صفحه اول

جزئيات ديدار علامه مصباح و استاد رحيم پور ازغدي

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت‎ا... مصباح يزدي، استاد رحيم‎پور ازغدي در ديدار با علامه مصباح يزدي با بيان اين‎كه فعاليت‎هاي ما در مقابل خدمات شما، ناچيز است، اظهار داشت: كاري كه جمع محدودي از جمله حضرتعالي، در قبل و بعد از انقلاب انجام داده ايد، در سرنوشت شيعه و اسلام، يك نقش بي‎بديلي داشته است. اگر فعاليت‎هاي اين جمع نبود اصلا فلسفه‎هاي مضاف و پايه‎هاي اصلي تمدن سازي و گفت‎وگو با جهان را آموزش نديده بودند.

وي با اشاره به فعاليت‎هاي علامه طباطبايي و شاگردان ايشان اظهار داشت: از مشروطه كه ارتباطات با غرب شروع شد، اين جمع، اولين جبهه سازماندهي شده بود كه به طور علمي توانست دستگيره‎هاي محكمي در اختيار نسل‎هاي بعد قرار بدهد كه بتوانند نقطه شروع بحث و مسير را بفهمند. چراكه تا قبل از آن يك دسته آيات و روايات بود و يك دسته مكاتب و هيچ كس نمي‎دانست كه ربط اين‎ها چگونه است و در مقابل آن‎چه بايد كرد؛ اما اين كار و بركات عظيم حضرتعالي و ديگران بود كه سرنخ‎ها دست نسل امروز داده شد. اين كار قابل تشكر بشري نيست.

استاد رحيم‎پور ازغدي با اشاره به اين‎كه حتي چه بسا امروز، بچه‎هاي انقلابي نيز ارزش اين كار را درك نمي‎كنند ادامه داد: بسياري از آن‎ها گمان مي‎كنند اين امور، لقمه آماده‎اي بوده كه از قبل وجود داشته است و نمي‎دانند چقدر زحمت كشيده شده تا اين لقمه، آماده شده است.

وي خطاب به علامه مصباح يزدي گفت: شما استاد خوبي براي نسل ما بوده‎ايد؛ برخي از معضلاتي كه در آثار ديگر آقايان به حل آن‎ها اشاره نشده بود، پاسخ و يا حداقل راهكار رسيدن به پاسخ آن توسط حضرتعالي ارائه شد. فلسفه‎هاي مضاف كه حلقه وصل فلسفه محض و حكمت عملي و تمدن‌سازي است، داراي گره‎هاي كور بسياري بود كه تنها چند نفر نقش اساسي در باز شدن اين گره‎ها داشتند و شما از جمله آن‎ها هستيد.

استاد رحيم‎پور ازغدي سوالاتي از علامه مصباح يزدي در مورد زمينه‎هايي كه نياز به كار دارند پرسيد و اظهار داشت: شما كه تجربه چندين دهه را داشتيد و در متن اين مسائل بوده‎ايد، اگر بخواهيد دو سه مورد از مسائل نظري اصلي كه به‎عنوان اولويت به شمار مي‎رود و در ادامه كارهاي انجام شده است، چيست؟ تهديد‎هاي اصلي در مسائل نظري چيست؟ به عبارت بهتر اگر امروز چهل سال جوان‎تر بوديد، چه مسائلي را در اولويت كاري خود قرار مي‎داديد؟

علامه مصباح يزدي نيز در اين ديدار با اشاره به فعاليت‎هاي استاد رحيم‎پور ازغدي اظهار داشت: با توجه به نوع فعاليت‎هاي شما مي‎توان گفت كه شما كم‎نظير و يا بي‎نظير هستيد.

ايشان افزود: وقتي خدا بخواهد، كاري را انجام دهد از قرن‎ها قبل، مقدماتش را فراهم مي‎كند؛ اگر در جريانات كسي بخواهد نقش مطلوبي داشته باشد، اين است كه از فرصت‎ها استفاده كند؛ ما هم اگر خدمتي كرده باشيم، اين است كه از بزرگان چيزهايي را آموخته و بهره‎برداري كرديم؛ وگرنه زمينه‎ها را ديگران آماده كرده‎اند.

آيت‎ا... مصباح با اشاره به ويژگي‎هاي شهيد بهشتي گفت: ما از شهيد بهشتي بسيار استفاده كرديم؛ هم در تحول فكري و هم برنامه‎هاي حوزه؛ اما خود آقاي بهشتي مي‎فرمود من ساخته دو محمد حسين هستم؛ يكي آقاي طباطبايي و يك آقاي بروجردي و لذا نسبت به اين دو بزرگوار بسيار ارادت داشت. البته هر چند آقاي بروجردي، مرجع تقليد بوده و همه ايشان را دوست داشتند، اما شهيد بهشتي از ايشان به خاطر جهات مختلفي كه از ايشان آموخته بود، نيز ارادت داشت؛ از جمله اصالت فكري و علمي و ريشه يابي دقيق مطالب را به خوبي از ايشان آموخته بود.

ايشان همچنين در پاسخ به سوال استاد رحيم‎پور ازغدي در مورد اولويت‎هاي مسائل نظري اظهار داشت: به نظر من در چند مسأله بايد بيش‎تر كار شود؛ در حوزه علوم اجتماعي و به‎ويژه علوم انساني كه اسلامي سازي آن‎ها مطرح است، در بين آن، آن‎چه بيش‎تر احتياج به كار دارد، رابطه مسائل فردي و اجتماعي يا به عبارت ديگر رابطه روانشناسي و جامعه شناسي در قسمت‎هاي مختلف آن است؛ اين‎كه اصل كدام است و از كدام بايد شروع كرد؟ آيا جامعه‎شناسي فرع بر روانشناسي است و يا روانشناسي مقدمه جامعه شناسي است و اصالت با جامعه است؟

آيت‎ا... مصباح افزود: هم چنين در مسائل ديني تبيين رابطه تقدير با اختيار مهم به نظر مي‎رسد؛ تبيين توحيد افعالي با وجود وظايف سنگين كه تا پاي جان دادن بر عهده انسان وجود دارد بايد مورد توجه قرار گرفته و تبيين شود.

استاد اخلاق حوزه علميه با اشاره به لزوم رفع كمبودهاي اخلاقي اظهار داشت: مسائل اخلاقي حتي در مورد مبلغين نيز مهم است؛ بايد ديد كساني كه به‎عنوان روحاني و اسلام شناس فعاليت مي‎كنند، چه كمبودهايي دارند؟ علاوه بر كمبودهاي معرفتي و لزوم شناخت شاخه‎هاي مختلف معرفتي، كمبودهايي كه در جهت خودسازي است، چگونه رفع مي‎شود؟ چرا كه ريشه همه مشكلات، مفاسد اخلاقي است و از «منيت افراد» شروع مي‎شود؛ فرعون «من» را گفت و رسيد به‎جايي كه گفت من خداي شما هستم. منيت، راحت‎طلبي، رفاه زدگي و...آفات هستند.

علامه مصباح ادامه داد: آيا ما كه مسؤول تبيين دين براي مردم هستيم، دين در زندگي خودمان اصل است يا در حاشيه قرار دارد؟ لذا برنامه‎اي كه بتواند اين كمبودها را از دانشگاه و حوزه گرفته تا خانواده‎ها و مسؤولين برطرف كند، چيست؟

ايشان در ادامه با اشاره به نعمت‎ها و الطاف الهي اظهار داشت: البته اين‎كه در چنين جامعه‎اي با اين همه مظاهر فساد، گل‎هايي پاك و مخلص و باتقوا مي‎رويد، لطف خداست؛ اما بايد ببينيم ما چه كاره‎ايم و در مقابل وظيفه‎اي كه بر عهده داريم چه كرده‎ايم؟

آيت‎ا... مصباح در پايان با اشاره به نعمت وجود آيت‎ا... خامنه‎اي افزود: خداوند متعال در زماني كه رؤساي جمهور و سلاطين عالم با اين همه فساد، در كشور‎ها حكومت مي‎كنند و حتي در زادگاه اسلام كساني حاكم هستند كه به نام دين و خادم الحرمين به جنايت‎ها و كثيف كاري‎ها مشغول هستند؛ در نظام ما فردي با تقوا، اخلاص، سعه صدر، هوش، فراست، تدبير، جامعيت و تواضع در رأس حكومت ما قرار گرفته است؛ اگر تنها يكي از اين صفات را نداشت، با چه چيزي مي‎شد آن را جبران كرد؟ لذا بايد قدردان اين نعمت بود.

سفير اسبق ايران در اردن:
آمريكايي ها از 2003 به دنبال ترور سردار سليماني بوده اند

مصطفي مصلح‎زاده استاد دانشگاه و سفير پيشين ايران در اردن در نشست «ابعاد راهبردي تماس سردار سليماني با فرماندهان فلسطيني؛ پيامدها و چالش‎ها» كه عصر روز يك‎شنبه در سازمان بسيج اساتيد كشور برگزار شد، گفت: تماس‎هاي سردار سليماني و تحولات منطقه حاكي از آن است كه در شرايطي تاريخي به سر مي‎بريم.

به گزارش ايسنا، وي گفت: منطقه دو دوره را سپري كرده است. يكي دوره‎اي كه در خاورميانه مصر و متحدانش مثل سوريه نقطه مهم تحولات منطقه بودند و طرف ديگر اسرائيل بود و ايران آن زمان، تركيه و پاكستان هم جز حاميانش بودند و دوره بعد كه در ايران انقلاب اسلامي شد. دوره اول در چهار جنگي كه رخ مي‎دهد، اسرائيل با كمك ايران و آمريكا پيروز مي‎شود و پيمان كمپ ديويد پايان اين نبرد سي ساله بود. اما سه هفته و چهار ماه بعد در ايران انقلاب اسلامي رخ مي‎دهد و در واقع مركز اصلي حمايت از اسرائيل به مركز مبارزه با آن تغيير كرد. بعد از آن پايتخت مبارزات از قاهره به تهران تغيير كرده و رهبري آن را به‎جاي جمال عبدالناصر، امام خميني(ره)به عهده مي‎گيرد. در تمام اين دوره شاهد اقدامات آمريكا براي دامن زدن به جنگ يا آغاز جنگ در منطقه هستيم.

اين استاد دانشگاه ابراز عقيده كرد: در دوره جديد عراق جنگي را عليه ايران آغاز مي‎كند كه با نتيجه‎اي مساوي پايان مي‎يابد. بعد از آن عراق به متحد خود كويت حمله مي‎كند. سپس آمريكا به افغانستان و بعد عراق حمله مي‎كند. جنگ پنجم قرار بود مجدد عليه ايران در زمستان 2005 باشد كه موفق نمي‎شوند و سال 2006 به لبنان حمله مي‎كنند. رايس در خصوص اين جنگ گفت كه اين درد زايمان خاورميانه جديد است ولي ديدند كه نوزاد مرده زاده شد.

مصلح‎زاده خاطر نشان كرد: درگيري بعدي مربوط به جنگ اسرائيل با غزه بود كه در نهايت اسرائيل به مرزهاي خود بازگشت. جنگ هفتم هم جنگ سوريه بود. وقتي جنگ شروع شد اجلاسي در تونس برگزار و حدود ۷۰ كشور در آن شركت مي‎كردند. تقريبا همه كشورهايي كه در جنگ ايران و عراق عليه ايران بودند در اين اجلاس هم حضور داشتند.

وي تصريح كرد: در زمان جنگ سوريه بود كه يك سردار ايراني وارد ميدان شده، به دمشق رفته و اعلام مي‎كند مسؤوليت جنگ را به عهده خواهد گرفت؛ جنگي كه ۷۰ درصد بازنده بود و خبرها حاكي از آن بود كه خانواده اسد هم از دمشق خارج شده بودند. در نتيجه با ورود سردار سليماني قرار مي‎شود رئيس جمهور سوريه در اين كشور بماند. سردار به كشور باز مي‎گردد چون طبق اسناد آمريكا، از سال 2003 آمريكايي‎ها به دنبال ترور او هستند. رسما اين طرح در كنگره آمريكا مطرح شده است. همچنين گفته مي‎شود ربايش تعدادي از ديپلمات‎هاي ايراني در خارج از كشور با اين تصور انجام شد كه سردار سليماني در بين آن‎ها بوده است، در نتيجه شهيد همداني جانشين سردار مي‎شود. ابتدا قرار شد دمشق را از محاصره خارج و فرودگاه را آزاد كنند. در نتيجه نقطه عطف منطقه در همين جنگ شكل مي‎گيرد. حزب‎ا... هم از همان ابتدا وارد ميدان شد و بعد فاطميون و زينبيون و... نيز به آن‎ها پيوستند. كم كم مسير جنگ تغيير كرد و تيم شهيد همداني به سمت حلب رفت.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: ۴ سال اين نبرد ادامه داشت و در اين سال‎ها بارها به روس‎ها هشدار داديم كه اگر جنگ در سوريه شكست بخورد و داعش پيروز شود اثر آن تنها متوجه ايران و همسايگان نخواهد بود ولي آن‎ها توجه نمي‎كردند تا اين‎كه سردار در ديداري كه اواخر سال ۲۰۱۴ با پوتين داشت، پيام مقام معظم رهبري را به او داد و از سال ۲۱۰۵ پوتين هم وارد جنگ مي‎شود.

مصلح‎زاده گفت: سال پنجم روسيه هم وارد نبرد شد، آن‎ها مي‎توانستند هوايي و دريايي هم موشك شليك كنند. ما هم به روس‎ها چك سفيد داده بوديم كه اگر در جنگ مشاركت كنند همه امكانات لازم را در اختيارشان قرار خواهيم داد و براي همين هم پايگاه نظامي همدان را در اختيارشان قرار داديم و به آن‎ها اجازه پرتاب موشك از حريم هوايي ايران را داديم.

وي ادامه داد: وقتي در سوريه به نتيجه نرسيدند جنگ هشتم را در عراق ايجاد كردند. همه اين جنگ‎ها يك طراح داشت و آن آمريكا بود. وقتي داعش به بغداد مي‎رسد دوباره زنگ خطر بزرگي به صدا در مي‎آيد و نخست‎وزير عراق در تماس با آمريكايي‎ها جواب قانع كننده‎اي دريافت نمي‎كند. او كه در شرايط بحراني قرار دارد، با تهران تماس گرفته و احتمال خطر سقوط بغداد را مطرح مي‎كند.

سفير پيشين ايران در اردن گفت: اين بار سردار ايراني به بغداد قدم مي‎گذارد. او تنها كسي است كه از داعش نمي‎ترسد و مي‎تواند بغداد را آزاد كند. در نهايت هم داعش از بغداد كاملا دور مي‎شود. بعد از مدتي حشد الشعبي در عراق تشكيل مي‎شود. آن‎ها كم كم مناطق مختلف عراق را آزاد كردند.

وي تصريح كرد: همين اتفاق هم در اربيل افتاد و بارزاني با فرمانده آمريكايي تماس مي‎گيرد و وقتي پاسخي نگرفت با تهران تماس مي‎گيرد. سردار شبانه با ۶۸ نيرو وارد اربيل مي‎شود. تازه با ورود آن‎ها پيشمرگه‎هاي كرد احساس مي‎كنند كه توان مقابله با داعش را دارند و پس از پيروزي بارزاني در نامه رسمي از ايران قدرداني مي‎كند.

مصلح‎زاده ادامه داد: سال ۲۰۱۵ جنگ نهم در يمن آغاز مي‎شود. در جنگ يمن حدود ۵۰ كشور حضور داشتند. ايران با يمن مرز ندارد و به دليل بسته بودن مسيرها راهي براي رسيدن به اين كشور نداشت و صنعا سقوط كرد. البته ابتدا فكر مي‎كردند ۱۵ روزه يمن را تسخير مي‎كنند ولي الان بيش از هزار روز مي‎گذرد و تنها عامل سقوط نكردن يمن ايران است.

اين استاد دانشگاه افزود: جنگ دهم و يازدهم هم در غزه و فلسطين رقم خورد. آمريكايي‎ها در ۱۱ جنگ فقط ايران را مقابل خود داشتند. فقط در سه جنگ كويت، افغانستان و جنگ ۲۰۰۳ عراق ايران دخالت نكرد و آمريكا پيروز شد ولي در ۸ جنگ ديگر كه ايران دخالت مي‎كند نبرد تقريبا برابر تمام مي‎شود.

وي افزود: آمريكايي‎ها يك سردار ايراني را عامل شكست خود مي‎دانند. رئيس سيا نامه‎اي براي سردار فرستاد كه باز نكرده آن را پس فرستاد. همچنين سردار درخواست گفت‎وگو با جان كري راه هم رد كرد؛ اين يك مكتب است.

اين استاد دانشگاه بيان كرد: بحران در قدس ناشي از استراتژي‎هايي است كه در قدس وجود دارد مثل مذاكراتي كه ۲۴ سال به طول انجاميد؛ چراكه در قدس استراتژي مذاكره و مقابله هم‎زمان پيش مي‎رود. پيام سردار به مسؤولان نظامي فلسطيني بسيار مهم بود. مي‎خواهد بگويد كه اگر از استراتژي قبلي كه 24 سال است ادامه مي‎دهيد دست برنداريد، فلسطين همان فلاكتي كه در اين سال‎ها با آن دست به گريبان است را پيش روي خود خواهد ديد. اگر استراتژي را كه غزه دنبال مي‎كند شما هم دنبال نكنيد، فلسطين روي پيروزي را نخواهد ديد. اگر فلسطين بخواهد روي پيروزي را ببيند اين استراتژي كه در سوريه، عراق، يمن، لبنان و غزه دنبال مي‎شود تنها راه است. اين پيام آخرين و تنها پيام است.

 سرمقاله

پيامد‎هاي خطرناك يك طرح دوفوريتي

 دكتر قاسم روان‌بخش

4 سال پيش در اتفاقي نادر و احتمالا از روي غفلت برخي مسؤولان و مردم مومن و يا طبق برنامه برخي جريانات سياسي و فكري، فردي زردشتي در استان يزد و دارالعباده، به شوراي اسلامي شهر يزد وارد شد و 4 سال نمايندگي مسلمانان را به عهده گرفت. در آن زمان برخي مومنين و علما نسبت به اين موضوع اعتراض كردند ولي مثل هميشه اين‎گونه توجيه شد كه ممكن است اعتراض‎ها منشا برانگيختن اختلافات قوميتي و مذهبي در كشور شود. ان‎شاءا... در دور آينده با دقت بيش‎تر به صلاحيت‎ها رسيدگي مي‎شود و شرط مسلمان بودن كه درباره عضويت شرط است در انتخابات آينده مانع شركت اين‎گونه افراد خواهد شد. در آستانه انتخابات سال جاري، شوراي نگهبان در راستاي مسؤوليت خود نظر فقهي خويش را در اين باره اعلام و در روزنامه رسمي در تاريخ 31 فروردين سال 96 ابلاغ كرد ولي متاسفانه آقاي لاريجاني از ابلاغ آن سر باز زد و عملا دوباره اين فرد توسط نمايندگان اصلاح طلب يزد كه مسؤوليت تاييد صلاحيت‎هاي نامزدهاي شوراي شهر را بر عهده دارند تاييد صلاحيت و با كسب 21 هزار راي نفر پنجم شد. با توجه به اين‎كه مردم مومن و متدين يزد از چنين فضايي ناراحت بودند تعدادي از مومنين با شكايت به ديوان عدالت اداري خواهان بررسي موضوع شدند و ديوان بر اساس نظر شوراي محترم نگهبان حكم به ابطال عضويت اين عضو داد. پس از صدور حكم، فضاي رسانه‎اي سنگيني ضد شوراي نگهبان و در جهت مظلوم نمايي اقليت‎ها در برخي رسانه‎ها شكل گرفت و زمينه‎اي براي تبديل آن به قانون در مجلس فراهم آمد! رياست مجلس كه خود از مدافعان حضور اقليت‎ها در شوراها بود طي سخناني با نظر شوراي نگهبان به مخالفت برخاست و سرانجام زمينه طرح حضور اقليت‎ها باقيد دو فوريت در مجلس فراهم آمد و به رغم حاضر نبودن اعضاي شوراي نگهبان در زمان بررسي اين طرح دو فوريتي، به تصويب 152 نفر از نمايندگان رسيد. مجددا شوراي نگهبان اين مصوبه را خلاف شرع و قانون اساسي دانست و آن رابه مجلس ابلاغ كرد. ظاهرا آقاي لاريجاني بنا دارد به‎عنوان مصوبه اختلافي، آن را به مجمع بفرستد؛ گويا اين بار اميد دارند با آتش تهيه‎اي كه در رسانه‎ها به روي شوراي نگهبان مي‎ريزند و با رايزني‎هايي كه قرار است در مجمع انجام گيرد آن را به تصويب برسانند و براي هميشه راه را براي حضور اقليت‎ها بر اركان تصميم گيري نظام باز كنند. در اين باره نكاتي چند حائز اهميت است:
1. به نظر مي‎رسد موضوع اقليت ها، يك بهانه است و جريان مدعي اصلاح طلبي كه امروز سنگ اقليت‎ها را به سينه مي‎زند به دنبال هدف خودش يعني تغيير تدريجي نظام از اصول و آرمان‎هاي خودش باشد. اگر آن‎ها موفق شوند اين موضوع را كه با نظر شوراي نگهبان هم مخالف شرع و هم قانون اساسي دانسته شده، با بردن به مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب برسانند راه براي اقدامات بعدي فراهم خواهد شد. به‎عنوان نمونه ممكن است حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان را در دستور كار قرار مي‎دهند و بعد با مخالفت شوراي نگهبان به مجمع تشخيص مي‎رود و با لابي و رايزني به تصويب خواهند رساند. و در گام بعدي لايحه افزايش اختيارات رييس جمهور يعني همان لوايح دو قلو كه مدعيان اصلاح‎طلبي در دولت آقاي خاتمي، به دنبالش بودند و سرانجام با مخالفت شوراي نگهبان و مخالفت‎هاي مردمي مجبور به پس گرفتن از مجلس شدند، در قالب طرح دوفوريتي در مجلس مطرح خواهد شد و بعد از آن، چه بسا طرح حذف مطلقه بودن ولايت ولي فقيه و از كار انداختن اصول مربوط به آن و... در دستور كار قرار خواهد گرفت. امري كه در سال‎هاي دولت و مجلس اصلاحات به دليل مقاومت شوراي نگهبان و هوشياري نخبگان و مردم در نطفه عقيم ماند. بي‎ترديد اگر بزرگان علما و شخصيت‎هاي دلسوز اسلام و انقلاب در حوزه‎ها و در مجمع تشخيص مصلحت نظام در مقابل اين جريان خطرناك نايستند و چنين فرآيندي باب شود ديگر چيزي از اسلام و قانون اساسي باقي نخواهد ماند.
2. شاهد بر مدعاي فوق، برخي مقالات به ظاهر علمي است كه قلم به مزدهايي در جهت مشروعيت بخشي به چنين مصوبه‎اي مي‎نويسند و برخي روزنامه‎ها نيز كه با بودجه بيت‎المال مسلمين اداره مي‎شوند آن را با آب و تاب گزارش مي‎كنند! در يكي از مقاله‎ها آمده است: «نكته مهم و كليدي در تفسير امام خميني از قاعده نفي سبيل اين است كه وقتي در جايي مانند جمهوري اسلامي ايران قدرت اصلي در حكومت در اختيار مسلمين است و دولت اسلامي حكومت مي‎كند و غير مسلمين ذيل حاكميت مسلمين و در چارچوب قوانين جاري عمل مي‎كنند، داشتن مسؤوليت توسط آنان در بدنه حكومت به معناي سلطه بر مسلمين نيست‎» سپس با طعنه و تمسخر به شوراي نگهبان مي‎نويسد:«لازمه نگاه موسع ما در تفسير قاعده نفي سبيل، اين است كه همين اقليت‎ها از تمام پست‎هاي مديريتي در بخش‎هاي دولتي و عمومي و خصوصي در سطوح مختلف محروم باشند و حتي به‎عنوان نمونه در يك مهد كودك يا درمانگاه يا كارگاه نيز كه به گونه‎اي مربوط به مسلمانان شود، نتوانند عهده دار مسؤوليت و پست مديريتي گردند...» همان‎گونه كه روشن است، جريان مدعي روشنفكري و اصلاح‎طلبي در موضوع شوراها متوقف نخواهد شد و پس از اين مصوبه، به دنبال حاكميت يهود بر ساير اركان نظام بر خواهد آمد! چراكه طبق اين تفسير حتي براي تصدي رياست جمهوري و رياست بر مجلس شوراي اسلامي نيز مانعي وجود نخواهد داشت زيرا اين پست‎ها هم در ذيل حكومت اسلامي تفسير مي‎شوند و به مرور زمان شرط اسلام را از رئيس جمهور حذف خواهند كرد.
3. برخي از فتنه‎گراني كه در سال 88 در خط مقدم فكري اين جريان قرار داشتند امروز به بهانه طرح حضور اقليت‎ها و نقد شوراي نگهبان، به امام خميني(ره) حمله‎ور شده‎اند. در اين باره و در باب اظهارات يكي از اعضاي شوراي نگهبان در مبنا قرار دادن نظر حضرت امام(ره) درباره شرط اسلاميت براي عضو شوراي شهر و روستا مي‎نويسد: «از نگاه موازين شرعي و به‎ويژه پس از رحلت ايشان، اين پرسش كليدي وجود دارد كه در امر قانون گذاري براي كشور كه طبعا بايد از مسير تاييد نهاد شوراي نگهبان بگذرد، دستورها يا فتاواي آن فقيه بزرگ چه جايگاهي دارد؟... پيداست جايگاه رهبري در جامعه به‎ويژه پس از درگذشت، از نگاه شرعي امتيازي براي «‎فتاواي كلي» وي پديد نمي‎آورد و فقهاي شورا با فرض ناديده گرفتن نظر فقهي خود مي‎توانند و بلكه بايد آن فتوا را كه با نظام حقوقي موجود سازگارتر و كارآتر است برگزينند.» وي سپس فردي را معرفي مي‎كند كه فتاوايش مبناي نظام حقوقي موجود قرار گيرد؛ فردي كه سال‎ها پيش به دليل صدور فتاواي بي‎مبنا و بر خلاف شرع و اسلام، از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم فاقد صلاحيت مرجعيت شناخته شد. وي مي‎افزايد: «اگر كسي مانند استاد محترم حضرت آيت‎ا... صانعي ميان غير مسلمان و كافر فرق بگذارد، طبيعي است كه قريب به اتفاق غير مسلمين چنان كه ايشان خود تصريح كرده‎اند از قلمرو قاعده نفي سبيل بيرون مي‎روند» و مي‎توانند تمامي پست‎هاي كشوري كه در اختيار مسلمانان است متصدي شوند.
4. آن‎چه در يزد اتفاق افتاد مي‎تواند نمونه‎اي براي بقيه كشور باشد؛ بافت جمعيتي در مركز استان يزد از اين قرار است 600 هزار مسلمان و 2000 زردشتي؛ يعني زردشتي‎ها به طور تقريبي داراي حداكثر 700 راي در مركز استان هستند ولي فرد زردشتي در ميان 260 هزار آراي ريخته شده در صندوق با 21 هزار راي در رتبه پنجم ليست اعضاي شوراي شهر يزد قرار گرفت. آخرين نفري كه در يزد به شورا وارد شده داراي 17 هزار راي مي‎باشد. بسياري از مردمي كه به اين شخص راي داده‎اند اطلاعي از مذهب وي نداشته‎اند. بي‎ترديد با اين مصوبه مجلس راه براي ساير اقليت‎ها نيز باز مي‎شود. بر اساس اين مصوبه ممكن است در استان‎ها و شهرها و روستاهاي مختلف ليست‎هايي با نام‎هاي بسيار جذاب و زيبا مانند ليست «پيشگامان سازندگي» تهيه شود و با تبليغات گسترده و حتي خريد و فروش راي كه اين روزها متاسفانه باب شده است، اكثريت شوراي شهر يا روستا را در اختيار بگيرند. در اين صورت شوراي اسلامي شهر به سان موذني يهودي خواهد بود كه به دليل خوش صدايي براي مسلمان‎ها اذان مي‎گفت و در اذان اعلام مي‎كرد «به قول مسلمان‎ها اشهد ان محمدا رسول‎ا...!»
5. عجيب اين‎كه در مصوبه مجلس در تبصره 2 ماده 1، اعتقاد و التزام عملي داشتن به اصول دين خود از سوي اقليت‎هاي ديني، را شرط كرده‎اند كه از سوي شوراي نگهبان خلاف موازين شرع شناخته شد. جاي بسي شگفتي است كه از ديد نمايندگان مسلمان براي صلاحيت يك عضو يهودي در شوراي اسلامي شهر مسلمانان، اعتقاد و التزام عملي به اصول دين يهود لازم است! يعني چيزي بدتر از طنز بالا؛ كه موذن يهودي براي ما مسلمانان اذان مي‎گفت، يك يهودي را وكيل خودمان انتخاب كنيم تا اهداف يهوديت را به پيش ببرد!!