صفحه بين الملل

پذيرش حق ايران از سوي غرب

مطبوعات غرب كه عمدتا تحت تاثير لابي صهيونيست هستند در اقدامي هماهنگ خبر از تعطيلي سايت فردو به‌عنوان شرط غرب در مذاكرات خبر داده‌‌اند اين در حالي است كه هر زماني گمان اين مي‌رود كه روابط ايران و گروه 1+5 عادي شود آن‌ها تلاش مي‌كنند با انتشار اخبار مختلف كارشكني و جوسازي كنند تا مذاكرات به شكست منتهي شود، رسانه‌هاي ايراني بايد با هوشمندي در زمين رسانه‌هاي غربي بازي نكنند زيرا اسرائيلي‌ها هيچ گونه تفاهمي در پرونده هسته‌اي ايران را بر نمي‌تابند. خبر تعطيلي فردو با اين هدف صورت گرفته تا لابي صهيونيست با جوسازي خبري بتواند در روند مذاكرات خلل ايجاد كند.

جريان‌سازي خبري اسرائيلي‌ها در مورد تعطيلي سايت فردو مسأله‌اي خيالي است زيرا اعضاي گروه 1+5 هم مي‌دانند كه در جايگاهي قرار ندارند كه بتوانند درخواست اين چنيني از ايران داشته باشند.

مشرق نيوز در يادداشتي به قلم حسن بهشتي پور افزوده است: ايران تحت نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي فعاليت مي‌كند و طبق عرف و قوانين بين‌المللي آن‌ها حقي براي درخواست از ايران مبني بر تعطيلي فردو ندارند و اساسا بحث مطرح به اين صورت است كه ايران براي اعتماد سازي، فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را توسعه ندهد و در اين حد توانمندي خويش را نگه دارد تا مذاكرات چارچوبي پيدا کند و دو طرف بتوانند به توافقي دست يابند و طبق آن عمل كنند.

البته ميان توقف روند توسعه تا تعطيلي سايت فردو تفاوت زيادي است؛ بر اساس اخبار، اوباما و آمريكايي‌ها پس از اين‌كه ايران در آذرماه ميله سوخت را در راكتور تهران قرار داد، به اين جمع بندي رسيدند كه تحريم‌ها اثري در روند پيشرفت هسته‌اي ايران نداشته است و بايد استراتژي ديگري اتخاذ كنند.

زماني كه ارسال مواد مورد نياز نيروگاه تهران از سوي غربي‌ها قطع شد، ايران اعلام كرد كه توسط دانشمندان هسته‌اي اين مشكل را مرتفع مي‌كند. در آن برهه كارشناسان غربي به اين توانايي باور نداشتند، اما زماني كه جمهوري اسلامي ميله‌هاي سوخت هسته‌اي را در راكتور تهران قرار داد غر‌بي‌ها به جمع بندي‌هاي ديگري رسيدند و آن‌طور كه در رسانه‌هاي آن‌ها انعكاس يافته است، غرب حق داشتن انرژي صلح‌آميز هسته‌اي از سوي ايران را پذيرفته و ايراداتشان فقط در مورد روند توسعه انرژي هسته‌اي است براي همين در پي توافقي كلي با ايران است.

بنابراين مذاكرات در واقع تلاش دارد چارچوبي براي توافق‌هاي جديد ايجاد كند، قطعا آن‌چه در روند مذاكرات محرز است ادامه روند غني‌سازي اورانيوم از سوي ايران است.

اما در خصوص روند توسعه انرژي اتمي از سوي ايران هم آن‌ها بايد ما به ازاي آن را مشخص كنند؛ زيرا غربي‌ها در طول اين سال‌ها تنها در پي كسب امتياز بوده‌اند. اين در صورتي است كه هر نوع توافق، زماني بايد صورت گيرد كه دو طرف متعهد باشند، زيرا تعهدات يك طرفه اساسا داراي اعتبار نيست.

1. غرب بايد به اين جمع بندي برسد كه استراتژي فشار و مذاكره بي نتيجه است و در اين خصوص بايد تجديد نظر كند.

2. غرب يك‌بار براي هميشه بايد بپذيرد كه ايران مانند 184 كشور ديگر عضو آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، از حق مسلم غني‌سازي اورانيوم برخوردار است، اگر چه طبق قوانين بين‌المللي، ايران چنين حقي دارد. ايران غني‌سازي را يكبار دو سال متوقف كرد و نتيجه‌اي كسب نكرد پس تكرار اشتباهات گذشته لزومي ندارد.

استراتژي آمريکا؛ دشمن جعلي

ترديدي نبايد داشت که غرب، در شرايطي که بحران در حوزه‌هاي نظري، فرهنگي و مناسبات مادّي را به تجربه نشسته است، اسلام و احياي اسلام را يک تهديد بزرگ تلقّي کند. گسترش اسلام در غرب و بروز تمايلات اسلام‌خواهانه طي دهه‌هاي اخير بيش از هر زمان اين تهديد را جدّي و واقعي جلوه مي‌دهد.

«ايالات متّحده آمريکا» اگرچه در آخرين منزل از تمدّن تکنولوژيک غربي نشسته است؛ امّا فاقد تاريخ و اسطوره است. عمران اين کشور بيش از دويست سال نيست؛ کلوني بزرگي از مهاجران که به دلايل مختلف گرد هم آمده‌اند. اين امر به منزله نداشتن عاملي مشترک براي حفظ وحدت ملّي و وحدت رويه است. بخشي از اين خلأ را قهرمانان نو به نو که توسط سينما و ورزشگاه‌ها جعل و معرفي مي‌شوند، پر مي‌کنند، قهرماناني که همگي دولتي مستعجل و عمري کوتاه دارند و بخش ديگر را توهّم دشمني.

اسماعيل شفيعي سروستاني طي يادداشتي افزوده است: از اين نکته نيز نبايد غفلت کرد که جعل دشمن خارجي در ايالات متّحده آمريکا، به‌عنوان عامل مهمّي براي دست‌يابي به وحدت ملّي شناخته شده است. اين استراتژي در ادوار مختلف و به ويژه با جاي‌گير شدن نومحافظه‌کاران در دستگاه اجرايي ايالات متّحده، پر رنگ‌تر از هر زمان خود را در سياست خارجي آمريکا نشان داد.

نو محافظه‌کاران، متأثّر از مباني فکري لئو اشتراوس، پُر رنگ جلوه دادن دشمن مفروض خارجي را در سياست خارجي در رأس ساير سياست‌هاي خود قرار مي‌دهند. در سال‌هاي سخت جنگ سرد، «شوروي» به‌عنوان دشمن بزرگ غرب و دمکراسي معرفي شد و رسانه‌ها پابه‌پاي سياست‌مداران، همه سياهي‌ها، ترس، ناامني، ديکتاتورمنشي و ضدّيت با آزادي و دمکراسي را به سوسياليسم و کمونيسم نسبت دادند و بيش از هفتاد سال از اين جريان سواري گرفتند.

فروپاشي شوروي، ضرورت جايگزيني دشمن جديد را به گردانندگان سياست خارجي آمريکا يادآور شد. بازگشت و احياي اسلام، اين فرصت را فراهم آورد تا اسلام و مسلمانان جايگزين شوروي و کمونيسم شوند.

از اين روست که يکي از دلايل بروز کين‌ورزي ايالات متّحده آمريکا را به طور خاص درباره اسلام و مسلمانان بايد به اين موضوع باز گرداند. ادوارد سعيد در کتاب «شرق‌شناسي» مي‌نويسد:

اسلام به چشم «اروپا» و غرب يک تهديد مي‌آيد. امروز، اين بيش از هر زماني جلب توجّه مي‌کند. چون از يک طرف رسانه‌ها بر سر آن‌چه ظهور، برگشت يا احياي اسلام مي‌نامند، اتّفاق‌نظر و خبر زيادي دارند و از طرف ديگر، بخش‌هايي از دنياي اسلام، «فلسطين»، «ايران» و «افغانستان» که توسعه تاريخي متفاوت و نابرابري را گذرانده‌اند، به سلطه سنّت غربي به ويژه آمريکا گردن نگذاشته‌اند. نظرات متخصّصان و رسانه‌ها در اين مورد، تقريباً شبيه هم است. جامعه روشنفکران و سياسي ايالات متّحده تلاشي براي اصلاح يا حتّي مخالفت با تصوير زشت اسلام به‌عنوان تهديد نکرد؛ بلکه اين تصوير را تأييد و بزرگ هم کرد. از هلال بحران برژينيسکي تا بازگشت اسلامِ برنارد لوئيس، همه با تصويري که رسم شده، هم‌سو هستند.

انتخاب، بسط و رشد جريان القاعده به‌عنوان چهره‌اي خشن، ضدّ انساني و نامتمدّن از اسلام و مسلمانان از يک سو کارکرد دامن زدن به اسلام‌هراسي در غرب را داشت و از ديگر سو، جعل رقيبي از ميان اهل عامّه براي مقابله با جريان انقلابي شيعي ايران اسلامي.

جاي تأسّف است اگر اعلام شود، جماعتي از مسلمانان و از جمله سياست‌مداران کشورهاي اسلامي نيز نادانسته با عملکرد خود بر تصوير جعلي ارائه شده از اسلام و مسلمانان، مُهر تأييد زدند و با غفلت از ضرورت اصلاح اين تصويرسازي مغرضانه، اجازه دادند که دشمنان اصلي اسلام، يعني يهوديت صهيونيستي به بخش بزرگي از اهداف خودش برسند.

جرياني که بيش از همه، از وجود خصومت مزمن ميان مسلمانان و مسيحيان و ميان شرق و غرب بهره مي‌برد، يهوديت صهيونيستي است که در اين ميانه مجال بهره‌برداري دو سويه از شرق و غرب و سرکوب مسلمانان به وسيله دولت‌هاي غربي را به دست مي‌آورد؛ چنان‌که تاکنون اين ماجرا ادامه داشته است.

ادوارد سعيد، در کتاب شرق‌شناسي دردمندانه از اين موضوع سخن مي‌‌گويد:

کشورهاي جهان سوم همه سرگرم تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني آمريکا هستند و حتّي در موارد زيادي که اخبار درباره خود جهان سوم است، کاملاً به چند آژانس خبري وابسته هستند که اخبار خودشان را از آن‌ها بشنوند. جهان سوم به طور کلّي و کشورهاي اسلامي به طور خاص از منبع خبر، تبديل به مصرف‌کنندگان خبر شدند. شايد بتوان گفت: براي اوّلين بار با چنين مقياسي در تاريخ، دنياي اسلام درباره خودش از طريق تصوّرات تاريخ و اطّلاعاتي که در غرب توليد مي‌شود، مي‌آموزد.

براي ترسيم تصويري کامل‌تر بايد در نظر گرفت که دانشجويان و انديشمندان در دنياي اسلام براي آن‌چه به نام مطالعات خاورميانه جريان دارد هنوز به کتابخانه‌ها و مؤسّسات آموزشي اروپايي و آمريکايي محتاجند؛ به‌عنوان مثال در نظر بگيريد که يک کتابخانه به درد بخور از کتاب‌هاي عربي در سراسر دنياي اسلام وجود ندارد.

بزرگنمايي دشمني، باعث فريب افکار عمومي مردم آمريکا و انحراف ذهني آن‌ها از بحران‌هاي داخلي اين کشور مي‌شود؛ بلکه دست مردان آمريکايي را در دست‌اندازي به نقاط مختلف جهان، اردوکشي نظامي، راه‌اندازي جنگ‌هاي بزرگ و در عين حال کسب حمايت عمومي ساکنان آمريکا باز نگه مي‌دارد. حسب همين رويکرد است که آمريکا در وقت حمله به عراق و افغانستان خود را بي‌نياز از همراهي متّحدان اروپايي نيز مي‌شناسد.

بي‌گمان، قرآن‌سوزي، طرح ويژه‌اي است که در پس خود، برنامه‌اي بزرگ‌تر براي انجام عمليات نظامي در جغرافياي خارج از ايالات متّحده آمريکا را پنهان داشته است.

آخرين کلام، کلام آخرين

وقتي از آقاي تري جونز، کشيش ايوانجليک پيش قراول قرآن‌سوزي درباره علّت مخالفتش با «قرآن» سؤال مي‌شود، به سه نکته اشاره دارد، از نظر او قرآن، کتابي سياسي، حاوي مضامين خشن است و اسلام مي‌خواهد تحت عنوان آخرالزّمان جهان را تصاحب کند.

اگرچه آقاي تري جونز، کشيشي ايوانجليک و پروتستان است و رويکرد آخرالزّماني در او، به دليل نسبتش با ايوانجليسم قوي است؛ اما حسب اطّلاعاتي که درباره او و سوابقش منتشر شده، تا سال 2008 م. فاقد تحصيلات ديني قابل توجّه بوده و به دليل اتّهاماتي، همچون حقّه‌بازي از «کليساي آلمان» اخراج شده و حتّي يکي از راهبان «کليساي کلن» اعلام داشته که آقاي جونز حتّي مناسک مذهبي را انجام نمي‌داده است. او پس از اخراج از آلمان به اتّفاق همسرش، اقدام به تأسيس کليسا مي‌کند؛ امّا بيش از آن‌که در بند مذهب و کليسا باشد، سعي در سوءاستفاده از معافيت مالياتي کليسا کرده و با راه‌اندازي شرکت «Ts and company» اقدام به فروش کالا و اموال وقفي و اهدايي مردم به کليسا مي‌کند.

او در حالي از قرآن‌سوزي سخن مي‌راند که حتّي براي يک بار هم قرآن را ورق نزده و حتّي با يک مسلمان ارتباط نداشته است. وي يک بار نيز در آلمان به جرم استفاده از عنوان دکترا، ناچار به پرداخت 3800 دلار جريمه مي‌شود.

به اين دليل، به ذکر سوابق تري جونز اشاره کردم تا روشن شود بيان رويکرد و خطر آخرالزّماني اسلام و قرآن، بسيار بزرگ‌تر از آن است که انديشه معلول تري جونز، مجال پر کشيدن بر بلنداي آن را داشته باشد. در حالي که رويکرد به موضوع آخرالزّمان، ظهور دوم مسيح، رويارويي دو نيروي خير و شر در «صحراي مجيدو» و بالأخره تأسيس حکومت جهاني بني اسرائيلي در «بيت المقدّس»، در زمره موضوعات اصلي و مبتلا به ذهني پر قدرت‌ترين مبلّغان انجيلي و کليساهاي صاحب نفوذ آمريکايي و انگليسي است، طي بيش از سي سال اخير، بخش عمده سياست خارجي ايالات متّحده آمريکا بر اساس همين رويکرد تنظيم شده و حتّي توسط دولت‌هايي مثل دولت جرج دبليو بوش بسياري از مقدّمات راه‌اندازي جنگ آخرالزّماني آرمگدون فراهم آمد و رسانه‌هاي بي‌شماري با اتّخاذ آرايش آخرالزّماني بر موج ماجرا سوار شده و بر تنور اين جنگ دميدند. مي‌توان نتيجه گرفت که آقاي تري جونز، تنها مطالبي را تکرار کرده يا وادار به بيان آن‌ها شده تا از اين مجرا، بخشي از استراتژي اصلي غرب يهودي عليه مسلمانان قابليت اجرا بيابد و آقاي کشيش هم به صله و مرحمتي سفارش دهندگان پروژه قرآن‌سوزي.

ادوارد سعيد، منتقد و استاد ادبيات تطبيقي «دانشگاه کلمبيا» و محقّق فلسطيني الاصل انگشت بر موضوع مهم و ويژه‌اي مي‌گذارد، مي‌گويد: مشرق زمين در حالي بخش پست‌تر جهان قلمداد مي‌شود که از موهبت وسعت پهناورتر و پتانسيل بيش‌تر براي قدرت، نسبت به غرب برخوردار است. از اين رو اسلام هميشه متعلّق به مشرق زمين در نظر گرفته شده و نگاه به آن با دشمني و ترس همراه بوده است.

براي اين وضعيت دلايلي سياسي، روانشناختي و مذهبي مي‌توان برشمرد؛ ولي همه اين دلايل از برداشتي نتيجه مي‌شود که اسلام را رقيبي وحشتناک و چالشي آخرالزّماني در برابر مسيحيت مي‌دانند.

ادوارد سعيد را در آمريکا به‌عنوان نظريه‌پرداز ادبي از بنيان‌گذاران نظريه پسا استعماري، منتقد شرق‌شناسي و فعّال سياسي مي‌شناسند که ديدگاهش درباره تعامل غرب با شرق قابل توجّه است.

موضوع تمرکز و توجّه غرب مسيحي به منجي‌گرايي و آخرالزّمان، موضوع مهم، ريشه‌دار و در عين حال عجين با فرهنگ و باورهاي عمومي ساکنان آن بخش از جغرافياي زمين است. اساساً مسيحيت و مسيحيان را از موضوع تبشير و انتظار بازگشت دوباره مسيح نمي‌توان منفک ساخت. جز اين، مسيحيت پروتستاني که جمعيت حدّاکثري ايالات متّحده آمريکا و «بريتانيا» را به گرد خويش دارد، بر محوريت موضوع بازگشت دوباره مسيح و زمينه‌سازي براي آن، همه تعاليم و آموزه‌هاي خود را متمرکز ساخته است.

حسب همين موضوع و باور ويژه ساري در ميان عموم ساکنان ايالات متّحده است که اين کشور را به‌عنوان کشوري مذهبي و با رويکرد آخرالزّماني مي‌توان شناسايي کرد. مبلّغان اين جريان کليسايي که به‌عنوان ايوانجليک شناخته مي‌شوند، همه همّت خود را مصروف تبليغ و بسط موضوع بازگشت مسيح و زمينه‌سازي براي اين بازگشت مي‌نمايند.

شايان ذکر است مهاجران اوّليه از «انگلستان»، با داشتن خُلق و خوي پيوريتاني اين آموزه را به سرزمين تازه کشف شده، منتقل کردند؛ نوعي مسيحيت يهودي شده که مارتين لوتر و کالون بنيان‌گذار آن بودند.

صرف نظر از ميزان تأثيرپذيري ايوانجليک‌ها از لاهوت توراتي که موضوع اين مقاله نيست، طي حدّاقل سه دهه اخير، مبلّغان پر قدرت انجيلي با مدد گرفتن از رسانه‌هاي پر قدرت مدرن و نفوذ در دستگاه سياسي ايالات متّحده آمريکا، اين امکان را يافتند تا نقش مهمّي را در سياست خارجي اين کشور و رؤساي جمهور آن ايفا کنند تا آن‌جا که تأثير بسزايي در تحريک سياست‌مداران آمريکايي و انگليسي براي حمله به عراق، افغانستان و تشويق آنان براي حمله به ايران داشتند.

در تفسير ارائه شده، اين مبلّغان انجيلي اگرچه مجعول و محرّف از نظر ما جهان در آستانه ظهور دوم قرار گرفته است. آنان دولت آمريکا را مکلّف به زمينه‌سازي جنگ جهاني و آخرالزّماني آرمگدون در فلسطين اشغالي و سرکوب مسلمانان مي‌شناسند. در تعريف آن‌ها از نيروهاي شرور، مسلمانان و اعراب، نماد شرارت و قرآن، کتاب و آيين نامه شرارت و وحشت شناخته مي‌شود.

وابستگي کشيش آمريکايي، آقاي تري جونز به ايوانجليک‌ها، پرده از جرياني بر مي‌دارد که سعي مي‌کنند غرب مسيحي را با شرق اسلامي درگير و آتش جنگ صليبي دوم را به نفع بني اسرائيل (يهوديان صهيونيست) روشن کنند.

اين موضوع، چنان که آقاي ادوارد سعيد بدان اشاره دارد، حکايت از آگاهي و عمل آقاي تري جونز و ساير مبلّغان انجيلي از چالش آخرالزّماني غرب و اسلام دارد و آتش زدن قرآن نيز در راستاي همين موضوع و آگاهي، قابل شناسايي است.

بسياري از قراين و شواهد، حاکي از هم‌گرايي جدّي ايوانجليک‌ها با يهوديان صهيونيست است. از نظر مذهبي، پروتستان‌ها و مبلّغان ايوانجليک ظهور مسيح را براي بني‌اسرائيل و در بزرگداشت آنان ارزيابي مي‌کنند و خود و عموم مسيحيان را وامدار بني‌اسرائيل و خدمتگزار آنان مي‌دانند.

از همين رو، آنان فلسطين را به طور مطلق متعلّق به بني‌اسرائيل دانسته و حاضر به هيچ گونه مذاکره و گفت‌وگويي در اين باره با مسلمانان و فلسطينيان نيستند؛ ضمن اين‌که آنان بازگشت يهوديان به فلسطين و تأسيس دولت يهودي در آن سامان را شرط ضروري بازگشت حضرت مسيح(ع) اعلام مي‌دارند. پر واضح است که آنان، با اين رويکرد، خود را در تعرّض به قرآن و سرکوب مسلمانان محق مي‌شناسند و وجود آيات جهادي قرآن و رويکرد مجاهدان مسلمان به مبارزه براي آزادي قدس شريف را در تعارض با خواست‌هاي خود تعريف مي‌کنند، بنابراين، در تلاشي پيگير، سعي در سرکوب همه مسلمانان مجاهد و نفي هر گونه باور و حرکت جهادي در ميان مسلمانان دارند.

غرب، راه نجات را در يک جنگ فراگير مي‌شناسد.

چنان که ذکر شد، غرب در بن بست و بحران حاصل از تاريخ چهارصد ساله بي‌خدا و بي‌آسمان، قبل از آن‌که با شرق اسلامي درگير باشد، در خودش درگير و مبتلاست. ادامه شرايط و روند فعلي که از اوّلين سال‌هاي قرن بيستم ميلادي، نشانه‌هايش نمودار شد، غرب را در خودش نابود مي‌کند و آن را در حوزه‌هاي مختلف و در آستانه تاريخ جديد که به نام دين و خدا متولّد شده است، به زانو در مي‌آورد.

جز اين، احياي اسلام و رشد و گسترش آن در ميان ساکنان غرب بر سرعت فروپاشي مي‌افزايد و اين وضع جامعه غربي را در مناسبات سياسي، اجتماعي و امنيتي دچار چالش بزرگ ساخته و در برابر شرق اسلامي، در شرايط انفعالي جدّي قرار خواهد داد. شايد بتوان بزرگ‌ترين هراس غرب را در قد برافراشتن قدرتي بزرگ در شرق اسلامي دانست؛ رقيبي که در دوران کهولت و احتضار تاريخ، تفکّر و فرهنگ غربي، جواني و برومندي را تجربه مي‌کند.

اين قدرت، به دليل رويکرد ديني به عالم و داشتن ادّعاي مديريت کلان بر مبناي قوانين کتاب ديني اسلامي مي‌تواند حوزه تمدّني از دست رفته شرق را که طي قرون گذشته از شرق درياي مديترانه به غرب آن منتقل ساخت، ديگر بار به شرق منتقل ساخته و موجب بروز رکود و ريزش تمام عيار فرهنگي و تمدّني مغرب زمين شود.

به همان سان که با انتقال حوزه تمدّني از شرق درياي مديترانه، مشرق زمين دچار رکود و رخوت شد و به زير سلطه غرب رفت.

کلام آخر آن‌که، بني‌اسرائيل، که طي قرون گذشته و با آلت فعل قرار دادن غرب مسيحي و ساکنان غرب به بخش‌هاي مهمّي از اهداف و استراتژي‌هاي خود دست يافته است، براي اجراي آخرين بند از قصيده بلند سلطه‌جويي‌اش و تأسيس حکومت جهاني، فرصت چنداني ندارد. وقايع ذکر شده و شرايط موجود و مطرح حاکي از آن است که چنانچه در حرکتي عاجل و اقدامي سريع، امکان اعلام جهان تک حکومتي را نيابند، ديگر امکان دستيابي به فرصتي براي اين امر وجود نخواهد داشت.

دستيابي به آخرين مرحله از اين سناريوي جنگي، فائق آمدن بر همه بحران‌ها و بن‌بست‌ها و از جمله متوقّف کردن روند رو به رشد اسلام‌گرايي در گرو ورود فراگير به جنگ جهاني است؛ نبردي که با عنوان جنگ صليبي دوم، همه فرصت‌ها و بهانه‌ها را براي سرکوب مسلمانان، غصب باقي مانده سرزمين فلسطين، سرکوب نهضت‌هاي اسلامي و بالأخره متوقّف کردن جريان توفنده انقلاب اسلامي ايران ممکن مي‌سازد.

ايجاد هيجان بالا تا سر حدّ ناشکيبايي در ميان مسلمانان مي‌تواند ضامن بمبي را بکشد که غرب و سران مجامع مخفي يهودي، از آن براي آغاز آخرين يورش و بزرگ‌ترين آن‌ها استفاده خواهند کرد؛ چنان‌که، بالا گرفتن موج اختلافات داخلي در هر يک از سرزمين‌ها و کشورهاي اسلامي، امکان تضعيف قوا و توانايي بالقوّه و بالفعل آنان را سبب خواهد شد.

نمي‌توان از اين نکته غفلت کرد که در اين شرايط حسّاس، طرح شعارهاي نو و شبه نظريه‌هاي عامّه پسند، خارج از چهارچوب اصلي، بناي فرهنگي و سياسي اجتماعي ايران اسلامي، زنگ خطري است که غفلت از آن، به خسارات جبران‌ناپذير مي‌انجامد.

هشدار به رژيم هاي فتنه گر عربي

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از پايگاه النخيل، «محمد الصيهود» عضو ائتلاف ملي عراق با اشاره به ظاهر شدن مجدد «عزت الدوري» معاون صدام ديکتاتور معدوم عراق گفت: ظاهر شدن وي در برهه کنوني ارتباط قوي با حملات عربستان و قطر ضد عراق دارد.

«کاظم الشمري» عضو فهرست العراقيه البيضاء هم در اين باره بيان کرد: نوار تصويري مربوط به عزت الدوري که در آن روند سياسي عراق را تهديد کرد تاثيري نخواهد داشت و سخنان وي ياوه‌گويي بيش نيست، زيرا زمان او به سر آمده است.

الشمري اظهار داشت: ما هشت سال است که به اين ياوه گويي‌ها عادت کرده‌ايم. روند سياسي عراق روز به روز با ثبات‌تر از قبل مي‌شود؛ زيرا مردم عراق دولت و نظام خود را انتخاب کرده‌‌اند و رژيم‌هاي ديکتاتوري ديگر جايي در عراق ندارند.

خودداري تل آويو از حضور در كنفرانس پيمان منع گسترش تسليحات هسته اي

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از روزنامه هاآرتص، معاون وزير خارجه فنلاند چند روز پيش به طور محرمانه به بيت‌المقدس سفر كرد تا با همتايان صهيونيستي خود در خصوص حضور رژيم صهيونيستي در اين كنفرانس رايزني كند؛ كنفرانسي كه در آن انتظار مي‌رود درباره خاورميانه عاري از تسليحات هسته‌اي مذاكراتي انجام شود.

دو سال پيش رژيم صهيونيستي با برگزاري چنين كنفرانسي مخالفت كرد؛ زيرا يكي از مسائل مهم در دستور كار آن، تلاش كشورهاي عرب و منطقه براي مهار و كنترل برنامه هسته‌اي رژيم صهيونيستي است.

رژيم صهيونيستي خواستار هماهنگ كردن مواضع خود با آمريكاست اما آمريكايي‌ها از برگزاري چنين كنفرانسي حمايت كرده‌اند. آن‌ها نگران هستند كه برگزارنشدن اين كنفرانس، پيش‌زمينه‌اي براي متزلزل شدن تلاش‌شان در راستاي ارتقاي منع گسترش تسليحات هسته‌اي باشد و از طرفي چشم‌انداز باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا، در خصوص جهان عاري از تسليحات هسته‌اي را تضعيف كند.

با وجود اين، نمايندگان رژيم صهيونيستي در ديدار خود با «جاآكو لاآجاوا»، معاون وزير خارجه فنلاند و مسؤول هماهنگي كنفرانس منع گسترش تسليحات هسته‌اي، با حضور رژيم صهيونيستي در اين كنفرانس در فنلاند مخالفت كردند. لاآجاوا با يك تيم از مقامات رژيم صهيونيستي به رهبري «جرمي ايساچاروف»، از مقامات ارشد وزارت خارجه اين رژيم ديدار كرد.

اين بار در تگزاس
تفنگداران دريايي آمريکا به منافقين آموزش نظامي مي دهند

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني هابيليان (خانواده شهداي ترور کشور)، منابع مطلع و نزديک به گروهک منافقين از اقدام نيروهاي نظامي مارينز (نيروهاي تفنگدار دريايي آمريکا) به منظور آموزش نظامي به صدها نفر از اعضاي منافقين در ايالت جنوبي تگزاس خبر داده‌اند.

بر پايه اين خبر، آموزش‌ها شامل تمرين‌هاي نظامي براي استفاده از انواع سلاح و آموزش روش‌هاي نبرد است که توسط افسران مارينز انجام مي‌شود.

اين منابع احتمال مي‌دهند که آمريکايي‌ها در صدد استفاده از اين عناصر براي رويارويي با ايران در صورت هرگونه مواجهه احتمالي در برنامه هسته‌اي کشور هستند.

چندي پيش، سيمور هرش - روزنامه‌نگار و نويسنده مشهور آمريکايي - با درج گزارشي در روزنامه نيويورکر فاش کرد که ايالات متحده آمريکا در دوران جورج بوش و در ايالت نوادا به منافقين آموزش نظامي مي‌داده است.

چامسکي:
اکثريت شهروندان عرب با ايران هسته اي احساس امنيت مي کنند

نوام چامسکي، روشنفکر يهودي آمريکايي و استاد زبان‌شناسي دانشگاه بر اين باور است که اکثريت شهروندان عرب، از اين‌که ايران صاحب سلاح هسته‌اي باشد، احساس امنيت بيش‌تري مي‌کنند.

به گزارش خانه شفاف‌سازي اطلاعات، چامسکي تصريح کرد علي‌رغم آن‌چه ديکتاتورهاي عربي مي‌گويند، مردمان عرب خاورميانه، ايالات متحده و اسرائيل را دشمنان اصلي خود مي‌دانند. به همين سبب است که اکثريت اعراب از اين‌که حتي ايران صاحب سلاح هسته‌اي شود، امنيت بيش‌تري را احساس مي‌کنند.

چامسکي در حالي اين اظهار نظر را بر زبان مي‌آورد که ايران در مواضع رسمي خود بارها اعلام کرده است که هيچ‌گاه توليد سلاح هسته‌اي را اراده نخواهد کرد؛ با اين حال، نظرسنجي‌هايي که چامسکي به آن استناد مي‌کند نشان مي‌دهند که ايران از چه جايگاهي در ميان مردمان عرب برخوردار است.

حکام عرب به تبعيت از سياست‌هاي غرب، ديدگاه خوبي نسبت به برنامه هسته‌اي ايران ندارند.

جالب اين‌جاست که يکي از خوانندگان پايگاه خانه شفاف‌سازي اطلاعات نيز در پاسخ به اين خبر نوشته است: نه تنها اعراب، بلکه بسياري از آمريکايي‌هاي آزادانديش هم با سلاح هسته‌اي ايران احساس امنيت بيش‌تر مي‌کنند.

 بين الملل

ايران، نقشه آمريکا در سوريه را بر هم زد

راديو بين‌المللي فرانسه در تحليل شرايط کنوني سوريه تصريح کرد: غرب و هم‌پيمانان اميدوار بودند حکوت سوريه ظرف مدت کوتاهي سقوط کند و با سيطره بر سوريه بتوانند به محور مقاومت اعلام شده از طرف ايران که مانند خاري در گلو بود پايان دهند اما در عمل اين اتفاق رخ نداد.
اين رسانه دولت فرانسه معتقد است: ايران نقش مهمي ايفا مي‌کند که بر کسي پوشيده نيست. رهبر ايران تعارف را کنار گذاشته و به صراحت اعلام مي‌کند که از همه توان خود براي تداوم حاکميت سوريه استفاده خواهند کرد. سوريه براي ايران و محور مقاومت و حزب ا...، اهميت استراتژيک دارد. ايران موفق شده تا حمايت عراق را نيز جلب کند تا به‌عنوان کشوري عربي در کنار روسيه و چين در صف حاميان سوريه قرار گيرد.

بشار اسد تأثيرگذارتر از باراک اوباما

نشريه آمريکايي تايم با انتشار نتيجه يک نظرسنجي اعلام کرد که رئيس جمهوري سوريه در رده هشتم موثرترين شخصيت‌هاي دنيا قرار گرفت.
به گزارش فارس، نظرسنجي هفته‌نامه آمريکايي تايم نشان داد که شرکت‌کنندگان در اين نظرسنجي، بشار اسد را يکي از موثرترين شخصيت‌هاي سياسي دنيا مي‌دانند.
تايم اعلام کرد که در جمع 100 شخصيت موثر در دنيا، بشار اسد رئيس جمهوري سوريه در رده هشتم قرار گرفت.
اين نظرسنجي متعلق به چهارماه نخست سال جاري ميلادي (2012) است.

بارزترين خصوصيات دست راست مبارك كه كانديدا هم شده است

مجله آمريکايي «فارن پالسي» نامزدي «عمرسليمان» معاون سابق و رئيس دستگاه اطلاعاتي «حسني مبارک» ديکتاتور سرنگون شده مصر را زلزله‌اي سياسي در اين کشور توصيف کرد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني شبکه العالم، فارن پالسي تأکيد کرد: به نظر مي‌آيد عمر سليمان به دنبال آن باشد که اوضاع مصر را به قبل از انقلاب ژانويه 2011 باز گرداند، ولي اين امر حتما به معناي بازگشت رژيم حسني مبارک نيست.
اين مجله آمريکايي با اشاره به مطالب افشا شده در پايگاه ويکيليکس درباره سليمان از جمله اين‌که وي مشاور مبارک است، تأکيد کرد: سليمان کوشيد تا بعنوان رقيب و جايگزين اخوان المسلمين در صحنه حاضر شود.
فارن پالسي خاطرنشان کرد: مجله نيويورکر درباره ويژگي «شکنجه گر» بودن عمرسليمان نوشته است که وي يکي از عناصر سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا در مصر، و عمليات انتقال محرمانه بازداشت شدگان بود. آمريکا در اين عمليات افراد مشکوک به اقدامات تروريستي را از نقاط مختلف دنيا براي بازجويي به چند کشور مي‌فرستاد که در بيش‌تر موارد اين بازجويي‌ها «وحشيانه» بود.
اين مجله آمريکايي ادامه داد: دومين ويژگي عمرسليمان، سرکوب شديد و مستمر جنبش حماس بود. وي همچنين در طول دوران کار خود در زمان مبارک همواره به دشمني با اسلام‌گرايان در داخل و خارج از مصر مي‌پرداخت و هميشه تلاش مي‌کرد با قدرت گرفتن جنبش حماس در غزه مقابله کند.
فارن پالسي به‌عنوان سومين ويژگي عمرسليمان تأکيد کرد، وي «محافظ شخصي مبارک» بود. سليمان در سال 1995 توانست مبارک را قانع کند که با وجود اعتراض‌هاي وزارت خارجه وقت، براي شرکت در اجلاس اتحاديه آفريقا در اتيوپي، با يک خودرو ليموزين ضد گلوله در اين اجلاس شرکت کند. مبارک در اين جريان در کمين افراد مسلح افتاد ولي توانست با توصيه‌هاي سليمان از گلوله‌ها در امان بماند.
فارن پالسي خاطر نشان کرد: سليمان عامل ارتباطي مستقيم با اسرائيل است. اين موضوع محرمانه نيست که عمر سليمان در دوران مبارک به صورت مستمر با اسرائيل در تماس بود.
روزنامه آمريکايي «لس آنجلس تايمز» نيز در گزارشي تأکيد کرد: با وجود اين‌که چهره‌هاي جديدي به عرصه سياسي مصر قدم گذاشته‌اند، صداي شخصيت‌هاي رژيم سرکوبگر سابق همچنان در فضاي اين کشور شنيده مي‌شود.
لس آنجلس تايمز خاطر نشان کرد: انقلاب مصر در خارج کردن شخصيت‌هاي اصلي رژيم سابق از صحنه و در رأس آن‌ها عمر سليمان، شکست خورد.
اين روزنامه آمريکايي افزود: ورود دوباره عمرسليمان به صحنه، خاطرات سال گذشته را در افکار زنده کرد. سليمان در آن هنگام که معاون رئيس جمهوري سابق بود اشتباهي تاريخي مرتکب شد و در مسيري نادرست ايستاد و از رژيم در برابر قيام مردم دفاع کرد. سليمان پس از اين شکست مخفي شد.