صفحه سياسي

رهبر معظم انقلاب در ديدار فرماندهان و کارکنان نيروي انتظامي:
جلب رضايت مردم زمينه ساز کسب رضايت الهي است

حضرت آيت ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار وزير کشور و جانشين فرمانده کل قوا در نيروي انتظامي، فرمانده نيروي انتظامي و جمعي از فرماندهان و کارکنان اين نيرو، جلب رضايت مردم را زمينه‌ساز جلب رضايت الهي دانستند و خاطرنشان کردند: اگر مسؤولان بتوانند دل‌هاي مردم را با حضور خود آسوده و امن نگه دارند، مطمئنا رضايت الهي را نيز جلب خواهند کرد.

ايشان با معرفي پرسنل نيروي انتظامي به‌عنوان سربازان نظام اسلامي، نياز به تأمين امنيت را جزو نيازهاي اساسي و زمينه‌ساز براي برنامه‌ريزي منظم و سازمان يافته دانستند و تأکيد کردند: چنان‌چه جامعه‌اي امنيت نداشته باشد هيچ کار سازمان يافته‌اي در جهت پيشرفت و ارتقاء آن کشور تضمين نخواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر ضرورت برنامه‌ريزي مبتني بر خرد جمعي، تلاش مجاهدانه و از سرِ دلسوزي براي پيشرفت و حرکت رو به جلوي کشور، تحقق برنامه‌ها و اجراي صحيح آن را منوط به تأمين امنيت و احساس آرامش دروني جامعه دانستند.

ايشان ضمن برشمردن برخي آسيب‌پذيري‌هاي فردي و سازماني افزودند: همچنان که ممکن است افراد به لحاظ روحي و ذهني دچار آسيب پذيري شوند، سازمان‌‌ها نيز در معرض رخنه‌ فساد و آسيب هستند که همواره خردمندانه و با توجه کافي، بايد مراقبت‌هاي لازم را به عمل آورد.

حضرت آيت ا... خامنه‌اي توجه به امانت، صداقت، ديانت و انجام وظايف سازماني و همچنين مقدم دانستن منافع جامعه بر منافع شخصي را زمينه‌ساز اعتلا و پيشرفت يک کشور خواندند و خاطرنشان کردند: اگر در جامعه‌اي کساني باشند که با اين روحيه کار کنند يقيناً آن جامعه به اوج خواهد رسيد و به قدرت استوار و ماندگاري دست خواهد يافت.

در ابتداي اين ديدار و پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب، سردار سرتيپ احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي گزارشي از عملکرد اين نيرو در زمينه کاهش نسبي جرائم جنايي، افزايش کشفيات مواد مخدر، پيشرفت‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري در حوزه مرزباني، کاهش تصادفات، افزايش خدمات نيروي انتظامي به مردم، و ارتقاي رضايتمندي مردم از پليس بيان کرد.

جنايتي که عرق شرم بر چهره بشريت نشاند
اظهارات تکان دهنده يک شاهد عيني از قتل عام تروريستي شيعيان پاکستان

به گزارش خبرگزاري فارس، «علي رضا» نوجوان بلتستاني و شاهد عيني تراژدي کشتار اخير شيعيان درپاکستان است که توانسته از اين حادثه جان سالم به در ببرد، وي با غيرقابل وصف خواندن اين جنايت، مشاهدات خود را اين‌گونه بيان کرد:

شب دوم آوريل (10 فروردين)، ساعت هشت شب سوار اتوبوس «سکردو» (800 کيلومتري اسلام‌آباد) شدم.

قبل از اين‌که جاده کوهستاني شروع شود اتوبوس‌ها براي حفظ امنيت بهتر به صورت کارواني حرکت مي‌کردند.با توجه به فاجعه کشتار شيعيان در «کوهستان» که در همين مسير واقع بوده و در ماه گذشته رخ داد، حرکت به شکل کارواني از نظر امنيتي بهتر بود اما احساسم به من مي‌گفت که واقعه‌اي رخ خواهد داد.من دعا مي‌کردم که حادثه‌اي رخ ندهد البته فکر مي‌کردم که در صورت حمله به مسافران شيعه خاموش نخواهم نشست و سلاح يکي از تروريست‌ها را چنگ زده و به آنان حمله مي‌کنم و تا نفس آخر مي‌جنگم.

در حالي که اتوبوس به حوالي چلاس رسيده بود، در يک لحظه صدها نفر خشمگين و عصباني «اتوبان قراقرم» را مسدود و مسافران را پياده کردند. آن‌ها شيعيان را از بين مسافران شناسايي و جدا کردند.

من ترسيدم اما از پنجره اتوبوس بيرون را نگاه کردم؛ مطمئن شدم که مرکز پليس منطقه و حضور هزاران نفر نشان مي‌دهد که در امنيت هستيم. صدها نفر گرد اتوبوس ما رسيدند و همراه با پرتاب سنگ درب ورودي را باز کردند. خانم‌هايي که همراه ما بودند با صداي بلند گريه مي‌کردند. چند تروريست دستور دادند که همه مسافران يکي يکي پياده شوند.

همان لحظه که اولين نفر از اتوبوس ما پياده شد صداي عجيبي به گوشم رسيد اما نتوانستم تشخيص دهم چه صدايي بود.

نفر دوم که پياده شد راجع به شناسنامه از وي پرسيدند. صدها نفر شعار «کافر کافر شيعه کافر» را فرياد مي‌زدند.

همه مسافران با گام‌هاي لرزان و با ذکر خداوند متعال به جولانگاه مي‌رفتند.

نوبت من رسيد، بلند شدم و يک کودک خردسال را در دست گرفتم و به مادرش گفتم که ان‌شاءا... هيچ آسيبي نخواهد رسيد. پياده شدم؛ ديدم مردان مسلح با ريش‌هاي بلند در محل حضور داشتند. راجع به کارت شناسايي از من سؤال کردند. من اوراق هويتي نداشتم لذا يک نفر پيراهن مرا بلند کرد و روي کمرم را ديد زد تا ببيند ردي از آثار زنجيرزني دارم يا خير. من تاکنون زنجيرزني نکرده بودم لذا مرا غير‌شيعه تشخيص داده و رهايم کردند.

من چند قدم جلو رفتم، ديدم بيش از 25 نفر را شهيد کرده و جسد آنان را پايمال مي‌کردند. در اتوبوس ديگري نيز همين جنايت را انجام مي‌دادند. جلوتر رفتم؛ منظره‌اي شبيه قيامت را ديدم. يک زن و يک مرد شايد زن و شوهر يا برادر و خواهر بودند اما از قيافه‌شان مشخص بود که متعلق به شهر «گلگيت» هستند.

تروريست‌ها آن مرد را به طرف قتلگاه مي‌بردند و آن خانم دستش را گرفت و مي‌خواست مانع بردن وي شده و نجاتش دهد. يکي از تروريست‌ها در مقابل چشمان آن زن به سمت آن مرد تيراندازي کرده و او را به شهادت رساندند.

نمي‌توانم درد و غم آن زن را احساس کنم. دلم مي‌خواست با دست خالي به سمت جنايتکاران حمله کنم اما به تنهائي نتوانستم گامي بردارم.نتوانستم شاهد آن صحنه باشم لذا راهم را کج کردم و به سمت ديگري رفتم.

چه منظره‌اي بود، يک نفر بلتستاني را با زور پياده کردند و گروهي وي را با چوب و سنگ‌هاي سنگين و با خنجر و شمشير مورد حمله قرار دادند.

چند لحظه شاهد اين صحنه نيز بودم و هنگامي که آن مرد از شدت جراحات با سر و صورتي زخمي و پر خون بر زمين افتاد، ديگر توان نداشتم به آن منظره نگاه کنم.او در حالي که نفس‌هاي آخر را مي‌کشيد «لبيک يا حسين» را فرياد مي‌زد.

در اين لحظه يکي از جنايتکاران با سنگ ضربه‌اي به صورتش زد و ضمن اين که صدايش قطع شد، چهره‌اش نيز غيرقابل شناسايي شد. شاهد فاجعه بودم و مي‌‌ديدم که چند ظالم اجساد شهدا را به رودخانه «سند» مي‌کشيدند و آن‌ها را از بالاي کوه به عمق رودخانه پرتاب کردند.

شيعيان را به جرم شيعه بودن و عشق و محبت به اهل بيت پيامبر(ص) مي‌کشتند.

کسي که چوب داشت با چوب مي‌زد، کسي که کارد داشت با کارد مي‌زد، کسي که سلاح داشت با آن تيراندازي مي‌کرد و آن کسي که هيچ چيزي نداشت با سنگ سرهاي مظلومان را مي‌شکست در حالي که قربانيان داد و فرياد مي‌کردند و برادر در حضور خواهر شهيد مي‌شد؛ شوهر در حضور همسرش کشته مي‌شد پسر در حضور پدر، جان مي‌داد. منظره‌اي بود که مي‌توانست کوه‌ها را به لرزه درآورد و انسانيت را شرمنده مي‌کرد.

در آن گير و دار ديدم که يک جوان با دست خالي با تروريست‌ها درگير شده است. وي دست خالي چند تن از جنايتکاران را زخمي کرد و تا توان داشت خود را تحويل دشمنان نداد اما لحظه‌اي رسيد که بر زمين افتاد. عده‌اي وي را به رودخانه «سند» بردند و ديگر متوجه نشدم چگونه شهيد شد و پيکرش را چطور در رودخانه انداختند.

اين شاهد عيني ادعا کرد که شمار شهداي فاجعه چلاس بيش از 50 نفر است در حالي که رسانه‌هاي پاکستاني تلفات اين حادثه را تنها 16 تن اعلام کرده‌اند.

در ادامه کشتار شيعيان پاکستان، عوامل گروهک تروريستي «سپاه صحابه» چند روز پيش در محله چلاس شهر گلگيت با کمين بر سر راه کاروان اتوبوس شيعيان، آن‌ها را متوقف کرده و پس از پياده کردن سرنشينان اتوبوس به طرف آن‌ها تيراندازي کردند.

به گفته شاهدان در اين حمله حدود 60 تن از مسافران شيعه به شهادت رسيدند.

سوار بر کلاه فراموشي

 سجاد طاهري

نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي با شکوه هميشگي برگزار شد و به لطف حضرت پروردگار، طبق پيش‌بيني مقام معظم رهبري، امت سيلي محکمي به صورت دشمنان و معاندين کشور نواختند که بيرون آمدن آن‌ها از اين شوک زمان زيادي مي‌برد.

در هر انتخابات، اتفاق‌هايي رخ مي‌دهد که مقدمه تحليل‌هاي فعالان سياسي و فرهنگي قرار مي‌گيرد، با توجه به تجربه‌هاي تلخ انتخابات 88 در زمينه خطاهاي بزرگ برخي دلسوزان، بايد دقت شود تا از آن تجربه درس گرفته و سعي کنيم اين‌بار دچار خطاي تحليل نشويم.

اما اتفاقي که در اين مطلب به آن مي‌پردازيم، رأي سيدمحمد خاتمي به‌عنوان يکي از مهم‌ترين سران مدعي اصلاح‌طلبي و حامي بي‌چون و چراي فتنه 88، در يکي از حوزه‌هاي انتخابيه شهرستان دماوند است.

فارغ از تحليل چرايي ساعت و منطقه حضور وي در پاي صندوق رأي (ساعت 15)، مي‌کوشيم به بررسي مواضع ايشان در چند مقطع بپردازيم.

سيدمحمد خاتمي در انتخابات 88 به ميرحسين موسوي رأي داده بود و بعد از انتخابات، با حمايت از ادعاي تقلب سراسري به‌طور همه‌جانبه پشت سر سران فتنه ايستاد به‌طوري که در بيانيه‌ها و مصاحبه‌هاي خود هيچ‌گاه از اين ادعاي بدون سند و دليل پا پس نکشيد و هميشه در توصيه به خويشتن‌داري، نظام را مخاطب قرار مي‌داد و طرفداراي اصلاح‌طلبان را محق در مطالبه حق نداشته‌شان (پيروزي در انتخابات) مي‌دانست.

پس از پايان آشوب‌هاي خياباني و روشن‌شدن برخي زواياي ماجرا و همچنين خالي‌شدن عقبه اجتماعي حداقلي اصلاح‌طلبان، وي هم‌صدا با بقيه سران اصلاح‌طلب، نظام را عامل محدودکننده آزادي بيان و تظاهراتي که او آن را مسالمت‌آميز مي‌خواند اعلام مي‌کرد و کساني را که در خيابان‌ها خواهان ابطال انتخابات بودند، ستم‌ديده و محدودشده در اين زمينه اعلام کرد و البته با چند قدم عقب‌نشيني خواستار وحدت و گذشت ميان سياسيون شد تا جايي که صحبت‌هاي وي يادآور عبارت عاميانه «کي بود که بود من نبودم! حالا همه آشتي!» بود.

با نزديک‌شدن به انتخابات مجلس، خاتمي با شرط‌گذاري براي شرکت در انتخابات مجلس، آزادي زندانيان فتنه 88 و همچنين تغيير و اصلاح روند تأييد صلاحيت‌ها و نحوه اجراي انتخابات به گونه‌اي که از نظر گروه‌هاي اصلاح‌طلب برگزاري انتخاباتي آزاد و سالم امکان‌پذير باشد را خواستار شد و با پافشاري بر اين شروط باز هم بر ادعاي دو سال پيش خود مبني بر تقلب در انتخابات (که به زنداني‌شدن عده‌اي از فعالان جبهه مدعي اصلاحات به دليل حرکت و تبليغ عليه نظام انجاميد) اصرار ورزيد و با شرط ديگرش در لزوم تغيير و اصلاح ساختار انتخاباتي بر ناعادلانه‌بودن انتخابات و روند اجرايي آن تأکيد کرد.

خاتمي به‌عنوان يکي از رهبران گروه‌هاي موسوم به اصلاح‌طلب، مانند بقيه گروه‌هاي اصلاح‌طلب در مسير تحريم انتخابات گام برداشت و از حضورنيافتن اصلاح‌طلبان در انتخابات سخن مي‌گفت و بدين‌گونه تحريم غيررسمي انتخابات مجلس را اعلام کرد.

با اين مقدمات مي‌توان چنين نتيجه گرفت که وي مجموعه نظام را سارق رأي ملت در انتخابات 88 مي‌دانسته و تاکنون نيز حرفي در مخالفت با اين گزاره نزده است.

حال با رأي‌دادن خاتمي در انتخابات اخير و موضع او پس از رأي‌دادن، حرکت وي را مي‌توان اين‌گونه تحليل کرد که سعي دارد در دايره نظام باقي بماند و مانع حذف جريان موسوم به اصلاحات شود. هرچند جبهه اصلاحات و بخصوص دو يار ديرينه‌شان آقايان موسوي و کروبي اين دايره را قبول ندارند و حاکميت را سارق آراي ملت مي‌دانند!

پس چگونه است که وي هنوز اصرار دارد در اين دايره حضور داشته باشد؟ آيا غير از اين است که خروج از نظام که دو سال پيش براي اين افراد اتفاق افتاد و تا الان نيز بر آن پافشاري دارند، برايشان بسيار هزينه‌دار بوده و تنها راه‌حل خروج از بحران مشروعيتي که با آن دست به گريبان هستند در دو نکته نهفته است: مخالفت با نظام اسلامي و يا سعي در زورچپان‌کردن خود در گوشه نظام و تلاش در به فراموشي‌سپردن ريشه اين خروج از حاکميت و زدن زير ميز يعني گزاره تقلب در انتخابات 88. البته خاتمي با رأي‌دادن در روز 12 اسفند راه‌حل دوم را پذيرفت.

پس بايد مراقب بود کلاهي که در انتخابات 88 سر مردم و فعالان سياسي داخلي رفت، در انتخابات بعدي تکرار نشود تا مبادا اين عده از فراموشي ما سوء استفاده و خود را دوباره در دايره نظام داخل کنند و بعد از چند سال باز هر وقت نتيجه انتخابات مطابق ميلشان نبود، زير ميز انتخابات زنند و فتنه‌اي ديگر برپا کنند.

تغيير مواضع 1+5 در برابر ايران؛ راهبرد يا تاكتيك؟

 مهدي محمدي

شايد براي اولين بار در طول تاريخ گفت وگوهاي هسته‌اي ايران و غرب- از سال 2003 تاكنون- طرف‌هاي غربي در آستانه مذاكرات استانبول مواضعي بيان كردند كه تا پيش از اين همواره با آن‌ها به مثابه خط قرمز برخورد مي‌شد. اگرچه نشانه‌هاي اندكي وجود دارد كه در محاسبات راهبردي، تصميم‌ها و رفتار غرب تغيير جدي ايجاد شده باشد، اما آن‌چه ظاهراً به چشم مي‌خورد اين كه ادبيات غربي‌ها به نحو ملموسي تغيير كرده است. خطوط قرمزي كه ظرف مدت زماني حدود يك دهه با جديت ترسيم و هر لحظه پر رنگ‌تر شده بود امروزه جاي خود را به اظهاراتي محتاطانه داده است. كلماتي مانند غني‌سازي اكنون به آساني حتي از جانب آمريكايي‌ها هم به‌عنوان «بخشي از حق ايران» به كار برده مي‌شود در حالي كه آشنايان با تاريخ پرونده و برنامه هسته‌اي ايران به خوبي مي‌دانند كه اين امر تاكنون به‌عنوان يك تابو از سوي غربي‌ها مطرح مي‌شده است.

اين يادداشت مي‌كوشد بي آن‌كه درباره نتيجه مذاكرات استانبول 2 داوري كند، توضيحي مختصر در اين‌باره ارائه كند كه چه چيز در موضع 1+5 به طور واقعي و يا ظاهراً تغيير كرده، علت اين تغيير چه بوده و چقدر بايد براي آن اهميت قائل شد.

از چندهفته قبل از مذاكرات، منابع مختلف غربي به‌ويژه دو روزنامه مهم آمريكايي يعني واشنگتن پست و نيويورك تايمز مجموعه اطلاعاتي را به نقل از مقام‌هاي عالي رتبه آمريكايي درز دادند كه ظاهراً حاكي از يك چرخش مهم در مواضع راهبردي آمريكا در قبال برنامه هسته‌اي ايران بود. براي اين‌كه دقيقاً معلوم شود، به چه دليل اين مواضع جديد را چرخش راهبردي خوانده‌ايم، لاجرم نگاهي به گذشته ضرورت دارد.

1. تا پيش از اين وقتي آمريكايي‌ها از ضرورت اعتمادسازي از سوي ايران حرف مي‌زدند، دقيقاً هيچ معنايي جز اين در ذهن نداشتند كه هر نوع عمليات غني‌سازي در ايران بايد متوقف شود. از ديد طرف غربي اين تنها گام اعتمادسازي بود كه مي‌توانست ماهيت منحصراً صلح‌آميز برنامه هسته‌اي ايران را تضمين كند. به عبارت ديگر، وقتي طرف غربي درباره برنامه صلح‌آميز ايران حرف مي‌زد، در واقع چيزي غير از اين نمي‌گفت كه تنها يك نوع برنامه هسته‌اي وجود دارد كه بتوان گفت صلح‌آميز است و آن برنامه‌اي است كه «فاقد غني‌سازي» باشد و در نتيجه مفهومي به نام «غني‌سازي صلح‌آميز» اساساً از دايره بحث خارج مي‌شد. اما اكنون مقام‌هاي غربي و حتي مؤسسه راديكالي مانند ISIS - كه عملاً بازوي پژوهشي سازمان سيا درباره جنبه‌هاي فني برنامه هسته‌اي ايران محسوب مي‌شود- به روشني مي‌گويند كه غني‌سازي 3 تا 5/5درصد در ايران قابل پذيرش است و بايد همه تلاش‌ها را بر اين متمركز كرد كه ايران از سطوح بالاتر غني‌سازي صرف نظر كند. بنابراين، دوراني كه مي‌توان آن را دوران «انكار حق غني‌سازي ايران» خواند عملا به پايان رسيده است.

2. دومين تغيير رويكرد اساسي كه مي‌توان در ادبيات كنوني 1+5 مشاهده كرد اين است كه اين گروه در حال تطبيق دادن خود با ادبيات مذاكراتي جديدي است كه مي‌توان آن را ادبيات «گام‌هاي متقابل» ناميد.

تا پيش از اين، ماجرا همواره اين‌گونه بود كه غربي‌ها از ايران مي‌خواستند تعهداتي را بپذيرد و گام‌هايي را در مقابل آن‌ها بردارد بي آن‌كه خود را موظف به هيچ نوعي از اعتمادسازي در مقابل ايران بداند. گويي اين فقط وظيفه ايران است كه اعتماد غربي‌ها را به برنامه خود- برنامه‌اي كه هرگز حتي يك نشانه از انحراف آن يافت نشده- جلب كند و در مقابل گروه 1+5 و به‌ويژه دولت آمريكا يك طلبكار ازلي و ابدي است كه همه بايد به آن حساب پس بدهند. اما اگر اظهارات مقام‌هاي غربي در يكي دو هفته گذشته را به دقت پيگيري كنيم يكي از مهم‌ترين نكات در آن اين است كه ادبيات اعتمادسازي يك طرفه تقريبا به طور كامل كنار گذاشته شده و گروه 1+5 پذيرفته است كه بايد در ازاي هر گامي كه ايران بر مي‌دارد اين گروه هم يك گام متقابل بردارد و فرايند به طور تدريجي، مرحله به مرحله و گام به گام تنظيم شود. هيلاري كلينتون در سخنان ديروز خود در اجلاس «جي 8» گفته است غرب مي‌داند ايران تضمين‌هايي مطالبه خواهد كرد و آماده است اين موضوع را در نظر بگيرد. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه هنگام بازگشت از اجلاس «جي 8» به ديدار خود با مقام‌هاي آمريكايي اشاره كرده و گفته است كه همه طرف‌ها به اين باور رسيده‌اند كه بايد يك روند آرام، تدريجي و گام به گام در پيش گرفته شود كه در آن به ازاي هر يك گامي كه ايران بر مي‌دارد طرف مقابل هم يك گام بردارد. بيانيه اجلاس «جي 8» هم مي‌گويد اين گروه از يك رويه «گام به گام» در مقابل ايران حمايت مي‌كند.

در پيش گرفتن راهبرد مرحله به مرحله در مذاكرات مي‌تواند به اين معني باشد كه غرب دريافت درخواست اعتمادسازي يك طرفه از جانب ايران بيهود است و بنابراين خود را آماده كرده كه با تعديل برخي از مواضع سابق، از موضع طلبكاري پايين آمده و خود نيز گام‌هايي براي جلب اعتماد ايران بردارد. اين تلقي اساسا اشتباه است كه رويكرد گام به گام يك رويكرد روسي است. در واقع اين موضوع هيچ ربطي به روسيه ندارد الا اين كه روس‌ها اولين كشوري بودند كه بر اين مبنا طرحي آماده كردند، طرحي كه هرگز نهايي نشد.

نفس اين موضوع كه غربي‌ها فرمول «اين در ازاي آن» را پذيرفته‌اند چنان‌چه بر نظر خود پابرجا بمانند، نشانه يك عقب نشيني است و خبر از اين مي‌دهد كه 1+5 متوجه شده مذاكرات فله‌اي و گرفتن ژست درخواست‌هاي بزرگ در ازاي امتيازهاي كوچك، راه به جايي نخواهد برد.

3. سومين تغيير محسوس اين است كه گروه 1+5 آشكارا خواهان آن است كه مذاكرات با ايران به هر شكل ممكن و حتي بدون اين‌كه حداقل‌هاي مورد نظر اين گروه تامين شود ادامه پيدا كند. از همه آن‌چه كه غربي‌ها در اين چند روز گفته‌اند اگر بخواهيم فقط يك نكته بيرون بكشيم اين‌طور مي‌شود گفت كه غرب خواهان تداوم مذاكرات است. جالب است در حالي كه هنوز حتي دور اول مذاكرات برگزار نشده بود، رسانه‌ها و مقام‌هاي غربي از قطعي بودن دور دوم خبر مي‌دادند. به خوبي روشن است كه غرب به تداوم مذاكرات صرف نظر از اين‌كه درون مذاكرات چه مي‌گذرد نيازمند است و اين نياز به آشكارترين و بي پرده‌ترين شكل ممكن ابراز مي‌شود. پيش از اين رويه كم‌تر اين‌گونه بوده است. در گذشته به كرات شاهد بوده‌ايم كه طرف غربي در حالي كه امكان تداوم مذاكرات وجود داشته و حتي راه حل‌هاي مرضي الطرفيني هم روي ميز بوده، نه فقط علاقه‌اي به ادامه يافتن گفت‌وگوها از خود نشان نداده بلكه گاه بي هيچ دليلي آن را تا مدت زمان نامشخص تعطيل كرده است.

به نظر مي‌رسد، از يك منظر اجمالي علت اين تغييرات ريشه در مجموعه‌اي از ارزيابي‌ها باشد كه اخيرا در ذهن طرف غربي شكل گرفته است.

نخست اين‌كه تغييرناپذيري مواضع ايران و معامله ناپذيري آن بر سر حقوقش اكنون كاملا براي غربي‌ها روشن شده است. مدت زمان زيادي طول كشيد تا براي 1+5 روشن شد كه محاسبات راهبردي ايران تابعي از فشار اين و آن نيست ولي حالا اين امر بدل به يك ارزيابي قطعي شده است. بيش از يك دهه مقاومت ايران ذهنيت غربي‌ها را درباره الگوي رفتار ايران اصلاح كرده است يا اگر هم اصلاح نشده باشد حداقل اين است كه فهميده‌اند تصميم‌گيرنده نهايي در ايران كسي نيست كه بتوان او را با فشار و تهديد وادار به انجام كاري كرد يا از انجام كاري باز داشت كه مستقيما با آينده، سرنوشت، اعتبار و پيشرفت كشور مربوط است.

علت دوم به اختلافات حاد دروني 1+5 باز مي‌گردد. اين چيزي است كه حتي اگر بيان نشود - كه مي‌شود- به آساني در اظهارات روزانه اعضاي 1+5 هم قابل مشاهده است ضمن اين‌كه اصل قضيه فراتر از اين‌هاست. سه مسأله موقعيت راهبردي ايران در منطقه به‌ويژه بعد از انقلاب‌هاي اسلامي يك سال گذشته، قدرت ملي بالاي داخلي در ايران و رهبري خردمند و هوشمند آن عواملي است كه بر اختلاف‌هاي دروني 1+5 در اين‌باره كه اساسا با ايران چه بايد كرد به شدت افزوده است. اكنون فاجعه‌بارترين درخواست براي اين گروه اين است كه از آن‌ها خواسته شود درباره ايران يك حرف واحد بزنند. حتي مشخصا درباره بحث هسته‌اي هم ديد يكساني وجود ندارد طوري كه مي‌بينيم ارزيابي‌هاي راهبردي و اطلاعاتي آمريكا از اسرائيل هم فاصله گرفته چه رسد به روسيه و چين. بنابراين مي‌توان حدس زد كه گروه 1+5 خود را نيازمند خريد زمان براي حل و فصل اختلاف‌هاي داخلي‌اش مي‌داند. يكي از علت‌هاي اين همه اصرار اين گروه بر اين‌كه از هم اكنون درباره دور دوم اين مذاكرات توافق شود همين است كه آن‌ها مي‌خواهند زمان بيش‌تري براي رايزني دروني در اختيار داشته باشند ضمن اين‌كه اساسا نمي‌دانند در دورنما امكان شكل دهي به يك نظر اجماعي درباره ايران وجود دارد يا نه.

سومين عامل به شكست سياست‌هاي مهاركننده، بازدارنده و الگوهاي فشار 1+5 در مقابل ايران باز مي‌گردد. 1+5 هر چه در چنته داشته رو كرده و اكنون نگران است كه اگر بار ديگر ايران كوتاه نيايد - كه نخواهد آمد- آن وقت بايد چه برگي را رو كند. بحران گزينه اكنون درون اين گروه بسيار جدي است پس منطقا بايد از قرار گرفتن در وضعيتي كه مجبور به رويارويي مجدد با ايران باشند اجتناب كنند.

و اما، قضاوت درباره آن كه اين تغييرات راهبرد است يا تاكتيك به زمان و مشاهده نشانه‌هاي عملي نياز دارد.

اردوغان و مأموريت عنان

کوفي عنان از زماني که مأموريت حل و فصل پرونده سوريه را به عهده گرفته، به دنبال روزنه‌هايي جهت موفقيت و پيروزي در انجام اين مأموريت تاريخي بوده است. ديدارها و سفرهاي وي از کشورهاي صاحب جايگاه و بازيگر در عرصه بحران سوريه، تمهيداتي براي نيل به راه حل موفقيت آميز در قضيه سوريه بوده است.

عنان دبيرکل سابق سازمان ملل به خوبي مي‌داند که عامل خارجي نقش مهم و مؤثري در توسعه گستره و دامنه بحران سوريه دارد لذا او انتظار کمک فراواني از کشورهاي منطقه و جامعه جهاني دارد تا به دمشق جهت خروج از بحران و کاهش تنش و خونريزي ياري کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در دمشق ترکيه با داشتن بزرگ‌ترين مرزها با سوريه به همان اندازه در عرصه بحران اين کشور نقش دارد و در طول يکسال اخير با شيوه‌ها و ترفندهاي گوناگون در روند تحولات سوريه حضور فعال داشته است.

جهت آگاه شدن از نقش آنکارا در بحران سوريه کافي است به کارکرد تيم اردوغان در طول يک ماه اخير و از زماني که کوفي عنان به‌عنوان فرستاده ويژه سازمان ملل و اتحاديه عرب از سوي دبير کل سازمان ملل مأموريت يافته، توجه کنيم:

1. تلاش و کوشش ترکيه جهت برگزاري دومين نشست به اصطلاح «دوستان سوريه» در اول آوريل 2012 در استانبول. تيم اردوغان در اين راستا جهت بسيج و تشکيل اجماع منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي عليه دمشق، سعي فراواني کرده است.

آنکارا از عنان جهت حضور در اين اجلاس دعوت به عمل آورده ولي اين ديپلمات حرفه‌اي و کارکشته جهت حفظ فاصله و جهت حفظ روابط با دمشق از حضور امتناع نمود. محور آنکارا (عربستان سعودي، قطر و ترکيه) در اجلاس استانبول مواردي تصويب نموده که همگي در راه مأموريت کوفي عنان مانع تراشي و سنگ اندازي مي‌کند.

2. تيم اردوغان طي يک ماه اخير جنگ نرم و رواني عليه دمشق را تشديد نموده و روي موضوعاتي همچون:

الف افزايش موج آوارگان سوريه به خاک ترکيه

ب متهم کردن دمشق در استفاده از برگه کردهاي ترکيه و گروه« پ.ک. ک»

ج قضيه ناپديد شدن دو خبرنگار ترک که قاچاقي به خاک سوريه رخنه کرده بودند، مانورهاي گوناگوني نموده و دامنه جنگ تبليغاتي عليه دولت سوريه توسعه داده است.

3. تکاپوي تيم اردوغان در متحد کردن معارضه سوريه در خارج، اين تيم در آستانه اجلاس دوستان سوريه در استانبول در برگزاري سه نشست براي متحدسازي معارضه سوريه به همراهي قطر و عربستان سعودي، هزينه زيادي نموده است.

4. افزايش مانورهاي ديپلماتيک ترکيه در عرصه خارجي بحران سوريه.

الف اردوغان در سفرش به سئول و ملاقاتش با باراک اوباما رئيس جمهوري آمريکا تيم مسؤول مديريت پرونده سوريه به همراه داشته است و موضوع «چگونگي رفتار با تحولات سوريه»، محور اساسي گفتگوي طرفين بوده است.

ب اردوغان در بازگشت از کره جنوبي به ايران اسلامي رفت تا بارديگر روي تغيير سياست تهران در قبال دمشق شرط بندي نمايد و در پايان مذاکراتش با طرف ايراني دريافت که قمار و شرط خود را باخته است. اظهارات اخيرش درباره ايران حجم شکست و ناکامي خود را به خوبي نمايان نمود.

ج اردوغان جهت ايجاد تحول و تغيير در مواضع و رفتار سياسي چين در قبال سوريه به پکن سفر کرد ولي دستاورد زيادي به دست نياورده است.

د اردوغان در پي ناکامي خود از ديدارش از تهران به عربستان سعودي سفر خواهد کرد تا در روز جمعه با عبدا... پادشاه آل سعود ملاقات و مذاکره نمايد و زيانش و باختش را جبران نمايد. سفر اردوغان به عربستان سعودي که سر سلسله فتنه گران در منطقه است، اهداف شومي و خطرناکي در پي دارد.

ه اردوغان پس از ديدارش از عربستان سعودي ممکن است به روسيه برود تا شايد در سناريو و طرح تفکيک ارتباط ميان دمشق و متحدانش در منطقه و فرامنطقه گامي موفقيت‌آميزي بردارد.

5. حادثه درگيري اخير در مرزهاي مشترک ترکيه سوريه، دست آويزي براي ترک‌ها شده تا زمينه را جهت پياده کردن سناريو مداخله تجاوزگرانه در خاک سوريه فراهم کنند.

تيم اردوغان طي سه ماه اخير سيگنال‌ها و نشانه‌هايي جهت مداخله در سوريه و ايجاد منطقه حايل و گذرگاه‌هاي انساني به شيوه‌ها و بهانه‌هاي گوناگون به نمايش گذشته است.

کلام آخر

ترکيه با توجه به اقدامات فوق نشان داده تا چه اندازه ظرفيت مداخله و مانور در عرصه بحران سوريه را دارد و تا چه اندازه توان کمک به حل و فيصله اين بحران را دارد. تيم اردوغان بايد بداند که مردم مسلمان ترکيه دوست دارند بخشي از حل بحران سوريه باشند و به روند مأموريت کوفي عنان فرستاده ويژه سازمان ملل واتحاديه عرب کمک کنند و آتش نشان بحران سوريه باشند و نه آتش بيار فتنه ساخته و پرداخته آل سعود و وهابيت در سوريه باشند. تيم اردوغان بايد از شکست‌هاي يکسال اخير در قضيه سوريه درس عبرت بگيرد و بايد ذکاوت خود را به نمايش بگذارد و بخشي از گستره بحران و فتنه نباشد.

 يادداشت هفته

مرکز غني سازي فردو نداريم

 سعيد دره شيري

1. نقل مي‌کنند در روزگاران قديم مردي قصد داشت همراه با شريکش به سفر تجاري برود. قبل از سفر همسر باردارش را صدا زد و گفت: من به شريکم اعتماد ندارم؛ بنابراين اگر به سلامت برگشتم که هيچ، اما اگر برنگشتم نام يکي از بچه‌ها را «داد» و نام ديگري را «بيداد» بگذار.
مرد به سفر رفت و چندي بعد کاروان بدون وي بازگشت. هيچ کس از سرنوشت او خبر نداشت و شريکش هم جواب سربالا مي‌داد. زن به ياد حرف همسرش افتاد و مطمئن شد براي او اتفاقي افتاده است. کاري نمي‌توانست بکند جز اين‌که به آخرين سفارش شوهرش عمل کرد و نام بچه‌ها را «داد» و «بيداد» گذاشت.
چند سال گذشت. روزي مادر براي آوردن فرزندان خود به منزل به کوچه آمد و آن‌ها را صدا زد. حاکم شهر که از آن‌جا مي‌گذشت صداي زني را شنيد که مرتب مي‌گفت: «داد» «بيداد». دستور داد تا او را نزد وي بياورند. پرسيد: چه مي‌کني؟ زن پاسخ داد: فرزندانم را صدا مي‌زنم. پرسيد: اين چه نام‌هايي است که براي آن‌ها انتخاب کرده‌اي؟ و زن ماجرا را شرح داد. حاکم که فرد زيرکي بود اين نامگذاري را بي‌حکمت ندانست و دستور داد شريک همسر زن را به دارالحکومه بياورند. شريک خطاکار وقتي خود را مقابل حاکم ديد، نتوانست چيزي جز حقيقت بگويد و لب به اعتراف گشود.
2. اقدام ارزشمند سازمان انرژي اتمي براي تغيير نام پنج مرکز هسته‌اي کشور به نام شهداي هسته‌اي قابل تقدير است؛ اما گويا اين تغيير‌نام‌ها هنوز فراگير نشده و حتي در برخي رسانه‌هاي ارزشي هم از نام‌هاي قديمي استفاده مي‌شود. از اين‌رو شايسته است رسانه‌هاي داخلي، مسؤولان کشوري، نمايندگان جمهوري اسلامي در آژانس بين‌المللي هسته‌اي و تيم مذاکره کننده با 1+5، همه و همه از نام جديد اين مراکز استفاده کنند.
مذاکرات بعدي گروه 1+5 با ايران فرصت مناسبي است تا ايرانيان حاضر در اين مذاکرات، ضمن استفاده از نام‌هاي جديد مراکز مذکور، طرف‌هاي مقابل را هم ناچار سازند تا از نام شهدا استفاده کنند و به‌عنوان مثال در مقابل استفاده از نام مرکز غني‌سازي فردو، از سوي طرف ايراني اعلام شود که چنين مرکزي در ايران وجود ندارد. با اين اقدام، ضمن زنده نگهداشتن ياد و نام شهداي هسته‌اي، سند جنايت غرب عليه ايران در برابر چشمان کنجکاو جهان برافراشته خواهد ماند و حق‌جويان جهان خواهند پرسيد شهيد شهرياري، شهيد عليمحمدي، شهيد رضايي‌نژاد، شهيد قشقايي و شهيد احمدي روشن که بودند و چرا و توسط چه کساني شهيد شدند؟ اين، همان چيزي است که لابي صهيونيستي را به سبب افشا شدن جنايت‌هايش به وحشت خواهد انداخت. نام اين شهدا فرياد دادخواهي ملت ايران خواهد شد براي رسيدن به حقش.

 شما و پرتو

شما و پرتو

از دبير محترم شوراي عالي امنيت ملي تقاضا داريم که ترکيه را محل مذاکره با کشورهاي 1+5 قرار ندهند؛ چون دولت‌مردان ترکيه صداقت نداشته و قابل اعتماد نيستند.
8911...0915

انقلاب‌ما، انقلاب پا برهنگان بود، نه انقلاب سربرهنگان!
9005...0913

با وجود رهبر احساس سعادت مي‌کنيم/ هرچه مي‌گويد به‌روي چشم اطاعت مي‌کنيم/ کوري چشم عدو در جنگ با تحريم‌ها/ ما ز توليدات ايراني حمايت مي‌کنيم.
5362...0913

کلاه‌تان را سفت بچسبيد. بانک‌هاي عامل شبکه شتاب پاسخگوي هيچ‌گونه اشتباهي در انتقال وجه از طريق کارت به کارت نبوده و هيچ مسؤوليتي را نمي‌پذيرند!
6654...0914

اراذل و اوباش سياسي که تا‌کنون مبتکر فتنه‌هاي معروفي در قالب‌هاي دانشجويي و درويشي و انتخاباتي و بانکي و بدحجابي خصوصأ در سال‌هاي 78و88 بوده‌اند، ممکن است يکبار هم در قالب چهره‌هاي مذهبي نقش‌آفريني کنند که مردم و مسؤولان بايد باز هم هوشيار باشند.
9005...0913

با سلام و تشکر از روشنگري‌هاي شما. لطفاً منابع مطالب را درج کنيد.گوينده يا کتاب يا مقاله. برخي مطالب منبع ندارد مثل روابط دختر و پسر در شماره 621.
6963...0912

آيا مي‌دانيد «پشتيباني علني ايران از هرگونه مبارزه عليه اسرائيل»؛ به‌ يادماندني‌ترين جمله رهبرانقلاب در سال90 بود؟
1345...0912

در صورت امكان، شماره پيامك را عوض نماييد، واقعا طولاني است!
1345...0912

اگر گراني جهاني است؛ پس چه بر سر دلار هفت توماني ما آمد که هزار و پونصد شد؟
6654...0914

استدعا دارم صفحه در خصوص ورزش داشته باشد. خصوصاً ورزش رزمي. رزمي از رزمندگي مي‌آيد. شماها هم رزمنده هستيد.
2471...0911

ظاهراً مطالبي در مورد كوروش چاپ كرديد. لطفأراهنمايي بفرماييد چگونه مي‌تو‌انم به اين مطالب دست يابم.
1240...0911
پرتو: لطفا به آدرس اينترنتي نشريه، بخش جستجو، مراجعه کنيد.

ملت بزرگ ايران به دليرمرداني كه دزدان دريايي سومالي را سركوب كردند افتخار مي‌كند.
4872...0913

لطفا در هر شماره قسمتى از كتاب ارزشمند ولايت فقيه آيت ا... مصباح را منتشر كنيد.
3079...0912

لطفاً درصورت امکان نقدهاي لازم، اصولي و روشنگر بر اکران فيلم‌هاي‌ گشت ارشاد و زندگي خصوصي را در شماره بعد هفته‌نامه مطرح بفرماييد.
6757...0917

تحقق نهضت حجاب توسط مسوولان کشور ضروري است. از دولت و مجلس مي‌خواهيم تدابيري وضع کنند تا شاهد زنان آرايش کرده و بدحجاب در مراکز وابسته به دولت نباشيم.
1671...0913

ضمن تشکر از آقاي کشوري که جانا سخن از دل ما گفتي. ممنون مي‌شوم اگر شماره تلفني اعلام شود تا مردم پيشنهادات خود را بدهند.
2622...0913

آقاي... ! در حالي که مسلمانان جهان در حال باز کردن ريسمان استعمار از گردن کشورهاي‌شان با انقلاب هستند رابطه با استعمارگر چه معنايي مي‌دهد؟ لطفا با توجه به جايگاهتان در سخن گفتن بيش‌تر دقت کنيد.
3108...0913

نمي‌دانم چرا شما به مسأله گراني كه در اين چند ماه، افسارگسيخته شده نمي‌پردازيد. واقعا مردم در فشارند. از آقاي روان‌بخش انتظار داريم مديريت ضعيف دولت در برخورد با اين موضوع وسكوت غير‌قابل توجيه مسؤولان و نقش دلالان و مفسدين اقتصادي را به بوته نقد بكشند.
4426...0916

آقاي احمدي‌نژاد! ميوه‌هاي توليد داخل را تبديل به آبميوه كنيد تا هدر نرود؛ ضمنا وزير تجارت و كشاوزي را هم عوض كنيد!
8313...0919

آيا کسي مي‌تواند منکرخدمات مخلصانه دادستان سابق تهران در زمان اصلاحات باشد که به خاطر او نمايندگان مجلس، وزير کار و رفاه اجتماعي را مي‌خواهند استيضاح کنند؟
8911...0915

آن‌جا که مشت پرگره دست‌هاي خلق- چون پتک آهنين، گره فتنه واکند- صدها فرشته بوسه بر آن دست مي‌زنند- کزکارخلق يک گره بسته واکند.
9005...0913

بسيجي‌ام به اميد تا ظهور زنده‌ام/ و بازمانده نسل هزار حنجره‌ام/ هنوز عهد و مرامي که داشتم، دارم/ و جان نيمه تمامي که داشتم، دارم/ به گمرهان که جفا مي‌کنند مي‌گويم:‌/ که تا به چشمه نور حيات روزنه‌اي ست/ تمام بود و نبودم فداي «خامنه اي»ست.
3964...0917