صفحه سياسي

حمايت بيش از 260 نماينده مجلس از برنامه «شاخص» صدا و سيما

بيش از 260 تن از نمايندگان مجلس در بيانيه اي از عملكرد صدا و سيما و توليد برنامه‌هايي پيرامون امام‌خميني(ره) به ويژه برنامه “شاخص “ حمايت و از آن تشكر كردند. در بخش هايي از اين بيانيه آمده است : مسئولين صدا و سيما جمهوري اسلامي بايد به راه خويش مطمئن باشند كه امام‌خميني (ره) نه وابسته به بيت خاصي است و نه در حصار زمان و مكان خاصي قرار مي‌گيرد و نه در انحصار حزب و گروه خاص مي‌باشد. امام‌خميني (ره) روح بيدار و زنده تاريخ در كالبد همه نسل‌ها و امت‌هاست و كلام و راهش گشاينده همه بن بست‌ها و افشاگر همه فتنه‌هايي است كه اصل نظام آرماني و الهي امام‌خميني (ره) را هدف قرار داده است. مجددا از برنامه‌هاي دهه فجر صدا و سيما خصوصا برنامه‌اي شاخص سپاسگزاري مي‌نماييم و خواستار ادامه بي‌وقفه اين راه روشن و روشنگر مي‌باشيم.

ابرهاي تاريك

انقلاب‌هاي مخملي

انقلاب‌هاي مخملي يا انقلاب‌هاي رنگي و گُلي از شيوه‌هاي براندازي نرم است كه نوعي دگرگوني و جابه‌جايي قدرت همراه با مبارزه منفي و نافرماني مدني را شامل مي‌شود. انقلاب‌هاي رنگي و مخملي در جوامع پساكمونيستي در اروپاي مركزي، شرقي و آسياي مركزي اتفاق افتاد. اين واژه براي نخستين بار از سوي واسلاو هادل رئيس جمهور پيشين چك، كه در آن زمان رهبر مخالفان چكسلواكي سابق بود وارد ادبيات سياسي گرديد.

مخالفان حكومت در چكسلواكي با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجيره اي در طي يك دوره شش هفته‌اي 17 نوامبر تا 29 دسامبر1989م در اين كشور، موفق به نوعي دگرگوني و جابه‌جايي قدرت شدند. اين پديده سپس به شكل زنجيره‌اي در صربستان (2000 - 1997)، گرجستان (2003)، اوكراين (2004) و قرقيزستان (2005) ادامه يافت. ضمن آن‌كه تاكنون تلاش‌ها براي انقلاب رنگي در ايران، ونزوئلا و لبنان با شكست مواجه شده است.

انقلاب‌هاي رنگين و مخملين، جنگ سرد جديد و غير ايدئولوژيكي بود كه در راستاي راهبرد جهاني آمريكا براي پر كردن خلاء قدرت شوروي سابق در اروپاي مركزي و شرقي، آسياي مركزي و قفقاز و از ميان برداشتن موانع هژموني آمريكا عملياتي گرديد.

به طور كلي اهداف آمريكا از سازماندهي انقلاب‌هاي رنگين در كشورهاي هدف را در چارچوب حوزه‌هاي زير مي‌توان بررسي كرد:

1. تسلط بر مناطق ژئوپلتيكي و ژئواستراتژيكي.

2. كنترل شريان انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن.

3. حذف و يا مهار نظام‌هاي چالش‌گر و موانع نظم هژمونيك امريكا.

4. ممانعت از ايجاد پيمان‌هاي نظامي و امنيتي در آسيا و خاورميانه.

5. همسو نمودن كشورهاي هدف با سياست‌هاي آمريكا.

6. فرصت‌سازي اقتصادي براي آمريكا.

7. مهار بيداري اسلامي.

مكانيسم شكل‌گيري اين انقلاب‌ها به طور خلاصه اين بوده است كه اپوزيسيون غرب‌گرا و ليبرال در اين كشورها با حمايت آمريكا و بعضي از كشورهاي اروپاي غربي تقويت مي‌شود و به تدريج آرايش سياسي جديدي در فضاي داخلي اين كشورها پديد مي‌آيد.

انقلاب لاله‌اي قرقيزستان

قرقيزستان اگرچه داراي منابع طبيعي نفت و گاز نمي‌باشد، اما به دليل هم مرز بودن با چين و افغانستان داراي جايگاه و اهميت استراتژيك است. حادثه 11 سپتامبر، قرقيزستان را بيش از پيش در كانون توجهات آمريكا قرار داد. از اين رو كاخ سفيد در صدد جابه‌جايي قدرت در اين كشور و تثبيت موقعيت خود در قزقيزستان برآمد.

در چنين شرايطي جرقه‌هاي انقلاب رنگي يا انقلاب گلي توسط جنبش مقاومت جوانان كليد زده شد و در مناطق جنوبي قرقيزستان، معترضان سازماندهي شده تحت حمايت آمريكا با تجمع در ميدان اصلي شهر اوش، فرودگاه و اماكن دولتي را به محاصره خود درآوردند.

در سال 2005م با رد صلاحيت نامزدهاي مخالف دولت در پارلمان جرقه‌هاي انقلاب مخملي در اين كشور زده شد. پس از برگزاري دو مرحله انتخابات پارلماني و اعلام نتيجه آن، دو مخالف عسگر آقايف، يعني كولوف وزير پيشين امنيت قرقيزستان از اهالي شمال به همراه باقي‌اف نماينده بركنار شده پارلمان از اهالي جنوب با يكديگر متحد گرديدند. با پيوستن خانم آتونه بايا نامزد رد صلاحيت شده انتخابات پارلماني به صفوف مخالفان آقايف، شرايط براي انقلاب مخملي در اين كشور فراهم گرديد.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به سرعت به تمامي مناطق قرقيزستان سرايت نمود و در نتيجه مخالفان عسگر آقايف اماكن دولتي و دفتر رياست جمهوري در بيشكك را به تصرف خود درآوردند و خواستار كناره‌گيري وي شدند. با متواري شدن آقايف جابه‌جايي قدرت در اين كشور با حمايت و سازماندهي آمريكا صورت پذيرفت.

عسگر آقايف پس از فرار از كشور، استيفن يانگ سفير آمريكا در قرقيزستان را عامل اصلي اين انقلاب معرفي كرد. وي اظهار داشت:‌يك هفته قبل از وقوع اين حوادث در شبكه جهاني اينترنت، نقشه اين انقلاب منتشر شده بود. اين نقشه را استيفن يانگ تدوين كرده است و اين انقلاب دقيقاً همانند نقشه صورت گرفت.

در وقوع انقلاب لاله‌اي قرقيزستان نقش بنياد سوروس و اعطاء كمك‌هاي مالي كاخ سفيد به مخالفان دولت اين كشور عامل تعيين كننده‌اي بود.

نفي اشرافي گري ؛ هويت انقلاب اسلامي

 مسعود شفيعي كيا

از ابتداي پيروزي انقلاب اسلاميو پايه گذاري بيداري اسلاميدر جهان معاصر، معمار بزرگ اين اساس مقدس، “ حضرت امام خميني سلاما... عليه“ و سپس خلف صالح ايشان رهبر معظم انقلاب اسلاميبيش‌ترين توان خود را در حفظ هويت اين انقلاب و منحرف نشدن آن صرف كردهاند. چنان‌كه حضرت امام بارها به اين مهم اشاره داشتند و ميفرمودند:

“ما جمهوري اسلاميلفظي نخواستيم؛ اين‌كه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مي‌كنيم كه بايد حالا كه رژيم رژيم اسلاميشده است محتوا محتواي اسلاميباشد، براي اين است كه يك مملكتي مدعي است من مسلم هستم، افرادش ادعا مي‌كنند كه ما مسلم هستيم لكن در بسياري جاها ديده مي‌شود كه پايبند احكام اسلام نيستند. بسياري از اشخاص ادعاي اسلام مي‌كنند، همان ادعاست؛ ديگر در عمل وقتي كه مشاهده بكنيد ميبينيد كه خبري از اسلام نيست. ما كه مي‌گوييم حكومت همان طور كه اسلامياست، محتوايش هم اسلاميباشد، يعني هرجا كه شما برويد، در هر وزارتخانه كه شما برويد، در هر اداره كه شما برويد، در هر كوچه و برزن كه شما برويد، در هر بازار كه شما برويد، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد، آن‌جا اسلام را ببينيد؛ احكام اسلام را ببينيد. اين براي اين است كه ما حكومت اسلاميخواستيم. ما جمهوري اسلاميلفظي نخواستيم. ما خواستيم كه حكومت ا... در مملكتمان- و ان شاء ا... در ساير ممالك هم- اجرا بشود.

حكومت خدا بر مردم‌ آزادي در حدود قانون است بنابراين، اين توهم كه خوب حالا جمهوري اسلاميشده است و حالا هر كسي خودش هر كاري مي‌خواهد بكند، آزادي شده است و آزاد هر كاري بخواهد بكند، اين‌ها نيست. آزادي در حدود قانون است. يعني آن مقداري كه خداي تبارك و تعالي به ما آزادي داده است. ‌”

(صحيفه نور، ج8‌، ص 282)

در دهه اول انقلاب اسلامي با وجود فشارهاي بيسابقهاي كه بر نظام و انقلابيون اصيل ميآمد و با توجه به شرايط اقتصادي موجود كه عافيتطلبي و دست درازي هاي خيانتكارانه به اموال عمومينيز كم‌تر براي اهلش ممكن بود امام راحل به دفعات نگراني خود را از “خوي كاخنشيني“ مردم و مسؤولين گوشزد ميكردند و با برشمردن اين خوي و الگوي رفتاري به عنوان تنها نقطه ضعف شاه و كارگزاران طاغوت كه آنان را در مقابل مردم و دينشان قرار داد ميفرمودند:

“ ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ نشيني را از اين ملت بزداييم. اگر بخواهيد ملت شما جاويد بماند و اسلام را به آن طوري كه خداي تبارك و تعالي مي‌خواهد، در جامعه ما تحقق پيدا كند، مردم را از آن خوي كاخ نشيني به پايين بكشيد، خود كاخ نشيني اين خوي را مي‌آورد، ممكن است كه در بين آن‌ها هم كسي پيدا بشود لكن نادر است. توجه كنيد كه اين ملتي كه الا‌ن كوخ نشينانش مشغول فعاليت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، اين كوخ نشينان را زحمت بكشيد كه به همين حال خوي كوخنشيني و خوي اين‌كه توجه به كاخ‌ها نداشته باشند نگه داريد تا بتوانيد ادامه بدهيد زندگي صحيح اسلاميرا. آن خوي كاخ نشيني مضر است، خودش مضر نيست، خويش‌ مضر است، لكن خود او، اين خوي را دنبال دارد.”

(صحيفه نور، ج17‌، ص: 376)

آري ، پس از به شهادت رسيدن اكثر انقلابيون اصيل كه در دهه اول انقلاب به دست نفاق پنهان و آشكار از عرصه انقلاب حذف شدند و با جاگيري افرادي كه اغلب به ميانه روي شناخته ميشدند و با وجود سرازير شدن منافع سرشار به خزانه هاي كشور در عصر سازندگي، اين نگراني بيجا نبود. به همين دليل رهبر معظم انقلاب اسلاميپس از امام راحل در ابتداي دولت سازندگي آن دولتيان را چنين بر حذر داشتند:

“ اشتباه است اگر كسي خيال كند ما همان كارهايي كه ديگر حكومت‌ها، ديگر كارگزاران دولت ها در دنيا ميكنند، همان‌ها را ما هم بكنيم خطاست. ما يك اصولي داريم ، ما يك روش‌هاي مخصوصي به‌خودمان داريم، اين‌ها مال اسلام است . اين اصول بايد در دنيا حاكم شود نه آن اصول غلط دنياي جاهلي و استكباري خودش را بر ما تحميل بكند.”

( 26/5/70)

تأكيدات بي‌شمار رهبري معظم انقلاب اسلامي به تأسي از بنيانگذار اين نهضت بر “مبارزه با فساد مسؤولان“ و برخورد با “نوكيسه گان دولتي“ در دولت سازندگي و ايجاد جنبش “عدالتخواهي“ در بين جوانان و دانشگاهيان اشاره به حساسيت شاخصه نفي اشرافي‌گري در نظام اسلاميبراي حفظ هويت آن دارد. چنان‌كه ايشان در سخنان راهبرديشان در دانشگاه علم وصنعت در سال گذشته به اين مهم تصريح كردند وفرمودند:

“ بايستي نظام جمهوري اسلاميرا به معناي حقيقي كلمه‌اش حفظ كرد... ساخت حقيقي و واقعي و دروني، مهم است؛ او در حكم روح اين جسم است. آن ساخت دروني چيست؟ همان آرمان‌هاي جمهوري اسلامياست: عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعي براي ايجاد برادري و برابري، اخلاق، ايستادگي در مقابل نفوذ دشمن؛ اين‌ها آن اجزاء ساخت حقيقي و باطني و دروني نظام جمهوري اسلامياست. اگر ما از اخلاق اسلاميدور شديم، اگر عدالت را فراموش كرديم، شعار عدالت را به انزواء انداختيم، اگر مردميبودن مسؤولان كشور را دست‌كم گرفتيم، اگر مسؤولين كشور هم مثل خيلي از مسؤولين كشورهاي ديگر به مسؤوليت به عنوان يك وسيله و يك مركز ثروت و قدرت نگاه كنند، اگر مسأله‌ خدمت و فداكاري براي مردم از ذهنيت و عمل مسؤولين كشور حذف شود، اگر مردميبودن، ساده‌زيستي، خود را در سطح توده‌ مردم قرار دادن، از ذهنيت مسؤولين كنار برود و حذف شود؛ پاك شود، اگر ايستادگي در مقابل تجاوزطلبي‌هاي دشمن فراموش شود، اگر رودربايستي‌ها، ضعف‌هاي شخصي، ضعف‌هاي شخصيتي بر روابط سياسي و بين‌المللي مسؤولين كشور حاكم شود، اگر اين مغزهاي حقيقي و اين بخش‌هاي اصلي هويت واقعي جمهوري اسلامياز دست برود و ضعيف شود، ساخت ظاهري جمهوري اسلاميخيلي كمكي نمي‌كند؛ خيلي اثري نمي‌بخشد و پسوند “اسلامي” بعد از مجلس شورا: مجلس شوراي اسلامي؛ دولت جمهوري اسلامي، به تنهائي كاري صورت نمي‌دهد. اصل قضيه اين است كه مراقب باشيم آن روح، آن سيرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سيرت توجه داشته باشيد. اين، اساس قضيه است... اجتناب از اشرافي‌گري؛ يعني ضد ارزش كردن. در انقلاب ما اين نكته وجود داشت؛ اين را به‌تدريج بعضي‌ها سعي كردند كمرنگ كنند. اين در مسائل اقتصادي ما اثر دارد، در مسائل رواني ما اثر دارد. اشرافي‌گري و گرايش به اشرافي‌گري، يك ضد ارزش بود در انقلاب. يعني افرادي در سطوح مختلف بودند كه از اين‌كه به اشرافي‌گري نسبت داده شوند، يا از آن‌ها چيزي ديده شود كه جزو خصوصيات اشرافي‌گري باشد، به‌شدت اجتناب مي‌كردند. مسؤولين كشور در درجه‌ اول متعهد به اين قضيه هستند و بايد باشند. اين تدريجاً ضعيف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش كردن اشرافي‌گري، بحمدا... وجود دارد؛ يعني دولت، مسؤولين دولتي ساده‌زيستند، مردميهستند و اين خيلي فرصت خوبي است؛ نعمت بزرگي است. اين يكي از شاخص‌هاست.”

(24/9/87 دانشگاه علم وصنعت)

همان‌طور كه از كلمه “اشرافي‌گري“ نمايان است ؛ آن عبارت است از خوي برتريطلبي و توهم شرف داشتن خود و خانواده و فرزندان و دوستان خود بر ساير مردم و همان‌طور كه امام راحل فرمودند اين رفتار ناشايست ممكن است در افرادي كه به ظاهر كاخ نشين هم نيستند بروز كند و چنان‌چه در فتنه اخير مشاهده كرديم با شعار مردميبودن عدهاي آن‌قدر گرفتار طبقه ممتاز خود هستند كه چون راي و نظر اشراف در اقليت قرار گرفت آن را بهانه اي كردند براي زير سؤال بردن انتخاب اكثريتي كه از طبقه اشراف نبودند و اين همان انحرافي است كه امام راحل و رهبر معظممان ما را همواره از آن بيم داده اند.

در حاشيه اظهار تأسف كروبي و موسوي از اعدام تروريست ها؟!

حمايت از آشوبگران و اغتشاش‌طلبان توسط آقاي موسوي و كروبي به جايي رسيده است كه آن‌ها در ادامه حمايت‌ها و بستر‌سازي‌هاي خود از اقدامات غيرقانوني، اخيراً براي دو نفري كه به جرم اقدامات تروريستي فراوان به دار مجازات آويخته شدند، اظهار تأسف نمودند. براساس اظهارات مقامات مسئول، گروهك تندر در دو سال گذشته اقدامات تروريستي متعددي با حمايت شيطان بزرگ امريكا در سطح كشور انجام داده كه مهم‌ترين آن انفجار حسينيه سيدالشهداي شيراز بود كه منجر به شهادت 14 نفر و زخمي شدن 210 نفر گرديد. براساس همين اظهارات و اسناد موجود، اين گروهك در سال 1388 با هدف متشنج كردن فضاي انتخابات، درصدد بمب‌گذاري در حسينيه ارشاد و مسجدالنبي(ص) نارمك تهران در روز انتخابات بود كه در اين رابطه 5 نفر از عناصر اين گروه از جمله دو تن به نام‌هاي آرش رحماني‌پور با نام مستعار سورنا و محمدرضا علي زماني با نام مستعار برديا دستگير شدند.

خوب است بدانيد كليه اعضاي گروه به داشتن ارتباط با خارج از كشور اعتراف كرده و مسؤوليت مجموعه فعاليت‌هاي تروريستي خود را از طريق راديو و سايت‌هاي ضدانقلاب پذيرفته‌اند كه اين مسأله موجب پذيرش شكوائيه مراجع قضايي توسط پليس بين‌الملل گرديد و براي سران گروهك و تعدادي از عوامل تروريستي آن حكم جلب بين‌المللي صادر گرديده است. همچنين عناصر اين گروه چندين مرحله با افسران نظامي امريكا ملاقات و مبالغ زيادي كمك مالي دريافت كرده‌اند.با اين اوصاف، باز شما از اعدام اين تروريست‌ها اظهار تأسف نموده‌ايد كه صد تأسف بر تأسف شما!! شما را چه شده است كه مستقيم و بي‌محابا از تروريست‌هاي ضد مردمي حمايت مي‌كنيد و اين گونه بسترها را براي اقدامات بعدي آن‌ها مهيا مي‌سازيد!

موسوي همان آغاز با پوشش پارچه اي گريخت

راهپيمايي 22 بهمن در حالي با سخنراني رئيس جمهوري و حضور ميليوني مردم ايران برگزار شد كه سبزها از چندين روز قبل تبليغات وسيعي را براي حضور و ايجاد اغتشاش در مسيرهاي راهپيمايي كليد زده بودند.

به گزارش رجانيوز عليرغم برنامهريزيهاي گستردهاي كه اين جريان براي برهم زدن نظم برنامه داشتند، با حضور گسترده مردم از ايجاد اغتشاش بازماندند. مطابق طراحي هاي انجام شده قرار بود با مدل اسب تروا سبزها ميدان آزادي تهران را به صورت كاملاً آرام و بدون نمادهاي سبز تسخير كنند)!( و بعد در ميان برنامه با هماهنگي ضمن استفاده از پوششها و نمادهاي سبز با شعارهاي پي در پي برنامه را به نفع خود مصادره كنند؛ به گونهاي كه صداي شعارهاي آن‌ها از بلندگو نيز به گوش برسد.

سبزها در عين حال از مدت ها قبل مسيرهاي مختلفي را براي حضورهاي خياباني خود معرفي كرده بودند. اينها البته از جنس همان روِياهاي كودكانه بود كه شعار “ما بي شماريم!” را هم براي كسب روحيه مورد توجه قرار ميداد.

حضور يك پارچه و گسترده مردم در خيابان هاي شهرها و استان هاي كشور اما جايي براي عرض اندام اغتشاشگران باقي نگذاشت. ميرحسين موسوي كه پيش تر عدم حضورش در راهپيمايي 13 آبان انتقادات گسترده اي را در ميان سبزها موجب شده بود، اينبار نيز ترجيح داد تا و همراهانش را واگذارد. اين‌ها همه در حالي است كه برخي از او با عنوان فردي عافيت‌طلب ياد كردهاند كه در شرايط حساس در صحنه حاضر نميشود و تنها با شعار و بيانيه ديگران را به حضور دعوت ميكند.

پيش از اين صادق زيباكلام در مورد عدم حضور ميرحسين در راهپيمايي 13 آبان گفته بود:”فكر ميكنم خود ميرحسين موسوي با صدور بيانيهاي علت عدم حضورش در راهپيمايي 13آبان را تبيين نمايد.” اين در حالي بود كه برخي حاميان او كوشيدند تا با طرح موضوع در حصر بودن او بر عدم حضورش صحه بگذارند. با واكنش حسين كروبي مواجه شد. فرزند مهدي كروبي طي مصاحبهاي كه فايل صوتي آن هم منتشر شد، با رد در حصر بودن ميرحسين گفت: ”نبايد به ملت دروغ گفت و در واقع او شهامت حضور در راهپيمايي 13آبان را نداشت.”

با وجود تلاش هاي گسترده اقليت معدود آشوبگر، راهپيمايي با نظم كامل برگزار شد و تلاش هاي گسترده سبزهاي بي شمار)!( در حالي كه پيشبيني ميشد سلطنتطلبها و اپوزيسيون حضوري ويژه در اين برنامه داشته باشند، تنها در حد اجتماعات محدود و درگيري هاي پراكنده خلاصه شد.

به گزارش رجانيوز ميرحسين كه تصميم داشت به جمع مردم بپيوندد، همان آغاز با شعارها و واكنش مردم مواجه شد كه در نهايت فرار را برقرار ترجيح داد. ميرحسين موسوي ساعت 11 روز 22 بهمن به قصد شركت در راهپيمايي 22 بهمن از خيابان رودكي عازم راهپيمايي بود كه پس از مشاهده حضور ميليوني مردم به سمت يكي از كوچه‌هاي اين خيابان به نام بن‌بست مصطفي رفت و در يكي از كوچههاي اين خيابان پنهان شد.

برپايه اين گزارش كه فارس جزئياتي از آن را منتشر كرده است، وي تا ساعت دو و نيم بعد از ظهر 22 بهمن خود را در اين منزل پنهان كرد. تيم حفاظتي وي پس از مشاهده خلوتي خيابان‌ها و عدم حضور مردم او را تحت مراقبت شديد با پوشش پارچه اي از كوچه خارج كرده و سوار برخودروها به سرعت منطقه را ترك كردند.

انتقادهاي حسين شريعتمداري و رئيس صدا و سيما ازسيدحسن خميني:
اي كاش نسبت به جفايي كه در هشت ماه گذشته به ميراث امام شد، بيانيه مي داديد!

عزت‌ا... ضرغامي -رئيس سازمان صدا و سيما -در نامه‌اي به ادعاهاي سيد حسن خميني در زمينه مستند “شاخص” پاسخ داد.

در اين نامه آمده است:

چارچوب مستند “شاخص” مشابه مستند قبلي “امام روح ا... “ است كه از ناحيه جناب‌عالي و مؤسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسين و تقدير قرار گرفت. نكته تأمل برانگيز اين است كه در اين فاصله كوتاه زماني چه اتفاقي رخ داده كه شاخص‌هاي قضاوت اطرافيان شما را تا اين حد دگرگون ساخته است؟!

از من خواسته‌ايد كه از ياران نزديك امام دعوت كنم تا درباره امام صحبت كنند و موضوع روشن شود. پخش مستند سخنان اين ياران نزديك كه در همان شرايط زماني سخن گفته و اعلام موضع كرده‌اند بسيار واقعي‌تر و باورپذيرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنري و حرفه‌اي مستند نيز به همين است !

ضرغامي در ادامه آورده است: همان‌گونه كه اشاره كرده‌ايد؛ خودتان اين برنامه را نديده و به “منابع موثق “ اكتفا نموده‌ايد! توقع زيادي نيست كه از شما بخواهم شخصاً قسمت‌هايي از اين مستند را ببينيد و يا سرزده به ميان مردم و اجتماعات آنان، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر كه امام (ره) تا آخرين لحظه يك موي آنان را به كاخ نشينان نداد برويد و با آنان در مورد اين برنامه و ديگر برنامه‌هاي مربوط به امام در رسانه ملي صحبت كنيد.

در بخش ديگري از پاسخ رئيس سازمان صدا و سيما به آقاي سيد حسن خميني آمده است: آيا پاداش اين همه تلاش براي نشان دادن چهره نوراني آن امام بزرگ به هنرمندان؛ برنامه‌سازان، دوستداران و علاقمندان آن عزيز سفر كرده در رسانه ملي عباراتي نظير “غيرصادقانه“، “تحريف آميز“، “خشن“، “شخصيت دست ساخته سيما“، “فرسنگ‌ها فاصله با حقيقت امام“، “اشتباه فاحش“، “چشم پوشي از هزاران هزار جلوه رافت و محبت امام“، “مخدوش كردن چهره عارف كامل، مهربان و مقتدر“، “نياز به تذكر كتبي“ و ... است ؟!

ضرغامي در ادامه اظهار داشته است: نمي‌خواهم رنجنامه بنويسم كه يكبار براي هميشه پدر رنج كشيده شما از طرف همه ما بچه‌هاي انقلاب؛ آن را به يادگار گذاشته است.

رئيس صدا و سيما در ادامه خطاب به سيد حسن خميني تصريح كرده است: سخن اين است همان‌گونه كه به حكم وظيفه فرزندي امام، اعتراض جدي به اقدامات صدا و سيما داريد؛ اي كاش همين‌گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفائي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گران‌بهاي امام كردند، و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند؛ بيانيه مي‌داديد و آن اقدامات شرم‌آور را نيز محكوم مي‌كرديد.

ضرغامي در پايان خاطرنشان كرده است: با شما ناگفته‌هاي فراوان ديگري نيز دارم. اين مقدار هم صرفاً به دليل علني شدن دستخط مستقيم جناب‌عالي بود كه تصور آن نمي‌رفت.

با اين همه، مجموع اين دو نامه مايه خير و بركت و خلق انگيزه و ظرفيت جديدي براي بررسي همه جانبه رويدادها و سلوك حكومتي امام عزيز در دهه اول انقلاب است؛ همان ده سالي كه رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند: دوران ده ساله حيات مبارك امام خميني (رضوان‌ا... تعالي عليه)، الگو و نمونه حيات جامعه انقلابي ماست و خطوط اصلي انقلاب، همان است كه امام ترسيم فرمودند. دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خميني، دوران جديد با مشخصات متمايز از دوران امام خميني (قدس سره) آغاز شده است، سخت در اشتباه‌اند. امام خميني، يك حقيقت هميشه زنده است. نام او پرچم اين انقلاب، و راه او راه اين انقلاب، و اهداف او اهداف اين انقلاب است.

حسين شريعتمداري، مديرمسؤول روزنامه كيهان، نيز در يادداشتي اعتراض سيد حسن خميني، نوه امام راحل نسبت به پخش مستند “شاخص” را “تعجب برانگيز” خواند.

شريعتمداري پخش سخنان امام در قالب مستند را يك “نقشه راه” دانست كه سبب ميشود “ترفندها و خيانت هاي گندم نمايان جوفروشي كه زير تابلوي خط امام(ره)، نسخه وارداتي جين شارپ و رابرت هلوي و جرج سوروس صهيونيست را به بازار مكاره فتنه اخير آورده اند”، رسوا شود.

وي با بيان اين مطلب كه “سران فتنه با پخش مستقيم و بي واسطه رهنمودهاي حضرت امام(ره) ديگر امكان سوء استفاده از نام مبارك ايشان را پيدا نكرده اند”، از آقاي سيد حسن خميني پرسيد: “كجاي اين ماجرا، حضرت‌عالي را نگران كرده است؟ رسوايي سران فتنه؟! بيداري و هوشياري نسل هاي سوم و چهارم انقلاب و رويكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگويه دوباره نظرات ملكوتي و گره‌گشاي آن حضرت؟! و...؟!”.

شريعتمداري در ادامه اين يادداشت، به استقبال گسترده مردم از مستند “شاخص” اشاره كرد و اين برنامه را شامل نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) درباره مسائل مختلفي نظير جنايات آمريكا و اسرائيل، خيانت گروه‌هاي تروريستي نظير منافقين، وابستگي بهائيت به رژيم صهيونيستي، آمريكايي بودن نهضت آزادي و بني صدر، ماجراي عبرت انگيز آيت ا... منتظري، ضرورت ترديد نسبت به حمايت بيگانگان از شخصيت‌ها و گروه‌هاي سياسي، توبيخ كساني كه با بيگانگان پيوند ميخورند و انتخابات را زير سؤال ميبرند و ... دانست.

اين فعال سياسي همچنين با بيان اين‌كه “سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و 6MI كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته‌اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند”، از سيدحسن خميني پرسيد چرا از پخش اين برنامه ابراز نگراني ميكند.

شريعتمداري در بخش ديگري از يادداشت خود، به نامه اعتراضي سيد حسن خميني به رئيس سازمان صدا و سيما اشاره كرد و با بيان اين مطلب كه وي در بخشي از نامه خود نوشته است كه “چنان‌كه از منابع موثق شنيده‌ام، برنامه‌اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش ميشود”، اظهار داشت: “با اين حساب، اعتراض آقاي سيدحسن خميني، اعتراض خود ايشان نيست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ايشان- موثق! است كه معلوم نيست چه كساني هستند؟!”.

مدير مسؤول كيهان ادامه داده است: متأسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آن‌ها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته‌اند و از آن‌جا كه اين افراد و سران فتنه به شدت از روشنگري‌هاي حضرت امام(ره) آسيب ديده و رسوا شده‌اند، اين احتمال پيش كشيده ميشود كه مبادا، “منابع موثق”! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همين دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! كاش حجت الاسلام سيدحسن خميني نام اين منابع موثق را بيان ميكردند تا ملت جايگاه آن‌ها را در فتنه اخير ارزيابي كنند.

چرا كه فقط سران فتنه و مديران بيروني آن‌ها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه ديده‌اند و چنانچه آقاي سيدحسن خميني، خود اين برنامه‌ها را مشاهده ميكرد به يقين نگراني و سراسيمگي دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر “منابع موثق” مطرح نمي‌كرد و حرمت و ساحت مبارك امام راحل(ره) را نمي شكست.

مدير مسؤول كيهان در ادامه اين يادداشت نوشت: “فرموده‌اند كه صداوسيما به گونه‌اي غيرصادقانه و تحريف‌گونه، شخصيت امام خميني(ره) را مخدوش كرده است!! كه بايد پرسيد؛ مگر آن‌چه از صدا وسيما پخش شده است، عين و متن سخنان حضرت امام(ره) نيست؟ بنابراين تهمت “غيرصادقانه” چيست؟!”.

شريعتمداري به “تحريف گونه” خواندن مستند شاخص از سوي آقاي خميني هم واكنش نشان داد و نوشت: “تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوي افرادي مانند آيت ا... صانعي، آقاي محتشمي پور و... صورت پذيرفت ولي جناب‌عالي و مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) برخلاف مسؤوليتي كه داريد در مقابل اين تحريف‌ها سكوت فرموديد”.

اين روزنامه‌نگار همچنين با اشاره به اين سخنان سيد حسن خميني كه گفته بود “اين بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه ميزند”، آيات قرآن و روايات معصومين‌(ع) كه دقيقاً به بيان همين مسائل اختصاص دارد را مثال زد و از وي پرسيد: “آيا معتقديد كه اين آيات و روايات نيز بايد از قرآن و احاديث معصومان(ع) حذف شود؟”.

مدير مسؤول كيهان در پايان يادداشت خود، با ذكر آيه 68 سوره آل عمران كه در آن آمده است “ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه... نزديك‌ترين مردم به حضرت ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي ميكنند”، نوشت: “رابطه نسبي با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است؛ ولي محترم تر از آن پيروي و تبعيت از امام راحل(ره) است و هر كه تابع تر، به حضرت امام(ره) نزديك‌تر”.

نامه‌اي دردمندانه به آقاي صدوقي
فتنه هاي اخير ريشه در گذشته دارد

اشاره:

نامه ذيل مربوط به يكي از شهروندان استان يزد به نام آقاي جواد بهبودي است كه خطاب به حجت الاسلام و المسلمين صدوقي امام جمعه اين شهر نوشته و جهت چاپ به دفتر نشريه ارسال شده است. از آن‌جايي كه مطالب آن مي‌تواند براي خوانندگان مفيد باشد، آن را به دست چاپ مي‌سپاريم.

حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمدعلي صدوقي (دامت افاضاته)

نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه يزد

به عنوان يك شهروند يزدي كه دوران درخشان زعامت صدوقي بزرگ و شهيد محراب را از نزديك ديده‌ام، نكاتي را به عرض مي‌رسانم؛ ان‌شاء ا... كه رضايت خالق يكتا را به همراه داشته باشد.

شما بهتر مي‌دانيد كه ابوي بزرگوارتان چطور در انتخابات رياست جمهوري اول راست قامت ايستاد و در جايي كه بسياري از خواص از بني‌صدر حمايت كردند، لحظه‌اي از مخالفت با بني‌صدر كوتاه نيامد و زيباتر اين‌كه با اشاره امام، حمايت و با اشاره‌ ايشان به شدت مخالفت مي‌كرد. ايشان هرگز خود را بر امام مقدم ندانست. شما در خاطرات خود در مجله شاهد ياران شماره 34 در توصيف ولايت‌پذيري ايشان مي‌فرماييد. “يك‌بار هم از جبهه آمدند تهران، پرسيدم: آقاجان! چقدر تهران مي‌مانيد؟ گفتند يزد خيلي گرم است و من هم خيلي خسته‌ام و مي‌خواهم ده پانزده روزي اين‌جا بمانم. ما خيلي خوشحال شديم. فردا صبح 9 و 10 بود كه گفتند “بلند شو برويم سري به امام بزنيم. رفتيم. در بين صحبت، امام پرسيدند: “آقاي صدوقي! كي تشريف مي‌بريد يزد؟ حاج آقا گفتند: فردا “من تعجب كردم ... به حياط كوچك امام كه رسيديم، گفتم: شما كه قرار بود ده پانزده روز اين‌جا بمانيد؛ پس چه شد؟ گفتند: “از اين سؤال امام متوجه شدم كه ايشان مايلند در اين ايام، من يزد باشم. گفتم: “ايشان شايد همين‌طوري پرسيدند. حاج آقا گفتند: خير! نحوه سؤال ايشان به گونه‌اي بود كه من بايد در يزد باشم.” حاج آقا! اكنون بيش از 20 سال است كه شما در كسوت نمايندگي ولي فقيه و امام جمعه يزد، خدمتگزاريد. ولي براي جوانان كه پدر شما را درك نكردند و ديگر مردم حزب ا... يزد سؤالاتي درباره شما وجود دارد كه بي‌جواب مانده است. آيا شما در اين چند روز از خود پرسيده‌ايد كه چرا در تظاهرات خودجوش مردمي صبح چهارشنبه 9/10/88 شعار مي‌دادند: “صدوقي، صدوقي! برائت، برائت”. و آيا سؤال كرده‌ايد چرا همان ياوران صدوقي بزرگ، از فرزند او چنين سؤالي مي‌كنند؟!

بگذاريد سؤالات خودم را با شما چنين مطرح كنم:

حاج آقا! در هشت سال دولت اصلاحات، شما همواره يكي از مدافعان آقاي خاتمي بوديد؛ در حالي‌كه بهتر از ما مي‌دانيد سياست فرهنگي آقاي خاتمي در دوران وزارت ارشاد، شديداً مورد اعتراض ولي فقيه زمان، خامنه‌اي عزيز (روحي فداه) قرار گرفت تا آن‌جا كه مجبور به استعفا گرديد؛ ولي شما او را در پست رياست جمهوري مورد حمايت قرار داديد و مدتي را در مسؤوليت معاونت پارلماني حقوقي وي فعاليت كرديد. حتي در دوراني كه در نشريات اصلاح‌طلب، بزرگ‌ترين جسارت‌ها به اسلام، قرآن، ائمه طاهرين و حتي خداوند شد. حداقل اعتراضي به سياست ضد فرهنگي ايشان نكرديد تا آن‌جا كه نوشتند مي‌توان عليه خداوند تظاهرات كرد و ... . 520 مورد شبهه‌افكني، جسارت به مقدسات و ... از فروردين 77 تا آذر 78 در اين روزي نامه‌ها به نام آزادي و اصلاحات درج گرديد. در حالي‌كه مقام معظم رهبري آن را به شبيخون فرهنگي تشبيه كردند، شما چقدر موضع‌گيري كرديد؟! آيا اگر پدر شما در قيد حيات بودند، سكوت پيشه مي‌ساختند و اين دولت را حمايت مي‌كردند؟

به نام رفرم و اصلاحات، بزرگ‌ترين جسارت‌ها به ساحت مقدس اسلام، قرآن، ائمه طاهرين و ... صورت دادند. قانون اساسي و اصل مترقي آن ولايت فقيه كه ميثاق خون شهدا بود و در تدوين و تصويب آن شهيد محراب صدوقي، پدر شما، بسيار تلاش كرد و رنج كشيد، مورد حمله قرار گرفت. شما بهتر مي‌دانيد در فرهنگ سياسي، رفرم يا اصلاحات به اموري گفته مي‌شود كه دست‌اندركاران اين سياست در قالب قانون اساسي و حكومت رايج كشور دست به اصلاحات مي‌زنند. ولي آيا در دوره اصلاحات، حركت دولت اصلاحات خاتمي! در چارچوب جمهوري اسلامي بود و يا در پي براندازي بودند؟

آيا يك‌بار اتفاق افتاد شما دولت آقاي خاتمي را به نقد بكشيد و به سياست‌هاي هنجارشكن فرهنگي، سياست خارجي ذليل كننده دولت و ... انتقاد كنيد؟! ولي در دوره اول رياست جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، زبان نقد شما در نماز جمعه باز بود. ما مخالف انتقاد نيستيم، ولي چرا انتقاد گزينشي صورت مي‌گيرد؟ زماني‌كه آقاي خاتمي در سفر به آمريكا، آبراهام لينكلن - يكي از روِساي جمهوري آمريكا - را كه دستش به خون بيگناهان ملت‌ها آغشته بود، شهيد ناميد و از جانب آنان كه اندك اطلاعي از تاريخ امريكا داشتند مورد خنده قرار گرفت، شما اعتراض نكرديد يا حداقل گوشزد نكرديد كه شهادت در مكتب اسلام به ويژه در شيعه است.

از شما به عنوان يك روحاني سؤال مي‌كنم آيا بردن يك خشت خام، مظهر اوج غناي فرهنگ ايران و اسلام است يا با عزت تمام در دانشگاه كلمبيا از عزت اسلامي و ايراني سخن گفتن؟ حاج آقا! حرمت‌شكني‌ها در يزد و آن‌چنان بالا رفت كه يك هنر پيشه معلوم الحال زن، بر روي سن، پسري را جلوي چشم حاضران بوسيد؛ در حالي‌كه همه مي‌دانيم و شما بهتر مي‌دانيد آيتا... شهيد صدوقي نسبت به ورود افراد معلوم الحال به اين استان بسيار حساس بود. مگر شهيد محراب نبود كه جلوي سخنراني مادر رضائي‌ها را گرفت؟! مگر شهيد محراب نبود كه به سردبير روزنامه انقلاب اسلامي بني‌صدر اجازه ورود به شهر نداد و از همان فرودگاه او را به تهران بازگرداند؟ در حالي‌كه در دوره اصلاحات، استان يزد مأمن سخنراني افراد هتاكي بود كه به نام اصلاحات، نظام و اركان اساسي آن را زير سؤال مي‌بردند. آيا شما نيز مثل پدر بزرگوارتان جلوي آن‌ها را گرفتيد و يا اجازه داديد سخنراني كنند؟ و...

حاج آقا! آيا هيچگاه از خود سؤال كرده‌اند كه چرا پايگاه انقلاب، مسجد حظيره، ديگر آن تجمعات بزرگ دوران شهيد محراب را به خود نمي‌بيند؟ اكنون ديگر از آن نماز جماعاتي كه با انبوه جمعيت حتي در دوران مرحوم آيت ا... خاتمي برگزار مي‌شد، خبري نيست.

حاج آقا! بعد از آن‌كه انتخابات مورد تأييد مقام معظم رهبري قرار گرفت و حكم رياست جمهوري توسط نايب امام زمان تنفيذ شد و دستگير شدگان غائله بعد از انتخابات آن اعترافات تكان دهنده را داشتند، بخصوص اعترافات آقاي ابطحي، رفتن به ملاقات آقاي ابطحي از جانب شما چه معنايي دارد؟ آيا حق مي‌دهيد همان كساني‌كه روزي براي پدر شما، حكم امين را داشتند، از شما رنجيده باشند و از شما توضيح بخواهند كه چرا به اين ديدار رفتيد؟ چرا از مجمع روحانيون كه علناً در برابر فرمان رهبر انقلاب ايستادند، تبري نجستيد؟

نگاهي به خطبه نماز جمعه خود و ديگر خطباي جمعه مراكز استان‌ها در موضع‌گيري نسبت به جسارت به عكس امام بيندازيد. آيا جاي اين سؤال باقي نمي‌ماند كه چرا شما چنين موضع‌گيري كرديد و آيا نبايد شديدتر موضع مي‌گرفتيد؟ اگر شهيد محراب (ره) بود اين چنين موضع مي‌گرفت؟ حاج آقا! وقتي فيلم تظاهرات مردم تبريز را ديدم كه چگونه آيت ا... محسن شبستري نماينده ولي فقيه بر سر خود مي‌زند، و يا سخنان مرجع عالي‌قدر آيت ا... نوري همداني كه آن شجاعت را از خود نشان دادند و مصاحبه شما را در تجمع مردم يزد ديدم، واقعاً از خود سؤال كردم اگر آيت ا... صدوقي مي‌بود همانند فرزند خود عمل مي‌كرد؟ همان مردي كه سينه خود را دربرابر گلوله عمال رژيم پهلوي قرار داد.

حاج آقا صدوقي! آن‌چه ما امروز شاهد هستيم، برخاسته از حوادث پس از انتخابات نيست. اين همه جسارت و گستاخي‌ها، حاصل 8 سال استيلاي دولت اصلاحات يا بهتر بگوييم دولت فرهنگ اسلامي برانداز خاتمي است. نطفه آن در دوره رياست جمهوري آقايان هاشمي و خاتمي بسته شد؛ نطفه‌اي كه تداعي كننده نطفه‌اي است كه حكومت اسلامي آندلس را سرنگون كرد؛ نطفه‌اي كه مشروطه مشروعه را خفه كرد و استيلاي آمريكا را در نهضت ملي شدن نفت باعث شد. ولي ملت شجاع و ولايتمدار اجازه نخواهد داد تا اين نطفه بسته شود و مولود حاصل شده فوق را، نابود خواهد كرد. حاج آقا! حق بدهيد كه نگران باشيم. حق بدهيد كه بيش از پيش سر بر آستان ولايت ائمه طاهرين سائيده و از ولايت فقيه كه استمرار ولايت ا... است دفاع نموده و جان فدا كنيم. تاريخ مبارزاتي اين ملت نشان داده است كه دفاع از اسلام و شيعه، در رگ و پوست و جان او ريشه دوانده است. بگذاريد در پايان بار دگر اين كلام گهربار امام خميني (ره) را در وصف آيت ا... شهيد محراب صدوقي يادآور شوم كه “يزد سرپرستي دانشمند را از دست داد.” يزد واقعاً يتيم شد و هنوز غبار بي‌پدري بيش از پيش ما را مي‌آزارد.

حاج آقا صدوقي! البته فرزندان ولايي خميني نستوه، هرگز جسارت به بيت شريف آن يادگار دوران و امين امام راحل را برنمي‌تابند و به شدت محكوم مي‌كنند. مطمئن باشيد فرزندان حزب ا... آن زمان كه علي زمان دستور دهد به صحنه كارزار آيند، كفن پوشيده و حرمت‌شكنان و فتنه‌گران را براي هميشه به مزبله تاريخ خواهند سپرد؛ ولي عزيز بزرگوار! شما نماينده ولي فقيه هستيد؛ نگذاريد بيت شما محل رفت و آمد كساني باشد كه از پول امام زمان مي‌خورند و به امام زمان و نائبش جسارت مي‌كنند، بسيج اين يادگار خميني كبير را هتك حرمت مي‌كنند، آن هم بر سر منبري كه جاي بيان كلام ا... و سيره انبيا و اولياء است. هر چند كه اقيانوس عزت اسلامي مواج خواهد ماند.

 يادداشت هفته

پرده نفاق كنار مي رود!

علي علي شيرازي

همه دوربين‌ها به كار افتاده‌اند. لحظه به ‌لحظه را فيلمبرداري مي‌كنند. هر آن چه هست و هر كس و هر چيز، در هر لحظه و در هر مكان است؛ در آسمان و زمين، از ديد دوربين‌ها پنهان نيست. رفتار و گفتار و اشاره‌ها، ثبت و ضبط مي‌شود.
خداوند در آيه 61 سوره يونس مي‌فرمايد: “هركاري انجام دهي، ما گواه بر شما هستيم، هيچ امري از علم و دانش پروردگار تو - حتي به اندازه سنگيني ذره‌اي - مخفي نمي‌ماند؛ نه در زمين و نه در آسمان، و نه كوچك‌تر و نه بزرگ‌تر از آن، مگر اين‌كه همگي در كتاب آشكار ثبت است.”
نيت‌ها را هم مي‌نويسند و ضبط و ثبت مي‌كنند. ذره‌ها هم - چه خير و چه شر - ثبت مي‌شوند.
همه اعمال و رفتار در يك پرونده - براي هر شخص - گردآوري مي‌شود. يك روز نيز كه “يوم تبلي السرائر” است، همه پرونده باز مي‌شود.
در آيه 13 سوره اسراء مي‌خوانيم: “ما مقدرات و نتيجه اعمال نيك و بد هر انساني را طوق گردن او ساختيم و روز قيامت كتابي براي او بيرون آوريم، در حالي كه آن نامه چنان باز باشد كه همه اوراق آن را يكباره ملاحظه كند.”
در آن روز انكار فايده ندارد. ذره‌اي غير ثبت شده نيست. حتي يك عمل كوچك را هنمي‌شود پنهان كرد.
پرده كنار مي‌رود. جلسات قبل از انتخابات دهم به نمايش گذاشته مي‌شود. لحظه‌ها و حرف‌ها ديده و شنيده مي‌شود. نيت‌ها آشكار مي‌گردد. تصميم‌ها به نمايش مي‌آيد.
ميلياردها انسان شاهد و ناظرند. عجب صحنه‌ها و حرف‌هايي! چه نخبگاني! عده‌اي آگاهانه، برخي غافل، بعضي دنياطلب، گروهي فزون‌خواه، جمعي از روي حسادت،‌ اندكي نفوذي!
صحنه پشت صحنه! جلسات سران كاخ سفيد، روِساي سازمان سيا، منافقين، توده‌اي‌ها، سلطنت‌طلبان. حرف‌هاي اوباما! ولي نصر را ببين. رضا پهلوي! سرنخ‌ها را نگاه كن؛ يعني اين‌ها با هم ارتباط دارند. آقايان خاتمي، موسوي و كروبي مي‌دانند آلت دست شده‌اند؟
صحنه‌ها را ببين! يك هفته قبل از انتخابات. حرف‌ها را بشنو! تقلب! اغتشاش! جلسات در آمريكا و انگليس! همه‌چيز به يك باره آشكار مي‌شود.
نزديك هشت‌ماه مي‌گذرد و هنوز عده‌اي به خود نيامده‌اند. حرف‌هاي مقام معظم رهبري را جدي نگرفته‌اند. آيا باور دارند كه قيامت نزديك است؟ نزديك‌تر از چشم به ابرو!
درد انسان “غفلت” است؛ همين غفلت، چشم‌ها را كور، گوش‌ها را كر، و قلب‌ها را تاريك مي‌كند. حق را نمي‌بينند. تصور مي‌كنند براي هميشه ماندني‌اند!
شمشيرها را به روي جمهوري اسلاميكشيده‌اند و با خون شهدا بازي مي‌كنند. بيانيه پشت بيانيه! دعوت به آشوب! شعارهاي انقلاب را يكي پس از ديگري كنار مي‌گذارند. ميدان را براي ضد انقلاب و منافقين باز مي‌كنند.
آن مدعي اصلا‌حت در نحيف‌ترين و مضحك‌ترين سخنراني عمر سياسي خود، مدعي شد نظام جمهوري اسلاميدر برابر اعتراضات مترقي و مدني شهروندان، خون مردم را بي‌رحمانه به زمين ريخت و حتي اجازه برگزاري مراسم ترحيم را به خانواده‌هاي شهدا نداد!
كدام شهيد؟ يك نمونه آن، ندا آقاسلطان است. طرحي كه توسط آمريكا و انگليس ريخته شد. شبيه آن را در سال 2002 در ونزوئلا اجرا كردند.
چه زماني وارد ايران مي‌شوند؟ چرا همه صحنه‌ها، چونان يك صحنه فيلم‌سازي پيش مي‌رود؟ چرا آرش حجازي كه به اصطلاح دكتر همراه نداست، چند روز پس از قتل ندا، اوايل تيرماه 1388 به انگليس مي‌رود و با بي‌بي‌سي مصاحبه مي‌كند و ماجرا را طبق دستور پيش مي‌برد.
كروبي مي‌گويد: “فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلاميكه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور، از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.”!
ميرحسين موسوي كجا ايستاده است؟ كسي كه امروز خاتمي وي را تندرو مي‌داند!
چه كساني با سكوتشان، اين جريان را تأييد كردند؟ چه كساني وارد صحنه‌هاي اغتشاش شدند؟ فائزه و مهدي‌ هاشمي كجا بودند؟ مجمع روحانيون كجا بود؟ مشاركت و مجاهدين انقلاب چه؟
آنان كه در برابر اتهام‌هاي بزرگ موسوي و كروبي به نظام سكوت كردند و دم برنياوردند، امروز چه توجيهي دارند؟ آنان كه به نداي مقام معظم رهبري لبيك نگفتند و به بهانه‌هاي واهي و به اسم نقد احمدي‌نژاد، زمينه‌ اهانت به امام و مقام معظم رهبري و عاشورا و امام زمان(عج) را فراهم ساختند، امروز چه حرفي دارند؟
“يوم تبلي السرائر” حق است! من و شما هم مي‌ميريم! آيه 61 سوره يونس و آيه 13 سوره اسراء حق است. پرده‌ها كنار مي‌رود و حقايق روشن مي‌شود.
چه كساني سخن از حكميت و وحدت با ضد انقلاب دارند؟ در جنگ صفين چه كسي سخن از حكميت داشت؟ طرح “لويي جرگه” براي چيست؟ از تيرماه تا به امروز چند ماه مي‌گذرد كه خاتمي تصور كرده حرف‌هايش از خاطرات محو شده و مي‌گويد: بايد از استقلال، آزادي و جمهوري اسلاميدفاع كرد!
از اهانت‌هاي كروبي به نظام، چندماه گذشته كه وي مي‌گويد به اصل ولايت فقيه معتقدم!
حالا آقايان دم از قانون مي‌زنند و آقاي هاشمي هم به وحدت فرا مي‌خواند تا برخي تصور كنند حلال مشكلات اين‌هايند و ديروز فراموش شود.
چه بجاست كه آقاي هاشمي با محكوم كردن سران فتنه، به رهبري ياري رساند تا فتنه‌جويان، فضاي غبارآلود را شديدتر نكنند.
امروز بسياري از حقايق براي مردم روشن شده است. دشمن در صدد است با فتنه‌اي جديد، فضا را آلوده‌تر سازد. دشمن دست‌بردار نيست. آنان در عرصه جنگ نرم به دنبال توطئه نويي هستند. تماميخواص بايد وارد عرصه شوند. بر هواي نفس پا بگذارند. تسليم ولي امر زمان گردند. به حرف‌هاي ولايت گردن نهند تا فتنه نهروان تكرار نشود.
فتنه‌گران ناكام درصدند تا در پشت نقاب نفاق جديد پنهان شوند و زمينه را براي فتنه‌ ديگري و نفوذ در اركان حاكميت فراهم سازند.
بايد بيدار بود. بايد فتنه‌ها را شناخت. بايد از علي زمان جدا نشد؛ تا نيرنگ دغلبازان كارگر نشود.
چرا ديروز قانون را محور قرار ندادند؟ چرا آن روز كه مقام معظم رهبري به تبعيت از قانون فرا خواندند، برخي بر طبل رسوايي كوبيدند؟
آن روز كه پرده‌ها كنار رود و حقايق روشن گردد، اينان چه دفاعي در برابر پروردگار دارند؟
آنان كه سكوت كرده‌اند، چه دفاعي دارند؟ آن‌ها كه با فتنه‌گران برخورد جدي نمي‌كنند، چه پاسخي مي‌دهند؟!
آنان كه با علي حركت نمي‌كنند و در كنار مردم گام بر نمي‌دارند، چه مي‌گويند؟!
22 بهمن روز اعلام انزجار از آمريكا و اسرائيل و اعلام برائت از دشمنان امام و انقلاب بود. روز تجديد بيعت با مقام معظم رهبري و دفاع از ارزش‌ها بود. روز انزجار از خاندان پهلوي است. روز برائت از ضد انقلاب داخلي و خارجي بود.
22 بهمن روز شكرگزاري از نعمت‌هاي الهي و دستاوردهاي بزرگ انقلاب بود؛ و ملت نشان داد كه برترين شكر پايبندي به اوامر ولي امر زمان و تبعيت بي‌چون و چرا از مقام معظم رهبري است.
هر كس غير از اين راه را برود، در هر موقعيت و مقاميباشد، با ما نيست و بر ماست.
هر كس كه در زير خيمه آمريكا باشد، در زير خيمه معاويه و بر ضد علي است. تنها آنان كه زير پرچم ولايت فقيه سينه مي‌زنند، با علي هستند.
حق با مقام معظم رهبري است و مقام معظم رهبري با حق است. هر راهي غير از اين راه، راه فتنه است.
21 سال است مقام معظم رهبري “علمي” را به دست دارد كه امام آن را برافراشت. هر كس هم كه دم از امام مي‌زند بايد در زير اين بيرق قرار گيرد و الا منافق است. توبه منافق نيز هرگز پذيرفته نمي‌شود.
حضرت علي(ع) در خطبه 194 مي‌فرمايد: “اي بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش مي‌كنم و شما را از منافقان مي‌ترسانم، زيرا آن‌ها گمراه و گمراه كننده‌اند... سخن مي‌گويند اما به اشتباه و ترديد مي‌اندازند، وصف مي‌كنند اما فريب مي‌دهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن‌بست مي‌كشانند، آن‌ها ياوران شيطان و زبانه‌هاي آتش جهنم مي‌باشند.”

 شما و پرتو

شما و پرتو

واقعاً جاي تعجب است پس از اين همه وقايع تلخ، چرا سران فتنه محاكمه نشده‌اند.
5367...0935

من از پيش شماره اول، پرتو را تهيه كرده‌ام و مي‌توان گفت پيش قراول توليد قدرت نرم در عرصه مطبوعات كشور است.
6491...0913

مسؤولا‌ن مربوطه! اگر موسوي، كروبي و... بايد مجازات شوند، كي زمانش فرا مي‌رسد؟
3703...0914

آقايان موسوي و كروبي! اين مملكت رهبري با بصيرت، آگاه و دلسوز و قانون اساسي دارد. لا‌زم نيست شما نگران بحران شويد، بهتر است پي كار خود برويد.
2088...0915

مالك اشتر به خيمه‌هاي كفر، نفاق و شرك رسيده است. درنگ جايز نيست.
احمد مظلوميان-تربت حيدريه

تا كي بايد اظهارات مسأله‌دار آقاي مشايي را بشنويم؟
3256...0911

از دست‌اندركاران توليد و پخش نمايش تلويزيوني «دروازه ساعات»، تشكر مي‌كنم. ان‌شاءا... بيش‌تر شاهد توليد و پخش چنين برنامه‌هايي باشيم.
2582...0915

­«اين عمار» كه تبيين حقايق بكند
«اين عمار» كه از دست شما دق بكند
اشعث و اشعري و طلحه به هم ساخته‌اند
تيغ تيز حكميت به علي آخته‌اند
ليك اين قصه به تقدير علي خواهد بود
حكم اين‌جا فقط از آن ولي خواهد بود
ما حبيبيم و به جز عشق در اين دل‌ها نيست
«اين عمار» كه ببيند كه علي تنها نيست
9452...0916