صفحه فرهنگي-اجتماعي

صنعت «مد» چگونه جهان در حال توسعه را به نابودي مي كشاند؟

از جمله گزاره‎هاي مهم در طول تاريخ نظام سرمايه‎داري، تلاش اين مكتب، براي تامين منافع خود به هر قيمت است؛ منافعي كه بهاي آن حتي جان انسان‎ها مي‎تواند باشد. مصاديق زيادي را مي‎توان نام برد.

يكي از اين مصاديق، صنعت مد است؛ صنعتي به غايت خوش آب و رنگ و در عين حال استثمارگر. با تبيين صنعت فشن و مد به خوبي مي‎توان به عمق سودجويي و بي‎تفاوتي نظام سرمايه‎داري به نظام طبيعي و بشري پي برد و اين نتيجه را كاملا آشكار كرد كه اساسا نظام سرمايه داري جز حفظ و تامين منافع «ابر طبقه» به هيچ چيز ديگري نمي‎انديشد. متاسفانه اكثريت مردم جهان و حتي بسياري از نخبگان، از صنعت مد و رويدادهاي رخ داده در آن و تبعاتي كه براي نظام جهاني داشته بي‎خبرند و كم‎تر كسي مي‎داند كه اين صنعت براي بقاي خود به بي‎رحمانه‎ترين شكل ممكن به استثمار كشورهاي فقير پرداخته و از سوي ديگر با دامن زدن به مصرف‎زدگي، انواع معضلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و حتي زيست محيطي را نصيب بشريت كرده است.

روشن است كه تمامي اين چرخه در اختيار معدود كلان سرمايه‎داران جهاني قرار دارد؛ سرمايه‎داراني كه سعي در توليد محصولاتي با حداقل قيمت تمام شده و حداكثر قيمت فروش دارند و براي رسيدن به اين هدف از هيچ عملي فروگذار نمي‎كنند. طي گزارشي كه توسط مكنزي، شركت مشاور مديريت جهاني، ارائه شده ارزش صنعت فشن به رقم تقريبي 2.4 تريليون دلار رسيده است؛ رقمي سرسام آور كه نشان دهنده بزرگي اين صنعت در عرصه جهاني است.

طبق آمارهاي موجود، اكثر مراكز پوشاك دنيا در ايالات متحده و كشورهاي توسعه يافته قرار دارند اما بيش از ۶۰ درصد لباس‎هاي دنيا در كشورهاي در حال توسعه توليد مي‎شوند كه 32 درصد از اين تقاضا را آسيا تامين مي‎كند.

شايد در نگاه اول شنيدن اين گزاره‎ها چندان منفي به نظر نرسد و حتي نكته‎اي مثبت براي اقتصاد جهاني دانسته شود اما آن‎چه اين تصور را باطل مي‎كند روش ظالمانه توليد و آسيب‎هاي فراوان اين صنعت است. داده‎هاي مختلف نشان مي‎دهند اين صنعت بعد از صنعت نفت، آلاينده‎ترين صنعت جهان محسوب مي‎شود. متاسفانه بيش از 25 درصد مواد شيميايي‎ موجود در جهان براي توليد در نساجي به كار گرفته مي‎شود. بر اساس تخمين بانك جهاني حدود 20 درصد آب‎هاي آلوده صنعتي در جهان توسط صنايع نساجي توليد مي‎شود. اين صنعت بعد از صنعت كشاورزي دومين آلاينده‎ منابع آب‎ شيرين در جهان است. به‎عنوان مثال، پنبه از لحاظ توليد آلودگي و خطرهاي زيست‎محيطي، آسيب‎رسان‎ترين محصول كشاورزي است؛ از سوي ديگر كشت پنبه به آب زيادي نياز دارد و همين مساله موجب فشار به منابع آبي مناطقي كه پنبه در آن‎ها كشت مي‎شود مي‎شود.

متاسفانه مشكلات صنعت مد محدود به آسيب‎هاي زيست محيطي نيست بلكه بنيان‎ اين صنعت بر پايه بهره‎برداي از كشورهاي ضعيف‎تر طراحي شده است. كلان سرمايه‎داران اين صنعت براي كاهش قيمت تمام شده، محل توليد اجناس را به كشورهاي ضعيف و فقيري نظير بنگلادش انتقال مي‎دهند تا علاوه بر كاهش هزينه تمام شده، كشورهاي خود را از صدمات زيست محيطي كه توسط اين صنعت ايجاد مي‎شود در امان نگه دارند.

بنگلادش از جمله كشورهايي است كه به ظالمانه‎ترين شكل ممكن بار صنعت مد را بر دوش كشيده و برده‎وار براي نظام سرمايه داري كار مي‎كند. اين كشور 128 ميليوني تبديل به كارگر بي‎جيره و مواجب ابر سرمايه داران صنعت مد شده است؛ بنگلادش داراي رتبه دوم در صادرات لباس بوده و با 26 ميليارد دلار گردش مالي سهم 80 درصدي صادرات اين كشور را رقم زده است. طبق آمارهاي موجود، جمعيتي بين 4 تا 5 ميليون بنگلادشي با دستمزد بسيار پايين و با حداقل امكانات در 5000 كارخانه توليد پوشاك مشغول به كار هستند كه بيش از 80 درصد اين جمعيت را زنان تشكيل مي‎دهند.

نكته قابل توجه آن‎كه اين كشور تا پيش از سال‎هاي مياني ۱۹۸۰ توليد كننده الياف كنف بود اما پس از حضور صندوق بين الملي پول و بانك جهاني به‎عنوان دو بازوي نظام كاپيتاليسم، اين كشور به سمت خصوصي‎سازي و كاستن از حمايت‎هاي دولتي رفته و با افزايش واردات، صنايع محلي به نابودي كشيده شد؛ امري كه مسببين داخلي آن حزب‎هاي قدرتمند سياسي، ارتشيان و فرزندان خانواده‎هاي مرفه بودند.

هم اكنون كمپاني‎هاي بزرگ و متعددي نظير رالف لورن، آرمان و هوگو باس را مي‎توان نام برد كه محصولات خود را در اين كشور توليد مي‎كنند. اين كمپاني‎ها با تحميل قراردادهاي استعماري به شركت‎هاي واقع در اين كشور منويات خود را به آنان ديكته كرده و حتي از مهيا كردن حداقل امكانات نظير مكاني امن براي توليد لباس‎ها خودداري مي‎كنند. در طول سال‎هاي اخير به دليل نبود حداقل امكانات ايمني، حوادث متعددي نظير آتش سوزي در اين مراكز توليدي رخ داده و هزاران نفر از كارگران را به كام مرگ كشانده است. به‎طور مثال در سال 2012 ميلادي كارخانه تزرين فشنز(TAZREENFASHIONS) به دليل آتش سوزي دچار آسيب‎هاي فراواني شد و در آن‎جا 112 نفر كشته شدند. در اين كارخانه سه هزار كارگر كه عموم آنان از زنان جوان مستمند روستاهاي اطراف بودند تنها براي گرفتن ۳۰ يورو در ماه قرباني شركت‎هاي نامداري چون ديسني(DISNEY)، والمارت و گروه فرانسوي تدي اسميت(TEDDYSMITH) شدند.بدترين فاجعه در پايتخت صنعت برده‎داري مد، مربوط به سال 2013 ميلادي است. در اين سال كارخانه‎ نساجي رانا پلازا(RANAPLAZA) به دليل فرسودگي و نداشتن حداقل الزامات ايمني دچار حريق و تخريب شد كه در نهايت اين حادثه به كشته شدن 1134 نفر از كارگران انجاميد كه اكثريت آنان از زنان فقير بودند.

نكته قابل توجه آن است كه حجم بسيار بالايي از اين توليدات انبوه كه به بهاي خون ده‎ها هزار انسان بي‎گناه تمام مي‎شود، نه از سر نياز، بلكه به سبب سودآوري هر چه بيش‎تر كمپاني‎هاي نامي است. صاحبان اين صنعت براي دست‎يابي به اين هدف به هر حربه‎اي دست زده و با برندسازي محصولات خود و استفاده از تخصصي‎ترين شيوه‎هاي تبليغ به اغواگري در سطح جهان پرداخته و در هر روز، هفته، ماه و سال با به راه اندازي بازي مد و الگوي فست فشن(FASTFASHION) به شتاب دهي سيكل توليد تا فروش مي‎پردازند تا با صرفه جويي در هزينه‎ها و كاهش قيمت‎ها به سود بيش‎تري دست يابند. متاسفانه در انتهاي اين چرخش بخش قابل توجهي از اين محصولات راهي خاك‎چال‎ها مي‎شوند. فقط در كشور بريتانيا، ساليانه بيش از ۳۵۰ هزار تن لباس در خاك‎چال‎ها دفن مي‎شود تا چرخ صنعت مُد بچرخد.

منبع: مشرق نيوز

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
كسانى كه كفر ورزيدند از اهل كتاب و مشركان، (از راه انحرافى خود) دست برندارند تا آن كه دليل روشنى برايشان بيايد.
پيامبرى از سوى خدا كه كتاب(آسمانى) را تلاوت كند.
در آن‎ها نوشته‎هايى استوار و با ارزش است.
كسانى كه به آنان كتاب داده شد، متفرّق نشدند مگر بعد از آن‎كه برهان روشن برايشان آمد.
(1-4، بينه)
پيام ها
1. بدون دليل روشن انتظار نداشته باشيد كه مردم دست از عقيده و راه خود بردارند.
2. در اتمام حجّت، كفّار و مشركان از يكديگر جدا نيستند. خداوند براى همه مردم، چه كفّار و چه مشركان، با فرستادن بينه، اتمام حجّت مى‎كند.
3. از اهل كتاب توقع بيش‎ترى است.(در آيه اول سخن از اهل كتاب و مشركان بود ولى در آيات بعد انتقاد تنها از اهل كتاب است.)
4. اتمام حجت خداوند از طريق پيامبرى آسمانى و كتاب پاك است.
5. قرآن از هر خطا و انحراف و لغو و باطل وتحريف دور است.
6. در قرآن، دستورات قوام بخش است.
7. قرآن هم خود كتابى معتدل و دور از اعوجاج است و هم سبب اعتدال و قوام جامعه است.
8. با وجود هواى نفس، علم و دانش مشكل‎گشا نيست. اهل كتاب حق را به روشنى فهميدند ولى به‎خاطر هواهاى نفسانى، دست‎خوش تفرقه شدند.

 پرتوي از حكمت

انسان كي به آرامش مي رسد؟!

استاد ميرباقري:
معني اطمينان نفس اين است: «ِأَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب». يعني اگر كسي به مقامي رسيد كه خداي متعال به او توجه پيدا كرد و متوجه او شد و او هم متوجه خدا شد، اين شخص به مرحله آرامش مي‎رسد. قبل از آن، آرامشي نيست. آدمي كه روي موج، خانه مي‎سازد، او، آرام نيست. خب، موج است ديگر. موج زير پاي انسان مي‎لغزد.»

 بوستان حكايت

هرگاه خلافي مرتكب مي شدم، مادرم نمي گذاشت در خانه كار كنم!

مرحوم آيت‎ا... حائري شيرازي:
خدا رحمت كند مادرم را. يكي از راه‎هاي تربيت وي اين بود كه هرگاه از ما خلافي مي‎ديد، ديگر كار به ما نمي‎داد؛ يعني ظرف شستن و دوخت و دوز و مانند آن‎ها را از ما سلب مي‎كرد و از اين طريق كار را پيش ما ارزشمند مي‎ساخت. امروزه بسياري از ما دقيقاً كار را بالعكس مي‎كنيم؛ يعني وقتي بچه خلافي كرد او را به كار وا مي‎دارند يا اگر اذيت كرد، كار او را دو برابر مي‎كنند. در نتيجه، چنين بچه‎اي كار را تنبيه تلقي مي‎كند، در حالي كه ما بيكاري را به‎عنوان تنبيه تلقي مي‎كرديم.