در سخنراني آيت ا... مصباح يزدي مطرح شد
خلوص نيت، شرط عبوديت
اشاره: آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان آيتا... مصباح يزدي در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 22/6/87 بيان شده است.
امام سجاد سلام ا... عليه پس از فرازهايي كه حمد و ستايش الهي را نمود از خداوند خواستههايي را طلب فرمودند. در پايان اين خواستهها ميفرمايند: “ثُمَّ خَلِّص ذَلِكَ كُلَّهُ مِن رِئَاءِ المُرَائِينَ، وَ سُمعَهِِ المُسمِعِينَ، لا نَشرَكُ فِيهِ ا‡َحَدا دُونَكَ، وَ لا نَبتَغِي فِيهِ مُرَادا سِوَاكَ.” امام سجاد(ع) در اين فراز ميخواهند به ما توجه بدهند كه براي بهرهمندي از فضيلت و بركت ماه رمضان تنها دوري از گناه و انجام عبادات كافي نيست، چه بسا انسان شبانه روز به عبادت و ذكر و مناجات و دعا و كارهاي خير ميپردازد، امّا هيچ كدام از اينها قبول نميشوند. راز اين نكته در آن است كه تنها براي قبولي اعمال حُسن فعلي كافي نيست؛ و عمل انسان بايد حُسن فاعلي نيز داشته باشد. به تعبير ديگر علاوه بر صحّت عمل، بايد نيّت عمل نيز صحيح باشد.از همين رو در اين فراز تأكيد ميفرمايند به ما توفيق بده كه عمل ما همچون عمل رياكاران و اهل سُمعه نباشد. اهل ريا و سمعه در پي آنند تا ديگران اعمال خير آنان را ديده و در آينده گفته و شنيده شود. در حقيقت با عمل خود، در پي انتشار آوازه خويش هستند. ريا باعث ميشود تا عمل از ارزش بيفتد. “سُمعه” از ماده “سمع” است، يعني انسان كاري كند تا ديگران بشنوند. “ريا” يعني نشان دادن عمل به ديگران.
نيّتي براي ابطال همه عمل
“ريا” و “سمعه” ممكن است در برخي احكام باعث ابطال عمل شود. زماني كه انسان بخواهد عمل عبادي را انجام دهد، بايد عمل داراي همه شرايط باشد. اگر در عمل عبادي، نيت ريا وارد شود، عمل با قصد قربت منافات داشته، و عمل كاملاً باطل ميشود. گويا انسان هيچ عملي انجام نداده است و تلاش او در عبادت هيچ ارزشي ندارد. برخي اعمال با ورود ريا و سمعه، نه تنها هيچ ارزشي ندارد، بلكه عمل به واسطه آن ارزش منفي نيز پيدا ميكند. به عنوان نمونه اگر كسي از روي عمد به گونهاي وضو بگيرد يا نماز بخواند، كه ديگران او را بستايند و با شگفتي به حالش غبطه خورند؛ نه تنها عمل وي باطل، بلكه مرتكب گناه نيز شده است. ريا در عبادت واجب، گناه و نوعي شرك به حساب ميآيد. اگرچه در اينجا شرك به معناي بتپرستي، يا از ساير انواع شرك جلي نيست ؛ اما وقتي انسان عبادتي را كه بايد براي خدا انجام شود، براي تحسين و ستايش مردم انجام دهد، براي خدا در عمل شريك قرار داده و براي همين شرك به حساب خواهد آمد.
هدر دادن اعمال نيك
البته در اعمال توسلي، قصد قربت شرط نيست و اگر در آن ريا وارد شود، گرچه آن عمل ديگر هيچ ارزشي ندارد اما گناه و معصيت به حساب نميآيد. اگر كسي بيمارستان، مدرسه علوم ديني يا مؤسسه خيريهاي را ساخته و ايجاد كند، اما در كنار آن در پي مشهور شدن، مطرح ساختن نام خود يا استفاده از موقعيتهاي اجتماعي و سياسي باشد، عمل خويش را بيارزش مينمايد. در مباحث فقهي و رسالههاي عمليه در اين باره مسألهاي مطرح ميشود كه آيا هر نيتي غير از رضاي خدا، باعث بطلان عمل ميشود؟ براي نمونه اگر انسان در هواي گرم تابستان بخواهد نماز بخواند و با آب خنك وضو بگيرد تا علاوه بر اينكه طهارت پيدا كند، خنك نيز شود، يا در زمستان با آب گرم وضو بگيرد تا اينكه بدن هم گرم شود. آيا نيت سرد و گرم شدن ميتواند باعث ابطال وضو شود؟ اين مسأله از ديرباز مطرح بوده و بعضي از فقها به ابطال وضو فتوا دادهاند؛ چرا كه عمل بايد، تنها براي انجام وظيفه باشد. البته بيشتر علما و به ويژه مراجع كنوني گفتهاند كه اگر نيت اصلي وضو براي نماز باشد و در كنار وضو اين منفعت حاصل شود، وضو اشكالي ندارد. اما اگر نيت اصلي وضو اين باشد كه انسان خنك شود، وضو باطل است. به تعبير فقها اگر قصد اولي، عبادت باشد، و در ضمن و در پي آن عمل، منفعتي هم وجود داشته باشد؛ عبادت اشكالي پيدا نميكند. اما اگر قصد عبادت و منفعت، هر دو مساوي، يا قصد اولي، منفعت باشد، فقها ميفرمايند عمل باطل است.
منفعت حلال در كنار قصد عبادت
آنچه مسلم است، ريا باعث بطلان عبادت ميشود اما اگر انسان در عبادت، در پي منافع ديگري براي خود باشد كه در آن ريا نيست، عمل صحيح است. ممكن است كسي ميداند كه روزه موجب سلامتي انسان ميشود و نيت او اين باشد كه علاوه بر اطاعت خدا، به سلامتي نيز دست يابد. اگر شخص روزهدار، روزه را چون خدا فرموده، بگيرد و علاوه بر آن در پي منفعت سلامتي بدن هم باشد، روزه اين شخص درست است. براي نماز، نيز گفته شده است كه حركات نماز فايده ورزشي دارد. اگر كسي كه ميداند حركات ركوع و سجود براي بدن مفيد است، در ضمن خواندن نماز، فايده ورزشي آنرا هم در نظر بگيرد، نماز صحيح است. اما اين شخص بايد ببيند در صورتي كه نماز فايده ورزشي نداشت، باز هم نماز را ميخواند؟ اگر براي كسي اين وظيفه و آن فايده مساوي باشد به گونهاي كه اگر نماز فايدهاي بدني نداشت، آنرا نميخواند؛ وجود دو قصد و دو انگيزه مساوي، براي نمازگزار، منجر به بطلان نماز ميشود.
عبادت مزدورانه و اطاعت عاشقانه
در اينجا اين نكته مطرح ميشود كه اگر منظور از قصد خالص در عبادت، فقط اطاعت امر خداست و هيچ قصد ديگري نبايد باشد، انجام عمل بسيار مشكل ميشود. محرك اصلي بسياري از مردم در انجام نماز يا عبادت بخشش گناهان، ترس از عقاب و اميد به ثواب است. از آيات و روايات استفاده ميشود كه نه تنها چنين قصدي در عبادت اشكال ندارد؛ بلكه مفيد نيز هست. “ادعُوا رَبَّكُم تَضَرُّعاً وَ خُفيَهًِ”، “وَ يَدعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً”. برخي مفسرين همچون فخر رازي، از اجماع متكلمين اهل سنت بر بطلان عمل و عبادتي كه به قصد ثواب يا دوري از عقاب انجام شده، خبر دادهاند. متكلمين و علماي شيعه بر اين باورند كه انجام عبادت، به قصد ثواب و دوري از عقاب، موجب كاهش ارزش آن ميشود، ولي باطل نميگردد. همين اندازه كه انسان باور دارد ثواب عمل را خدا ميدهد، اطاعت و عبادت خدا به شمار خواهد آمد. البته انسان به تدريج بايد اين معرفت را در خود تقويت كند كه اگر خدا ثواب نيز نميداد، براي اطاعت از امر او، آن عمل را انجام دهد. مرتبه عالي و بالاي اين نوع نگاه در اولياء خدا، ديده ميشود؛ تا جايي كه انجام واجبات و مستحبات و ترك محرمات و مكروهات در اين افراد فقط براي خدا انجام ميگيرد. و اگر خدا بخواهد آنان را به خاطر اعمال نيك و انجام واجبات هم به آتش افكنده و عقوبت كند، آنان سر تسليم فرو ميآورند. اين مرتبه بسيار بلندي است كه به اولياء خدا اختصاص دارد.
خالق، سزاوار پرستش و عبوديت
از اميرالمؤمنين صلوات ا... عليه در روايتي نقل شده است كه: “اِلَهِي مَا عَبَدتُكَ خَوفاً مِن عِقَابِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي ثَوَابِكَ وَ لَكِن وَجَدتُكَ ا‡َهلًا لِلعِبَادَهِِ فَعَبَدتُكَ” خدايا! من براي نجات از آتش، تو را عبادت نكردم و براي دستيابي به بهشت، تو را نپرستيدم، بلكه چون سزاوار پرستش هستي، تو را عبادت ميكنم. اگر تو را عبادت نكنم، چه كنم؟ در برابر تو چيزي جز عبادت شايسته نيست. اين معرفتي است كه اميرالمؤمنين صلوات ا... عليه آن را دارد و فرموده است تا پس از هزار و چندصد سال به ما توجه دهد، كه به اين اندازه از معرفت و ايماني كه داريم، اكتفا نكنيم. تلاش ما بايد در بالا بردن سطح معارفمان باشد.
هنگامي معرفت انسان به خدا بالاتر ميرود كه محبّت انسان به خدا بيشتر شود. بين محبّ و محبوب، رابطه اينگونه نيست كه محب كاري براي محبوب انجام دهد و مزدي در برابر آن دريافت كند. رابطهِ گرفتن مزد در قبال كار، رابطه مزدور با كارفرماست. اگر چه گرفتن مزد حلال اشكالي ندارد. اگر انسان عبادتي انجام دهد تا خدا به او بهشت را ارزاني كند، اشكال ندارد. آن هم براي گرفتن مزد چندين برابر. “مَن جاءَ بِالحَسَنَهِِ فَلَهُ عَشرُ ا‡َمثالِها”؛ اما اين رابطه كاسبكارانه، رابطه محب و محبوب نيست. اگر انسان، كسي را دوست داشته باشد، با تمام وجود ميخواهد هر آنچه در اختيار دارد براي او هزينه كند تا فقط محبوب او تبسّمي و اظهار خشنودي كند. تبسّم و خرسندي محبوب براي محب كافي است. اگر انسان واقعاً محبت خدا را بيابد، ديگر شرم ميكند تا از او براي عبادت مزدي طلب كند.
جز او لايق محبت كيست؟
به راستي ما چرا نبايد خدا را دوست داشته باشيم؟ خدا چه كاستي دارد؟ مگر نه آن كه هر چه خوبي هست، از اوست؟ مگر همه گذشتها از او نيست؟ آيا كسي كه گناهان فراوان ما را ناديده ميگيرد و فقط با يك توبه، همه آنها را ميبخشد، لايق دوست داشتن و محبّت نيست؟ آيا كسي كه اين اندازه نعمتهاي رايگان را در اختيار ما قرار داده و همه امكانات را، پيش از تولد براي ما فراهم نموده و تا پس از مرگ نيز تا عالم قيامت انتظار داريم به ما عنايت فرمايد، دوست داشتني نيست؟ هنگامي كه رابطه محبت بين انسان و خدا برقرار شد و او خدا را از عمق دل دوست داشت، آن هنگام انسان نسبت به خدا احساس طلبكارانه نخواهد داشت بلكه خود را هميشه بدهكار ميداند. چنين انساني تنها در پي جلب رضايت و خشنودي خدا خواهد بود.
امام سجاد(ع) در اين فراز از دعا هنگام درخواست از خداوند عرضه ميدارد: خدايا! غير از اينكه ميخواهم من را موفق داري كه در طول اين ماه رمضان از همه گناهان اجتناب كنم و همه كارهاي خيري كه از من ساخته است، انجام بدهم، تمام جوارح و اندامهايم را به كار بگيرم براي اينكه در راه رضاي تو خدمت كنم، علاوه بر اينها، وقتي اينها به من نتيجه ميدهد كه خالص باشد. اما اگر آلوده به ريا و سمعه باشد، فايدهاي نخواهد داشت لذا ميفرمايد: «ثُمَّ خَلِّص ذَلِكَ كُلَّهُ” خدايا! آنچه گفتم و از تو خواستم، پاك و خالص قرار ده و اعمالم را از رياي رياكاران و آوازه آوازه جويان، دور بدار. بزرگان دين و ائمه اطهار صلوات ا... عليهم اجمعين در عبادت خدا و جلب رضايت او رفتارهاي سنگيني را انجام ميدادند؛ عبادتهايي شاق كه تصورش نيز براي ما آسان نيست. درباره اميرالمؤمنين(ع) نقل شده و معروف است كه از اشتياق الهي، شبي هزار ركعت نماز ميخواندند. درباره پيغمبر اكرم(ص) در قرآن اشاره شده است “طه * ما ا‡َنزَلنا عَلَيكَ القُرآنَ لِتَشقي” اي پيامبر! چرا تا اين اندازه خود را به زحمت مياندازي؟ ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا اينكه خودت را زجر دهي و به مشقت بيندازي. در تفسير و شأن نزول اين آيه گفته شده پيامبر(ص) آنقدر در عبادت ايستاده بودند كه پاهاي مبارك ايشان متورم شده بود. گفتن و شنيدن اين آسان است! مگر انسان چقدر ميايستد كه پاها ورم كنند؟
يكي از پيامبران خدا كه بسيار گريه ميكردند، حضرت يحيي بود. درباره حضرت يحيي(ع) نقل شده كه آنقدر از شوق و اشتياق به خدا گريه كردند كه پاي چشم ايشان زخم شده بود. مادر ايشان تكههاي پارچهاي نمدي را تهيه كرده و در پاي چشم يحياي نبي مينهادند تا اشك چشم، پوست صورت ايشان را آزار نرساند.
كليم ا...(ع) در خدمت نبي ا...(ع)
درباره حضرت شعيب(ع) گفته شده است كه ايشان چندين بار، در سالهاي طولاني، آنقدر گريه كردند تا چشمهاي ايشان نابينا شد. خدا باز او را بينا كرد. حضرت شعيب(ع) دوباره گريه كرد تا چشمهايش نابينا شد. دفعه سوم خداي متعال جبرئيل را فرستاد و فرمود اگر تو از ترس عذاب گريه ميكني، من عذاب را بر تو حرام كردم و اگر از شوق بهشت اشك ميريزي بهشت را در اختيار تو قرار ميدهم. شعيب(ع) عرض نمود: خدايا تو ميداني كه اين گريهها نه براي ترس از عذاب است و نه براي شوق به ثواب. اين گريهها براي شوق لقاء توست. به شعيب(ع) خطاب شد كه پس من كليم (همصحبت) خود را خدمتكار تو قرار دادم. پس آن بود كه حضرت موسي(ع) پس از فرار كردن از مصر به مدين رسيد و در آنجا ماجراي سقايي كردن براي دختران شعيب(ع) پيش آمد و شعيب(ع)، مهريه همسر موسي(ع) را هشت تا ده سال چوپاني قرار داد، چون شعيب(ع) نابينا بود، و بيش از صد سال عمر داشت. حضرت شعيب(ع) تا آنجا خالصانه براي شوق لقاء خداوند گريست كه خدا نيز حضرت موسي(ع) را خدمتكار او قرار داد.
رسيدن به مقام خليفه` اللهي،
درباره عبادتهاي حضرت داوود(ع) نيز قرآن به صراحت اشاره نموده است. سؤال اين است كه خداي متعال چه نيازي به عبادت بندگان دارد؟ آن هم عبادتهايي سخت ؟ راز اين همه عبادت توسط اولياء و بزرگان چيست؟ حقيقت آن است كه فهميدن اين راز آسان نيست، “ربّ حامل فقه الي من هو ا‡فقه منه.” راز اصلي، اين است كه انسان هنگامي به درجه خليفه` اللهي ميرسد كه همه چيز خود را در برابر خدا ببازد؛ يعني عبد حقيقي باشد. اگر ما چيزي را براي خود قائل شويم، از جهالت است. ما هيچ چيز نداريم كه از خود ما باشد. هر چه داريم براي اوست. اگر انسان ناداري، فقر، بيچارگي و ذلت ذاتي خود را درك كند، ميتواند به مقام بندگي و خلافت الهي نائل گردد. آينه تا صيقل داده نشود، صورتي در آن منعكس نميشود. مقام خليفه` اللهي كه خداي متعال براي انسان مقرر فرموده، جز از راه بنده شدن، آن هم بنده خالص شدن، ميسر نيست، اين مقام فقط در اثر بندگي پيدا ميشود.
فقيريم و بندهِ درگاه او
بندگي بايد به گونهاي باشد كه انسان در همه مراحل نسبت به خالق احساس نياز و فقر كند. اگر كسي ثروت فراوان و اموال بسياري داشته باشد و به واسطه حادثهاي همه ثروت و اموال و املاك خود را در يك روز از دست دهد، به گونهاي احساس فقر و بيچارگي ميكند كه ناخواسته با ناراحتي گريه ميكند. در چنين زماني كه انسان ميفهمد هيچ چيزي ندارد، به طور طبيعي اشك ميريزد. گريه براي چنين جايي است. گريه حالتي احساسي براي هنگامي است كه انسان احساس بيچارگي ميكند. اگر كسي بخواهد بنده خدا باشد، بايد نسبت به خدا احساس نياز و فقر كند. از همين رو خداي متعال مقدمات و شرايطي را فراهم ميكند، تا هر كسي به اندازه معرفت خود، اين حالت را درك كند.
فراق امام عصر (عج)؛ نشانه فقر و بندگي ما
انسان در طول هشتاد سال عمر طبيعي كه در اين دنيا، دارد، از محبوب حقيقي جداست. البته براي شيعيان مراتب ديگري نيز وجود دارد. شيعيان از امام زمان صلوات ا... عليه هم جدا هستند. چه كسي در اين عالم دوست داشتنيتر از او؟ آيا اين فراق نبايد سوزي در ما ايجاد و اشك ما را جاري سازد؟ از نخستين لحظات تولد نام او را شنيده و دل به او سپردهايم و تاكنون ديدار ميسّر نگشته است. اين نشانه نياز و ناداري ماست. حالت تضرع و اشك هنگامي به وجود ميآيد كه بدانيم هيچ چيزي در اختيار انسان نيست و اختيار همه عالم به دست خداست. كساني كه كمال معرفت را دارا هستند به خوبي ميدانند كه در اين عالم هيچ چيز در اختيار آنان نيست. فرق آنان با ما اين است كه وقتي ما چيزي نداريم نيز خود را فقير نميبينيم. تفاوت ره از كجاست تا به كجا! راز برخي از اين سختي كشيدنها و زجر ديدنهاي ما براي آن است كه ما بنده بودن خود را بفهميم. وقتي خدا تكليفي را معين فرموده اگر درست انجام داديم هيچ چشمداشتي نداشته باشيم و بگوييم ما بندهاي بيش نيستيم. در اين هنگام انسان لياقت مقام خليفه` اللهي را پيدا كرده و به مراتب قرب ميرسد.
هرچه از دوست رسد نيكوست
چهارده معصوم(ع) در اوج مراتب خليفه اللهي هستند؛ چرا كه هيچ چيز براي خود نميخواهند. نمونه آشكار آن حالت سيدالشهداء(ع) در قتلگاه است آيا تصور ميكنيد امام حسين(ع) در لحظه شهادت از اينكه نعمتهاي دنيا را از دست ميدهد، محزون و اندوهگين است؟
در آن لحظه سيد الشهداء(ع) ميفرمايند: خدايا! همه آنچه را داشتم براي رضايت تو دادم، فقط براي رضاي تو. مقام والاي ائمه اطهار(ع) در تصور ما هم نميگنجد، چه رسد به آنكه چون آنان باشيم. بايد گام به گام تمرين كنيم و با اين تكاليف روزمره و واجبات كه براي ما تعيين شده به مراتب اوليه بندگي برسيم. خلاف بندگي و محبت است كه براي عبادت از خدا مزد بخواهيم. اگرچه اشكال ندارد اما نبايد به گونهاي باشد كه انسان گردنكشي كند.
از نماز خواندن نيز بايد استغفار كنيم!
برخي علماي اخلاق و حضرت امام(ره) ميفرمايند: اگر دقت كنيم، بايد از بسياري از عبادات و اعمال واجب كه انجام دادهايم، استغفار كنيم. براي آنكه اگر بررسي كنيم آن قدر در نماز زشتي و كاستي داريم كه ديگر جايي براي ثواب بردن نميماند. وقتي در نماز به فكر همه چيز هستيم به جز خدا، يعني از خدا رو برگرداندهايم. اگر كسي پشت به شما، با شما حرف زند، چقدر زشت است؟ وقتي انسان در نماز به كار ديگري فكر ميكند، اينگونه است. اما خدا از لطف و رحمتي كه دارد، قبول ميفرمايد. مرحوم آخوند كاشي در مدرسه صدر اصفهان سكونت داشتند. يك روز يكي از عشاير اطراف اصفهان، در هنگام غروب، جهت خواندن نماز وارد مدرسه شد. پس از آنكه در سر حوض مدرسه وضو گرفت، مشغول نماز شد. نماز او كه بيشتر به خم و راست شدن شبيه بود، اشكالات بسياري داشت. مرحوم آخوند به سمت او رفت و گفت: آيا اين نماز بود كه خواندي؟ مرد عشايري گفت: خير! مرحوم آخوند گفت: پس اين چه كاري بود كه انجام دادي؟ مرد عشاير جواب داد: من با اين كار فقط خواستم به خدا بگويم كه ياغي نيستم. مرحوم آخوند به گريه افتاد و گفت: نماز همين است. ما كه نماز نميخوانيم؛ اگر نماز آن چيزي بود كه علي(ع) ميخواند، پس ما نماز نميخوانيم؛ همين قدر است كه به خداوند بگوييم ياغي نيستيم و نميخواهيم با تو مخالفت كنيم. با اين نماز به خدا ميگوييم، نفس، شيطان، هواهاي نفساني و فريبهاي شيطاني در كمين ما هستند. تو ما را از شرّ آنان حفظ كن و ما را ياري نما تا از آلودگيها پاك شويم. همين اندازه كه گردنكشي نميكنيم؛ كفايت ميكند.
تأثير حزبا... لبنان و شخصيت استثنايي سيد حسن نصرا... بر افكار عمومي به ويژه جوانان سوريه، موجي از غرور اسلامي را در دلهاي آنها برانگيخته است. عكسهاي سيد حسن نصرا... و دكتر احمدينژاد همراه با رئيس جمهور سوريه بر سر در برخي مغازهها خودنمايي مي كند
سردر يك اغذيه فروشي در شهر دمشق
بارگاه مطهر حضرت زينب كبري(س)
حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري در ميان مردم سوريه نيز جايگاهي بسيار رفيع دارند. مواضع قاطع دكتر احمدينژاد و سيد حسن نصرا... در برابر رژيم غاصب صهيونيستي و شكست سرائيل در جنگ 33 روزه اميد به پيروزي را در ميان مسلمانان سوريه و لبنان افزايش داده است
پنجره اي رو به دمشق
قاسم روان بخش
توفيقي حاصل شد تا در ايام عيد سعيد فطر پس از 21 سال سفري به سوريه براي زيارت قبور مطهره حضرت زينب و رقيه(عليهما السلام) داشته باشيم؛ زيارت دو پاره تن پيغمبر(ص) كه بهسان نگيني در شهر دمشق ميدرخشند؛ دو شخصيتي كه حرم مطهر آنان از مصاديق بارز آيهِ «فِي بُيُوتٍ ا‡َذِنَ اللَّهُ ا‡َن تُرفَعَ» است و هر صبح و شام، مؤمنان و عارفان در آن در حال خواندن قرآن و عبادت حضرت حق ميباشند. طنين «اشهد ان علياً ولي ا...» از گلدستههاي حرم حضرت رقيه(س) پنجرههاي هدايت را به قلب جوانان سوري گشوده و چه زيباست از خاندان وحي و هدايت كه حرم كودك سه سالهشان نيز همچون خورشيدي، دلها را نورافشاني ميكند و جالبتر آنكه حرم نو پاي او، مسجد اموي با آن قدمت تاريخي را كه به بيش از 4 هزار سال پيش برميگردد تحت الشعاع قرار داده است. نماز عيد سعيد فطر در حرم مطهر حضرت رقيه به مراتب با شكوهتر از نماز عيدي بود كه با حضور رئيس جمهور و شخصيتهاي سياسي كشور در مسجد اموي برگزار گرديد. به راستي بايد براي روح بلند حضرت امام(ره) و همه كساني كه در تجديد بناي اين حرم شريف سهي داشتهاند، طلب رحمت كرد و درود فرستاد. علاوه بر اين زاويه اصلي، دمشق را ميتوان از زواياي ديگر نيز مشاهده كرد.
1. به رغم وجود آزادي و ولنگاري در سوريه، تأثير دو حرم مطهر و زوار ايراني بر فرهنگ آن مردم محسوس بود. پيشبيني شد پس از گذشت 21 سال از سفر قبلي، فرهنگ ديني سوريه در زير فشار تهاجم فرهنگي دشمن، متلاشي شده باشد؛ ولي ناباورانه بايد بگويم ماجرا به عكس بود؛ چرا كه آن سالها در كنار ميدان مرجع، صحنههاي زشت نوشيدن شراب و صداهاي عربده آنان اجراي مراسم رقص در طبقات بالا و پشت بامهاي هتل و... زائران را رنج ميداد؛ اما امروزه اين گونه اعمال زشت در آنجا به چشم نميخورد، پديده بيحجابي كه آن روزها در خيابانهاي دمشق به وفور ديده ميشد، از جهت كمّي و كيفي كاهش يافته؛ اين در حالي است كه ابزار وسائل تبليغ سكس و فحشا، از قبيل ماهواره، اينترنت، سيدي و... در مقايسه با 21 سال پيش، رشدي چشمگير داشته است. به نظر ميرسد حضور زنان ايراني با حجاب برتر و حرم دو پاره تن پيامبر(ص)، در اين جهت تأثير بسزايي گذاشته است.
2. دمشق به شهر هزار مسجد معروف است؛ زيرا در هر خيابان و كوي و برزن، منارههاي مساجد مختلف با سابقه تاريخي چشم هر بينندهاي را به خود جلب ميكند؛ اما متأسفانه اين مساجد به دليل تهاجم فرهنگي دشمن، از نمازگزار خالي است!
3. بيشتر شبكههاي تلويزيوني كه از طريق ماهواره دريافت ميشود، آلودهاند. دو شبكه ملّي سوريه نيز اغلب، فيلمها و تصاوير مستهجن پخش ميكند! تنها شبكه مطمئني كه مردم سوريه به آن اعتماد دارند و شباهت فراوان به شبكههاي تلويزيوني ايران دارد، «المنار» لبنان است. البته برخي مردم متدين دمشق با خريد آنتن ماهواره 30 شبكه از ايران، فقط كانالهاي تلويزيوني ايران از جمله العالم، سحر و... را تماشا ميكنند. البته شبكههاي المنار و العالم نيز توانستهاند به خوبي در مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن، نقشآفريني كنند.
4. در سوريه تنها 3 روزنامه آن هم به صورت ارگان حزب بعث با تيراژ بسيار محدود منتشر ميشوند. فضاي سياسي كاملاً بسته است و در روزنامههاي آنان، روحيه نقد و انتقاد وجود ندارد؛ از اين رو در برابر سياستهاي دولت، هيچ واكنش مثبت يا منفي ديده نميشود. در نتيجه فضاي سياسي سوريه بسيار آرام است و مردم از مسائل سياسي كشور و جهان فاصله دارند. البته نميتوان گفت تكثر مطبوعاتي كه طي سالهاي اخير در كشورمان باب شده است، چندان مفيد و كارساز باشد.
5. از نظر بهداشت و تميزي شهر، تفاوت چنداني با 21 سال پيش نداشت. خيابانهاي كثيف و پيادهروهاي آلوده، هر انسان تازه واردي را به تعجب وا ميدارد كه شگفتا اينجا كشور اسلامي است؟!
6. از نظر اقتصادي نيز از تأثير تورم جهاني در امان نمانده و به رغم پرداخت يارانه براي برخي كالاهاي اساسي مانند نان و سوخت، قيمتها بسيار بالاست. بنزين ليتري 850 تومان، گازوئيل ليتري 600 تومان، حلب 4 كيلويي روغن 10000 تومان، برنج پاكستاني كيلويي 2500 تومان، گوشت قرمز 10000 تومان، مرغ 3000 تومان، گندم 1000 تومان، خرما كيلويي 3500 تومان و...، افزايش دو برابري قيمت مسكن از سال گذشته تا كنون، اجارههاي سرسامآور و... زندگي سختي را براي مردم رقم ميزند! شايان ذكر است قوت غالب مردم سوريه را غذاهاي محلي مثل نخود و سير و... تشكيل ميدهد و برنج و گوشت به دليل گراني، كمتر مصرف ميشود.
7. اخيراً چندسالي است كه دولت سوريه درهاي كشور را برروي واردات اتومبيلهاي خارجي گشوده است و اكثر شركتهاي اتومبيلسازي با تأسيس دفتر فروش و تبليغات گسترده در آن كشور به دنبال فروش ماشينهاي توليدي خودشان هستند. البته بيشترين ميزان فروش به شركت سايپاي ايران مربوط ميشود، به گونهاي كه اغلب تاكسيهاي دمشق را پرايدهاي زرد رنگ ساخت ايران تشكيل ميدهد. در سال گذشته نيز ايران خودرو با راهاندازي كارخانه توليد سمند در آن كشور كه به عنوان خودروي ملّي سوريه و با نام «شام» توليد ميشود، گام بلندي در جهت تقويت صنعت آن كشور برداشت. كارخانه «شام» با 49 درصد سهام ايران و 51 درصد سهام سوريه فعاليت خود را آغاز كرده و مورد استقبال مردم اين كشور قرار گرفته است. البته گاه برخي اتومبيلهاي ديگر مثل «روآ» هم در آن كشور ديده ميشود. به هر حال پر بودن خيابانهاي دمشق از اتومبيلهاي ساخت كشورمان، اين شهر را به شهرهاي ايران پيوند زده و انسان گاه تصور ميكند در يكي از شهرهاي ايران رفت و آمد ميكند.
8. سوريه حدود 383 هزار كيلومتر مربع مساحت و جمعيتي نزديك به 20 ميليون نفر دارد. شغل اغلب مردم آن، كشاورزي و تجارت است. بخش عمده درآمد اين كشور از راه كشاورزي و جذب توريست به دست ميآيد. سالانه تقريبا500 ً هزار زائر ايراني براي زيارت حرم حضرت زينب و رقيه(ع) از طريق زميني و هوايي به اين كشور سفر ميكنند كه در توسعه صنعت توريسم سوريه نقش بسزايي داشته است.
9. اكثريت مردم سوريه مسلمان هستند؛ ولي درصد كمي از مسيحيان نيز در آنجا زندگي ميكنند. اكثر مسلمانان آن كشور را اهلسنت از چهار فرقه تشكيل ميدهد. بيش از 4 ميليون نفر نيز علي اللهي و حدود 3 ميليون نفر شيعه ميباشند. نماز جمعه شيعيان به امامت نماينده ولي فقيه در آن كشور، حجتالاسلام و المسلمين حسيني، در مصلاي زينبيه بسيار با شكوه برگزار ميگردد. اين مصلي توسط مرحوم آيتا... قهري، نماينده حضرت امام(ره) در سالهاي اول دههِ 60 بنا شد. شايان ذكر است در كشوري كه پايتخت دشمن علي(ع) يعني معاويه بوده و لعن اميرالمؤمنين(ع) را واجب ميدانستهاند، امروز بيش از 4 ميليون علياللهي وجود دارد! خوشبختانه با فعاليت خوب علماي شيعه و گفتوگوهاي مستمر، زمينه گرايش آنها به تشيع زياد شده است.
10. اماكن زيارتي دمشق زياد است؛ ولي مهمترين آنها حرم حضرت زينب(س) و حضرت رقيه ميباشد. يكي از اماكن زيارتي، قبرستان باب الصغير است كه در آنجا قبور بلال حبشي، فاطمه دختر امام حسين(ع)، ميمونه دختر امام حسن(ع)، حميده دختر مسلم بن عقيل، فضه خادمه و عبدا... بن علي بن الحسين(ع) قرار دارد. قبور منسوب به عدهاي ديگر مثل ام كلثوم دختر امام علي(ع)، سكينه دختر امام حسين(ع)، ام سلمه و... همسران پيامبر(ص)، عبدا... بن جعفر شوهر حضرت زينب(س) نيز در اين قبرستان وجود دارد كه احتمالي است و سند چندان معتبري در اين باره وجود ندارد. در كنار قبرستان باب الصغير، حرم سرهاي پاك شهيدان كربلا وجود دارد كه گفته ميشود در آن محل مدفون شدهاند. اخيراً ضريح زيبايي نيز بر روي آنها نصب شده است.
مسجد اموي
تاريخچه اين مسجد به 4 هزار سال قبل از ميلاد بر ميگردد كه محل آن، معبد مردم شام بوده و در آن به عبادت بتها ميپرداختهاند. با غلبه مسيحيت بر شام، اين معبد به كليسا تبديل شد. در كنار اين مسجد هنوز آثار دوران كليسا بودن آن وجود دارد، چاه و تشت سنگي مخصوص غسل تعميد - مسيحيان متعقدند هر انساني گناهكار متولد ميشود؛ از اين رو بايد با انجام غسل تعميد توسط كشيش از آلودگي پاك گردد! هر انساني كه در سنين بزرگسالي نيز به مسيحيت بگرود، غسل تعميد داده ميشود - در كنار مسجد وجود دارد. ضريح بزرگي نيز در وسط مسجد وجود دارد كه مربوط به سر مبارك حضرت يحيي پيامبر است. حضرت يحيي به دليل مخالفت با پادشاه وقت كه ميخواست با دختر زنش ازدواج كند به شهادت رسيد و سر مباركش را بريدند و در تشت طلا گذاشتند و براي آن پادشاه ظالم بردند. پس از ورود اسلام به شام، دو سوم اين كليسا به مسجد تبديل شد و در اختيار مسلمانان قرار گرفت. يك سوم آن تا زمان وليد بن عبدالملك به صورت كليسا باقي ماند كه در زمان وي با بخشي از زمينهاي دمشق در منطقه «باب توما» كه امروزه مسيحي نشين است معاوضه گرديد و براي آنها در آن منطقه كليسا ساخته شد. در نتيجه، كل اين ساختمان كه بيش از 15 هزار متر مربع است، به عنوان مسجد در اختيار مسلمانان قرار گرفت. در اين مسجد، منبري وجود دارد كه امام سجاد(ع) خطبه معروفشان را بر آن خواندند و خاندان يزيد را رسوا كردند. روحانيون كاروانهاي ايراني در كنار اين منبر، خطبه امام سجاد(ع) را ميخوانند و مردم را به ياد آن رخداد شيرين اشك ميريزند.
يكي ديگر از ديدنيهاي اين مسجد، وجود 4 محراب متعلق به فرقههاي مالكي، حنبلي، حنفي، شافعي است كه تا 50 سال پيش 4 نماز جماعت از 4 فرقه به صورت هم زمان در آن مسجد برگزار ميشد و اكنون بيشتر به بازديد توريستها تبديل شده است!
در كنار مسجد مكاني وجود دارد كه محل عبادت امام سجاد(ع) بوده است و مقام را‡س الحسين(ع) كه سر مبارك آن حضرت، 3 روز در آن قرار داده شده بود، زائران را در حال و هواي خاصي قرار ميدهد.
زيارتگاه هابيل در كوه قاسيون نيز يكي ديگر از زيارتگاههاي شهر دمشق است كه كاروانها براي زيارت به آنجا ميروند.
11. تأثير حزبا... لبنان و شخصيت استثنايي سيد حسن نصرا... بر افكار عمومي به ويژه جوانان سوريه، موجي از غرور اسلامي را در دلهاي آنها برانگيخته است. حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري در ميان مردم سوريه نيز جايگاهي بسيار رفيع دارند. از رئيس جمهور ايران دكتر احمدينژاد هم به عنوان يك قهرمان ياد ميشود. عكسهاي سيد حسن نصرا... و دكتر احمدينژاد همراه با رئيس جمهور سوريه بر سر در برخي مغازهها خودنمايي ميكند. مواضع قاطع دكتر احمدينژاد و سيد حسن نصرا... در برابر رژيم غاصب صهيونيستي و شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه، اميد به پيروزي را در ميان مسلمانان سوريه و لبنان افزايش داده است. مردم براي خواندن نماز در مسجدالاقصي به امامت حضرت آيتا... خامنهاي لحظه شماري ميكنند.
12. يكي از نكاتي كه زائران ايراني و مسلمانان سوري را رنج ميدهد، حضور برخي زنان ايراني است كه براي سياحت - نه زيارت - به اين كشور سفر ميكنند. اين خانمها در هتلهايي مستقر ميشوند كه زائران حضور دارند، پوشش بد آنها در هتل و كشف حجاب در خيابانهاي سوريه و برخي ارتباطهايشان، دل هر مؤمني را جريحهدار ميكند و موجب سرافكندگي ملت ايران ميشود، از اين رو شايسته است مسؤولان به ويژه متصديان گردشگري براي اين موضوع مهم چارهاي بينديشند.
|