صفحه اول

اگر جهان در دست چنين مديري بود...

 علي شيرازي

هويت ملي به مجموعه‎اي از گرايش‎ها و نگرش‎هاي مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهاي هويت‎بخش و يكپارچه‎كننده در سطح يك كشور اطلاق مي‎گردد.

هويت ملي داراي عناصر سازنده گوناگوني چون ارزش‎هاي ملي، ديني، فرهنگي، جامعه‎اي، انساني، و در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، تاريخي، جغرافيايي، سياسي و زباني است.

هويت ملي ايراني نيز به انحاي مختلف، داراي ابعاد و عناصر فوق است؛ اما مهم‎ترين مسائل آن، وجود دو عنصر اسلاميت و ايرانيت و تأثيرناپذيري آن از فرهنگ غربي است.

غربي‎ها به دنبال صدور جهان‎بيني و فرهنگ و رسوم و عادات خود به كشورهاي سلطه‎پذيرند.

جمهوري اسلامي ايران با پررنگ‎كردن مبحث استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي، به‎طور رسمي خودش را از لحاظ جهان‎بيني، از لحاظ فكر، از لحاظ فرهنگ، از لحاظ اقتصاد، از لحاظ سياست و از لحاظ همه شؤون مديريت كشور، در مقابل غرب قرار داد و به نگرش «نه غربي» روي آورد.

نه غربي؛ يعني در سياست، مجذوب و ملحق و مطيع و تحت تأثير غرب نباشيم، در مسير خواست آن‎ها نيفتيم و كشور و فرهنگ آن را از آميختگي با فرهنگ منحط و انحرافي غرب پالايش كنيم.

جمهوري اسلامي ايران اين پالايش را انجام داد و تفكرِ «ما از فرق سر تا ناخن پا بايد فرنگي بشويم تا بتوانيم پيشرفت كنيم» را در هم ريخت و به ملت ايران هويت و موجوديت داد.

يكي از كارهاي بزرگ جمهوري اسلامي ايران همين بود كه هويت ملي ايراني را در اسلامي‎بودن، در ريشه‎داربودن در تاريخ و در انقلابي‎گري و جسارت ايستادن در برابر نظام سلطه تعريف كرد؛ و با يك حركت تحولي عميق و با تكيه بر اسلام ناب محمدي(ص) وضعيت ايران را تغيير داد و ملت را وارد متن اداره كشور كرد.

با اين تحول عميق، سياست كشور متحول گرديد و در متن جامعه ايراني تحول به‎وجود آمد. حكومت ديكتاتوري و ستم‎شاهي به حكومت مردم‎پايه تبديل شد و جامعه دنباله‎روي غرب و بدون هويت، به يك جامعه با هويت و داراي اصالت و خلاقيت و داراي حرف نو تبديل گرديد.

اسلام ناب محمدي، عدالت اجتماعي، استقلال سياسي و فرهنگي، آزادي، مردم‎سالاري ديني و حكومت مردم‎پايه، نفي سلطه ابرقدرت‎ها و دشمن‎ستيزي، حفظ عزت و كرامت بين‎المللي، روحيه خودباوري و روي پاي خود ايستادن؛ همه حرف‎هاي نوي بود كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، آن‎ها را از متن دين با يك انقلاب بزرگ و اسلامي وارد جامعه كرد، دل‎ها را جذب نمود و با جاذبه الهي او، همه اين حرف‎هاي جديد، مباني انقلابي شد كه امروز نيز با همان جذابيت توانسته بسيج جهاني اسلام را شكل دهد و هويت ملي مسلمانان را در جبهه مقاومت احيا كند و آن‎ها را نيز در مسير نه شرقي و نه غربي به حركت درآورد.

نگاه به واقعيت‎هاي منطقه و جهان، گوياي اوج نشاط و جواني و توانايي و زايندگي و توليدكنندگي جمهوري اسلامي ايران است.

جمهوري اسلامي ايران توانسته با همان شعارهاي اصيل خود به قدرتي بزرگ در جهان تبديل شود و به دنياي غرب نشان دهد كه انقلابي‎ماندن و انقلابي عمل كردن، همان موتور پيشرفت اصلي نظام است كه تمامي مطالبات را پيش مي‎برد و در نهايت غرب را تسليم جبهه مقاومت مي‎كند.

نگراني غرب از ديروز تا امروز، دقيقاً برپايه همين نگاه است و همانان امروز به كهنه‎نشدن مباني امامِ انقلاب اعتراف دارند و بر اين باورند كه قدرت جمهوري اسلامي ايران در حال تبديل‎شدن به يك قدرت فرامنطقه‎اي و جهاني است.

دريوزگي امريكا در برابر عظمت ملت ايران و رشد هويت ملي ايران و پيشرفت تفكر انقلابي‎گري در جهان، ترامپ را به عرصه گزافه‎گويي و بيان سخنان احمقانه‎اي برده است كه هر عاقلي به ديوانگاني از اين نوع، حق مي‎دهد كه خود را ببازند و چرند بگويند!

ترامپ و نتانياهو در حالي به چرندگويي روي آورده‎اند كه مريدان آن دو مبهوت عقل و تدبير و حكمت امام خامنه‎اي عزيز و مديريت هوشمندانه ايشان شده‎اند و زواياي رهبري او را با زواياي هدايتگري خميني بزرگ مقايسه مي‎كنند.

شيعه و سني و مسيحي و يهودي نيز اذعان دارند كه اگر جهان در دست مديري چون امام خامنه‎اي بود، به‎جاي كشتار و خون‎ريزي و ظلم و غارت، بشريت غرق در عزت و كرامت و رفاه و اقتدار مي‎شد و بر سراسر جهان سايه صلح و صفا، گسترش مي‎يافت.

تغيير نگاه‎ها در جهان، در زير چتر هويت ملي تعريف مي‎شود؛ و اگر جهانيان به اين واقعيت روي آورند، آن‎گاه تعريف منافع ملي نيز عوض خواهد شد. منافع ملي آن وقتي منافع ملي هستند كه با هويت ملي در تعارض نباشند. منافع ملي بايد با هويت ملي تطبيق داده شوند.

در بازتعريف منافع ملي و باور آن تعريف، اسلاميت و نفي فرهنگ غرب پررنگ مي‎شود و ملت‎ها در ميدان استقلال رشد مي‎كنند، روحيه خودباوري در آنان شكوفا مي‎شود، حكومت‎هاي مردم پايه توسعه مي‎يابد، انسجام ملت‎هاي آزادانديش رونق مي‎گيرد و كرامت بين‎المللي نمود پيدا مي‎كند.

تا ديروز منافع ملي در دايره سلطه‎پذيري برخي كشورها و سلطه‎گري ابرقدرت‎ها تعريف مي‎شد. جمهوري اسلامي ايران با بازتعريف منافع ملي و تطبيق آن با هويت ملي، شوكت ابرقدرت‎هاي شرق و غرب را در هم ريخت و در جهان ثابت كرد هويت ملي ايراني قادر است امريكا را در ايران و لبنان و فلسطين و سوريه و عراق و افغانستان و يمن و بحرين و پاكستان به عرصه ضعف و شكست بكشاند.

حال اگر هويت ملي كشورها بازيافت شود و منافع ملي آن كشورها با هويت ملي آنان تطبيق داده شود، آيا پايان عصر سلطه‎گري اعلام نخواهد شد؟

جهان، شاهد پايان عصر شاهنشاهي در ايران بود، پايان عصر صدام را هم ديد. جهان امروز در تكاپوي جشنِ جهانِ بدون داعش است؛ فردا نيز جهانِ بدون امريكا و اسرائيل رقم مي‎خورد. تغيير گرايش‎ها و نگرش‎ها و اصلاح آن دو و تطبيق گرايش و نگرش‎ها با اسلام ناب محمدي و حركت در مسيري كه امام خميني بزرگ پايه‎ريزي كرد، دقيقاً ما را در بازتعريف منافع ملي كمك مي‎كند و آزادي از زير يوغِ ابرقدرت غرب را براي همگان به ارمغان مي‎آورد.

واقعيت‎ها را ببينيم، قدرت علمي و تحليلي خود را بالا ببريم؛ و هرگز بر واقعيت‎ها چشم نبنديم. با چشم بستن بر واقعيت‎ها، چيزي عوض نمي‎شود؛ تنها كساني كه خود را به خواب مي‎زنند، ضرر مي‎كنند.

وقتي هيبت حاج قاسم، كردها را از دست داعش نجات داد

هجدهم ديماه نودوسه روزنامه پرتيراژ زمان چاپ تركيه مصاحبه‌اي داشت با مسعود بارزاني رئيس اقليم كردستان عراق كه با عنوان «اربيل چگونه نجات يافت» آن را به چاپ رساند. خبرنگار از مسعود بارزاني مي‎پرسد: ما مي‎دانيم كه اربيل به دست داعش در حال سقوط بود چه اتفاقي افتاد كه داعش نتوانست وارد شهر شود؟

مسعود بارزاني درجواب مي‎گويد: بله! همه مي‎دانند كه داعش به دروازه هاي اربيل رسيده بود و بيم آن ميرفت كه شهر عنقريب اشغال شود. من پس ازحمله داعش با امريكايي‎ها، ترك‎ها، انگليس، فرانسه و حتي عربستان تماس گرفتم كه همه مقامات اين كشورها درجواب گفتند كه فعلا هيچ كمكي نمي‎توانند بكنند. من فورا بامقامات ايراني تماس گرفتم وبه آن‎ها گفتم كه شهر درحال سقوط است؛ اگر نمي‎توانيد كمكي كنيدماشهر راتخليه مي‎كنيم. لذا مقامات ايراني فورا شماره تماس قاسم سليماني را به من دادند وگفتند حاج قاسم نماينده تام الختيارمادرامورمبارزه باداعش است. فورا با حاج قاسم تماس گرفتم واوضاع رادقيقا شرح دادم.

حاج قاسم به من گفت: من فرداصبح بعدازنمازصبح اربيل هستم. به اوگفتم فردا ديراست همين حالا بياييد! حاجي گفت: كاك مسعود! فقط امشب شهررانگهدار .

بارزاني درادامه مي‎گويد: فرداصبح حاج قاسم درفرودگاه اربيل بود. من به استقبالش رفتم. حاجي با پنجاه نفرازنيروهاي مخصوصش آمده بود، آن‎ها سريع به محل درگيري رفتند ونيروهاي پيشمرگه راسازماندهي دوباره كردند ودرعرض چند ساعت ورق به نفع مابرگشت.

درضمن كمك‎هاي تسليحاتي ايران نيز براي مارسيد.

بارزاني مي‎گويد: حاج قاسم چند نفرازنيروهايش راجهت مشاوره نظامي دراربيل گذاشت وخودش به كربلا بازگشت. ما بعدها يك فرمانده داعش رااسير كرديم وازاوپرسيديم چگونه شد شما كه درحال فتح اربيل بوديد به يكباره عقب نشستيد؟

اين اسير داعشي به ما گفت: نفوذي‎هاي ما دراربيل خبر دادند قاسم سليماني دراربيل است لذاروحيه افراد ما به هم ريخت وعقب نشستيم.

 سرمقاله

در حاشيه سفرهاي تفريحي ايرانيان به خارج از كشور

 دكتر محمد ملك زاده

با پايان يافتن فصل تابستان، فصلي كه به دليل تعطيلي مدارس و مراكز آموزشي كشور، بعد از ايام تعطيلات نوروز بيش‎ترين آمار مسافرت‎هاي داخلي و خارجي را به خود اختصاص مي‎دهد، جا دارد تاملي بر موضوع سفرهاي خارجي ايرانيان داشته باشيم. بر اساس گزارش‎هاي مراكز مختلف، سفرهاي اغلب تفريحي ايرانيان به خارج از كشور در سال‎هاي اخير با وجود افزايش نرخ ارز با رشد قابل توجهي همراه بوده است؛ به‎طوري كه بر اساس آمار گزارش شده از خبرگزاري ميراث فرهنگي، آمار خروج گردشگران ايراني در سال ۹۰، از چهار ميليون نفر به هفت ميليون نفر در سال 93 و نه ميليون نفر در سال گذشته رسيده است. اين خبرگزاري همچنين اعلام كرده كه در سال‎هاي اخير در روندي رو به رشد، كفه ترازوي گردشگري ايران به سوي گردشگران خروجي از كشورمان سنگيني مي‎كند، به‎طوري كه اين وضعيت، ايران را در رتبه سومين كشور «توريست فرست» در ميان كشورهاي جهان قرار داده است. نگارنده در اين مقال درصدد بررسي دلايل اصلي اين پديده و واكاوي اشتياق روزافزون مردم ايران در گرايش به تورهاي خارجي نيست و آن را به مجال ديگري وامي‎گذارد بلكه آن‎چه در اين فراز كوتاه به آن خواهيم پرداخت، اشاره‎اي گذرا به برخي ابعاد فرهنگي، سياسي و اقتصادي اين پديده و تاملي در پاره‎اي نكات پيرامون حواشي اين سفرها و لزوم جهت دادن بهينه‎تر به آن‎هاست:
ابعاد فرهنگي
سفر كردن، اتفاق تازه‎اي نيست‎؛ ساليان سال است كه انسان‎ها براي ديدار اقوام، آشنايي با فرهنگ‎هاي مختلف، سياحت يا زيارت اماكن مقدس، زيارتگاه‎ها و عبادتگاه‎هاي متفاوت در سراسر جهان به سفر مي‎روند‎، اگر مردمان در گذشته‎هاي نسبتا دور با پاي پياده يا با استفاده از چهارپايان براي رسيدن به مقصد طي مسير مي‎كردند‎، گردشگري امروز ديگر آن‎چنان طاقت‎فرسا نيست؛ چراكه با به وجود آمدن وسايل حمل و نقل مدرن، مسافت‎ها كوتاه‎تر و سفرها آسان‎تر شده‎اند. در متون ديني اسلام، نفس مسافرت به سرزمين‎هاي مختلف اجمالا مورد تاييد و بلكه تاكيد نيز مي‎باشد؛ به شرط آن‎كه با اهداف عالي و عقلاني همراه باشد و زمينه پيشرفت و تعالي فكري و رواني انسان‎ها را فراهم سازد. مسافران در سفر به سرزمين‎هاي مختلف ضمن آشنايي با فرهنگ‎هاي گوناگون، خواه‎ناخواه پيام‎رسان فرهنگ ملي و بومي سرزمين خويش نيز مي‎باشند و از اين‎رو شايسته است مسافران پرتعداد يك كشور اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران، به معناي واقعي كلمه سفيران فرهنگي، علمي، اقتصادي و سياسي ملت مسلمان ايران به‎شمار روند. اما بررسي سطوح گوناگون مسافران ايراني به خارج از كشور به‎ويژه در سفر به مناطق مختلف تفريحي جهان، متاسفانه پيام اميدبخشي در اين زمينه ارائه نمي‎دهد. اين بررسي‎ها گوياي آن است كه در وضعيت كنوني، اكثر مسافران چنين سفرهايي را كساني شامل مي‎شود كه به هيچ عنوان نمي‎توان آنان را نمايندگان يك ملت مستقل و متمدن با فرهنگ كهن ايراني-اسلامي ناميد. نگارنده اين سطور كه خود در روزهاي اخير براي شركت در يك همايش بين‎المللي در دانشگاه بانكوك عازم كشور تايلند گرديده بود، از نزديك شاهد اين موضوع بوده است. اين‎جانب شاهد بودم در پرواز ايرباس از فرودگاه امام خميني(ره) به مقصد فرودگاه بانكوك، بسياري از زنان ايراني در اين پرواز در زماني كه هنوز هواپيما از فرودگاه برنخاسته بود، مختصر پوشش اسلامي خويش را نيز بدون هيچ احساس محدوديتي و بي‎توجه به قوانين حاكم كنار گذاشته بودند و با ورود به فرودگاه بانكوك و پياده شدن مسافران و كنار گذاشتن مانتوها، ديگر شايد كسي به سختي مي‎توانست نشاني ولو اندك از فرهنگ اصيل ايراني-اسلامي در ميان انبوه مسافران ايراني بيابد!
اين در حالي بود كه دو استاد خانم متعهد از دانشگاه تهرآن‎كه با پوشش اسلامي به قصد شركت در همايش مذكور، نگارنده را در اين سفر همراهي مي‎كردند، جلوه ناهمگوني با ساير مسافران زن ايراني ايجاد نموده و به گفته خود حتي مي‎بايست نگاه‎هاي نيش‎آلود آنان را نيز تحمل مي‎كردند... ! تعامل و گفت‎وگو با تعدادي از مردان ايراني در اين سفر نيز متاسفانه نشان مي‎داد كه قصد بسياري از ايشان صرفا تفريحات ناسالم و به دور از شأن يك ملت بافرهنگ و معتقد است؛ شايد به همين دليل بود كه نگارنده در چند روز اقامت خويش در تايلند و گفت‎وگو با افراد گوناگون از مردم آن كشور مي‎شنيد كه آنان، مردم ايران را در رديف مرفهين از مردم عَرَب، افرادي خوشگذران و لاابالي توصيف مي‎كردند... ! بديهي است كه اين وضعيت تاسف‎بار هيچ گاه در شأن يك ملت مسلمان و داراي فرهنگ كهن و اصيل ايراني نيست و ضرورت توجه جدي متوليان فرهنگي كشور براي اصلاح اين وضعيت را ايجاب مي‎كند. بي‎گمان، مسافرت به سرزمين‎هاي مختلف جهان با هدف تفريح و گذراندن اوقات فراغت في نفسه نامطلوب نيست اما بايد ديد چرا اغلب طرفداران اين‎گونه سفرها را اقشاري خاص و با اهدافي خاص تشكيل مي‎دهند؟ چرا افراد فرهيخته و متعهد و كساني كه مي‎توانند سفيران فرهنگي، علمي، اقتصادي و سياسي ملت مسلمان ايران در سراسر جهان باشند و طبعا مسافرت به سرزمين‎هاي مختلف و آشنايي با فرهنگ‎ها و مليت‎هاي گوناگون مي‎تواند دستاوردهاي علمي و تحقيقاتي ايشان را در عرصه‎هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي گسترش دهد، به دليل محدوديت‎هاي موجود استقبال چنداني از اين سفرها ندارند... ؟ در مقابل، چه عواملي باعث گرديده گردشگران خارجي برخلاف گردشگران ايراني تمايل كم‎تري براي سفر به ايران داشته باشند در حالي كه ايران در ميان كشورهاي جهان، از معدود كشورهاي با فرهنگ كهن و جاذبه‎هاي فراوان تفريحي و گردشگري است.
ابعاد اقتصادي
فراواني مسافرت‎هاي ايرانيان به خارج از كشور، داراي ابعاد اقتصادي قابل توجه نيز مي‎باشد. اجمالا مي‎دانيم در اين دوران، گردشگري به صنعت اقتصادي مهم براي كشورها تبديل شده است؛ امروزه دولت‎ها سعي مي‎كنند با تسهيل ورود گردشگران بيش‎تر به كشور خود، باعث رونق گرفتن اقتصاد كشور شده، تاثير مثبتي در بازار كار و سرمايه آن كشور به وجود آورند. امروزه اكثر كشورهاي دنيا، با تبليغ مناطق ديدني‎، تاريخي، مذهبي و پژوهشي خود سعي دارند گردشگران بيش‎تري را جذب كرده و از اين راه چرخ اقتصاد خود را با سرعت بيش‎تري بچرخانند‎؛ اما ظاهرا در ايران بر اساس آمار اعلام شده، وضعيت معكوس حاكم گرديده و اين كشورشان را مفتخر به لقب «سومين كشور توريست فرست در جهان» نموده است!
بررسي آمار سفرهاي برون مرزي ايرانيان در سال‎هاي اخير نشان مي‎دهد كه گردشگران ايراني آمار بالايي در اين زمينه به‎ويژه سفر به كشورهايي مشخص را تشكيل مي‎دهند. در اين بين كشورهايي مانند تركيه، مالزي و تايلند بالاترين گردشگران ايراني را به خود اختصاص داده‎اند. به گزارش يكي از مديران گردشگري تايلند، در سال‎هاي اخير تعداد مسافران ايراني كه كشور تايلند را به‎عنوان مقصد سفر خويش انتخاب نموده‎اند، در مقايسه با مسافران تايلندي به مقصد ايران، بيش از 16 برابر بوده است! به گفته اين مدير تايلندي، اين موضوع درآمد صدها ميليون دلاري را فقط از مسافران ايراني نصيب آن كشور كرده است. مشابه همين وضعيت در مورد برخي ديگر از كشورها از جمله تركيه، امارات و مالزي نيز اتفاق افتاده است. درآمد ساليانه برخي از اين كشورها از جمله تركيه از مسافران ايراني حتي به چند ميليارد دلار نيز رسيده است؛ گفتني است صرف اين ميزان هزينه براي سفر به اين كشورها چند برابر هزينه‎اي است كه ايرانيان ساليانه صرف مخارج سفرهاي زيارتي از جمله حج تمتع و عمره خويش در سفر به بيت ا... الحرام مي‎كنند. به راستي آيا ضررهاي اقتصادي اين موضوع و خروج ميلياردها دلار ارز از كشور بدون فراهم نمودن زمينه بازگشت آن از سوي مسافران خارجي به درستي سنجيده شده است؟ چرا اقتصاد ايران با وجود جاذبه‎هاي فراوان توريستي و امكان درآمدزايي فراوان از آن طريق، بايد همچنان متكي به نفت و چالش‎ها و بحران‎هاي ناشي از نوسان قيمت نفت و يا تحريم‎هاي ظالمانه باشد... ؟
ابعاد سياسي و ديني
يكي از نكات مورد توجه در سفر به سرزمين‎هاي مختلف به تاكيد قرآن كريم بايد توجه به ابعاد سياسي و ديني آن‎ها باشد؛ قرآن كريم به بندگان الهي به‎ويژه كساني كه اعتقاد چنداني به دين و جهان آخرت و به‎طور كلي نظام الهي ندارند سفارش مي‎كند با سفر بر روي زمين و مشاهده پديده‎هاي الهي و احوال انسان‎هاي مختلف پند گيرند. از نگاه اسلام با مشاهده آثار و احوال گذشتگان و وضعيت كنوني مردمان در سرزمين‎هاي گوناگون مي‎توان نكات آموزنده‎اى يافت و با بهره‎بردارى از آن‎ها از مسير حيات و زندگى صحيح آگاه شد. اين موضوع از نكات مهمي است كه شايسته است در سفرهاي خارجي به‎ويژه از سوي مسافران ايراني مورد توجه قرار گيرد. در سفر يادشده اخير نگارنده به كشور تايلند، اين‎جانب از نزديك شاهد مسائل گوناگوني بودم كه در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي داراي نكات درخور توجه مي‎باشد كه بجاست مسافران خاص ايراني كه در عين عدم تقيد به مسائل سياسي و فرهنگ ديني حاكم بر جامعه ايران، مشتاق سفر به كشورهايي نظير تايلند مي‎باشند نيز بدان توجه نمايند. به لحاظ اقتصادي مردم تايلند در مقايسه با ايران، اغلب از سطح متوسط به پايين برخوردارند. با وجود رشد اقتصادي تايلند در سال‎هاي اخير، فقر همچنان به ‎مثابه يكي از چالش‎هاي اساسي اين كشور به شمار مي‎رود. زنان و مردان با روحيه‎اي خستگي‎ناپذير در طول روز و حتي تا پاسي از شب گذشته به كار و فعاليت مشغولند؛ اشتغال به كارهاي سخت حتي براي زنان امري معمول به شمار مي‎رود و... ؛ با وجود اين، آنان همواره فرهنگ، مليت و اعتقادات خويش را به شدت پاس مي‎دارند؛ به قوانين حاكم احترام مي‎گزارند؛ براي آنان، رئيس حكومت (پادشاه) همواره «جايگاهي درخور احترام و عبادت» دارد و وي از محبوبيت و حتي «قداست ويژه‎اي» در ميان اكثريت مردم برخوردار است.