صفحه اول

درحاشيه بيانات اخير رهبر معظم انقلاب
كالبد شكافي خباثت دولت انگليس

 علي اكبر عالميان

رهبر معظم انقلاب اسلاميدر ديدار با اقشار مختلف ملت در روز عيد غدير، سخنان مبسوطي ايراد نمودند كه در بين اين سخنان، اشاره مجدد معظم له بر «خبيثترين دشمن بودن» راجع‌به دولت انگليس، محملي براي تحليل نگارنده قرار ميگيرد. چندي پيش نيز ايشان در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه تهران پس از وقايع انتخابات 22 خرداد، بر خباثت و محور شرارت بودن دولت انگلستان در حوادث اخير تاكيد فرمودند. اين تأكيد دوباره رهبر فرزانه انقلاب، نكته بسيار مهمي است كه از سوي بسياري از كارشناسان و تحليلگران مغفول باقي مانده است، اين در حالي است كه كالبد شكافي مسأله مذكور بسياري از گره هاي موجود در پشت صحنه شرارت «خبيث ترين دولت دنيا» را باز خواهد كرد.

رابطه دولت بريتانيا با ايران را شايد بتوان به سال ها قبل در قالب مراودات تجاري بازرگانان بريتانيايي با ايران مرتبط دانست، اما بي گمان رابطه سياسي و البته آغاز استثمار سرزمين پهناور ايران به دست غارتگر بزرگ جهان به حدود 200 سال قبل بر ميگردد. اولين سفير و فرستاده رسمي دولت انگلستان به ايران «سرهار فورد جونز» بود كه در سال 1809 ميلادي به ايران آمد و سفارت ايران در انگستان نيز در سال 1851 ميلادي «1230 شمسي» افتتاح شد و نخستين سفير ايران شخصي به نام ميرزا شفيع خان نايب آجودانباشي است كه به عنوان «مصلحت گذار» و به اصطلاح امروز مستشار يا كاردار سفارت مطرح بود. از اين به بعد، رابطه ايران با انگليس وارد مرحله جدي شد. البته بايد گفت پيش از اين، نخستين سابقهاي كه از ديدار يك انگليسي از ايران در دست است ماموريت «سرجفري دولانگي» است كه در سال 1290 ميلادي، يعني حدود 719 سال قبل از طرف ادوارد اول پادشاه انگليس به ايران فرستاده شد تا از ارغون پادشاه مغول عليه تركان كمك بخواهد، ولي ماموريت او با ناكاميمواجه شد. در سال 1561 ميلادي نيز يك بازرگان انگليسي به نام «آنتوني جنكينسون» به نزد شاه طهماسب اول آمد و پيام ملكه اليزابت را تسليم وي كرد. در هر حال آغاز رابطه انگلستان با ايران - و البته شروع ياغيگري هاي اين دولت - را بايد به حدود 200 سال قبل، همزمان با روي كار آمدن سلسله قاجاريه مورد ارزيابي قرار داد. از اين دوره به بعد يكه تازي ها و غارتگري هاي انگلستان در ايران آغاز شد. اولين پادشاه قاجاريه آغامحمد خان قاجار بود كه در دوره وي هر چند انگليسي ها فرصتي براي سوء استفاده كلان پيدا نكردند اما بي گمان نطفه نامشروع حضور ياغيانه آنان در ايران در همين زمان بسته شد و دولت بريتانيا با سوء استفاده از گرفتاري هاي پادشاه ايران در كشمكش با مخالفان داخلي و جنگ با روس ها، بر نفوذ خود در جنوب ايران افزودند. با مرگ آغا محمد خان و آغاز حكومت 36 ساله فتحعلي شاه قاجار نفوذ انگليسي ها در ايران رشد فزاينده و مرگباري به خود گرفت و يكي از ننگين ترين دوران‌هاي تمام ادوار تاريخ ايران را رقم زد. در اين دوره، عهدنامه هاي ننگيني بين دولت هاي ايران و بريتانيا بسته شد كه در همه اين عهدنامه ها حقوق ايران كاملا پايمال شده و دولت بريتانيا در يك غارتگري آشكار به چپاول ايران ميپرداخت، اشاره اجمالي به برخي از اين ننگين نامه ها مويد مدعاي فوق ميباشد:

1. عهدنامه مجمل: به موجب فصول هشتگانه اين عهدنامه، ايران تعهدات مختلفي را براي كمك و همكاري با انگليسي ها و مساعدت با نيروهاي آن ها در بنادر و جزاير خليج فارس پذيرفت، ولي انگليسي ها خود را از مشكلات و گرفتاري هاي احتمالي ايران در آينده بركنار نگاه داشتند.

2. عهدنامه مفصل: اين عهدنامه كه در دوازده فصل تنظيم شده بود، ننگينتر از عهدنامه مجمل بود. بهعنوان مثال در فصل پنجم و ششم اين عهدنامه ايران موظف به كمك انگلستان در صورت نزاع بين اين دولت و افاغنه شده است اما در صورت نزاع بين ايران و افاغنه، انگليسي ها تعهدي را متقبل نميشدند)!(

3. عهدنامه گلستان: در يكي از بندهاي عهدنامه مفصل، انگلستان ضمانت كرده بود در صورت حمله يكي از كشورهاي مهم فرنگ به كمك ايران بشتابد و يا در صورتي كه، آمادگي حضور نظاميدر ايران را ندارد، كمك مالي به نيروهاي نظاميايران بنمايد. اما دولت انگستان برخلاف اين عهدنامه، با روس ها توافق پنهاني نمودند كه در صورت حمله به ايران، بي طرف باشند. اين خيانت انگليسي ها موجب شد تا در حمله نظاميروسيه به ايران، دولت ايران تنها بماند و دولت روسيه با حمايت قاطع انگستان موفق به بستن ننگين نامه معروفي شد كه به «عهدنامه گلستان» شهرت يافت. به موجب اين عهدنامه، دربند، باكو، شيروان، قراباغ و قسمتي از طالش از خاك ايران جدا شد و به روسيه منضم گرديد و دولت ايران از كليه دعاوي خود بر گرجستان و داغستان صرف نظر كرد.

4. عهدنامه تركمانچاي: يكه تازي ها و غارتگري هاي انگليسي ها در ايران عهد فتحعلي شاه به همين مقدار محدود نشد بلكه اين بار با تحميل قرارداد سراسر خفت و سياهي تركمانچاي، بر پرونده قطور غارت اين دولت خبيث در ايران، افزوده شد. پس از عهدنامه گلستان، انگليسي ها ايران را مجبور به امضاي قرارداد ننگين ديگري كه به عهدنامه تهران معروف شده بود، كردند. در اين عهدنامه، ضمن تكرار تمام آن چه در معاهدات قبلي به زيان ايران بوده، كمك دولت انگليس به ايران را مشروط به اين مينمايد كه دولت ايران «سبقت در تجاوز نكرده باشد». آثار شوم اين تعهد در جريان دومين دوره جنگ هاي ايران و روس كه به انعقاد قرارداد ننگين تركمانچاي منتج شد، پديدار گشت. به موجب اين عهدنامه، انگليسي ها با استفاده از حقي كه به موجب معاهده با دولت ايران براي خود قائل بودند در تعيين حدود مرزي بين ايران و روسيه دخالت كردند و در تحميل رژيم كاپيتولاسيون و حق قضاوت كنسولي به ايران هم نقش موثري داشتند، زيرا ميخواستند بعدا از همين حقوق در ايران برخوردار گردند. پس از فتحعلي شاه، نوبت به سلطنت محمد شاه قاجار رسيد كه در اين دوره نيز غارتگري هاي دولت انگليس نيز ادامه يافت. از جمله ياغيگري هاي اين دولت ميتوان به قتل قائم مقام فراهاني اشاره نمود. پس از محمد شاه، فرزندش ناصر الدين شاه به سلطنت رسيد. دوران نزديك به پنجاه ساله ناصرالدين شاه نيز مملو از خيانت شاه قاجار و چوب حراج بر منافع ملي ايران بود چرا كه دندان طمع انگليسي‌ها همچنان در پي دريدن لقمه لذيذي به نام ايران بود. جنايت هاي دولت بريتانيا در عهدناصرالدين شاه را تنها نمي توان به چپاول منافع ايران خلاصه كرد، بلكه اوج اين جنايت ها را بايد در قتل صدراعظم لايق ايران يعني اميركبير جستجو كرد. از اين گذشته، در اين دوره، اولين جنگ رسمي بين ايران و انگليس نيز رقم خورد كه تشريح آن از حوصله بحث خارج است. در دوره پادشاهان بعدي قاجار يعني مظفرالدين شاه، محمدعلي شاه و احمد شاه نيز دوره يكه تازي دولت بريتانيا در ايران به اوج خود رسيد به ويژه آن كه با تحميل قرارداد 1919 معروف به «تحت الحمايگي ايران توسط انگلستان» بر ادامه غارتگري هاي دولت بريتانيا صحه گذاشته شد. با پايان دوره پر از ننگ و خيانت سلسله قاجاريه، با اشاره انگليسي ها، دوره سلطنت پهلوي ها بر عرصه ايران رقم خورد و بدين ترتيب، غارت آنان در ايران، شكل و شمايل جديدي پيدا كرد، شكل و شمايلي نوين در قالب استبداد رضا خاني. هر چند در دوره پهلوي اول استثمار ايران، در قالب غصب مرزها و اراضي تعريف نمي‌گشت، بلكه اين بار، انگليسيها، با ادامه روند قبلي خود در غارت نفت ايران و البته عزل و نصب هاي مناصب حكومتي، اين بار، شديدتر از قبل با سلاح «استبداد رضا خاني» به جنگ دين و روحانيت رفتند تا پازل خباثت خود در ايران را كامل كنند. با پايان يافتن تاريخ مصرف رضا خان، انگليسي ها وي را از ايران بيرون انداختند و اين بار با انتصاب شاه جوان و تازه نفسي به نام محمدرضا شاه، به دنبال اقدام نوين‌تري جهت شرارتگري در ايران شدند. دوره استيلاي انگلستان در ايران عهد محمدرضا شاه تا اوايل دهه سي شمسي ادامه يافت چرا كه از اين زمان به بعد با ظهور قدرت استعماري جديدي به نام ايالات متحده امريكا، انگلستان به عنوان قدرت درجه دو در عرصه سياست جهاني و به ويژه استعمارگري جهان تبديل شد، اما همچنان نقش استثماري وي در دوران محمدرضا شاه نيز ادامه داشت. با شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلاميايران، نزديك به دو قرن غارتگري استعمار پير در ايران پايان داده شد و بدين ترتيب دست غارتگر انگليس در ايران براي هميشه قطع گرديد. انقلاب ايران موجب افزايش خشم و به طبع آن افزايش كينه انگليسي ها نسبت به نظام جمهوري اسلاميشد و اين گونه شد كه در مدت عمر بيش از سي ساله نظام جمهوري اسلامي، انواع و اقسام توطئه ها و خباثت ها بر ضد ايران اسلامياز سوي دولت خبيث انگلستان تحميل ميشود. از حمايت مالي و سياسي نيروهاي به اصطلاح اپوزيسيون نظام تا ايجاد تفرقه و اختلاف و جنگ قوميت ها در ايران كه عمدتا توسط رسانه خبرپراكن و شرارت محور «BBC» انجام مي‌گيرد. در يك كلام، دولت انگلستان در پي يك هدف عمده است و آن هم عبارت است از «بازگشت به استيلاي مجدد بر ايران از طريق محو نظام جمهوري اسلامي». انگليسيها، براي رسيدن به اين هدف به هر وسيلهاي تمسك ميجويند تا بلكه هژموني سابق خود را بر ايران ديكته كنند. نقش فتنه گرانه انگليس در دوران شكل گيري، تكوين و تثبيت جمهوري اسلاميتا به امروز همواره محوري بوده است به ويژه آن كه در جريان حوادث پس از انتخابات، نقش مؤثر اين دولت در ايجاد و دامن زدن به اختلافات و القاي «بحران مصنوعي» در ايران كاملاً هويدا است. به همين خاطر است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي، با تحليلي درست از وقايع اخير، نقش خباثت آميز انگلستان در ايران مورد تاكيد جدي قرار ميدهند، چرا كه طمع انگليس هاي عنود و كينه توز در مورد ايران حتي بيشتر از آمريكايي هاست، زيرا سابقه نزديك به دو قرن استثمار، استعمار، خباثت و غارتگري در ايران، آنان را نسبت به آمريكاييها حريصتر ميكند. براي كشوري كه وسعت مستعمراتش از استراليا تا كانادا را در بر ميگيرد و به تعبير خودشان «آفتاب هيچ گاه در سرزمين بريتانيا غروب نمي كند» بسيار سخت است كه بتواند در برابر اقتدار جمهوري اسلامياين گونه سرافكنده و ذليل گردد. از اين رو بايد خباثت انگليسي ها نسبت به جمهوري اسلاميرا معلول به «چالش كشيده شدن قدرت پوشالي انگلستان» و «پايان دادن به دو قرن غارتگري اين دولت» دانست. خباثتي كه البته تاثيري بر پايه هاي مستحكم نظام جمهوري اسلاميو ابهت رهبر گرانقدر آن نخواهد گذاشت.

چرا برخي خواص مردود شدند؟

 قاسم روان بخش

انتخابات دهم رياست جمهوري با ديگر انتخابات تفاوت‌هايي داشت از جمله آن كه به امتحان بزرگي براي خواص و توده مردم تبديل شده بود؛ در اين امتحان عموم مردم از آن سربلند بيرون آمدند چرا كه قريب به چهل ميليون نفر در آن شركت كردند و اكثريت قاطع به خط امام و انقلاب را‡ي دادند و نظام جمهوري اسلامي‌را براي سال‌هاي متمادي بيمه كردند، ولي مع الاسف برخي خواص كه از آن ها انتظار مي‌رفت اهل بصيرت باشند و حوزه اطراف خود و عموم مردم را نيز روشن كنند در بيبصيرتي ماندند و در اين امتحان بزرگ مردود شدند! و كم و بيش مردم، بسياري از مردود شدگان را شناختند.

مقام معظم رهبري بارها از نقش خواص در انحراف عوام سخن گفتند و نسبت به اين پديده خطرناك هشدار دادند، ولي مع الاسف برخي خواص بنا به دلايلي كه در ذيل بيان خواهد شد متنبه نشده و نخواهند شد. يكي از موارد مردودي خواص، مواضع مبهم آن ها در انتخابات اخير بود كه بعضي با سكوت و جمعي با اتخاذ مواضع غير اصولي خود، كشور را تا آستانه بحران پيش بردند. آن چه در اين ميان متاسفانه مغفول واقع شد بررسي علل و عوامل اين مردودي بود. بررسي علل مي‌تواند ما را تا حدود زيادي از افتادن در اين چاه ويل و هلاكت باز دارد و در صورت تكرار حوادث مشابه از گرفتار آمدن در آن جلوگيري كند. اكنون به برخي از اين عوامل اشاره مي‌كنيم:

1. پرهيز نكردن از مال حرام

يكي از عواملي كه موجب كوري باطن و گرفتن نور بصيرت مي‌شود خوردن مال حرام و يا مخلوط به حرام است. كساني كه در زمان مسؤوليت خود مال مردم و بيت المال را مال خود دانسته و آن را بر اهل و عيال خود مباح مي‌دانند، هرگونه دخل وتصرف در آن را حق خود و خانواده مي‌پندارند درنتيجه بايد آثار وضعي آن را نيز كه بي تفاوتي در برابر اسلام و انقلاب است بپذيرند. امام حسين(ع) خطاب به كساني كه در ماجراي كربلا در برابر ايشان ايستادند و با هلهله و سر و صدا از سخنراني‌شان مانع مي‌شدند، فرمودند شكمهايتان از مال حرام پر شده است. بنابراين يكي از دلايل مهم مردودي برخي خواص كه به بي‌بصيرتي منجر مي‌شود، خوردن مال حرام يا مخلوط به حرام است.

2. نقش فرزندان در انحراف خواص

از گذشته دور تاكنون فرزندان خواص در انحراف آن‌ها نقش به‌سزايي ايفا كرده‌اند. زبير كه يكي از خواص و اصحاب با وفاي پيامبر و اميرالمؤمنين بود، بر اثر فعاليت‌هاي پسرش عبدالله منحرف و عملا مردود و در اردوگاه دشمنان علي(ع) قرار گرفت. علي(ع) درباره زبير فرموده‌اند: «مازال الزبير رجلا منا اهل البيت حتي نشا ابنه المشؤوم عبد ا...» همواره زبير مردي از ما اهل بيت بود تا اينكه فرزند پليدش عبد ا... بزرگ شد. (نهج البلاغه صبحي صالح، ص 555) يكي از عوامل اصلي انحراف خواص و مواضع نامطلوب آن‌ها در عرصه‌هاي سياسي و حساس تاثير آقازاده‌ها بر پدرانشان است. البته هستند شخصيت‌هايي مثل آيت ا... محمدي گيلاني كه حكم اعدام فرزند منحرفشان را شخصا امضا كردند و يا همانند آيت ا... خزعلي طي بيانيه‌اي رسما از عملكرد فرزندشان تبري جستند، ولي تعداد كساني كه تحت‌تاثير آقازاده‌هايشان به انحراف كشيده مي‌شوند به مراتب بيش‌تر است. از اين رو بايد خواص نسبت به اين موضوع مهم حساسيت بيش‌تري داشته باشند و آبروي چندين ساله خود را فداي هواهاي نفساني فرزندانشان نكنند. در اين ماجراهاي اخير شخصيت‌هايي را مي‌شناسيم كه در اين امتحان بزرگ به خاطر گرايش فرزندانشان به يك جريان خاص سياسي در مقابل ظلم بزرگي كه به نظام شد يا سكوت كردند و يا با بيانيه و مصاحبه‌هاي كنايه‌دار به جاي آن كه با ستمكاران برخورد كنند بر عليه نظام موضع گرفتند!

3. كاناليزه شدن خواص

يكي ديگر از عوامل مردود شدن خواص كاناليزه شدن است. برخي سياسيون و جريانات سياسي تلاش مي‌كنند اطراف شخصيت‌هاي مهم و مؤثر مهره‌چيني كنند تا در مواقع لازم بر حسب اطلاعاتي كه به آن‌ها مي‌دهند، از آن‌ها به نفع جريان خود استفاده كنند. اين‌گونه افراد كه در قالب انجام كارهاي مختلف در دفتر و غيره انجام وظيفه مي‌كنند داراي مغازه دو نبش‌اند و در واقع از دو جا حقوق دريافت مي‌كنند، يكي از آن شخصيتي كه برايش كار مي‌كنند و ديگري از منبع خاصي كه به طور غير رسمي ‌برايش فعاليت مي‌كنند. اين‌گونه افراد از تماس افرادي غير از جريان خودشان با شخصيت مورد نظرجلوگيري مي‌كنند. نويسنده اين مقاله بارها اين جريان را با تمام وجود لمس كرده و شاهد اين‌گونه صحنه‌ها بوده‌ام. از سوي ديگر تهيه بولتن‌هايي كه از سوي برخي احزاب و مراكز تهيه مي‌شود نيز در كاناليزه كردن افراد موثر است. براي مثال كافي است كه فرد موثر يا مدير مسوول آن بولتن توسط يك جريان سياسي خريداري شود يا هداياي قابل توجهي براي او ارسال گردد. براي نمونه در جريانات اغتشاشات پس از انتخابات كه برخي خواص دچار مشكل شدند يكي از مراكز مهم بهصورت روزانه با اخبار يك جانبه آن‌ها را زير بمباران خبري قرار داد و دقيقاً خط سكوت و سردرگمي ‌خواص را دنبال مي‌كرد كه همه شاهد آن بوديم باز براي نمونه حتي عكس هاي متنوعي از راهپيمايي 25 خرداد ياران موسوي كه جمعيت را بسيار زياد و چشمگير نشان مي‌داد به همراه آن رسانه روزانه براي آن‌ها ارسال مي‌شد، ولي از جمعيت چند ميليوني مردم حزب اللهي در ميدان ولي عصر تهران خبري نبود. در اين رسانه با لطايف الحيلي وقوع تقلب در انتخابات را القاء مي‌كرد! خواص براي فرار از چنين وضعيتي بايد از كاناليزه شدن به طور جدي بپرهيزند و با افزايش ارتباطات خود با مردم و مطالعه اخبار و تحليلهاي مختلف بصيرت بيش‌تر بتوانند خودشان تصميم بگيرند و بازيچه دست اين و آن نشوند.

4. دام گذاشتن براي برخي خواص

يكي ديگر از دلايل مردودي برخي خواص آن است كه دشمنان از فرصت هايي كه پيش مي‌آيد سوء استفاده كرده براي برخي خواص يا وابستگان نزديك به آن ها دام مي‌نهند و سپس به عنوان يك سوژه براي گرفتن امتياز شخصيت مذكور را تحت فشار قرار مي‌دهند!