صفحه فرهنگي-اجتماعي

درباره مستند پول و پورن و حواشي؛
دختران ايراني را چگونه در فضاي اينستاگرام فريب مي دهند؟!

روزي كه قرار بود كه مستند «پول و پورن» در حوزه هنري رونمايي شود يكي از روزنامه‎هاي اصلاح طلب در واكنش به انتشار اين مستند متن تحليلي را با عنوان «خط‎قرمزهايي كه سفيد مي‎شوند» منتشر كرد.

محتواي اين مطلب اشاره به سه مستند فقر و فحشا(مسعود ده نمكي)، انقلاب جنسي(حسين شمقدري) و مستند پول و پورن(مهدي نقويان) داشت. در اين مطلب با متلك‎پراني مرسوم به سبك همان روزنامه‎ به محتوا و اسامي سه فيلم مذكور اعتراض شده بود. حسن عباسي تحليلگر مسائل فرهنگي - سياسي در نشست اين فيلم جملات غير متعارفي را در مورد روزنامه مذكور به كار برد و گفت عامل فروپاشي جمهوري اسلامي زندگي بورژوايي است و ارگان رسمي ترويج چنين زندگي نشريات... و... و... هستند.

البته در اين مجال، نقد رسانه مذكور هدف و منظور اصلي نيست. در تحليلي تازه‎تر بايد به يك نكته مهم‎تر بپردازيم و لحن‎ها، افراد و گرايش‎هاي سياسي را قضاوت نكنيم. متن و محتواي پول و پورن درباره چيست؟ آيا مستند مذكور به زعم روزنامه زنجيره‎اي، از خطوط قرمز مرسوم عبور كرده، و اين مستند هدفش ترويج فحشاست؟! آيا كارت بلانش پرداختن به موضوعات ممنوعه، فقط در دستان جريان رسانه‎اي خاص و جريان روشنفكري بايد باشد؟ روزنامه مذكور جزء طرح پرسش و اشاره به موضوع خط قرمزها قصد و نيت ديگري ندارد و هدفش آگاهانه يا ناآگاهانه مشخص است. هنوز «پول و پورن» منتشر نشده سعي مي‎كند به مخاطبش قضاوت جهت‎داري بدهد. اما اين مستند حاوي مسائل و موضوعاتي است كه جناح بردار نيست. وقتي مسأله فيلمي ملي و ميهني باشد، قضاوت عجولانه سياسي و انگ جناحي زدن، سبب ضايع شدن اصل موضوع است. طبيعي است كه مدعيان روشنفكري و آزاد انديشي در روزنامه‎ اصلاح طلب مذكور چرا روش‎هاي گازانبري نوشتاري را برگزيده‎اند؟ چرا براي ديده نشدن آثاري كه توسط افراد غير خوشايند روزنامه زنجيره‎اي از روش ديواركشي براي نديدن و قضاوت نشدن استفاده مي‎كنند؟

مستند «پول و پورن» مستقل از هر نگرش سياسي بايد قضاوت شود، چون مستند مذكور افشا كننده جنگي پنهان است. در هر جنگي دارايي‎ها و خانواده مدافعان از سوي مهاجمان در معرض تهديد است. صورت مساله پول و پورن در واقع افشا كننده جنگ بزرگي است كه به صورت پنهاني و آرام، با استفاده از فضاي مجازي، زنان و خانواده افراد را فريب مي‎دهند و از آنان بهره‎كشي جنسي مي‎كنند. اگر كسي خطر اين جنگ و دشمني را از طريق اثرش اعلام كند از خط قرمزها فراتر رفته است؟

پرچمداري جرياني كه ده نمكي به راه انداخت

پول و پورن ادامه مستند فقر و فحشاء مسعود ده‎نمكي، روزنامه و فيلمساز است؛ فيلمسازي كه ساخت مستند جنجالي‎اش و انتشار آن عملا به بحث روز بدل شد و سبب شد بسياري از سياستمداران به مصاديق طرح شده در اين مستند پاسخ دهند. «فقر و فحشاء» به شكل بي‎پروايي به تن‎فروشي دختران ايراني در دبي اشاره مي‎كند. بيش از يك دهه از ساخت مستند ده نمكي مي‎گذرد و مستند مهدي نقويان به تن فروشي سيستماتيك، كارتلي و سازماندهي شده پنهاني دختران ايراني، در دوبي مي‎پردازد و اگر اطلاع رساني درستي در جامعه نشود، يك دهه ديگر يعني در بيست سالگي مستند فقر و فحشا شايد منتظر علني شدن تن فروشي دختران ايراني باشيم!

مستند پول و پورن يك پرونده پيگيري شده و به سرانجام رسيده را در مقابل مخاطبش باز مي‎كند، درباره مردي ايراني با نام مستعار الكس كه مقيم مالزي است و تشكيلات عظيم و گسترده‎اي را براي ارائه خدمات سازماندهي شده جنسي در دوبي تاسيس كرده است و از طريق شبكه‎هاي مجازي، دختران ايراني را براي سوء استفاده جنسي و بردگي جنسي به دوبي مي‎برد. آيا ساخت چنين مستندي براي ارائه هشدار و آگاهي از منظر روزنامه اصلاح طلب خطاست؟ آيا پرداختن به اين رويداد خطاست؟ آيا آگاهي رساني در مورد فساد سازمان دهي شده در مورد بردگي جنسي زنان كه در تمام كشورهاي دنيا جرم محسوب مي‎شود فراتر رفتن از خط قرمز است؟

روزنامه اصلاح طلب به بهانه‎هاي مختلف، حسن عباسي را مي‎نوازد و مطالب هجوي را به او نسبت مي‎دهد تا رقيب سياسي و گفتمان مقابلش را تخريب كند. طبيعي است وقتي حسن عباسي متن و محتواي بر حق پول و پورن را بررسي و تحليل مي‎كند و با تخريب‎هاي رسانه‎اي مواجه مي‎شود، درخواهد يافت كه متن منتشره در روزنامه زنجيره‎اي در جهت تخطئه امنيت ملي و امنيت اجتماعي مردم به نگارش درآمده و طبيعي است كه پاسخ‎ «هاي»، «هوي» است. در بسياري از موارد، روزنامه‎هاي اصلاح طلب در حال هوهو كشيدن و تخريب چهره‎هاي منتسب به جريان انقلابي و اصولگرا هستند و مستندي كه هنوز منتشر نشده را تخريب مي‎كنند، بدون آن‎كه نسبت به محتواي مستند آگاهي داشته باشند.

اين‎جا بحث اصلاح طلب واقعي و اصلاح‎طلب جعلي مطرح مي‎شود. براي اصلاح‎طلب واقعي گفتمان هشدار دهنده حسن‎عباسي بر اساس مطالبه امنيت اجتماعي كاملا بر حق است. وقتي حسن عباسي در گفتماني عدالت‎خواهانه در راستاي مقاصد آگاهي رسان مستند پول و پورن لب به سخن مي‎گشايد، بايد در مقابل سبك آگاهي رساني با اتكا به منافع حزبي موضع گرفت؟ اگر نويسنده گزارش مد نظر با يكي از قربانيان گرفتارشده در كارتل الكس كه مجبور بودند در دوبي خدمات جنسي به اعراب حاشيه‎نشين دهند، رو در رو به گفت‎وگو مي‎نشست، بازهم همان مواضع قبلي را اتخاذ مي‎كرد؟ آيا مطالبه امنيت اجتماعي در قالب يك فيلم مستند بايد قرباني دعواهاي سياسي شود؟

البته بخشي از اين تقصير متوجه سازندگان و حاميان اين مستند در حوزه هنري است. اگر با كمي درايت به سبك سازمان اوج، قبل از اكران عمومي، نسخه DVD «پول و پورن» را براي اغلب رسانه‎هاي اصلاح طلب مي‎فرستادند، شايد اين گارد و هجمه رسانه‎اي تبديل به فضاي تعاملي مي‎شد؛ در صورتي كه مجريان طرح مي‎نتوانستند براي رسانه‎هاي اصلاح‎طلب و اصولگرا نمايش جداگانه بگذارند و يا به تمامي رسانه‎ها نسخه فيلم را ارسال كنند تا فضاي مطبوعاتي خوبي حول اين اثر شكل بگيرد و حتي مخالفان اين اثر در روزنامه‎هاي جريان خاص سياسي تصور نكنند جريان مقابلشان فراتر از خط قرمزها رفته‎ است؛ اين مستند حاوي يك گزارش مستند و امنيتي دردناك از باند شكار دختران جواني است كه آنان را براي كار در اسكورت كارتل‎هايي كه خدمات جنسي مي‎دهند، در فضاي مجازي شكار مي‎كنند و ديدن آن براي خانواده‎ها ضروري است.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
نه چنين است (كه مى‎پندارند). بى‎گمان آدمى طغيان مى‎كند.
چون خود را بى‎نياز مى‎بيند.
همانا بازگشت همه به سوى پروردگار توست.
آيا ديدى آن كه منع مى‎كند.
بنده‎اى را كه نماز مى‎خواند.
آيا انديشيده‎اى كه اگر(آن بنده) بر طريق هدايت باشد يا به تقوا سفارش كند.(سزاى نهى كننده او جز آتش نيست)
آيا انديشيده‎اى كه اگر تكذيب كند و روى برتابد(فقط خود را هلاك ساخته است؟)
آيا او نمى‎داند كه خداوند مى‎بيند.
(6-14علق)
پيام‌ها
1- انسان ناسپاس است. ما او را آفريديم و هر چه نمى‎دانست به او آموختيم. امّا او در برابر پروردگارش طغيان مى‎كند.
2- انسان به‎خاطر آن كه به غلط خود را بى‎نياز مى‎پندارد دست به طغيان مى‎زند.
3- بازداشتن از نماز، روشن‎ترين نوع منكرات است.
4- حتى اگر احتمال حقانيت دهند نبايد اين‎گونه با پيامبر برخورد كنند.
5- انسان كم ظرفيت است و پندار بى‎نيازى او را مست مى‎كند.
6- علم به تنهايى كافى نيست. با اين‎كه به انسان علم داديم امّا طغيان مى‎كند.
7- غنى بودن كمال است، ولى خود را غنى ديدن زمينه لغزش‎هاست.
8- ايمان به معاد مانع طغيان است.
9- هر چه داريم مى‎گذاريم و مى‎رويم خود را بى نياز نپنداريم.
10- انسان و هستى هدفدار و به سوى خداست.
11- طاغوتيان مخالف نمازند.
12- نشانه بندگى خدا نماز است.
13- طاغوت‎ها از بندگى خدا ناراحتند.(نه از افراد بى‎تفاوت و يا بنده هوس‎هاى خود يا ديگران)

 پرتوي از حكمت

در پناه خدا بودن

ميرزا جواد آقا تبريزي(ره):
وظيفه شما در جامعه اين است كه نصيحت كنيد و آنانى را كه غافلند با روشى كه پذيرا باشند آگاه سازيد و بدانيد كه شيطان در كمين است، لذا همواره از خدا كمك بخواهيد و دائما بگوييد: «الهى لا تكلنى الى نفسى طرفه عين ابدا»

 بوستان حكايت

عنايت امام حسين(ع) به كريم سياه

آيت‎ا... سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي مشهور به صاحب عروه(1253 – 1337 ق) براي صله ارحام عازم يزد بود، يك قطعه كفن براي خودش خريده در حرم اميرمؤمنان عليه السّلام همه قرآن را بر آن نوشته، سپس در حرم امام حسين عليه‎السّلام زيارت عاشورا را با تربت بر اطراف آن نوشته بود، در اين سفر اين كفن را با خودش به يزد مي‎برد، در شب اول ورودش به يزد، در منزل يكي از دخترانش استراحت مي‎كند، حضرت سيدالشهداء عليه السّلام به خوابش آمده مي‎فرمايد:
يكي از دوستان ما فوت كرده، در مزار يزد منتظر كفن است، ما دوست داريم اين كفن به او اهداء شود.
بيدار مي‎شود و مي‎خوابد، دوبار ديگر اين رؤيا تكرار مي‎شود، لباس پوشيده به قبرستان يزد مي‎رود و مي‎بيند شخصي به نام «كريم سياه» فوت كرده، او را غسل داده روي سنگ نهاده منتظر كفن هستند.
تا ايشان مي‎رسد، مي‎گويند: كفن را آوردند.
مرحوم يزدي از آن‎ها مي‎پرسد: شما كي هستيد؟ مي‎گويند: همان آقايي كه به شما امر فرموده كفن بياوريد، به ما نيز امر فرموده كه براي تجهيز و دفن ايشان به اين‎جا بياييم.
مرحوم يزدي مي‎پرسد: اين شخص كيست؟ مي‎گويند: او شخصي به نام «كريم سياه» است، يك فرد معمولي، ولي عاشق امام حسين عليه السّلام بود، در هر كجا مجلسي به نام امام حسين عليه السّلام برگزار مي‎شد، او بدون هيچ تكلّفي حاضر مي‎شد.
منبع: جرعه‎اي از كرامات امام حسين، ص 97