صفحه اول

طرح شكست خورده كودتاي مخملين چگونه كليد خورد؟

 علي شيرازي

يك جريان براي خدشه ‌وارد كردن در سلامت انتخابات دهم رياست جمهوري، از زمستان 1387 در كشور فعال شد. هدف اين جريان اجراي طرح انقلابي مخملين شبيه انقلاب نرم گرجستان در ايران بود.

مقام معظم رهبري در تاريخ 1/1/1388 در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علي‌بن موسي‌الرضا(ع) درباره اين جريان هشدار دادند و فرمودند: “انتخابات به فضل الهي و به حول و قو‌ه الهي انتخابات سالمي است. من مي‌بينم بعضي‌ها در انتخاباتي كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده‌اند به خدشه‌كردن. اين چه منطقي است؟ اين چه فكري است؟ اين چه انصافي است؟ اين همه انتخابات در طول اين 30 سال انجام گرفته است- در حدود 30 انتخابات- مسؤولان وقت در هر دوره‌اي رسماً متعهد شده‌اند و صحت انتخابات را تضمين كرده‌اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بي‌خود خدشه مي‌كنند، مردم را متزلزل مي‌كنند، ترديد ايجاد مي‌كنند؟“

به رغم هشدارهاي حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي به اين جريان، ماجرا ادامه يافت و آقايان كروبي و مير‌حسين موسوي- دو كانديداي اصلاح‌طلب انتخابات دهم- دست به تشكيل كميته‌اي به نام “كميته صيانت از آراء” زدند(1) و آن كميته در نامه‌اي نوشت: “انتخاباتي مي‌تواند نمايانگر اراده را‡ي دهندگان باشد كه اولي‌ترين عنصر خويش يعني سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد.”(2)

خاتمي نيز وارد صحنه شد و در ديدار با اعضاي گروه موسوم به ستاد 88 گفت: “وقتي مي‌گوييم انتخابات بايد به درستي برگزار شود، يكي از همين موارد آن هم‌ همين است. فوراً ما را متهم نكنند كه مي‌گوييم در انتخابات تقلب مي‌شود و آراء جابه‌جا مي‌گردد. اگر آن مسائل هم باشد، موضوعات ديگري هم مهم است و طبعاً كساني كه بر سر صندوق‌ها حاضر هستند و نقش تعيين‌كننده دارند، بايد حتي‌الا‌مكان انسان‌هاي بي‌طرفي باشند كه ما شك داريم افراد بي‌طرفي بتوانند بيايند.”(3)

اين يك روي سكه بود. دانيل كالينگرت، معاون مديريت برنامه‌هاي “خانه آزادي”، بنياد سياسي وابسته به سازمان سيا در مقاله‌اي با حمله به شوراي نگهبان، در تشريح دستور‌العمل سازمان سيا براي صيانت از سلامت انتخابات نوشت: “مشاركت مخالفان در ستاد برگزاري انتخابات بر اجراي قوانين و مقررات انتخاباتي تاثير مثبت دارد. داشتن نماينده در ستاد برگزاري انتخابات براي احزاب مخالف بسيار ضروري است. هم‌چنين براي ديده‌‌باني موثر راي‌گيري، احزاب مخالف، و سازمان‌هاي بي‌طرف بايد ناظران آموزش ديده را به طور گسترده‌ در تمام شعبه‌هاي راي‌گيري و در تمام مراكز شمارش آراء در سراسر كشور بگمارند.”(4)

اين دستور‌العمل به طور مدام از زبان برخي مدعيان اصلاحات در داخل كشور تكرار شد. همان‌ها كه اساس را بر تغيير قرار داده و شعار‌هاي خود را در انتخابات بر همين اساس طراحي كرده‌ بودند.

خاتمي به هنگام آمدن موسوي به صحنه رقابت انتخاباتي، طي بيانه‌اي به نفع وي كناره‌گيري كرد و در آن بيانيه بر تغيير تاكيد نمود.

شعار كروبي، موسوي و اصلاح‌طلبان حامي آنان؛ از جمله مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و مجاهدين انقلابي نيز بر تغيير بنا نهاده شد. هدف همين بود كه با شعار «تغيير» احمدي‌نژاد را كنار بزنند و چون مي‌دانستند كه آراي آنان پايين‌تر از رقيب اصولگرا است، داد از تقلب و عدم سلامت انتخابات زدند.

روزنامه‌ اعتماد ملي- روزنامه حزب كروبي- در تاريخ 11/12/1387 نوشت: “اصلاح‌طلبان به دليل بضاعت اندك در نبرد رسانه‌اي با رقباي محافظه‌كار بخت بالايي براي جلب افكار عمومي نخواهند داشت.”

براي به كرسي نشاندن اصلاح‌طلباني كه از استقبال عمومي بهره‌اي نداشتند، رابرت گيتس نيز وارد گود شد و پس از ديدار با حسني‌مبارك در مصر گفت: “اگر تهران به تغييرات بي‌اعتنا بماند، مقامات آمريكا موضع سختي در پيش خواهند گرفت.”(5)

ابراهيم يزدي- دبيركل نهضت به اصطلاح آزادي- هم براي پيش‌بردن اين سناريو وارد صحنه شد و در روزنامه اعتماد ملي نوشت: “وعده‌هاي انتخاباتي نامزد‌ها را بايد در دو بعد مورد توجه قرار داد. بعد اول تاثيرات فوري اين وعده‌ها بر جو سياسي كشور در راستاي تغييرات ضروري است.”(6)

خانم مهر ‌انگيزكار- عضو سلطنت‌طلب و پشت پرد‌ه طيف گسترده‌اي از نشريات زنجيره‌اي و سرمقاله نويس روزنامه رستاخيز- مطلب را تبيين كرد و طي مقاله‌اي در سايت روز آنلاين نوشت: “شخصيت‌هاي حاضر در صحنه (انتخابات) حرف‌هايي مي‌زنند كه تازگي دارد. حرف‌ها با قد و قواره نامزد‌ها و محدوده‌اي كه بايد در آن كار كنند، نمي‌خواند. تازگي حرف‌ها و حديث‌ها چنان است كه بدون اميد‌واري نسبت به اجراي آن موج ايجاد مي‌كند. هرگز نامزد‌ها در انتخابات رياست جمهوري اين چنين صريح سخن نمي‌گفتند و به كجروي‌هاي يكديگر اشاره نمي‌كردند. هرگز نامزدي به احتمال تقلب در انتخابات اصرار نمي‌ورزيد و براي ايجاد كميته صيانت از آراي مردم و پيشگيري از تقلب خطر نمي‌كرد... هراندازه بدبين و دلزده باشيم، نمي‌توانيم اين رويداد‌ها را ناگفته بگذاريم و بگذريم... با وجود دغدغه‌هاي فكري هنوز پرتو اميدي سوسو مي‌زند.”(7)

پس از اين تلاش‌ها،‌ ماجراي تشكيل كميته صيانت از آراء كه از سوي برخي از اصلاح‌طلبان طراحي و پيشنهاد شده و با مخالفت شديد دلسوزان نظام مواجه شده بود،‌ وارد مرحله جديدي شد. هاشمي رفسنجاني يكي از فرزندان خود را راهي اين كميته كرد. مهدي هاشمي به عنوان نماينده وي انتخاب شد تا در جلسات كميته شركت كند. عليرضا بهشتي و محتشمي‌پور از طرف مير‌حسين‌ موسوي و كرباسچي و الويري از جانب مهدي كروبي براي حضور در كميته فوق‌الذكر انتخاب گرديدند.(8)

برخي براي مخالفت با احمدي‌نژاد وارد اين گود شدند. اما هدف دست‌هاي پنهان، براندازي نرم و زير سوال بردن نظام جمهوري اسلامي بود. غافلاني در اين دام گرفتار شده بودند و گاه حرف دشمن از زبان آنان زده مي‌شد.

كروبي پرده را كنار مي‌زند و مي‌گويد: “به خاطر عملكرد ناصواب دولت فعلي همه كساني كه در جامعه مخالف يكديگر بودند،‌ امروز با هدف تغيير متحد شده‌اند.”(9)‌

بسياري از افراد مسأله‌دار در ستاد كروبي و ميرحسين موسوي گرد هم آمده بودند و هدفشان تنها كنارگذاشتن احمدي‌نژاد نبود. نيش زبان‌ها متوجه نظام بود. در راستاي همين هدف بود كه كروبي گفت: “احساس مي‌كنيم جمهوريت نظام يعني آنچه مدنظر خبرگان قانون اساسي و امام بود، درحال تغيير است.”(10)‌

زيرسوال بردن جمهوريت نظام، در ادامه بحث تقلب در انتخابات صورت مي‌گرفت. جنگ‌رواني براي رسيدن به هدف، شديدتر مي شد. نظرسنجي‌ها نشان مي‌داد با همه اين تلاش‌ها، مردم اقبالي به اصلاح‌طلبان ندارند. آمريكا‌يي‌ها نيز به اين واقعيت اعتراف كردند.

براي تسلط بر اين جو، يك برنامه گسترده آغاز گرديد.

خاتمي گفت: “ايده‌آل طرف مقابل اين است كه شركت‌كننده در انتخابات كم باشد، چون همه آن‌ها مي‌دانند راي آن‌ها سقف دارد و بالاتر نمي‌رود.”(11)

مصطفي ايزدي در مقاله‌اي با عنوان «سكوت انتخاباتي محافظه‌كاران» در روزنامه اعتماد نوشت: «جناح راست يا همان مدعيان اصولگرايي، مجموعه آراي ثابتي دارد و نزديك به يك‌سوم آراي واجدين شرايط با يكي دو ميليون كم و زياد است. اين آرا تقريبا‌ً تعريف شده و تكليفي، امسال هم نه تنها بالا نمي‌رود بلكه به دليل انتقادات گسترده‌اي كه در پيكره جناح راست درباره عملكرد دولت نهم وجود دارد، مجموعه‌ آراي دو كانديداي جناح راست، افت قابل ملاحظه‌اي خواهد داشت. در اين شرايط آقايان از افزايش آراي مردم هرسناك هستند.»(12)

همه اين حرف‌ها براي تكميل زمينه‌سازي پروژه طرح دروغين تقلب در انتخابات تعريف شده بود. سايت نوروز در تاريخ 17/2/1388 پروژه ديگري را رقم زد: “برابر با يكي از جديدترين نظر‌سنجي‌ها، آراي موسوي صعود چشمگيري داشته و در برخي استان‌ها حتي دو برابر احمدي‌نژاد است.”(13)

پس از حرف‌هاي خاتمي و ايزدي، اين پروژه شديدتر شد. تيتر اول روزنامه‌‌هاي اصلاح‌طلب جنگ رواني شديدي را آغاز نمود.

- اسرار، 16/3/88: محمد هاشمي: احمدي‌نژاد مي‌داند راي نمي‌آرود

- مردم‌سالاري، 17/3/88: بلندگوهم قطع بشه، موسوي اول ميشه

- مردم‌سالاري، 18/3/88: آراي اصولگرايان به سمت مير‌حسين موسوي در حركت است

- صداي عدالت، 19/3/88: موسوي با 21ميليون راي پيروز انتخابات

- صداي عدالت، 20/3/88: محسن ‌رضايي از احمدي‌نژاد جلو زد

- صداي عدالت، 20/3/88: ميرحسين موسوي با 54 درصد در دور اول انتخابات پيروز خواهد شد

در كنار اين جنگ تبليغاتي، بحث تقلب در انتخابات نيز بحث روز و تيتر اول همين روزنامه‌‌ها شد!

- صداي عدالت، 18/3/88: ابراز نگراني از تخلفات گسترده در انتخابات

- حيات نو،18 ‌/3/88: رئيس كميته‌ صيانت از آراي موسوي و كروبي در نامه‌اي به دبير شوراي نگهبان از تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگراني كرده و انجام اقدامات مقتضي را خواستار شدند.

- اعتماد ملي، 18/3/88: فردا شب همه بيداريم، اين شايد نقطه‌اي باشد كه نه تنها همه اصلاح‌طلبان، بلكه عموم مردم نيز به آن مي‌رسند. نگراني از آنچه در شب‌هاي انتخاباتي رخ مي‌دهد، تازگي ندارد.

اين حرف اعتماد ملي درحالي بود كه همين روزنامه در تاريخ 11/12/87 نوشته بود: «اصلاح‌طلبان بخت بالايي براي جلب افكار عمومي نخواهند داشت.»

پروژه جنگ‌رواني بايد وارد فاز جديدي شود. اين خواست استكبار جهاني و دشمنان جمهوري اسلامي ايران است. سايت ضدانقلابي گلوبال كه همسويي آشكار با سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي دارد، مطلب را شفاف‌تر مي‌كند و خواستار ريختن اپوزيسيون به خيابان‌ها در اعتراض به تقلب در انتخابات مي‌شود.(14)

ستاد موسوي از وزارت كشور درخواست مي‌كند تا مجوز برپايي جشن پيروزي بگيرد. هنوز چند روز به انتخابات مانده است.

در كوران رقابت‌ انتخاباتي، بنياد سوروس كه مسؤوليت پشتيباني از انقلاب مخملين در گرجستان را عهده‌دار بود، از طريق انيستيتو جامعه باز و با استفاده از افكارسنجي، پيروزي ائتلاف تروئيكا را پيشاپيش اعلام مي‌كند. اما پس از انتخابات، نتايج شمارش آراء، بر پيروزي ائتلاف براي گرجستان نو دلالت مي كرد. با اعلام نتايج اوليه انتخابات، ائتلاف تروئيكاي گرجستان به نتيجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات كرد. ائتلاف تروئيكا كه از طريق رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي حمايت مي‌شد، هواداران خود را به مبارزه منفي و نافرماني مدني فرا خواند.(15)

همه تلاش‌ها براي تكرار انقلاب مخملين در ايران فراهم است! شواهد مطلب را روشن‌تر مي‌كند. يكي از چهره‌هاي برجسته جريان دوم خرداد اواخر سال 1387 در تماس با پادشاه يكي از كشورهاي عرب‌نشين هماهنگي لازم را جهت حمايت آن چهره از كانديداي دوم خرداد انجام مي‌دهد. اين چهره در اين تماس ضمن دادن قول‌هايي به برخي كشورهاي عربي، خواستار حمايت‌ مالي از كانديد‌اهاي اصلاح‌طلب در ايران مي‌شود. همچنين رايزني با اوباما، جهت ‌پيگيري پروژ‌ه تغييرات نرم در ايران را خواستار مي شود.

وي همچنين در اين تماس گفته اگر تغييرات نرم در ايران شروع شود؛ اوباما با يكسري حركات در منطقه باعث تقويت اپوزيسيون داخلي خواهد شد.(16)

ارتباط اين جريان با بيگانگان شفاف‌تر مي‌گردد. نوع حركت اصلاح‌طلبان در ادامه كار، تشابه‌ تكرار سناريوي گرجستان را براي اهل بصيرت به يقين مبدل مي‌سازد. در صبح روز راي‌گيري، موسوي پيروزي‌اش را اعلام مي‌كند! غروب جمعه 22/3/88 و در حالي كه هنوز راي‌گيري تمام نشده، خاتمي به موسوي تبريك پيروزي مي‌فرستد!

نزديك به 40 ميليون نفر در انتخابات شركت مي‌كنند. اين حضور در 30 سال گذشته سابقه ندارد. احمدي‌نژاد با رايي بيش از 5/24 ميليون مجدداً به رياست قوه مجريه برگزيده مي شود.

فرياد تقلب در انتخابات بلند مي‌شود. اصلاح‌طلبان مردم را براي حضور در خيابان دعوت مي‌كنند. آشوبگران وارد ماجرا مي‌شوند. منافقين و گروهك‌ها از غرب كشور و عراق به تهران مي‌آيند. اتوبوس‌ها، مساجد و اماكن دولتي را به آتش مي‌كشند و به سوي مردم گلوله شليك مي‌كنند.

مقام معظم رهبري در پيامي به مناسبت انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري هشدار مي‌دهند: «گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هايي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه آحاد مردم و به ويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه شور‌انگيز بودند، توصيه مي‌كنيم كاملاً هوشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ پس از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدها محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند.»(17)

مدعيان اصلاحات به اين هشدار توجه نمي‌كنند. مير‌حسين موسوي يك روز پس از انتخابات و در روز شنبه 23/3/88 در پيامي ‌مي‌نويسد: «اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي‌دهم كه تسليم اين صحنه‌آرايي خطرناك نخواهيم شد.»

مقام معظم رهبري ميرحسين موسوي را مي‌خواهند و به وي تاكيد مي‌كنند: «در دوره‌هاي قبلي انتخابات نيز برخي افراد و نامزد‌ها، مسائلي داشتند كه از طريق شوراي نگهبان به عنوان مرجع قانوني رسيدگي به شكايات انتخاباتي، پيگيري كردند و طبعاً در اين دوره نيز مسائل بايد از طريق قانوني دنبال شود.»(18)

پس از آن حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي در جمع نمايندگان ستاد‌هاي چهار نامزد دهمين دوره رياست جمهوري از كانديدا‌ها مي‌خواهند كه با صراحت اعلام كنند خواستار تشنج نيستند و مجدداً تاكيد كردند كه اشكالات به انتخابات بايد از مجاري قانوني پيگيري شود.(19) اين‌ حرف‌ها در گوش مير‌حسين موسوي و برخي ديگر از مدعيان اصلاحات اثر نمي‌كند.

مير‌حسين موسوي در ايام تبليغات انتخاباتي مي‌‌گويد: «در اين ايام بارها گفته‌ام در غياب قانون و در شرايطي كه مردم به بي‌قانوني عادت كنند و انگيزه خود را از دست بدهند، امكان رفتن به قهقرا براي آن كشور بسيار محتمل خواهد بود. يكي از تفاوت‌هاي دوران پيش‌ و پس از انقلاب همين مساله رعايت قانون است.»(20)

وي درباره ولايت فقيه نيز در همان ايام مي‌‌گويد: «ولايت فقيه همواره جامعه‌ ما را از كودتاها و ديكتاتوري‌ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است. بدون ولايت فقيه به فرصت‌هاي امروز نمي‌رسيديم. ممكن است بعضي‌ها نظر مرا قبول نداشته باشند ولي اين نظر من نسبت به ولايت فقيه است و به آن متعهد و پايبند هستم.»(21)

گويا همه اين حرف‌ها براي جلب و جذب آراي اصولگرايان است. موسوي هرگز به ولايت پاي‌‌بند نماند و هرگز از مجراي قانوني كار را دنبال نكرد. وي همچنين برطبل اغتشاش كوبيد و پس از همه اندرز‌هاي حكيمانه مقام معظم رهبري، در تاريخ 27 خرداد 1388 طي‌ بيانيه‌اي نوشت: «ما در پي اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاري انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجديد آن براساس راهكار‌هايي هستيم كه عدم تكرار تقلب‌هاي فضاحت‌بار انتخابات پيشين را تضمين كند.»!!

كروبي هم همين راه را رفت و بر ابطال انتخابات اصرار ورزيد. مجمع روحانيون مبارز، مشاركتي‌ها و سازمان مجاهدين نيز همين روال غيرقانوني را پي‌‌گرفتند. مردم به خيابان فرا خوانده شدند و گاه همه را به اعتصاب عمومي فرا ‌خواندند!

روزهايي چند اغتشاش و بلوا بالا گرفت. شك‌ها به يقين تبديل شد. شايد در ديدار‌ خاتمي با يك هيات آمريكايي كه وابسته به يكي از نهاد‌هاي امنيتي ايالات متحده است، ادامه‌ي كار طراحي شده است! اين ملاقات پيش از انتخابات در مصر انجام شد.(22)

آمريكا، انگليس، فرانسه، آلمان و ايتاليا به حمايت از آشوبگران برخاستند. عده‌اي را به ادامه‌ي تجمع‌هاي خياباني دعوت كردند.

اوباما- رئيس جمهور آمريكا- به طور جدي وارد گود شد و گفت: “ما در پشت سر كساني كه به شكل مسالمت‌آميز به دنبال عدالت هستند، ايستاده‌ايم!”(23)

مجلس نمايندگان امريكا نيز به حمايت از آشوب‌طلبان برخاست.(24)

فدائيان خلق، حزب توده، جبهه‌ي ملي، نهضت‌آزادي، راديو ‌فردا- ارگان رسمي‌ سازمان سيا- خواستار ابطال انتخابات شدند.

سايت صهيونيستي ايران گلوبال- نزديك به وزارت خارجه‌ي اسرائيل- نوشت: «ما در شرايط فعلي راهي جز استفاده از مستمسكي به نام موسوي نداريم.»(25)

رضا پهلوي- فرزند شاه معدوم- نيز از حركت‌هاي اغتشاشگران و همچنين شخص مير‌حسين ‌موسوي حمايت‌كرد و گفت: «راه او با مسير موسوي و دوستانش كه از جمله افرادي بودند كه پدرش را از تخت پايين آوردند، هم اكنون به يك تقاطع مشترك رسيده است.»(26)

شايد همين حمايت‌ها، موسوي را براي ايجاد آشوب مصمم‌تر كرد و هر روز بيانيه مي‌داد و عده‌اي را دعوت به اغتشاش مي‌كرد! اما اين دعوت‌ها، اثر چنداني نداشت. خيلي‌ها از او برگشته‌اند. ماجراهاي پشت پرده رو شده است. ايران، گرجستان ، اوكراين و قرقيزستان نيست.

مقام معظم رهبري در روز جمعه 29/3/1388 در خطبه‌ي دوم نماز جمعه فرمودند: «چند تا از وزراي خارجه و روساي دولت‌هاي، چند تا كشور اروپايي و آمريكا حرف‌هايي زدند كه باطن آنها را به انسان نشان مي‌داد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزي بوديم كه مردم به خيابان‌ها بريزند... در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد... اين كاري كه در داخل ناشيانه از بعضي سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است. يك سرمايه‌دار صهيونيست آمريكايي چند سال قبل از اين، طبق ادعاي خودش كه در رسانه‌ها و در بعضي مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملي راه انداختم؛ حكومتي را بردم، حكومتي را آوردم. احمق‌ها خيال كردند جمهوري اسلامي ايران و اين ملت هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه مي‌كنيد؟ مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.»(27)

ايران اسلامي همچنان پايدار خواهد ماند و زشتي اين ماجرا براي غافلان و معاندان مي‌ماند. با اين رفتار غير اخلاقي، اعتماد مردم به نظام عوض نمي‌شود. اگر هم برخي روزهايي چند با دروغ، عده‌اي را فريب دادند، امروز كارهاي خلاف قانون آن‌ها براي همگان روشن شده است. حمايت دشمنان ايران از اين افراد، چهره‌ي آنان را زشت‌تر نموده است. مردم ايران با امريكا و انگليس دشمنند و اين دشمني تا وصف درندگي در وجود آنها است؛ به دوستي تبديل نمي‌شود. امروز نقاب نفاق اوباما هم كنار گذاشته شد. هم شعار تغيير اوباما كارگر نبود و هم شعار تغيير اصلاح‌طلبان آن چنان از پرده برون افتاد كه همراهي آنان با اوباما را مصمم كرد.

با همه‌ اين غفلت‌ها و خيانت‌ها، باز هم اگر كسي توبه كند و به دامان ملت و انقلاب برگردد؛ راه باز است. اما فريبكاران بدانند كه ملت فهيم ايران راه خود را يافته است. ديگر گول اين بازي خورده‌ها را نمي‌خورد و با حمايت از ولايت فقيه، يك گام از مسير قانوني عقب‌تر نمي‌رود.

مولايمان در ديدار با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي فرمود: «من در مسائل اخير مربوط به انتخابات رياست جمهوري، مصر به اجراي قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامي و مردم نيز به هيچ قيمتي زير بار زور نخواهند رفت.»(28)

اصلاح‌طلبان اين حرف را براي هميشه از گوش خود بيرون كنند كه با زور و فشار و اغتشاش نمي‌توان بر اين كشور حاكم شد. ديگر دست‌ها رو شده است. بيش از اين خود را اذيت نكنند. مردم بيدار ايران با رهبر قاطع و شجاع خود، جلوي همه‌ي بي‌قانوني مي‌ايستند و هر زورگو را سر جاي خود مي‌نشانند.

بدنه مستحكم نظام هرگز با اين خراش‌ها سست نمي‌شود. جمهوري اسلامي ايران با همه ارزش‌هايش ماندني است. بهتر آن است كه به جاي روي خوش نشان دادن به بدخواهان نظام، به دامان ملت برگرديم و چونان قبل، همه در يك صف براي اعتلاي نظام اسلامي تلاش كنيم و به رضايت پروردگار، به پاسخگويي در فرداي قيامت و عزت جمهوري اسلامي ايران فكر كنيم. يقيناً عزت دو سرا در اين روش است و با حركت در مسير مستقيم الهي، هر رهرو اين راه، ماندگار خواهد شد.

‌ پي‌نوشت‌ها در دفتر نشريه موجود است

 سرمقاله

سخني با رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

قاسم قاسم روان بخش

جايگاه جنابعالي به‌عنوان رياست مجلس شوراي اسلا‌مي و نمايندگي مردم شهيدپرور قم و وابستگي به بيت علم و مرجعيت، جايگاه ممتازي است كه انتظار مردم را از شما بالا‌ مي‌برد و درنتيجه برخي موضع‌گيري‌هايتان را دون شأن حضرت‌عالي و مردم قم به حساب مي‌آورند. كه مي‌توان به برخي از آن‌ها اشاره كرد:
الف. همان‌گونه كه مستحضريد مسأله ولا‌يت‌فقيه استمرار حركت انبيا و ائمه الهي است و پيروي از اوامر و نواهي ولي فقيه در حكم اطاعت از امام معصوم(ع) است. ترديدي نيست كه موضوع اطاعت از ولا‌يت فقيه به مردم كوچه و بازار و عوام‌الناس اختصاص ندارد بلكه خواص و نخبگان جامعه به‌ويژه مسؤولا‌ن كشوري در اطاعت‌پذيري از ولي‌فقيه اولويت دارند، چرا كه عدم توجه كافي به اين موضوع مهم، موجب خسارت‌هاي بزرگي به جامعه و كشور مي‌شود. انتظار از جنابعالي اين بود كه دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري را دستورالعمل مجلس قرار دهيد و لزومي به تصريح معظم‌له نباشد و البته در صورتي كه ايشان به مطلبي امر و نهي صريحي داشته باشند، بيش‌تر مورد تأكيد قرار دهيد و نگذاريد روند مجلس، سمت و سويي پيدا كند كه خداي نكرده از آن بوي اختلا‌ف استشمام شود.براساس همين انتظار، توقع اين بود كه كميسيوني با نام «پي‌گيري مطالبات رهبري از مجلس» تشكيل مي‌شد و سه ماه يك‌بار، گزارش آن در صحن علني قرائت مي‌گرديد تا مردم ببينند نمايندگانشان تا چه حدي به دستوارت ولا‌يت امر پايبندند. مع‌الا‌سف نه تنها چنين چيزي در دستور كار قرار نگرفت كه بعضاً توصيه‌‌هاي معظم‌له مورد غفلت قرارگرفته است كه جناب‌عالي خود بهتر مي‌دانيد به‌راستي ورود مجلس در حوزهِ اجرا و مسائل جزيي اجرايي مثل افزودن صدهزاردانشجو به ظرفيت دانشگاه در سال گذشته كه عملا‌ً دولت را با مشكل جدي روبه‌رو كرد با توصيه رهبي كه مي‌فرمايند مجلس در امور جزيي دخالت نكند سازگاري دارد؟! و آيا خواندن گزارش ناقص ديوان محاسبات در آستانه انتخابات دهم و دادن بهانه مفقودشدن يك ميليارد دلا‌ر به مخالفان دولت پاك‌دست دكتر احمدي‌نژاد امري تأمل برانگيز نيست؟! تلا‌ش در جهت خواندن گزارش غيرمنصفانه حمله به كوي دانشگاه از تريبون مجلس در شرايط بحراني پس از انتخابات كه با مخالفت نمايندگان فهيم مجلس روبه‌رو شد با چه معيار و ملا‌كي قابل بررسي است؟! فشار سنگين و تذكر اخير به دولت مبني بر اين‌كه چرا دولت بنزين با نرخ شناور را با قيمت دولتي فروخته است آيا اين بحث در شرايط خاص كنوني قابل تأمل نيست؟!
انتظار مي‌رفت، جناب‌عالي پس از سخنان قاطع و روشن و اعجازگونه مقام معظم رهبري، بسان شخصيت‌هايي مانند دكتر حدادعادل و برادرتان دكتر محمدجواد لا‌ريجاني وارد عرصه شويد در مجامع عمومي و مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها بر اين آتش كه دشمنان ما برافروختهاند آب بريزيد نه اين‌كه بعضاً [هرچند ناخواسته] هيزمي بر آن بيافزاييد مع‌الا‌سف موضع‌گيري‌هاي جناب‌عالي در مسائل اخير اين شائبه را ايجاد كرد و دل‌ها را جريحه‌دار ساخت گرچه در سخنان خود در ديدار نمايندگان مجلس با مقام معظم رهبري تا حدودي آن‌را اصلا‌ح كرديد.
اظهارات جناب‌عالي درباره صدا و سيما، شوراي نگهبان و حق حضور براي طرفداران كانديداها ميتينگ‌هاي سالني برخلا‌ف برخلا‌ف انتظار همه دلسوزان نظام و مردمي بود كه به‌خاطر ولا‌يت‌پذيري شما بالا‌ترين را‡ي را در شهر قم به شما داده‌اند. خوب است يك‌بار ديگر خود اظهاراتتان را مرور كنيد و با سخنان مقام معظم رهبري در نماز جمعه مقايسه نماييد: «صدا و سيما نبايد به‌گونه‌اي رفتار كند كه موجب تحريك احساسات مردم باشد.»، «مسؤولا‌ن بايد فضايي را ايجاد كنند كه مردم احساس كنند مي‌توانند حرفشان را بزنند. مسؤولا‌ن بايد فضايي غير از خيابان‌ها را براي تجمع معترضان قرار دهند و ضمناً صدا و سيما فرصت را به منتقدان بدهد»، «من فكر مي‌كنم نبايد موضوع تجمعات را نفي كرد و نبايد درباره موضوع تقلب فضاي غبارآلودي را پديدآورد كه ارزش و مقدار اين انتخابات ضايع شود». جناب‌عالي درباره شوراي نگهبان نيز گفته‌ايد: «اگرچه شوراي نگهبان را افراد متديني تشكيل مي‌دهند، اما اي كاش برخي اعضاي آن به نفع يك كانديداي خاص وارد ميدان نمي‌شدند»! اين در حالي است كه مقام معظم رهبري دربارهِ تجمعات و راه‌پيمايي‌هاي پس از انتخابات فرموده‌اند: «انتخابات براي اين است كه در صندوق‌ها معلوم شود كه مردم چه مي‌خواهند نه در كف خيابان‌ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن‌هايي كه را‡ي نياورده‌اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين كساني هم كه را‡ي آورده‌اند طرفدارانشان را به خيابان‌ها بكشانند پس اصلا‌ً چرا انتخابات برگزار مي‌شود؟...! زورآزمايي خياباني پس از انتخابات در واقع به‌چالش‌كشيده‌شدن اصل انتخابات و مردمسالا‌ري است از همه مي‌خواهم به اين روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند مسؤوليت تبعات هرج و مرج آن به‌عهده آن‌‌ها خواهد بود.» به‌راستي توصيه به برگزاري تجمعات با خواست ولي‌فقيه مبني بر ضرورت خاتمهدادن به اين‌گونه تجمعات قابل جمع است؟!
از سوي ديگر اعضاي شوراي نگهبان در كجا و در چه زماني در جهت حمايت از نامزد خاصي وارد ميدان شده‌اند؟ اتهام حمايت برخي از اعضاي اين شورا از نامزد خاص، شائبه خاصي را ممكن است ايجاد كند. البته طبيعي است كه هر شخص و شخصيتي در كشور در انتخابات به نامزد گرايش دارد و از آن بالا‌تر به او هم را‡ي مي‌دهد و چه بسا ممكن است كساني حتي را‡ي او را نيز حدس بزنند و چنان‌كه مقام معظم رهبري نيز در حرم امام(ره) احتمال حدس را‡ي ايشان را از سوي برخي مردم مطرح كردند ولي آن‌چه مهم است اين است كه عملا‌ً در جهت حمايت از آن فرد خاص وارد ميدان و عمل نشوند. شخصيت‌هاي باتقوا و عادلي كه از سوي مقام معظم رهبري به عنوان شوراي نگهبان منصوب شده‌اند اگر مورد وثوق نباشند، ديگر به چه كسي در اين كشور مي‌توان اعتماد كرد؟
در پايان از حضرت‌عالي تقاضامنديم كه در اتخاذ مواضع بيش‌تر تأمل فرماييد تا خداي‌ناكرده آثار و تبعات منفي براي نظام و انقلا‌ب به‌بار نياورد و دشمن از آن سوءاستفاده نكند.ياورد و دشمن از آن سوءاستفاده نكند.