دكتر غلامحسين الهام:
هاشمي همواره به دنبال دور زدن شوراي نگهبان بود
دكتر غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان طي سخناني در جلسه هفتگي انصار حزبالله با تأكيد بر اين كه نبايد مرعوب شخصيت افراد شويم، گفت: آقاي هاشمي شخصيتي دارد در سال 57 كه بحثهاي عدالت اجتماعي و غيره را پيگيري ميكند، يك شخصيتي دارد در دهه آخر 60، همين آدم را در76 ارزيابي كنيد، از 83 كه دوباره به صحنه باز ميگردد باز هم ارزيابي كنيد، ببينيد كه اين يك منحني خطي است يا سينوسي.
به گزارش خبرگزاري فارس، وي با اشاره به تغيير گفتمانها در شخصيتها و با بيان اينكه انقلاب با نوساناتي مواجه شده است، افزود:اين مشكلي است كه ما داشتيم، خيلي آدمها تند تند تغيير گفتمان و فكر دادند، اما بر اساس شرايط خود را همان آدم قبلي نشان دادند، اعتبارشان را از امام (ره) گرفتند، ولي حركتشان حركت قبلي نبود. گفتند ما در پرتو امام بزرگ شديم، ما در محضر اماميم، آمدند جلوتر ديدند رفتارشان هيچ نسبتي با امام ندارد. اين دوگانگي و نفاق است، عدهاي تلاش كردند بر اساس فضا خود را به گونه اي نشان دهند كه جلب را‡ي بكند و در عمل راه ديگري رفتند.
امام خميني بسيجيها را مايه فلاح كشور دانست اما برخي در نماز جمعه آنها را بيل به دست ناميدند!
الهام در ادامه با بيان اين كه امام فرمود بسيجيها مايه فلاح كشورند، اما آقاي ... آنها را بيل به دست و جلنبر ناميد، گفت: در عمل شاهد بوديم در دوره سازندگي و اصلاحات به نحو تكاملي خط تغيير نظام از درون دنبال شد. يك وقت امام گفت تفكر بسيجي ابزار فلاح و رستگاري كشور است، بعد از امام اوايل دهه هفتاد يادتان هست كه آقاي ... در نماز جمعه گفت حزب اللهيهاي جلنبر، بسيجيهاي چسبيده به بيل، تفكر بسيجي تفكر نوك دماغ بين است و فهم سازندگي را ندارد، لذا بايد حذف شوند تا كشور پيشرفت كند! به تدريج ديديم كه ارزشها چيزهاي ديگري شد، در سياست خارجي مسايل به گونه ديگري بروز كرد. جلوتر آمديم در اصلاحات شفافتر شد، ولايت فقيه، شوراي نگهبان، بسيج و غيره اين سمبلهاي اساسي را تخطئه كردند و ميخواستند حذف كنند، بعد به تدريج گفتند ما به سمت فرهنگ تغيير نظام ميرويم.
عضو شوراي نگهبان در ادامه با اشاره به انتخابات گذشته بيان داشت: سؤالهاي احمدي نژاد در مناظره، مرزها را مشخص كرد، احمدينژاد سؤال كرد كه آقازادههاي آنها چه ميكنند، اموال و املاك اينها از كجاست؟ اينها همه در حد پرسش مطرح شد و همين پرسش جرقه را زد و مرزبنديها مشخص شد و آن گفتمان خود را در برابر اين گفتمان باخت؛ چون تصنعي بود و به چيز چيز افتاد. يعني همه چيزشان فروريخت.
موسوي از نظر فكري در جبهه هاشمي قرار گرفت
عضو حقوقدان شوراي نگهبان با اشاره به بيانيههاي موسوي، تصريح كرد: اولين بيانيه موسوي اين بود كه ميخواهم ارزشهاي امام را به سفره مردم بياورم، به جاي نفت. اين خوب است، اما خيلي زود اين چالش گفتماني به دولت مستقر كشانده شد؛ يعني همه تلاشها معطوف به نفي دولت موجود شد! اين اولين پرسش براي ما بود. آن كسي كه دغدغه خط امام دارد و نگران گفتمان انقلاب است چرا بعد از دو دهه ميآيد؛ آن هم در دوره اي كه اين شعارها زنده شد؟! موسوي از نظر فكري در جبهه هاشمي قرار گرفت و از او حمايت كرد.
وي افزود: خوب اگر دغدغه انديشه امام داريد چرا آن روز كه انديشه امام در خطر بود، در آن جبهه بوديد؟! حالا وقتي آمده اي كه مردم به اين گفتمان اميد پيدا كردهاند، در حالي كه اين اميد ايجاد شده است، دولتي برآمده با همين پرچم و شما هم درست در مقابل همين دولت صف آرايي كرديد! اين دولت كه همان گفتمان امام را داشت!
زماني كه برخي فهميدند راي ندارند نامه تهديدآميز به رهبري نوشتند
وي در ادامه با متفاوت دانستن شخصيت موسوي قبل و بعد از مناظره در بين مردم، خاطرنشان كرد: من خودم اين قدر باور نداشتم كه موسوي اينگونه باشد كه در دي 88 ميبينم و به اين سرعت سقوط كند و اين مقدار انحراف را من هم باور نميكنم. اين مرزبندي مردم را به صحنه آورد، اينها هنوز مأيوس نبودند و فكر ميكردند كه مردم را دارند، مغرور هم شده بودند به كمكهاي نامشروع خارجي ، به رانتها و غيره، رسماً هم اينها را بروز دادند.
الهام آشفته كردن جامعه را فاز دوم فتنه گران بعد از عدم تمكين به را‡ي مردم دانست و گفت: همسر همين آقايي كه نامه سرگشاده نوشت، گفت اگر موسوي برنده نشد به خيابانها بريزيد! ناشيگري كرد، بي بي سي هم همين را ميگفت؛ اين واقعيت نشانگر يك برنامه هدفمند بود كه نقش يك كودتا را به جاي انتخابات بازي ميكرد.
احمدي نژاد براي ما هنوز احمدي نژاد است
اين عضو شوراي نگهبان در ادامه با بيان اين كه ميخواهند عبور از احمدي نژاد را در فاز بعدي از سناريو مطرح كنند، در حالي كه احمدي نژاد نقش يك سرباز مهم را در خنثي سازي اين فتنه بازي كرد، ابراز داشت: من احمدي نژاد را يك سرباز ملي ميدانم كه رهبري را خرسند كرده است، رهبر نبايد در خاكريز جلو باشد، بايد حواسمان به همه ابعاد قضيه باشد. يك حرف هم با خود احمدي نژاد داريم ؛ چيزي كه ايشان به دست آورده يك وديعه الهي است و بايد از آن حفاظت شود. حفاظت از به دست آوردن مهم تر است. همان عدالت و مبارزه بافساد بايد جدي پيگيري شود، يك دولت پاك و مطهر و احمدي نژاد هنوز هم همان شاكله را براي ما دارد و حفظ كرده و همان حمايت ملت هم وجود دارد.
وي در ادامه گفت: من اين حرف را از اين جهت ميگويم كه الان يك عدهاي برون رفت از اين مسايل را عبور از احمدي نژاد ميدانند، اين همه تلاش كرديم حالا ميگويند احمدي نژاد را فراموش كنيد، يا اين كه اسم احمدي نژاد را نياوريد. يك آقازاده اي كه اصلاً از آقازادهها هم جلوتر رفت، گفت عامل فتنه احمدي نژاد است، من ياد صفين ميافتم، گفتند آن كسي كه عمار را كشت علي بود كه او را به جنگ فرستاد در حالي كه لشكر شام قاتل عمار بود، اين ملاك حق و باطل است، حالا هم اين آقازاده اين حرفها را ميگويد.
دكتر غلامحسين الهام حوادث بعد از انقلاب اسلامي از جمله رخدادهاي اخير را حاكي از روحيه ضد ديكتاتوري ولايت فقيه دانست و خاطرنشان كرد: جايگاه رهبري در ميان اين همه شخصيتهايي كه در برابر تفكر انقلاب ايستادند مشخص شد. مديريت اينها شخصيتي الهي ميخواهد كه آن را شاهد بوديم و روح و جايگاه ولايت فقيه تثبيت شد.
هاشمي همواره دنبال اين بود كه شوراي نگهبان را دور بزند
الهام در ادامه درباره طرح موسوم به كميسيون ملي انتخابات گفت: الان پروژه اي كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام در حال بررسي است و ميخواهند يك كميسيون انتخابات تشكيل دهند، از اين قرار است كه يكي از آن فتنه هاست ... نه از دوره فتنه اخير كودتاي سبز بلكه از دوران اصلاحات و خاتمي، آقاي هاشمي همواره دنبال اين بود كه شوراي نگهبان را دور بزند.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان افزود: در انتخابات هم به عنوان منجي آمد گفت بياييد مجمع تشخيص موضوع را حل كند، ولي تلاش اينها بيهوده است. آنچه كه ميگويند وزير كشور نامهاي به مقام معظم رهبري داده است اين حرفها نيست، ما در انتخابات مشكلاتي داريم، مشكلات اين است كه هزينههاي انتخاباتي ما بالاست، ما هيچ گاه خدشه اي بر نفس انتخابات وارد نميدانيم. ما هر سال يك انتخابات داشتيم. خوب براي مردم اين هزينه دارد، از يك طرف اين كه هر ساله فضاي انتخابات در كشور ايجاد ميشود مطلوب است؛ اما بر نظام اداري اثر منفي ميگذارد. فرهنگ اسلامي ميگويد كه كار نبايد آسيبي ببيند، هم هزينههاي مالي و هم هزينههاي اداري بالا ميرود.
الهام گفت: ما اگر ميتوانستيم يك مقداري انتخابات را تجميع كنيم مناسب بود؛ مثلاً برگزاري انتخابات رياست جمهوري با انتخابات خبرگان، انتخابات مجلس با شوراها هماهنگ ميشد، يك جوري تطبيق ميكرديم كه مردم همزمان به دو انتخاب را‡ي ميدادند.
وي ادامه داد: خوب ما مشكل قانون اساسي داشتيم، مثلاً دوره مجلس فرضاً خرداد تمام ميشود، دوره رياست جمهوري هم چهار سال است، سال بعد تمام ميشود، دوره خبرگان هشت سال يك بار ميتواند با يكي از اينها منطبق شود، لذا زمان يك جوري است كه تطابق ندارد، برخلاف قانون اساسي هم نميشود كه مدت را كوتاه يا زياد كرد.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان گفت: يك مورد بايد اين كار را ميكرديم، مثلاً رياست جمهوري كمتر يا بيشتر ميشد يا مجلس كمتر يا بيشتر ميشد، خبرگان هم كه تحت آيين نامه خبرگان است و مشكلي ندارد، شوراها هم دست مجلس است، اما رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي دست قانون اساسي است، بايد يك تدبيري ميكرديم،
وي افزود: يك طرحي داده شد براي تجميع انتخابات، خوب به مجلس رفت و تصويب نشد، اين نامه اي كه وزير وقت كشور نوشت يك قسمتي از آن همين است، فكر هم دادند كه مجمع تشخيص مصلحت نظام راجع به اين طرح تحقيق كند، يك سري مسايل هم كه شفاف سازي كنيم براي هزينههاي انتخاباتي و از اين قبيل حرفها هم زده شده است.
الهام ادامه داد: به يكباره از آن نامه طرحي در آوردند مبني بر حذف شوراي نگهبان از انتخابات؛ در حالي كه اين نبوده است، گفته اند شوراي نگهبان را دور بزنيم و يك كميسيون انتخابات تشكيل دهيم، اين براي هميشه خلاف قانون اساسي است.
وي در پايان گفت: خواسته غربيها بخصوص فعالان حقوق بشر حذف شوراي نگهبان و نهادهايي است كه از نظام حراست ميكند، مطمئن باشيد در اين طرحها موفق نخواهند شد، چون شوراي نگهبان تأييد نميكند، مجلس هم را‡ي نخواهد داد و مهم تر از همه اينها جايگاه رهبري اين موارد را تأييد نميكند.
ابرهاي تاريك
انقلاب نارنجي اوكراين
اوكراين بعد از فدراسيون روسيه بزرگترين كشور اروپايي است و در عرصه ژئوپلتيكي از موقعيتي منحصر بهفرد برخوردار ميباشد. اين كشور داراي موقعيت كليدي در ميان چند منطقه مهم يعني اروپاي شرقي، قفقاز و خاورميانه است و نفوذ آمريكا در اين كشور، از يك سو حلقه محاصره روسيه را تنگتر مينمود و از سوي ديگر دستيابي آمريكا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهيل ميكرد. كاخ سفيد براي ساماندهي انقلاب رنگي در اوكراين تلاش مضاعفي را انجام داد، به طوري كه پس از وقوع انقلاب نارنجي در اين كشور، نيويورك تايمز فاش كرد؛ بوش دست كم 65 ميليارد دلار براي اين انقلاب سازماندهي شده خرج كرده است.
سال 2004 و در جريان انتخابات رياست جمهوري اوكراين، هيچ يك از نامزدهاي انتخاباتي نتوانستند حد نصاب لازم را در مرحله اول كسب نمايند. يانكويچ نخست وزير وقت و هوادار روسيه در دور اول 88/39 درصدد و ويكتور يوشچنكو نامزد مورد حمايت آمريكا و غرب 22/39 درصد آراء را به دست آوردند. در نتيجه انتخابات به دور دوم كشيده شد.
در مرحله دوم بنابر اعلام غير رسمي، يانكويچ با كسب 46/49 درصد آراء بر يوشچنكوكه 61/46 درصد آراء را كسب كرده بود پيروز شد. اما اين نتيجه از سوي يوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت يانكويچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند. با اعلام نتيجه انتخابات جنبش پارا كه از مدتها قبل با حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا سازماندهي شده بود با حضور در خيابانهاي كيف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند. متحصنين كه تيشرت، بازوبند، كمربند و هدبند نارنجي بر تن داشتند و با خود پرچمهاي نارنجي حمل ميكردند خواستار اعلام پيروزي يوشچنكو از سوي كميسيون انتخابات شدند. اما كميسيون انتخابات پيروزي يانكويچ را رسماً اعلام نمود و با اصرار اين كميسيون پارلمان اوكراين نيز نتجه انتخابات را به تصويب رسانيد.
با اعلام نتيجه انتخابات از سوي پارلمان اوكراين، تظاهركنندگان مانع ورود يانكويچ به دفتر نخست وزيري شدند و كشور در شرايط جنگ داخلي و تجزيه به دو بخش شرقي (طرفداران يانكويچ) و بخش غربي (طرفداران يوشچنكو) قرار گرفت. با فوق العاده شدن وضعيت كشور، پارلمان اوكراين در راي خود تجديدنظر كرد و اعلام نمود كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است و از رئيس جمهور كوچما درخواست كرد تا كميسيون انتخابات را منحل كند.
با جانبداري وزير دفاع از يوشچنكو، شرايط به سود غربگرايان و افراد مورد حمايت آمريكا تغيير كرد. در نتيجه دادگاه عالي اوكراين سرانجام در 7 دسامبر نتيجه انتخابات را باطل و تاريخ 26 دسامبر را براي برگزاري انتخابات مجدد اعلام نمود.
انتخابات مجدد در تاريخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بينالمللي برگزار گرديد و يوشچنكو با كمك تبليغاتي رسانههاي آمريكايي و اروپايي 62/52 درصد آراء را كسب نمود و رئيس جمهور اين كشور شد.
ولايت فقيه؛ ضامن حاكميت اسلامي و ملي(3)
قاسم روان بخش
اشاره: در دو بخش قبل در باره اين موضوع به تفصيل نوشتيم كه يكي از مهمترين دلايل شكست جنبشهاي ايران در 200 سال اخير قانوني نشدن جايگاه ولايت فقيه در قانون اساسي بوده است؛ به همين دليل نهضتها توسط علما و بزرگان و با تلاش مردم مؤمن صورت ميگرفت، ولي فرصت طلبان آن را از دست آنها ميگرفتند؛ مانند آنچه در نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت انجام شد ولي در انقلاب اسلامي چنين اتفاقي نيفتاد. دليل آن را از اين شماره مورد بحث و بررسي قرار ميدهيم.
امام(ره) با توجه به درسهايي كه از تاريخ معاصر و جنبشهاي شكست خورده ايران گرفته بودند به خوبي با علل موفقيت و ناكاميهاي آنها آشنا بودند. بر اساس اسناد تاريخي، يكي از مهمترين علل شكست نهضتها در ايران حفظ سلطنت و قانوني نشدن جايگاه ولايت فقيه در قانون اساسي بود؛ روشنفكران وابسته و عوامل دشمن كه درصدد مصادره انقلاب بر ميآمدند با شعار دروغين قانونگرايي در برابر دلسوزيهاي فقها ميايستادند و به اين بهانه كه شما جايگاه قانوني نداريد هدايتهاي آنها را دخالت وانمود ميكردند. از اين رو امام(ره) بر حذف سلطنت و حكومت شاهنشاهي و قرار گرفتن ولايت فقيه در قانون اساسي تأكيد ميورزيدند و در مقابل، غرب باوران و گروههاي وابسته به شرق و غرب بر حفظ سلطنت اصرار و ولايت فقيه را مورد شديدترين حملات خود قرار ميدادند. امام(ره) از ابتدا همانند معماري زبر دست كه نقشه حساب شده و از پيش طراحي شده خود را بر روي زمين همواري پياده ميكند، به رفع موانع همت نهاد و حكومت 2500 ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد تا زمينه مناسبي براي اجراي طرحي كه در نظر داشت فراهم شود. از اين رو، گام اول را كه سرنگوني رژيم شاهنشاهي بود محكم برداشت تا بتواند گامهاي بعدي را كه به ترتيب؛ ايجاد نظام اسلامي، دولت اسلامي و سرانجام تشكيل حكومت جهاني اسلام است استوارتر بردارد. استراتژي امام از 15 خرداد 42 تا 22 بهمن 57 بر نابودي سلطنت در ايران متمركز شده بود. امام(ره) در اين باره فرمودهاند «قبل از هر چيز براي رسيدن به اين مراحل و تشكيل حكومت اسلامي بايد اين سد بزرگ را كه سلسله پهلوي است از سر راه ملت برداريم و با وجود شاه و بستگانش به هيچ اصلاحي دسترسي ممكن نخواهد بود.» (صحيفه نور، ج3، ص، 468)
ايشان نابودي سلطنت را خواست ملي دانسته و نسبت به توطئههايي كه براي فريب ملت در دست اجرا بود هشدار داد: «خواست ملت را بايد از تظاهراتي كه در اين چند ماهه ميشود به دست آورد. عموم ملت در تظاهرات خود ميگويند: «ما شاه و سلسله پهلوي را نميخواهيم». خواست ملت اين است، نه وعده پوچ احترام به علما و نه بستن موقت قمارخانهها، و نه امر بيارزش- از نظر قانون- به كار بردن تاريخ اسلامي به طور فريبكارانه و موقت....
...تأسف و تأثر من آن است كه دستگاه ظلم، ملت و روحانيون و سياسيون را مثل اطفالي به حساب آوردهاند كه با يك توپ راضي ميشوند. ملت ايران بايد بداند كه هيچ روحاني با دولت ظلم و با اشخاص ستمگر كه قرآن و احكام اسلام را به بازي گرفتهاند، آشتي نميكند و نميتواند بكند. آشتي كردن، مسلط كردن دژخيمان شاه است بر جان و ناموس ملت؛ و آن از بالاترين معصيتهاي كبيره است كه روحاني هر كه باشد نميتواند مرتكب شود و نخواهد مرتكب شد. جناحهاي سياسي و جبههها و نهضتها نخواهند آشتي كرد و نميتوانند آشتي كنند كه آشتي به اسارت كشيدن ملت و از دست دادن مصالح كشور است،» (همان، ج3، ص؛ 451)
و سر انجام امام(ره) با ريختن آب پاك بر روي دست ملي گراياني كه براي حفظ شاه طرح و برنامه ارائه ميكردند، فرمود: «هر طرحي با بودن شاه و رژيم، قابل قبول ما و ملت نيست، و ما با بودن اين دوسدمان، آزادي و استقلال را با مهلت و بيمهلت به دست نخواهيم آورد و پيروزي آن موقع ميسر است كه دست خارجي و آناني كه به خارجي كمك ميكنند- كه در را‡س آنان شاه است- قطع شود.» (همان، ج3، ص،470)
بنا بر اين، امام(ره) به رغم اصرار غرب باوران، استراتژي خويش را حذف شاه قرار داد و با حذف سلطنت، زمينه را براي تحقق جمهوري اسلامي و حاكميت فقيه هموار ساخت.
پس از آن كه طرفداران آمريكا و غرب از حفظ سلطنت نا اميد شدند وارد مرحله بعدي يعني مقاومت در سنگر جمهوريت دموكراتيك شدند، امام(ره) در اين باره ميفرمايد: «غائلهها بپا كردند كه از اول رفراندم براي جمهوري اسلام نشود. و بعد كه در اين قدم شكست خوردند، قدم دوم پيش آمد. براي انتخابات مجلس خبرگان باز كارشكنيها كردند فعاليتها كردند، عمال خبيث امريكا.» (همان، ج11، ص 191)
سرانجام حضرت امام(ره) با اعلام نظر خويش درباره نوع نظام، تكليف ملت را روشن كردند و در اين مرحله نيز جريان وابسته به غرب شكست خورد، امام(ره) در اين باره فرمود: «لازم است تذكر دهم آن چه اينجانب به آن راي ميدهم «جمهوري اسلامي» است و آن چه ملت شريف ايران در سرتاسر كشور با فرياد از آن پشتيباني نموده است همين «جمهوري اسلامي» بوده است، نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم. من از ملت شريف انتظار دارم كه به «جمهوري اسلامي» را‡ي دهند كه تنها اين، مسير انقلاب اسلامي است»
(همان، ج6،ص265)
ولي نزاع اصلي با جريان وابسته به غرب از زمان تشكيل مجلس خبرگان آغاز شد كه جريان مذكور در صدد بود با دور زدن مردم، قانون اساسي را به گونهاي بنويسد كه بتواند در اندك زماني كشور را دوباره به آغوش غرب بازگرداند.آنها مدعي بودند كه مردم از قانون و مسايل حقوقي اطلاعي ندارند از اين رو حق تصميم گيري در اين باره ندارند! امام در دفاع از مردم و در پاسخ به اينگونه حرفها فرمودند: «آقايان ميگويند كه ملت بياطلاع است! من ميگويم شما هم بياطلاع هستيد. اگر ملت بياطلاع است، شما بياطلاعتر هستيد! براي اينكه در اينجا اطلاعات اسلامي ميخواهد، و بعضي از شما اصلاً اطلاع نداريد. بعضي از شما نميداند نماز چند تاست! چرا ملت ما اطلاع ندارد؟ چرا اينقدر ملت ما را ضعيف قرار ميدهيد؟ چرا اهانت به ملت ميكنيد؟ چه حقي داريد؟» (صحيفه نور، ج8، ص175)
«ما به اشخاصي كه اطلاع ندارند از قوانين اسلام، اطلاع ندارند از روح اسلام، نميدانند كه اگر اسلام تحقق پيدا بكند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نميدهيم كه دخالت در اين امور بكنند.... نگويند كه ما مجلس مؤسسان كوچك را نميخواهيم. يك مجلس مؤسسان پانصد- ششصد نفري ميخواهيم! بهانه نگيرند. مگر مجلس مؤسسان چيست؟ جز اين است كه اشخاصي كه مردم آنها را انتخاب ميكنند بايد بنشينند و قانون را ملاحظه كنند؟ بايد حتماً ششصد- هفتصد نفر باشند تا نوبت به شما هم برسد! اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعيين كنند، اينها وكيل ملت نيستند؟ اين مجلس مجلس مؤسسان نيست؟ ما بعد از اين كه بررسي شد در قانون اساسي، به نظر خبرگان اسلامي رسيد، به نظر روحاني اسلامي رسيد، به نظر علماي متعهد رسيد، به نظر نمايندگان مردم رسيد، باز هم در افكار عمومي ميگذاريم، خود ملت ميزان است.»( همان، ج8، ص173)
بدين ترتيب، توطئه مقابله با را‡ي مردم و تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي توسط حضرت امام(ره) شكست خورد و در نتيجه، طرفداران غرب باز هم به انزوا غلطيدند. ولي اصل ماجرا پس از تشكيل مجلس خبرگان آغاز ميشود.
ادامه دارد 
آقاي هاشمي و نمازجمعه
سيدابراهيم آرا
تيتر چند روز پبش برخي روزنامهها اين بود: “احمدينژاد در جلسات مجمع تشخيص حاضر شود، هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه”!
اين پيشنهاد شايد در نگاه اول، ايدهاي دلسوزانه و براي ايجاد وحدت بين مسؤولان كشور به نظر آيد، اما آيا واقعاً چنين مقايسهاي قياس معالفارق نيست؟ آيا جلسات مجمع تشخيص مصلحت را با نماز جمعه بايد برابر گرفت كه حضور افراد در اين دو جايگاه را به صورت پاياپاي و معامله گونه پيشنهاد داد؟
دليل عدم شركت آقاي احمدينژاد در جلسات مجمع تشخيص مصلحت را بايد از خود او پرسيد كه شايد پاسخي از اين جنس داشته باشد كه وقتي آقاي هاشمي در جلسه تنفيذ رئيسجمهور منتخب ملت حاضر نميشود و صراحتاً از وجود ترديد در انتخابات سخن به ميان ميآورد، دكتر احمدينژادي كه رئيسجمهورياش براي آقاي هاشمي محل ترديد است )!( در جلسات مجمع تشخيص حضور نمييابد كه خداي ناكرده اين جلسات براي رئيس مجمع شبهه ناك نباشد! اما آقاي احمدينژاد در عدم حضور در جلسات مجمع تشخيص محق باشد يا نباشد، اين رفتار او با عدم حضور آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه دو مقوله كاملاً متفاوتند و اصالتاً از يك جنس نيستند كه بخواهند با هم مقايسه شوند. جلسه مجمع تشخيص مصلحت، يك جلسه اداري است و نماز جمعه يك اجتماع عبادي سياسي و حضور در نماز جمعه يك عمل عبادي و اعتقادي است كه ترك پياپي آن بيش از 3 بار بدون دليل به شدت مذمت شده است.
فلذا هيچ توجيه سياسي از سوي آقاي هاشمي براي عدم حضور در نماز جمعه به عنوان مأموم و يا امام و خطيب قابل قبول نيست. با اين وجود بايد اذعان كرد كه حضور آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه به عنوان خطيب و امام در ماههاي اخير با چالشهايي مواجه بوده است. اما اين چالشها ناشي از نوع مواضع ايشان طي ماههاي اخير بوده است ولاغير. بعد از انتخابات دهم رياست جمهوريمتأسفانه مواضع و رفتار سياسي آقاي هاشمي و برخي اعضاي خانواده ايشان - كه آشكارا در ميدان آشوبها و فتنهگريها حضور داشتند - موجب دلخوري و ناراحتي بدنه انقلابي و مذهبي كشور از وي شد. بعد از انتخابات آقاي هاشمي تنها يك بار در جايگاه خطيب جمعه قرار گرفت، كه علاوه بر اتخاذ مواضعي كه مورد بهرهبرداري جريان فتنه شد، اصل نماز جمعه ايشان نيز به بستري براي ابراز وجود عناصر لاقيد و فتنهگري شد كه با حضور نامناسب و زننده خود در محل برگزاري نماز جمعه بيش از پيش به جايگاه آقاي هاشمي در جامعه متدينين و متشرعين ضربه زد. بعد از آن واقعه تلخ، تا به امروز آقاي هاشمي نتوانسته است در نماز جمعه به عنوان خطيب حضور يابد و اين هم به دليل قهر آقاي هاشمي نيست، بلكه عملاً امكان حضور وي در مقام خطيب جمعه تهران وجود ندارد. افرادي كه در نماز جمعه شركت ميكنند، تودههاي متدين و متشرع و انقلابي هستند كه عموماً به واسطه مواضع ماههاي اخير آقاي هاشمي و منسوبين او از وي دلخورند و اعتراض شديد دارند. اعتراضاتي كه بخشهايي از آن در راهپيمايي ميليوني 9 دي به صورت خودجوش ظهور و بروز يافت و البته بنا به مصلحت در بسياري از رسانهها از جمله رسانه ملي سانسور شد. با اين تفاصيل چگونه عدهاي ميخواهند به صورت پاياپاي حضور احمدي نژاد را در جلسات مجمع تشخيص با حضور هاشمي در نماز جمعه معامله كنند؟ چه معامله منصفانهاي؟! گيريم كه احمدي نژاد در جلسات مجمع تشخيص شركت كند - كه از نظر ما هم براي قرار گرفتن كشور در روال طبيعي و عادي، چنين اقدامي سودمند و درست است - اما آيا صورت مسأله حل ميشود و بعد از آن مشكل نماز جمعه آقاي هاشمي حل ميشود؟ به نظر ميرسد اگر آقاي هاشمي به عنوان مأموم در نماز حضور يابد، كسي معترض نخواهد بود و هيچ كس حق سلب عبادت از افراد را ندارد. اما آيا ايشان با همين مواضعي كه دارند، ميتوانند خطيبي باشند كه مردم مؤمن و متديني كه 8 ماه از جريان فتنه خون دل خوردهاند، پاي خطبههاي ايشان بنشينند و با گوش دادن، بهره عبادي و معنوي ببرند؟ به نظر نگارنده اين امر تنها در يك صورت مقدور بود و آن اينكه آقاي هاشمي در اولين خطبههاي خود به عنوان امام جمعه موقت تهران - البته طي ماههاي اخير- به صراحت و بدون موضع دو پهلو صف خود را از فتنه گراني كه در اين 8 ماه دل ملت مؤمن و مسلمان را خون كردند و به مقدسات آنان جسارت روا داشتند، جدا ميكرد و اقدامات آنها را محكوم مينمود.
ترور پيام!
خبر ترور نافرجام پيام فضلينژاد توسط عناصر كوردل و خفاشان شبپرست موجي از نفرت و خشم نسبت به مدعيان اصلاحات و طرفداران بهاصطلاح جنبش سبز برانگيخت. آنچه در وراي اين ترور بايد جستجو كرد اين است كه پيام فضلينژاد كيست؟ و چرا ترور شده است؟ و پيام اين ترور چيست؟
1- فضلينژاد كيست؟
پيام فضلينژاد يكي از عناصر جبهه مدعي اصلاحات است كه بنا به نوشته خودش در سال 1375 در سنين نوجواني و در آستانه 15 سالگي به حلقه شاگردان علدالكريم سروش (پدر مصنوعي حلقه كيان) در آمد و از سال 76 با حضور در رسانههاي مدعيان (اصلاحات مثل روزنامههاي نشاط، پيام آزادي، جامعه مدني، صداي عدالت، و اخبار، سينما ويدئو، سينما جهان، فيلم و هنر، فيلم و سينما، سينما ورزش و... در مسؤوليتهاي گوناگون دبيري سرويس، دبيري تحريريه و نويسندگي قرار گرفت از سال 1380 براي سايتهاي اينترنتي پيكنت، پيك ايران، اخبار امروز، مهديس و ... مطلب مينوشت. كمكم به عضويت شوراي سردبيري سايت ضد انقلابي گويانيوز و مفسر پارهوقت راديو فردا درآمد. در پايان سال 81 دچار يك نوع تحول روحي شده و از همكاري با اصلاحطلبان فاصله گرفت. وي ميگويد: «آخرين حضورم را در مطبوعات ايران، سال 1382، با دبيري تحريريه نشريه رويداد هفته تجربه كردم و ديدم كه مافياي قدرت اصلاحطلبان، چنان سايه شوم خود را بر حوزه فرهنگ و هنر نيز گسترانده كه نه دغدغه دين مانده است و نه مجالي براي استقلال نويسندگان».(شواليههاي ناتوي فرهنگي، ص 29)
در سال 85 وارد مؤسسه كيهان شده و بهتدريج پرده از توطئههاي پشت پرده مدعيان اصلاحات برداشت كه يكي از كتابهاي ايشان كتاب باارزش «شواليههاي ناتوي فرهنگي» بود كه پروژه كودتاي مخملي آنها را افشا كرده است اين كتاب تاكنون در تيراژهاي بالايي بارها چاپ شده است.
2- همانگونه كه در محافل فراماسونرها رايج است، پشيماني از فراماسونري بيمعني است. طبق آئين آنها، هر كس از اين گروه جدا شود به مرگ محكوم ميشود. مدعيان اصلاحات كه در بازيهاي سياسي و تشكيل حلقههاي مخوف «حلقه كيان» و احزاب نيمه مخفي مثل سازمان مجاهدين انقلاب، دست كمي از فراماسونها ندارند بيترديد اعضاي جداشده خود را رها نخواهند كرد بهويژه آنكه عضو منفصل، به افشاي صندوقچه اسرار آنها بپردازد. و شايد شكست خوردگان طرح جنبش باصطلاح سبز يكي از عوامل شكست خود را افشاي اسرارشان بدانند و طبيعي است كه نسبت به آنها اينگونه عكسالعمل نشان دهند!
3- شايد مهمترين بخش پيام اين ترور به شخصيتهاي بريده مدعي اصلاحطلبي باشد كه گاه بر صفحه تلويزيون ظاهر ميشوند و اندكي از دلايل شكست اصلاحطلبان را آفتابي ميكنند. پيام اين ترور اين است چنانچه افرادي از جريان اصلاحات پشيمان گردد سرنوشتي بسان پيام فضلينژاد در انتظارش خواهد بود! و ديگر پيام اين ترور آن است كه شعار آزادي قلم و بيان كه در دوران 8 سال اصلاحات گوش فلك را كر كرده بود و هنوز هم بر زبان جاري ميكنند فقط زماني مطلوب و قابل تحسين است كه همچون شمشيري مخالفان خود را قلع و قمع كند ولي چنانچه بخواهيد بر ضد جريان مدعيان اصلاحات حركتي كند با تيغ و تازيانه و شمشير از حلقوم بيرون كشيده و با چماق بر سر صاحب آن كوبيده ميشود چنانكه نسبت به فضلينژاد روا داشته شد.
4- نيروهاي امنيتي پليس بايد نسبت به دستگيري و معرفي عوامل اين ترور نهايت تلاش خود را بنمايند ولي مهمتر از آن، بايد به محاكمه عوامل آشكار و اصلي و به عبارت ديگر آمران اين ترور پرداخت كه با فضاسازي 8 ماهه گذشته بستر را براي انجام اين نوع ترورها فراهم ميكنند. صاحب اين قلم چندي پيش نسبت به اظهارات آقاي محمد خاتمي مبني بر تشكيل گروههاي زير زميني هشدار داد و نوشت، اينگونه اظهارات، حاكي از ورود مدعيان اصلاحطلبي به مرحله جديد است. اكنون نيز هشدار ميدهيم كه اينگونه ترورها نه اولين آن خواهد بود و نه آخرين آنها. قطعاً سران فتنه اخير و حاميان آنها در اين پروژه در جا نخواهند زد.
|