون اراده خود را تنها رقم زننده سرنوشت مي‌دانند. ديگر، نتيجه انتخابات از پيش تعيين نمي‌شود و از اصل نظام گرفته تا رئيس جمهور و نماينده مجلس با راي مستقيم مردم اجازه فعاليت مي‌يابند. اكنون توده‌ها به سرنوشت خويش حساس‌تر شده و مشاركت سياسي از جوانب مختلف مشاهده مي‌شود. حضور در راهپيماييها، انتخابات و عرصه‌هاي مختلف مشاركت، دستاورد ارزشمندي است كه بايد آن را همواره گرامي داشت. حق انتخاب سرنوشت بهعنوان حقي كه به تبع اختيار به انسان داده شده، داراي مكانيزم‌هايي نيز مي‌باشد كه اسلام به درستي آن را تبيين كرده است.

ادامه دارد

روابط خارجي با كشورهاي امريكاي لاتين (بخش چهارم)

اقتصادي

در اين زمينه همكاري‌هاي منطقه‌اي از جمله ايجاد زمينه براي همكاري‌هاي بلوكي بين اكو و مركوسور در بلندمدت در نظر گرفته مي‌شود. با توجه به موقعيت و توانمندي‌هاي اقتصادي و تجاري آمريكاي لاتين به عنوان يك بلوك قوي در اقتصاد جهاني و همچنين توانمندي‌هاي ايران در منطقه، به عنوان دروازه ورود به آسياي ميانه و قفقاز، امكانات ترانزيت كالا به شمال از طريق خليج فارس و زمينه‌هاي موجود سرمايه‌گذاري در مناطق آزاد تجاري و صنعتي، روابط محكمي در آينده پيش‌بيني مي‌شود. در اين ارتباط تاكنون از سوي دولت نهم اهداف زير طراحي شده است:

1. استفاده از ظرفيت‌هاي اقتصادي و تجاري منطقه

2. جذب سرمايه و صدور خدمات فني و مهندسي

3. توسعه بازارهاي صادراتي جمهوري اسلامي ايران

4. متنوع سازي بازارهاي وارداتي ايران

5. زمينه سازي براي تعامل در داد و ستد تكنولوژيك

فرهنگي

با توجه به اين‌كه چهره ايران طي مدت 30 سال گذشته، همواره مورد تهاجم دشمنان قرار داشته، تصوير موجود از كشورمان در منطقه بر اساس تبليغات منفي دستگاه‌هاي خبري و اطلاعاتي غربي و عمدتا آمريكا شكل گرفته است. بنابراين يكي از اهداف عمده ايران، دادن اطلاعات و شناخت كافي از فرهنگ، هنر و سابقه كهن ايران در تاريخ تمدن جهاني از يك سو و آشنايي آنان با ايران از سوي ديگر است. اين بعد از روابط با توجه به نقش خطير افكار عمومي در شكل‌دهي و پشتيباني از يك رابطه سالم و متوازن و پايدار، اهميت بسياري دارد. از اين رو اهداف زير در بعد فرهنگي و رسانه‌اي مورد توجه قرار گرفته است:

1. نماياندن چهره حقيقي دولت و ملت بزرگ ايران در منطقه

2. توسعه ديپلماسي عمومي براي اثرگذاري بر ديپلماسي رسمي

3. حمايت از جوامع مسلمان و تلاش براي حفظ كرامت و شان آنان

4. نفوذ فرهنگي و تلاش براي بسط گفتمان عدالت به منظور ايجاد روندهاي جديد براي جلوگيري از گسترش نظام ناعادلانه جهاني

دولت نهم و برنامه‌هاي اجرايي روابط دو جانبه ايران و كشورهاي آمريكاي لاتين

سياسي

1- تحكيم روابط با كشورهاي دوست در منطقه نظير ونزوئلا با گسترش مناسبات سياسي و رفت و آمد مقامات عالي‌رتبه بين دو كشور

2- ايجاد مكانيسم دوره‌اي شش ماه يا يك ساله براي گفتگوهاي سياسي بين مقامات عاليرتبه و كارشناسي در حد معاونين وزير امور خارجه به صورت متقابل

3- تلاش براي خارج كردن روابط ايران و آرژانتين از وضعيت موجود

4- تاسيس سفارتخانه ايران در بوليوي، نيكاراگوئه و اكوادور

اقتصادي

1- تاسيس دفترهاي تجاري در شهرهاي مهم منطقه آمريكاي لاتين از جمله سانپائولو- پاناما

2- ايجاد اتاق بازرگاني ايران و آمريكاي لاتين در اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران

3- بررسي فعال كردن دفتر كشتيراني ايران در سانپائولو

4- برقراري خط هوايي مستقيم (مسافري و باري) با كشورهاي منطقه

5- تاسيس شركت مشترك بازرگاني با تعدادي از كشورهاي منطقه

6- تاسيس بانك مشترك و صندوق مشترك با ونزوئلا به منظور اجراي پروژه در ساير كشورها

7- عضويت در بانك جنوب

8- تاسيس شركت مشترك براي اجراي پروژه‌هاي نفتي

9- تاسيس شركت مشترك حمل و نقل نفتي

10- تاسيس شركت مشترك پتروشيمي

11- تحقق پروژه‌هاي مربوط به تاسيس شركتهاي تجاري در خصوص همكاريهاي چندجانبه

12- عضويت ناظر در آلبا.

ادامه دارد

ايران؛ سرزمين آزادي، آزادگي و آزادگان

بيست سال از آن سال‌ها گذشت، سال‌هاي اسارت و اسيري، سالهاي ايثار، مقاومت و سال‌هاي حماسه عشق و پايمردي سرو قامتاني كه با صبر و مقاومتشان، سياه چال‌هاي رژيم بعث صدام را شرمنده حميت و غيرت خود كردند.

به گزارش خبرنگارمهر از كلاله، با احساس سرشار از غرور تمام مي گفت: تا ايران، ايران است، ايثار، مقاومت، آزادگي و شهادت نيز زنده است.

اين‌ها قسمتي از گل واژه هاي «محمد» 50 ساله بود كه به مناسبت شب خاطره آزادگان هشت سال دفاع مقدس در جمع دانش آموزان بسيجي كلاله واقع در استان گلستان تعريف مي كرد.

لاغر اندام بود، موهاي سفيد، عينك مشكي چشمش و عصاي سفيد دستش، زخم عشقي را روايت مي كرد كه در نبرد با ديوهاي متجاوز نصيبش شده بود.

ميگفت: به ياد مي آورم كه بچه هاي بدون سلاح، تنها با اراده آهنين شان چگونه دل سياه دشمن را حتي در سياه چال هاي آن‌ها به لرزه درآوردند و چگونه نداي « ايران ايران» را در اردوگاه طنينانداز كردند.

او مي گفت: اردوگاه هاي «تكريت» و «خضير» به ياد دارند شهيد «محسن» را كه در زير شكنجه بعثي ها با لبخندش چطور ارتش تا داندان مسلح عراق را به سخره گرفت و با خون پاكش به مقاومت و ايثار معناي ديگري بخشيد.

تبسمي كرد و ادامه داد: جشن پتو و سرود «ابرم، بارانم، من سروي آزادم» را كه در اردوگاه زمزمه مي كرديم، يادش به‌خير.

صداي سرفه هاي خشك و پي درپي اش سكوت فضا را پركرد، به سختي نفس مي كشيد، يكي از بچه ها ليوان آبي به دستش داد، جرعه اي نوشيد و بعد افزود: من ديدم كه آن نامردها با رفيقم به خاطر عكس «آقا» كه در جيبش بود، چه كردند، تا مي خورد مي زدندش، با قنداق آن‌قدر كوبيدند بر سرش تا شهيد شد.

پس از سكوتي طولاني اضافه كرد: من و چند نفر از دوستانم در عمليات كربلاي چهار اسير شديم و مدت‌ها در اردوگاه شماره 11 تكريت عراق اسير بوديم.

صحبت‌هايش حسابي گل كرده بود، در پاسخ به سؤال يكي از بچهها درباره بدترين خاطره اسارت گفت: تمام دلخوشي ما اين بود كه شب‌هاي تاريك سياه چال صدام را به اميد ديدن «يعقوبمان» به سر كنيم، تا اين‌كه صبح يكي از روزها از راديو كوچك جيبي كه يكي ازبچه ها در اردوگاه داشت، شنيديم «روح خدا به ملكوت اعلي پيوست». آن خبر و آن روزها تلخ‌ترين روزهاي زندگي ما بود.

اين آزاده دوران دفاع مقدس خاطرنشان كرد: شهدا رفتند تا حميت و مردانگي و آزادگي پا برجا باشد و ما و وظيفه داريم ازخونشان پاسداري كنيم.

يكي ديگر از 43 هزار پرستوي مهاجر ميهن اسلامي كه در اين جمع حضور داشت، گفت: چهار سال در اردوگاه «خضير» اسير بودم و دو ماه اول اسارت، 50 نفر داخل يك اتاق 3 در 4 كه كف آن فقط يك پتو وجود داشت به سر مي برديم.

وي كه خودش را «محسن» معرفي كرد، افزود: در اين مدت فقط يك ظرف غذا داشتيم كه تمامي نيازهاي روزانه را از طريق آن انجام مي داديم.

به گفته اين آزاده، فضاي اطراف اردوگاه سيم خاردار و فنس كشي شده بود كه هنگام شب به آن برق وصل مي شد.

وي يادآور شد: پس از شنيدن خبر رحلت امام(ره) تمامي اسراي اردوگاه لباس سبز تيره پوشيدند و رژيم بعث عراق نيز براي مقابله با اين اقدام، مدت 15 روز محدوديت اسرا را افزايش دادند.

استان بيش از يك ميليون و 600 هزار نفري گلستان، يك هزار و 100 آزاده در دوران دفاع مقدس تقديم نظام جمهوري اسلامي كرده است و جامعه ايثارگري گلستان نيز بيش از 17 هزار عضو دارد.

نقش زن ايراني در دفاع مقدس

رخدادهاي بزرگ، فرصتي براي تبلور آدم‌ها است. وقتي عظمت انسان‌ها در هجمه حجيم روزمرگي گم مي‌شود، حادثه‌اي لازم است تا زمان بداند و بفهمد كه انسان‌ها چقدر مي‌توانند بزرگ باشند و حتي همين آدم‌هاي مجال يافته اين رخدادها را هدايت مي‌كنند و بر بزرگي آن مي‌افزايند. جنگ براي ما همين فرصت بود. اما چرا جنگ و نه چيز ديگري؟ پاسخ اين است كه اولا ديگران مجال‌هاي ديگر را از ما گرفته‌اند و ثانيا اين‌كه جنگ ما از جنس ديگري بود. شايد بتوان گفت كه ما حتي براي جنگ دفاعي نيز تعريف جديدي داده‌ايم؛ چه بر خلاف جنگ‌هايي كه با داعيه انديشه دفاع‌گرانه اما در حقيقت با انگيزه‌هاي مادي و سلطه‌جويانه انجام شده است، جنگ ما برخورد و نبرد انديشه‌ها بود. جنگ شر با خير و انديشه الحادي با تفكر الهي.‌

جالب اين‌جا است كه بدانيم چه بسا زن پيش‌قدم در مبارزه و شهادت نيز بوده است. فرزانه مافي در كتاب «آشنايان ناآشنا» مي‌گويد: نبرد و شهادت سن و جنس نمي‌شناسد. چه بسا در يك خانواده، اول زني به شهادت رسيده باشد و بعد مردهاي خانه، خانواده حاجي شاه از اين دسته‌اند، شهناز حاجي شاه از روزهاي اول جنگ در سنگري كه خود حفر كرده، به پاسداري از خرمشهر مي‌پردازد. او هم پرستار و ناجي مجروحين است و هم رزمنده و پاسدار شهر. اين يعني معناي واقعي صلابت و وقار. وي هنگامي كه قصد داشت به مجروحين كمك كند، براثر تركش خمپاره به شهادت رسيد و او تازه يكي از يازده زني است كه براي دفاع، مشق جنگ كرده بودند و جالبه مادر شهيده شهناز حاجي‌شاه پيكر مطهر دخترش را جلوي پادگان دژ به خاك مي‌سپارد تا حتي پيكر دخترش نيز از كيان اين سرزمين مقدس دفاع كند و مادر شهيدان پورحيدري كه شايد تنها محرم و مرهم‌گذار زنان مجروح خرمشهر است و مادر شهيد محمود احدي كه مشعل‌دار كرامت و فضيلت است و زينب‌گونه بر پيكر پسرش ايستاده و بدون غسالي و بدون غمگساري او را كفن مي‌كند و مي‌رود تا بر غربت حمزه‌هاي ديگر، مادري كند و مادر آزاده سرافراز محمدرضا اسلامي كه خبر اسارت فرزندش را وقتي مي‌شنود كه مراسم چهل او را گرفته بود. او شجاعانه و عارفانه مي‌گويد: از شنيدن خبر شهادت دلبندم راضي‌تر بودم و خانم خديجه ميرشكار آن اسير يا آزاده امدادگر ايراني كه با مقاومت جانانه‌اش در طول اسارت توانست ديواره‌هاي خاكستري و ميله‌هاي سرد بازداشتگاه‌هاي بعثي را تحقير كند. او در سلول و زماني كه مي‌خواهند به او خون برسانند، فرياد مي‌زند من خون بعثي نمي‌خواهم، بگذاريد بميرم.

وي در جايي ديگر در مورد قساوت عراقي‌ها مي‌گويد: من به اين نتيجه رسيده‌ام كه هرچه عراقي‌ها بيش‌تر فشار بياورند، درجه ايمان بچه‌ها بالاتر مي‌رود او همچنين در مورد عمق كينه بعثيون مي‌گويد: ديدن آن منظره (آتش زدن اردوگاه) برايم تلخ بود مي‌ديدم كه اسراي ايراني در آتش كينه «سرگرد مقدم» و سربازان عراقي در آتش مي‌سوزند بي‌محابا (براي اعتراض) جلو رفتم ولي دو نفر از خواهران با تلاش زياد مانع از جلو رفتن من شدند. مرحومه سپيده كاشاني شاعر متعهد انقلاب در مورد تاثير مادران شهيد در آن‌ها مي‌گويد: عباس موفق شد چند تانك عراقي را بزند. او تنها 14 بهار از عمرش گذشته بود؛ اما در مكتب ايستادگي و ستيز تجارب يك جنگجوي مبارز را آموخته بود. همين جوانان معتقدند كه مادرشان سهم عمده‌اي در تربيت، امانت و اعتقادشان به عهده داشته‌اند.

زنده ياد سپيده كاشاني در مورد رويارويي مادران شهيد با پيكر فرزندشان خاطره جالبي را نقل مي‌كند. وي از قول مادر شهيد مي‌گويد: وقتي شنيدم فرزندم را به شهر آورده‌اند به استقبالش رفتم. وقتي بنابر اصرار من جنازه‌اش (حسين) را نشان دادند كنار او زانو زدم خواستم لب‌هايش را ببوسم، ديدم دندان‌هايش را شكسته‌اند، خواستم چشم‌هايش را ببوسم ديدم از حدقه درآورده‌اند، گوش‌هايش را بريده بودند و مغزش را متلاشي كرده بودند. ناخن‌هايش را كشيده بودند. و اين همه، چيزي نيست جز نماد طاقت و صلابت مادراني كه پسران از فيض حضور در سايه‌سارشان همواره در تاريخ سرافراز و شكرگزار خواهند بود و نيز حكايت همسر شهيد سرافراز چمران، كه خاطرات خود از شب وداع با او را واگويه مي‌كند: «چون در تهران خانه نداشتيم، در مسجد محل غسلش دادند و او با آرامش خوابيده بود. من سرم را روي سينه‌اش گذاشتم و تا صبح در مسجد با او حرف زدم.

خيلي شب زيبايي بود و وداع سختي. وقتي فردا به حياط نخست‌وزيري رسيدم تازه فهميدم چه قدر تنهايم. وقتي به خاطرات فكر مي‌كردم كه چه‌طور به شوق مصطفي به آن‌جا مي‌آمدم. زندگي برايم خالي شده بود. ياد لبنان افتادم و آن فال حافظ، نمي‌دانستم مصطفي و امام موسي‌صدر چه مي‌گفتند. خود موسي صدر جريان فال را براي من گفت و خودش براي من فال گرفت: الا يا ايهاالساقي ادركأسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل‌ها. وقتي از آن خانه بيرون آمدم، چون مال دولت بود جز لباس چيزي برايم نمانده بود. من جايي براي ماندن نداشتم تا امام مرا فراخواند و گفت: مصطفي براي دولت هم كار نكرد. هرچه كرد به دستور من بود و من مسؤول شما هستم و بعد بنياد شهيد به من يك خانه داد. به خاطر همين چيزها احساس كردم، مصطفي به من ظلم كرده است.

البته اين حرف‌ها نفساني بود. بعد كه فكر كردم و مي‌ديدم كه مصطفي چيزي از دنيا نداشت، اما آنچه به من داد يك دنياست.

او همه عالم است در قلب، همه انسانها، مصطفي كسي نيست كه مجسمه‌اش را بسازند و بگذارند. مجسمه يك چيز مرده است و مصطفي يك چيز زنده. آدم‌ها در فطرت و قلب بين خير و شر سرگردانند و بايد كسي باشد كه دست‌شان را بگيرد و مصطفي براي من بود. با مصطفي يك عالم بزرگ را گذراندم از ماده به معنا و از مجاز به حقيقت.

آري اين است معناي جنگ زن با همان تعريف، اما اين عرفان و عشق مادران شهيد و شهيده‌هاي سرافراز مرز نمي‌شناسد. تمامي آب و خاك مقدس اين سرزمين آسماني مملو است از اين همه عارفه‌هاي اهورايي. آن شيرزن خرمشهري و آن عارفه لبناني كه عاشقانه قداست فكر و انديشه ديني را مي‌ستودند و آن راد زني كه پيكر پاك فرزندش را تنها غسل داد و كفن كرد. و خانم ثمني مازندراني كه به رغم تقديم 5 شهيد از جمله طوبي و خديجه، به اسلام هنوز استوار ايستاده، تفسير واحدي از سلحشوري زن ايراني است.‌

جهاد زن مازندراني همانند ديگر زنان ايراني در اقصي نقاط كشور متبلور است. اين را زنان مازندراني كه در پادگان شهيد بهشتي اهواز با همسران فرمانده خود زندگي مي‌كردند و جنگ را با همه مرارت‌ها و كمبودها و موشك و توپ و بمب لمس كردند متجلي ساختند. راستي اگر مادر 4 شهيد (نجاريان) اسطوره مقاومت نيست، پس كيست؟ به راستي كه همه حماسه زن مسلمان ايراني اين حقيقت بزرگ را فرياد مي‌كند كه اگر زن ايراني نبود، هيچ خطي شكسته نمي‌شد و هيچ خط نگهداري هم در جبهه‌هاي غرب و جنوب نمي‌توانست از هيچ خطي پاسداري كند.

جنگ نشان داد كه هيچ حدي براي رشد و كمال‌خواهي و عزت زن ايراني متصور نيست و او بي‌نهايت است و اين خود بهترين الگو براي زن جوان است. زن انقلابي ايران مي‌داند كه الگوهاي ديگر يك بار دنيا را بيش از اين به ناكجاآبادها برده است. مدل زن جنگ و جنگ زن ضمن احقاق حقوق زنان و حفظ شانيت او، تزريق‌كننده عاطفه ايثار و صلابت به جامعه است.

زن جوان در دنيا و يا هر زني با ارائه اين تعريف از زن برآمده از جهاد اسلامي ياد خواهد گرفت كه آن چيز كه مطالبات زن را محقق خواهد كرد نه غوغاسالاري و نه فمنيسم و نه نحله‌هاي هزار رنگ و يا تجربه‌هاي رفته بر برخي مردان گذشته، كه حقيقت انسان است؛ همان حقيقتي كه معرفتي واحد به زن و مرد مسلمان ايراني در انقلاب و دفاع مقدس عطا نمود.‌

در سال 1316 در شهر كوچك اميركلا غلغله‌اي به پا شد. ماموران رژيم رضاخاني منزل سيديوسف را به محاصره درآوردند و او و همسرش را به امنيه انتقال دادند.

سيد مستقيم به زندان رفت. ولي همسرش با دو مامور مراقب به تنها بيمارستان بابل، بيمارستان دكتر بابايف برده شد. در شهر اميركلا اين موضوع دهان به دهان پيچيد كه سيد يوسف و همسرش را امنيه‌ها گرفته‌اند. بعضي‌ها بدون اين‌كه علت را بدانند فقط در خصوص دستگيري آن‌ها حرف مي‌زدند.

بعضي‌ها مي‌گفتند پيش‌بيني شاه نعمت‌ا... ولي همين نوزاد در شكم است. يكسري مي‌گفتند حكم دستگيري مستقيما از رضاشاه داده شده است. بعد از 3 ماه انتظار مردم ماموران امنيتي و همچنين دستگاه حكومتي خبر دنيا آمدن دختر سيد يوسف در شهر اميركلا و بابل پيچيد. به روايتي، رضاشاه و همسرش مستقيما براي مطمئن شدن از دختر بودن طفل به بابل آمدند و وقتي ديدند كودك دختر است، دستور آزادي سيد و همسرش را صادر كردند. بابايف - پزشك معالج - به سيد يوسف پيشنهاد داد كه نام اين دختر را سلطنت بگيرد، سيده سلطنت سال 1333 در هفده سالگي با يك كشاورز قائم‌شهري ازدواج كرد كه ثمره آن ازدواج 8 فرزند شد كه از ميان آنان ابوالحسن، ابوالقاسم و هادي مفتخر به پوشيدن لباس فاخر شهادت شدند. آمنه وهاب‌زاده در ميان شيرزنان رزمنده شايد از ركوردداران شركت در عمليات و ركورددار مجروحيت در جنگ باشد اما با اين حال هنوز سرپا و مقاوم آماده رزم و فداكاري است.

از قول ايشان چنين مي‌خوانيم: وقتي جنگ شروع شد، روز دهم به همراه 300 تن از خواهران به جبهه اعزام شديم. جزء آخرين نفراتي بوديم كه از خرمشهر خارج مي‌شديم. بعدها در عمليات ثامن‌الائمه و جهت شكستن حصر آبادان و عمليات بيت‌المقدس شركت كردم. والفجر 1 آخرين عملياتي بود كه در آن شركت داشتم. كلا 7 بار مجروح شدم. يك بار در منطقه خوب شدم. پاي چپم تركش خورده و تا به حال 3 بار عمل شده است و احتمالا آخر قطع خواهد شد. قسمتي از كبد و روده‌هايم را برداشته‌اند. گردن و كمرم دچار شكستگي شده است. وقتي در منطقه غرب دچار موج‌گرفتگي شدم، تعدادي از دندان‌هايم افتاد و گوش چپم شنوايي‌اش را از دست داد. دوباره در منطقه فكه شيميايي شدم. در حال حاضر نصف يكي از ريه‌هايم را برداشته‌اند. حالا هم اگر رهبر انقلاب اجازه دهند براي ياري مسلمانان فلسطين لبنان و بوسني و... مي‌روم.‌

منابع و مآخذ‌

- جايگاه زن در انديشه‌هاي امام خميني، تبيان، دفتر هشتم‌

- آشنايان ناآشنا - بسيج خواهران مقاومت بسيج‌

- زن و دفاع در اسلام - كنگره نقش زن در دفاع و امنيت‌

- يادداشت‌هاي سفر به جنوب - مرحومه سپيده كاشاني‌

- نشريه سبز سرخ - كنگره شهداي مازندران‌

- كتاب عشق و آتش - كنگره بزرگداشت 10 هزار شهيد مازندراني‌

- مجموعه مقالات سمينار زن و دفاع مقدس - استان خوزستان‌

- از حماسه برتريد - بسيج خواهران مقاومت‌

 روزنه

قرآن خواني عمومي را نظام اسلامي به ما داد

قرآن خواندن خوب، كه با صوت خوب و با نغمه خوب و با توجه به معاني انجام بگيرد، مفاهيم قرآن را جلوي انسان مجسم مي كند؛ انسان را به عمل نزديك مي كند؛ انسان را با معرفت قرآني نزديك مي كند. بحمدا... جوان‌هاي ما خوب پيش رفتند، خدا را شكر مي كنيم؛ اين از بركت انقلاب است.
يك روز در كشور ما قرآن خواني مهجور بود؛ گوشه‌اي در تهران يا در مشهد، كسي مثل آقاي مولايي پيدا شود كه عاشق قرآن باشد و زحمت بكشد و جلسه پشت جلسه برگزار كند، تا در طي سال‌هاي متمادي تعدادي شاگرد را تربيت كند؛ آن وقت‌ها اين طوري بود؛ اين افراد در غربت بودند و در معرض، در علم و جلوي چشم و در تلويزيون نبودند. قرآن در جامعه ما در حكومت طاغوت محكوم بود. ما خدا را بر حكومت اسلامي و بر حاكميت اسلام شكر مي كنيم كه امروز قرآن مايه افتخار در كشور ماست و قرآن خواني براي كشور ما مايه آبروست؛ اين از موهبت‌هاي اسلام است؛ اين را نظام اسلامي به ما داد؛ اين هديه الهي به ما بود كه قرآن در زندگي، در جان، در روح و در زبان ما وارد شد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار قاريان شركت كننده در بيست و يكمين دوره مسابقات بينالمللي قرآن كريم،26/6/1383

 اعتراف

انقلاب اسلامي، درك عميقي از اسلام به مردم جهان ارائه كرد

استاد سيد محمد عزالدين حسين همداني، استاد تاريخ و فرهنگ دانشگاه جامعه مليه اسلاميه دهلينو، گفت: امام خميني (ره) با قيام خود هيأت پوشالي شاه را در هم كوبيد. در آغاز قيام امام خميني (ره ) تعداد اندكي از مسلمانان جهان به حركت ايشان ايمان آوردند؛ زيرا همچنان در سيطره حكومت ظالمانه پادشان بودند. اما به تدريج با گسترش پيام‌هاي روشن و ارزشمند امام، انديشههاي اسلامي در جهان نضج گرفت و اين مهم‌ترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران بوده است. وي جمهوري اسلامي ايران را تنها حكومت مردم سالاري مبتني بر قوانين اسلامي دانست وافزود: امام خميني (ره) بناي نظام مردمي را در ايران پايه گذاري كرد؛ نظامي كه توسط مردم تعيين مي شود و بنيان آن براساس راي مردم است. دليل مخالفت غرب با ايران نيز همين حمايت مردمي از نظام است.
اين استاد هندي گفت: انقلاب اسلامي ايران درس‌هاي زيادي به ويژه به مردم منطقه داد. امام خميني(ره) با توسل با راه‌هاي خشنونت آميز انقلاب را پيش نبرد و بر همين اساس بود كه توانست حمايت همه جانبه توده هاي جامعه را به دست آورد، دولتي مردمي پايه ريزي نمايد و منشأ تحولات عميق در ايران و جهان گردد و علت اصلي نفوذ و گسترش انديشه و افكار امام خميني(ره) در ميان مسلمانان جهان، تقواي ايشان بود تقواي الهي سرلوحه همه تعاليم انقلابي و ديني امام خميني(ره) بود.