صفحه فرهنگي-اجتماعي

چند كلمه حرف حساب درباره اشتغال بانوان

 مهدي قياسي

اشتغال بانوان، يكي از مسائل چالشي و بحث برانگيز در جامعه ايران است، برخي معتقد به ممنوعيت مطلق اشتغال بانوان براي كسب در آمد هستند، با اين استدلال كه نفقه و مخارج زن بر همسر او واجب است و اگر زنان به عرصه درآمدزايي در جامعه پا بگذارند شاهد كم‎شدن موقعيت شغلي براي مردان بيكاري خواهيم شد كه افرادي را تحت تكفل خود دارند و بر آن‎ها واجب است نفقه آن‎ها را بدهند.

در مقابل، افرادي به طور مطلق طرفدار اشتغال بانوان بوده، گويي قائل به تساوي زن و مرد حتي از لحاظ جسمي و نوع مسؤوليت آن‎ها در اجتماع هستند.

به هر دو نگاه اشكالاتي وارد است. اول اين‎كه طبق قانون ايران و اسلام، نفقه همسر و اولاد برعهده شوهر است و وي به لحاظ شرعي و قانوني بايد كليه مخارج خانواده خود را تهيه كند. بر هيچ صاحب منطق و خردي پوشيده نيست اين مردان در خصوص اشتغال و گرفتن مشاغل درآمدزا اولويت دارند و اين را مي‎توان حتي از حقوق زنان هم دانست؛ زيرا در صورت اولويت نداشتن اين مرد در جامعه، پايه‎هاي زندگي زني كه تحت تكفل اين مرد است سست مي‎شود و دغدغه‎مندان حقوق زنان هم بايد بر اولويت داشتن اين حق اشتغال اذعان داشته باشند.

دومين نكته حائز اهميت اين است؛ زني كه سرپرست خانواده نيست به دليل اين‎كه تحت تكفل پدر يا همسر است مخارج كم‎تري دارد؛ در نتيجه به حقوق و درآمد كم‎تري قانع است. از اين رو بسياري حاضر نمي‎شوند حقوق دوبرابر و طبق قانون كار را به يك مرد بدهند و ترجيح مي‎دهند يك زن را با نصف قيمت استخدام كنند.

سومين نكته اين است كه برخي افراد، استخدام زن را به خاطر جذابيت‎هاي جنسي موجب رونق بيش‎تر كار خود مي‎دانند و در نتيجه گاهي از زنان درخواست‎هاي ناهنجار همچون حجاب كم‎تر و آرايش بيش‎تر در محل كار دارند.

چهارمين نكته اين است كه به دليل بالا رفتن انتظارات و مصرف‎گرايي بيش‎تر، بسياري از خانواده‎ها به درآمد حاصل از اشتغال زن احساس نياز مي‎كنند.

با عدم زمينه‎سازي كار مناسب براي زنان، آن‎ها به كارهايي روي مي‎آورند كه در شأن‎شان نيست. از جمله مي‎توان رانندگي خودروهاي سنگين را نام برد كه با روحيات زنان سازگار نيست و زن را تبديل به يك مرد با روحيات سخت و خشن مي‎كند كه ديگر نقش مادري فراموش مي‎شود و هم جاي مردي را مي‎گيرد كه بيكار است و مي‎توانست در آن موقعيت شغلي كه مناسب روحيات و تخصص اوست باشد تا بتواند نفقه و مخارج همسر و فرزندانش را بدهد.

به‎راستي آيا وقت آن نشده كه مسؤولان به فكر زمينه سازي اشتغالاتِ متناسب با روحيات و وظايف زنان باشند؟ ما نمونه‎هاي موفقي مثلا در كميته امداد امام خميني(ره) داريم كه زنان را در كارهايي مانند خياطي، شيريني‎پزي، قاليبافي، صنايع دستي و غيره توانمند ساخته و فرصت مناسب را براي فروش محصولات آن‎ها مهيا مي‎كنند.

با اجرايي و همگاني شدن مدل‎هاي اصيل ديني، نه زن از دامن خانواده و تربيت فرزند جدا مي‎شود، نه نگاه جنسيتي به زن را كه براي فروش بيش‎تر كالا در برخي فروشگاه‎ها هست و مفاسد زيادي دارد شاهد خواهيم بود و نه جاي مرد بيكاري كه محتاج شغلي براي تامين نفقه زن و فرزندش است تصرف مي‎شود.

اين‎گونه، هم شاهد اشتغال سالم بانوان و هم كمك خرج شدن زنان در خانواده درصورتي كه ضرورتي براي اين كمك خرج شدن مي‎بينند خواهيم بود.

در حال حاضر شاهد عملياتي شدن اين توانمند‎سازي و زمينه‎سازي فروش محصولات در برخي مساجد هم هستيم. براي مثال اگر مجموعه‎اي تنها زنان را توانمند كند ولي زمينه‎اي براي فروش و درآمدزايي از آن توان نباشد، شاهد دلسرد شدن اين زنان و رفتن به سمت بازار كار خواهيم بود. از اين رو شايسته است تمام مسؤولان ذي ربط و نهاد‎هاي مردمي در اين راستا تلاش كنند. همچنين لازم است فرهنگ‎سازي‎هاي تربيتي در خصوص اشتغال زنآن‎صورت بگيرد تا شاهد اختلاف ميان زوجين پس از درآمدزا شدن زن نباشيم. مثلا فرهنگ سازي اين موضوع كه حتي پس از درآمدزا شدن زن، مسؤول امور خانه و خانواده زن و مسؤول امور اقتصادي خانه با حفظ حق مالكيت زن بر مال خود، مرد است و بهتر است فعاليت‎هاي اقتصادي خانه با تصميم نهايي مرد باشد تا شاهد اختلاف ميان زوجين نباشيم.

فرهنگ‎سازي اشتغال بانوان باتوجه به درآمدزا شدن بسياري از بانوان هنوز به خوبي صورت نگرفته است؛ از اين رو شاهد به هم خوردن بسياري از زندگي‎ها بوده‎ايم، چه بسيار زندگي‎هايي كه به خاطر در نظر نگرفتن غرور و غيرت و جايگاه مرد در خانه پس از درآمدزا شدن زن فرو ريخته است كه لازم است در برنامه‎ريزي و زمينه‎سازي براي اشتغال بانوان جايگاه اين فرهنگ‎سازي هم به خوبي ديده شود تا استحكام خانواده ايراني آسيبي نبيند.

منبع: خبرگزاري رسا

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

حادثه كوبنده* آن حادثه كوبنده چيست؟* و تو چه دانى آن حادثه كوبنده چيست؟* روزى كه مردم مانند پروانه‎ها پراكنده باشند.* و كوه‎ها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده.* پس هر كس كفّه‎هاى(عمل خيرش در) ترازويش سنگين باشد،* پس او در زندگى رضايت بخشى است.* ولى هر كس كفّه‎هاى(كار خيرش در) ترازويش سبك باشد،* پس در آغوش آتش است.* و تو چه دانى آن چيست؟* آتشى سوزان.*
(قارعه، 1-11)

پيام ها
1. قيامت، كوبنده مستكبران و روحيه‎هاى متكبّرانه است.
2. قيامت، فراتر از فكر بشر است. حتى پيامبر بدون بيان الهى از آن خبر ندارد.
3. قيامت، روز تحير و سرگردانى بشر است.
4. بهشت را به بها دهند نه بهانه.
5. زندگىِ سراسر شاد، مخصوص قيامت است؛ زيرا در دنيا در كنار كاميابى‎ها، دغدغه بيمارى، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست.
6. رضايت از زندگى، از نشانه‎هاى جامعه بهشتى است.
7. مبناى كيفر و پاداش، عمل است كه با ترازوى عدل سنجيده مى‎شود.

 پرتوي از حكمت

ولايت واقعي

آيت‎ا... انصاري:
ولايت واقعي و دوستي ائمه اطهار(ع) آن جايي مؤثر است كه انسان را سريع و بدون درگيري به معرفت و حقيقت برساند. انسان در سايه آن بزرگواران زودتر به نتيجه مي‎رسد و اين اثر ولايت حقيقي است. در حالي كه خود من مي‎بينم تا آخر عمر يك عده‎اي به خيال خودشان مجالس بر پا كرده و روضه‎خواني مي‎كنند و به سر و صورتشان مي‎زنند، ولي وقتي انسان وارد جزئيات زندگيشان مي‎شود مي‎بيند اين‎ها در باب معرفتي آن چنان كه بايد نيستند... ولايتي كه انسان را به معرفت نرساند و چشم‎هاي باطني انسان را روشن نكند و نتواند آسان حقايق را درك كند، ولايتي خود بافته است و تصويري بيش نيست.
منبع: كتاب در كوي بي‎نشان ها

 بوستان حكايت

آن چه بر فرشتگان نيز مخفي است!

حجت الاسلام دارايي نقل مي‎كند:
روزي خدمت آقا جان حضرت آيت‎ا... محمد كوهستاني رسيدم و عرض كردم اين جمله كه در دعاي كميل دارد: «وكنت انت الرقيب علي من ورائهم والشاهد لما خفي عنهم...؛ تو گواه و شاهد بر مني، از آن چه كه بر فرشتگان هم مخفي است.» آن چه چيزي است كه بر فرشتگان هم مخفي است؟ معظم له فرمود: خطورات قلبي است.