صفحه جوان

بهترين روش هاي كنترل خشم و عصبانيت

راه‎هاي كنترل خشم با الهام از راه كارهاي پيشنهادي از سوي متخصصان و افراد خبره در اين زمينه مي‎تواند نتيجه‎اي بهتر و موفقيت‎آميز‎تر داشته باشد. در اين مقاله با چندين راه كنترل خشم و عصبانيت آشنا مي‎شويد.

اين‎كه گاهي در زندگي عصباني شويم، عادي است؛ چرا كه در برخي مواقع حتي موارد كوچك هم مي‎توانند ما را تحريك كنند. متاسفانه خشم و عصبانيت احساساتي هستند كه به سختي مي‎توان آن‎ها را كنترل كرد اما با به كارگيري چند روش كارآمد مي‎توان تلاشي سودمند در جهت كنترل اين احساسات كرد.

اما فراموش نكنيد سلامتي مهم‎ترين بخش زندگي هر فرد است و فردي كه مدام عصباني مي‎شود، بايد در انتظار بيماري‎هايي نظير افزايش فشار و قند خون باشد.

در اين مطلب قصد داريم با ارائه چند راهكار مفيد به شما كمك كنيم تا به آساني بتوانيد خونسردي‎تان را حفظ كنيد. اين مطلب را تا انتها بخوانيد.

چند روش كنترل خشم و عصبانيت:

۱. نفس عميق

بهترين حالت آن است كه از روش‎هاي ۴-۶-۸ استفاده كنيد؛ يعني نفس عميق بكشيد و تا ۴ بشماريد و در نهايت نفس خود را بيرون بدهيد و تا ۸ بشماريد. اين تمرين را حداقل ۴ بار تكرار كنيد. در كنار نفس عميق، شمردن تا ۱۰ هم توصيه مي‎شود. گرچه با انجام اين كار خشم كاملاً از بين نمي‎رود و مساله برطرف نمي‎شود اما اين روش مي‎تواند شما را از هرگونه واكنش سريع و تصميم‎هاي غيرمنطقي بازدارد.

۲. اهميت ندادن به خشم

مسلم است كه خشم خود را به سادگي نمي‎توانيد مهار كنيد اما ياد بگيريد كه با مهم جلوه دادن خشم، فرياد زدن و حتي كوبيدن در نمي‎توانيد بر خشمتان غلبه كنيد؛ پس به‎جاي اين كارها، بكوشيد تا خشمتان را مانند يك ابر تصور كنيد؛ يعني احساس كنيد كه خشم الان اين‎جاست ولي همزمان و به سرعت در حال حركت و گذر است.

۳. گفت‎وگو با دوستان

وقتي به قدري عصباني هستيد كه نمي‎دانيد چگونه بايد از اين حالت بيرون بياييد، بهتر است با يكي از دوستان صميمي‎تان تماس بگيريد و از ته دل درباره خشم خود صحبت كنيد تا حالتان بهتر شود.

۴. فرونشاندن خشم

در مواقعي كه بسيار عصباني هستيد، لازم است خشمتان را تخليه كنيد. در اين مواقع حركت، بهترين وسيله براي رهايي سريع از عصبانيت است؛ زيرا با حركت، هورمون استرس كاهش مي‎يابد و هورمون اندروفين يا همان هورمون شادي آزاد مي‎شود. يكي ديگر از راهكارهاي مفيد براي زدودن خشم، پياده روي يا دويدن در اطراف منزل است.

۵. مراقبه و تعمق

اگر دائم عصباني مي‎شويد، بايد مراقبه كردن را تمرين كنيد. روزانه ۱۰ دقيقه تمرين لازم است تا بتوانيد ذهنتان را هنگام عصبانيت شديد در عرض چند ثانيه آرام كنيد؛ براي اين منظور جاي راحتي را انتخاب كنيد، چشم‎ها را ببنديد و سپس آگاهانه بر روي تنفس خود متمركز شويد و چگونگي ورود و خروج هوا را در بدنتان احساس كرده و بعد تمركز كنيد و حتي الامكان بكوشيد تا از افكار خود خارج نشويد. اين تمرين به شما كمك مي‎كند تا در زمان عصبانيت به سرعت خود را آرام كنيد!

۶. استفاده از وسيله‎اي براي تحريك

اجازه بدهيد با مثالي موضوع را روشن كنيم؛ مثلاً نيش پشه را مي‎توان از طريق خارش در مدت كوتاهي دفع كرد؛ پس براي اين‎كه خشمتان را بپوشانيد، لازم است از يك محرك شديدتر استفاده كنيد؛ براي نمونه مي‎توانيد آب نبات زنجبيلي بمكيد يا يك فلفل قرمز را چندين بار گاز بزنيد؛ پس، از اين به بعد براي كنترل خشم در كيف دستي يا در كشوي ميزتان چندين آب نبات زنجبيلي يا خوراكي‎هايي از اين قبيل قرار دهيد.

۷. لبخند زدن

در مواقعي كه بسيار عصباني هستيد، سعي كنيد يك بار لبخند بزنيد؛ زيرا تنها وقتي كه حال خوبي داريم، لبخند نمي‎زنيم؛ بلكه در زماني كه مي‎خواهيم حال بهتري داشته باشيم نيز لبخند به لبانمان مي‎نشيند؛ علاوه بر آن خنده استرس را كم مي‎كند، فشار خون را كاهش مي‎دهد و نيروهاي دفاعي بدن را قوي‎تر مي‎كند. فراموش نكنيد در هر صورت، لبخند ارزشمند است.

۸. مقايسه ممنوع

گاهي اوقات علت عصبانيت افراد مقايسه خودشان با ديگران است؛ مثلاً شخص مي‎گويد كه درآمد همكارم بيش‎تر از من است يا اتومبيل همسايه‎ام بهتر از اتومبيل من است و يا مواردي از اين دست. خود را با ديگران مقايسه نكنيد و تنها موقعيت خاص خودتان را در نظر بگيريد. اگر از موقعيت فعلي‎تان ناراضي هستيد يا فكر مي‎كنيد موقعيت ديگران بهتر از وضعيت فعلي شماست، آستينتان را بالا بزنيد و كمي اوضاع را تغيير دهيد. در هر حال در هنگام مقايسه كردن خود با ديگران هرگز عصباني نشويد و بيش‎تر به فكر خود باشيد.

مجله موفقيت

خيانت به جواني!

انتخاب بزرگ چيست و انسانِ جوان اگرچه چيزى را انتخاب كند، آن انتخاب، در شأن اوست و عامل شكست روحيه‎ او نمي‎گردد؟ شأن روحيه انسانِ جوان آن است كه انتخاب‎هاي بزرگ داشته باشد و اگر مطابق جواني‎اش انتخاب نكرد، در تمام عمر به جوانى اش خيانت كرده است. از طرفي اگر انسان به سنّ پيرى رسيد، ديگر نمى تواند انتخاب‎هاي بزرگ داشته باشد؛ هر چند مى تواند از انتخاب‎هاي بزرگ دوران جوانى اش در مرحله‎ پيرى نيز استفاده كند و در پيرى هم جوان بماند، ولى در سن پيري ديگر به‎راحتى نمي‎تواند انتخابى بزرگ داشته باشد.

مصداق انسانى كه در پيرى هم جوان مانده بود را در حضرت امام خميني «رضوان‎ا... تعالي عليه» ملاحظه مي‎كرديد. وقتى خبرنگار چك اسلوواكى با حضرت امام در نوفل لوشاتو مصاحبه كرده بود، پس از مصاحبه اقرار مي‎كند: «روحيه‎ اين انسان، مثل يك جوان بيست و چهارساله است». يعنى روحيه‎اي پر از حرارت و اميدوار به آينده. زيرا حضرت امام‎خميني «رضوان‎ا... تعالي عليه» در مرحله‎ جوانىِ خود يك انتخاب بزرگ داشته‎اند و چون انتخابشان در جوانى بزرگ بوده در دوره‎ پيري هم با همان روحيه‎ جواني به سر مي‎برند، امّا برعكس؛ اگر به زندگىِ انسان‎هايى كه در سن چهل يا پنجاه سالگى پوسيده اند، خوب نظر كنيم مى بينيم كه اين‎ها در جوانى، به‎واقع آن‎چه را در شأن يك انسان جوان بوده انجام نداده‎اند و از آن انتخاب بزرگ كه مربوط به دوران جواني بوده غفلت ورزيده‎ و خود را به چيزهاي سطحي مشغول كرده‎اند كه هيچ ارزشى نداشته، مثلا به اين خوش بوده‎اند كه توانسته‎اند دزدانه چشم چرانى كنند و يا خيالات خود را با افكار پوچ و يا صحنه‎هاي آلوده مشغول نمايند و يا ‎خوشحال بوده‎اند كه از فلان قهرمان ورزشي‎، يك امضا بگيرند و يا همه تلاش خود را در اين صرف كنند كه در رشته‎اي از رشته‎هاي ورزشي قهرمان شوند. هرچند اصلِ ورزش براى سلامت جسم و تقويت اراده لازم است ولى قهرمان ورزش‎شدن نمى تواند اساسي‎ترين انتخاب و يك انتخاب بزرگ براي زندگي انسان باشد.

اشخاصي كه انتخاب‎هاي اصلي‎شان در زندگي امور سطحي و زودگذر باشد در واقع در جوانى هم پوسيده و شكست‎خورده‎اند و اين پوسيدگي و شكست در پيري بيش‎تر ظاهر مي‎شود و علت آن‎كه به چنين روزگاري گرفتار شده‎اند را بايد در آن دانست كه در جواني انتخاب‎هاي خودشان را مطابق با وسعت روحِ ابدي خود شكل نداده‎اند.

جوان و انتخاب بزرگ، اصغر طاهرزاده

 جوان

حديث جوان
امام علي عليه السلام:

عقل، زينت انسان و راستگويي امانت زبان است.
فهرست غرر و درر آمدي، ص 199

ولايت و جوانان
انقلاب به ما هويت داد

اين انقلاب توانست به ما، هم هويت بدهد، هم آرمان بدهد؛ اين مهم است. ما، هم هويت پيدا كرديم ما فهميديم چه‎كسي هستيم، فهميديم كه ما مغلوب و هضم ‎شده‎ در هاضمه‎ سياست جهاني و نظام سلطه نيستيم؛ ما هستيم، ما خودمانيم؛ هويت و آرمان؛ به ما آرمان داد، آرمان‎هاي فراوان.
1396/03/17

حكايت
خدمتكار پدر و مادر همنشين انبيا است

روزي حضرت موسي(ع) در ضمن مناجات به پروردگار خود عرض كرد خدايا! مي‎خواهم همنشيني كه در بهشت دارم ببينم چگونه شخصي است. جبرئيل بر او نازل شد و عرض كرد يا موسي! فلان قصاب در محله فلاني همنشين تو خواهد بود. حضرت موسي به درب دكان قصاب آمده، ديد جواني شبيه شبگردان مشغول فروختن گوشت است.
شامگاه كه شد جوان مقداري گوشت برداشت و به سوي منزل روان گرديد. موسي از پي او تا درب منزلش آمد و به او گفت مهمان نمي‎خواهي؟ جوان گفت خوش آمديد. او را به درون برد. حضرت موسي ديد جوان غذايي تهيه نمود، آن گاه زنبيلي از سقف به زير آورد و پيرزني فرتوت و كهنسال را از درون زنبيل خارج كرد. او را شست وشو داده غذايش را با دست خويش به او خورانيد. موقعي كه خواست زنبيل را به‎جاي اول بياويزد زبان پيرزن به كلماتي كه مفهوم نمي‎شد حركت نمود. بعد از آن جوان براي حضرت موسي غذا آورد و خوردند. حضرت پرسيد: حكايت تو با اين پيرزن چگونه است؟ عرض كرد: اين پيرزن مادر من است؛ چون مرا بضاعتي نيست كه جهت او كنيزي بخرم ناچار خودم كمر به خدمت او بسته‎ام.
حضرت موسي پرسيد: آن كلماتي كه به زبان جاري كرد چه بود؟
جوان گفت هر وقت او را شست‎وشو مي‎دهم و غذا به او مي‎خورانم مي‎گويد: غفر ا... لك و جعلك جليس موسي يوم القيمه في قبته و درجته؛ خداوند ترا ببخشد و همنشين حضرت موسي در بهشت باشي به همان درجه جايگاه.
موسي(ع) فرمود: ‎اي جوان بشارت مي‎دهم به تو كه خداوند دعاي او را درباره ات مستجاب گردانيده، جبرئيل به من خبر داد كه در بهشت تو همنشين من هستي.

پند و اندرز
لزوم رعايت اعتدال در جهيزيه

اگر ما دست از تجمل برداريم همه كارها آسان مي‎شود. با اين جهيزيه‎ها كه به يك دختر مي‎دهيم اگر به ده دختر بدهيم مي‎شود ده دختر را شوهر بدهيم يا نه؟ شما خانم‎ها، شما آقايان مي‎گوييد نه اما اسلام مي‎گويد آري. آن چيزي كه ضعف عصب مي‎آورد و انسان را از نظر روحي از بين مي‎برد، آن چيزي كه انسان را وا مي‎دارد در مقابل هر كس و ناكس متواضع بشود، آن چيزي كه فقر فردي و اجتماعي مي‎آورد، آن چيزي كه انسان را بنده ديگران مي‎كند و كارش مي‎رسد به آن‎جا كه بنده فردي و بنده اجتماعي مي‎شود، مي‎فرمايد: زندگي تجملي است، خرج نيست، برج است اين جهازيه‎هايي كه روي گردن پدر و مادرها آمده است. اين جهازيه‎هايي است كه گردن شكن، كمر شكن بلكه همه چيز شكن است. يك خانم يك دختر شوهر مي‎دهد، راستي نظير يك كسي است كه در هاونش گذاشته باشند و كوبيده باشند و همچنين باباي اين دختر.
اي جامعه! همه مان مبتلا، من مبتلا، تو مبتلا، دهاتي مبتلا، شهري مبتلا، متدين مبتلا، غير متدين مبتلا، روحاني مبتلا، غير روحاني مبتلا، متجدد مبتلا، غير متجدد مبتلا، همه و همه مبتلاييم. اگر اين جهازيه‎هاي كمر شكن كم مي‎شد ده دختر را مي‎توانستيم شوهر دهيم. مي‎گوييد نمي‎شود، مي‎شود. يك جمله‎اي از مرحوم آيت‎ا... حائري نقل مي‎كنند. چه الگوي عجيبي، الگو براي همه:
مي‎گويند مرحوم حاج شيخ نشسته بودند و طلبه‎ها هم در محضر او بودند. يك تاجري عباي تابستاني براي مرحوم حاج شيخ آورد. ايشان ديدند اين عبا خيلي عالي است. اين عباهاي نازك بدن نما هميشه گران بوده و هست. مرحوم حاج شيخ ديدند اين عبا را يك مرجع بپوشد يك‎قدري زننده است اما نمي‎خواستند هديه كسي را رد كنند. زيرا نمي‎شود هديه را رد كرد، جنبه خوبي ندارد. لذا مرحوم حاج شيخ به اين تاجر فرمودند: آقا! اين عبا چقدر قيمت دارد؟ او نمي‎خواست بگويد. آقا فرمودند اين عبا چند عباي معمولي مي‎شود؟ گفت: شانزده عباي معمولي مي‎شود. مرحوم حاج شيخ فرمودند: ممكن است اين عبا را كه من قبول كردم به شانزده عبا تبديل كني؟ گفت بله. فرمودند: تبديل كن. اين آقاي تاجر رفت بازار و شانزده عبا گرفت، آن عبا را داد شانزده عبا آورد در نزد شيخ گذاشت. آقايان طلبه‎ها، فضلا در جلسه نشسته بودند. مرحوم حاج شيخ يك عبا داد به اين يكي و به آن يكي و به آن ديگري تا شانزده عبا تمام شد. يكي را هم همان جا به دوش گرفتند و بعد رو كردند به اين تاجر گفتند: حالا بهتر است يا آن وقت؟ اگر آن وقت من عبا را پوشيده بودم يك نفر پوشيده مي‎شد اما حالا شانزده نفر را پوشاندم كدام بهتر است؟ نگوييد نمي‎شود، به خدا مي‎شود. نگوييد مسؤول نيستيم، همه مسؤوليم: كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته
آيت‎ا... مظاهري