صفحه حوزه و دانشگاه

واكنش نخست وزير بريتانيا به سبك زندگي غربي با تشكيل « وزارت تنهايي»
تنهايي واقعيت تلخ زندگي مدرن است

ترزامي نخست وزير انگلستان پس از توصيه‎هايي كه توسط كميسيون جو كاكس كه موج گستردگي تنهايي را ارائه داده تريسي كرائوچ وزير ورزش بريتانيا را براي اين وزارت خانه تازه تاسيس انتخاب كرد تا فعاليت «هلن جو كاكس» سياستمدار فقيد را پيش ببرد.

اعلام تشكيل «وزارت تنهايي» توسط انگلستان خبر عجيبي بود كه تركيبي از بهت، استقبال و البته تلنگر را در جهان غرب رقم زده است. قاره سبز كه با گذشت يك سال هنوزاز شوك راي مثبت مردم انگلستان به همه پرسي جدايي اين كشوراز اتحاديه اروپا موسوم به برگزيت بيرون نيامده است، با اقدام حيرت آور ديگري اين بار از سوي دولت انگلستان مواجه شده است. كاكس از اعضاي حزب كارگر و عضو پارلمان در ژوئن ۲۰۱۶ در يوركشاير غربي، مورد حمله با چاقو و تيراندازي قرار گرفت و كشته شد. از جمله كارهايي كه كاكس پايه گذاري كرده بود دنبال كردن موضوع «كميسيون تنهايي» بود. مسأله «تنهايي» در بريتانيا از آن‎جا اهميت دارد كه به اذعان صليب سرخ انگلستان، بيش از ۹ ميليون نفر از جمعيت ۶۵,۶ ميليوني مردم اين كشور، خود را اغلب يا هميشه تنها توصيف مي‎كنند و آمارهاي دولتي نشان مي‎دهد كه بيش‎تر شهروندان بالاي ۷۵ سال بريتانيا تنها زندگي مي‎كنند و براي حدود ۲۰۰ هزار نفر از افراد كهنسال، پيش آمده كه بيش از يك ماه با دوست و اقوام خود صحبت نكرده اند؛ مسأله‎اي كه نخست وزير بريتانيا را وادار به واكنش درباره «مدرنيته» كرد؛ ترزا مي‎طي اعترافي جالب توجه و معنادار در اينباره گفت: «براي تعداد زياد از حدي از مردم، تنهايي واقعيت تلخ زندگي مدرن است.» كارل لاوترباخ، سياستمدار و كارشناس صحت از حزب «سوسيال دموكرات» به روزنامه آلماني «بيلد» گفت كه براي برخي افراد بالاي ۶۰ سال، تنهايي «خطر مرگ را به همان اندازه بالا مي‎برد كه فردي به شدت سيگار بكشد.»

بايد يادآور شد تنهايي رو به فزوني در غرب مدرن كه به گفته مارك رابينسون، مقام ارشد بزرگترين سازمان خيريه بريتانيا همراه بيماري‎هاي قلبي عروقي، زوال عقل، افسردگي و اضطراب است، تازه‎ترين ارمغان تاريكي سبك زندگي مدرنيته‎اي است كه انسان‎ها را براي سالها به اعتبار منسوخ دانستن ارزش‎هاي انساني از قبيل تشكيل خانواده و زندگي اجتماعي و با نشان دادن سراب‎هاي پوچي از كسب رضايت و شادابي، در جزيره وسيع تنهايي شان محصور كرده است. مدرنيته‎اي كه امروزه در تمامي ابعاد و گستره نفوذش به بن بست رسيده است، نسخه شفابخشش در اجتماع به تنهايي و انزوا ختم مي‎شود، در اقتصاد 99 درصد جامعه را استثمار مي‎كند و در فرهنگ هشتگ MeeTo (من هم همينطور - اشاره به مورد تعرض وتجاوز گرفتن-) را ترند مي‎كند. تصوير حقيقي غرب امروز كه ديگر به واقعيتي انكارناپذير بدل گشته است نه بازنمايي رسانه‎اي از معرفي اين كشورها به‎عنوان الگوي توسعه تمام عيار است و نه القابي مانند غول اقتصادي و قطب فرهنگي - اجتماعي و تجلي آزادي‎هاي مدني است كه پشت همه اين دستاوردهاي به ظاهر دست نيافتني انسان‎هايي منزوي زندگي مي‎كنند، بلكه تصويري است كه ترزا مي‎ترسيم مي‎كند: «واقعيت تلخ زندگي مدرن» و مايكل لومن پروفسور روانشناسي دانشگاه بوخوم آلمان آن را اينگونه تكميل مي‎كند: «يك چرخه فلاكت.»

پروفسور توماس ياگر:
انقلاب اسلامي ايران انقلابي عليه نظام ليبرال غربي و به خصوص قدرت برتر آن، آمريكا بود

پروفسور «توماس ياگر»، صاحب كرسي سياست بين‎الملل و سياست خارجي دانشگاه كلن آلمان و عضو هيأت علمي مؤسسه سياست اروپايي در آلمان در مصاحبه‎اي با خبرنگار تسنيم، درباره روابط بين غرب و جمهوري اسلامي ايران در دوران انقلاب نيز گفت: انقلاب اسلامي ايران انقلابي عليه نظام ليبرال غربي و به‎خصوص قدرت برتر آن، آمريكا بود. وي در ادامه افزود نفوذ آمريكا بر محمد رضا پهلوي را ـ كه عليه سياست‎هاي وي همچنين در غرب هم اعتراضات بزرگي وجود داشت ـ مي‎توان به‎عنوان دليلي براي وقوع انقلاب اسلامي در ايران دانست، از اين نظر انقلاب اسلامي ايران يك انقلاب ضدآمريكايي بود. اشغال سفارت آمريكا در تهران از همان ابتداي انقلاب روابط بين آمريكا و ايران را نمايان كرده و همچنين در تعريف مناسبات بين غرب و ايران تعيين كننده بود. اين مناسبات در دوران انقلاب بدتر از قبل شده و منجر به خصومت طولاني‎مدت در روابط بين ايران و آمريكا شد.اين كارشناس آلماني در ادامه سخنانش اظهار داشت: هيچ كس نمي‎داند تاريخ چگونه رقم مي‎خورد اگر انقلاب اسلامي در ايران شكل نمي‎گرفت. اما با انقلاب اسلامي ايران اين كشور به‎دليل منابع و چشم‎انداز جهاني به يك قدرت تعيين كننده در منطقه تبديل شده و قدرت منطقه‎اي آن امروز نسبت به سال‎هاي گذشته بيش‎تر است. وي درباره هشت سال جنگ بين ايران و عراق نيز گفت: جنگ بين ايران و عراق براي انسان‎ها يك فاجعه بود كه قربانيان زيادي گرفت. حدود يك ميليون نفر در اين جنگ جان خود را از دست دادند و بعد از هشت سال منجر به آتش‎بس شد. در اين جنگ دو ايدئولوژي سياسي متفاوت رودرروي هم قرار گرفتند كه با اختلافات ارضي و جست‎وجو براي منافع اقتصادي همراه بود. اين كارشناس برجسته آلماني با اشاره به حمايت آمريكا و كشورهاي سني منطقه از عراق در جريان اين جنگ گفت: آن‎ها اميدوار بودند كه عراق ايران را از نظر سياسي منزوي نگهدارد به گونه‎اي كه انقلاب اسلامي نتواند به ديگر كشورها منتقل شود.

 حوزه و دانشگاه

آيت‎ا... يزدي:
جامعه نمي پسندد كه روحاني اهل تجمل و زندگي تشريفاتي باشد

اشاره: آن‎چه پيش روي شماست، گزيده گفت‎وگويي با آيت‎ا... يزدي، رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم، است كه به نقل از خبرگزاري رسا تقديم شما مي‎شود.
با توجه به اين‎كه گفتمان انقلاب اسلامي بايد يكي از مهم‎ترين خطوط بنيادي حوزه‎هاي علميه باشد، نقش روحانيت و علما در شكل گيري انقلاب اسلامي و پاسداري از آن چيست؟
بسم‎ا... الرحمن الرحيم. انقلاب در اصل و در حقيقت حادثه‎ معجزه‎گونه‎اي است كه به دست امام راحل رضوان‎ا... تعالي عليه انجام گرفت كه توانست نظام طاغوتي شاهنشاهي را كنار بگذارد و حاكميت اسلام را كه به دست روحانيت انجام گرفت محقق كند. دشمن الان دنبال اين است كه بگويد روحانيت نقشي نداشته است؛ در حالي كه امام در حقيقت يك تنه وارد شدند و به تدريج شاگردان امام پيروي كردند، بعد دوستان ديگر پيروي كردند، از دانشگاهيان، از بازاريان و ادارات و آهسته‎آهسته ساير طبقات روحاني همراهي كردند و بالاخره در طول يك مدت سيزده چهارده سال در تبعيد و در خود قم و فراز و نشيب‎ها كه تاريخ همه را ضبط كرده، اين‎ها اثر داشته تا اين‎كه انقلاب بحمدلله به پيروزي رسيد و مخصوصا مديريت ده ساله اول خود حضرت امام رضوان‎ا... تعالي عليه و كيفيت مديريت در برابر آن مشكلات عظيم داخلي و خارجي، هم شورش‎هاي مختلفي كه از نظر قوميت و از نظر روش‎هاي قبلي در استان‎هاي مختلف كشور دشمن به وجود آورد، با اين شورش مقابله شد و هم جنگ تحميلي و يا دفاع مقدس هشت ساله، مديريت امام نشان داد كه بيش‎ترين نقش را روحانيت داشته است.
در هر صورت جواب سؤال شما اين است كه روحانيت بيش‎ترين نقش را در ايجاد انقلاب و تحقق حاكميت جمهوري اسلامي و حفاظت از آن داشته و دارد و خواهد داشت، هم‎اكنون رهبري ادام‎ا... ظله الشريف دارند اين نظام را اداره مي‎كنند. اگر ما به دقت نگاه كنيم از بعد از رحلت حضرت امام تا الان حوادثي كه پيش آمد و برخوردهايي كه رهبري با آن حوادث داشتند، نشان مي‎دهد كه بيش‎ترين نقش را رهبري داشتند و وقتي رهبري يك مطلبي را گفتند حالا چه اعضاي خبرگان حمايت كردند و چه دولت‎ها، چه ائمه جمعه و چه مراجع عظام و مدرسين و طلاب حمايت كردند، حوزه در هر حال كلا اين‎ها همراه انقلاب بودند و هستند. اگر از اين مطلب سوء استفاده مي‎شود كه چون رهبري اواخر فرمودند حوزه‎ها بايد انقلابي بماند يعني شبهه‎اي در انقلابي‎بودن حوزه پيش آمده باشد، خوب ممكن است گفته شود كه حوزه الان كه ديگر حوزه انقلابي نيست، در حالي كه چنين نيست، همين الان هم اكثر قريب به اتفاق اعضايي كه حوزه را تشكيل مي‎دهند از مراجع و مدرسين و طلاب با انقلاب بودند و هستند و خواهند بود، بيش‎ترين نقش را روحانيت داشته و دارد.
رسالت حوزه‎هاي علميه و روحانيت در مواجهه با آسيب‎ها و ناهنجاري‎هاي اجتماعي و فرهنگي چيست؟
ابتدا ببينند كه روحانيت در كل آيا در تجمل‎گرايي و دنيا و توجه به زندگي و اين‎ها بيش‎تر شده يا نه! توجه‎اش به معنويت و اخلاق و علم و تكامل معنوي بيش‎تر شده يا نه؟ و اگر خداي ناكرده گرايش آن‎ها به دنيا بيش‎تر شده بايد به بزرگان تذكر داده شود و حوزه‎ها در همين اجلاس‎ها مطرح كنند كه بگويند دنياگرايي و در حقيقت زندگي تجملي، شما را از جامعه جدا مي‎كند و جامعه نمي‎پسندد كه روحانيت اهل تجمل و زندگي تشريفاتي باشد، وقتي زندگي‎اش تجملي و تشريفاتي شده از او فاصله مي‎گيرند، روحانيت بدون مردم نمي‎تواند خودش را حفظ و نگهداري كند.
با توجه به اين‎كه جهان اسلام با تحولات گوناگوني مواجه شده است، نقش و تأثيرگذاري ولي‎فقيه را در اين تحولات چگونه ارزيابي مي‎فرماييد؟
اگر كسي با مسائل سياسي آشنا باشد بدون تأمل ‎خواهد گفت كه بيش‎ترين نقش را مرجعيت و ولايت فقيه داشته است. من مرجعيت را مي‎گويم در كنار ولايت فقيه يعني اگر ولي فقيه و متصدي حاكميت، مرجعيت داشته باشد نفوذ كلامش در برد مرجعيت به مراتب بيش‎تر است تا در برد حاكميت و الان در كشور مي‎بينيم كه مقام معظم رهبري وقتي وارد يك بحثي مي‎شوند درباره‎ شرايط دنيا و اوضاع و احوال فعلي برد اين مسأله چقدر است. مثلا در آمريكا يا رژيم غاصب اسرائيل كه دشمن شناخته شده ما هستند وقتي رهبري يك جمله‎اي مي‎گويند مي‎بينيم كه آقايان ناچار مي‎شوند در مذاكرات و تصميمات‎شان تعديل كنند. در همين بخش من مي‎خواهم مثال بزنم به فتاواي آيت‎ا... سيستاني در عراق كه ملاحظه مي‎كنيد همين حشدالشعبي توانست با داعش برخوردهاي تندي داشته باشد به‎گونه‎اي كه خيلي از مناطق در اشغال داعش را پس گرفتند.
بنابراين، ولايت فقيه و مرجعيت بيش‎ترين نقش را داشته است و فتواي خود رهبري و فتواي آيت‎ا... سيستاني حفظه‎ا... تعالي نقش بالايي دراين‎باره داشته است كه با داعش در عراق و يا در سوريه و در جاهاي ديگر مقابله شود.
با توجه به اين‎كه جمهوري اسلامي ايران به‎عنوان يكي از قدرت‎هاي جهان اسلام حضور مؤثري دارد، روحانيت و حوزه‎هاي علميه چه رسالتي در عرصه‎ ثبات و قدرت جمهوري اسلامي ايران بر عهده دارند؟
در درجه اول روحانيون بايد خودشان و زندگي‎شان و شرايط ارتباطات با مردم را متناسب و اسلامي كنند، يعني روحانيت امروز بايد رنگ معنوي‎اش را نسبت به رنگ مادي تقويت كند. شما برويد زندگي فردي و شخصي رهبر را ببينيد كه زندگي شخصي‎اش در چه وضعيتي است، زندگي شخصي‎اش مثل زندگي من و شما است، حالا زندگي رهبري حساب جدايي دارد، برويد خانه و زندگي آيت‎ا... سيستاني را ببينيد در چه شرايطي هستند، بنابراين روحانيت اگر بخواهد كاري انجام دهد در درجه اول بايد خودش را از دنيا‎گرايي و تجمل‎گرايي و گرايش‎ها حفظ بكند. وظيفه‎ روحانيت آن است كه بتواند قدرت معنوي‎اش را حفظ كند.
روش‎هاي عملي و گفتار ما، رفتار و نشست و برخاست ما، زندگي ما؛ همه‎ اين‎ها در برابر دوربين‎هاي دنياست، هر چه اين زندگي‎مان متعارف و متناسب با عامه مردم باشد آن رابطه‎ معنوي را مي‎شود حفظ كرد ولي هر چه روحاني سراغ تجمل و تجمل‎گرايي و تشريفات برود، آن ارتباط معنوي آسيب مي‎بيند، خداي‎ناكرده اگر روزي آن نفوذ معنوي آسيب ببيند دشمن راحت‎تر مي‎تواند آن نفوذ ظاهري را هم از دست ما بگيرد ولي اگر نفوذ معنوي را حفظ كنيم دشمن هيچ كاري نمي‎تواند بكند.