گفتاري از آيتا... نوري همداني
جايگاه جوانان در فرهنگ اسلامي
دين اسلام توصيه و تأکيد ميکند که به نسل جوان با نظر خوشبيني و عطوفت نگاه کنيد و جايگاه جوان را در اجتماع بشناسيد.
حضرت پيغمبر اسلام(ص) فرمودند:
اوصيکم بالشبان خيرا فانهم ارق افئده ان الله بعثني بالحق بشيرا و نذيرا فحالفني الشبان و خالفني الشيوخ.(1)
«به شما توصيه ميکنم که نسبت به جوانان نظر خوب و مساعد داشته باشيد، زيرا آنها داراي دلهاي نازکتر و انعطافپذيرتر هستند. خداوند مرا براي دعوت به حق بهعنوان مژدهدهنده به نيکوکاران و بيمدهنده از عذاب نسبت به بدکاران – برانگيخت و در اين ميان جوانان با من پيمان همکاري بستند و در راه دعوت به اسلام به من کمک کردند ولي پيرمردان با من از راه مخالفت و ستيزهجويي درآمدند.»
جوانان، زودتر حق را ميپذيرند
يکي از راويان حديث و از ارادتمندان مخصوص اهل بيت عصمت(ع) به نام «ابو جعفر احول» که از جهت قدرت منطق و بيان نيز ممتاز بود، بر خود لازم ميدانست که در فضاي حکومت بني عباس در راه تبليغ مذهب تشيع و نشر تعاليم اهل بيت(ع) به کوشش و تلاش بپردازد و در مدتي که به اين کار ادامه ميداد روزي به محضر امام صادق(ع) شرفياب شد. حضرتش از او پرسيدند:
با در نظر گرفتن وضعي که حکومت بني عباس هماکنون بهوجود آورده است، توجه مردم به مذهب تشيع و تعاليم اهل بيت(ع) چگونه است؟
او در پاسخ گفت: متأسفانه توجه مردم کم و اقبال آنها اندک است.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «عليک بالاحداث فانهم اسرع الي کل خير» يعني: توجه تبليغي خود را به نسل جوان معطوف داد و نيروي خويش را در راه هدايت آنها به کار انداز؛ زيرا جوانان زودتر حق را ميپذيرند و سريعتر به هر خير و صلاحي ميگرايند.
پينوشت
1-شباب قريش، ص 1 
جوان و شادکامى
امام على عليه السلام: انسان با ايمان، غم خويش را در دل و نشاط و خوشرويى را بر چهره دارد.»(1)
حضرت زهرا سلام الله عليها: خوش رويى در چهره مؤمن، موجب بهشت براى شخص خوشرو مىشود.»(2)
نياز جوانان به شادکامى، يک نياز اصيل روانى است. شادکامى از اميد بر مىخيزد و موجب تحرک نسل جوان مىشود. در يک تجزيه و تحليل روانى، آثار اجمالى شاد کامى معقول عبارتند از:
1. افزايش نيروى روانى، به اين مفهوم که انگيزههاى درونى به وسيله شادکامى، تقويت شده و جوانان با تکيه بر آنها، مىتوانند به هدفهاى دراز مدت زندگى بينديشند. و هدفهاى کوتاه مدت و ميان مدت را همچون وسيله اى براى دستيابى به آرمانهاى دور دست، تلقى نمايند.
2. تقويت روحيه مقاومت پذيرى، با اين توضيح که جوانان با نشاط، استقامت بيش ترى در مقابله با سختىها از خود نشان مىدهند. دليل عمده آن را مىتوان در تفسير منطقى و عقلانى بخشى از جوانان از زندگى يافت. شادکامى معقول، به نسل جوان فرصت مطلوبى مىدهد تا روند حيات خويشتن را از زواياى گوناگون ملاحظه نمايد و اگر در يک جبهه زندگى، دچار شکست شد، خود را براى مبارزه در بخشهاى ديگر آماده کند.
3. شاد کامى و مسرت باطنى به جوانان فرصت مىدهد تا مناسبات اجتماعى خويش را بهبود بخشند؛ زيرا آنان از روحيه اى برخوردارند که مىتوانند قضاياى زندگى را از زواياى بهترى ببينند و در نتيجه، قدرت جلب اعتماد ديگران را به مراتب بيش از همسالانشان، دارند.
4. شادکامى، جوانان را در مقابله با اختلالات عصبى و روحى، يارى مىکند.
معمولا چنين روحيه اى نه تنها از جنبه درمان مشکلات، مورد توجه است بلکه در موارد زيادى همچون عاملى پيش گيرنده، وارد عمل مىشود؛ زيرا سيستم دفاعى بدن به گونه اى است که عواطف مثبت، موجب تقويت و عواطف منفى موجب تضعيف آن مىشود.
5. شاد کامى، موجب توسعه دنياى ارتباطى نسل جوان مىشود.
با اين توضيح که حفظ چنين روحيه اى در جوانان، ديگران را مجذوب شخصيت آنان مىنمايد و با انگيزه اى قوى طرح دوستى با آنان مىافکنند و حاصل اين عمل، همانا گسترش دنياى ارتباطى است.
توصيههاى تربيتى
1. اگر برخى از مخاطبان شما شخصا افرادى مثبت و کارآمد هستند، خواهيد توانست با بروز نشاط و شادابى خويش، جهتهاى مطلوبى به اين عده از جوانان ارائه دهيد و عواطف مثبت خويش را گسترش بخشيد.
2. بايد فلسفه مناسبى براى زندگى نسل جوان، تدارک ديد. زيرا اگر کليت زندگى اين نسل، خود واجد معنا و مفهوم باشد، خواهند توانست مسائل و مشکلات کوچک تر از آن را تجزيه و تحليل کنند و بر شادکامى خود و خانوادشان بيفزايند.
3. بايد به جوانان آموخت که حتى با تظاهر به شادکامى و نشاط و اميد، به تدريج و عميقا مىتوانند بر شادابى درونشان بيفزايند و عواطف منفى و نامطلوب خويش را تحت کنترل در آورند.
4. برخى از جوانان، دنيا را به دو منطقه تاريک و روشن، تقسيم مىکنند و خود را در منطقه تاريک آن قرار مىدهند. و دريچههاى زندگيشان را به روى بخشهاى روشن و شفاف، مسدود مىکنند، و از غم و افسردگى به شدت استقبال مىنمايند. در قبال اين گونه جوانان، روش «ايجاد بينش» در زمره مؤثر ترين راه کارهايى است که از طريق گفت و گوها و مباحثات دوستانه، حاصل مىشود و تکيه بر چنين بينشهاى اصيلى مىتواند تضمين کننده روحيه شادکامى تلقى شود.
پي نوشت ها
1. اصول کافى، جلد اول، کتاب الايمان و الکفر، ص 29.
2. محمد رضا عباسى، انوار الزهراء، ص43.
محمد رضا شرفي، جوان و نيروي چهارم زندگي، ص 107 - 109
تربيت جوان از ديدگاه معصومين(ع) (بخش سوم و پايان)
علي همت بناري
ج) جوان و اشتغال
از مسائل مهم و اساسي جوان مساله شغل و اشتغال اوست، اشتغال جوان از جهاتي مورد اهميت است. از سويي در اسلام کار و اشتغال يک ارزش محسوب ميشود و از بيکاري و تنبلي به شدت نکوهش شده و اشتغال و نوع آن در جامعه مايه اعتبار اجتماعي جوان است و از طرفي ديگر، اشتغال وسيله تامين معيشت است و فقر اقتصادي تا حدودي فقر فرهنگي و اخلاقي را براي جوان به همراه دارد. بدين سبب در مکتب اهل بيت(ع) تاکيد بسياري بر اصل کار و اشتغال و کار متناسب و آبرومندانه شده؛ بلکه از حقوق لازم فرزند جوان بر والدين به شمار آمده است: امام کاظم(ع) فرموده است: شخصي خدمت رسول خدا(ص) آمد در حالي که فرزند خود را به همراه داشت، عرض کرد:اي رسول خدا! حق اين فرزند بر من چيست؟ حضرت فرمود: نام نيکو برايش برگزين، او را تربيت کن، و در جايگاه نيکو قرار ده [زمينه کسب و شغل صالح و مناسب را برايش فراهم کن].
نيز امام کاظم(ع) فرموده است: شخصي به همراه فرزندش خدمت پيامبر(ص) رسيد و گفت:اي رسول خدا(ص)! من به اين فرزندم کتابت و نوشتن را تعليم دادهام، او را در چه کار و شغلي بگمارم؟ حضرت فرمود: او را به کار و شغل مشغول کن ولي در پنجشغل به کار وامدار؛ سيائي و صائغي، قصابي، حناطي و نحاسي، آن گاه سؤال کرد: معناي «سياء» چيست؟ فرمود: کسي که کفن ميفروشد و آرزوي مرگ امت مرا ميکند، به درستي که هر نوزاد از امت من نزد من محبوب تر است از آن چه خورشيد بر آن ميتابد. اما «صائغ» کسي است که در پي زيان امت من است و اما «قصاب» ذبح ميکند تا اين که رحمت از دلش ميرود و اما «حناط» مواد غذايي را بر امت من احتکار ميکند و اگر خداوند، کسي را در حال دزدي ببيند بهتر است تا او را در حال احتکار در مدت چهل روز ببيند و اما «نحاس» پس جبرئيل پيش من آمد و فرمود:اي محمد! بدترين امت تو کسي است که مردم را ميفروشد».
|