صفحه حوزه و دانشگاه

مردان علم در ميدان عمل
مقام علما در محشر و شفاعت آنان

 تهيه و تنظيم: محمدکاظم وافي

در خبر آمده است: در روز قيامت كساني كه در راه خدا به شهادت رسيده‌اند، آرزو مي‌كنند كه اي كاش از علما بودند و در صف علما قرار مي‌گرفتند؛ چون مقامات و كرامات و درجات علما را در نزد خدا مي‌بينند كه چقدر زياد است. اول اين‌كه: مداد علما را با خون شهدا وزن مي‌كنند، مداد علما سنگيني مي‌كند. دوم اين‌كه: درجهِ علما نزديك به درجهِ پيامبران است و سوم اين‌كه: علما پس از انبيا نخستين كساني هستند كه از مردم شفاعت مي‌كنند.

خداوند تبارك و تعالي روز قيامت خطاب به علما مي‌فرمايد: اي گروه عالمان! من علم خودم را در شما قرار ندادم كه شما را عذاب كنم؛ شما برويد به سوي بهشت كه من شما را آمرزيدم؛ پس علما گويند: «پروردگارا! آيا سزاوار است ما وارد بهشت شويم و مردم همچنان حيران و سرگردان باشند؟ خداوند مي‌فرمايد: شفاعت كنيد براي بندگان من، پس علما شفاعت مي‌كنند و خداوند به واسطهِ شفاعت علما مردم را وارد بهشت مي‌كند و علما پس از مردم وارد بهشت مي‌گردند.»

و لذا در خبر است كه علما مهربان‌تر از پدر و مادرند به امت پيامبر اسلا‌م؛ چون پدر و مادر، آن‌ها را از آتش دنيا محافظت نموده‌اند، ولي علما آن‌ها را از آتش جهنم حفظ كرده و نجات داده‌اند.

منبع: سيدنعمت‌ا... حسيني، مردان بزرگ

علوم انساني و بايسته هاي آن از ديدگاه مقام معظم رهبري

يكي از دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري كه در سخنراني‌هاي مختلف به ويژه در چند سال اخير بر روي آن تأكيد ورزيده‌اند مسأله “علوم انساني“ و مشكلات آن مي‌‌باشد. ايشان بارها گلايه خود را در مورد وضعيت موجود اين علوم ابراز داشته و تحول اساسي در محتواي درسي رشته‌هاي مختلف اين علوم را لازم شمرده‌اند.

بدون آن‌كه به مناقشات مربوط به تعريف علوم انساني وارد شويم. براي روشن شدن حوزه اين علوم همين مقدار اشاره مي‌‌شود كه علومي‌مانند: جامعه شناسي، روانشناسي، روانشناسي اجتماعي، علوم سياسي، اقتصاد، مردم شناسي، تاريخ، جغرافيا، علوم ادبي، فلسفه، هنرهاي زيبا و... ذيل عنوان علوم انساني قرار مي‌‌گيرند.(1)

‌حضرت آيت ا... خامنه‌اي علاوه بر اين‌كه بر توليد علم و نهضت نرم افزاري - به شكل عام- براي رسيدن به استقلال و اقتدار كشور در موارد متعدد تأكيد مي‌‌كنند نگاه ويژه‌اي نيز به علوم انساني دارند. مهم‌ترين نكاتي كه ايشان درباره علوم انساني فرموده اند از اين قرار است:

1.‌ اهميت علوم انساني

‌از ديدگاه مقام معظم رهبري علوم انساني به اندازه علوم صنعتي و پزشكي مهم است و پيشرفت و نظريهپردازي در آن‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. ايشان بسياري از حوادث و اتفاقات دنيا را ناشي از نظريه‌پردازي‌هاي دانشمندان اين رشته‌ها مي‌‌دانند و مي‌‌فرمايند: “بسياري از حوادث دنيا حتي در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي و غيره، محكوم نظرات صاحبنظران در علوم انساني است؛ در جامعه‌شناسي، در روان‌شناسي، در فلسفه؛ آن‌ها هستند كه شاخص‌ها را مشخص مي‌كنند.“ (2)

‌ايشان همچنين در پاسخ يكي از دانشجويان كه از كم ارزش بودن اين علوم در جامعه گلايه مي‌كند مي‌فرمايند: “در همين علوم انساني، مثلاً تاريخ، جامعه‌شناسي و روانشناسي‌اي كه خودتان گفتيد، پيشرفت كنيد، حقيقتاً بدانيد ارزش شما در جامعه و در سطح بين‌المللي، از يك پزشك پيشرفته يقيناً كم‌تر نيست؛ بلكه بيش‌تر هم هست. شما الان نگاه كنيد، ببينيد در اين چهره‌هاي علمي معروف دنيا چند تا پزشك هستند، چند تا جامعه‌شناس يا مورخ وجود دارند. مي‌بينيد كه تعداد و برجستگي اين دومي‌بيش‌تر است. منتها بايد كار كنيد تا پيش برويد.“ (3)

‌از ديدگاه معظم له علوم انساني جهت دهنده و فكرساز است و مسير و مقصد حركت جامعه را تعيين مي‌كند. مي‌توان گفت يكي از دلايل مهم تأكيد ايشان بر علوم انساني اين است كه ايران كشوري در حال توسعه است و براي پيشرفت و توسعه، الگوي كاملي لازم است كه مقصد و مسير براساس آن روشن مي‌شود تعيين اين الگو و معيارها و شاخص‌هاي توسعه بر عهده علوم انساني مي‌باشد. چگونگي تفسير هستي شناسانه از انسان و اين‌كه او را موجودي تك ساحتي و يا دو بعدي بدانيم تأثير عميقي بر نظام اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي دارد و بر همين اساس الگوي توسعه تعيين مي‌شود. به همين دليل رهبر بزرگوار مي‌فرمايند: “اسلام انسان را موجودي دوساحتي مي‌داند؛ داراي دنيا و آخرت؛ اين پايه همه مطالبي است كه در باب پيشرفت بايد در نظر گرفته شود؛ شاخص عمده اين است؛ فارق عمده اين است. اگر يك تمدني، يك فرهنگ و آئيني، انسان را تك ساحتي دانست و خوشبختي او را فقط در زندگي مادي دنيائي به حساب آورد، طبعاً پيشرفت در منطق او، با پيشرفت در منطق اسلام -كه انسان را دو ساحتي مي‌داند- به كلي متفاوت خواهد بود. كشور ما و جامعه اسلامي‌آن وقتي پيشرفته است كه نه فقط دنياي مردم را آباد كند، بلكه آخرت مردم را هم آباد كند. پيغمبران اين را مي‌خواهند: دنيا و آخرت.“ (4)

2.‌ وضعيت اسفبار علوم انساني

‌عليرغم اهميت و تأثير گسترده علوم انساني بر ساحت‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي، وضعيت گذشته و حال اين علوم در ايران بسيار ناگوار است. اين علوم از طريق ترجمه متون غربي و به شكل كاملاً وارداتي وارد كشور شده است. و از آن‌جا كه واردكنندگان آن‌ها از علوم و انديشه‌هاي اسلامي‌بي‌بهره يا كم‌ بهره بودهاند آن‌چه را در متون غربي بوده كاملاً پذيرفته‌اند و به شكل‌هاي مختلف وارد كشور كردهاند، بديهي است كه نتيجه اين علوم، بي‌اعتقادي يا سستي در باورهاي ديني مي‌‌باشد چون اساساً بر مباني مادي‌گرايي و تجربه‌گرايي پوزيتويستي استوار مي‌‌باشند.

‌رهبر معظم انقلاب در موارد متعددي به اين وضعيت ناگوار اشاره مي‌‌فرمايند: “بسياري از مباحث علوم انساني، مبتني بر فلسفه‌‌هايي هستند كه مبنايش مادي‌گري است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسؤوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوي به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انساني را ترجمه كنيم، آن‌چه را كه غربي‌‌ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بي‌‌اعتقادي به مباني الهي و اسلامي‌و ارزش‌هاي خودمان را در قالب‌هاي درسي به جوان‌ها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلي مطلوبي نيست.“ (5)

‌ايشان با ابراز گله‌مندي از تعارض علوم انساني در دانشگاه‌ها با آموزه‌هاي ديني و قرآني مي‌‌فرمايند: “ من درباره علوم انساني گلايه‌اي از مجموعه‌هاي دانشگاهي كردم - بارها، اين اواخر هم همين جور - ما علوم انساني‌مان بر مبادي و مباني متعارض با مباني قرآني و اسلامي‌بنا شده است. علوم انساني غرب مبتني بر جهان‌بيني ديگري است؛ مبتني بر فهم ديگري از عالم آفرينش است و غالباً مبتني بر نگاه مادي است. خوب، اين نگاه، نگاه غلطي است؛ اين مبنا، مبناي غلطي است.“ (6)

‌مقام معظم رهبري گرچه چندين بار در سال جاري درباره اين مسأله سخن گفته‌اند ولي اين مهم در چند سال اخير دائماً از سوي ايشان تذكر داده شده است. ايشان در سال 84 در ديدار با اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌‌فرمايند: “با اين همه تأكيدي كه بر علوم انساني شده، تقريباً علوم انساني هم به همان شكل علوم پايه اداره مي‌‌شود و باز همچنان همان اشكال به قوت خودش باقي است. ما آغوش‌مان را باز كرده‌ايم و حرف‌هايي كه الان در زمينه‌هاي جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، تاريخ و حتي فلسفه و ادبيات مطرح است، از خارج براي ما ديكته مي‌‌شود!“ (7)

‌ايشان به دنبال اين مطلب اضافه مي‌‌كنند اين حرف جديدي نيست، بلكه سال‌هاست كه گفته شده است. شايسته توجه است كه با اين همه مشكلات در حوزه علوم انساني، بيش‌ترين فعاليت دانشگاه‌ها از جهت جذب دانشجو و تعداد هيأت علمي و امكانات آموزشي مربوط به همين رشته‌هاي علوم انساني است و اين مسأله به تعبير مقام معظم رهبري بسيار نگران كننده است. “طبق آن‌چه كه به ما گزارش دادند، در بين اين مجموعه عظيم دانشجويي كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوي دولتي و آزاد و پيام نور و بقيه دانشگاه‌‌هاي كشور داريم، حدود دو ميليون اين‌ها دانشجويان علوم انساني‌‌اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مي‌كند. ما در زمينه علوم انساني، كار بومي، تحقيقات اسلامي‌چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه‌‌هاي علوم انساني مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزي كه معتقد به جهان‌‌بيني اسلامي‌باشد و بخواهد جامعه‌‌شناسي يا روانشناسي يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براي اين رشته‌‌ها مي‌گيريم؟ اين نگران كننده است.“ (8)

پي‌نوشت‌ها

1.‌ مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، دكتر علي دلاور، ص 36-37 و فرهنگ فارسي دكتر محمد معين.

2. ديدار با دانشجويان و اساتيد دانشگاه‌هاي شيراز، 14/2/87.

3. ديدار با نخبگان جوان، 25/6/85.

4. ديدار با استادان و دانشجويان دانشگاه‌هاي كردستان، 27/2/88.

5. ديدار با جمعي از اساتيد دانشگاه‌ها، 8/6/88.

6.‌ ديدار با بانوان قرآن پژوه كشور، 28/7/88.

7‌. ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 13/10/84.

8. ديدار با جمعي از اساتيد دانشگاه‌ها، 8/6/88.

 پرسمان

آيا اعطاي زكات و دادن انگشتر توسط حضرت امير المؤمنين(ع) به سائل در نماز، با حضور قلب در نماز منافات ندارد؟

در كتاب “صحيح مسلم” در “باب مناقب خلفا” روايتي در رابطه با اين داستان ذكر نشده است، ولي در “باب صلاه” آن كتاب در بخش ركوع، آيه “انما وليكم ا... و رسوله و الذين آمنوا، الذين يقيمون الصلوه، و يوتون الزكوه و هم راكعون” (مائده: 55) “ولي شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آورده‌اند، همان كساني كه نماز برپا مي‌دارند، و در حال ركوع زكات مي‌دهند.) را به اميرالمؤمنين(ع) اختصاص مي‌دهد.
و اين كار هيچ منافاتي با حضور قلب ندارد؛ زيرا زكات و نماز هر دو عبارت هستند، و اين كار از قبيل “عبادت در عبادت” بوده است. و مانند جريان دو شتري است كه براي پيغمبر اكرم(ص) آوردند و حضرت بنا گذاشتند كه يكي از آن‌ها را به هر كس كه دو ركعت نماز با حضور قلب بخواند، بدهند. و هيچ كدام از اصحاب نتوانستند، ولي حضرت اميرالمؤمنين(ع) توانست، با اين‌كه در نماز به ذهنش آمد كه هر كدام را كه چاق‌تر است در راه خدا انفاق كند.
زيرا اين فكر، خود، عبادت بود و با حضور قلب در اثناي نماز منافات نداشت.
در محضر علامه طباطبايي، ص 108 - 107

 در محضر فرزانگان

پند حكيم

حكيم نكته‌سنجي، روزي به شاگردان خود چنين پند داد: اي شاگردان من! مردم چهار دسته‌اند:
1. يك دسته از آن‌ها دانا هستند، و مي‌دانند كه دانا هستند، از آن‌ها درس بياموزيد.
2. دسته ديگر دانا هستيد ولي نمي‌دانند كه دانا هستند، آن‌ها فراموشكار مي‌باشند، به آن‌ها يادآوري كنيد.
3. دسته سوم نمي‌دانند، و به ناداني خود آگاه هستند، به ‌آن‌ها درس بياموزيد.
4. و بعضي نادانند، و نمي‌دانند كه جاهل و نادانند، از آن‌ها دوري كنيد.
داستان دوستان، ج 5، ص168.