صفحه اول

فوت آقاي منتظري و جلوه اي ديگر از ولايت فقيه عادل

 مهدي فضائلي

رهبران الهي همه ويژگي‌هاي رهبران كارآمد و با كفايت غيرالهي مانند قدرت مديريت بالا، تيزهوشي و شجاعت را دارند به علاوه امتيازاتي كه در هيچ رهبر غيرالهي يافت نمي‌شود. اين امتيازات منحصر به رهبران الهي را در واژه‌هاي عميق «تقوا» و «عدالت» مي‌توان خلاصه كرد.

اين ويژگي‌ها در متون ديني با تعابير مختلفي ذكر شده است. از جمله در توقيع شريف حضرت ولي عصر (عج) با عبارات «صائنا لنفسه» و «مخالفا لهواه» آمده است يعني «پاسدار نفس خود» و «مخالف هواهاي خويش.»

تركيب اين ويژگي‌ها، رهبري ويژه‌اي را پديد مي‌آورد كه در قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي با عنوان «ولايت فقيه» معرفي شده است.

البته صرفاً از باب اشاره، اگر چه موضوع ولايت فقيه با استقرار نظام جمهوري اسلامي در تراز جديدي مطرح و دكترين نويني براي ساماندهي يك مدل حكومتي قلمداد شد، ليكن اين موضوع در متن نظرات فقهاي پيشين نيز سابقه داشته و در مقاطعي هر چند به شكل محدود اجرا هم مي‌شده است.

اگرچه ويژگي‌هاي پيش‌گفته چندان قابل تفكيك نيست و رهبران در همه شرايط بايد از قدرت تلفيق آن‌ها با يكديگر برخوردار باشند و همه آن‌ها چون «ملكه» در وجودشان نهادينه شده باشد، ليكن هر كدام يا تركيبي از آن‌ها در برهه و شرايطي خاص نمود بيش‌تري پيدا مي‌كند. مثلاً در شرايط بحران ويژگي قدرت مديريت تجلي بيش‌تري دارد يا در زماني كه كشور با تهديد نظامي روبه‌رو مي‌شود عنصر شجاعت است كه امكان ظهور مي‌يابد و در شرايطي كه پاي حب و بغض‌ها، منافع شخصي و خانوادگي، تعلقات عاطفي و امثال آن بتواند وارد ميدان شود، خصوصياتي چون «تقوا»، «عدالت» يا همان «پاسداري از نفس» و «مخالفت با هوا» برجسته مي‌شود و اتفاقاً در همين مقاطع است كه تفاوت رهبران الهي و غيرالهي آشكار مي‌شود و البته نه فقط رهبران كه اساساً انسان‌هاي الهي، دين مدار و خدامحور در اين بزنگاه‌ها از ديگر انسان‌ها متمايز مي‌شوند.

شرايط پس از انتخابات رياست جمهوري دهم و رويدادهاي پيش آمده از جمله مقاطعي بود كه تقريباً همه ويژگي‌هاي برشمرده شده در اصل يكصد و نهم قانون اساسي براي ولي فقيه از جمله «بينش صحيح سياسي و اجتماعي»، «تدبير»، «شجاعت»، «مديريت و قدرت كافي براي رهبري» و بخصوص «عدالت» و «تقوا» امكان تجلي و ظهور بيش‌تري پيدا كرد و همگان در عمل، جلوه‌هايي ويژه از بروز اين صفات را در مقام ولايت مشاهده كردند.

فوت آيت‌ا... منتظري جديدترين حادثه‌اي است كه بار ديگر شرايط خاصي را به وجود آورد تا تحليلگران منتظر واكنش رهبري نظام نسبت به اين مسأله باشند.

اين انتظار از رويدادهاي بخصوص ماه‌هاي پاياني عمر حضرت امام (ره) و مسائلي ناشي مي‌شد كه طي 20 سال ميان آقاي منتظري و نظام جمهوري اسلامي و رهبري آن گذشت. مسائلي كه به صدور بيانيه و مورد ستايش قرار گرفتن از سوي كاخ سفيد و اختصاص صفحه ويژه در سايت بي‌بي‌سي و پوشش خبري ويژه به مراسم تشييع آيت‌ا... منتظري توسط اين شبكه منجر شد.

شايد اكثر قريب به اتفاق تحليلگران سياسي بر اين باور بودند كه رهبر انقلاب اسلامي يا واكنشي نشان نمي‌دهند يا حداكثر اطلاعيه‌اي معمولي و خالي از هر نوع تعريف و تمجيد از سوي ايشان منتشر مي‌شود؛ ولي اين بار نيز «تقوا» و «عدالت» جلوه‌اي ديگر يافت و علاوه بر صدور بيانيه‌اي با آن محتوا، توصيه‌هاي لازم براي تجليل مناسب و خاكسپاري شايسته مرحوم آيت‌ا... منتظري از سوي ايشان صورت گرفت.

بار ديگر، تحليلگران سياسي در بند محاسبات مادي غافلگير شدند و آشكار شد رهبر الهي را با حب و بغض، منافع شخصي و امثال آن كار نيست و تكليف الهي است كه مسير چنين رهبراني را تعيين مي‌كند. چه زيباست جامعه‌اي كه آحادش و به‌ويژه خواص آن به زينت تقوا و عدالت آراسته شوند و چه نعمتي است ولايت فقيه. روح بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران همواره شاد كه فرمود: پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد.

نقدي بر اظهارات تأمل‌برانگيز آقاي هاشمي رفسنجاني در جمع دانشجويان مشهد
آقاي هاشمي! در مورد نقل و تفسير كلمات معصومين(ع) احتياط كنيد

 قاسم روان بخش

در شماره قبل بخشي از سخنان آقاي هاشمي در جمع دانشجويان مشهد را مورد نقد قرار داديم. در اين شماره نيز بخش هاي ديگري از آن را مورد ارزيابي قرار ميدهيم. ولي پيش از نقد، توجه به چند نكته لازم است:

1) نقد قبلي بر اساس گزارش يكي از اعضاي جامعه اسلامي دانشجويان حاضر در جلسه بود. ما تصور ميكرديم آقاي هاشمي يا دفتر ايشان طي بيانيه اي آن سخنان را تكذيب كند، ولي معالاسف انتشار سخنان وي به روايت دفترش، به‌طور رسمي بر آن اظهارات مهر تاييد زد!

2) روايت دفتر با روايت جامعه اسلامي دانشجويان جز در مواردي مثل تغيير برخي كلمات تفاوت چنداني نداشت. در تماس با دانشجويان حاضر در جلسه معلوم شد اين تغييرات را دفتر آقاي هاشمي بهخاطر برخي مصالح ايجاد كرده است. شايسته است دفتر آقاي هاشمي براي راستي آزمايي ادعاي خود، نوار صوتي تصويري آن را در اختيار رسانهها و خبرگزاريها قرار دهد تا معلوم شود نقل چه كسي صحيح است.

3) مع الاسف آقاي هاشمي در برابر نقد برخي بزرگان از جاده انصاف خارج شده و با تعابيري كه در شأن ايشان نيست برخورد كرده است؛ بهعنوان نمونه نسبت به نقد دلسوزانه آيتا... يزدي و تذكرات ايشان مبني بر ضرورت كم كردن فاصله با رهبري گفته است: آقاي يزدي مدت هاست مريضند و من براي شفاي ايشان دعا ميكنم! همچنين چندي قبل در پاسخ به نقدهاي مورخ انقلاب، سيد حميد روحاني، ايشان عامل كساني دانسته شده كه ميخواهند روحانيت زدايي كنند و روحانيان را از صحنه كارهاي اجرايي كنار بزنند! اين در حالي است كه آقاي هاشمي در همين سخنراني ژست آزاد منشي گرفته، خواهان گفت‌وگوي آزاد در رسانه ملي ميشود.

4) ما در اين شماره نقد خود را بر اساس نقل دفتر ايشان قرار ميدهيم تا قابل هيچ گونه تشكيكي نباشد:

متأسفانه آقاي هاشمي براي اثبات نظرات خود، هرچند ناخواسته، به تحريف و تنقيص عملكرد اميرالمؤمنين(ع) ميپردازد و ميگويد: «حضرت علي(ع) در زماني كه حاكم بودند و انتقاد زياد شده بود، در مسجد موعظه مي‌كردند كه يك نفر عصباني برخاست تا سؤال و انتقاد كند كه بدگويي كرد. دوستان حضرت علي(ع) نتوانستند تحمل كنند و دست او را گرفتند، كشيدند و اهانت كردند و مي‌خواستند كتكش بزنند كه حضرت فرمودند: «رهايش كنيد؛ چرا كتكش مي‌زنيد؟» «انما هو سب بسب او عفو عن ذنب؛ اگر بدگويي كرد، جوابش بدگويي - و نه كتك - است و يا ببخشيم. «حضرت علي(ع) با مخالفين و منتقدين خود، آن هم نهرواني‌ها كه همه چيز را به هم مي‌ريختند، اين گونه رفتار مي‌كرد. لذا ما نبايد با نوجوان و جوان با دانشجويان و استادان خود رفتاري كنيم كه خودمان هم نمي‌توانيم قبول كنيم! وقتي انساني ببيند كه يك استاد، يك دانشجو و يا خانم در ابراز عقيده خود احساس بي‌پناهي كند، دلش خون مي‌شود.»

اولاً: آقاي هاشمي در همين سخنراني دچار تناقض آشكار شده است. از يك سو عبارات فوق را ميگويد كه حضرت علي در برابر خوارج نهروان هم با محبت برخورد ميكرده و از كتك زدن آن‌ها جلوگيري كرده است و از سوي ديگر در همين سخنراني دوران حكومت اميرالمؤمنين را به ناحق به گونهاي ناصحيح ترسيم كرده است؛ ملاحظه كنيد:

پيامبر(ص) خصوصي به حضرت علي(ع) مطالبي را فرمودند و صدور روايتي را كه آن روز در خطبه خواندم، خيلي اهميت دارد كه مي‌گويم چگونه صادر شد. پيامبر(ص) به حضرت علي(ع) گفتند: از طرف خداوند حق ولايت‌داري، ولي اگر مردم قبول كردند، اداره كن و اگر قبول نكردند، خود را تحميل نكن و بگذار هرگونه كه مي‌خواهند، جامعه خود را اداره كنند.

شأن نزول اين جمله از پيامبر(ص) و اين‌كه حضرت امير(ع) كي اين مطلب را گفتند، مهم است. بعد از جنگ جمل، صفين و نهروان كه عمدتاً مسلمانان در آن جنگ‌ها، آن هم در زمان حضرت علي(ع) كشته مي‌شدند، انتقاد خيلي زياد شد. از در و ديوار به حضرت علي(ع) انتقاد مي‌كردند كه امروز چه وضعي است كه مرتبا جنگ مي‌كنيم و آدم مي‌كشيم يا كشته مي‌دهيم»

به‌راستي آقاي هاشمي از بيان اين جملات چه چيزي را جست‌وجو ميكند؟ آيا جا ندارد علماي حوزه نسبت به اين گونه ادبيات تذكري بدهند؟!

ثانياً: آن‌چه آقاي هاشمي درباره برخورد مهربانانه با خوارج نقل ميكند دچار تحريف شده است، زيرا اميرالمؤمنين(ع) تا قبل از تشكيل حكومت طبق توصيه پيامبر(ص) عمل كرد مبني بر اين كه اگرشرايط فراهم نشد و درباره شما اختلاف شد آنها و آن چه آنها در آنند را رها كن؛ قطعاً خداوند براي شما راه خروجي قرار خواهد داد. «وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه، فان ا...سيجعل لك مخرجا. فنظرت فاذا ليس لي رافد ولا معي مساعد الا اهل بيتي فظننت بهم عن الهلاك» حضرت از آن دوران سخت، براي اصحابش ميگويد كه متأسفانه در آن شرايط هيچ كس جز اهل بيتم كمك كاري برايم نبود، از نابودي آنها ترسيدم و اقدامي نكردم ( البته اين به معناي مثبت بودن كار خواص و عوامي نيست كه امام زمان خود را تنها گذاشتند و از دستور و توصيه پيامبر خويش سرپيچي كردند. آنها در اين دنيا به عذاب الهي مبتلا شدند. اين فرمايشها مربوط به دوران قبل از تشكيل حكومت بود، ولي وقتي حكومت تشكيل شد حضرت در برابر فتنهگراني كه با محوريت برخي ياران و اصحاب قبلي پيامبر مثل طلحه و زبير و همسر پيامبر «عايشه» جنگ جمل را شكل داده بودند ايستاد و آنها را از دم تيغ گذراند. در جنگ صفين هم 18 ماه در برابر زياده خواهيهاي معاويه جنايت كار با تمام قدرت جنگيدند. در نهروان نيز با نهروانيان مماشات نكردند، بلكه پس از نصيحت و توبه 4000هزار نفر از آنها 4000هزار ديگر از آنها را كشتند. حضرت درباره برخورد با اين فتنه فرمودند: «اني فقعت عين الفتنه» چشم فتنه را در آوردم. حضرت در زمان تنهايي با اينكه حكومت حق مسلمشان بود براي حفظ اسلام در انتظار فرصتي بودند كه خداوند براي ايشان گشايشي ايجاد كند؛ زماني كه شرايط فراهم شد و حكومت اسلامي تشكيل گرديد، با تمام قدرت در برابر آشوب گران و فتنه گران كه در را‡س آنها خواص مقامپرست و پولپرست بودند ايستادند و چشم فتنه را در آوردند.

ثالثاً: متأسفانه اصل روايتي هم كه آقاي هاشمي درباره برخورد علي(ع) در مسجد با خارجي نقل كرده ناقص نقل شده است! يك بار ديگر اظهارات آقاي هاشمي را مطالعه كنيد وسپس اصل روايت را ببينيد كه از اين قرار است: ... انه كان جالسا في اصحابه اذ مرت بهم امراه جميله فرمقها القوم بابصارهم فقال(ع) ان عيون هذه الفحول طوامح و ان ذالك سبب هبابها فاذا نظر احدكم الي امراه جميله تعجبه قليلا مس اهله فانما هي امراه كامراه فقال رجل من الخوارج قاتله ا...كافرا ما افقهه فوثب القوم ليقتلوه فقال(ع) رويدا فانما سب بسب او عفو عن ذنب؛ حضرت علي(ع) در ميان اصحابشان نشسته بودند، در اين هنگام زن زيبايي از كنار آنها گذشت. جمعيت به آن خانم نگاه ميكردند. حضرت فرمودند چشمان اين مردان به سوي اين زن دوخته شده و به نگاهشان ادامه ميدهند و اين موجب تحريك شهوت ميشود. سپس فرمودند زماني كه نگاهتان به زن زيبايي افتاد كه شما را شگفت زده ميكند به سراغ همسر خودتان برويدِ زيرا زن مثل زن است فرقي نميكند. در اين هنگام مردي از خوارج كه از اين جمله حكيمانه حضرت شگفت زده شده بود با تعجب ولي با جمله اهانت آميزي گفت: خداوند او را در حال كفر بكشد چه عالي ميفهمد! در اين هنگام مردم بلند شدند(نه فقط دوستان حضرت) تا او را به خاطر اين اهانت بكشند حضرت فرمودند او را نكشيد؛ اهانت كرده، يا اهانتش را با اهانت پاسخ دهيد و يا او را ببخشيد. (وسايل الشيعه جلد 20 ص 106) اين حديث در8 منبع معتبر همين طور آمده و در هيچ كجا آن گونه كه آقاي هاشمي نقل كرده نيست! از كجاي اين روايت استفاده ميشود كه از در و ديوار به علي(ع) اهانت ميشد و حضرت مقبوليت عمومي نداشت؟ اولاً در مسجد نبود ثانياً موضوع سياسي نبود ثالثاً به هنگام اهانت، همه مردم براي كشتنش حركت كردند و اين حضرت بودند كه بزرگواري كردند و مردم را از كشتنش باز داشتند رابعا؟ ابن ابي الحديد مينويسد شايد علت منع حضرت اين بود كه اين فرد گرچه عبارت توهين آميز استفاده كرد ولي در مقام تجليل بود كه گفت « ما افقهه» چه عالي ميفهمد!

رابعاً: آقاي هاشمي با اين سخنان به دنبال چيست؟ آيا ميخواهد بگويد در اين زمان هم اگر كسي توهين كرد بايد او را بخشيد و زندانياني را كه زمينهساز اين فتنهها بودهاند بدون محاكمه آزاد كرد تا دوباره ستاد فتنه را فعال كنند؟!

خامساً: در اين جمله آقاي هاشمي دقت كنيد» وقتي انساني ببيند كه يك استاد، يك دانشجو و يا خانم در ابراز عقيده خود احساس بي‌پناهي كند، دلش خون مي‌شود.»آيا واقعاً جامعه ما اين‌گونه است؟! آيا برخورد ايشان با دانشجويي كه به خاطر يك پرسش از جلسه اخراج ميشود و ... مناسبتي دارد؟! به‌راستي در اين جريانات دل چه كسي خون ميشود؟!

 يادداشت هفته

چگونه حسيني بمانيم؟

حضرت امام خميني(ره): هيچ قدرتي نميتواند اين توطئهها را خنثي كند، الا همين مجالس عزا. (صحيفه نور ج16 ص219)
حيات اين ملت به همين روضه خواني هاست. (صحيفه نور ج 15 ص208)
سلام بر حسين عليه السلام و خاندان و ياران بي نظيرش!
سلام بر آن رادمردي كه براي همه دورانها اسوه اي نيكو و مكتبي پابرجا شد و سلام بر آن ارواحي كه در چرخه ايام در آن ذات مقدس و نوراني به فنا رسيدند و مصداق «حلت بفنائك» شدند و سلام خدا بر شهيدان انقلاب اسلامي كه ناب ترين حماسه عاشورايي عصر آخرالزمان را به بار نشاندند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان ويژگي هاي مجالس امام حسين عليه السلام به سه نكته اساسي اشاره دارند كه اگر اين نكات با هم در مجالس اباعبدا... الحسين عليه السلام لحاظ شود، ما را به اهداف سيدالشهداء رهنمون ميسازند. اين 3 عنصر ناب كه منبعث از مرام حسيني است عبارتند از:
1- عنصر تدبر و تعقل
همان گونه كه معظم له در اين باره اشاره داشته اند، حماسه عاشورا و تمام حركات حكيمانه سيدالشهداء و ديگر معصومان عليهم السلام را اگر با اين ديد بنگريم ميتوانيم با تطبيق شرايط زمان اباعبدا... عليه السلام با زمان خود به وظيفه كنوني خويش واقف شويم. چنان كه به عنوان مثال وقتي يكي از ايرانيان در زمان امام هادي عليه السلام با تحمل مشقت راه به زيارت كربلا مشرف شد و سپس به محضر امام هادي عليه السلام رسيد، امام دهم به آن مرد ساكن «ري» فرمودند تو ميتوانستي راه خود را نزديك تر كني، و كلام مشهور خود را در وصف حضرت عبدالعظيم حسني (سلام ا... عليه) به كار بردند كه: «هركس عبدالعظيم را در ري زيارت كند مانند كسي است كه حسين عليه السلام را در كربلا زيارت كند.»
و اين اشاره به جايگاه مرجعيت و فقاهت در نزد اهل بيت دارد كه ميخواهند به آن زائر و ما بفهمانند كه راه را گم نكنيد! و زيارت بدون اعتنا به فقيهان راستين و رهبري ديني، در واقع راه را دور كردن است.
ما در اين مرحله بايد بدانيم كه پيام عاشورا چيست: به فرموده امام خميني:
«جنبه سياسي مجالس روضه بالاتر از همه جنبه هاي ديگر است.» (صحيفه نور ج 13 ص 153)
2- عنصر حماسه
با نگرش محققانه به كتاب هاي معتبر مقتل چون ارشاد شيخ مفيد رحمت ا... عليه، لهوف ابن طاوووس رحمت ا... عليه و نفس المهموم شيخ عباس قمي رحمت ا... عليه تمام صحنه هاي عاشورا حتي مظلومانه ترين آنها را اوجي از حماسه و عزت مييابيم و اين نكته اي است كه متاسفانه در برخي منابر كم تر به آن پرداخته ميشود. ما حتي در داستان رقت بار مظلوميت حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليها، حماسه و سلحشوري بينظيري را در ايشان ميبينيم. مهم اين است كه با هنر سخنوري و مرثيه سرايي اين بزرگ منشيها را به مخاطبان انتقال دهيم؛ چرا كه مخاطبان ما اين خصلتها را طالبند و اگر ذره اي از اين خصلتها را حتي اگر در فيلم هاي افسانه اي بيگانگان ببينند مشتاق آن ميشوند و حيف است كه ما از اين حماسهها در مجالسمان بهره نبريم. چنان كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع مداحان و مرثيه سرايان كشور در روز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليها فرمودند:
مگر ما نميگوييم كه (فاطمه زهرا سلام ا... عليها) با حال ناتواني به مسجد رفت، تا حقي را احقاق كند؟ ما هم بايد در همه حالات تلاش كنيم، تا حق را احقاق كنيم. ما هم بايد از كسي نترسيم.
مگر نميگوييم كه يك تنه در مقابل جامعه بزرگ زمان خود ايستاد ؟ ما هم بايد همچنان كه همسر بزرگوارش فرمود: «لا تستوحشوا في طريق الهدي لقله اهله» (نهج البلاغه خ 251) از كم بودن تعدادمان در مقابل دنياي ظلم و استكبار نترسيم وتلاش كنيم. مگر نميگوييم كه آن بزرگوار كاري كرد كه سوره دهر درباره او و شوهر و فرزندانش نازل شد؟ ايثار نسبت به فقرا و كمك به محرومان، به قيمت گرسنگي كشيدن خود؛ «و يوثرون علي انفسهم و لو كان بهم الخصاصه» ما هم بايد همين كارها را بكنيم.
(ريحانه آفرينش، ص 54)
ظلم ستيزي و احقاق حق از خصلت هاي هميشگي سيد و سالار شهيدان بوده است؛ چنان كه در منابع اهل سنت در تاريخ دمشق آورده شده است كه وقتي عمر براي ايراد اولين خطبه خلافت، بالاي منبر رسول خدا رفت، حضرت سيدالشهداء عليه السلام كه در ظاهر نوجواني بيش نبود برخاست و فرياد زد: «پسر خطاب! از منبر پدر و جد من به زير آي و بر منبر پدر وجد خود برو!» عمر كه با تشر نفس گير پسر فاطمه مواجه شده بود، لبخندي تلخ زد و گفت: «اباعبدا...! من كه پدر و جدم منبري نداشتند.» امام حسين عليه السلام نهيب زد: «پس، از منبري كه حقي از آن نداري پايين آي.» كه عمر مجبور به فرود از منبر شد و سه روز در خانه نشست و از اميرمومنان عليه السلام خواست كه از آمدن حسين عليه السلام به مسجد جلوگيري كند.» (ابن عساكر، تاريخ دمشق.) و به دليل همين عنصر است كه بيگانگان از دستگاه اباعبدا... الحسين عليه السلام در هراسند.
3 - عنصر عاطفه:
پايايي نهضت عاشورا بسيار مديون عنصر عاطفه آن است و چه بسا مولا اباعبدا... عليه السلام نيز با عنايت به همين عنصر با علم به شهادت عزيزاني چون حضرت علي اصغر عليه السلام وارد اين ميدان شد. البته در پرداختن به عنصر عاطفه نبايد به هر قيمتي براي به اوج رساندن احساسات عمل كرد و هر خبر ضعيف و بدون مدركي را بازگو كرد؛ بلكه ملاك بايد مقاتل معتبر و ارجاع به عقل باشد. مهم در اين عرصه رقت قلب مخاطبان است و اگر ما به واسطه گناه به قسوت قلب و خشكي چشم گرفتار نشده باشيم، روايات معمول كربلا نيز دل هاي ما را اندوهگين كرده و سرشك خالصانه را از ديدگانمان جاري مي كند؛ چرا كه تصور به خاك افتادن زينت دوش نبي نيز فاجعه آميز است و حتي نيازي به بازگو كردن جزييات آن نمي باشد.
در اين مرحله بايد به كتب معتبر مراجعه كرد و منبري و ذاكر به احترام اهل بيت عليهم السلام بايد به شنيده ها بسنده نكرده و زحمت مطالعه در اين زمينه را به جان بخرد. در نقل مقاتل نيز بايد نقل ها را با شان اهل بيت(ع) بسنجد.
بايد خاكساري و خالصانه عمل كردن را چون پير غلامان اين ميدان مد نظر قرار دهيم و از حكايات سازنده گذشتگان درس بگيريم؛ چنان كه در احوال واعظ نامي و نوكر برجسته اباعبدا... عليه السلام «مرحوم شيخ مرتضي زاهد» آورده اند كه درآن روزگاران كه مجالس چند منبره مرسوم بود و به ترتيب منبري هاي ضعيف و آخر نيز منبري هاي ماهر به وعظ مي پرداختند، از قضا در مجلسي اين استاد اخلاق و واعظ شهير اولين واعظ شد، ولي همراهان هميشگي استاد مشاهده كردند كه ايشان بر خلاف ديگر اوقات، غير حرفه اي منبر رفت. بعد كه از ايشان پرسيدند چرا اين گونه بود، فرمود: «ديدم بعد از من افراد ضعيف تري منبر مي روند و ممكن بود پيش مردم خفيف شوند، بنابراين ناشيانه منبر رفتم!»
و اين گونه است كه بزرگان با خاكساري در اين دستگاه، صاحب نفس هايي مي شدند كه امراض زيادي را دوا مي كرد. بنابراين در اين دستگاه با خاكساري بايد بزرگ شد.
ما در زيارت وزين عاشورا در سجده آخر كه اوج آن زيارت است از خداوند متعال با تمام وجود مي خواهيم «و ثبت لي قدم صدق عندك مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام»‌
خدايا ! ما را همراه با حسين و اصحاب حسين همان اصحابي كه تمام وجود و دارايي خود را در راه حسين عليه السلام تقديم كردند پابرجا بدار!
و اين فراز به ما مي آموزد كه حسيني بودن كافي نيست، بلكه بايد حسيني بمانيم و اين در دوران كنوني جز با پيروي از ولي فقيه زمان حضرت آيت ا... خامنه اي ميسر نمي باشد.وني جز با پيروي از ولي فقيه زمان حضرت آيت ا... خامنهاي ميسر نميباشد.