صفحه اول

همايشي كه لرزه بر اندام دشمنان انداخت

 دكتر محمد ملك زاده

يكي از سنت‎هاي مرسوم تشيع در طول تاريخ اسلام، زيارت اربعين بوده است كه به مرور زمان گسترش يافته است به‎طوري كه امروزه راهپيمايي شيعيان به سوي كربلا به يكي از مهم‎ترين و گسترده‎ترين مراسم عزاداري شيعيان جهان تبديل شده و اين مراسم در زمره بزرگ‎ترين گردهمايي‎هاي مذهبي جهان قرار گرفته است. در اين مختصر تاملي خواهيم داشت بر جايگاه و اهميت اين سنت تاريخي تشيع و آثار و پيامدهاي آن:

اربعين در تاريخ اسلام

در روايات مشهور است كه بيستم ماه صفر سال 61 قمري و چهلمين روز واقعه غمبار عاشورا مصادف است با ورود اسيران كربلا به اين سرزمين كه پس از بازگشت از شام براي زيارت مدفن امام حسين(ع) و ياران و نزديكان آن امام به كربلا وارد شدند.(1) همچنين در اين روز جابر بن عبدا... انصاري – صحابي بزرگ رسول خدا(ص) - به زيارت قبر امام حسين(ع) آمد.(2) بر اساس شواهد مسلم تاريخي، توجه به زيارت اربعين و برگزاري مراسم نمادين حركت به سوي كربلا در اين روز، از زمان امامان معصوم(ع) در بين شيعيان رايج بوده است و محبان اهل بيت(ع) حتي در زمان بني اميه و بني عباس كه بيش‎ترين فشارها و محدوديت‎ها را عليه شيعيان اهل بيت(ع) اعمال مي‎نمودند نيز به برگزاري اين مراسم مقيد بوده‎اند.(3) اين محدوديت‎ها در طول تاريخ اسلام هرگز باعث فراموشي اربعين و تعطيلي كامل آن نگرديد بلكه مقاومت در برابر فشارها سبب گرديد كه در اين زمان و به ويژه پس از سقوط حزب بعث عراق سال به سال بر جمعيت زائران حسيني افزوده گردد و چشم نظاره‎گران بين‎المللي را به خود خيره سازد؛ به‎طوري كه هم اينك گزارش‎هاي رسانه‎هاي بين‎المللي از حضور 15 تا 20 ميليوني زائران در اين مراسم حكايت دارد.

اهميت اربعين در كلام معصوم(ع)

در حديثي از امام حسن عسكري(ع) چند نشانه براي مومن شمرده شده است كه يكي از مهم‎ترين آن‎ها زيارت اربعين حسيني(ع) است.(4) در رواياتي از امام صادق(ع) دعاهاي ويژه‎اي با مضامين عالي براي زائرين قبر امام حسين(ع) نقل شده است؛ آن حضرت از خداوند مي‎خواهد: خدايا از جانبِ ما رضوان خود را به قدر كافي به زائران حسيني عطا فرما؛ ايشان را در پناه خود نگهدار و خودت جانشينِ آن‎ها در خانواده آن‎ها باش و برايشان جبران كن. خدايا خودت در طول سفر مصاحب و همراه اين‎ها باش و آن‎ها را از شرّ هر ستمگر و دشمنِ نابكاري كفايت كن. و هر آدمِ قوي يا ضعيفي كه بخواهد به اين‎ها شرّي برساند تو محافظت كن و آن‎ها را از شرّ شياطين انس و جنّ حفظ كن. خدايا پاداشى را كه در برابر اين غربت از وطن و مقدم داشتن ما بر فرزندان و خاندان و بستگان خود از تو آرزو دارند، به بهترين وجه به آنان ارزانى دار؛ خداوندا، دشمنان ما اين سفر را بر آنان عيب گرفتند، ولى اين عيبجويى آنان را از اقدام به اين كار و حركت به سوى ما به رغم خواسته آنان باز نداشت. پس پروردگارا، بر اين چهره‎ها كه آفتاب آن‎ها را دگرگون ساخته، و بر اين گونه‎ها كه بر قبر حسين(ع) قرار گرفته رحم كن... خدايا رحم كن بر اين چشم‎هايي كه از آن‎ها اشك جاري مي‎شود به‎خاطر اين‎كه ما را دوست دارند و رحم كن بر دل‎هايي كه براي ما آتش مي‎گيرند و بي‎قراري مي‎كنند، و رحم كن بر اين ناله‎ها و ضجه‎هايي كه براي ما زده مي‎شود و اين فريادهايي كه براي ما كشيده مي‎شود. خدايا! من اين جان‎ها و اين بدن‎ها را به تو مي‎سپارم تا اين‎كه روز قيامت آن‎ها را از حوض كوثر سيراب كني... در ادامه نقل شده است كه بعد از پايان دعا، راوي تعجب خود را از اين‎ همه اهميتي كه حضرت براي زائرين كربلا قائل شده‎اند ابراز مي‎دارد و حضرت به ايشان مي‎فرمايد: كساني كه در آسمان براي زوّار قبر اباعبدالله(ع) دعا مي‎كنند خيلي بيش‎تر از كساني هستند كه روي زمين براي آن‎ها دعا مي‎كنند.(5) آن حضرت همچنين بنا بر نقل شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال، در ادامه روايت پيشين به «معاويه بن وهب» فرمود: زيارت كربلا را از خوف احدي ترك نكن، هر كس از روي ترس، زيارت قبر امام حسين(ع) را ترك كند، بعدها آن ‎قدر حسرت خواهد خورد كه آرزوي مرگ خواهد كرد. آيا دوست نداري كه خداوند تو را در ميان گروهي ببينيد كه رسول خدا(ص) براي آن‎ها دعا مي‎كند؟ آيا دوست نداري جزء كساني باشي كه فردا(قيامت) هيچ گناهي نداشته باشي كه از او حساب كشيده شود؟ آيا دوست نداري از كساني باشي كه پيغمبر اكرم(ص) با او مصافحه مي‎كند؟(6)

امام صادق(ع) همچنين به يكي از دوستان خود در خصوص اهميت پياده روي براي زيارت امام حسين(ع) مي‎فرمايد: كسى كه با پاي پياده به زيارت امام حسين(ع) برود خداوند به هر قدمى كه برمى‎دارد يك حسنه برايش نوشته و يك گناه از او محو مى‎فرمايد و يك درجه مرتبه‎اش را بالا مى‎برد.(7) كساني كه توفيق زيارت امام حسين(ع) با پاي پياده در ايام اربعين را داشته‎اند اذعان مي‎كنند اين سفر، سفر تزكيه و پاك‎كننده روح از آلودگي‎هاست و اين مسلما تنها يكي از پيامدها از آثار و بركات بي‎شمار اين سفر معنوي است. آثاري كه نتايج آن نه تنها شامل زائران كه نصيب كل جامعه اسلامي و جهان اسلام نيز مي‎گردد.

آثار سياسي مراسم اربعين

يكي از پيامدهاي روشن مراسم شكوهمند اربعين را مي‎توان افزايش قدرت سياسي تشيع دانست. نمايش خيل گسترده زائران حسيني در رسانه‎هاي جهاني، مردمان جهان را به بررسي و مطالعه سيره و منش حسيني كه بزرگ‎ترين الگوي شيعيان عالم است ترغيب مي‎كند؛ اين امر احترام جهاني را براي آن امام همام ايجاد نموده و در نتيجه قدرت سياسي تشيع را افزايش خواهد داد. در همين سال‎هاي اخير دنيا شاهد بود كه اين مراسم شكوهمند چه تاثير گسترده‎اي در تزلزل قدرت جريان تكفيري داعش در عراق به همراه داشت و شكست و اضمحلال آنان در اين كشور را سرعت بخشيد. اين موضوع به اذعان كارشناسان سياسي يكي از مهم‎ترين عوامل پيروزي شيعيان در عراق و ديگر مناطق بوده است؛ موضوعي كه امروزه به دليل تهديدهاي گسترده استكبار عليه شيعيان و به ويژه ملت ولايتمدار و محب اهل بيت در ايران از اهميت بسزايي برخوردار مي‎باشد.

با توجه به اين، به جرات مي‎توان گفت همايش اربعين علاوه بر بعد معنوي و مذهبي، داراي آثار گسترده سياسي در سطح بين‎المللي و منطقه‎اي است. برگزاري چنين همايش باشكوهي در كمال امنيت، حاوي پيام‎هاي مهمي براي منطقه و جهان مي‎باشد. از نگاه تحليل گران سياسي برگزاري مراسم باشكوه اربعين در سال‎هاي اخير توانسته به تقويت هژموني ايران در منطقه كمك كند و همچنين در سطح بين‎المللي باعث تاثيرگذاري بيش‎تر ايران به‌عنوان يك نظام قدرتمند شيعي شده است. به رغم دشمني‎هاي گسترده با تشيع راهپيمايي اربعين كه هر سال باشكوه‎تر و در كمال امنيت و آرامش بيش‎تر برگزار مي‎شود بعد ديگري از قدرت تشيع به ويژه نظام جمهوري اسلامي ايران را به نمايش مي‎گذارد كه توانسته است امنيت اين خيل گسترده جمعيت عاشق را تامين نمايد. انعكاس اين همايش و مراسم پياده‎روي از طريق رسانه‎ها در تمام دنيا اين پيام را به دنبال خواهد داشت كه اولا اين خيل گسترده جمعيت كه اين چنين عاشقانه در اين پياده‎روي شركت نموده‎اند، در برابر هر اتفاق و تهديدي عليه تشيع، قدرتمندانه ايستادگي خواهند كرد و دوم اين‎كه تامين امنيت مراسم راهپيمايي اربعين، ثابت مي‎كند نظام اسلامي قادر است بدون هرگونه حمايت و كمك خارجي امنيت خويش و منطقه را تامين نمايد.

از اين رو شايسته است اين حركت عظيم انساني و الهي را پاس داريم و با بهره‎گيري هر چه بهتر از اين نمايش قدرت، آن را زمينه‌ساز بيداركردن انسان‎ها و تهييج بشريت عليه ظلم و بي‎عدالتي در جهان و در نتيجه تاسيس حكومت عدالت گستر مهدوي(عج) در پهنه گيتي سازيم.

پي‎نوشت‌ها

1.ابن طاووس، الملهوف علي قتلي الطفوف، 1414ق، ص225.

2.شيخ عباس قمي، سفينه البحار، ج8، 1414ق، ص383.

3.قاضي طباطبايي، تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيد الشهدا(ع)، 1368، ص1-2.

4. شيخ طوسي، تهذيب الاحكام، ج6، ص52.

5. كافي، ج4، ص582؛ شخ صدوق، ثواب الاعمال شيخ صدوق، ص۹۵؛ كامل الزيارات، ص۱۱۹.

6. ثواب الاعمال، ص۹۶.

7. كامل الزيارات، ص۱۳۴.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در بازديد از مناطق زلزله‎زده در سرپل ذهاب:
مسؤولان تلاش هاي خود را مضاعف كنند؛ به اين حد قانع نيستم

حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اولين ساعات صبح روز دوشنبه براي بازديد از مناطق زلزله‎زده به صورت سرزده وارد كرمانشاه شدند.

رهبر انقلاب اسلامي ابتدا در شهر سرپل ذهاب حضور يافتند و از مناطق خسارت‎ديده بازديد كردند.

ايشان سپس در جمع مردم داغدار و مصيبت‎زده سرپل ذهاب حاضر شدند و دقايقي در جمع آنان سخنراني كردند.

حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي خطاب به مردم گفتند: بسيار مايل بودم كه در زمان شادي دلها و خرمي زندگي به شهر شما مردم مهربان و باوفا بيايم نه در شرايطي كه دچار غم و بلا و چنين مصيبت شديدي هستيد.

رهبر انقلاب اسلامي با ابراز همدردي با يكايك دلهاي داغدار در شهرها و روستاهاي آسيب‎ديده، افزودند: با غم شما، دلهاي ما پر از غم و افكار ما نيز گرفتار شد.

ايشان با اشاره به مقاومت و ايثار و ايستادگي مردم استان كرمانشاه در دوران دفاع مقدس، خاطرنشان كردند: اين اولين باري نيست كه شهر شما مردم صبور و مهربان و شهرهاي اطراف آن دچار چنين مشكلاتي شده است بلكه شما در دوران جنگ تحميلي نيز محكم و استوار، مردانگي و استقامت و پهلواني خود را در مقابل درد و رنج‎ها نشان داديد و امروز نيز نشان خواهيد داد.

حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي گفتند: انسان‎هاي بزرگ و دلاور در مقابل حوادث مي‎ايستند و آن حوادث را مغلوب اراده خود مي‎كنند، بنابراين اگر چه زلزله، بلا و مصيبت بزرگي است كه با ويراني، همه را داغدار و مصيبت‎زده مي‎كند اما همين زلزله در اثر ايستادگي مردم و تلاش آنان براي تجديد حيات و آباداني و عمران مي‎تواند به يك نعمت تبديل شود.

رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اين‎كه مي‎توان با ايستادگي در مقابل مشكلات و بهره‎گيري از ظرفيت‎هاي عظيم ملت در مقابل بلاياي طبيعي و تحميلي ايستادگي كرد، افزودند: اين حادثه، ملت ايران را به حركت در آورد و مردم در همه نقاط كشور، با احساس اين‎كه دلشان در كرمانشاه است و به كرمانشاه مديونند، به قدر وسع و توان خود به وظيفه كمك‎رساني عمل كردند.

ايشان افزودند: مسؤولان بويژه در برخي بخش‎ها در اين حادثه خوش درخشيدند و كار و تلاش كردند و در همان ساعات اول حادثه، ارتش در شهرها و سپاه در روستاها با حضور موثر، به ياري افرادِ زيرِ آوارمانده شتافتند اما من به اين حد از تلاش‎ها قانع نيستم بنابراين مسؤولان بخش‎هاي مختلف بايد تلاش و مجاهدت خود را مضاعف كنند.

حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي مردم را به تلاش براي آباد ساختن منطقه و رقم زدن روزگاري بهتر فرا خواندند و خطاب به آنان گفتند: چشم اميد را به نيرو، تلاش و قدرت خود معطوف كنيد و با تكيه به غيرت خدادادي، زندگي شاد و باطراوتي بسازيد.

 سرمقاله

چالش هاي اساسي جبهه مدعيان اصلاحات

 دكتر قاسم روان‌بخش

مدعيان اصلاحات كه از سال 76 تحت عنوان « جريان اصلاح طلب» پا به عرصه وجود گذاشتند بيش از 20 سال است كه در عرصه سياسي كشور در حال جولان دادن هستند. در اين مدت، در سه دوره 4 ساله با در اختيار داشتن زمام قوه مجريه و در برخي دوره‎ها با در اختيار گرفتن قوه مقننه به دنبال اجراي سياست‎هاي به اصطلاح اصلاح طلبانه خودشان بوده‎اند ولي با بررسي كارشناسانه و دقيق و حتي اعترافات سران اين جبهه، روشن مي‎شود جبهه مذكور در رسيدن به اهداف خود ناكام مانده است. زيرا مهم‎ترين اهداف آن‌ها، تغيير نظام اسلامي و قانون اساسي و جايگزيني «جمهوري دموكراتيك» به جاي «جمهوري اسلامي» و ايجاد يا تقويت خط غرب به ويژه امريكا در كشور بوده است. شكست اين جريان فكري در سال 84 و بازگشت مجدد آن تحت عنوان اعتدال در سال 92 و به بن بست رسيدن آن در سال 96 نشان از چالش‎هاي جدي دارد كه اين جبهه با آن‎ها مواجه است؛ چالش‎هايي كه اين جبهه را در لب پرتگاه مرگ و نابودي قرار داده است. در اين‎جا به برخي از چالش‎ها اشاره مي‎كنيم:
1. نداشتن مباني محكم و گفتمان قابل دفاع
يكي از چالش‎هاي اساسي كه اين جبهه از ابتدا تا كنون با آن مواجه است، نداشتن تعريف صحيح از « اصلاحات» و تبيين مباني قابل دفاع مي‎باشد؛ به‎طوري كه تاكنون حتي براي طرفداران خودشان نيز مشخص نكرده‎اند كه منظورشان از اصلاح چيست! آيا به دنبال تغيير نظام اسلامي‎اند يا حفظ جمهوري اسلامي؟ آيا انديشه‎هاي حضرت امام(ره) را قبول دارند يا بر اين باورند كه بايد امام(ره) را به موزه تاريخ سپرد؟ آيا مكتب اسلام را به‌عنوان يك مكتب جامع و كامل در همه عرصه‎ها قبول دارند يا معتقدند كه بايد اسلام را كنار گذاشت و به مكاتب الحادي ليبرال دموكراسي روي آورد؟ نداشتن تعريف درست از اصلاحات و عدم ارايه مباني روشن، موجب سردرگمي طرفداران آن‎ها شده است. البته هر چند آن‎ها در اين موضوع، اعلان موضع شفافي نداشته‎اند ولي از لابلاي نوشته‎ها و بياناتشان روشن است كه تعريفشان از اصلاحات، همان رفرم يعني «تغيير تدريجي نظام» و از مباني نيز همان مباني فرهنگ غربي « اومانيزم، ليبراليزم، سكولاريسم» مي‎باشد. بي‎ترديد با ناكامي اين جبهه در دو فتنه 78 و 88 نسبت به براندازي نظام و با توجه به چالش‎هايي كه مكتب ليبرال دموكراسي غربي با آن مواجه است، جبهه اصلاحات امروز هم در مباني و هم در راهبردها و تاكتيك‌ها، با چالش‎هاي مهم و اساسي مواجه است. اين درحالي است كه جبهه انقلابيون با مباني روشن خود به دفاع از اسلام و انقلاب مي‎پردازند و بر اساس همان مباني روشن در حال حركت به سوي قله‎هاي رفيع و اهداف از پيش تعيين شده انقلاب هستند.
2. پير شدن و نداشتن تئوريسين‎هاي جوان
جبهه اصلاحات از نداشتن ايدئولوگ‎هاي جوان و به روز رنج مي‎برد؛ آن‎ها نتوانسته‎اند در اين مدت 20 سال نيروي فكري قوي و به روزي كه براي نسل جوان قابل الگوگيري باشد تربيت كنند. عمده شخصيت‎هاي مطرح آن‎ها افرادي هستند كه در سنين پيري به سر مي‎برند و از جهت گفتماني نيز نمي‎توانند با نسل جوان ارتباط برقرار كنند. علاوه بر كهن سالي، اين افراد داراي سوابق قابل دفاعي نيستند و كارشان به جايي رسيده است كه خود آن‎ها تفكيك ميان جبهه اصلاحات به افراطي و معتدل را پذيرفته و بر طرد جبهه تندرو و افراطي خودشان تصريح مي‎كنند. اين چالش اساسي، در سال‎هاي آينده و با پيرتر شدن سران آن، خودش را بيش‎تر نشان خواهد داد. اين درحالي است كه جبهه انقلابيون با تربيت نسل جديدي از انقلابيون جوان به پيش مي‎روند.
3. گرفتارآمدن در رفاه طلبي و جداشدن از مردم
يكي ديگر از چالش‎هاي اساسي جبهه اصلاحات، گرفتار شدن اعضاي برجسته اين جبهه در مسابقه رفاه و اشرافي گري است؛ داشتن اين روحيه، موجب شده است كه آن‎ها از مردم كوچه و بازار فاصله گرفته و بيش‎تر به دنبال افزايش سرمايه و درآمدهاي بادآورده باشند تا خدمت به مردم و ارتباط گرفتن با آن‌ها، موضوع خانه‎ها مجلل و ماشين‎هاي ميلياردي و چند صد ميليوني و حقوق‎هاي نجومي در ميان اين جريان سياسي به امري عادي تبديل شده است و البته برخي اصول گرانماياني كه از تابلوي اصول گرايي، كسب قدرت و افزايش پول و ثروت را دنبال مي‎كرده‎اند امروز در كنار همان اصلاح طلبان قرار گرفته، مباني و اصول را به ثمن بخس دنيا فروخته اند. بي‎ترديد چنين گفتماني در ميان مردم پابرهنه و محروم جايي ندارد و در سال‎هاي آينده جايگاه خودش را به‎طور كامل از دست خواهد داد.
4. فرو ريختن تكيه گاه اين جبهه در داخل، فروريختن جبهه غرب به ويژه امريكا
بعداز شكست برجام و بدعهدي امريكايي‎ها و اروپايي‌ها، جريان مدعي اصلاحات تكيه گاه و پشتيباني خود را از دست داد و امروز ديگر نمي‎تواند از جريان غربي به‌عنوان يك راه نجات تبليغ كند. از اين رو، جرياني كه تنها راه پيشرفت را گذر از راه غرب مي‎دانست، امروز در برابر مردم هيچ حرف قابل قبولي براي ادامه حيات ندارد بلكه بايد پاسخگوي خسارت‎هاي سنگين ناشي از اعتماد بيجا به غرب باشد؛ اعتمادي كه موجب نابودي صنعت مهم هسته‎اي كشور و سقوط چندپله‎اي از جايگاه علمي كشور در جهان شد.
5. نداشتن برنامه قابل ارائه براي كشور و به ويژه براي حل معضل اقتصادي مردم
جريان اصلاحات كه سال‎ها زمام اداره كشور را بر عهده گرفته است متاسفانه تا كنون برنامه قابل ارائه‎اي نداشته و اكنون نيز براي 4 سال آينده كه زمام كشور را در دست دارند برنامه‎اي براي حل معضلات اقتصادي، كسب و كار، فرهنگي و منطقه‎اي و بين‎المللي ايران در اختيار ندارند.
6. شعار زدگي و دور شدن از حقائق جامعه
جريان مذكور طي سال‎هاي متمادي دچار آفت شعارزدگي شده و هر روز با شعار جديدي به صحنه آمده است ولي متاسفانه هيچ گاه نخواسته است با حقائق جامعه آشنا شود و در صدد حل مشكلات واقعي جامعه برآيد؛ از اين رو نسبت به آينده نمي‎تواند چشم انداز روشني نشان دهد. اين شعار زدگي موجب خستگي و كسالت مردم و كناره گيري شان از اين جريان سياسي شده است.
راهبردهاي آينده مدعيان اصلاح طلبي براي ماندن در قدرت
1. حفظ جريان اصلاح طلبي
2. تفكيك ميان اصلاح طلبان تندرو و مخالف نظام با اصلاح طلبان ميانه رو و معتدل
3. محكوم كردن تندروها و معتدل خواندن جريان اصلاح طلب فعلي
4. تشكيل ائتلاف بزرگ جبهه اعتدال ميان اصلاح طلبان معتدل و اصولگريان معتدل
5. پرهيز از درگيري با جريان انقلابي به تعبير آن‎ها «افراطي وتندرو» و حفظ آرامش در كشور.
6. اتحاد احزاب اصلاح طلب بر گرد محور واحد
7. ايفاي نقش اپوزيسيون نسبت به دولت فعلي و منسوب كردن آن به جريان اصولگرايي.
8. تلاش در جهت بر قراري رابطه با اتحاديه اروپا براي ايجاد اميد در داخل كشور.