كشف خودروي حامل سلاح هاي جنگي در ميدان ولي عصر
خودرويي مملو از سلاح هاي پيشرفته و جنگي درميدان وليعصر كشف و ضبط شد.
يك منبع مطلع درگفتگو با جهان با اعلام خبر كشف اين خودردو مملو از سلاح گفت: اين وانت پس ازتجمعات روزعاشورا شناسايي و با اقدام به موقع ماموران كليه سلاح هاي موجود در آن ضبط شد.
به گفته وي در اسلحه هاي ضبط شده علاوه بر سلاح مدرن دورزن، تفنگ هاي ساچمه اي هم وجود دارد. اهميت اين كشف از آن جهت است كه 2 نفر از كشته شدگان روز عاشورا توسط اين گونه سلاح هاي ساچمه اي كه غيرسازماني محسوب مي شود مورد هدف قرار گرفته اند.
اين منبع مطلع همچنين از كشف و شناسايي چند خودرو حاوي چوب، چماق و لاستيك براي آتش افروزي در مسير كوي دانشگاه تهران خبر داد و گفت: صاحبان اين خودروها اعتراف كردند كه در طول اعتراضات و ناآرامي هاي تهران اين امكانات را در اختيار اغتشاشگران قرار مي دادند.
به نظر مي رسد اعلام آمادگي گروه هاي تروريستي از جمله ريگي و گروهك منافقين در حمايت از سبزها با پروژه ورود به فاز ترور توسط سبزها ارتباط دارد.
فتنه اخير از چه زماني كليد خورد؟
قاسم روان بخش
اكنون كه گرد وغبار انتخابات و حوادث پس از آن فرو نشسته است با نگاه مجدد به مواضع، سخنراني ها، مناظرهها و فيلمهاي انتخاباتي، راحت تر ميتوان به تحليل موضوع پرداخت وعامل اصلي فتنهها را شناخت.
اظهارات آقاي علي مطهري در برنامه «رو به فردا» كه به نحوي به مناظره با وحيد جليلي تبديل شده بود مطالبي را دربر داشت كه از فردي مثل ايشان دور از انتظار بود. از آن جايي كه شاه بيت سخن ايشان همان اظهارات اصحاب فتنه است كه براي توجيه عملكرد منفي خود همه چيز را به گردن مناظره احمدي نژاد و ميرحسين موسوي مياندازند، لازم ديديم تا كنكاشي درباره آن داشته باشيم. آقاي مطهري در اين برنامه ميگويد: «نقطه آغاز آن در مناظره تلويزيوني بود كه برخي حرمتها شكسته شد، پرده حيا ميان مردم و حكومت تا حدودي دريده شد و در ادامه شاهد عكسالعملها بوديم كه در نهايت به لج و لجبازي كشيده شد و شايد حتي خيلي جنبه اختلاف بينش و تقلب در انتخابات هم نباشد.»(جهان نيوز20/10/88)
اينگونه اظهارات در مصاحبهها و مقالات به وفور به چشم ميخورد. بهراستي مگر در آن مناظره چه اتفاقي افتاده كه ملت ايران بايد از آن تاريخ تاكنون كه بيش از 7 ماه ميگذرد، اين همه هزينه بپردازد؟ ميگويند در آن مناظره به آقاي هاشمي و خانوادهشان اهانت شده و كار به لجاجت و عناد كشيده شده و هم چنان اين روند ادامه پيدا خواهد كرد. برخي ميگويند چنانچه احمدينژاد در آن مناظره از آقاي هاشمي نام نمي برد يا پس از مناظره رسماً از ايشان عذر خواهي ميكرد اين همه اتفاقات در كشور نمي افتاد. اين افراد از اين نكته غافلند كه با اين گونه تحليلها عملاً تمام عواقب فتنههاي پس از انتخابات را به گردن آقاي هاشمي انداخته، ايشان راعامل آنها معرفي ميكنند! البته آقاي احمدينژاد در مناظره در صدد اثبات اين نكته بود كه صحنه گردان مسايل آقاي هاشمي است.
اما ماجرا از اين قرار بود، آقاي هاشمي كه در انتخابات 84 در برابر رقيب نه چندان مطرح، شكست سختي خورد و تا مدتي حاضر به رسميت شناختن آن نبود، طي بيانيهاي كه با تأخير اعلام شد اعلان كرد از آن جايي كه در كشور جايي نيست كه شكايتم را به آن ببرم ، شكايتم را به خدا ميبرم! وي تا پايان دوره چهار ساله اول احمدينژاد هم چنان به عنوان منتقد جدي دولت، البته بدون مستند، باقي ماند و حاضر به همكاري با ايشان نشد. در پايان مرداد سال 87 درست در سالي كه به انتخابات دهم نزديك ميشديم و زنگ تبليغات غير رسمي انتخابات در مطبوعات به صدا در آمده بود آقاي هاشمي در سفر به مشهد اعلام كرد «مقام معظم رهبري در ابتداي فعاليت دولت نهم از ما خواستند مدتي با اين دولت مدارا كنيم، ما هم در اين سه ساله با قوه مجريه مدارا كرديم، اما ميتوانيم بگوييم اين مدت تمام شده است.» 27/5/87) البته چند روز پس از اين مواضع، مقام معظم رهبري در ديدار با هيأت وزيران با انتقاد از هجمه به دولت فرمودند: «دولت نهم به اين علت، هدف حملات بيوقفه قرار دارد كه گفتمان آن گفتمان امام و انقلاب است»
با اعلان پايان مدارا، حمله به دولت و شخص رييس جمهور شدت يافت و به دنبال آن، تهاجم گستردهاي از سوي مدعيان اصلاحات و به ويژه كارگزاران عليه دولت صورت گرفت. اين تهاجم به حدي گسترده بود كه كوچك زاده ،نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: «آن چه آنان با ادعاي قرار داشتن تحت لواي ارشادات آقاي هاشمي رفسنجاني در رسانهها و تريبونها مطرح ميكنند، اگر مدارا بوده است، پس بايد از اين پس منتظر كودتا بود.» (پرتو 30/5/87) در ماههاي نزديك به انتخابات، نامزدهاي انتخاباتي كه بدون مجوز قانوني سفرهاي تبليغاتيشان را آغاز كرده بودند، محور تبليغات خود را نقد عملكرد دولت قرار دادند و مواضع آنها در اخبار 30/20 انعكاس مييافت. اين در حالي بود كه احمدي نژاد تا روزي كه رسما ًتبليغات انتخاباتي آغاز شد به همان كارهاي روزمره و سفرهاي استاني و كاري خود مشغول بود. مقام معظم رهبري نيز بعدها از اقدام صدا و سيما در پخش زود هنگام تبليغاتي انتقاد كردند و آن را در راستاي جنجال آفريني در كشور دانستند و فرمودند: «در همين قضاياي انتخابات، تبليغات انتخاباتي مثلاً بايد يك ماه يا بيست روز قبل از شروع انتخابات انجام بگيرد؛ اما از پيش از عيد نوروز تبليغات انتخاباتي شروع شد! همين تلويزيوني هم كه مورد انتقاد بعضي از دوستان است، متأسفانه منعكس ميكرد. بنده موافق هم نبودم. اين را هم شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همه برنامههاي صدا و سيما را ميآورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلي از برنامههاي صدا و سيما بنده راضي هم نيستم؛ از جمله، از همين من راضي نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بيست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضي از سفرهاي تبليغاتي و حرفهايي كه زده شد و تظاهراتي كه ميشد و مجادلاتي كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه از تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعني ما آزادانديشيم! اينها توهم است؛ اين جنجالآفريني در داخل كشور است. جنجال فكري غير از مباحثات صحيح است» (6/8/88 در جمع دانشجويان)
استراتژي جريان مدعي اصلاحات به رهبري كارگزاران كه با انتخاب رنگ سبز به جنبش بهاصطلاح سبز تغيير عنوان داده بودند، بر وحدت در جبهه اصلاحات و كثرت در جبهه اصولگرايي قرار گرفته بود، ولي با تلاش دلسوزان نظام اين تير به سنگ خورد و جز آقاي محسن رضايي كه گويا از آقاي هاشمي حرفشنوي خاصي دارد، هيچ كس به ميدان نيامد. آن روزها در خبرها آمده بود كه هاشمي گفته است اگر رضايي يك ميليون را‡ي احمدينژاد را كاهش دهد قابل ستايش است. ازسوي ديگر كروبي نيز كه همانند رضايي در سال 84 يك بار بخت خود را آزموده بود براي باقي ماندن در صحنه نياز به روحيه داشت؛ از اين رو دبير كل حزب كارگزاران يعني كرباسچي رياست ستاد و خود حزب پشت سر ميرحسين قرار گرفت و البته كرباسچي در روز انتخابات به ميرحسين را‡ي داد! طراح اين سناريو كه از پشت صحنه آن را اداره ميكرد، سناريو را طوري نوشته بود كه پايگاه اجتماعي احمدينژاد در همه كشور از جمله روستاها و استانهاي دوردست كه كمتر روزنامه ميخوانند نيز منهدم شود. در همين راستا طوري برنامهريزي شد كه پس از گذشت چندين ماه از پايان دوره بهاصطلاح مدارا، در مناظرات تلويزيوني بتوانند ميوه مطلوب خود را بچينند. نطقهاي تلويزيوني كانديداها به صورت سه بر يك شكل گرفت. در تمام اين نطقها به جاي ارايه برنامه، از عملكرد احمدينژاد انتقاد ميشد و بر اساس تئوري نظريهپرداز جنگ رواني سعي ميشد رئيس جمهور را دروغگو جلوه دهند! مناظرهها نيز حول منمحور شكل گرفت. در مناظرات ضربدري، كروبي و ميرحسين و رضايي بدون كمترين انتقاد از برنامههاي يكديگر به نقد عملكرد دولت پرداخته، مواضع انقلابي رئيس جمهور در زير سؤال بردن صهيونيسم و هولوكاست و حمايت ايران اسلامي از غزه و لبنان و ارتباط با كشورهاي آمريكاي جنوبي و آفريقايي را تخطئه و اتهام دروغگويي را نيز تكرار ميكردند. مردم از اين وضع بهشدت ناراحت بودند تا اين كه نوبت مناظره احمدينژاد مير حسين فرارسيد. بناي مناظره كنندگان اين بود كه احمدينژاد را در جايگاه متهم بنشانند و او را استيضاح كنند. كه در همان اولين مناظره، نتيجه عكس شد.
اكنون ببينيم كه احمدينژاد پس از شنيدن اين همه توهين و اتهام، در مناظره چه گفته است كه آقايان مدعياند همه چيز از مناظره آغاز شده است. وي در آغاز ميگويد: «من ميخواهم در ابتداي عرايضم گله بكنم از برخوردهاي بسيار غيرمنصفانه و ظالمانه بلكه دروغ پردازيهاي بزرگ و تخريب بيسابقهاي كه عليه يك دولت انجام شده است، درطول تاريخ بعد ازانقلاب ما نداشتيم - چه در طول دوران يك دولت چه در ايام انتخابات - اين قدر هجمه سنگين عليه دولت. به نظرم علتش اين است دوستاني كه تصميم گرفتند وارد عرصه بشوند، احساس كردند كه در هيچ يك از عرصههاي مثبت و سازنده قدرت رقابت با اين دولت را ندارند؛ بخصوص درعرصه خدمات گسترده دولت كه بي نظير بود. در هربخشي كه ما وارد ميشويم، در مقايسه با دولتهاي قبل - گرچه آنها خدمات ارزشمندي را داشتند - كار دولت به اندازه چند دولت بوده است. بخصوص درعرصه بينالمللي، متأسفانه پيروزيهاي بزرگ ملت را هم انكار كردند، خدمات دولت را به طور مطلق منكر شدند. ايكاش به جاي اين همه تخريب و اين تبليغات سنگين و بي سابقه يك برنامه اي ارايه ميشد، متاسفانه در تبليغات انتخاباتي به ملت بزرگ ايران توهين شد كه من بسيار متأثر شدم. ما چرا بايد مردم را از خودمان نااميد كنيم؟! چرا بايد اين قدر خودمان را شيفته قدرت نشان دهيم؟! من شخصاً علاقه مند به ورود به اين بحثها نبودم. چهار سال تحمل كردم و ازهمه توهينها و افترائاتي كه بهخود من شد و نسبت داده شد گذشت كردم. الان هم ميگذرم؛ بارها اعلام كردم كه من همه را بخشيدهام، اما ازتوهين به مردم، توهين به انتخاب مردم، از توهين به فهم و شعور مردم و منافع مردم نميتوانم بگذرم، اجازه ندارم، مردم اين اجازه را نميدهند كه وقتي حيثيت آنها مورد هجوم قرار ميگيرد يك خادم آنها گذشت كند.
در ديدارهايي كه من با مردم دارم، در شهرهاي گوناگون، قشرهاي گوناگون به طور گسترده ازمن ميخواهند، ازحق آنها دفاع كنم، از موضع آنها دفاع كنم، من بايد ريشه اين بد اخلاقيها، اين جفاها و اين فريبها را به مردم بگويم.
قبلاً هم وعده كرده بودم كه بگويم، باور من اين است كه امروز آقاي موسوي در برابر من نيست، تنها آقاي موسوي نيست، بلكه سه دولت پي درپي در برابر بنده قرار گرفتهاند، هم آقاي موسوي هم آقاي هاشمي وهم آقاي خاتمي كه اين سه در گذشته باهم بودند؛ در دور گذشته هم آقاي موسوي از آقاي خاتمي حمايت كرد و هم از آقاي هاشمي حمايت كرد وهم آقاي خاتمي از آقاي هاشمي حمايت كرد. در واقع اينها همه باهم بودند؛ از روز اولي كه اين دولت تشكيل شد هجومها بود براي ضربه زدن، البته مردم اينها را ميدانند؛ اما بايد جوانها هم بدانند كه بنده دربرابر يك كانديدا نيستم، در برابر يك مجموعه اي هستم كه با محوريت آقاي هاشمي و همكاري آقاي موسوي و خاتمي عليه بنده حركت كردند علت اين فشار سنگين به بنده در طول چهار سال و فشارهاي سنگين تر در ايام انتخابات بهنظرمن به يك مسأله برميگردد؛ اين كه در اين سه دوره يك ساختار اداري و حلقه هاي مديريتي شكل گرفت كه از مسير انقلاب و ارزش هاي انقلاب فاصله گرفت نه اين كه در اين سه دوره خدماتي نشد؛ چرا شد. اما آرام آرام يك جرياني شكل گرفت كه خود را مالك ملت، مالك انقلاب، حاكم برمردم و دست خودش را در بيت المال ومسايل كشور باز ميديد.
آنها درانتخابات قبل صفآرايي كردند اما ملت بر آنها غلبه كرد. در طول اين چهار سال تلاش كردند كه دولت را ناموفق جلوه بدهند و بشكنند اما خداي متعال عنايت كرد با حمايت مردم تا اينجا آمديم؛ در انتخابات قبل، از داخل وخارج رقيب من پشتيباني شد و كمك شد. در همان اوايل اين دولت آقاي هاشمي پيغاميبراي يكي از اين پادشاهان حاشيه خليج فارس فرستاد كه شما نگران نباشيد؛ ظرف شش ماه اين دولت ساقط ميشود، كه بعدا افرادي رفتتند توضيح دادند و مسأله تا حدودي حل شد. معناي اين حرف به روشني طراحي هاي گسترده عليه اين دولت را ميرساند در حالي كه اين دولت در خدمت مردم بود، در مدت كوتاه چهار سال افتخارات بزرگ در عرصه هاي داخلي وجهاني به وجود آورد كه البته كار ملت است”( خبر گزاري ايرنا 14/3/88) آقاي احمدينژاد براي اثبات مدعاي خود مبني بر محوريت آقاي هاشمي و همكاري آقايان موسوي و خاتمي در تهاجم به دولت نهم خطاب به موسوي گفت: “ اين كه من ميگويم،آقاي موسوي، آقاي هاشمي و آقاي خاتمي حرف درستي است.
شما سخنراني دخترآقاي هاشمي درجلسه اي كه همسرشما وجناب آقاي خاتمي هم حضور دارند را ببينيد. ايشان قشنگ تشريح ميكند و ميگويد : دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است.كه دراين دولت آسيب ديده است. ما آقاي موسوي را ميخواهيم براي اين كه استمرار همان راه است. يعني اشرافيتي كه جناب آقاي هاشمي دراين كشور پايه گذاري كرد، قرار است ادامه پيدا بكند..
الان نگراني. آقاي موسوي مردم هم ميدانند. جنابعالي فرموديد افتخارميكنيد به حمايت آقاي هاشمي. معنايش چيست. بالاخره يك معنايي دارد.باور ما اين است كه صحنه گردان اصلي آقاي هاشمي است.”(همان)
همان طور كه ملاحظه ميكنيد مهم ترين اشكالي كه به احمدي نژاد ميتوان وارد كرد، اين است كه چرا ايشان آقاي هاشمي را محور تهاجم به دولت معرفي كرده است. بهراستي آيا اين نكته بر كسي پوشيده بوده است؟ مگر نه اين است كه شخص آقاي هاشمي بارها از جمله در مشهد بر نقش محوري خود تأكيد كرده و رسما از پايان مداراي سه ساله سخن به ميان آورده است ؟ بعضاً ديده ميشود كه گفته ميشود آقاي احمدي نژاد اتهام اختلاس و...را به آقاي هاشمي زده است موضوعي كه آقاي صانعي در گرگان آن را با آب و تاب نقل ميكند؛ ليكن در هيچ كجاي اين مناظره به شخص آقاي هاشمي چنين اتهاميزده نشده است. آنچه مطرح شد، موضوع برخي فرزندان و مديران ايشان بود “ پسرهاي آقاي هاشمي چكار ميكنند در كشور؟! كدام يك از وزراي بنده در دوره وزارتشان ميلياردر شدند يا رانتي را خوردند يا ملكي را گرفتند.
من فهرستي دارم از زمينهايي كه مديران گرفتند برايتان بخوانم 40 هكتار، 50 هكتار، 80 هكتار و 400 هكتار، در دوره واگذاري بيشترين مشكلات ما دركارگاه ها براي واگذاريهاي دوره قبل از اين دولت است. كي گرفته؟ كساني كه الآن دارند از جنابعالي حمايت ميكنند اين هزينه سنگين تبليغاتي شما ازكجا ميآيد؟
آقاي موسوي! من دوست دارم شما را، اين چه نحوه هزينه كردن است از كجا ميآيد؟ يك مورد” رشت الكتريك “بدون هيچ مزايده اي دادند به دوستان جناب آقاي كرباسچي، همسر آقاي كرباسچي و همسر آقاي قبه، كارخانه را از بيخ تراشيدند و زمينش را بفروشند و ده ها مورد اين طور، 400 هكتار زمين در هرمزگان گرفتند مردم براي دو هكتار و چهار تا جوان بتوانند بروند سركار لنگند.
بي قانوني اينهاست جناب آقاي موسوي! استات اويل بي قانوني است كه طرف ميآيد اينجا محاكمه ميشود و محكوم ميشود از زندان فراري داده ميشود و ميرود خارج و تهش پسر آقاي هاشمي است”(همان)
بهراستي آيا فرزندان و مديران دولت آقاي هاشمي هم بايد از مصونيت قضايي برخوردار باشند كه اگر رييس جمهور در جلسه مناظره در باره آن ها سخني گفت، كشور به آشوب كشيده شود؟ اگر در گذشته امكان انكار اين مسايل بود آيا اكنون كسي ميتواند نقش محوري برخي را در آشوب هاي خياباني انكار كند؟ آقاي هاشمي در نامه سرگشاده خود به مقام معظم رهبري كه 3 روز به برگزاري انتخابات انتشار يافت و به تيتر اول سايتها و روزنامههاي حاميموسوي از جمله “جمهوري اسلامي” تبديل شد، مينويسد: “اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآلودي مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگويي هاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسؤولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش، خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن علي رغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلاميبدانيم؟” وي سپس با تهديد به وقوع فتنه و آشوب در انتخابات و پس از آن، خطاب به مقام معظم رهبري مينويسد “از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام موثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.”
مع الاسف اين تهديد عملي شد و همسر آقاي هاشمي هنگام را‡يدادن، مردم را به ريختن به خيابانها دعوت كرد و مهدي و فايزه و... نيز در آشوبها حضور چشم گيري داشتند كه فيلمهاي برخي از آنان موجود است. علاوه بر آن دستگير شدگان آشوب هاي پس از انتخابات از جمله آقاي ابطحي بر نقش محوري مهدي هاشمي اذعان كردند و از اين بالاتر خود آقاي هاشمي در سخنراني خود در جمع دانشجويان به نقش پسرش مهدي در كميته صيانت از آراء اعتراف كرد و گفت “من مطمئنم مهدي در اين انتخابات در هيچ بخشي دخالت نداشت، جز در مسأله كميته صيانت از آراء، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در اين زمينه كار كرده بود، تجربه خود را در اختيار آنان گذاشت”(سخنراني مشهد 14/9/88) والبته بنا بر اظهارات ايشان دخترشان فائزه هم كه در ميان اغتشاش گران دستگير شده بود، براي تهيه ساندويچ در آن جا بوده است !
اكنون جاي طرح اين پرسش است كه آيا براي بيان يك واقعيتي كه خود آقاي هاشمي نيز به آن معترف است، به خاطر دستمالي بايد قيصريه را به آتش كشيد و زمينه را براي دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب فراهم كرد تا بخواهند با كودتاي مخملي، نظام اسلامي را كه وارث صدها هزار شهيد و يادگار امام عزيز است از ميان بردارند و دوباره آمريكاي جنايتكار را بر جان ومال و ناموس مردم حاكم كنند؟ آيا ميتوان اين گناه بزرگ را يك لغزش كوچك دانست كه آقايان مرتكب شدهاند؟! شايسته است آقاي مطهري و دوستانش اندكي بيشتر تامل كنند و از نگاه سطحي و ساده انديشانه به مسايل بپرهيزند. از مجموع اسناد فوق استفاده ميشود كه همه چيز از خرداد 84 آغاز شد نه مناظره88 
|