صفحه فرهنگي-اجتماعي

چگونگي اصلاح عادت اسراف در زندگي
از خودمان شروع كنيم!

 ماندانا بخشي

با پيشرفت انسانها در صنايع مختلف و گسترش شهرها، تغييرات بسياري در نوع زندگي افراد ايجاد شد. اين تغييرات، اگرچه در جهت تسهيل زندگي انسان و رفع بهتر نيازهاي او بود، اما در كنار تمام سودمندي‌ها، به مرور آثار زيانبار خود را هم نشان داد.

از پيامدهاي نامناسب اين نوع زندگي، ايجاد مصرفگرايي شديد در ميان افراد بود. انسان براي رفع نيازهاي جديدش، به مصرف بيش از حد منابع موجود در طبيعت اطرافش روي آورد و چنين روحيه‌اي، به تدريج در جايجاي زندگي او و برنامه‌ها و عادتهايش تثبيت شد. متاسفانه، استفاده او از اين منابع، تنها در حد نيازهاي واقعياش باقي نماند و در نتيجه، پديده اسراف بيش از هر زمان ديگري شدت گرفت. گويي شيوه زندگي جديد اينطور به انسان القا كرده بود كه منابع موجود در طبيعت، تمامي ندارند و او براي هرچه راحتتر كردن امور زندگي خود، ميتواند تا هرجا كه بخواهد از آنها استفاده كند.

با جست وجويي كوتاه در آمار و ارقام، و اطلاع يافتن از آمار نگرانكننده مصارف بيرويه در بخشهاي مختلف، متوجه مي‌شويم كه گويا آگاهي چنداني در مورد شيوه‌هاي صحيح مصرف در ميان افراد وجود ندارد.

يكي از بخشهايي كه ميزان اسراف صورت گرفته در آن قابل توجه و تكان‌دهنده است، بخش مواد غذايي است. اين موضوع، مسالهاي جهانيست؛ در حالي كه در بسياري از نقاط جهان، مردم بسياري با گرسنگي دست و پنجه نرم مي‌كنند، در نقاط ديگري، مردم بسياري – آگاهانه يا نا آگاهانه – به اسراف پرداخته و نعمتهاي خداوند را هدر مي‌دهند. با وجود جهاني بودن اين موضوع، اما در اين گزارش قصد داريم به بررسي مساله اسراف(بخصوص اسراف مواد غذايي) در ايران بپردازيم و اين مورد را با توجه به شيوه زندگي و مختصات رايج در كشورمان مورد بررسي قرار دهيم. آنچه در اين گزارش به آن پرداخته خواهد شد، نه بخش كلان، بلكه نمود اسراف در زندگي روزمره هر يك از ما و طرح راهكارهايي براي مقابله با آن است. به منظور كاهش مصارف بيرويه، لازم است هر يك از ما تغييرات سادهاي در برنامههاي روزمره خود و خانوادهمان ايجاد كنيم. در ادامه به طرح اين راهكارها به منظور انجام تغييرات مورد نظر – و در نتيجه كاهش اسراف – خواهيم پرداخت.

برنامه‌هاي روزمره خانه و خانواده

در يك خانواده، لازم است اعضا توجه ويژهاي به مصارف روزمره خود داشته باشند. خريد ميزان مورد نياز مايحتاج روزمره و تهيه مواد غذايي در هر وعده تنها به اندازه ميزان مصرف اعضاي خانواده، سادهترين اصول مصرف مواد خوراكي هستند كه متاسفانه در بسياري از خانوادهها مورد غفلت واقع ميشوند. همانطور كه ميدانيم، حتي اگر ميزان هدررفت روزانه مواد غذايي كم باشد، اما مجموع آن در طولاني مدت، قابل توجه است. بنابراين بايد مصارف روزانه را با دقت كافي تنظيم كرد. تهيه يك برنامه جامع براي نوع خوراك مصرفي به شكل روزانه يا هفتگي، و همچنين تهيه يك برآورد دقيق از ميزان مصرف در هر روز(با توجه به تعداد اعضاي خانواده و...) ميتواند كمك زيادي به جلوگيري از اسراف روزانه مواد غذايي كند.

مراسم و مجالس مختلف خانوادگي

اما دقت در مصارف زندگي خانواده، تنها شامل خورد و خوراك و وعده‌هاي غذايي روزانه افراد نيست. بلكه هر نوع برنامه خانوادگي، مراسم مختلف، جشنها و... را نيز در بر ميگيرد. متاسفانه در بسياري از مهماني‌هاي خانوادگي، بنا به تعارفات مرسوم، اصرار زيادي به تهيه چند نوع غذاي مختلف وجود دارد و چنين عملي، در حكم احترام به مهمان تلقي ميشود.

حال آنكه نتيجه‌اي جز به هدر رفتن مواد غذايي ندارد. چشم و همچشمي در ميان افراد، عامل ديگري است كه بعضي افراد را به پيش گرفتن چنين رويهاي وا ميدارد. اين كار از اين تصور غلط ناشي ميشود كه تجملات بيشتر، نشاندهنده سطح بالاتر زندگي فرد است. خوب است بدانيم كه جايگاه ما در گرو آنكه چقدر بيش از بقيه مصرف ميكنيم، نيست و بنابراين پسنديده است با جلوگيري از تجملات بيهوده در مراسم مختلف، چنين فشاري را از روي ديگران نيز برداريم. با اين كار نه تنها ميزان اسراف را در خانواده خود كاهش ميدهيم، بلكه به كاهش آن در ميان سايرين نيز كمك ميكنيم؛ چرا كه در موارد بسياري، افراد به دليل قرار گرفتن در معذوريت ِ نوعي رقابت ناخواسته، رو به چنين عملي مي‌آورند. اما هميشه چنين عادات غلطي نيستند كه منجر به اسراف در مجالس مختلف ميشوند. بهتر است اينطور بگويم كه اين اسراف هميشه هم آگاهانه نيست و گاه از روي ناآگاهي افراد از ميزان مواد غذايي مورد نياز و يا به دليل سپردن سفارش به سايرين و... انجام ميگيرد. بنابراين لازم است كه براي مهماني‌هاي خانوادگي خود نيز برنامهاي دقيق تهيه نموده و طبق آن عمل كنيم.

اصلاح سبك زندگي شخصي

همانطور كه گفته شد، شيوه زندگي مدرن با ايجاد اين تصور در ذهن افراد كه همه‌چيز بايد در خدمت راحتي بيشتر آنها باشد، عادت به مصرفگرايي را در ميان انسانها افزايش داد. اگر به خودمان دقت كنيم، ميبينيم كه چنين عادتي تا كجا در زندگيمان رسوخ كرده و تكتك فعاليت‌هاي ما را تحت شعاع خود قرار داده است.

بنابراين، اگر مي‌خواهيم در شيوه مصارف روزانه خود تغييري ايجاد كنيم، پيش از هر چيز بايد عادات نامناسبي را كه اين شيوه زندگي، در ما ايجاد كرده، ترك نماييم؛ چرا كه مصرفگرايي مفرط، اگرچه در ظاهر به راحتي بيشتر ما در زندگي مي‌انجامد، اما در واقع با تاثيرگذاري مستقيم بر عادات و رفتار، سبك زندگي اجتناب‌ناپذيري را به ما تحميل كرده كه در نهايت به نفع ما و طبيعت اطرافمان نخواهد بود.

قدم اول، شروع از سبك زندگي و عادت‌هاي شخصي روزمره - و نه فقط عادتهاي مصرفي - است. اگر عادتهاي مختلف شخصيمان را در جهتي هماهنگ‌تر با طبيعت تغيير دهيم، به زودي نتيجه آن را در ساير بخشهاي زندگي از جمله نوع مصرف خود نيز مشاهده خواهيم كرد.

الگو گرفتن از سخنان و آموزه‌هاي بزرگان

دوري از اسراف و مقابله با آن، يكي از موارد مهمي است كه در دين اسلام، بارها و بارها توسط پيامبر اكرم(ص) و امامان(ع) مورد تاكيد قرار گرفته است. در دين اسلام، از اسراف به‌عنوان يكي از اعمال بسيار ناپسند و نكوهيده ياد شده؛ بنابراين از ما نيز انتظار ميرود كه توجه بيشتري به اين موضوع داشته باشيم و با بهرهگيري از احاديث مختلفي كه در اين ارتباط نقل شده است، با اسراف و پيامدهاي آن مقابله كنيم. اشاره به برخي گفته‌هاي بزرگان دين در اين ارتباط، خالي از لطف نيست. در مجموعه‌الاخبار اينگونه نقل شده كه امام صادق(ع) با مشاهده سيبي نيم‌خورده، كه آن را از خانه بيرون انداخته بودند، ناراحت شده و فرمودند كه: «اگر شما سير هستيد، بسياري از مردم گرسنهاند؛ خوب بود آن را به نيازمندش ميداديد.»

همچنين در همين مجموعه، به نقل از ايشان آمده است: «انسان مومن اسراف و زيادهروي نميكند، بلكه ميانه‌روي را پيشه خود ميسازد. » قرار دادن اين ويژگي(عدم اسراف) به عنوان يكي از ويژگيهاي فرد مومن، نشاندهنده اهميت اين موضوع است.

به‌عنوان مثالي ديگر، ميتوان جمله‌اي از امير مومنان(ع)را – كه در وسائل‌الشيعه آمده - نقل كرد: «كسي كه به زيادهروي افتخار كند، با تنگدستي خوار و زبون ميگردد.» اين جمله به خوبي ميتواند افرادي را كه دچار عادت ناپسند چشم و همچشمي و تجملگرايي شده‌اند، مورد راهنمايي قرار دهد.

ايجاد الزام و تعهد دروني

آگاهي از اثرات منفي اسراف و مصرفگرايي و دانستن راه‌هاي مقابله با آن در زندگيمان، تا پيش از آنكه الزام و تعهدي دروني در وجود ما براي عمل به آن به وجود نيايد، ثمري نخواهد داشت. ما تا پيش از اينكه واقعا طبيعت‌مان را دوست داشته باشيم و به آن اهميت دهيم، براي حفظ آن تلاش نكرده و با مصارف بيرويه، به آن صدمه ميزنيم. همچنين تا پيش از آنكه احساس مسؤوليتي دروني در وجود ما نسبت به انسانهاي ديگر و مشكلاتشان به وجود نيايد، سيري و گرسنگي آنها برايمان بي‌اهميت بوده و حاضر به تلاش براي ايجاد تعادل در مصرف نميشويم. از همه مهمتر، پيش از آنكه ما خودمان – جسممان و روحمان – را واقعا دوست داشته باشيم، آگاهي از اثرات منفي اين رفتار مصرفگرايانه، تاثيري بر ما حتي در جهت نجات خودمان نميگذارد. بنابراين حتما بايد تعهدي دروني در وجود افراد در جهت مبارزه با اين عمل نكوهيده ايجاد شود و وقوع چنين رخدادي، تنها با بالا بردن سطح آگاهي و مطالعه و ايجاد درك و هوشياري عميق ميسر است.

در نهايت بايد بدانيم كه ما اگرچه توانايي كنترل كلان مصارف بخشهاي مختلف را نداريم، اما هر يك از ما در مورد رفتار خود مسؤوليم. بنابراين با توجه به مسؤوليتي كه درباره خود، جامعه و جهانمان داريم، بايد وظايف و تواناييهاي خود را شناسايي كرده و هر يك به سهم خود گامي در جهت كاهش اسراف و مصرفگرايي برداريم.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
به سپيده دم سوگند.
به شبهاي ده گانه سوگند.
به زوج و فرد سوگند.
به شب سوگند آن گاه كه سپري شود.
آيا(در اين سوگندها) براي اهل خرد، سوگندي مهم نيست؟
(فجر، 1-5)
پيام ها
1- زمان، مقدّس و قابل سوگند است.
2- بعضي ايام از قداست ويژه‏اي برخوردار است.
3- ساعات پايان شب كه سالكان در آن سير معنوي دارند، از قداست خاصّي برخوردار است.
4- مخاطبان قرآن، اهل خردند.

 پرتوي از حكمت

ريشه تمام اختلافات به حب دنيا باز مي گردد

امام خميني(ره):
ريشه تمام اختلافاتي كه فاقد هدف مشخص و مقدسي باشد، به حب دنيا برميگردد... مردان خدا كه حب دنيا را از دل بيرون كردهاند هدفي جز خدا ندارند، هيچگاه با هم برخورد نداشتهاند... اگر تمام پيامبران الهي، امروز در يك شهر گرد آيند، هرگز با هم، دوئيت و اختلاف نخواهند داشت؛ زيرا هدف و مقصد يكي است، دلها همه متوجه به حقتعالي بوده، از حب دنيا خالي است.(جهاد اكبر، ص30)

 بوستان حكايت

اي كاش هر روز زيارت عاشورا مي خواندم

شيخ عبدالهادي حائري مازندراني از پدر خود حاج ملاابوالحسن نقل ميكند:
من حاج ميرزا علي نقي طباطبايي را بعد از رحلتش در خواب ديدم و به او گفتم: آرزويي هم در آنجا داري؟
گفت: هيچ آرزويي ندارم جز اينكه چرا در دنيا هر روز زيارت عاشوراي امام حسين عليه السلام را نخواندم.
رسم سيد اين بود كه دهه محرم زيارت عاشورا ميخواند نه در تمام سال؛ از اين رو افسوس ميخورد كه چرا تمام سال نمي‌خواندم.
منبع: كتاب طوباي كربلا