صفحه سياسي

تأملي بر نقش پارادوكسيكال فرانسه؛ هم بازار و هم تهديد ايران!

 احمد صديقي

همان طور كه فرانسه نقش بسيار فعال و منفي را در شرايط مذاكرات هسته‎اي ايفا مي‎كرد، با همان تب و تاب فرانسوي‎ها در حال بازي كردن نقشي مشابه در قضاياي ساختگي موشكي و منطقه‎اي ايران هستند.

دو مورد و يك سوال

مورد اول: در حالي كه وزارت امور خارجه ايران طي بيانيه‎اي اظهار داشته كه هيچ دخالتي در امور لبنان ندارد، وزارت خارجه فرانسه روز دوشنبه مدعي شد، «عدم دخالت ايران در امور لبنان، شرطي مهم براي ثبات در منطقه است.»

مورد دوم: اخيرا امانوئل مكرون در امارات بيان داشته احتمال وضع تحريم‎هاي جديد عليه ايران وجود دارد. آگنه روماته اسپاين، سخنگوي وزارت خارجه فرانسه نيز روز دوشنبه گفت «همان‎طور كه مي‎دانيد اتحاديه اروپا در حال حاضر تحريم‎هايي عليه نهادهاي موشكي دخيل در برنامه موشك‎هاي بالستيك ايران اعمال كرده است.» سخنگوي دستگاه ديپلماسي فرانسه در ادامه گفته: «در صورت لزوم، مي‎توان تحريم‎هاي جديد [عليه برنامه موشكي ايران] وضع كرد.»

يك سوال: چرا فرانسوي‎ها اخيرا با مواضع سرسختانه عليه ايران محيط امتيازگيري را از هسته‎اي تغيير داده و به سمت موشكي و منطقه‎اي سوق داده اند؟ براي پاسخ ابتدا بايستي به بازيگري فرانسه در چند سال اخير در خصوص ايران و براي بر هم زدن نقش و نفوذ ايران در منطقه و به‎طور كلي تلاش براي امتيازگيري از ايران اشاره كرد. سپس بايستي به دلايل اين امر توجه داشت.

1. بازيگري پارادوكسيكال فرانسه؛ هم تسخير بازار و هم تهديد امنيتي ايران

فرانسوي‎ها در حالي كه تلاش مي‎كنند برخي بازارهاي ايران را در دست بگيرند، در عين حال از تلاش‎هاي خود براي مهار نفوذ ايران نيز دست بردار نيستند. نمونه بزرگ اين موضوع را مي‎توان در اتفاقاتي كه در توافق هسته‎اي با ايران، بعد از توافق، حضور منافقين در فرانسه، تلاش‎ها براي مذاكره مجدد با ايران، مساله سعد الحريري و... مشاهده كرد كه در زير به اين مسائل اشاره مي‎شود.

نخست، نشست‎هاي منافقين در پاريس

در حال و هوايي كه همين چند ماه پيش دكتر ظريف در سفر اروپا در تلاش بود تا نظر شركت‎هاي اروپايي را براي تجارت با ايران جلب كند و به ايتاليا، آلمان، و فرانسه سفر كرده بود، فرانسوي‎ها ميزبان نشست منافقين در پاريس بودند. اين موضوع نشان دهنده اين بود كه فرانسوي‎ها در عين حالي كه تلاش دارند بازار ايران را براي كسب منافع اقتصادي تسخير كنند به دنبال ايجاد موانع امنيتي براي تهران هستند. در همان برهه زماني بسياري اين سفر وزير امور خارجه را كم توجهي به مساله عزت ملي تعبير كردند. اگرچه خيل عظيمي از آمريكايي‎ها در آن نشست حضور يافتند، به گونه‎اي كه سه نماينده فعلي كنگره در آن نشست حاضر بودند و «تغييررژيم» كليد واژه تمام سخنرانان آمريكايي و غربي اين نشست بود، اما آن چه برجسته بود نقش و تاثيرگذاري فرانسه در اين زمينه بود.

دوم؛ حمايت‎هاي بي‎انتهاي فرانسه از اتهام استفاده از سلاح شيميايي توسط دولت سوريه

هر چند هفته‎اي يك بار خبري از فرانسه به خبرگزاري‎ها مخابره مي‎شود مبني بر اين‎كه دولت سوريه از سلاح شيميايي عليه غيرنظاميان استفاده كرده است. اين در حالي است كه همين فرانسوي‎ها به همراه متحدان آمريكايي خود، دمشق را از داشتن و انبار كردن سلاح‎هاي شيميايي ممنوع كردند و تحت بازرسي‎هاي سازمان ملل رژيم‎هايي براي خروج و بازرسي مواد شيميايي سوريه تعبيه نمودند. اخيرا دوباره اين موضوع برجسته شد و فرانسوي‎ها اتهام استفاده از سلاح شيميايي در منطقه «خان شيخون» را مطرح كردند. در حالي كه دمشق مي‎گويد اين وزير خارجه فرانسه است كه در آن بيانيه به دولت سوريه اتهام استفاده از سلاح شيميايي در حادثه «خان شيخون» را وارد كرده است. وزارت خارجه سوريه در اين خصوص تصريح كرد كه «در بيانيه فرانسه، به گزارش صادره از سوي مكانيزم تحقيق مشترك استناد شده؛ گزارشي كه با ارزيابي داخلي فرانسه از حادثه خان شيخون تطابق دارد. در واقع اين مكانيزم محصول همكاري مشترك سرويس جاسوسي فرانسه و گروه تروريستي جبهه النصره است و سرويس‎هاي جاسوسي آمريكا، انگليس و تركيه نيز در آن دخيل بوده‎اند و در آن بر گفته‎هاي تروريست‎ها استناد شده است.»

ماجراي خان شيخون در جنوب ادلب كه در فروردين ماه اتفاق افتاد با استنادات معارضان سوري و متعاقبا فرانسه تبديل به موضوعي جنجال برانگير عليه دمشق شد. بنا به گزارش‎ها در آن حمله بيش از 80 نفر كه بيش ترشان زن و كودك بودند، كشته و ده‎ها نفر ديگر زخمي شدند. بعد از اين حادثه بود كه ناوگان دريايي آمريكا به فرمان دونالد ترامپ، با بهانه قرار دادن حمله شيميايي دولت سوريه به خان شيخون، بيش از 50 موشك به پايگاه هوايي الشعيرات شليك كردند، حمله‎اي كه آن هم براي تهديد فضاي امنيتي محور مقاومت صورت گرفت.

سوم؛ فرانسه و ادعاي ارسال سلاح به يمن

طي روزهاي اخير وزارت خارجه فرانسه تأكيد كرد كه اين كشور موضع اخير آمريكا در مورد ايران و يمن را جدي مي‎گيرد. اين موضوع يعني تلاش جديد كشورهاي غربي به رهبري آمريكا و جنجال آفريني فرانسه براي تهديد ايران در جنوب خليج فارس. اخيرا نماينده فعال آمريكا در سازمان ملل مدعي شد كه نيروهاي يمني در ماه جولاي از موشك‎هاي ايراني «قيام» استفاده كرده‎اند. وي با استناد به اين ادعا كه اولين بار از سوي عربستان مطرح شد، گفت «تهران قطعنامه‎هاي شوراي امنيت سازمان ملل را كه ايران را از انتقال سلاح به خارج منع كرده‎اند، نقض كرده است.»

بعد از آن ماجرا «الكساندر جئورجيني» معاون سخنگوي وزارت خارجه فرانسه در واكنش به اين بيانيه هيلي، گفت: «ما شواهد و قرائن [ارائه‎شده از سوي] آمريكايي‎ها را جدي مي‎گيريم و پايبندي ايران به تمام قوانين بين‎المللي از جمله ممنوعيت انتقال سلاح بر اساس قطعنامه 2216 و 2231 شوراي امنيت سازمان ملل متحد را بسيار مهم مي‎دانيم.»

تلاش فرانسه براي تهديد شاخه‎هاي منطقه‎اي ايران در حالي صورت مي‎گيرد كه وزير خارجه فرانسه كه بناست طي روزهاي آتي به تهران سفر كند، بيان داشته ديدار چالش برانگيزي با همتاي ايراني خود خواهد داشت. «ژان ايو لو دريان» همچنين در حاشيه نشست شوراي امنيت اخيرا گفته «ما با ايران [در مورد موشك‎هاي بالستيك] و تلاش مستقيم و غيرمستقيم ايران براي ايجاد كانالي مستقيم تا خاورميانه، با ايران اختلاف‎نظرهاي عميقي داريم.»

اين موضوع نشان مي‎دهد كه فرانسه تلاش مي‎كند نقش منفي خود را در حوزه موشكي و در فضاي منطقه‎اي كه آمريكايي‎ها تلاش دارند ايران را به واسطه آن تحت تضييقات اقتصادي قرار دهند، بازي كند؛ نقشي كه يكبار ديگر يادآور سناريوها و نقش آفريني فرانسوي‎ها در مذاكرات هسته‎اي ايران با كشورهاي 5+1 است.

چرا فرانسه به دنبال بازيگري پارادوكسيكال در مقابله با ايران است؟

براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد به مذاكرات هسته‎اي ايران و كشورهاي ديگر نظري داشته باشيم. فرانسه يكي از كشورهايي بود كه در مذاكرات ژنو و لوزان تمام تلاش خود را كرد كه موضعي بسيار سرسختانه نسبت به ايران اعلام دارد، حتي در سال 1392 كه زمينه‎ها براي حصول توافق فراهم بود، يكي از موانع اصلي همين فرانسوي‎ها بودند. برخي از كارشناسان حتي بر آن بودند كه فرانسه در حال بازي يك نقش نيابتي به نيابت از عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي در مذاكرات است. اين ماجرا صرفا در ژنو هم عملي نشد و فرانسوي‎ها حتي در لوزان نيز اين نقش خود را عملياتي كردند.

بنا به گزارش روزنامه آمريكايي وال‎استريت‎ژورنال، ديپلمات‎هاي فرانسوي در لوزان، علناً آمريكا و ساير اعضاي 1+5 را تحت فشار قرار داده‎ بودند تا قبل از فرارسيدن موعد 31 مارس از دادن امتياز به ايران در موضوعات اساسي به ويژه سرعت رفع تحريم‎هاي شوراي امنيت سازمان ملل به ايران خودداري كنند. همچنين لوران فابيوس(وزير خارجه معروف فرانسوي‎ها براي ايران كه سالهاي شناخت از او با ماجراي ارسال خون‎هاي آلوده در سه دهه پيش نقل محافل بود) با هيئت مذاكره‎كننده اين كشور در لوزان تماس مي‎گرفت و به آن‎ها گوشزد مي‎كرد توافقي كه اجازه كاهش سريع تحريم‎هاي شوراي امنيت را به ايران بدهد غيرقابل قبول است.

در خصوص رفتارهاي فرانسوي‎ها نسبت به ايران توجه به چند مساله حائز اهميت است، نخست اين‎كه فرانسوي‎ها به ايران به‌عنوان يك بازار مصرف براي كالاهاي خود مي‎نگرند، بعد از توافق هسته‎اي با ايران، فرانسوي‎ها اولين شركت‎هايي بودند كه وارد ايران شدند، قراردادهاي كلاني كه شركت‎هاي پژو، رنو، ايرباس و... با ايران منعقد كردند نشان دهنده اين موضع است كه فرانسوي‎ها به صورت بسيار همه جانبه وارد بازار ايران شده اند. اين موضوع در حالي است كه فرانسوي‎ها از ديگر سو به دنبال گرم ماندن بازار سلاح منطقه غرب آسيا نيز هستند، نگاهي به قراردادهاي تسليحاتي كه فرانسوي‎ها با عربستان و امارات منعقد كرده‎اند نشان مي‎دهد كه آن‎ها شديدا به دنبال گرم ماندن اين بازار هستند.

روي ديگر رفتار فرانسوي‎ها نسبت به ايران اين است كه ايران نبايد بتواند حجم وسيعي از نفوذ معنوي را در سطح منطقه‎اي داشته باشد. دليل و چرايي اين موضوع را بايد در سياست‎هاي حمايتي فرانسوي‎ها از رژيم صهيونيستي دنبال كرد. از نظر فرانسوي‎ها توازن قدرت در منطقه غرب آسيا نبايستي به نفع ايران و به ضرر متحدان منطقه‎اي پاريس از جمله رژيم صهيونيستي و عربستان ساخته شود و به همين واسطه امنيت رژيم صهيونيستي نبايد توسط ايران مورد تهديد واقع شود و اين موضوع بايد در سياست‎هاي اعمال فشار بر ايران مورد توجه قرار گيرد.

پاسخ وزير سابق مسكن به جهانگيري:
اگر واحد‎هاي مسكن مهر در كرمانشاه نبود ابعاد فاجعه وحشتناك بود / پرداختن به تسويه حساب سياسي دور از جوانمردي است

وزير سابق راه و شهرسازي به اظهارات معاون اول رييس‎جمهوري درباره پروژه‎هاي مسكن مهر مناطق زلزله زده واكنش نشان داد.

به گزارش خبرگزاري تسنيم، در پاسخ علي نيكزاد وزير سابق راه و شهرسازي آمده است:

"انا... و انا اليه راجعون"

اتفاق ناگوار زلزله اخير غرب كشور، سبب تاسف عميق اين جانب گرديد. ضمن عرض تسليت و تعزيت به مردم عزيز ايران اسلامي و بخصوص مردم غيور و شريف غرب كشورمان و خانواده‎هاي عزادار جانباختگان و مجروحين ناچارم مطالبي را به استحضار مردم عزيزمان برسانم.

1- در حالي كه همه نيروهاي لشكري و كشوري، امدادي و سايرين مشغول امداد و نجات و اسكان موقت زلزله زدگان هستند، برخورد سياسي و جناحي و غير اخلاقي، جفا در حق مردم و زلزله زدگان مي‎باشد و سياسيون از آب گل آلود ماهي ميگيرند.

2- مسكن مهر، طرحي ملي و مبتني بر قانون ساماندهي و توليد و عرضه مسكن(مصوب مجلس شوراي اسلامي) مي‎باشد كه در چارچوب مقررات و ضوابط فني و با نظارت سازمان نظام مهندسي و براساس پروانه‎هاي صادره از سوي مراجع ذيصلاح و توسط پيمانكاران و انبوه سازان و سازندگان و تعاوني‎ها احداث گرديده است و براساس آمارهاي صحيح و دقيق هيچ موردي از تخريب سازه ساختمان‎هاي مسكن مهر در اين زلزله ارائه نگرديده است و تنها در مواردي تخريب ديوارهاي جانبي و ديوارهاي داخلي تعدادي از ساختمان‎ها كه(توسط شركت تعاوني مشاغل آزاد احداث گرديده) گزارش گرديده است كه در جاي خود لازم است بررسي و علت يابي گردد.

3- اين‎كه معاون اول محترم رييس جمهور بر خلاف واقعيت اعلام نمايد كه اكثر خانه‎هاي تخريب شده مربوط به مسكن مهر است بسيار تاسف آور و پرداختن به اغراض سياسي در چنين شرايط بحراني دور از شان مقامات عالي رتبه كشور است و در اولين ساعات وقوع زلزله بدون حضور ميداني چطور به اين نكته كارشناسي رسيده است؟ جاي بسي تعجب و حيرت است.

4- از مجموع 88840 واحد مسكن مهر شهري و روستايي احداثي در استان كرمانشاه در دولت نهم و دهم تنها ديوارهاي تعدادي از واحدهاي مسكوني دچار آسيب گرديده و اين در حالي است كه درهمين منطقه تعداد قابل توجهي از واحدهاي مسكوني تخريب گرديده و فرو ريخته است و اشاره مقامات رسمي دولت به عموميت تخريب‎ها در مسكن مهر دور از واقعيت است.

5- بنابر آمارهاي رسمي از مجموع 432 عزيزي كه در اين حادثه دلخراش جان باخته اند، تنها 2 نفر از ساكنين واحدهاي مسكن مهر بوده‎اند و بزرگنمايي برخي افراد نسبت به تلفات و خسارات ناشي از مسكن مهر جاي تاسف دارد در اين حادثه با توجه به اين‎كه بالغ بر 30500 واحد شهري و روستايي تخريب شده است اگر گفته معاون اول صحيح مي‎باشد بايد عمده تلفات در مسكن مهر مي‎بود آيا اين چنين است؟

6- با وجود شدت 7.3 ريشتري زلزله از اين منطقه، با عنايت به نوسازي 37000 واحد مسكن روستايي در دولت نهم و دهم، خوشبختانه تلفات و خسارات ايجاد شده در روستاها به حداقل رسيده است اگر بازسازي مسكن‎هاي روستايي در دولت نهم و دهم در استان كرمانشاه نبود تكرار غم بار تلفات زلزله بم با 6.5 ريشتر بيش از 26 هزار جانباخته و ده‎ها هزار مجروح دور از انتظار نبود

7- متاسفانه معاندان و مغرضان با انتشار تصاوير خرابي‎هاي ايجاد شده توسط تروريست‎ها در سوريه و مصر در تلاش هستند تا اين خرابي‎ها را به مسكن مهر نسبت دهند كه انتظار مي‎رود دستگاهاي مسؤول با روشنگري از اين اقدام غير اخلافي ممانعت نمايند.

8- دولتمردان بدانند كه از عمر دولت شان نزديك به 5 سال گذشته است به جاي پاس دادن همه ي نابساماني‎ها به دولت گذشته از عملكرد خودشان بگويند و رئيس محترم دولت هم بداند پروژه اعلامي تان در كرمانشاه را تعاوني مسكن مشاغل آزاد ساخته است نه دولت قبلي، دولت قبل تسهيلات ارزان قيمت و زمين ارزان به افراد واجد شرايط طبق قانون واگذار نموده است. آيا اگر 88840 واحد مسكن مهر شهري و روستايي ساخته نمي‎شد و مردم در ساختمان غيرمسكن مهر و غير مقاوم اسكان مي‎يافتند ويراني آن مسكن‎ها فاجعه مصيبت بار بر مردم به وجود نمي‎آورد؟

9- اكنون زمان تمركز بر امداد و نجات و رساندن آب و برق تامين نيازهاي اوليه زلزله زدگان عزيز از جمله پتو و غذا و پوشاك و لوازم گرمايشي مي‎باشد و پرداختن به تسويه حساب‎هاي سياسي دور از جوانمردي است.

ان شاء ا... خداوند با همه ما با نيات و اعمالمان رفتار كند و مردم بزرگ ايران را از اين امتحان سر بلند بيرون آورد.

سياستمداران محترم، لطفاً در مورد چيفتن پاسخگو باشيد!

در آستانه سفر بوريس جانسون به ايران اعلام شد لندن پذيرفته است حكم دادگاه در مورد بدهي‎اش به ايران مربوط به خريد تانك‎هاي چيفتن در سال‎هاي منتهي به انقلاب اسلامي را اجرا كند، بخشي از تانك‎هايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به تهران تحويل نشد و لندن قول و قرارهايش را فراموش كرد.

تانك چيفتن در كنار همه حواشي كه در زمان خريد و البته الان در بحث بازگرداندن سرمايه بلوكه شده به كشور دارد، در ميدان رزم هم آنچنان تانك قابلي نبود. يك تانك به صورت معمول بايد سه فاكتور قدرت آتش، حفاظت و تحرك را در اختيار داشته باشد و درباره اين تانك بايد اين گونه گفت كه چيفتن تانكي بود كه نه از نظر حفاظت و نه از نظر تحرك وضعيت جالبي نداشت.

موتور اين تانك مشكلات فراواني را در سال‌هاي جنگ براي ايران به وجود آورده و تجربه رزمي نيز نشان داد كه در برابر بسياري از تسليحات ضد زره بعثي‎ها هم شديدا آسيب پذير است؛ البته توپ تانك چيفتن سلاحي پرقدرت و دقيق بود. توپ خان دار L۱۱A۵ با كاليبر ۱۲۰ ميلي متري اين تانك شايد در زمان خود حداقل در جهان غرب بهترين توپ تانك بود ولي نبود دو مولفه ديگر در چيفتن باعث شد كه يگان‌هاي زرهي ايران در طول جنگ ضربات سنگيني را بابت استفاده از آن دريافت كنند.

در حقيقت علاوه بر مشكلات مهمي كه در قرارداد خريد و تحويل اين تانك وجود داشت، محصول ارائه شده نيز نه قابل اتكا و نه مزيتي براي نيروي زميني ارتش كشورمان محسوب مي‎شد.

به نوشته مشرق، گذشته از اين افسوس‎ها، حالا بحث بر سر دو قرار داد ديگر است كه مي‎تواند مبلغ بدهي دولت بريتانيا را مشخص كند:

* يكي خريد ۱۲۵ تا ۱۸۷ تانك چيفتن كه پول آن قطعاً پرداخت شده و به احتمال زياد هيچ كدام از آن‎ها پس از انقلاب تحويل نشد. اين را حتي مؤسسه صلح استكهلم نيز كه از مؤسسات معتبر بين‎المللي در زمينه آمار تسليحات نظامي است، تأييد مي‎كند.

* دومي هزينه تحقيق و توسعه تانك چلنجر كه قرار بود به سفارش ايران ساخته شود (و ساخته هم شد اما به ايران تحويل داده نشد)؛ برخي اسناد نشان مي‎دهد هزينه اين قرارداد نيز پيش از انقلاب از سوي رژيم پهلوي پرداخت شده است.

خبر رويترز در همان سال‎ها نشان مي‎دهد مبلغ قرارداد دوم براي بهسازي تانك چيفتن، ۸۷۵ ميليون پوند بوده است كه مشخص نيست پرداخت شد يا نه.

بنابر اين در اين دو مورد چند ابهام وجود دارد كه لازم است براي مردم ايران، شفاف‎سازي شود:

۱- دقيقاً در آن سال‎ها چه ميزان پولي در قرارداد اول به بريتانيا پرداخت شده است؟

۲- آيا براي قرارداد دوم پولي به بريتانيا پرداخت شده است يا خير؟

۳- مبالغي كه آقاي بعيدي‎نژاد سفير كشورمان در بريتانيا مطرح كرده است (بدهي ۱۰۰ ميليون پوندي كه با احتساب سود آن مجموعاً به ۴۵۰ ميليون پوند رسيده است)، آيا فقط شامل قرارداد اول مي‎شود؟ از آن جا كه دادگاه لاهه بريتانيا را به تعيين رقم نهايي بدهي با سود و فرع آن كرده بود، آيا منظور ايشان از بدهي ۱۰۰ ميليوني اوليه همان حكم دادگاه لاهه در ۲۰۰۱ ميلادي و منظورشان از ۴۵۰ ميليون، حكم دادگاه عالي بريتانيا است؟

۴- چرا مبلغي كه بوريس‎جانسون اخيراً اعلام كرده است (بدهي ۳۰۰ ميليون پوندي به ايران) با آن چه آقاي بعيدي‎نژاد از آن سخن مي‎گويد متفاوت است؟ كدام يك قرار است به ايران تحويل شود؟ اگر قرار است ۴۵۰ ميليون پوند واريز شود، مابه‎التفاوت آن يعني ۱۵۰ ميليون پوند به چه مسأله‎اي ارتباط دارد؟

۵- گفته مي‎شود به جز اين دعواي حقوقي، حدود يك ميليارد پوند ديگر از دارايي ايراني‎ها در بريتانيا بلوكه است. آن مبلغ به چه پرونده‎هايي مرتبط است؟

منابع:

https://www.theguardian.com/politics/۲۰۱۷/nov/۱۶/uk-hopes-to-end-long-legal-dispute-with-iran-over-۱۹۷۶-arms-deal

http://www.independent.co.uk/news/uk/home-news/the-mod-the-arms-deal-and-a-۳۰-year-old-bill-for-pound۴۰۰m-۱۹۵۲۹۷۲.html

https://www.sipri.org

http://www.tabnak.ir/fa/news/۷۴۸۲۳۶

تأملي در رفتارهاي دور از شرافت اين روزها

يك هفته از زلزله مهيب كرمانشاه مي‎گذرد؛ زمين‎لرزه‎اي كه نه تنها در نيمي از كشور، بلكه در كشورهاي تركيه و عراق و كويت و عربستان و لبنان و اردن و فلسطين ‎اشغالي و جمهوري آذربايجان و ارمنستان و گرجستان احساس شد و بزرگ‎ترين زلزله جهان در سال ميلادي جاري نام گرفت. بلافاصله دو حركت در قبال اين مصيبت بزرگ شكل گرفت؛ يك حركت، بسيج مسؤولانه نهادها و مردم براي امدادرساني به زلزله‎زدگان بود كه روح همدلي و تعاون را در كشور تقويت كرد. حركت دوم اما رويكرد نامسؤولانه‎اي بود كه كوشيد اين مصيبت را دستمايه موج‎سواري‎هاي سياسي و فراتر از آن، ضد امنيت ملي قرار دهد.

1- كافي است اين زلزله 7/3 ريشتري را با زلزله‎هاي مشابه يا به مراتب خفيف‎تر بم و رودبار مقايسه كنيم كه مجموعا 76 هزار كشته برجاي گذاشت. اين بار هم مي‎شد به جاي 430 نفر، مثلا 43 هزار نفر قرباني شوند. البته جان يك نفر هم مهم است و بايد تدابيري انديشيد كه تلفات و خسارات چنين بلايايي باز هم كمتر شود. اما انصاف اين است كه بگوييم در اثر بازسازي هزاران بافت فرسوده در مناطق محروم و روستايي و از جمله احداث مسكن مهر، تلفات زلزله به يك صدم يا يك نودم ماقبل بازسازي در مناطق مشابه كاهش يافته است. اين قضاوت درست و منطبق بر واقع، اگر از سوي برخي مديران دولتي يا رسانه‎ها عنوان مي‎شد، قطعا كمك به التيام دل‎هاي داغدار مردم بود، اما برخي از آن‎ها مسيري كاملا برعكس و سؤال برانگيز را برگزيدند.

2- هنوز پس‎لرزه‎هاي زلزله ادامه داشت كه به فاصله چند ساعت، جنجال عليه مسكن مهر كليد خورد و آقاي جهانگيري بدون كم‎ترين امكان بررسي ادعا كرد «اكثريت خانه‎هاي ويران‎شده، مسكن مهر بوده‎اند»! سپس آقاي روحاني در سرپل ذهاب گفت مقصران ساخت مسكن‎هايي كه به شكل دولتي ساخته شده و در زلزله با مشكل مواجه شدند، بايد شناسايي و به مردم معرفي شوند. گويا پاي سناريويي با محوريت فرافكني يا تسويه حساب با دولت سابق(اسبق) در ميان بود اما رسانه‎هاي زنجيره‎اي ضدانقلاب بهره‎برداري ديگري از اين موضع‎گيري كردند: سياه‎نمايي عليه يكي از خدمات نظام به 10 ميليون نفر از طبقات محروم. ظلم بزرگ آن بود كه نگفتند اگر 88 هزار خانه فرسوده در منطقه، نوسازي و بازسازي نشده بود، به جاي 430 كشته، چند ده هزار نفر در زلزله قرباني مي‎شدند.

3- به فرض غلط كه ادعاي دو مدير ارشد دولت درست بود؛ آيا جز اين است كه 5700 واحد مسكن مهر با نظارت مديران دولت يازدهم در كرمانشاه ساخته شده و در بهمن 1394(در آستانه انتخابات مجلس دهم) تحويل مردم شده بود؟ چرا تا اين حد، از مسؤوليت‎پذيري شانه خالي مي‎كنند؟ آيا بر اساس اصول روانشناسي نمي‎توان نتيجه گرفت كه آنها به‎خاطر فرافكني مسؤوليت، هنوز رشد و كفايت شخصيتي پيدا نكرده‎اند؟ مگر فاز دوم بيمارستان اسلام‎آباد غرب، در همين دولت ساخته نشده و توسط وزير بهداشت افتتاح نشده بود؟

4- جنگ اعصاب با مردم، به مسكن مهر محدود نماند. شبكه رسانه‎اي آلوده، مجادله و شبهه‎افكني را به حوزه‎هاي ديگر هم كشاندند. از جمله مدعي شدند مردم به هلال احمر اعتماد ندارند و بايد كمك‎هاي خود را شخصا به زلزله‎زدگان برسانند. يا اين‎كه به القاي شكاف و تقابل ميان ارتش و سپاه دامن زدند. و مضحك‎تر اين‎كه پس از همه اين تحركات، درباره كاهش سرمايه اعتماد اجتماعي و عدم تاب‎آوري عمومي ابراز نگراني كردند!

5- وقتي راننده خدوم و غيور بوكاني حين امدادرساني فوت كرد، بلافاصله خيز برداشتند تا در آتش تفرقه شيعه و سني و كرد و غير كرد بدمند. همچنين وقتي ستوان‎يكم ارتشي «حسن نيرپور» در مسير امدادرساني به زلزله‎زدگان جان باخت، كانال‎هاي وطن‎فروشي مثل كلمه(فراريان فتنه سبز و مقيم پاريس) و آمد نيوز و... از غيرت دم زدند و نوشتند «حججي فداي بشار اسد در سوريه شد و نيرپور فداي مردم ايران شد؛ اين كجا و آن كجا؟»!

6- وقتي محسن حججي(قهرمان يك ملت) را نشانه مي‎گيرند، دم خروس جماعت نقابدار بيرون مي‎زند. معلوم مي‎شود كه از نابودي داعش(پهلوان پنبه‎هاي رعب‎افكني نيابتي آمريكا و آل‎سعود و اسرائيل) عصباني هستند. شهيد حججي، در همان راه غيرت و شرافتي جان باخت كه ستوان‎يكم «حسن نيرپور». اين فداكاران را با بي‎غيرت‎هايي كه وطن‎فروشي كردند، چه كار؟! محسن حججي قبل از آن‎كه لباس مدافع حرم بر تن كند، در اردوهاي جهادي مناطق محروم، به خدمت‎رساني مشغول بود. امثال شهيد بلباسي و ده‎ها شهيد ديگر مدافع حرم نيز قبلا در اردوهاي‎سازندگي مناطق محروم و امداد رساني به سيل زدگان گيلان و مازندران و زلزله‎زدگان ورزقان و... تمرين مجاهدت كرده بودند. مردم، تاثر شديد اهالي يكي از همين روستاهاي محروم پس از شنيدن خبر شهادت شهيد حججي را به‎خاطر دارند كه براي جنگيدن با قاتلان شهيد حججي اعلام آمادگي مي‎كردند. از طرف ديگر بايد پرسيد مگر غيورمردان ارتش، در نبرد با تروريست‎هاي داعش جانفشاني ننمودند و در راه دفاع از حرم اهل بيت، شهيد تقديم نكردند؟!

7- شما بگوييد؛ درباره اين قبيل رفتارهاي به دور از شرافت چه بايد گفت. اگر كسي اين قبيل تحركات مسموم را مذمت و لعنت كرد، سزاوار اعتراض و هياهوست؟ مي‎گويند «دزد نابكاري به مسجد رفته و سرگرم دزدي بود. نمازگزاري از راه رسيد و با عصبانيت فرياد زد؛ ‎اي رذل نابكار تف بر تو كه از مسجد دزدي مي‎كني؟ لعنت بر تو! اما دزد كه در حال جمع كردن فرش‎ها بود، قيافه آدم‎هاي غيرتي شده را به خود گرفت و گفت در خانه مقدس خدا تف مي‎اندازي؟! صبر كن كارم تمام شود؛ نشانت مي‎دهم تف انداختن در مسجد يعني چي»!

8- مقدمه فتنه‎انگيزي، غبارآلود كردن فضا، به هم زدن مرز حقيقت و دروغ، و سلب قدرت تشخيص از مردم است. اردوگاه دروغ از هيچ چيز براي مشتبه كردن امور بر مردم دريغ نمي‎كنند؛ حتي اگر مصيبت تلخي مانند زلزله باشد. آن‎ها البته سابقه دارند و برخي از همان‎ها، پيش از اين ثابت كردند كه به خيال موهوم كسب غنيمت اندك، از سواري دادن به دشمنان ملت ايران دريغ نمي‎كنند.

9- حسنين هيكل روزنامه‎نگار ارشد مصري تيرماه 1388 در گفت‎و‎گو با شبكه الجزيره خبري قابل تامل را بازگو كرد؛ «فقط دو روز مانده به انتخابات رياست جمهوري ايران، 18 هزار پيام با موضوع تقلب و ضرورت اعتراض به آن در اينترنت و شبكه توئيتر منتشر شد كه بعدها مشخص شد اين پيام‎ها از سوي كاربراني در اسرائيل توئيت شده‎اند. اسرائيل با سقوط رژيم پهلوي نفوذ خود را از دست داد و به دنبال بازيابي آن نفوذ است. ايران به گونه‎اي كه انتظار نمي‎رفت، مورد هدف و حمله قرار گرفت اما با وجود ناآرامي پديد آمده، يكپارچه و منسجم است. اين، يك جنگ بدون مرز عليه ايران است. هزاران سايت اينترنتي قبل و بعد از انتخابات ايران فعال شدند و هدف آن‎ها ايجاد التهاب و تحريك به آشوب بود. كنگره آمريكا 400 ميليون دلار براي براندازي در ايران اختصاص داد».

10- مديرعامل سرويس ميكروبلاگ توييتر در خرداد 1390، با حكم باراك اوباما به‌عنوان عضو كميته مشاوران مخابراتي امنيت ملي آمريكا(NSTAC) منصوب شد. مدير توييتر همچنين ارديبهشت 1391 با هيلاري كلينتون وزير خارجه وقت آمريكا ملاقات كرد. «ديك كستالو» اين خبر را در حساب كاربري خود در توييتر، به اين شكل منتشر كرد: «لذت ديدار امروز با كلينتون و تيم توييتر وزارت امور خارجه». فصل 24 كتاب خاطرات هيلاري كلينتون با عنوان «انتخاب‎هاي سخت»(HARDCHOISES) به ديپلماسي نفوذ در عصر ديجيتال مي‎پردازد. او در خاطرات خود مربوط به آشوب سال 1388 مي‎نويسد «در ژوئن 2009 و همزمان با اعتراضات جنبش سبز در ايران، توييتر قصد داشت به منظور انجام تعميرات دوره‎اي براي مدت زمان كوتاهي خدمات جهاني خود را محدود كند كه دقيقا نيمه روز در تهران بود. بلافاصله ضمن ارتباط با مديران توييتر، هشدار داديم كه محدود ساختن خدمات توييتر در آن بازه زماني چه ضربه‎اي به فعالان جنبش در ايران وارد مي‎كند. در نتيجه توييتر برنامه تعميرات خود را به تعويق انداخت».

11- به‎خاطر بياوريم كه كاسپين ماكان نامزد - و متهم به همراهي در ترور- مرحومه ندا آقاسلطان، چگونه در سناريوي شبكه دولتي انگليس براي بنزين ريختن در آتش آشوب سال 1388 نقش‎آفريني كرد و سپس به تل‎آويو رفت و با سران رژيم صهيونيستي ملاقات كرد و مورد تمجيد قرار گرفت. او يكي از صدها وطن‎فروشي بود كه به خدمت موساد و پياده‎نظام ارتش اسرائيل در آمده بودند؛ چنان‎كه نتانياهو و شيمون پرز درباره‎شان گفتند «جنبش سبز، سرمايه بزرگ اسرائيل است» و «جنگ با ايران از داخل مرزهاي ايران آغاز مي‎شود». شبكه مزدوراني كه به تعبير مايكل لدين(مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا) از بيست سال قبل از آشوب نيابتي 88 فراهم شده بودند، در آن فتنه از هم پاشيد اما مثلث جاسوسي سيا و موساد و آم‎آي‎سيكس مي‎كوشند شبيه همان را به واسطه شبكه‎سازي در فضاي مجازي بازسازي كنند.

12- در اين ميان سؤال مهم اين است كه چرا برخي سياسيون و مديران دولتي ولو به‎خاطر تسويه حساب‎هاي سياسي حاضرند، با آن شبكه اصالتا مزدور و وطن‎فروش هم‎پوشاني پيشه كنند؟ به نظر مي‎رسد اين مديران، چون كارنامه درخوري ندارند تا در ازاي انبوه وعده‎هاي سررسيد شده به مردم عرضه كنند، از هر حاشيه‎سازي و مجادله‎اي كه افكار عمومي را از مطالبات بحق دور كند، استقبال مي‎كنند. اين‎جا همان موقعيت خطرناكي است كه مرزبندي با شبكه رسانه‎اي ضد انقلاب و جبهه عمليات رواني وابسته به «سيا، موساد و ام‎اي سيكس انگليس» مخدوش مي‎شود. در صورت تداوم اين هم‎پوشاني، قطعا بي‎غيرتي اتفاق افتاده است. از همان نوع كه آيت‎ا... جوادي آملي(حفظه‎ا... تعالي) فرمودند «در فرهنگ قرآني غيرت را سه عنصر معرفت، هويت و غيرزدايي تشكيل مي‎دهند؛ غيرزدايي به اين معنا است كه اجازه ندهيم بيگانه به حريم ما نفوذ كند. بيگانه را در حريم خود راه دادن با غيرت سازگار نيست... كساني كه راه نفوذ بيگانگان را در فضاي اقتصادي و يا سياسي به روي كشور مي‎گشايند، از غيرت اقتصادي و يا سياسي برخوردار نيستند و [... ] هستند.».

13- برخي دولتمردان تمامي مرزهاي منطق را درنورديده‎اند. منطقيون مي‎گويند «تعريف» بايد ضمن اين‎كه مانع اغيار است، در اصل جامع افراد و مصاديق موضوع مورد معرفي(معرَّف) باشد. اما اين مديران و عقبه رسانه‎اي آن‎ها به جاي معرفي و عرضه كارنامه خود، به‌عنوان يك راهبرد، دائما در عملكرد دولت قبل، دبير قبلي شوراي عالي امنيت ملي(متولي مذاكرات)، شهردار پيشين، قوه قضائيه، شوراي نگهبان، سپاه پاسداران، جريان حزب‎اللهي پاي كار انقلاب يا مدافعان حرم و قبيل اين‎ها خدشه كرده و مورد تخطئه قرار مي‎دهند. نوعي فاصله‎گذاري و تمايزطلبي افراطي در حد «غير تراشي» از اركان قانون اساسي و خدمتگزاران كشور! اما وقتي اصطلاحا به پرسش درباره آورده و كاركرد ايجابي خود آن‎ها به‌عنوان تعريف آن مي‎رسيم، غالبا با بحران موجودي و پاسخ مواجه هستيم. مثلا؛ چهار سال است كه افكار عمومي بمباران ذهني مي‎شود مبني بر اين‎كه مسكن مهر مزخرف است. مصيبت زلزله و عزاي مردم را هم فرصت و غنيمت انگاشتند و بي‎محابا و بدون بررسي، حمله كردند. اما نمي‎گويند كه در اين 4 سال جز غر زدن و ناسزا به مسكن مهر گفتن، كدام فعاليت اندك را در خدمت صاحب خانه شدن مردم انجام داده‎اند؟ آيا اين روش مديريت مبتني بر انكار يا سياه‎نمايي مطلق خدمات پيشينيان بدون اين‎كه چيزي به جايش گذاشته باشند، چيزي جز خسارت و عقبگرد است؟

محمد ايماني

حوادث طبيعي را بهانه تسويه حساب هاي سياسي نكنيم

 دكتر محمد ملك زاده

يكي از معضلات مهم گسترش فضاي مجازي در بعد سياسي، سرازير شدن سيل اتهامات، دروغ پردازي‎ها و يا اظهار نظرهاي غير كارشناسي در زمان وقوع حوادث طبيعي و غير آن مي‎باشد. پس از وقوع زلزله مصيبت بار اخير در غرب كشور، بار ديگر شاهد اين معضل اجتماعي و نگرش‎هاي برآمده از نگاه سياست زده گروهي از افرادي بوديم كه همواره به دنبال سوء استفاده از فرصتي مي‎گردند تا با پشت پا زدن به تمام مسائل اخلاقي و انساني، و سوء استفاده از جهل مخاطبان به تسويه حساب سياسي بپردازند. در اين ميان گروه مزبور براي رسيدن به مقصود خويش از ارائه هيچ گونه دروغ گويي، سند سازي و تحليل‎هاي نادرست نيز ابايي نداشتند و به يكباره سيل عكس‎ها و فيلم‎هاي جعلي و سخنان دروغ در راستاي اثبات اغراض نادرست سياسي در فضاي مجازي منتشر گرديد. از جمله اين اهداف سياسي اثبات نادرست بودن عملكرد دولت نهم و دهم در خصوص مسكن مهر بود كه در زمان خود توانست بيش از دوازده ميليون نفر از اقشار كم درآمد و بي‎خانه را صاحبخانه نمايد. پشتوانه تمام اظهار نظرهاي غير كارشناسي درباره مسكن مهر در زلزله‎ چند روز اخير در غرب كشور كه علاوه بر مردم مصيبت‎زده آن سامان، همه مردم ايران را عزادار كرد، اسناد و مداركي بود كه اغلب دروغ و جعلي و يا ارائه بخشي تقطيع شده از واقعيت بود. اين در حالي است كه شواهد فراوان و نظرات كارشناسان واقعي و بي‎طرف نشان مي‎داد در زلزله بزرگ اخير كه بيش از هفت ريشتر قدرت داشت در مجموع مسكن مهر توانسته نمره قابل قبولي كسب نمايد. به چند دليل:

1-با وجود تعداد قابل توجه ساختمان‎هاي مسكن مهر در نقاط مركزي زلزله و سكونت جمعيت كثيري در آن‌ها، تعداد افراد آسيب ديده در مقايسه با تلفات ساختمان‎هاي ديگر بسيار اندك بود.

2-در زلزله‎هاي مهيب و پر قدرت كارشناسان انتظار ندارند كه هيچ آسيبي به ساختمان‎ها وارد نگردد بلكه ملاك ارزيابي كارشناسان، ميزان استحكام و مقاومت ساختمان در برابر زلزله و عدم فرو ريختن سازه و اسكلت بنا مي‎باشد تا به ساكنان آسيب جدي نرسد؛ كما اين‎كه ميزان امنيت يك ماشين در تصادفات بزرگ حفظ جان سرنشينان است نه عدم وارد شدن خسارت به ظاهر ماشين.

3-در زلزله بزرگ اخير در غرب كشور، آسيب‎هاي وارد شده به ساختمان‎هاي مسكن مهر و مردم ساكن در آن‎ها به رغم تبليغات نادرست در فضاي مجازي، بسيار ناچيز بود. آقاي وحيد حقانيان معاون پيگيري‎هاي ويژه دفتر مقام معظم رهبري و بسياري از مسؤولان و شاهدان ديگر كه از مناطق زلزله زده در سر پل ذهاب بازديد داشتند به اين موضوع تاكيد نموده‎اند. به گفته اين شاهدان، اسكلت‌ها، سقف‎ها و كليت غالب ساختمان‎هاي مسكن مهر در زلزله پر قدرت اخير پابرجا مانده و فقط آسيب‎هايي به بنا و ديوارهاي جانبي وارد شده است. اين امر سبب گرديد تا آمار تلفات و آسيب‎ها به ساكنان اين ساختمان‎ها به شدت كاهش يابد و بيش‎تر تلفات مربوط به ساختمان‎هاي ديگر گزارش شده است.

نكته آخر اين‎كه به هر حال انتظار مي‎رود ساختمان‎هايي كه زير نظر كارشناسان فني بنا گرديده‎اند از استحكام لازم در برابر حوادث طبيعي برخوردار باشند و چنان چه قصور يا تقصيري در اين زمينه وجود داشته باشد حتما لازم به پيگيري است اما اين موضوع نبايد با اظهار نظرهاي غير كارشناسانه و صرفا با هدف تسويه‎هاي حساب‎هاي جناحي و اغراض سياسي همراه گردد تا علاوه بر تلخي مصيبت زلزله و بحران‎هاي ناشي از خسارات وارده، بحران جديدي بر مردم عزادار و مصيبت زده وارد نگردد.

مفتي اعظم آل‎سعود:
قتل صهيونيست ها حرام و جنبش حماس يك گروه تروريستي است!

«عبدالعزيز بن عبدا... آل‎شيخ‎التميمي» مفتي كل سعودي‎ها، با صدور فتوايي، جنگ عليه صهيونيست‎ها و كشتن آن‎ها را حرام دانست و در مقابل، جنبش مقاومت اسلامي فلسطين «حماس» را يك گروه تروريستي برشمرد و مدعي شد كه حماس به فلسطيني‎ها و مسجدالاقصي آسيب مي‎رساند.

اين مفتي كه در سال 1999 توسط «فهد» پادشاه پيشين عربستان، مفتي اعظم شده است، قبلا نيز عليه جنبش حزب‎ا... لبنان فتوا داده بود.

فتواي جديد اين مفتي كه به «آل‎شيخ» معروف است، به قدري مايه شادماني صهيونيست‎ها شد كه «ايوب فرا» وزير ارتباطات رژيم صهيونيستي، از وي دعوت كرد به اسرائيل سفر كند.

«افرا» در توئيتر خود نوشت: «از فتواي عبدالعزيز آل‎شيخ عليه جنگ و كشتار يهوديان و اين‎كه حماس يك گروه تروريستي است، استقبال مي‎كنيم.»

اين وزير رژيم صهيونيستي از آل‎شيخ دعوت كرد به سرزمين‎هاي اشغالي سفر كند؛ چرا كه آل‎شيخ در آن‎جا مورد استقبال و احترام قرار خواهد گرفت.

فتواهاي آل‎شيخ كاملا منطبق با سياست‎هاي آل‎سعود بوده و ابقاي رژيم صهيونيستي را مدنظر قرار ‎مي‎دهد.

ابومهدي المهندس:
رژيم آمريكا تروريستي است، نه مقاومت اسلامي النجباء

ابومهدي المهندس جانشين سازمان بسيج مردمي عراق(حشد‎الشعبي) در گفت‎وگو با شبكه دجله عراق گفت: مبارزه رزمندگان النجباء با تروريست‎هاي تكفيري در سوريه موجب حفاظت از عراق مي‎شود.

وي ادامه داد: وجود نجبا براي امنبت عراق ضروري است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، جانشين سازمان بسيج مردمي عراق با اشاره به قرار گرفتن النجباء در فهرست گروه‎هاي تروريستي توسط دولت آمريكا تصريح كرد: رژيم امريكا تروريستي است، نه مقاومت اسلامي النجباء.

وزير صهيونيست از رابطه مخفيانه اسرائيل - عربستان پرده برداشت

يك وزير صهيونيست براي نخستين بار از رابطه مخفيانه تل آويو با عربستان سعودي و برخي كشورهاي عربي به اصطلاح «ميانه رو» پرده برداشت.

به گزارش خبرگزاري تسنيم، يووال اشتاينيتز وزير انرژي رژيم صهيونيستي در مصاحبه‎اي گفت كه تل آويو روابط مخفيانه با رياض داشته است.

اين وزير صهيونيست تاكيد كرد كه اسرائيل روابطي سري با كشورهاي اسلامي و عربي زيادي داشته است.

وي افزود: ما مشكلي نداريم كه روابط خود با اين كشورها را مخفي كنيم و اگر طرف مقابل ما مي‎خواهد اين روابط را مخفي كند، ما به تصميم آن احترام مي‎گزاريم.

به نقل از جروزالم پست، اشتاينيتز كه با راديو ارتش اسرائيل مصاحبه مي‎كرد گفت: اين طرف ديگر [اعراب] است كه مايل به پنهان كردن رابطه با ماست. ما مشكلي با علني كردن نداريم اما به خواسته طرف مقابل احترام مي‎گزاريم. هنگامي كه روابط در حال گسترش است خواه با عربستان سعودي يا ديگر كشورهاي عربي يا كشورهاي اسلامي... ما اين امر را پنهان نگه مي‎داريم.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‎كه اسرائيل چه دستاوردي از روابط با عربستان سعودي خواهد داشت گفت: رابطه با كشورهاي عرب ميانه رو از جمله عربستان به ما در متوقف كردن ايران كمك مي‎كند. هنگامي كه ما براي دستيابي به توافق هسته‎اي بهتر با ايران تلاش مي‎كرديم، با اندكي موفقيت نسبي، كمك اندكي از جانب كشورهاي عرب ميانه رو در مقابل آمريكا و قدرت‎هاي غربي براي ما در اين امر وجود داشت و حتي امروز، وقتي قدرت‎هاي جهان را براي عدم موافقت با ايجاد پايگاه نظامي ايران در سوريه تحت فشار قرار مي‎دهيم، ‎ كشورهاي عرب(سني) به ما كمك مي‎كنند.

 يادداشت هفته

انسانيت فراموش شده در محاسبات سياسي

 علي اكبر عالميان

در حالي كه وقوع زلزله 7.3 ريشتري در غرب كشور به كشته و زخمي شدن تعداد زيادي از هموطنانمان در استان كرمانشاه انجاميده و در اين بين بسياري از كشورهاي جهان به همدردي با هموطنانمان پرداخته و كمك‎هايي را نيز به سمت اين مناطق سرازير كرده اند، دولت آمريكا به جاي ابراز همدردي با مردم مصيبت زده كرمانشاه، برخلاف همه اصول انساني، حتي كمك‎هاي مردمي به زلزله زدگان كرمانشاه را مصادره كرد! اين كمك‎ها نه توسط دولت آمريكا بلكه توسط جمعي از ايرانيان مقيم اين كشور جمع آوري شده بود اما وزارت خزانه‎داري آمريكا به بهانه تحريم ايران از اين اقدام انساندوستانه جلوگيري كرد تا بار ديگر چهره ضد بشري خود را به نمايش بگذارد. جالب است كه تاپيش از اين همواره آمريكايي‎ها ادعا مي‎كردند كه مشكلي با مردم ايران ندارند و مشكل‎شان تنها با حكومت است. اما بر خلاف ادعاي دونالد ترامپ كه چندي پيش ادعا كرده بود آمريكا از مردم ايران حمايت خواهد كرد، اين بار در واقعه زلزله كرمانشاه، دروغشان عيان‎تر از قبل شد و ثابت گرديد كه آمريكايي‎ها در محاسبات سياسي شان تنها به فكر منافع شخصي خود هستند و به تنها چيزي كه نمي‎انديشند، انسانيت و كمك به جان انسان‌ها ست.
بي توجهي به جان انسان‎ها و بدترين نوع برخورد با انسان‎ها در قاموس فكري دولتمردان آمريكايي مربوط به امروز و ديروز نيست بلكه اين قصه سر درازي دارد. با نگاهي گذرا به جنايت‎هاي فراوان آمريكا بر ضد انسان‎هاي بي‎گناه در طول تاريخ مي‎توان اين مدعا را به اثبات رسانيد. در اين مورد معلوم نيست كه بايد از كجاي دنيا شروع كرد! از غرب دنيا؟ شرق دنيا؟ و يا هر نقطه ديگري كه ردپاي تضييع حقوق انسان‎ها و حرمت شكني انسانيت توسط دولت ايالات متحده در آن ديده مي‎شود. از عراق شروع مي‎كنيم. حضور نظامي آمريكا در عراق يك فاجعه انساني وحشتناك در تاريخ بشريت بود. حضور ارتش آمريكا در اين كشور افزون بر اين‎كه به كشتار ده‎ها هزار عراقي انجاميد موجب شد تا واضح‎ترين نقض حقوق انساني در اين كشور رخ دهد. ارتش ايالات متحده از سلاح‎هاي ممنوعه فراواني در اين كشور بهره برد به گونه‎اي كه نتيجه استفاده از اورانيوم ضعيف شده و ديگر سلاح‎هاي مخرب، افزايش آسيب‎هاي ژنتيكي در نسل‎هاي آتي عراق شد. نوزادان در فلوجه بدون چشم يا فقط با يك چشم و يا با اندام‎هاي خارج از بدن، و يا بدون سر يا دو سر متولد شدند. به گفته مارگارت كيمبرلي، تحليلگر آمريكايي؛ ميزان شيوع سرطان، سرطان خون، و مرگ و مير نوزادان در فلوجه بالاتر از آمارهاي هيروشيما و ناكازاكي پس از بمباران هسته‎اي سال 1945 بوده است.
نيروي‎هاي نظامي آمريكا به بيمارستان فلوجه حمله كرده وغير نظاميان حاضر در اين بيمارستان را يا به داخل آن باز مي‎گرداندند و يا مي‎كشتند، و در نهايت سربازان آمريكايي اقدام به قطع منابع آب و برق اين بيمارستان كردند.همچنين در اين جنايت تاريخي از بمب‎هاي MARK77 و فسفر سفيد كه پوست و استخوان را ذوب مي‎كند، استفاده شد.
فاجعه هيروشيما و ناكازاكي و انفجار اتمي در اين دوشهر نيز يكي ديگراز بزرگ‎ترين جنايت‎هاي تاريخي آمريكا بود كه به مرگ ۲۲۰ هزار تن انجاميد. صدها هزار تن هم طي سال‎هاي پس از آن بر اثر تاثيرات آن فاجعه دچار بيماري‎هاي حاد گشتند. جنگ ويتنام نيز خود يك تراژدي منحصر به فرد از قصه ظلم آمريكايي‎ها به انسان‌ها ست. ايالات متحده در ويتنام نزديك به دوونيم ميليون نفر را به مسلخ برد كه عمدتا غيرنظاميان ويتنامي اعم از زن و كودك بودند. بعدهامدارك مستندي انتشار يافت كه از تجاوزهاي گسترده نيروهاي آمريكا قبل از كشتار زنان ويتنامي و قطعه قطعه كردن آن‎ها حكايت مي‎كرد.
از اين مصيبت بارتر بايد به جنايت‎هاي ميكروبي آمريكا و به كارگيري تسليحات بيولوژيكي و راديواكتيويته بر ضد انسان‎ها اشاره كرد كه در نوع خود منحصر به فرد بوده وخطر آن‎ها بسيار كشنده‎تر از سلاح‎هاي داراي انفجار مي‎باشد. در سال 1932 اداره خدمات بهداشتي عمومي آمريكا مراحل نهايي بيماري سيفليس را بر روي 399 سياه پوست آمريكايي آزمايش كرد تا مشخص شود چقدر طول مي‎كشد كه انسان در اثر ابتلا به سيفليس بميرد. اين افراد به سيفليس مبتلا شده و با مرگ دردآوري از بين رفتند. سال‎ها بعد ارتش آمريكا از انسان براي تست ماسك‎هاي گاز استفاده كرد. افراد در اتاق‎هاي گاز زنداني شده و در معرض گاز خردل قرار مي‎گرفتند.در سال 1946، تعدادي از بيماران بيمارستان‎هاي ارتش به‌عنوان خوكچه آزمايشگاهي براي آزمايش‎هاي پزشكي ارتش استفاده شدند و براي مخفي كاري بيش‎تر در گزارش‎ها لفظ آزمايش به مشاهده و بررسي تبديل شد.در سال 1950، وزارت دفاع شروع به انفجار بمب اتمي در برخي مناطق كرد تا نتيجه آن را بر روي ساكنان اطراف محدوده انفجار از نظر پزشكي مطالعه كند.در سال 1965زندانيان زندان ايالتي هولمسبورگ در فيلادلفيا تحت تاثير ديوكسين قرار گرفتند كه از اجزاي بسيار سمي عامل نارنجي بود كه در ويتنام به كار گرفته شده بود. افراد سپس از بابت ابتلا به سرطان بررسي شدند و مشخص شد كه عامل نارنجي مي‎تواند موجب بروز سرطان شود. سال‎ها بعد دولت كوبا اعلام كرد كه در اثر حمله بيولوژيك ارتش آمريكا سيصد هزار نفر از اتباع اين كشور به تب دنگو مبتلا شده‎اند كه يك بيماري خونريزي دهنده ويروسي است و مبتلايان در اثر شدت خونريزي از پاي در مي‎آيند.در سال 1983، آمريكا باهدف تجهيز عراق در مقابل ايران، عوامل و تسليحات بيولوژيك را در اختيار صدام قرار داد. در سال 2001 سندي از وزارت دفاع آمريكا به دست آمد كه نشان مي‎داد در طي سال‎هاي 1962 تا 1973 هزاران سرباز آمريكايي به‎طور عمدي در معرض عوامل شيميايي و بيولوژيك قرار گرفته‎اند.
اين‎ها همه نشان مي‎داد كه دولت ايالات متحده آمريكا در راه رسيدن به اهداف نامشروع خود به هيچ كس حتي به مردم خود هم رحم نمي‎كند. ازدولتي كه با واژه انسانيت بيگانه است، دور از انتظار نيست كه كمك‎هاي اهدايي مردم را نيز مصادره كند و به بهانه‎هاي واهي از ارسال آن جلوگيري نمايد!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

ازعلائم موزي‎گري بعضي احزاب وگروهك‎ها اين است كه بين افراد و دسته‎جات فريبنده در غرب و امريكا تفكيك نشان مي‎دهند اما در اين‎جا هر فرد و گروهي را به بهانه اندك شباهت و همراهي با رقيب خاص؛ مورد انواع بداخلاقي‎ها قرارمي‎دهند.
يك شهروند

اگرتوهم جداشدن اروپانشينان از امريكانشينان دربازي برجام؛ ذره‎اي قابليت تحقق داشت بايد نسبت به انحلال مجمع ناتو اقدام مي‎كردند مگرچه تهديدي وجود دارد كه دست از آن برنمي‎دارند كه هرچه هست زيرسرخودشان هست .
0919... 8895

به نظر اين حقيرطرح تحول نظام سلامت زماني نتايج ملموس خواهد داشت كه از خصوصي‎سازي به معناي سودجويي فاصله بگيرد! به بياني ديگر پزشكان كه ركن اصلي نظام سلامت هستند و نيز داروخانه به بيمارستان‎ها اعم ازدولتي وخصوصي واگذارشوند! اگرمطب پزشكان مانند داروخانه‎ها به داخل بيمارستان منتقل و يا درصورت لزوم بيمارستان ساختمان پزشكان احداث نمايد و پزشكان و داروسازان بيمارستان دراين مكان فعاليت نمايند ديگر به مطب خصوصي كه الگويي غربي است، احتياجي نخواهد بود و از سودجويي برخي وخيلي مفاسد ديگرجلوگيري مي‎شود! درنظام انقلابي و سبك زندگي ديني محل كار پزشك، وكيل و داروساز همانند نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد توسط دولت ساخته شود! دراين فرايند خدمات بيش‎تري نصيب مردم ودولت مي‎شود!
0911... 2418

در مذاكرات برجام هم دولت و هم مجلس و بعد هم قوه قضاييه هرسه كوتاهي كرده و مي‌كنند!
0919... 8313

مجموعه دست اندركاران ورزش كشورو باندهاي پشت پرده؛ بهترست بخاطرشيطنت‎هاي دشمنان و اذناب منطقه اي؛ تصوير خليج فارس راانتخاب مي‎كردند كه هم بعد فرهنگي وهم بعد ديپلماسي دارد را پي مي‎گرفتند.
يك شهروند

سرانجام معلوم شد كه مذاكره با امريكا تماماً اشتباه بوده وتصويب مجلس با آن همه ايرادات اشتباه وجرمي بزرگترواين همه جنجال وهياهوبراي ماست‎مالي وخطاپوشي وفرارازمجازات است! تنها راه جبران همان كاركره شماليست! وشروع غني‎سازي مجدد وخروج ازپادمان انرژي هسته اي!
0919... 8313

چرا نيروي قضايي يا پليس قضايي در قوه قضائيه تشكيل نمي‎شود تا لازم نشود پرونده‎ها به كلانتري‎ها برده شود...
0990... 7900

امروز جريان استكبارستيزانه انتفاضه سوم ملت رشيد فلسطين چنان جهان شمول شده و پهنه گيتي را درنورديده كه نداي آزادگي‎طلبانه‎اش مردم انگليس راهم به خيابان‎هاي لندن كشانده تا برائت خودرا از اقدامات دولت انگليس كه حامي رژيم جعلي اسرائيل است علناً اعلام كنند اين يعني:1-خون شهداي انتفاضه سوم توانسته تارعنكبوتي هاليوود صهونيستي حاكم برغرب را ازهم بگسلد و پيام خود را به مردم غرب برساند 2-زمينه فروپاشي نظام سرمايه‎دارصهونيستي ازدرون خودغ رب درحال فراهم شدن است
0918... 5411

دولت؛ سال‎ها امكانات كشور را معطل و مورد بي‎مهري و رقبا و منتقدان را هدف كينه ورزيش قرارداد كه حالا با توجه به تجربه ونتايج تلخ مذاكرات كذائي هسته‎اي كه براي عقلاء قابل پيش بيني بود و بارها نسبت به وقوع حتمي‎اش هشدارداده بودند بگويد هركس مذاكره كند ديوانست...
0919... 8895

آيا داستان چگونگي ورود عضوعجيب شوراي اسلامي يزد(كه قطعاً مشكوكست) آنقدرمهم است كه رئيس مجلس؛ آن‎گونه انرژي صرف مي‎كند اما نسبت به فاجعه‎اي كه از طريق به اصطلاح برجام‎ها برملت وانقلاب وعقائدمان مي‎رود اين‎گونه ...
يك شهروند

آقاي وزيربهداشت! لطفاً كمي به فكر كادربسيار زحمتكش درمان باشيد، نظارتي بردانشگاه‎هاي علوم پزشكي از جمله گيلان داشته باشيد كه با بدهي بسيارسنگين منجر به تعويق انداختن يكسال ازحق اضافه‎كاري و سايرمزاياي كاركنان بيمارستان‎ها گرديده است آقاي وزير! قطعا! شما هم مسؤول سوء مديريت مشاورتان در استان ما خواهيد بود...
0911... 7232