لباس شخصي ها لو رفتند!
بزرگ نمايي لفظ «لباس شخصيها» به دوران مدعيان اصلاحات به ويژه ماجراي كوي دانشگاه بر ميگردد. همان دوراني كه بذر فتنه امروز كاشته شد. هرگاه سردمداران مدعي اصلاحات نقشه هاي فتنهگرانه خود را با شكست روبهرو ميديدند همواره با بزرگنمايي لباس شخصيها، ناكامي خويش را پشت آن پنهان ميكردند، ضمن اين كه اهداف ديگري را هم دنبال ميكردند، اين موضوع همچنان با شدت و ضعف ادامه داشت تا اين كه در فتنهگريهاي بعد از انتخابات دهم از سوي سران فتنه پررنگتر از گذشته نمود پيدا كرد. ميرحسين موسوي يكي از سران فتنه در آخرين بيانيه خود (بيانيه شماره 17 كه پس از حماسه ده ها ميليوني عاشوراييان در 9 دي، نوشته شده است) آورده «...نيروهاي لباس شخصي كه امروز هويت آن ها بر كسي پوشيده نيست و روز به روز پرده از چهره آنان و سرانشان كنار زده ميشود...».
وقتي تصاوير حضور مردم را در روز 9 دي در سراسر كشور ميبينيم در مييابيم كه حق با موسوي است! تا چشم كار ميكند لباس شخصي به خيابان آمده است و هويتشان بر كسي پوشيده نيست و ماسك سبز نزدهاند! به عبارت ديگر، جمهوري اسلامي70 ميليون لباس شخصي دارد.

اسلام زدايي، اينبار در سوئد
تصويب قانون جديد براي اعمال فشار بر دانشجويان محجبه
به گزارش برنا دانشگاه گوتنبورگ سوئد با تصويب طرحي بهبهانه متحدالشكلكردن لباس دانشجويان سعي در تحت فشار قراردادن دانشجويان مسلمان و محجبه دارد.
بر اساس اين طرح دانشجويان موظفند كه هنگام حضور در كلاس و مراسم سخنراني از لباس هايي استفاده كنند كه صورت و اندام آنها براي سايرين قابل رويت باشد.
نمايندگان مجمع دانشجويان مسلمان دانشگاه با اعتراض به اين تصميم از آن بهعنوان سياستي براي تحت فشار قرار دادن دانشجويان محجبهاي كه از پوشيه استفاده ميكنند، يادكردند.
چندي پيش نيز در سوئيس ساخت مناره براي مساجد اين كشور ممنوع شد.
تحليلگران معتقدند اعمال مكرر قوانين جديد سختگيرانه عليه مسلمانان در اروپا در واقع اعتراف پنهان غرب به افزايش موج اسلامگرايي آن هم با وجود همه برنامههاي تخريبي عليه اسلام است.
تاريخ مصرف موسوي تمام شد
پس از هفت ماه فتنه انگيزي، موسوي ثابت كرد كه جرات رهبري ظاهري جريان براندازي را ندارد به همين دليل به سرعت از سوي گردانندگان خارج نشين كنار گذاشته شد. پس از حماسه ميليوني 9 دي ايران به ويژه مردم تهران، موسوي به شدت احساس ترس كرده و با صدور بيانه اي - هر چند مشي مغرورانه خود را كنار نگذاشته - اما به نشانه تسليم دست هاي خويش را بالا برده است. بلافاصله كديور، سروش، گنجي، مهاجراني و بازرگان كه گردانندگان خارج نشين جريان فتنه مي باشند وارد عمل شدند و با صدور بيانيه اي با عنوان “خواسته هاي بهينه جنبش سبز” پروژه عبور از موسوي را كليد زدند. از سوي ديگر جبهه ملي با صدور نامه اي ضمن تعريف و تمجيد از مهدي كروبي از وي دعوت كردند رهبري جريان فتنه را بپذيرد. به اعتقاد برخي، از اين پس در محافل داخلي و خارجي ضد انقلاب، كم تر اسم موسوي به ميان خواهد آمد، كه نشان از به پايان رسيدن تاريخ مصرف وي است.

آيتا... مصباح يزدي:
مقام معظم رهبري نمونه و سايهاي از شخصيت ائمه(ع) در همه ابعاد است
آيتا... مصباح يزدي در ديداري صميمي كه با حضور تعدادي از دانشجويان بسيجي دانشگاه علم و صنعت برگزار شد به سوالات سياسي و اعتقادي آنها پاسخ داد.
استاد حوزه علميه قم در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان در خصوص موضعگيري برخي از خواص در جريانات و حوادث اخير بر خلاف فرمايشات مقام معظم رهبري، گفت: برخي از خواص در عرصههاي فقهي، سياسي و مديريتي صلاحيت اظهارنظر را نداشته و گاهي تحتتأثير دوستان و نزديكان خود قرار ميگيرند. هيچ توجيهي براي حمايت از تفكرات اينگونه افراد وجود ندارد و هرگاه تقابلي بين خط ولايت فقيه و اين عده از خواص پيش آمد، علاوه بر لزوم تبعيت از ولايت فقيه، بايد از رواج افكار انحرافي جلوگيري شود.
وي ادامه داد: رفتار مقام معظم رهبري در اين جريانات با توجه به مديريت كلان جامعه، همانند رفتار حضرت امام(ره) در خصوص اولين رئيس جمهور كشور بود كه با نرمي و سعه صدر برخورد كردند، تا چهره واقعي آن فرد مشخص شد و بعدها نيز اعلام كردند كه از ابتدا با اين شخص مخالف بودهاند.
آيتا... مصباح يزدي با اشاره به اينكه ولي فقيه با توجه به بصيرت و آگاهي خود افقي را مشاهد ميكند كه براي ديگران ميسر نيست، ادامه داد: رهبري از خواص بيان حقايقي را كه ميدانند مطالبه ميكنند؛ اما خودشان به خاطر حفظ مصلحت نظام نميتوانند همه حقايقي را كه ميدانند، بيان كنند و اين وظيفه خواص با بصيرت است كه زمينه را براي شناساندن اين عده به مردم آماده كنند.
ايشان در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص سكوت برخي از مراجع در جريانات اخير گفت: جايگاه مرجعيت در جامعه جايگاه والايي است تا جايي كه مسلمانان به دستور مرجع تقليد خود جان خود را با افتخار فدا مي كنند و اگر اين جايگاه مخدوش شود، هيچ جايگزيني ندارد.
وي با اشاره به اينكه منظور از مراجع تقليد، آن بزرگواراني هستند كه صلاحيت آنها براي مرجعيت اثبات شده، ادامه داد: برخي ازمراجع در فقاهت، تقوا و عدالت در حد بالايي قرار دارند؛ اما مشغله علمي آنها موجب شده كه در مسائل سياسي كه نيازمند صرف وقت زياد براي كسب تخصص است، وارد نشوند و تنها به مسائل علمي بپردازند.
وي ادامه داد: عده اي ديگر نيز در كنار فعاليتهاي خود با دقت و حساسيت به مسائل سياسي نيز پرداخته و با توجه به استعداد خدادادي و بصيرتشان به تحليل وقايع پرداخته و به روشنگري ميپردازند كه نتيجه فعاليتهاي اين مراجع با توجه به علم، تقوا و دلسوزيشان نسبت به انقلاب، مطلوب خواهد بود. اما از كساني كه فرصت بررسي مسائل سياسي را ندارند نبايد انتظار اظهار نظر يا ورود در اينگونه مسائل را داشت.
عضو مجلس خبرگان رهبري تأكيد كرد: بايد حريمي براي مراجع قائل شد و لازم است شان و جايگاه مرجعيت حفظ شود.
آيت ا... مصباح يزدي همچنين گفت: فتنه و امتحان لازمه زندگي اين دنيا است و افراد در عرصههاي فردي و اجتماعي دائما مورد امتحان قرار ميگيرند. بر همين اساس هر فردي با قبول شدن در يك امتحان بايد خود را براي آزمايش مشكلتري آماده سازد و در هر مرحله براي مصون ماندن از خطاها و نيافتادن در دام فتنه بايد دست توسل به سوي خداوند قادر دراز كند.
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) شناخت حقايق و خودسازي را دو ركن مهم براي عبور از امتحانات و فتنهها دانست و گفت: هركسي بايد آشنايي كافي به حكم و موضوع مسائل مبتلا به را داشته باشد؛ يعني با شناخت معارف اسلامي نسبت به حكم الهي آگاهي داشته، و با كسب بصيرت، كيفيت پيادهكردن احكام را بشناسد.
وي رجوع به سخنان مقام معظم رهبري و پيروان خط فكري ايشان را يكي از راههاي كسب بصيرت دانست و گفت: شگردهاي شيطان در اين زمان به قدري پيچيده است كه حتي بعضي از افراد زيرك نيز طي حوادث اخير در تشخيص خود دچار اشتباه شدند.
عضو مجلس خبرگان رهبري افزود: براي مقابله با فتنهها آشنايي با معارف اسلامي، به تنهايي كافي نيست؛ همچنان كه در جريانات اخير مشاهده شد بعضي از افراد عليرغم داشتن شناخت كافي نسبت به اين معارف، به وظيفه خود عمل نكردند و اين مساله بايد درس عبرتي براي ما باشد.
وي در پايان با تاكيد بر لزوم خودسازي افزود: بايد با خودسازي و رعايت تقوا خود را براي مقابله با فريبهاي دنيا و دنياپرستان آماده كنيم، تا در دامهاي شهوتپرستي، مالاندوزي و قدرتطلبي نيافتيم.
آيت ا... مصباح يزدي همچنين گفت: مقام معظم رهبري نمونه و سايهاي از شخصيت ائمه(ع) در همه ابعاد است كه قابل مقايسه با رهبران ديگر كشورهاي دنيا نيست.
استاد حوزه علميه قم در در ديدار با جمعي از فرهنگيان مشهد مقدس با اشاره به هتك حرمتهاي يزيديان زمان در روز عاشوراي حسيني افزود: حركات يزيديان زمان در عاشوراي حسيني مصيبت عاشورا را براي شيعيان مضاعف كرد.
آيتا... مصباح يزدي معرفت و انگيزه را دو ركن رفتار انسان دانست و خاطر نشان كرد:در صورت ضعف هر يك از اين دو ركن، كار ارزشمند و مطلوبي صورت نميگيرد.
وي تلاش براي كسب آگاهي و خودسازي براي ميل به كار خوب را راه رسيدن به سعادت عنوان كرد و گفت: در دين اسلام نيز، دو عامل شناخت و محبت، از مسائل اعتقادي گرفته تا حكومتي مورد تأكيد قرار گرفته است.
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به آياتي از قرآن كريم محبت واقعي را محبت خداوند عنوان و خاطر نشان كرد: محبت نسبت به افراد ديگر نيز بايد به خاطر خداوند و در شعاع محبت او باشد.
وي در ادامه با اشاره به اينكه معناي اوليه «ولايت» پيوند و برقراري ارتباط است، گفت: ولايت مهمترين ركن دين اسلام است.
آيت ا... مصباح يزدي ادامه داد: در نظريه اسلامي رابطه انسان با رهبر جامعه يك رابطه ولايي است؛ يعني رابطه بين رهبر و مردم رابطه خشك حاكم و محكوم نيست؛ بلكه با محبت آميخته شده است.
وي با اشاره به اينكه در زمان غيبت امام معصوم، رهبري حكومت بر عهده شبيهترين افراد از نظر علم، تقوي و مديريت به معصوم است، ادامه داد: در طول تاريخ، حكومت اسلامي در هيچ كشوري به وجود نيامده بود؛ اما به دست امام خميني(ره) اين حكومت در ايران پديد آمد.
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) حضرت آيتا... خامنهاي را نسخه بدل حضرت امام(ره) دانست و ادامه داد: مقام معظم رهبري نمونه و سايهاي از شخصيت ائمه(ع) در همه ابعاد است.
وي با اشاره به اينكه كسي شايسته تر از آيتا... خامنهاي براي رهبري حكومت اسلامي وجود ندارد، بر لزوم مطالعه در خصوص شخصيت، زندگاني، تقوا، علم و مديريت مقام معظم رهبري تأكيد كرد و گفت: مقام معظم رهبري با هيچ يك از رهبران كشورها در جهان قابل مقايسه نيست.
آيتا... مصباح يزدي ادامه داد: تلاشهاي انبياء و ائمه(ع)، و در ادامه راه آنان تلاشهاي حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري براي اجراي دين خداست كه كاملترين آن، دين اسلام و اصليترين منبع شناخت آن نيز قرآن است.
وي افزود: هيچ عاملي براي تقويت عاطفه ديني مانند داستان كربلا نيست كه حتي عواطف مشركين را نيز تحتتأثير قرار داده است؛ اما شناخت بعد معرفتي واقعه كربلا تضمين شده نيست و بعضي افراد قرائت و برداشت جديدي از آن دارند؛ همچنانكه برداشتهاي متعددي از قرآن ارايه ميشود.
وي در ادامه گفت: حتي در زمان ظهور حضرت ولي عصر(عج) نيز برداشتهاي مختلف از قرآن وجود خواهد داشت؛ به گونهاي كه بزرگترين مصيبت امام عصر(عج) وجود عالماني است كه برداشتهايي مغاير با تفسير امام(عج) از قرآن دارند.
در تعريف يك ضرورت؛ رسانه ديني، چالش ها و نگراني ها
رسانه ديني، نمود تا ماهيت - واقعيت تا حقيقت
اميد رهگذر
چندي پيش از من خواسته شد در نمايشگاه قرآني استان مركزي درباره رسانه ديني صحبت كنم. دليل انتخاب حقير سلسله مقالاتي بود كه قبلاً درباره موضوع رسانه و تبليغات در رسانه ديني، نوشته بودم و در «پرتو» بهچاپ رسيده بود. آنچه درپي ميآيد به حسب ضرورتي است كه نگارنده براي موضوع رسانه ديني قائل شده و بخشهايي از آن صحبتها را بهعلاوه مطالب موردي و ضروري ديگر بهصورت چند مقاله تحرير مينمايم. طرح موضوع رسانه ديني پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي و بازماندن اين چالش و كماكان نداشتن پاسخي صريح و شفاف در اين خصوص نشان ميدهد كه هنوز پس از گذشت اين همه سال نتوانستهايم به تعريف جامع و مورد اجماعي دست پيدا كنيم. دلايل اين معضل بيش از هر چيز به ماهيت اين پديده بر ميگردد. به اينكه رسانه در هر شكل و شمائلي اساساً يك پديده وارداتي است و مثل ساير پديدههاي وارداتي در تقابل با ارزشهاي سنتي و ديني و اعتقادي ما قرار ميگيرد. عجالتاً تأكيد كنم منظور نگارنده از رسانه در اينجا بهطور توافقي و اجمالي تلويزيون است و فعلاً كاري به ساير اشكال و فرمهاي رسانهاي ندارم. به اين دليل كه اين پديده در مقايسه با ساير رسانهها عامتر و فراگيرتر و مشخصاً قابليتهاي گستردهتر دارد. بنابراين آنچه در اينجا مورد تأكيد خواهد بود مشخصاً رسانه تلويزيون است. براي طرح موضوع و بحث درباره تعريف رسانه ديني لازم ميدانم كمي به حافظه شخصي و جمعي برگشته و درباره تأثيرات متقابل رسانه بر مردم در طي قريب به پنج دهه گذشته و موضعگيري مردم در قبال آن بپردازم. نگارنده بهخاطر دارد در اولين روزهاي ورود رسانه به ايران در شهر مذهبي محل تولد و زندگي خود، به ندرت آنتن تلويزيوني به بام خانهها مشاهده ميشد. اگر قديميها بهياد داشته باشند آنتنهاي قديمي به دليل اينكه رسانه ايستگاهي بود، ارتفاع بلندي داشتند؛ چيزي نزديك به هفت تا هشت متر بهطوري كه هر آنتن تلويزيوني از صدها متر دورتر كاملاً قابل روِيت بود و به راحتي ميشد تشخيص داد در هر محله چند خانه تلويزيون دارند. تا آنجا كه بهخاطرم مانده در خيابان طويل و عريضي كه ساكن بوديم، فقط يك آنتن قابل روِيت بود. قضاوت عمومي مردم درباره خانوادههايي كه داراي تلويزيون بودند همراه با شك و ترديدهاي اخلاقي و بدبينانه بود. بهياد ميآورم مردم اعتقاد داشتند اين آنتنها در واقع علم مبارزه عليه امام حسين(ع) است. تا اين اندازه مردم و افكار عمومي مذهبي روي تلويزيون حساس بودند. اين واكنش كاملاً تدافعي از سوي جامعه مربوط به زماني بود كه مردم ميدانستند اين پديده نقش مهاجم به ارزشهاي اخلاقي و ديني آنها را بازي ميكند و دولت نيز چنين هدفي را پي ميگيرد. اين وضعيت گذشت تا زماني كه انقلاب پيروز شد و يك دولت ديني زمام امور را به دست گرفت. تلويزيون بهتدريج در خانهها به يك پاي ثابت تبديل شد و تقريباً در هر خانه حداقل يك تلويزيون حضور داشت. در اينجا نقش دولت برخلاف گذشته نه نقش مهاجم به ارزشهاي ديني مردم بلكه بر عكس نقش محافظ و نگهبان و ترويج كننده ارزشهاي ديني بود. دولت با مديريت بر اين رسانه مدعي شد ميخواهد رسانه را ديني كند و به تقويت و تربيت روح اجتماعي همت گمارد. در اين وضعيت مردم و دولت بهطور هم عرض مدافع ارزشهاي ديني بودند و ظاهراً جاي هيچ نگراني نبايد باشد. اما در عمل شيوع ويدئو، سيدي و ماهواره نگرانيهايي برانگيخت كه نشان ميداد رسانه ملي آنچنان به اهداف فرهنگي خود دست نيافته است. اين رابطه سينوسي را چگونه ميتوان تعبير و تفسير كرد. آيا تلويزيون نتوانسته و نميتواند حافظ ارزشهاي ديني باشد؟ آيا مديران درك درستي از رسانه ديني و ديني كردن رسانه ندارند؟ همه اينها ميتواند بخشي از پاسخ به اين نسبت معكوس باشد، اما واقعيت چيز ديگري است. واقعيت اين است كه مردم هميشه در مواجهه با نيروي مهاجم به ارزش هايشان مدافع و مقابله گر هستند و در نقطه مقابل برخي در مواجهه با نيروهاي مدافع ارزشهاي آنها منفعل هستند و معلوم نيست چرا وقتي قرار است رسماً از ارزشهاي آنها دفاع شود واكنش آنها انفعالي است. امروز بر خلاف آن سالهاي اوليه ورود تلويزيون به ايران كه مردم مدافع ارزشهاي خودشان بودند، و تلويزيون را تحريم ميكردند، برخي داشتن ماهواره را تقبيح نميكنند. و يا در قبال اين پديده دفاعي از خود نشان نميدهند. بگذريم از طيفهايي كه اساساً كاري به موضع گيريهاي اجتماعي ندارند و ملاكها و ارزشهاي ثابتي براي خودشان دارند و بر اساس آنها عمل ميكنند. اين وضعيت نشان ميدهد كه حداقل دولتمردان و مديران رسانهاي ما و البته پيشتر محققين علوم رسانه و پژوهشگران علوم اجتماعي ما نتوانسته اند رسانه را به مفهوم درست و واقعياش شناسايي و بر اساس قابليتهاي بالقوه و بالفعل آن برنامهريزي و تعريف درستي از كاركرد و جايگاه واقعي آن ارائه كنند. صرف تغيير نامها و حذف برنامههاي روتين رسانه و جايگزين كردن نامها و محتواي ديني، ماهيت اين پديده را تغيير نميدهد. چنانكه اكنون نيز چنين نگرشي نمي تواند به تغير محتوايي منجر شود و فقط سطح آن را ديني ميكند. هنوز هم معضل رسانه به مفهوم آرماني و ايدهآلي كه دنبالش هستيم، حل نشده و به قوت خودش باقي است.
چنان اوضاعي حالا به اينجا ختم شده كه پس از سه دهه كماكان به دنبال يافتن مفهوم و عينيت دادن به رسانه ديني هستيم . يعني تااكنون معلوم نيست كجا بودهايم و چه ميكردهايم و چه ميخواستهايم و چقدر بهفكر بودهايم و چه ميزان هزينه كردهايم و چه انتظاراتي داشتهايم و .. و .... و حالا هم بر اساس چه ضرورتها و نيازها و گرفتاريهايي يادمان آمده است كه چطور ميشود اين رسانه فراگير و تأثيرگذار را ديني كرد. بگذريم از اينكه در چنين وانفسايي هم بسياري را بر اين عقيده و اصرار است كه رسانه ديني الزاماً رسانهاي است كه تمامي شبكههاي موجود آن سه نوبت در روز يك صدا با هم اذان ميگويند و در ادامه همه با هم نماز جماعت پخش ميكنند و يا در ساعات مشخصي سخنرانيهاي ديني و احكام و مراسم و شعائر ديني پخش ميكنند و همين را براي دينيشدن رسانه ملي كافي ميدانند! يعني هنوز به درك واقع گرايانهاي نه از رسانه و نه از مفهوم و هدف ديني كردن ان نائل نشدهايم. نگارنده بر اين اعتقاد است سواي آن ديدگاههاي نظري مخالف و موافقي كه در مورد امكان دينيكردن رسانه وجود دارد، ابتدا بايد ببينيم همين رسانه موجود ما تا چه اندازه در گام اول، حدود و مرزهاي ديني را رعايت ميكند، يعني خودش را ملتزم به ارزشها و اصول ديني ميداند. اين همه برنامه و آيتم و اين حجم توليد واقعاً چه مقدارش ضدديني و غير ديني نيستند تا بعد برسيم به اينكه ببينيم چقدر امكان ديني كردن آن وجود دارد. الزاماً به دور از همه بحثهاي نظري ميخواهم به تعريف خيلي ساده و ابتدايي از آنچه ميتواند مشمول تعريف رسانه ديني بشود برسم. به اعتقاد نگارنده رسانه ديني به معني پايبندي به حدود و موازيني است كه دين مشخص نموده است. يعني آنچه را دين حرام كرده لاجرم رسانه بايد به مثابه حرام از آن اجتناب و آنچه را هم حلال كرده به آن گردن بگذارد و ترويج و تبليغ كند. اگر ملاك، دين باشد، خواستههاي غيرديني در آن موضوعيت ندارد و بايد سلايق را در چارچوب حدود ديني لحاظ كرد، اما تا آنجا كه حد و شرع اجازه ميدهند و نه بيشتر. يك توضيح هم اينجا ضروري است در مورد تفاوت ارزشي و ديني كه دو مقوله كاملاً جدا هستند، اما متأسفانه گاه معادل هم مورد استفاده قرار ميگيرند. بعضاً ما در بحثها و مقالات و گفتمانها از واژه ارزشي بهجاي ديني استفاده ميكنيم. منظور از ديني انطباق هر پديده با معيارهاي ديني است، اما به اشتباه از معادل غلطي به نام ارزشي استفاده ميكنيم؛ در حالي كه ارزش بسته به جغرافياي فرهنگي هر كشور تعريف ميشود؛ چون اساس ارزشها در بيرون از فرهنگ ما معادل نيازهايي است كه مردم مطالبه ميكنند. يعني ممكن است فعلي در جامعهاي ارزش، اما در فرهنگ و جامعه ديگر ضدارزش باشد. بنابراين واژه ارزشي الزاماً معادل ديني بودن نيست. اگر چه مراد ما از ارزش ماهيتاً نوع ديني آن است، اما هر ارزشي بهطور الزامي ديني نيست. پس، رسانه ديني ميتواند رسانه ارزشي هم باشد؛ ولي هر ارزشي الزاماً نميتواند ديني هم باشد. خوب در تعريف رسانه ديني به اينجا رسيديم كه رسانه ديني بايد در چارچوب الزامات و حد و مرزهاي ديني عمل كند و سلايق و خواستههاي مردم فقط در چارچوب اين قراردادها مشروعيت دارند و خارج از آن اساساً محلي از اعراب ندارند. رسانه ديني ميداند و بايد بداند كه اگر دروغ گفتن گناه كبيره است، خودش قبل از جامعه و مردم بايد ملزم به اين اصل باشد. اگر غصب مالكيت از هر نوع، حرام است، خود بايد ملزم و ملتزم به پرهيز از آن باشد. از همين قوانين و آموزههاي بسيار ساده ميشود شروع و تعميم داد تا به مسائل و موضوعات پيچيدهتر ديني و انطباقپذيري آموزهاي و عملي آن در رسانه پيش رفت. پس اجمالاً در تعريف رسانه رسيديم به اين كه رسانه ديني بايد در چارچوب بايدها و نبايدها عمل كند. هيچ ضرورت و الزام و اما و اگري هم نميتواند او را ناچار به زير پاگذاشتن اين اصول كند. مثلاً به صرف اينكه اين رسانه براي حيات خود نياز به منابع مالي دارد نميتواند دست به توجيه و مسامحه براي پول در آوردن بزند؛ حتي با اين نيت كه اين پول را صرف تبليغ دين كند. يعني فقط از راه مشروع ميتواند هم وجود داشته باشد و هم محتوا داشته باشد، در غير اينصورت ميشود چيزي معادل رسانههايي كه بدون كمترين ادعاي دينداري و ارزشي بودن در حال كسب و كار هستند.
|