صفحه ادب و هنر

نگاهي به كتاب «مگر چشم تو درياست» اثر جواد كلاته عربي
خط به خط حماسه

 فهيمه اسماعيلي

«اين كتاب، روايت يك مادر است. روايت مادر 4 جوان برومند؛ يكي از يكي گيراتر؛ كه روزگاري از زير قرآن ردشان كرد، آب پشت‎شان ريخت و ازشان دل كند و دل نكند. مادري كه وقتي تنهاست، راه مي‎رود، با گوشه چادرش قاب عكس جوان‎هايش را پاك مي‎كند، درددل‎هايش را به‎شان مي‎گويد و با گوشه همان چادر، چشمش را خشك مي‎كند اما مادري كه وقتي مي‎نشيني كنارش، مثل روزهاي اول جنگ، آتشين حرف مي‎زند و وقتي از 4 فرزند شهيدش مي‎گويد، سر بالا مي‎گيرد، محكم حرف مي‎زند و زينب‎وار روايت فتح مي‎كند. مادري كه وقتي پرپر شدن گل‎هايش را يكي پس از ديگري مي‎بيند، رمق از پايش مي‎رود، زانو مي‎زند اما دوباره مي‎ايستد و به راهش ادامه مي‎دهد. مادري كه مادري‎هايش مال وقتي ا‎ست كه تنهاست. اين كتاب، روايت يك همسر است از يك مرد؛ مردي كه وقتي پشت تريبون نماز جمعه مي‎ايستاد و تفنگ به‎دست، مردم را به جنگ و جهاد و حمايت از حضرت امام و انقلاب فرامي‎خواند، خودش پيشاپيش، بچه‎هايش را فرستاده بود جنگ و شهيد داده بود. مردي كه پس از شهادت سومين فرزندش، فكر نكرد ديگر تكليفش را در قبال اسلام و انقلاب انجام داده و اين آخرين فرزندش را بگذارد براي روز پيري، عصايش باشد. كسي كه فكر مي‎كرد اگر جانمازش را جلوتر از مردم مي‎اندازد و پيش‎نمازشان مي‎شود، بايد در همه كارهاي ديگر هم جلوتر از همان مردم بايستد و پيشقدم‎شان باشد. باران وقتي مي‎بارد چطور بي‎منت بر سر همه خلق خدا فرود مي‎آيد، همان‎طور بود؛ امام همه جماعت شهر. امام جماعت باحجاب و بدحجاب، ريش‎دار و بي‎ريش، فقير و غني اما با اين همه، اين كتاب، روايت يك مادر است».

هميشه مقدمه‎ها در كتاب‎ها حرف‎هاي بسياري دارد و آن‎چه بالا خوانديد بخشي از مقدمه كتاب «مگر چشم تو درياست» اثر جواد كلاته‎عربي خاطرات مرحوم حجت‎الاسلام والمسلمين جنيدي و شهيدان محمد، عبد‎الحميد، نصر‎ا... و رضا جنيدي به روايت همسر مرحوم جنيدي و مادر شهيدان است. اين مقدمه، خواننده را آماده مي‎كند كه پاي درددل‎هاي يك مادر شهيد بنشيند؛ آن هم مادر 4 شهيد كه خودش بارها در سخنراني‎هايش براي زنان آن‎ها را به صبر و استقامت در اين مسير تشويق مي‎كرده و زماني كه خبر شهادت فرزندش را مي‎شنود، سعي مي‎كند ايستادگي كند؛ هر چند بر همه روشن است كه او مادر است!

نويسنده در اين كتاب با وجود اين‎كه در حال روايت خطي از سرگذشت مادر شهيد است، در همان ابتدا با ترفند خوبي خواننده را كنجكاو مي‎كند تا ترغيب شود روايت «حاجيه خانم جنيدي» را بخواند. اين ورودي سبب مي‎شود خواننده بدون تامل بخواهد سر از كار مادر 4 شهيد در بياورد. يكي از ويژگي‎هاي كتاب «مگر چشم تو درياست»، لحن مادر شهيد در كتاب است. يعني نويسنده و تدوين‎كننده خاطرات مادر شهيد، كوششي براي تغيير لحن نداشته و اين سبب شده صميميت مادر شهيد و حتي صلابت و حماسه‎اي كه در سخنانش جاري است، به خطوط اين كتاب نيز راه يابد و روح خاصي به اين كتاب ببخشد. حتي تعابير و ضرب‎المثل‎هايي كه خانم جنيدي در سخنانش بيان مي‎كند، سبب افزايش جذابيت كتاب شده و همين، خواننده را به خواندن تشويق مي‎كند؛ زيرا علاوه بر صميميتي كه ذكر آن رفت، موجب افزايش جاذبه متن نيز شده است: «توي خانه بهم خواندن ياد مي‎داد. زمستان‎ها را يادم هست كه كتاب مي‎گذاشت روي كرسي و باهام كار مي‎كرد. كتاب جوهري‎زاده يك كتاب اخلاقي بود اگر اشتباه نكنم. اين كتاب را مي‎خوانديم و قرآن و رساله عمليه اما نوشتن يادم نمي‎داد. مي‎گفت: «نمي‎خوام چيز بنويسي. فقط خوندن ياد بگير، بخون.» اما بچه‎ها دوست دارند مدادشان را دست بگيرند، هي تراش كنند و بنويسند و الكي هي پاكش كنند. مدرسه جليل‎آباد مي‎رفتم؛ مدادهايي كه بچه‎ها آن‎قدر تراشيده بودند تا به ته‎ا‎ش رسيده بود را از روي زمين برمي‎داشتم و يواشكي روي كاغذ مي‎نوشتم. پدرم كه مي‎ديد، با هر ترفندي كه توي ذوقم نخورد، مداد را از دستم مي‎گرفت. دوست نداشت نوشتن ياد بگيرم. چيزهايي از پسرها و دخترها ديده بود كه بهتر مي‎ديد نوشتن بلد نباشم. مي‎گفت: «دخترها اگر نوشتن ياد بگيرن، كاغذپروني مي‎كنن!» روايت‎هاي مادر شهيدان جنيدي انسجام منطقي ندارد - كه به علت گذر زمان طبيعي است - اما نحوه چيدمان آن‎ها در ساختمان كتاب سبب شده خواننده احساس نكند كه خاطرات تكه‎پاره است و اين مساله نيز از دلايل هوشمندي نويسنده به حساب مي‎آيد كه توانسته اثري را خلق كند كه خواننده بدون وقفه با آن ارتباط برقرار كند. اين گيرايي و جذبه در كتاب به قدري است كه خواننده نمي‎تواند كتاب را زمين بگذارد و بي‎وقفه اثر را پيش مي‎برد. در «مگر چشم تو درياست» ما با روايت يك زن دلسوخته روبه‎رو هستيم و روايت مادرانه‎اش آن‎قدر دلنشين است كه خواننده احساس نزديكي بسياري با شخصيت اصلي كتاب مي‎كند. فرهنگ روزگار و سبك زندگي دختران مذهبي در دهه‎هاي ۲۰ و ۳۰ هجري خورشيدي و نوع نگاه آن‎ها به مادر و پدر، تجربه فوق‎العاده‎اي است كه در خاطرات خانم جنيدي به چشم مي‎آيد. ادبيات يك دختر در قبال مادرش، نوع مواجهه او با پدرش و زاويه ديد او به مسائل روز جامعه، بدون موضع‎گيري نقل شده است. براي مثال با وجود اين‎كه پدر او فردي مذهبي بوده اما وقتي صحبت از پوشيدن نوع خاصي از كفش مي‎شود، او نظر خود را مي‎گويد و هيچ ابايي ندارد تا به پوشيدن آن كفش‎ها ابراز علاقه كند، زيرا آن نوع كفش با مقتضيات خانواده‎هاي مذهبي آن روزگار همسو نبوده است. اين ويژگي روايت همسر حجت‎الاسلام جنيدي است كه سعي نكرده تصويري غيرواقعي و غلوشده از خود به خواننده نشان دهد.

حاجيه خانم جنيدي در اين كتاب هم مادر است و هم يك مبارز خستگي‎ناپذير! خواننده كتاب «مگر چشم تو درياست» با زني روبه‎رو مي‎شود كه عاشقانه فرزندانش را دوست دارد و از آن‎ها ياد مي‎كند ولي وقتي پاي گذشتن از آن‎ها براي حفاظت از اسلام و انقلاب باشد، ذره‎اي درنگ نمي‎كند. او البته از بيان عواطف مادرانه دريغ نمي‎كند و همين سبب شده خواننده تصوير مادري را ببيند كه زينب‎وار در عاشوراي انقلاب اسلامي حضور داشته است. كتاب «مگر چشم تو درياست» خاطرات حاجيه خانم جنيدي از فرزندان شهيد و همسرش به قلم جواد كلاته‎عربي در ۲۵۳ صفحه، از سوي نشر روايت فتح روانه بازار كتاب شده است.

 ادب و هنر

به بهانه حضور فيلم سينمايي «امپراطور جهنم» در جشنواره فيلم فجر
شيخ طادي روي خط سينماي استراتژيك

 حسين نوري

پرويز شيخ‎طادي با طراحي صحنه و لباس در فيلم «مهاجر»(۱۳۶۸) فعاليت در سينما را تجربه كرد. او بازي در فيلم «از كرخه تا راين»(۱۳۷۱) و نگارش و كارگرداني فيلم‎هايي چون «سرزمين پدربزرگ»(۱۳۷۷)، «دفتري از آسمان»(۱۳۷۸)، «يك آرزوي كوچك»(۱۳۸۲)، «پشت پرده‎ مه»(۱۳۸۳)، «سينه‎سرخ»(۱۳۸۵)، «دايناسور»(۱۳۸۶)، «سومين روز پس از مرگ»(۱۳۸۷)، «شكارچي شنبه»(۱۳۸۸)، «روزهاي زندگي»(۱۳۹۰) و «امپراطور جهنم»(1395) را بر عهده داشته است. از جمله افتخارات اين هنرمند، مي‎توان نامزدي دريافت جايزه‎ بهترين طراح صحنه براي فيلم‎هاي «سجاده آتش»(۱۳۷۲)، «آخرين شناسايي»(۱۳۷۲) و «روبان قرمز»(۱۳۷۷) و دريافت سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني براي فيلم «روزهاي زندگي»(۱۳۹۰) از جشنواره‎ فيلم فجر اشاره كرد. همچنين فيلم «پشت پرده مه» توانست پروانه زرين بهترين فيلم و بهترين بازيگر نوجوان را از نوزدهمين دوره جشنواره بين‎المللي فيلم‎هاي كودكان و نوجوانان كسب كند. شيخ‎طادي كارگردان و نويسنده «نتيجه‎گرايي» است كه هيچ‎گاه علاقه‎اي به انتخاب «پايان باز» براي آثارش نداشته است، حتي در فيلمي مانند دايناسور نيز او با شخصيت اصلي فيلم آن‎قدر كلنجار مي‎رود تا به نقطه دلخواهش برسد. در واقع مخاطب را به سمت و سوي مورد نظر خود مي‎برد و نوع نگاه خود به قضيه را براي او شرح مي‎دهد و آن‎قدر در انجام اين كار تبحر دارد كه چنين پاياني براي مخاطب همچون يافته‎اي شگرف به نظر مي‎رسد. پرويز شيخ‎طادي علاوه بر بيان صريح نظر و آراي خود در فيلم‎هايش در بيرون نيز به «صراحت سخن» مشهور است و شايد به همين دليل صحبت‎ها و ساخته‎هاي او به مذاق بسياري خوش نمي‎آيد. در ارديبهشت سال 96 شيخ‎طادي در نامه سرگشاده‎اي به رياست‎جمهوري با عنوان «ما از جنگ نمي‎ترسيم بلكه از شيعه ليبرال مي‎ترسيم» به نقد تند عملكرد دولت پرداخت و نسبت به فاصله گرفتن از مسير آزادي‎خواهي و انقلابي‎گري هشدار داد. شيخ‎طادي تجارب مشترك سينمايي با «حاتمي‎كيا» در فيلم‎هايي همچون «از كرخه تا راين» و «روبان قرمز» را داشته است اما نوع نگاه انتقادي او با «حاتمي‎كيا» متفاوت است. حاتمي‎كيا نقد رفتاري جامعه، مردم و مسؤولان را از زبان يك دلسوخته و رنج‎كشيده بيان مي‎كند در صورتي كه شيخ‎طادي در اثري همچون دايناسور به نقد صريح برخوردهاي سيستماتيك و ساختارمندي اشاره مي‎كند كه به‎راحتي نمي‎توان ريشه آن‎ها را بركند و گاهي كاراكتر اصلي از اصلاح آن نااميد مي‎شود و ترجيح مي‎دهد تسليم وضع موجود شود. در فيلم «شكارچي شنبه» مخاطب پس از شناخت جهان فيلم و آشنا شدن با قواعد موجود در آن با كشمكش‎هايي روبه‎رو مي‎شود كه تنها راه باقيمانده همان كشته شدن پدربزرگ است و مخاطب چنين اتفاق و رخدادي را مي‎پذيرد و اين پذيرش پايان منتخب نويسنده و كارگردان به منزله قدرت نويسنده در تصوير و تصور جهان داستاني براي مخاطب و همچنين ايجاد، چينش و پرداخت درست و بجاي رخدادهاي درون فيلم است.
شايد بتوان به جرات گفت كه فيلم شكارچي شنبه بهترين اثر در معرفي بن‎مايه و اساس صهيونيسم است؛ فيلمي كه به روابط دروني خاخام‎هاي يهود مي‎پردازد و نيات دروني هانان - علي نصيريان - به‎عنوان بزرگ آن‎ها را به‎خوبي به تصوير مي‎كشد. فيلم جديد شيخ‎طادي به نام«امپراطور جهنم» به تهيه‎كنندگي محمد خزاعي(تهيه‎كننده «قلاده‎هاي طلا») و با بازي «علي نصيريان»، «فرخ نعمتي»، «عليرام نورايي»، «عنايت شفيعي»، «كورش زارعي» و چند بازيگر لبناني است كه به خاطر عدم توجه به فيلم و انتخاب آن براي بخش مسابقه و سوداي سيمرغ از حضور در جشنواره سي و پنجم انصراف داد؛ پروژه‎اي كه شايد بتواند موفقيت شيخ‎طادي با «روزهاي زندگي» در جشنواره سي‎ام را، در جشنواره سي و ششم نيز تكرار كند. امپراطور جهنم به نقد جنايت‎هاي خاندان آل‎سعود و ريشه‎هاي رشد و گسترش گروه داعش و جريان‎هاي تكفيري و افراطي در منطقه، اروپا و آمريكا مي‎پردازد. فقدان آثار استراتژيك پيرامون موضوعات منطقه‎اي در كنار تنش‎ها و چالش‎ها با دولت آل‎سعود به‎ويژه بعد از قطع روابط و تيره‎تر شدن مناسبات ديپلماتيك 2 كشور پس از «فاجعه منا» تا رودررويي نظامي در جنگ‎هاي نيابتي در يمن و سوريه، فضاي پيراموني اين فيلم را جدي‎تر مي‎كند. البته ناگفته نماند كه هميشه ورود به چنين موضوعاتي در سينماي روشنفكري با مخالفت‎ها و نقد‎ها و تخريب‎ها همراه مي‎شود اما شيخ‎طادي كه با حاتمي‎كيا در فيلم‎هايي همچون مهاجر و از كرخه تا راين همراه بوده است، دل به درياي ساخت چنين آثاري ‎زده و در به تصوير كشيدن عمق خباثت دشمنان اسلام و ايران موفق عمل كرده است. اساسا بررسي آثار شيخ‎طادي از توجه او به سينماي استراتژيك جمهوري اسلامي حكايت دارد. «سينه سرخ» بحث «گفت‎وگوي اديان»، «شكارچي شنبه» بحث «فلسطين و صهيونيسم»، «روزهاي زندگي» بحث «مقاومت و جنگ» و «امپراطور جهنم» بحث «اسلام آمريكايي و جريان تكفيري و سعودي و داعش» است كه همه جزو مواضع استراتژيك جمهوري اسلامي است و بايد در سينماي استراتژيك مورد توجه باشد. فيلم جديد شيخ‎طادي نيز كه يكي از بزرگ‎ترين پروژه‎هاي بين‎المللي سينماي ايران در سال‎هاي اخير محسوب مي‎شود، فلسفه و چگونگي به وجود آمدن گروه داعش و ديگر گروه‎هاي تندرو و راديكال اسلامي در اروپا و آمريكاي شمالي و پشت پرده‎هاي «پيوند عربي - عبري» و همكاري صهيونيسم بين‎الملل و خاندان آل‎سعود را روايت و تصوير مي‎كند.