مدگرايي و تجمل خواهي تهديد كننده منزلت زنان است
نماينده ولي فقيه در استان لرستان با اشاره به تأثير حجاب و عفاف در منزلت زن مسلمان، حجاب را برجسته ترين ارزش رفتاري يك زن معرفي كرد.
حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد ميرعمادي با اشاره به برخي آيات و روايات در زمينه عفاف و حجاب، افزود: اهتمام قرآن و سنت بر مسأله حجاب و عفاف چيزي جز حفظ منزلت و جايگاه زن مسلمان نيست.
وي با تأكيد بر اين كه يكي از برجسته ترين ارزشهاي رفتاري زن در حجاب او قرار دارد، تأكيد كرد: انتقال فرهنگ عفاف و حجاب براي جامعه يك ضرورت است و همه موظفند اين فرهنگ با ارزش را به جامعه منتقل كنند.
نماينده ولي فقيه در استان لرستان، مدگرايي و تجمل طلبي را از جمله عوامل تهديد كننده منزلت زن ارزيابي كرد و گفت: سياست تساهل و تسامح نيز يكي ديگر از عوامل تهديد كننده منزلت زن در جامعه محسوب ميشود.
حجت الاسلام ميرعمادي با اشاره به تهديد استكبار جهاني براي منزلت و كرامت زن در جامعه به يادآوري كشف حجاب رضاخاني پرداخت و گفت: مقاومت زنان مسلمان در زمينه كشف حجاب ستودني است.
ماجراي دانش آموز امريكايي كه باحجاب شد
«سمر» دانش آموزي در ايالت ورجينياي آمريكا است. وي تا چند ماه پيش همواره شلوارهاي تنگ و پيراهن هاي كوتاه ميپوشيد و موي خود را هر روز يك مدل شانه ميكرد و به مدرسه ميآمد. اما با آغاز سال جديد درسي، هم كلاسيهاي وي، او را با حجاب كامل و ظاهري اسلامي ديدند.
«سمر» طي گفتگويي با روزنامه واشنگتن پست گفت: به رغم اين كه ميدانستم با مشكلات بسيار زيادي مواجه خواهم شد و بسياري از دوستان و هم كلاسي هايم را از دست خواهم داد، اما تصميم گرفتم كه حجاب بر سر كنم.
وي در ادامه اين گفتگو افزود: پس از بر سر كردن حجاب، اولين لحظه اي كه دوستانم را ديدم، يكي از سخت ترين لحظات زندگي برايم بود زيرا به نظر آنان خيلي عجيب و غريب ميآمدم و آنان اصلا دوست نداشتند با من حرف بزنند و يا به من نزديك شوند. بعضيها هم طوري از كنارم رد ميشدند كه گويا اصلا مرا نديده اند و به من هيچ توجهي نمي كردند.
«سمر» همچنين گفت: اولين كسي كه مرا با آغوش گرم مورد استقبال قرار داد، دوست مسلمانم «ايمان كرورتو» بود. او يك مسلمان است. از من پرسيد: آيا ميخواهي در طول سال حجاب بر سر كني؟! پاسخ دادم: بله. پاسخم او را به فكر فرو برد و احساس كردم كه گويا برايش خيلي جالب بود.
او در ادامه ميگويد: وقتي وارد كلاس شدم، يكي از هم كلاسي هايم براي مسخره كردنم، جلوي همه گفت: زير روسريت بمب مخفي كرده اي؟! همه به من خنديدند. برايم لحظه اي بسيار دردناك و غم انگيز بود. اشك در چشمانم جمع شده بود. وقتي به خانه رسيدم، خيلي گريه كردم. اما تمام اين اتفاقات بر من تاثير نگذاشت زيرا تصميم جدي گرفته بودم تا ابد حجاب بر سر كنم. رابطه خودم با خداوند متعال را مهمتر از هر چيز ديگري ميدانم.
عشق مادران به بانوي دو عالم
فاطمه و زهرا، همچنان در صدر اسامي نوزادان دختر
مدير كل روابط عمومي و امور بينالملل سازمان ثبت احوال كشور گفت: بر خلاف آن چه برخي، حركت مردم را به سوي دينگريزي ميدانند، بررسي فراواني نام در پايگاه اطلاعات جمعيتي كشور نشان ميدهد كه در سال1388 نامهاي ابوالفضل و فاطمه در صدر اسامي انتخاب شده براي نوزادان قرار گرفته است.
اسماعيلي فراواني نامها در پايگاه اطلاعات جمعيتي كشور را طي 9 ماه نخست امسال در دختران؛ فاطمه و زهرا اعلام كرد.
بنابر اين گزارش فراواني اسامي طي 92 سال در پايگاه در دختران فاطمه و زهرا است. 
دختر بچه ها و سيره نبي اعظم صلي ا... عليه و آله
فريبا علاسوند
برخورد دين مبين اسلام بخصوص پيامبر عظيمالشان آن نسبت به زنان و دختران بسيار والاست.كسي خواهد توانست به خوبي عظمت لطف رسول خدا(ص) به دختران را در عصر پيامبر درك كند كه از عمق فاجعه تحقير جنس مؤنث، دختركشي و برخورد كالايي با زنان در عصر جاهليت با خبر باشد.
ما سيره رسول خدا(ص) ممتاز و منحصر به فرد بود. خديجه كبري(س) پس از تولد قاسم چهار دختر به دنيا آورد و هر بار كه خبر تولد هر دختر به رسول خدا(ص) ميرسيد، بسيار مسرور شده و گوسفندي قرباني ميكرد. نسبت به آنها دائماً ابراز لطف مينمود و از مرگ آنها بسيار غمگين ميشد. زماني كه رقيه درگذشت رسول خدا(ص) خود او را دفن كرد، بر مزارش آب ريخت و فاطمه را كه كنار او نشسته بود و بر مرگ خواهر اشك ميريخت نوازش كرده و دلداري ميداد و با گوشه عبايش اشك چشم او را پاك ميكرد. محبت حضرت به فاطمه نيز بينياز از هر گونه بحث است ولي جهت اداي احترام به آن بانوي بزرگ بخشي از روايات مربوط به رفتار حضرت با دختر گرامياش را متذكر ميشويم:
بنا به نقل كتابهاي روايي شيعه و سني رسول خدا(ص) دائماً فاطمه را ميبوسيد و ميفرمود بوي بهشت را از فاطمه(س) استشمام ميكنم. هر گاه فاطمه به حضورش ميرسيد، نه تنها جلوي قدوم دختر برميخاست بلكه بهسوي او چند قدم ميشتافت و او را با تكريم بر جاي خود مينشاند. هنگام رفتن به سفر، آخرين كسي كه رسولا... با او خداحافظي ميكرد فاطمه بود و پس از بازگشت اولين كسي كه به ديدارش ميرفت نيز فاطمه بود. پس از ازدواج او تا مدتي كه خانه او از خانه پدر فاصله داشت هر روز رسول خدا(ص) براي ديدار او و سلام بر او مسير طولاني را طي كرده و به خانه فاطمه ميرفت. همين رفتار بود كه مسلمانان را واداشت تا كنار خانه رسول خدا(ص) خانهاي براي فاطمه در نظر بگيرند.
رسول خدا(ص) نه فقط نسبت به دختران خود بلكه نسبت به سايرين نيز اين لطف را دريغ نميفرمودند.
توجه رسول خدا(ص) به دختر بچهها داستاني جداگانه و شيرين دارد؛ البته علاوه بر توجهات عاطفي رسول خدا(ص) به دختران بايد دانست قوت روحي و صلابت شخصيت كه حاكي از اعتماد به نفس و توانايي ابراز وجود در مواقع مقتضي براي دفاع از حق و جسارت حقمداري در عرصههاي مختلف زندگي است، ويژگي دختراني است كه در محضر آن پيامبر بزرگ رشد ميكردند.
آموزش حيا و عفت، خضوع، فروتني و قناعت كه از برجستهترين اخلاقيات بخصوص براي زنان است، هيچيك در تربيت نبوي مانع از آن نميشد كه نبياكرم دختران را موجوداتي زبون و ذليل بار بياورد.
از نظر رسول خدا(ص) دختران بهترين فرزندان و نعمتهايي هستند كه سرشار از لطف بوده و همواره آماده كمك و يارياند.حضرت علي عليهالسلام ميفرمايد: هرگاه خبر تولد دختري به رسول خدا(ص) ميرسيد ايشان ميفرمودند او يك گل است و رزق و روزياش نيز بر عهده خداوند است.
اين تشويق هم حاكي از ويژگي روانشناختي دختر بچهها و هم به نوعي داوري در مورد صفات عاطفي دختران است. خوب است با تأسي از بيانات پيامبر(ص) دختران را بر اساس تقويت اين صفات عاطفي تربيت نمود.
از سوي ديگر از شناخت زندگي دختراني كه در محضر حضرت تربيت يافتند معلوم ميشود كه ايشان در عين توجه به نكات فوق، استواري و اعتماد به نفس جهت انجام وظائف خطير را در مواقع لزوم، به آنان آموخته بود.
يكي از شواهد اين مطلب وجود مقدس حضرت زهراست. حضرت در كودكي يار و پشتيبان پدر در تمام شرايط حاد اجتماعي - سياسي دوران اوايل بعثت بود. روايت شده است كه روزي رسول خدا(ص) در كنار كعبه مشغول نماز بود و جمعي از قريش نيز در آن نزديكي نشسته بودند.
يكي از آن كافران خواست كه كسي شكمبه شتري را در هنگام سجده بر دوش رسول خدا(ص) نهاده تا اسباب اهانت به حضرتش فراهم شود.
عقبه بنابي معيط جرا‡ت اين جسارت را به خود داد و زماني كه رسول خدا(ص) در سجده بود مرتكب اين عمل ناروا شد. رسول خدا(ص) در سجده ماند و آن كفار بيمقدار آنقدر خنديدند كه نزديك بود بر زمين بيفتند. كسي به فاطمه ماجرا را خبر داد. وي در حالي كه كودكي خردسال بود، با سرعت خود را به پدر رسانيد و آن را از دوش مقدس ايشان برداشته و آنگاه به كفار رو كرده و آنان را سخت شماتت كرد.
بديهي است كه اين شجاعت و جسارت را فاطمه(س) از مادر، پدر و محيط تربيتي خانوادگي خود به ارث برده بود.
روايت شيعه شدن يك بانوي نيجريه اي
متأسفانه ما در كشورمان پدر دلسوزي مانند آيت ا... خامنه اي نداريم
«فاطمه يعقوب» يكي از مهمانان همايش بينالمللي زنان محجبه و موفق جهان اسلام، از شيعه شدن خود گفت و از روايتي كه او را از عايشه به فاطمه رساند.
به گزارش خبرگزاري مهر، اين زن مسلمان نيجريهاي طي سخناني در اين همايش از معرفي كشور خود شروع كرد تا بگويد كه نيجريه در غرب آفريقا واقع شده و 80 درصد جمعيت آن مسلمان سني مذهب هستند.
فاطمعه يعقوب گفت كه نامش عايشه بوده و پس از تشرف به مذهب شيعه آن را به فاطمه تغيير داده است.
وي با اشاره به اين كه در نيجريه، عايشه بهعنوان يكي از مظاهر اهل تسنن مطرح است و بسياري نام دخترانشان را عايشه ميگذارند، ادامه داد: به اعتقاد من عفت و حجاب، نماد حقيقي براي يك زن مسلمان است.
اين زن نيجريه اي با تشريح چگونگي شيعه شدن خود، افزود: ايرانيها چقدر افتخار دارند كه شيعه زاده هستند و بايد قدر اين نعمت الهي را بدانند.
فاطمه يعقوب ادامه داد: ماهي قدر دريا را نميداند مگر روزي كه دريا خشك شود و يا از دريا بيرون افتد، آن زمان است كه قدر آب و دريا را ميفهمد.
وي از ولايت و ولايتمداري گفت و افزود: ما بايد هميشه همراه و پشتيبان ولايت باشيم و اين وظيفه سنگيني براي همه ما است.
اين زن شيعه شده نيجريهاي تأكيد كرد: تاريخ اسلام پر از زناني مانند فاطمه(س) و زينب(س) است كه با حفظ حجاب خود يك ولايتمدار واقعي بوده اند.
فاطمه يعقوب حضرت فاطمه را الگوي ولايتمداري دانست و با يادآوري دوباره وظيفه سنگيني كه بر دوش زنان امت اسلام است تأكيد كرد: ما نبايد هيچ گاه از حمايت و پشتيباني ولايت فقيه دست بكشيم.
وي در پايان به كشور خود اشاره كرد و با بغض ادامه داد: متأسفانه كشور نيجريه با اين بزرگي و عظمت يك پدر دلسوز مانند مقام معظم رهبري ندارد.
بازخواني بيانات رهبري درباره زينب كبري(س)
حضرت زينب(س)؛ الگوي زن مسلمان
حضرت زينب(س) از روح كلي اسلام و جامعه آن روز مسلمين پرستاري كرد
... تلاش حضرت زينب(س) فقط اين نيست كه از امام بيماري در كربلا حراست و پرستاري كرده است؛ حضرت زينب(س) از روح كلي اسلام و جامعه آن روز مسلمين پرستاري كرد؛ پرستاري بزرگ او آنجاست. حضرت زينب(س) در مقابل يك دنيا بدي، ظلم، بيانصافي، حيوانصفتي و قساوت، يكتنه ايستاد و با اين ايستادگي، توانست از روح كلي اسلام حراست و پرستاري كند.
همچنان كه ميگوييم امام حسين(ع) اسلام را حفظ كرد، ميتوانيم دقيقاً ادعا كنيم كه حضرت زينب(س) هم با ايستادگي خود، اسلام را حفظ كرد. اين ايستادگي، يك رمز و راز و يك عامل اصلي است.» (1)
كو يك نفر مثل زينب كبري؟
«... زينب كبري(س) يك زن بزرگ است. عظمتي كه اين زن بزرگ در چشم ملتهاي اسلامي دارد، از چيست؟ نميشود گفت به خاطر اين است كه دختر عليبنابيطالب(ع)، يا خواهر حسينبنعلي و حسنبنعلي(ع) است. نسبتها هرگز نميتوانند چنين عظمتي را خلق كنند. همه ائمه ما، دختران و مادران و خواهراني داشتند اما كو يك نفر مثل زينب كبري؟
ارزش و عظمت زينب كبري(س) به خاطر موضع و حركت عظيم انساني و اسلامي او بر اساس تكليف الهي است. كار او، تصميم او، نوع حركت او، به او اينطور عظمت بخشيد. هركس چنين كاري بكند، ولو دختر اميرالمؤمنين(ع) هم نباشد، عظمت پيدا ميكند. بخش عمده اين عظمت از اينجاست كه اولاً موقعيت را شناخت؛ هم موقعيت قبل از رفتن امام حسين(ع) به كربلا، هم موقعيت لحظات بحراني روز عاشورا، هم موقعيت حوادث كشنده بعد از شهادت امام حسين را و ثانياً طبق هر موقعيت، يك انتخاب كرد. اين انتخابها زينب را ساخت...»(2)
بخش عمده عظمت زينب(س) از اينجاست كه موقعيت را شناخت
«...قبل از حركت به كربلا، بزرگاني مثل ابنعباس و ابنجعفر و چهرههاي نامدار صدر اسلام، كه ادعاي فقاهت و شهامت و رياست و آقازادگي و امثال اينها را داشتند، نفهميدند چه كار بايد بكنند، ولي زينب كبري فهميد كه بايد اين راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اينكه نميفهميد راه سختي است؛ او بهتر از ديگران حس ميكرد. او يك زن بود؛ زني كه براي مأموريت، از شوهر و خانوادهاش جدا ميشود؛ و به همين دليل هم بود كه بچههاي خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس ميكرد كه حادثه چگونه است.
در آن ساعتهاي بحراني كه قويترين انسانها نميتوانند بفهمند چه بايد بكنند، او فهميد و امام خود را پشتيباني كرد و او را براي شهيد شدن تجهيز نمود. بعد از شهادت حسينبنعلي(ع) هم كه دنيا ظلماني شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاريك گرديد، اين زن بزرگ يك نوري شد و درخشيد. زينب(س) به جايي رسيد كه فقط والاترين انسانهاي تاريخ بشريت يعني پيامبران ميتوانند به آنجا برسند.
مادر او فاطمه زهرا(س) زن ديگري بود كه مقامش از زينب كبري(س) هم بالاتر بود. اينها زنان الگو و نمونه اسلامند. زن امروز دنيا الگو ميخواهد. اگر الگوي او زينب و فاطمه زهرا(س) باشند، كارش عبارت است از فهم درست، هوشياري در درك موقعيتها و انتخاب بهترين كارها؛ ولو با فداكاري و ايستادن پاي همه چيز براي انجام تكليف بزرگي كه خدا بردوش انسانها گذاشته است، همراه باشد. زن مسلماني كه الگويش فاطمه زهرا يا زينب كبري(س) باشد، اين است.
اگر زن به فكر تجملات و خوشگذرانيها و هوسهاي زودگذر و تسليم شدن به احساسات بيبنياد و بيريشه باشد، نميتواند آن راه را برود؛ بايد اين وابستگيها را كه مثل تار عنكبوت بر پاي يك انسان رهروست از خود دور كند تا بتواند آن راه را برود؛ كما اينكه زن ايراني در دوران انقلاب و در دوران جنگ همين كار را كرد و انتظار اين است كه در همه دوران انقلاب همين كار را بكند، اما الگوي زن ايراني در اين راه، همان است كه گفته شد؛ زينب الگوست. زينب زني نبود كه از علم و معرفت بيبهره باشد؛ بالاترين علمها و برترين معرفتها در دست او بود. همان «سكينه كبري»يي كه شما اسمش را در كربلا شنيدهايد و دختر امام و برادرزاده و شاگرد زينب است، كساني كه اهل تحقيق و كتابند، نگاه كنند او يكي از مشعلهاي معرفت عربي در همه تاريخ اسلام تا امروز است.
كساني كه حتي زينب(س) و پدر زينب و پدر سكينه را قبول نداشتند و ندارند، اعتراف ميكنند كه سكينه(س) يك مشعل معرفت و دانش است...» (3)
پينوشتها
1- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار پرستاران به مناسبت سالروز ميلاد فرخنده حضرت زينب(س) سوم مرداد 1380
2و3- سخنراني در ديدار جمع كثيري از پرستاران به مناسبت ميلاد حضرت زينب كبري(س) و روز پرستار 22 آبان 1370 
در سالگرد قيام خونين گوهرشاد عليه كشف حجاب مطرح مي شود
ماموريت براي رواج فرهنگ غرب
اشاره: دشمنان اسلام همواره از هر راهي براي ضربه زدن به اين مكتب آسماني بهره گرفته اند. در اين راستا تلاش براي دور ساختن بانوان مسلمان از هويت ديني، سهمي مؤثر در نقشههاي شوم دشمنان داشته است و به كمك عوامل داخلي سعي در تحقق آن ميكردند. رضاخان از جمله مزدوران حلقه به گوش استعمار بود كه كوشيد با اجراي برنامه كشف حجاب تحميلي در ايران، خواست دشمنان ايران و اسلام را برآورده سازد. در نوشتار ذيل به ابعادي از ماجراي كشف حجاب ميپردازيم.
در نوروز سال 1306 شمسي قبل ازاعلام كشف حجاب، جمعيت بسياري براي زيارت بارگاه مطهر حضرت معصومه(سلام ا... عليها) در كنار مرقد گرد آمده بودند، در اين ميان، مردم باخبر شدند كه چند نفر از افراد خانواده رضاخان، از جمله همسر و دو دخترش به نامهاي شمس و اشرف ، با سر برهنه و بدون پوشش اسلامي وارد قم شده اند و ميخواهند با همان وضع، وارد حرم گردند! اين گستاخي و بياحترامي موجب خشم مردم گرديد، يك روحاني به نام «سيد ناظم واعظ» جمعيت را به امر به معروف و نهي از منكر فرا ميخواند. در اين ميان، خبر به يكي از اطرافيان آيه`ا... العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري; يعني آيه`ا... شيخ محمدتقي بافقي رسيد. ايشان براي خانواده رضا خان پيام داد كه: «اگر مسلمان هستيد، نبايد با اين وضع، در اين مكان مقدس حضور يابيد، و اگر مسلمان نيستيد باز هم حق نداريد.» خانواده گستاخ رضاخان به پيام آيه`ا... بافقي اعتنا نكردند، آن عالم رباني، به حرم رفت و به خانواده رضاخان اخطار شديد كرد و همين برخورد، نزديك بود موجب قيام و شورش مردم بر ضد حكومت شاه گردد.
ماجرا از طرف شهرباني قم به رضاخان تلگراف شد. رضاخان شخصا با يك واحد موتوريزه نظامي به قم آمد و با چكمه وارد صحن مطهر گرديد، و آيه`ا... شيخ محمد تقي بافقي را مورد ضرب و شتم شديد قرار داد.
به اشاره رضاخان، آيه`ا... شيخ محمد تقي بافقي را خوابانيدند و شاه با عصاي ضخيم بر پشت او مينواخت، و شيخ فقط فرياد ميزد: «يا امام زمان! به فريادبرس» سپس رضاخان، آيه`ا... شيخ محمد تقي بافقي را مدتي زنداني و سپس به شهرري تبعيد كرد. آن مجاهد بزرگ در سال 1322 شمسي در تبعيدگاه از دنيا رفت و مردم جنازه مطهرش را به قم آورده و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (سلاما... عليه) به خاك سپردند.
گستاخي دژخيمان رضاخان در اجراي كشف حجاب به جايي رسيده بود كه روزي رئيس شهرباني قم به حرم مطهر حضرت معصومه(س) وارد شد و با داد و فرياد به بانوان باحجاب پرخاش و حمله كرد، تا چادر را از سرشان بگيرد، آه و ناله زنان بلند شد، مرحوم آيه`ا... العظمي مرعشي نجفي كه در آنجا حضور داشت، بسيارناراحت شده و براي جلوگيري از گستاخي رئيس شهرباني به پيش رفت و سيلي محكمي به صورت او نواخت، رئيس شهرباني، به آيه`ا... مرعشي ناسزا گفت و ايشان را به قتل تهديد كرد، ولي از قضاي روزگار يك روز بعد از اين حادثه در حين گذر از بازار قم، بر اثر ريزش قسمتي ازسقف ساختمان بازار بر روي او، به هلاكت رسيد.
يكي ديگر از جلوههاي مبارزه ملت ايران با كشف حجاب ، قيام مردم مسلمان در مسجدگوهرشاد، در كنار مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السلام بر ضد ديكتاتوري رضاخان و كشف حجاب او است.
هنگامي كه رضاخان كشف حجاب اجباري را به اجرا گذاشت، علماي وقت از هر سوي كشور، اعتراض شديد خود را اعلام داشتند، از جمله مراجع و علماي برجسته مشهدمقدس در آن وقت، مانند:
آيه`ا... حاج آقا حسين قمي، آيه`ا... حاج شيخ محمد آقازاده، آيه`ا... شيخ هاشم قزويني، آيه`ا... سيد عبدا... شيرازي، آيه`ا... سيد علي اكبر خويي،آيه`ا... شيخ غلامحسين قزويني، آيه`ا... سيدعلي سيستاني و... در بيت آيه`ا... العظمي سيد يونس اردبيلي(ره) اجتماع كردند و اعتراض شديد خود را طي تلگرافي به رضاخان ابلاغ نمودند، اين تلگراف به امضاي 31 نفر از علماي برجسته مشهد مزين شده بود.
در ميان مراجع و علماي وقت، نام مرحوم آيه`ا... حاج آقا حسين قمي، باقيام خونين مسجد گوهرشاد، آميخته شده است، ايشان در آغاز ماه ربيع الثاني سال 1354 قمري از مشهد به تهران هجرت كرد ودر باغ سراجالملك شهرري به تحصن نشست، او ميگفت: «اگر پيشرفت جلوگيري از كشف حجاب بستگي به كشته شدن ده هزار نفر كه در را‡س آنها حاج آقا حسين قمي (خودم) داشته باشد ارزش دارد.» هنگامي كه مردم از ورود آيه`ا... حاج آقا حسين قمي به تهران با خبر شدند، گروه گروه به صورت دستههاي عزاداري به ديدار او ميشتافتند، بهطوري كه جمعيت زيادي در آن باغ و اطرافش اجتماع نمودند، رژيم رضاخان كه سخت هراسناك شده بود، به وسيله كماندوهايش، آن باغ را محاصره كردند، و از ورود علما و مردم به آن جا جلوگيري نمودند، به اين ترتيب آيه`ا... حاج آقا حسين قمي را در آن باغ زنداني كردند.
او در يكي از جلسات با صراحت فرمود:
«امروز اسلام فدايي ميخواهد، بر مردم است كه قيام كنند.» به اين ترتيب راهنمودهاي مراجع و علما از يك سو، و پافشاري و لجاجت رژيم رضاخاني در كشف حجاب و پيروي از فرهنگ غرب از سوي ديگر، موجب شد كه روحانيان و مردم مسلمان درگوشه و كنار كشور به رژيم اعتراض شديد كردند از جمله جمعيت بسياري به عنوان اعتراض به رژيم، در مشهد در كنار حرم حضرت رضا عليه السلام در مسجد گوهرشادمتحصن شدند، و روحاني مبارز، محمد تقي بهلول با سخنرانيهاي خود، به شدت به اقدامات ضد اسلامي رضاخان اعتراض نمود.
شيخ محمد تقي بهلول حافظ قرآن، با قاطعيت و صراحت به تبيين خطر فرهنگ غرب ميپرداخت و مردم را به قيام دعوت مينمود، مردم ابراز احساسات ميكردند و تنفر خود را نسبت به رژيم ضد اسلامي رضاخان اظهارمي نمودند، به گفته آقاي بهلول حدود چهار ساعت از شب گذشته، به دستور رضاخان، دژخيمان او با حمله ناجوانمردانه به مسجد گوهرشاد، مردم را به گلوله بستند كه در اين كشتار جمعي، حمام خون به راه افتاد و تعداد بسياري به شهادت رسيدند. در اين مورد ارتشبد رژيم سابق، حسين فردوست مينويسد: «در مشهد يك روحاني به نام بهلول به شدت با اقدامات رضاخان مخالفت ميكرد و در سخنراني هايش به شدت به او حمله مينمود، عده زيادي از مردم در حرم حضرت رضا عليهالسلام متحصن شدند و اعلام كردند تا مسأله كشف حجاب حل نشود، ما از اين جا خارج نمي شويم،فرمانده لشگر مشهد به نام سرتيپ ايرج مطبوعي [كه بعد از انقلاب در تاريخ دوم مهر 1358 به خاطر اين جرم و جرمهاي ديگر، اعدام شد] در اين باره به رضاخان گزارش داد، رضاخان دستور داد سربازان به صحن حرم وارد شوند و مردم را تهديدكنند، و اگر مردم خارج نشدند تيراندازي كنند... رضاخان براي تشديد كار، سرتيپ البرز را به مشهد فرستاد، به دستور مطبوعي و البرز، واحدهاي لشگر مشهد واردصحن شده و مردم را به گلوله بستند.» سرتيپ مطبوعي در دادگاه انقلاب دراين خصوص ميگويد: «به من دستور داده شده بود كه فوراً عدهاي نظامي را در اختيار استاندار مشهد قرار دهم، من در حدود 250 سرباز در اختيار او گذاشتم... در همين هنگام سرتيپ البرز همراه دادستان ارتش، وارد مشهد شدند و لشگر در اختيار سرتيپ البرز قرار گرفت، او اسدي نايب التوليه آستان قدس را [به جرم عدم جلوگيري ازمبارزين] اعدام كرد... سرهنگ قادري همراه سربازان از راه پشت بام وارد صحن شده و با افراد متحصن گلاويز شدند» در اين جريان عدهاي از مردم كشته و چهل نفر مجروح شدند.
رضاخان براي رسيدن به اهداف شوم اربابانش، به اين جنايت اكتفا نكرد، و چون احتمال قيام عمومي ميداد، همه علماي مبارز مشهد را دستگير و تبعيد نمود.
از جمله از اين تبعيدشدگان به تهران، سه نفر از مراجع و علماي معروف بودند كه عبارتند از: آيه`ا... حاج آقا حسين قمي، آيه`ا... سيد يونس اردبيلي، و آيه`ا... شيخ محمد آقازاده (فرزند آيه`ا... العظمي شيخ محمد كاظم خراساني، صاحب كفايه الاصول.)
عجيب اين كه آيه`ا... آقازاده، وقتي كه به تهران رسيد به دستور رضاخان خلع لباس شد، و در دوره سرپاس مختاري (رئيس شهرباني وقت) با تزريق آمپول هوا، به دست دكتر احمدي مزدور سفاك رضاخان، به شهادت رسيد، و جنازه مطهرش در روز 13ذي قعده سال 1356 ه.ق در جوار مرقد حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد. اين عالم بزرگ در حالي كه 62 بهار از عمرش بيشتر نگذشته بود، جان خود را فداي مبارزه با هجوم فرهنگ غرب، و كشف حجاب كرد، تا حريم حجاب و ارزشهاي اصيل اسلامي را از گزند استعمار و مزدوران آن، حفظ كند و به مردم مسلمان، به ويژه مسلمانان ايران پيام دهد كه از پاي ننشينند، و تا آخرين توان در برابر استعمارگران و در برابر نفوذ فرهنگ بيگانه، مقاومت نمايند.
پاسدار اسلام 
|