وقف و كاركردهاي آن
محمد حسين ذوالفقاري
وقف از روشنترين مصاديق صدقه جاريه است. از نگاه حقوقي عقدي است كه بين شخص و خدا در راه او بسته ميشود و طي آن واقف اصل مال خود را نگه داشته، منافع آن را رها ميسازد.
از آنجا كه لاجرم پرونده آدمي با مرگ بسته ميشود؛ ميتوان با وقف آنرا همچنان مفتوح نگه داشت تا پذيراي توشه و عمل صالح گردد. وقف به چهار دسته عام، خاص، وقف انتفاع و وقف منفعت تقسيم شده است كه شامل امور خدماتي-رفاهي، بهداشتي-درماني، فرهنگي، كشاورزي و... ميشود. مانند: ساختن مساجد، مسافرخانهها، بيمارستانها، سرويسهاي بهداشتي، مراكز صنعتي، آباداني امامزادهها، كمك مالي به حرمين شريفين و زائران كربلاي معلا، نگهداري از بيماران، وقف درختان ميوه براي بچههاي تازه وارد به مساجد، تأمين هزينههاي زندگي طلاب، دانشجويان و عالمان، كمك به مؤسسات علمي، خيريه و غيرانتفاعي، مدارس، كتابخانهها، تجهيز سربازان و مجاهدين، تعمير پلها، حفر قنوات، نصب وسايل گرمازا و خنككننده، روشنايي معابر، مراكزي براي سرپرستي بچههاي يتيم، تهيه ظروف غذا ويژه مناسبتهاي شادي و غم براي كساني كه توانايي خريد و تهيه آنها را ندارند، ايجاد بوستانها و باغها ويژه رهگذران، ايجاد گورستانها، تهيه سفرههاي افطاري، كمك به نابينايان، تأمين درماندگان، غرس اشجار براي زيبايي شهر، بازسازي كتابها بهويژه قرآن، تأمين زندگي نوعروسان، وامهاي قرضالحسنه درمان و... . با تدبير صحيح، راههاي معقولي براي هدايت وقف و درآمد آن يافت ميشود. مانند ساخت مسكن و تسهيلات ازدواج جوانان، ترغيب دانشهاي نوين، ايجاد بنگاههاي اقتصادي. از اينرو دستان هميشه جاري واقفان ميتواند گره از مشكلات جامعه بازنمايد.
جرعه هايي از نور
اشاره
روزهاي پاياني ماه صفر مصادف بود با رحلت جانسوز پيامبر اعظم (ص)، شهادت مظلومانه امام حسن مجتبي و امام رضا عليهما السلام. به همين مناسبت، جرعه هايي از فرمايشات نوراني آن بزرگواران را توشه راه مي سازيم.
پيامبر اعظم(ص:)
كسي كه بدون صلاحيت علمي براي مردم فتوا دهد، خود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است.
(اصول كافي، ج1، ص54)
از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوب تر است كه براي بندگان سودمندتر باشد.
(نهج الفصاحه، ص 15، ح 86 )
هرچه را خداوند براي مؤمن، مقدر فرمايد، خير او است، خواه حوادثي كه او را ناراحت ميكند مثل بيماري و خواه اموري كه او را خوشحال ميكند.
(تحف العقول، ص48)
سرور و سيد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سيد و سرور انسان ها در قيامت پرهيزكاران مي باشند.
(بحارالانوار، ج68، ص350)
بدترين مردم كسي است كه مردم از او آزار ببينند و از او بدتر كسي است كه مردم از شرش به وي اكرام كنند و از او بدترهم كسي است كه دينش را به دنياي فرد ديگري بفروشد.
(بحارالانوار، ج72، ص281)
بهترين ياران كسي است كه ناسازگارياش اندك و سازگارياش بسيار باشد.
(تنبيه الخواطر، ج2، ص123)
عبادت هفتاد جزء است و بالاترين و بزرگترين جزء آن، كسب حلال است.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند، دعا را از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد.
(كنز العمال، ج2، ص72)
كسي كه نماز را از وقتش تاخير بيندازد (فرداي قيامت) به شفاعت من نخواهدرسيد.
(بحارالانوار،ج83، ص20)
اولين چيزي كه از انسانها سؤال ميشود، نمازهاي پنج گانه است.
(كنز العمال، ج7، حديث18859)
در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد؛ زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست ميرسد.
(كتاب التجارات، ح2133)
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد: تعدي، و ناسپاسي پدر و مادر.
(كنز العمال، ج 16، ص462)
امام حسن (ع:)
انسان تا وعده نداده، آزاد است. اما وقتي وعده ميدهد زير بار مسؤوليت ميرود، و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد.
(بحارالانوار،ج78،ص113)
خيري كه هيچ شري در آن نيست، شكر بر نعمت و صبر بر مصيبت ناگوار است.
(تحف العقول، ص237)
تعجب ميكنم از كسانيكه در غذاي جسم خود فكر ميكنند ولي در امور معنوي و غذاي جان خويش تفكر نميكنند.
(بحارالانوار، ج1، ص218)
بين حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بيني حق است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسياري را بشنوي.
(تحف العقول، ص 229)
هيچ قومي با همديگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدايت شوند.
(تحف العقول، ص 233)
خويشاوند كسي است كه دوستي و محبت،او را نزديك كرده باشد و اگر چه نژادش دور باشد. و بيگانه كسي است كه از دوستي و محبت به دور است گرچه نژادش نزديك باشد.
(همان، ص234)
هركه پيوسته به مسجد رود به يكي از اين هشت فايده مي رسد:
1- نشانهاي استوار (فهم آيات الهي)،
2- دوستي قابل استفاده،
3- دانشي تازه،
4- رحمتي مورد انتظار،
5- سخني كه به راه راستش كشد،
6- يا سخني كه او را از پستي برهاند،
7- و ترك گناهان به خاطر شرم از خدا،
8- يا ترك گناهان به خاطر خوف از خدا.
(همان، ص 235)
كسي كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چيز را مطيع او گرداند.
(بحارالانوار، ج71، ص184، چاپ ايران)
امام رضا(ع: )
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.
(بحارالانوار، ج78، ص347)
هيچ بنده اي حقيقت ايمانش را كامل نمي كند مگر اين كه در او سه خصلت باشد: دين شناسي، تدبر نيكو در زندگي، و شكيبايي در مصيبتها و بلاها.
(بحار الانوار، ج 78، ص 339
دوست هركسي عقل اوست و دشمن هر كس ناداني اوست.
(جهاد النفس، ح82)
آن كسي كه نفسش را محاسبه كند، سود برده و آن كسي كه از محاسبه نفس غافل بماند، زيان ديده است.
(بحارالانوار، ج78، ص352)
هر كس به رزق و روزي كم از خدا راضي باشد، خداوند از عمل كم او راضي خواهد بود
(بحارالانوار، ج 78، ص357)
هر كس اندوه و مشكلي را از مؤمني بر طرف نمايد، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش بر طرف سازد
(اصول كافي، ج 3، ص268)
مبادا اعمال نيك را به اتكاي دوستي آل محمد(ص ) رها كنيد، مبادا دوستي آل محمد(ص) را به اتكاي اعمال صالح از دست بدهيد؛ زيرا هيچ كدام از اين دو، به تنهايي پذيرفته نميشود.
(بحارالانوار، ج78، ص348)
كليدخوشبختي(13))
آسيب هاي ايجاد محدوديت در ازدواج
سؤال: دختري هستم در سن ازدواج كه حدود 22سال دارم . به نظر ديگران يعني اطرافيان و دوست و فاميل ، دختر با ايمان وخوبي هستم و در چشم فاميل دختر مثبتي به حساب ميآيم وآماده ازدواج هستم ، ولي تا كنون هيچ يك از خواستگارانم آنطور كه دوست د اشتم ، نبوده اند. علاقه دارم هر چه زودتر ازدواج كنم، ولي خواستگار خوبي ندارم و جديداً ديگر خواستگاري برايم نميآيد، خيلي نگران آينده هستم ، لطفاً راهي را به من پيشنهاد كنيد.
استاد حسيني: دو سه نكته را من عرض ميكنم. يكي اين كه در انتخاب همسر بايد شرايطي را در نظر گرفت، اما اين شرايط را اگر خيلي سخت بگيريم همسر محدود ميشود، به قول بزرگان ميگويند كه كثرت شرايط، قلت وجود ميآورد . اگر به فرزندتان بگوييد: برو نان بگير، فرزندتان ميگويد: چشم. ميرود نان ميگيرد و ميآورد. اگر بگويي برو نان سنگك بگير، هي بايد اين طرف وآن طرف بگردد تا يك سنگكي پيدا كند. اگر گفتيد كه نان سنگك كنجددار، باز كار مشكل تر ميشود. اگر گفتيد: نان سنگك كنجددار شاطر عباس بگير، ديگر گير نمي آيد!
اگر ما براي همسرمان خيلي شرايط بگذاريم كه قدوقامتش چنان باشد، سوادش چنين باشد، پدرش چنين باشد، مادرش چنان باشد، همسر كمياب ميشود. براي يك دختر خانمي خواستگار خيلي خوبي آمده بود، دختر خانم قبول نكرده بود، گفتم : چرا قبول نكردي؟ گفت مادرش دهاتي بود. گفتم: مادرش دهاتي باشد، شما با پسر ميخواهي زندگي كني . كثرت شرايط، قلت بهوجود ميآورد. در هر صورت بايد اهم ومهم كرد. اين نكته مربوط به انتخاب است؛ چه در برادران وچه در خواهران.
استاد معصومي: پدر و مادرها گاهي مانع جدي در راه ازدواج فرزندان هستند. مادر ميگويد من يك دختر دارم و ميخواهم او را به عقد بهترين داماد درآورم و يكسري شرايط متعدد ميگذارند. من به دختر خانم عرض ميكنم: شما چه بسا تعداد زيادي خواستگار داشتيد، ولي ايده ال فكر كرديد. وقتي ما درباره فرزندانمان ايده ال ميانديشيم و برنامهريزي ميكنيم، بچه ها را گرفتار چنين ناهنجاريهايي در جامعه ميكنيم. اسلام خواسته است ازدواج سهل وآسان باشد وبا حداقل شرايط لازم انجام شود و بقيه شرايط فضل است، اما شرط نيست. اگر پدر ومادرش مؤمن بودند، حالا پولدار هم بودند، شايد كمي بهتر باشد، اگر داشت خوب است، اما اگر نداشت رد نمي شود، و... . اين فضل است وشرط نيست. جواني ميگفت: من دو سال است كه دنبال دختر مناسبي ميگردم. گفتم: چه ميخواهي؟ گفت: دختر بايد مؤمن باشد، پدر ومادرش مؤمن و متدين باشند، از لحاظ جمال هم خوب باشد چشمش تقريباً روشن باشد، موهايش كمي زرد باشد، صاف باشد، چنين باشد، قدش اين قدر باشد، ديدم بيست تا شرط را مطرح كرد. گفتم: شرط ديگري نداري؟! گفت نه، گفتم: تو خودت چشم هايت چپ است ! آن كسي كه تو ميخواهي با اين شرايط، بايد در بهشت پيدا كني ! گفت: آخه ، ما دل داريم، گفتم آن بيچاره اي هم كه ميخواهد با تو ازدواج كند، او هم دل دارد . ما هميشه ديگران را ميخواهيم به ايده ال خودمان برسانيم، خودت چه قدر ايده ال هستي ؟! امروز بايد بيش از هر چيز در توسعه فرهنگ ازدواج زحمت كشيد وشايد اين يكي از مهمترين كارهاي فرهنگي، ديني و تبليغي به شمار آيد، يك كار كاملاً ريشه اي. اگر جوان را با مباني صحيحي ازدواج داديد، تا آخر عمر در اين فضا قرار خواهد گرفت و در صورتي كه عقب افتاد و از دين خارج شد، ازدواج ميكند وتا آخر عمر گرفتار يك خانواده بي دين خواهد شد.
سؤال: يكي از آثار محدوديت هايي كه والدين براي ازدواج فرزندانشان ايجاد ميكنند، اين است كه دخترها وپسرها به سمت ارتباطهاي پنهاني هدايت ميشوند. چنين افرادي را چگونه راهنمايي كنيم؟
استاد حسيني: اگر پدري برخلاف مصلحت دختر ، او را از ازدواج منع كند، درقانون پيش بيني شده است كه دادستان ميتواند به نيابت از پدر اين اجازه را صادر كند و اين ازدواج انجام شود. اما قبل از اين كه به اين مرحله برسد اين دختر خانم بايد با يكي از اقوامش كه فرد انديشمند و روشن بين و فهيمي است و با پدر او مانوس تر است صحبت كند و نظر پدر را به خواست درست فرزند معطوف كند. انشاءالله اين كار انجام خواهد شد.
استاد معصومي: يكي از مشكلاتي كه معمولاً بچهها دارند و يا گاهي خودشان اين را يك مانع فرض ميكنند، مشكلات مالي است، بخصوص اين كه شارع مقدس روي اين مسأله دست گذاشته است كه شما برويد ازدواج كنيد، اما اگر مشكل مالي داريد بدانيد كه اين مشكل را خداوند برطرف ميكند و متكفل ميشود. خداوند ميفرمايد: “يغنهم الله من فضله” اگر از فقر ميترسيد خدا شما را بينياز ميكند. ما بايد باورمان بيايد خدا در اين عالم كارهاي است، مخاطب بنده پدر و مادرها و همينطور بچهها هستند. باور كنيم خداوند متعال در اين عالم فعال مايشاء است. او تأثير ميگذارد و همچنان تأثير خواهد گذاشت. وعده خداوند حق است. جواني به بنده گفت: حاج آقا، شما كه مدام ميگوييد: ازدواج كن، سيصد تومان به من بده من فردا ميروم ازدواج ميكنم. گفتم: اشكال ندارد، اگر من پول را بدهم ازدواج ميكني؟ گفت: بله، گفتم: من الان پول نقد ندارم، چك بدهم اشكالي ندارد؟ گفت: نه، اشكال ندارد، گفتم: چنانچه چك سر هفته به شما بدهم شما فردا براي ازدواج اقدام ميكني؟ گفت: بله، گفتم: بسيار خوب من به شما چك ميدهم، گفت: من هم فردا ميروم دنبال كار. وقتي تمام شد، به او گفتم: خيلي نامردي! گفت: چطور؟ گفتم: من يك آدميهستم كه معلوم نيست راست بگويم يا دروغ، چك برگشت بخورد يا نخورد، اين را قبول كردي؟ وعده سر هفته مرا پذيرفتي و گفتي فردا اقدام ميكنم. خداي من كه حتماً دروغ نميگويد، خداي من كه خودش وعده داده است و ميگويد: جوان برو، من بينيازت ميكنم، شما ميگويي: قبول ندارم، چرا با خدا اين جوري برخورد ميكني؟ خدا ميگويد: ازدواج كن من به تو ميدهم، ميگويد: قبول ندارم. اول بده بعد ازدواج ميكنم. وقتي ازدواج تكليف شد، بگو: براي اين كه تكليفم را عمل كنم، ازدواج ميكنم. اين يك اصل است كه شارع مقدس و اهل بيت(ع) از همه بهتر مصلحت ما را تشخيص ميدهند و چنان چه به ما گفتهاند ازدواج كنيد، لابد دليلي دارد. بنابر اين تأخير انداختن به هر بهانهاي ممكن است عواقب بسيار ناهنجاري را براي خودمان و فرزندانمان و حتي نسلهايشان ايجاد كند، با خدا معامله كنيم، چه به عنوان پدر و مادر و چه به عنوان يك جوان و اين در رابطه با خانمها هم مطرح است كه شرايط سنگين نگذارند.
استاد حسيني: ما نبايد با آداب و رسوم غل و زنجير به دست خودمان ببنديم. تشكيل مجالس پرخرج، جهيزيه پرخرج، مقدمات و مؤخرات پرخرج، كمرشكن ميشود، اين داماد تا ده سال ديگر بايد قسط بدهد كه يك شب مجلس عروسي مفصل گرفته و همه را دعوت كرده است! به يك جشن عروسي دعوت شدم، هم پدر داماد توانمند بود، هم پدر عروس، اما جمع خرجي كه براي مجلس عقد كرده بودند، بسيار اندك بود: دختر گفته بود كه كم خرج باشد، به پدرش گفته بود: بقيه خرجش را بده، من ميخواهم بين دو سه نفر از دوستانم تقسيم كنم كه آنها هم به سامان ازدواج برسند. اين خيلي كار خوبي است. ما ميآييم زيادي خرج ميكنيم و بعد ميگوييم كه مگر ممكن است خدا نرساند! خدا ميفرمايد: مگر فرمان ميانهروي به تو ندادم، تو چرا اسراف كردي، حتماً بايد سالن باشد، حتماً بايد شام بدهيم، حتماً بايد به اين تعداد باشد؟ من به اختلافي در تعداد دعوت ميهمانها برخوردم. داماد ميگفت: من قدرت ندارم، خانواده عروس اصرار ميكردند كه ما آبرو داريم. خويشاوندان ميخواهند از كدام شهر بيايند، چنين و چنان كنند و اين اختلاف بالاخره، به جدايي انجاميد، ما بايد مهم را بگيريم و فروتر از مهم را رها كنيم.
الان در بعضي از شهرها اول، مجلس بله برون ميگيرند و شام ميدهند. بعد مجلس عقد ميگيرند دوباره شام ميدهند، آخر كار نيز مجلس عروسي ميگيرند، خيلي پر خرج است، اين خرجها را بايد كاست و به ديگران كه ميخواهند به سامان ازدواج برسند كمك كرد، ان شاء الله كه فرهنگ ازدواج متين و ساده تبليغ شود و در انتخاب همسر دقت كنيم كه كفو انسان و موافق باشد. بعد از اين دقت، بقيه شرايط را سهل بگيريم.
ادامه دارد
رفتار كريمانه امام حسن(ع) با مرد ناسزاگو
امام حسن عليه السلام در طول زندگي پر بركتش همواره در راه هدايت و ارشاد مردم گام بر ميداشت و شيوه برخوردش با عموم مردم - حتي دشمنان - چنان جالب و زيبا بود كه همه را به خود جذب ميكرد.
مورخان نوشتهاند “روزي امام مجتبي عليه السلام سواره از راهي ميگذشت. مردي شاميبر سر راه آن حضرت آمد و ناسزا گفت. وقتي كه فحشهايش تمام شد، امام عليه السلام رو به او كرده و سلامش كرد! آنگاه خنديد و گفت: اي مرد! فكر ميكنم در اين جا غريب هستي... اگر از ما چيزي بخواهي، به تو عطا خواهيم كرد. اگر گرسنهاي سيرت ميكنيم، اگر برهنهاي ميپوشانيمت، اگر نيازي داري، بينيازت ميكنيم، اگر از جايي رانده شدهاي پناهت ميدهيم، اگر حاجتي خواسته باشي برآورده ميكنيم، هماينك بيا و مهمان ما باش. تا وقتي كه اينجا هستي مهمان مايي... .
مرد شاميكه اين همه دلجويي و محبت را از امام مشاهده كرد، به گريه افتاد و گفت:
“شهادت ميدهم كه تو خليفه خدا روي زمين هستي و خداوند بهتر ميداند كه مقام خلافت و رسالت را در كجا قرار دهد. من پيش از اين، دشمني تو و پدرت را به سختي در دل داشتم؛ اما اكنون تو را محبوبترين خلق خدا ميدانم.
آن مرد، از آن پس، از دوستان و پيروان امام عليه السلام به شمار آمد و تا هنگاميكه در مدينه حضور داشت، همچنان مهمان آن بزرگوار بود. 
انتقاد معاون وزير ارشاد از برخي رفتارها در عرصه مطبوعات
عباس جعفري دولت آبادي (دادستان عموميو انقلاب تهران) و محمد علي رامين (معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) در مصاحبه با شبكه راديويي گفت و گو، ديدگاه هاي خود را درباره توقيف برخي نشريه ها كه از سوي هيأت نظارت يا از سوي دادستاني صورت گرفت، بيان كردند.
به گزارش رجانيوز، عباس جعفري دولت آبادي با اشاره به احضار مدير كل مطبوعات داخلي وزرات فرهنگ و ارشاد و ارتباط آن با نظارت دادستاني بر مطبوعات گفت: بنده بارها در مصاحبهها اعلام كرده ام كه شيوه نظارت دادستاني مطبوعات بر پايه همكاري متقابل و پيشگيرانه است. دادستاني قبل از آنكه اقدام به توقيف كند ابتدا تذكر ميدهد. در صورتي كه اين تذكرات مؤثر نباشد متخلف را تحت تعقيب قرار ميدهد. اساساً دادستان در شيوههاي اوليه خودش هيچگونه برخورد توقيفي ندارد، مگر قانون اجبار كرده باشد. در همين نشريهاي هم كه توقيف شد، اقداماتي كه اين نشريه انجام داده بود، طبق قانون مطبوعات جرم تلقي ميشود و دادستاني اين نشريه را توقيف كرد و مدير مسؤول آنكه بهتر است بگوييم حتي مدير مسؤول هم ندارد توجهي به اين تذكر نكرد. وزارت ارشاد نيز در مورد ابلاغ اين دستور به نظر ما اهمال كاري كرد؛ تا آنكه اين نشريه به چاپ دوم رسيد و ما مجبور شديم اينرا هم جمعآوري كنيم. اينها دوباره نشريهاي جديد با آرم، لوگو و علامتي شبيه نشريه اول چاپ كردند كه بر اساس قانون مطبوعات (طبق ماده 33) جرم است و مجبور شديم كه باز هم توقيف كنيم در حالي كه وزرات ارشاد ميتوانست با توجه به ابلاغ ما، مانع ادامه اين اقدامات شود.
محمد علي رامين، معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، هم در باب اختلاف نظر وزارت فرهنگ و ارشاد و دادستاني تهران در مصاحبه با شبكه راديويي گفت و گو اظهار داشت: آقاي دادستان مطالبي را فرمودند كه بخشي از آن ناقص بود. دادستاني قبل از اينكه بخواهد آن نشريه دوم را توقيف كند، ما در هيأت نظارت آن را لغو مجوز كرديم، كه اين مسأله را ايشان نگفتند. سپس ايشان وزرات فرهنگ و ارشاد اسلاميرا به اهمال كاري متهم كردند كه اين بايد ثابت شود. مگر آقاي دادستان ميتواند بدون اثبات يك امر، مديريت اجرايي كشور را زير سؤال ببرد؟
در مورد عملكرد هيأت نظارت مطبوعات، بايد بگويم يك روزنامهاي كه از سوي هيأت نظارت لغو مجوز شده است، قانون ميگويد برگشت ناپذير است اما دادگاه ميآيد و آن را دو مرتبه رفع اثر ميكند و خلاف قانون مطبوعات به اسم يك بهانهاي عمل ميكند. ببينيد اينجا قوه قضائيه در تعارض قرار ميگيرد و عملكرد متناقضي را ارائه ميدهد، اگر اين قانون وجود دارد كه بنده از آن بي اطلاع هستم ميتواند حتي قانون مطبوعات را نقض كند؛ در نتيجه هر نشريهاي كه توسط هيأت نظارت توقيف يا لغو مجوز شود همين قانون بر آن هم ميتواند اعمال و مجدداً باز شود. بنابراين فلسفه وجودي هيأت نظارت، لغو و يك چيز بيهودهاي خواهد بود. اگر قرار باشد دادستاني اين كار را بكند، نه ضرورتي به معاونت مطبوعاتي خواهد بود و نه هيأت نظارت و خود دادستاني است كه ميتواند هم مجوز بدهد و يا اينكه لغو كند.
معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلاميدرباره نظارت بر عملكرد جرايد و رسانه ها افزود: قانون ميگويد معاونت مطبوعاتي وظيفه نظارت دقيق بر عملكرد جرايد و انجام رسالت مطبوعاتي را دارد و اين هيأت نظارت است كه ميتواند مجوز، نظارت و توقيف كند، كه اين موضوع ارتباطي به دولت ندارد. هيأت يك نهاد فراقوهاي است كه علاوه بر سه قوه، نماينده حوزويان، نماينده دانشگاهيان، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نماينده صنف مطبوعات در آن هستند. چرا كه دولت از نظر قانوني نميتواند روزنامهاي را توقيف يا تعطيل و لغو مجوز كند. دولت به عنوان معاونت مطبوعاتي حداكثر ميتواند تذكر دهد.
وي درباره علت توقيف دو نشريه از سوي قوه قضائيه و اعتراض به آن از سوي رئيس جمهور تصريح كرد: عملكرد قوه قضائيه بايد مورد بحث نمايندگان محترم باشد؛ زيرا قوه قضائيه براي اولين بار از طرف خود با 2 نشريه برخورد كرده است كه البته آقاي رئيس جمهور هم اعتراض كردند.
وقتي كه اين 2 هفتهنامه مرتكب خلاف شدند قبل از دادستاني، معاونت مطبوعاتي به آنها تذكر داده بود و آنها را به هيأت نظارت برد و از هيات نظارت توبيخ و توقيف آنها را درخواست كرد، كه هيأت نظارت آمد و آنها را لغو مجوز كرد. دادستاني هم توقيف كرد و آنها را تحت تعقيب قضايي قرار داد. پليس براي دستگيري آنها چاپخانههاي مربوطه را پلمپ كرد و مديركل مطبوعات داخلي را نيز به عنوان متهم احضار و مورد بازجويي قرار داد.
اصلاً ما در تاريخ انقلاب اسلاميچنين چيزي نداشتيم. از آن طرف روزنامهاي را كه صاحب نفوذ است كه هيأت نظارت، نه دولت، آن را لغو مجوز كرده و طبق قانون مطبوعات تصميم هيأت نظارت برگشت ناپذير و قطعي است. اگر هيأت نظارت آمد و روزنامهاي را لغو مجوز كرد يعني اينكه نظر هيأت نظارت قطعي و برگشت ناپذير است و در واقع كسي كه مجوز داده، خلاف قانون عمل كرده است.
|