صفحه سياسي

شلوغ بازي هاي داخلي بهانه اي براي حمله به مركز فرماندهي خط مقاومت

 ميثم نيلي

(يك از سه)

تحركات اخير فرقۀ بهاري ‎مسلك و نامه‎نگاري‎هاي اخير، حقير را بر آن داشت تا چند سطري در اين باره بنويسم:

يك. از قديم گفته‎اند «تُعرف الاشياء باضدادها». يعني اگر خواستي چيزي را عميقاً بشناسي، اضدادش را خوب بشناس!

مفهومِ بسيار راهبردي «تولي و تبري» كه نه فقط از فروع دين، بلكه لبّ و اساس دين و مذهب ماست، در راستاي فهم همين دوگانه‎ها و تضادهاي حقيقي مورد تأكيد واقع شده است.

براي شناخت يك مكتب و يك نهضت و انقلاب نيز مي‎توان از همين مفهوم بهره برد. يعني اگر اضداد انقلاب را خوب بشناسيم، خود انقلاب را بهتر خواهيم شناخت.

عظمت انبيا و اولياي خاص خدا نيز گاهي با شناخت پَستي و فرومايگي و خباثت دشمنانشان نمايان‎تر مي‎شود. خبيث‎ترين‎ها دربرابر طيب‎ترين انسان‎ها صف‎آرايي مي‎كنند.

يك نمونه از اين تقابل، قصۀ دشمنان موساي كليم است. اضداد انقلاب موسي و هارون فقط فرعون و هامان نبودند. پس از هجرت و تشكيل حكومت توحيدي موسي، حالا نوبت ارتداد ناسپاس‎ها و زياده‎خوار‎ها و فرقه‎سازها و قدرت‎طلبان و اهل‎قعود و... بود.

سامري‎ها، قارون‎ها، بلعم باعورها و قاعدين و… كه جملگي از انقلابي‎هاي گذشته و «برادران سابق» و استوانه‎ها بودند، آن‎چنان خون دلي به موسي(يعني امام بَرحقّ‎شان) خوراندند كه متضرعانه از خدا درخواست كرد: «رب اني لا املك الا نفسي و اخي فافرق بيننا و بين القوم الفاسقين.» (مائده، 25)

و اين پاياني بود بر الطاف و نعمات عجيب و بي‎نظير خداوندي بر بني‎اسرائيل و آغازي بر ذلت و مسكنت آنان.

و اين امر درمورد همۀ اقوام و طوايف و نيز همۀ نهضت‎ها و انقلاب‎ها و در همۀ زمان‎ها قابل فهم و تعميم است.

دو. تشكيل حكومت اسلامي و ايجاد زمينۀ مردمي براي اجراي قوانين الهي و عبوديت خدا در بستر اجتماعي، يكي از برترين و دوردست‎ترين آرزوهاي قلبي تمام انبيا و اولياي الهي بوده است. چه بسيار نهضت‎هايي كه با رهبري پيامبران و پيروان آنان با هدف ايجاد نظام توحيدي، ولو در محدوده‎اي كوچك از يك قريه و شهري، آغاز شد و درظاهر با ناكامي و شكست پايان يافت. درحقيقت آن نهضت‎ها مقدمه‎ها و پيش‎نيازهاي تشكيل نظام اسلامي و حاكميت ولآيت‎ا... در ايران عزيز و در قرن حاضر بود و صدالبته، اين نيز مقدمه و تمهيدي است براي حركت نهايي و ظهور حاكميت جان جانان، امام دوازدهم، حضرت بقية‎ا... (عجل‎ا... فرجه و رزقنا‎ا... نصرته).

در همين سرزمين چقدر از مجاهدان و غيورمردان و شيرزنان براي تحقق اين آرمان، سربدار يا سربريده شدند؟ چه بسيار انسان‎ها و شخصيت‎هاي نازنيني و كه در اين مسير مبارزۀ چندهزارساله، قرباني(!) شدند تا ما بچه‎هاي انقلاب چشم باز كنيم و خودمان را در زمانه‎اي ببينيم كه نرخ شاه‎عباسي‎اش استقلال از بيگانگان و آزادي از نظامات طاغوتي براي عبوديت خدا و عشق شديد امت به امامت و شهادت و ايمان به معارف دين و رواج نماز و دعا و جهاد و زكات و مبارزۀ جهاني با كفر و استكبار و يهود و امثال آن باشد.

آيا به هيچ‎يك از انبيا و اولياي خدا و قوم آنان، نعمت و تجربۀ چهل سال حاكميت الهي ولي خدا داده شد؟

آيا هيچ‎گاه اسلام ناب محمدي و علوي اين مقدار در سراسر عالم نفوذ كلام و هوادار و فدايي داشته است؟ نعمت يعني اين. پيشرفت يعني اين.

فداييان خميني و خامنه‎اي امروز ديگر محدود به مرزهاي اين سرزمين مقدس نيستند. عشق به انقلاب اسلامي، حتي ديگر به مذهب حقۀ ما و دين مبين ما هم محدود نمي‎شود.

امروز برادران اهل‎سنت ما در بيرون از مرزها هم به معجزۀ ولايت‎فقيه ايمان آورده‎اند. شيعيان انقلابي در برخي كشورها از صدها نفر به ميليون‎ها نفر رسيده‎اند. و اين‎ها نيست مگر به بركت حاكميت اسلامي و بيداري و بصيرت و استقامت ملت ايران.

طرفه اين‎كه اين نعمت‎هاي بي‎نظير درعين‎اينكه شيرين و گوارايند، انسان فطن و باهوش را نگران هم مي‎كنند؛ چراكه سرنوشت گذشتگان را پيشِ روي خود مي‎بيند و خوف از فروافتادن در مهلكۀ غضب الهي و تغيير نعمت‎ها همواره او را هوشيار نگه مي‎دارد.

(دو از سه)

سه: امروز قلمرو نفوذ كلام و اقتدار معنوي ولايت‎فقيه در دورۀ غيبت امام عصر(ارواحنا فداه) تمام منطقۀ غرب آسيا را دربرگرفته است. اگر كسي بخواهد عظمت اين انقلاب را درك كند، كار سختي پيش رو ندارد. كافي است نيم‎نگاهي به صحنۀ نبرد اضداد بيندازد و ببيند آرايش صحنۀ اين نبرد هولناك و بي‎نظير چگونه است.

او كه در برابر تماميت قواي شيطان و هيمنۀ سياسي و شعبدۀ رسانه‎اي و ابّهت تكنولوژيك طواغيت، عالم پرچم افراشته و نظام پايدارش را در منطقۀ ناامني‎ها به‎رخ دشمنان مي‎كشد، جمهوري اسلامي است و بس.

در اين چهل سال به فضل و مدد الهي، نقشه‎هاي ماسوني و صهيونيستي اربابان زر و زور و تزوير را كه براي طراحي و اجراي آن‎ها ميلياردها دلار هزينه كرده‎اند، به باد فنا داده و امروز از هميشه مقتدرتر و اثرگذارتر برسر مواضع خويش ايستاده است.

هر كس اين حرف را باور ندارد، مي‎تواند ناخن‎جويدن‎ها و دندان‎قروچه‎ها و رگ‎گردن‎هاي بادكرده و صورت‎هاي سرخ‎شده از عصبانيت و استيصالِ اربابان اتوكشيدۀ كاخ سفيد و تل‎آويو را به تماشا بنشيند.

اين موفقيت‎هاي چشمگير جملگي از مظاهر امداد غيبي و نصرت الهي‎اند كه به‎واسطۀ ايمان و اطاعت و استقامت مردم مؤمن و انقلابي ايران پاي امامشان به‎دست آمده است؛ شكر خدا.

چهار: امروز صهيونيسم دارد آخرين تيرهاي تركشش را به‎سمت تنهانظامِ مبتني بر ولايت علي(عليه‎السلام) شليك مي‎كند، و دشمن خارجي تمام توان شبكه‎اي و عصارۀ تجارب شيطاني‎اش را براي به‎زانودرآوردن جمهوري اسلامي به‎كار بسته است. در اين ميان، ناگهان مي‎بيني در داخل نيز افراد و گروه‎هايي سر از لاك‎ها و پستوخانه‎هاي نفاقشان بيرون مي‎آورند و هم‎صدا با ارباب و كدخدايشان دم از فروپاشي نظام و پايان انقلاب اسلامي مي‎زنند! زهي خواب آشفته و خيال باطل.

سوال اين است: آيا شكست‎هاي پي‎درپي آمريكا از ايران اسلامي و تحقق‎نيافتن نقشه‎ها و پيش‎بيني‎هاي اربابان دنيا براي ايران و خاورميانه با اين قضاياي داخلي نسبتي دارد؟

آيا اين‎كه برگ‎هاي آمريكا در منطقه، از عراق تا سوريه و از بحرين تا يمن و از لبنان تا مناطق اشغالي فلسطين، يكي پس از ديگري سوخته، ارتباطي با بيرون‎خزيدن منافقان و شبكه‎هاي شبه‎ماسوني از لانه‎ها ندارد؟

افتضاح و شكست داعش و القاعده و بارزاني و سعودي‎ها و ديگر متحدان و ياران آمريكا چطور؟

امروز، آمريكا و اسرائيل و سعودي و ديگرمتحدانشان بازندۀ بزرگ اين نبرد جهاني، هم در ابعاد نظامي و سياسي و هم در ابعاد انساني و اخلاقي، شده‎اند. حماقت‎هاي يزيدگونۀ جوانك‎هاي سعودي نيز تفاوت رنگ اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي را آشكارتر كرده است. همدستي وهابي‎هاي سعودي با رژيم كودك‎كش صهيونيستي عيان‎تر شده و همۀ اين‎ها موجب بيداري‎هاي بي‎سابقه‎اي در آيندۀ جهان اسلام به‎نفع انقلاب اسلامي خواهد شد؛ بإذن‎ا... .

حال، سخن اين است كه چرا در چنين شرايطي، ناگهان گونه‎هاي مختلف ضدانقلاب از سوراخ‎ها بيرون مي‎خزند و به‎مثابۀ مهره‎هاي سوخته، تعارضشان را با نظام علني مي‎كنند؟

چرا فتنه‎گران ۸۸، نهضت آزادي خائن، فرقۀ تشيع انگليسي، كارگزاران و اصلاح‎طلبان مفسد، طرفداران منتظري و باند مهدي هاشمي، بهايي‎هاي صهيونيست، كانال‎هاي آلت‎پرستان لامذهب و سلطنت‎طلبان بي‎آبرو، تجزيه‎طلب‎هاي پان‎فلانيسم و پان‎بهمانيسم، دراويش ماسوني، شبكه‎هاي ماهواره‎اي و حتي جناب احمدي‎نژاد و باند بي‎تقوا، منحرف و قدرت‎طلبشان اين همه هماهنگ با هم از پستوخانۀ مستوري و معارضۀ پنهاني به وادي قمه‎كشي و عربده‎كشي و نامه‎ها و برنامه‎هاي بي‎ادبانه و تقابل آشكار با نظام امامت و امت وارد شده‎اند؟!

چگونه است حرف‎هاي سست و بي‎پايۀ امثال كروبي و تحليل‎هاي ضدانقلابي امثال تاج‎زاده در كانال‎هاي بهاري‎مسلك ترويج مي‎شود و متقابلاً نامه‎هاي بي‎ادبانۀ جناب احمدي‎نژاد با آب‎وتاب در شبكه‎هاي بهايي و كانال‎هاي لامذهبان منعكس مي‎شود؟!

آيا اين عجيب نيست كه نهضت‎آزادي‎چي‎ها هم‎نوا و هم‎صدا با آقاي احمدي‎نژاد، ناگهان دلواپس فروپاشي نظام اسلامي مي‎شوند و نامه و بيانيه مي‎دهند؟ دعواهاي سياسي و فكري گذشته‎شان را هم كه ظاهراً با يك صلوات حل كرده‎اند و تمام.

تجربۀ چهل ساله انقلاب به ما مي‎گويد معمولاً كساني كه تهديد به فروپاشي نظام را چاشني قدرت‎طلبي‎ها و سهم‎خواهي‎هاي خودشان از مقام ولايت مي‎كنند، مدت‎ها قبل صداي فروپاشي دروني‎شان را گوش‎هاي شنوا شنيده‎اند.

خوب است فرقۀ بهاري‎مسلك و شخص جناب احمدي‎نژاد ازعاقبتِ نامه‎نگاري‎هاي بي‎ادبانۀ منتظري‎ها و طاهري‎ها و رفسنجاني‎ها و... عبرت بگيرند و به‎ياد بياورند كه سرنوشت ناسپاسي آن‎ها چه شد؟

(سه از سه)

بسياري از سابقه‎داران و استوانه‎هاي انقلاب هم كه سال‎ها در مبارزه با فرعون پهلوي، شكنجه‎هاي خوفناك ساواك را تاب آورده بودند، به‎واسطۀ نزديك‎شدن مواضع سياسي‎شان به جريان ليبرال و منافق‎پرور نهضت‎آزادي و فتنه‎گران، گام‎به‎گام به ورطۀ هلاكت نزديك‎تر شدند و شد آن چه شد. چه رسد به ديگراني كه نه آن سابقه را دارند نه آن جايگاه را.

امروز همه مي‎دانند كه هدف آمريكا از تشديد فضاي معارضه‎هاي اجتماعي داخلي، تجزيۀ ايران و لااقل انصراف ايران از خط مقاومت و پيروزي در منطقه است. با دانستن اين نكته، معلوم مي‎شود كه چرا بايد به‎هربهانه‎اي شلوغ‎بازي درآورد و به مركز فرماندهي خط مقاومت، يعني مقام ولايت فقيه، حمله كرد؟

امام ما، هم‎او كه ولايت‎فقيه را همان ولايت رسول‎ا... معرفي كرد، به ملت عدالت‎خواه و آزادي‎خواه ايران، از هر مسلك فكري، وصيت كرد كه: «پشتيبان ولايت‎فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد.»

با عنايت الهي و باوجود بي‎تحركي و بي‎تدبيري بي‎سابقه و ارتجاع فكري دولتي‎ها و گله‎مندي‎هاي بحقِ مردم قهرمان و بابصيرت ايران اسلامي از ناكارآمدي برخي دستگاه‎ها و دنياخواهي‎هاي زشت و زنندۀ برخي مسؤولان ارشد كشور، حضور و خيزشِ آتش‎به‎اختيارهاي انقلابي در عرصه‎هاي فرهنگي و اقتصادي به‎چشم مي‎آيد و نيز پيشرفت‎هاي نظام اسلامي در نبرد خطير و همه‎جانبۀ خود با ابرقدرت‎هاي شيطاني محسوس است و به‎قول بزرگ ما، «اين انقلاب حالاحالاها براي اربابان دنيا دردسرساز و كلافه‎كننده خواهد بود.»

سال چهلم انقلاب نيز بإذن‎ا... ، سال بعثت و برانگيختگي و سال پيروزي‎هاي بزرگِ جريان مؤمن و انقلابي و نااميدي و شكست نظام سلطه در سراسر دنيا خواهد بود.

خوب است دشمنان كشور و مهره‎هاي سوخته و نيم‎سوخته‎شان بدانند كه ميليون‎ها جوان شهادت‎طلب و باغيرت در كوچه‎پس‎كوچه‎هاي مزين به نام شهداي اين «شيعه‎خانۀ امام زمان(عج)» با حواس جمع، اعمالشان را زير نظر دارند و خدا نكند گِرِهي به پيشاني نوراني سيدعلي خامنه‎اي(روحي فداه) ببينند كه آن‎روز براي توبه و فرار مجدد و خزيدن به كنج پستوخانه‎هاي سكوت و عافيت دير خواهد بود و شأن شما هم بالاتر از امثال منتظري و طاهري نبوده و نيست.

والسلام علي من اتبع الهدي

فروردين ۹۷

سال چهلم انقلاب اسلامي

عملكرد مشابه ورشكستگان سياسي در چهار دهه انقلاب

 دکتر کامران باقري لنکراني

فقدان كلان نگري از آسيب‎هاي مهمّي است كه بسياري از فعالان سياسي را تهديد مي‎كند. همين فقدان كلان نگري باعث شد از قضا در جريان ظهور داعش و جنگ سوريه به غلط با تحليل(نه غزه نه لبناني) و با خيال حفظ ايران از جنگ؛ مخالفت خود را با حمايت مستشاري از سوريه اعلام كنند. غلط بودن اين تحليل در وقايع 17 خرداد تهران در سال 96 ملاحظه شد و معلوم شد كه يكي از اهداف صهيونيسم در تأسيس داعش، اصولاً ضربه زدن به ايران بوده است. دفاع بازدارنده يعني اين‎كه دشمن را در خارج از مرز قبل از حمله مهار كنيد نه اين‎كه صبر كنيد تا برايش فرصت اقدام فراهم گردد.

حمله سايبري نشان داد اگر در برابر دشمن بي‎عمل باشيم اين به معناي عدم وقوع برخورد نيست بلكه شكست را در پي خواهد داشت. شبكه‎هاي خبري عربستان دو هفته قبل اعلام كردند قرار است دولت حجاز، مركز جنگ سايبري بر عليه ايران باشد. نمي‎دانم اين حمله با آن اعلام، ربطي داشت يا نه، امّا مي‎دانم دشمن از دشمني دست برنمي‎دارد؛ مي‎دانم بي‎خيالي يا ساده انگاري ما، براي او ايجاد فرصت مي‎كند. حتي دشمن خُرد را نمي‎توان دست كم گرفت. اين خردها در تكاپو هستند تا با بزرگ ترها براي اين شجره طيبه ايجاد زحمت كنند. بارها رهبر عزيزمان اين روايت را خواندند كه كسي كه در غفلت است دشمنش از او غافل نيست و اين هجمه دشمن است كه او را از خواب بيدار خواهد كرد.

در چنين شرايط حساسي پرداختن به حاشيه‎ها و غلبه احساسات بر روشن بيني، بدترين آفتي است كه مي‎تواند مدافعان انقلاب را به خود درگير كند. اين باعث مي‎شود تا جاي دوست و دشمن را اشتباه بگيريم. اين افت در همه جريان‎هاي سياسي حاضر در صحنه، كم و بيش ديده مي‎شود كه با دشمن خارجي، مهربان‎تر از مخالفان سليقه سياسي خود در داخل رفتار مي‎كنند.

ما نبايد اختلاف سليقه را به دشمني ترجمه كنيم. همه مدافعان انقلاب اسلامي و آرمان‎هاي امام رضوان‎ا... تعالي عليه با اين نگاه مي‎توانند با هم همكاري و تعاون مبتني بر نيكي و پاكي داشته باشند. در اين تعاون، اصول مهمّي چون مبارزه با فساد، تبعيض و رفع فقر و جلوگيري از رانت خواري، ترويج معارف ديني و اخوت اسلامي مي‎تواند محور باشد. البته اين به اين معنا نيست كه اختلاف سليقه‎ها را فراموش كنيم. همچنين به اين معنا نيست كه مخالفان با اصل انقلاب و منحرفان از آرمان‎هاي امام را دوست پنداريم. كساني كه در سال 88 مي‎خواستند مردم‎سالاري دين را در مذبح اشرافيت و اليگارشي نابود كنند و اساس غلطي را بنا كنند كه اهل حل وعقد نه مردم انتخاب كننده باشند، مادامي كه از اين نظر اشتباه خود دست بر ندارند نمي‎توانند در اين همراهي كارساز باشند. اين منطق غلطي است كه رأي مردم را وقتي قبول داشته باشيم كه مطابق ميل ماست و هرگاه خلاف آن بود بگوييم انتخابات مهندسي شده!

با كمال تأسف؛ رييس جمهور اسبق و سابق در اين موضوع هم موضع شده و هر دو از انتخابات مهندسي شده حرف زدند در حالي كه هر دو مجري انتخاباتي بودند كه به تغيير قدرت انجاميد. اتفاقاً همين نشان دهنده اين است كه انتخابات در جمهوري اسلامي علي‎رغم برخي تخلفات، مهندسي پذير نيست و اين مردمند كه حرف اوّل و آخر را در پاي صندوق مي‎زنند.

در تاريخ چهار دهه انقلاب تقريباً در هر دهه، گروهي را داشته‎ايم كه با مشاهده برخي كاستي‎ها، نااميد شده و سخن از تزلزل در اركان جمهوري اسلامي گفته‎اند و اغلب، راه حلشان ترويج يك شخص بوده نه ارائه مباني براي كارآمدي. در دهه اوّل، مهدي هاشمي در سخنراني مشهور خود كه مورد عتاب امام قرارگرفت از سختي حال مستضعفان گفت و اين‎كه جمهوري اسلامي به بيراهه مي‎رود و راه را رجوع به مرحوم آيت‎ا... منتظري به‎عنوان كمك خلبان معرفي كرد.

مشابه اين در دهه دوم توسط باند روزنامه سلام مطرح شد. در دهه سوم در بلندگوهايي كه قدرت را از دست داده بودند باز همين ادبيات تكرار شد و راه را منحصر در برگشت قدرت به حزب كارگزاران و كمك خلباني مرحوم آيت‎ا... هاشمي رفسنجاني مطرح كردند. اكنون همان حرف‎ها را هم از كساني كه در رأس قدرتند و بايد پاسخگو باشند مي‎شنويم، هم از دوستاني كه قبلاً در رأس قدرت بودند و در گذشته منتقد اين گونه سخنان بودند، كه راه را بازگشت به قدرت رئيس جمهور سابق مي‎دانند. معلوم نيست تا كي ما بايد در اين حواشي بمانيم و چه كسي بايد عمل كند. خدايا رهبر ما را بي‎ياور نگذار.

ما نتوانستيم نرم افزار توليد ثروت در كشور توليد كنيم. ما قدرت منطقه‎اي هستيم ولي در تبديل آن به ثروت ملّي موفق نبوديم و حتي در زمين‎هايي كه ما آزاد كرديم، اين تركيه و غرب هستند كه سود اقتصادي مي‎برند نه ما. ما موشك مي‎سازيم ولي در توليد خودرو به متخصص داخلي اطمينان نمي‎شود. باند بازي و تشكيل كانون‎هاي رانت، كيفيت را در حد نازل نگه مي‎دارد و باعث مي‎شود سودهاي آن چناني به قيمت جان مردم جمع ‎كنند. در عرصه تجارت نيز همين باندهاي ويژه خوار به ميدان مي‎آيند و همه چيز را متأثر مي‎كنند. اين‎ها از فساد و بي‎عملي سود مي‎برند و متوليان امور چه در قبل و چه در حال، سخن راني مي‎كنند. رانت خواري و سوء استفاده از قدرت، حتي در عرصه علمي هم وارد مي‎شود. كسي كه مسؤول است، توليد دارو مي‎كند و بدون مستند علمي بلكه در حضور مستندات بر عليه آن توصيه به مصرف عمومي دارويي مي‎كند كه حتي در كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته هم توصيه‎اي براي مصرف همگاني آن وجود ندارد بلكه عوارض آن را همين تازگي منتشر كرده‎اند.

جمهوري اسلامي با چالش روبه روست؛ چالش درون و بيرون. مهم‎ترين چالش دروني، بي‎عملي به‎ويژه در عرصه اقتصادي و مبارزه با فساد است. متأسفانه در اين خصوص حرف زياد زده مي‎شود و اغلب كساني كه بايد خود پاسخگو باشند منتقدند. من وزير بهداشت بوده‎ام و بايد پاسخگوي مبارزه با فساد و نيز كارآمدي در زمان خودم باشم. كسي از كره مريخ براي اين امور نمي‎آيد. نظارت ضعيف است و برخوردها با فساد نيز بازدارنده نيستند.

يكي از آفات مهمّ فعّالان سياسي، نگاه قبيله‎اي است. در اين نگاه، كاري به عملكرد يا ميزان موفقيت ندارند. ملاك تحسين يا مخالفت تنها بودن يا نبودن در قبيله يا حزب است. اين امر منجر به تناقض در موضع گيري‎ها مي‎شود كه از اين قبيل تناقضات در مواضع شخصيت‎هاي سياس كم سراغ نداريم. از يك طرف فردي را كه از خود است قهرمان مبارزه با فساد معرفي مي‎كنند در حالي كه پرداختن به كارت ورود و خروج، مصداق بزرگي از فساد ستيزي محسوب نمي‎شود و از سوي ديگر، فرد محكوم به فساد با كارنامه غير قابل دفاع در هزينه سازي را به‎عنوان مظلوم معرفي مي‎كنند و همه اين‎ها تنها در چارچوب خودقبيله‎اي شكل مي‎گيرد.

جمهوري اسلامي نظامي بالنده است. نسل جواني در اين كشور پرورش يافته‎اند كه بسيار بهتر از قبلي‎ها مي‎توانند مشكل گشايي كنند. پيرمردها بايد جاي خود را به اين نسل جديد كه هم فهم بهتري از جهان دارند و هم انگيزه ارتقاي كشور را دارند بسپارند. خدايا ياوران رهبر را برسان.

جريان شناسي اسلام التقاطي(9)
گروه فرقان در گرداب انديشه هاي التقاطي(3)

 حجت الاسلام دكتر قاسم روان‌بخش

اشاره: در شماره قبل درباره كيفيت پيدايش و تاثيرپذيري گروهك التقاطي فرقان از برخي شخصيت‎ها و جريان‎هاي فكري سياسي مطالبي را ذكر كرديم. در اين شماره درباره تفكر التقاطي اين گروهك در عرصه ارزش‎هاي سياسي تحليل مي‎كنيم؛ فرقان در عرصه ارزش‎هاي سياسي نيز همانند مباني فكري و اعتقادي دچار نوعي التقاط بود و التقاط آن‎ها از نوع التقاط اسلام وماركسيسم به حساب مي‎آمد. از اين رو، هم در مشروعيت و هم در ساختار حكومت و هم در حقوق و وظايف، التقاطي مي‎انديشيد. در شماره پيشين به تفكر التقاطي اين سازمان مخوف در حوزه مشروعيت و ساختار پرداختيم و در اين شماره، التقاط اين گروهك را در حوزه حقوق و وظايف تبيين مي‎كنيم.

التقاط در ساحت حقوق و وظايف

در موضوع وظايف سياسي و حقوقي بسيار شبيه سازمان مجاهدين خلق بودند به‎طوري كه برخي همان‎گونه كه ذكر شد، آن‎ها را شاخه نظامي سازمان مجاهدين دانسته‎اند.

1. وظايف و حقوق در برابر خداوند

اين گروه به دليل مشي ماركسيستي و ماترياليستي كه براي خود انتخاب كرده بود راهبردهاي اصلي خود را تحقق آرمان‎هاي ماركسيستي و سوسياليستي قرار داده بود و براي حكومت هيچ گونه رسالتي در راستاي تحقق آرمان‎ها و ارزش‎هاي اسلامي و اجراي احكام الهي در جامعه قائل نبود. آن‎ها به دليل اعتقاد به سكولاريسم و جدايي دين از سياست، تنها وظيفه ديني خود را انجام برخي اعمال فردي دانسته كه البته آن‎ها نيز به مرور زمان با تفسير‎هاي مادي كه انجام مي‎دادند، رنگ باخت و اعتبار خود را از دست داد.

2. وظايف و حقوق در برابر مردم

ديدگاه اين گروه درباره وظايفي كه حكومت در برابر مردم دارد بر گرفته از همان نگاه ماده گرايانه و ماركسيستي است. آن‎ها تنها به رفاه عمومي و زندگاني اين جهاني مردم اهميت مي‎دهند و تعالي و تكامل معنوي انسان‎ها در زمره اهداف آن‎ها قرار نداشت. از آن جايي كه اين گروه بيش‎تر به شاخه‎اي از سازمان مجاهدين شناخته مي‎شود همان نگاهي كه مجاهدين به وظايف حكومت در برابر مردم قائلند را به نحو تندتر و افراطي‎تر لحاظ مي‎كردند.

گروه فرقان با استفاده از مباني‎اي كه به ويژه از ماركسيسم پذيرفته بود ميان اعضاي گروه نوعي برادري و خواهري قايل بود(1) و با تفسيرهاي من درآوردي از آيات قرآن، چنين فضاي آزادي را براي زنان و مردان قايل مي‎شد؛ به‎عنوان نمونه از آيه «و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها...»(2) حليت زنان را براي همه كساني كه در ادامه آيه آمده‎اند تفسير مي‎كرد.(3) بعد خواهر و برادر را به همه خواهران و برداران انقلابي تعميم مي‎داد و «زينتهن» را در داخل پرانتز به (بدن خويش) ترجمه مي‎كرد و نتيجه مي‎گرفت:

«پس زنان انقلابي مؤمن بايد با آگاهي و شناخت مخصوص به خود، در جريان مبارزه، زينت خود را تنها به عناصر همراه و همگام خود بنمايانند و حتي از نمايش زينت خود به عناصر انقلابي نو پا كه شناختي عميق از مسائل ندارند، احتراز و دوري كنند. سمپات‎ها حق ندارند، فقط آن‎هايي كه در خانه‎هاي تيمي زندگي مي‎كنند، حق دارند زينت خواهران را ببينند»

سپس براي مبارزه به‎عنوان تاكتيك انقلابي ديگر، به زنان توصيه مي‎كند:

«در برخوردها و پيكارها، اگر بخواهند از پاهاي خود براي ضربه آوردن به دشمن استفاده كنند، انجام اين تاكتيك، از نظر رهبري حزب توحيدي، روا مي‎باشد كه منجر به آگاه شدن دشمن از زينت و محمولات زن مبارز نباشد، در غير اين‎صورت، زن پيكارگر، در دادگاه انقلابي متهم به اجرا نكردن اصول آموزشي حزب مي‎شود و محكوم مي‎گردد.»(4)

برداشتن مرزهاي اخلاقي و تشكيل زندگي اشتراكي و متلاشي شدن خانواده همان نقطه مشترك ميان آشوري، گودرزي و مجاهدين بود كه كه آيت‎ا... مصباح نسبت به آن هشدارهاي شديدي مي‎داد.(5)

3. وظايف حكومت در برابر دولت‎ها و روابط بين الملل

از يك سو رابطه با كشورهايي مانند فرانسه آن روز، را اتحاد با دشمن مي‎شمرد و جمهوري اسلامي را به خاطر اين ارتباط محكوم مي‎كرد و براي نابودي به اصطلاح امپرياليزم تلاش مي‎نمود و در همان حال خودش به‎عنوان مزدور رسمي امپراليزم آمريكا در راستاي اهداف شيطان بزرگ گام بر مي‎داشت:

«رهبري اين فرقه علاوه بر عناصر و سازمان‎هاي ضد انقلاب داخلي، با عناصر سيا و جاسوسان بيگانه هم ارتباط داشت و از آن‎ها براي اجراي توطئه‎هاي خائنانه خط مي‎گرفت و حتي به آن‎ها وعده «ترور هفتگي» مي‎داد.»(6) در اين راستا پس از اشغال سفارت امريكا، اسنادي به دست آمد كه دليلي روشن بر ارتباط همه جانبه «يك طلبه قديمي» با سفارت و وعده ترورهاي هفتگي وي به وزارت خارجه امريكا بوده و به‎طور «محرمانه» مخابره شده است.(7) معصومه ابتكار از دانشجويان تسخير كننده سفارت آمريكا مي‎گويد:

«تكان دهنده‎ترين اسناد درباره گروه سياسي به نام فرقان بود... اسنادي كه در سفارت به دست آمد نشان مي‎داد آمريكا از طريق اشخاص ثالث با گروه فرقان تماس گرفته بود.»(8) البته براي ما روشن نشد كه آن فرد ثالث چه كسي بود و چه نوع ارتباطي با وي داشته است. آيا ارتباطات اكبر گودرزي با موسوي خوييني‎ها را مي‎توان از اين سنخ دانست؟ پس از انتشار برخي اسناد در روزنامه كيهان وقت، يكي از عناصر اين سازمان كه گفته مي‎شود وي سرخط اين ارتباط بوده است در زندان خودكشي كرد.(9)

پي‎نوشت‎ها

1. انگلس معتقد است كه تحول خانواده بر اساس تحول توليد انجام مي‎گيرد. اين براي آن است كه ماركس و انگلس براي توليد و اقتصاد نقش مركزي در كليه فعاليت بشر قائل مي‎شدند و حال آن‎كه اين علوم اقتصادي - كه ناشي از ماده گرايي تاريخي است - چنان كه بارها گفتيم خطاست. انگلس معتقد است كه در دوره توحش «ازدواج گروهي بوده است يعني مقاربت مختلط در يك قبيله متداول بوده به‎طوري كه هر زن به‎طور مساوي به هر مرد تعلق داشت و همين‎طور هر مردي به هر زني «انگلس كه اين نظريه خود را به پژوهش با خوفن مستند مي‎كند معتقد است كه اين مرحله در طلوع تمام جوامع بشري وجود داشته است. به گفته وي غريزه حسادت نسبي است و در آن دوران چنين احساسي وجود نداشته است. سپس در دوره بربريت «ازدواج جفتي» پديد شد و «خانواده يارگير» پا به عرصه وجود گذاشت. در اين مرحله يك مرد با يك زن زندگي مي‎كند. انگلس انتظار داشت كه در جامعه سوسياليستي، زن و مرد بي‎ترس از هرگونه ملاحظه‎اي و بدون تقيد به مراعات موازين ازدواج، هر كسي را كه موافق دلخواه ببيند به او دل ببندد و خود راتسليم كنند. عشق آزاد شعار مطلوب انگلس است. اين نشان مي‎دهد كه انگلس انسان را به هيچ وجه درك نكرده است و مساله عشق و رابطه زن و مرد را در حد بر آوردن شهوات كه او آن را به عشق تعبير مي‎كند تنزل مي‎دهد. (احسان طبري، شناخت و سنجش ماركسيسم، ص 381 - 383.)

2. نور/ 31.

3. اين سازمان معتقد بود كه «الا» براي استثناء مي‎باشد و «او» براي عطف و اباحه، پس قل للمؤمنين و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن و... هر آن چه براي شوهر، مباح بود، براي كسان ديگري كه در آيه مطرح هستند، مباح است.

4. محمد حسن روزي طلب، پيشين، ص 230-231.

5. آيت‎ا... مصباح يزدي نسبت به كتاب توحيد آشوري حساسيت شديد نشان مي‎داد: «گودرزي در تهران، آشوري در مشهد چه فسادهايي كه به بار نياوردند. خانه‎هاي تيمي كذايي، ازدواج دسته جمعي، آن هم به استناد قرآن! آشوري رفته بود به شاهرود و عده‎اي پسر و دختر را دسته جمعي عقد كرده بود. آن‎ها گفته بودند ما چنين چيزي نديده و نشنيده‎ايم، گفته بود قرآن گفته «نسائكم» يعني اين زنان براي مجموع شما هستند! هر مرد و زني در اين تيم مي‎توانستند با هم زندگي كنند و آشوري اين‎ها را بر اساس همان تفاسير سمبليك مي‎گفت. او حتي همين‎ها را بر اساس قرآن تفسير مي‎كرد.» (نشريه يادآور، شماره 6-8، صص 18-19.)

6. نشريه يادآور، ش 6-8 ص 59. مخارج فرقان از راه باج‎گيري و سرقت تامين مي‎شد، گفت وگو با حجت الاسلام سيدهادي خسروشاهي.

7. نمونه اين اسناد، سند زير است:

«محرمانه:

از سفارت امريكا در تهران به وزارت خارجه و فوري: يكي از دوستان قديمي دفتر سياسي، يك طلبه قديم است و سال گذشته، مسؤول مركز بحث‎هاي ايدئولوژيك براي شاگردانش بود، يك خلاصه‎اي از فرقان داد. يازده نفر از شاگردان قديم اين شخص عضو گروه فرقان در تهران هستند. تعداد اعضاي گروه فرقان چهل الي پنچاه نفر مي‎باشند. آن‎ها تركيبي از چپ گراها و راست گراها هستند، اگر چه بيش‎تر آن‎ها نامتعادل هستند. به جز بعضي از افراطيون، اغلب آن‎ها اصول اسلامي را قبول دارند و احساس مي‎كنند كه ترور راهي است كه آن‎ها را از دست روحانيوني كه با نظرات آن‎ها هماهنگي ندارند خلاص مي‎شوند. يكي از اعضاي فرقان افتخار مي‎كرد كه آن‎ها در نظر دارند خرابكاري را با ترور هفته‎اي يك روحاني شروع كنند و تا رسيدن به موفقيت ادامه دهند. اشكال در اين است كه در اين كه موفقيت چقدر مي‎تواند باشد به توافق نرسيدند. منبع بيان داشت اعضاي گروه فرقان كه با آن‎ها در تماس است توجهشان را به اهداف داخلي معطوف كرده‎اند.» در اين‎جا بايد اشاره كنم كه رابط سفارت با فرقان شخصي به نام «ويكتور تام ست» بوده كه به هنگام اشغال سفارت و گروگانگيري به وزارت خارجه ايران پناهنده شد و به رغم درخواست رسمي و كتبي دادستاني انقلاب اسلامي از وزارت خارجه براي بازجويي از وي در رابطه با ماجراي فرقان، سرپرست وقتِ وزارت خارجه ي ايران، يعني آقاي صادق قطب زاده از تحويل او به دادستاني خودداري نمود و او كه عضو اصلي و فعال شبكه جاسوسي سيا در ايران و حلقه وصل سيا با فرقان بود به كمك سفارت كانادا در ايران، «به سلامتي به واشنگتن برگشت»! و اين اسناد، هرگونه شك و ترديدي را در مورد رابطه رهبري فرقان با سفارت آمريكا و سيا منتفي مي‎سازد.» نشريه يادآور، ش 6-8 ص 60 مصاحبه با خسروشاهي، مخارج فرقان از راه باج‎گيري تامين مي‎شد.

8. معصومه ابتكار، تسخير، ص 146.

9. حميدر ضا نقاشيان مسؤول پرونده فرقان، در سال 58 دانشجويان پيرو خط امام سندي پيدا كردند كه گروه فرقان از طريق سفارت آمريكا مورد عنايت و توجه سازمان جاسوسي سيا بوده است و ملاقات‎هايي هم با آقاي محمد ملكي داشته‎اند. بعد از اين كه اين نامه پيدا كردند، كيهان تيتر زد كه رابطه فرقان با امريكا كشف شد. از اولين افشاگري‎هاي تسخير كنندگان سفارت بود. ما اين روزنامه را به داخل زندان برديم و به بچه‎هاي فرقان نشان داديم كه چنين اتهامي هم عليه شما در جامعه مطرح شده است. ساعت 6 صبح روز بعد، زندانبان به من خبر دادند كه ما وقتي براي صبحگاه رفتيم آقايان را بيدار كنيم، علي مشكيني از گوشه ملافه خودش طناب درست كرده و آن را به دستگيره پنجره سلول بسته و خودش را حلق آويز كرده است. بعد از اين ماجرا بازجويي‎هاي ما براي پيدا كردن ارتباطات فرامرزي فرقان، عمق بيش‎تري پيدا كرد» البته اين خودكشي در هاله‎اي از ابهام باقي ماند. بعد از خودكشي مشكيني، همه ما تقريبا به اين نتيجه قطعي رسيديم كه رابطه‎اي كه بين فرقان و عوامل سفارت امريكا در شرفِ تحقق و تشكل بوده، و او هم اين سر نخ را كور كرده تا اعضاي ديگر در امان بمانند. نشريه يادآور، ش 6-8 ص 111. گودرزي با پرخاش يارانش شكست.

راهبرد جديد جريان متحد اپوزيسيون
فشار از بيرون، چانه زني از درون!

 قاسم روان‌بخش

تيموتي گارتن اش، فيلسوف انگليسي، در دولت اصلاحات به ايران آمد تا براي موفقيت و پيروزي اصلاح طلبان نسخه‎اي بپيچد. او همراه با بسته‎اي به نام «فشار از پايين - چانه زني از بالا» به ايران آمد و آن را تنها راه حل براي پيشرفت جريان مدعيان اصلاحات دانست. به دنبال اين اظهار نظر، سعيد حجاريان متخصص جنگ رواني در ايران نيز همين تئوري را در دستور كار قرار داد و بر دو طرح «فتح سنگر به سنگر» و «فشار از پايين، چانه زني از بالا» تاكيد كرد. البته معتقد بودند سنگر‎هاي انقلاب را بايد به‎صورت تدريجي و در چارچوب اصلاحات اساسي تسخير كرد. جريان اصلاحات در 8 سال حاكميت خودش بر اركان كشور از جمله مجلس ودولت و شوراهاي اسلامي شهر و روستا، همواره اين سياست را به كار مي‎بست؛ از يك سو سعي مي‎كرد با تشكيل گروه‎هاي فشار در دانشگاه‎ها و راه اندازي آشوب‎هاي خياباني و ايجاد فتنه‎هاي 78 و تحصن در مجلس و نامه نگاري‎هايي از جمله نامه موسوم به جام زهر به رهبري نظام فشار بياورند تا دوستان بالادستي آن‎ها مانند هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي با چانه زني‎هاي پي درپي به اهدافي از جمله رابطه با آمريكا دست پيدا كنند. ولي پس از گذشت 8 سال از حاكميت اصلاح طلبان، نتايج چندان موفقيت آميزي قرين راهشان نگشت و با رسوايي‎هاي سياسي فرهنگي، با راي ملت ايران از قدرت كنار گذاشته شدند.

اين جريان سياسي دوباره از سال 92 با بازسازي خود، زمام قدرت را در كشور به دست گرفت و براي ادامه همان اصلاحات سابق تلاشي دو چندان از خود نشان داد. در اين دوره، به خيال خودشان به اهداف قبلي دست يافته اند؛ آن‎ها در اين دوره به مذاكره مستقيم با شيطان بزرگ كه از آمال و آرزوهاي ديرينه اشان بود دست يافتند و حول برجام به نتيجه رسيدند. ولي بدعهدي امريكايي‎ها و اروپايي‎ها در برجام، بدجوري آن‎ها را كلافه كرده است. در اين ميان، عده‎اي از پادوهاي استكبار پس از شكست در برجام، به شعار جديدي روي آوردند: «فشار از بيرون، چانه زني از درون». اين راهبرد كه در نوع خود، جديد به نظر مي‎رسد ابتدا توسط سعيد حجاريان مطرح شد. وي نام آن را «آمريكاكراسي به جاي دموكراسي» گذاشت و گفت تجربه عراق و افغانستان نشان داد كه هميشه نيازي به حضور «دمو» نيست بلكه گاهي مانند عراق و افغانستان، ممكن است با فشار بيروني مانند امريكا «كراسي» تحقق يابد.

ظاهرا اين روزها نوبت به اجرايي كردن اين نظريه در ايران رسيده است. آن‎ها معتقدند كه بايد فشارهاي زيادي از بيرون بر نظام جمهوري اسلامي وارد شود تا مدعيان اصلاحات بتوانند با رهبري نظام به گفت وگو بنشينند و با چانه زني‎هاي برنامه‎ريزي شده به اهداف مشترك خود كه همان اهداف بيروني هاست دست يابند. در اين راهبرد جديد، امريكايي‎ها دايم تهديد به خروج از برجام مي‎كنند و با تحريم‎ها و تهديدهاي بيش‎تر از سوي اروپا و برخي هم پيمانان منطقه‎اي امريكا سعي مي‎كنند بر فشارها بيفزايند. در همان حال، عناصر داخلي نيز با راه اندازي وضعيت آشفته بازار ارز و دلار اين گونه وانمود مي‎كنند كه راهي جز پذيرش مذاكرات جديد منطقه اي(بخوانيد پذيرش خواري و پذيرش ذلت بار خلع سلاح و دست بر داشتن از عمق استراتژيك منطقه‎اي خود) نيست. در چنين شرائطي عناصر داخلي مانند مصطفي تاجزاده و دوستانش از جريان اصلاحات و مشايي و ... از جريان انحرافي با نامه نگاري‎هاي مكرر به رهبري، عمود اصلي خيمه انقلاب اسلامي را مورد تهاجم قرار مي‎دهند. بي‎ترديد اين راهبرد دشمن نيز به گل خواهد نشست و ره به جايي نخواهد برد.

 يادداشت هفته

خطاي نابخشودني و بزرگ به اصطلاح خادمان حرمين شريفين!

 علي اكبر عالميان

گرچه پيش از اين مشخص شده بود كه رژيم عربستان سعودي دوستي‎هاي پيدا و مراودات پشت پرده با صهيونيست‎ها دارد، اما اظهارات اخير بن سلمان وليعهد ماجراجوي عربستان، دست دوستي عربستان و رژيم صهيونيستي را عيان‎تر كرد و خيانت خادمان حرمين شريفين! را بيش‎تر برملا ساخت. بن سلمان اخيرا در مصاحبه با نشريه«آتلانتيك» گفته بود: «معتقدم كه فلسطينيان و اسرائيلي‎ها حق داشتن سرزمين خود را دارند؛ اما بايد يك توافق صلح داشته باشيم تا ضمن ارائه ثبات براي همه‎گان، روابط نيز عادي‎سازي شود... ما هيچ مشكل ديگري با هيچ كسي (اسرائيلي‎ها) نداريم ما مشكلي با يهود نداريم و محمد(ص) با يك زن يهود ازدواج كرد...ما منافع مشترك زيادي با اسرائيل داريم و اگر توافق صلح حاصل شود منافع بسيار بيش‎تري بين اسرائيل و كشورهاي شوراي همكاري خليج (فارس) و كشورهايي مانند مصر و اردن به‎وجود خواهد آمد.» در اين موضع بحث برانگيز او به صراحت از حق داشتن سرزمين براي اشغالگران قدس شريف سخن به ميان مي‎آورد و بدين ترتيب تمام آرمان‎هاي جهان اسلام مبني بر اشغالگر بودن و غير قانوني بودن اسرائيل را لگدمال مي‎كند. البته او براي ابراز مودت نسبت به اسراييل و به رسميت شناختن اين دولت جعلي، دست به دو تحريف آشكار تاريخي نيز مي‎زند. تحريف اول اين كه مي‎گويد: «ما مشكلي با يهود نداريم». اين ادعا در حالي است كه خداوند متعال در قرآن بر عداوت ديرينه يهود نسبت به مسلمانان تصريح كرده و مي‎فرمايد: «لَتَجِدَنَّ أشَدَّ النّاسَ عَداوَةً للَّذين امَنُوا الْيهُودَ...» البته از يك منظر شايد بتوان اين ادعاي وليعهد سعودي را درست دانست كه در طول تاريخ، مسلمانان مشكلي با يهوديان نداشتند بلكه اين يهوديان بودند كه همواره به ايجاد مزاحمت براي مسلمانان پرداخته و شيطنت كردند. برخورد قاطع پيامبر بزرگوار اسلام با يهوديان مدينه(بني قينقاع، بني نظير و بني قريظه) پس از آن‎صورت پذيرفت كه اين يهوديان پيمان شكني كردند و بر عهد خود با دولت اسلامي پايبند نماندند.
تحريف دوم در بيان وليعهد سعودي نيز جريان ازدواج حضرت محمد (ص) با يك زن يهودي است كه او سعي مي‎كند تا با اين تحريف تاريخي عمل ننگين خود در به رسميت شناختن بزرگ ترين دشمن مسلمانان را توجيه كند. به احتمال فراوان، منظور بن سلمان از زن يهودي پيامبر، ريحانه بنت قرظي است كه از يهوديان بني قريظه به شمار مي‎آمد. او بعدها به ميل خود اسلام آورد و به ميل خود نيز به همسري پيامبر اسلام نائل شد. پس حضرت محمد (ص) با يك زن يهودي ازدواج نفرمود بلكه با زني كه قبلا يهودي بود و به دين اسلام تشرف يافته ازدواج فرمود. در هر حال اين اقدام يهودي پسندانه وليعهد عربستان، بسيار به مذاق صهيونيست‎ها خوش آمده است. «مايكل اورِن» معاون نخست‎وزير رژيم صهيونيستي ضمن ابراز خرسندي از مواضع بن سلمان، درباره همكاري‎هاي آتي بين رياض و تل‎آويو گفت: «اين يك امر دگرگون‎كننده خواهد بود نه فقط براي خاورميانه بلكه براي تمام جهان. مي‎توانيم اميدوار باشيم كه در آينده نزديك، به زودي اين چشم‎انداز را محقق كنيم».كميته يهوديان آمريكا نيز از حمايت محمد بن‎سلمان در به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي استقبال كرد.در بيانيه اين كميته آمده است: «محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي اعلام كرد كه اسرائيلي‎ها حق داشتن دولت خود را دارند، هيچ رهبر سعودي از زماني كه دولت يهودي 70 سال پيش دوباره تولد يافت به چنين مطلبي اعتراف نكرده بود». برخي روزنامه‎هاي رژيم صهيونيستي هم ضمن تحليل سخنان وليعهد عربستان سعودي در مصاحبه با نشريه آمريكايي«آتلانتيك»، وي و نخست وزير اين رژيم را دو روي يك سكه توصيف كردند. روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» نيزسخنان بن سلمان را «به رسميت شناختن اسرائيل» توصيف كرد. پايگاه اسرائيلي «گلوبز» از سخنان بن سلمان تقدير و تشكر بسياري كرده و مي‎نويسد: «شاهزاده سعودي تاريخ را مي‎سازد و موجوديت اسرائيل را به‎عنوان يك حق به رسميت مي‎شناسد».شبكه «۱۰» تلويزيون اسرائيل نيز سخنان بن سلمان را «سخناني استثنايي» توصيف مي‎كند.
همه اين‎ها نشان مي‎دهد كه چگونه دشمنان جهان اسلام از اظهارات دشمن شاد كن وليعهد كم خرد عربستان به وجد آمده‎اند. محمد بن سلمان همچنين در مصاحبه با نشريه تايم مدعي شد كه ايران دشمن مشترك سعودي و اسرائيل است. اين اظهارات كينه توزانه نشان مي‎دهد كه به تعبير«وائل قنديل» تحليلگر سرشناس مصري، وليعهد عربستان «عربي» حرف مي‎زند ولي «عبري» فكر مي‎كند و او با اين گفته خود براي تمام صهيونيست‎ها از خاخام‎هاي افراطي گرفته تا ژنرال‎هاي نظامي، نمايندگان كنست و غيره، هدايايي مجاني و بوسه فرستاد! گرچه دولتمردان سعودي تا به حال اين گونه به صراحت از مشروعيت موجوديت دولت جعلي اسراييل سخن نگفته‎اند، اما اظهارات شگفت انگيز وليعهد اين كشور ريشه در همكاري‎هاي پيدا و پنهان سعودي‎ها و صهيونيست‎ها در خلال سال‎هاي اخير داشته است. به‎عنوان نمونه بايد به حمله نظامي عربستان به يمن در فروردين1394 اشاره كرد كه همان زمان حسن زيد يكي از رهبران انصارا... خبر داده بود كه هواپيماهاي اسرائيلي در عمليات عليه يمن با عربستان سعودي همكاري دارند. درخرداد ۱۳۹۴ نيز شيمون شاپيرا ژنرال بازنشسته اسراييلي و متخصص حزب‎ا... لبنان كه در نشست شوراي روابط خارجي حضور داشته به بلومبرگ گفته بود ديدارهايي محرمانه بين عربستان و اسراييل براي مهار ايرآن‎صورت پذيرفته است.
در بهمن ۱۳۹۴ هم عادل الجبير وزير خارجه عربستان مخفيانه به اسراييل سفر و با مقامات ارشد اين رژيم گفت وگو كرد.
در دي ماه سال گذشته نيز وزير امور خارجه عربستان سعودي در مصاحبه‎اي با يك شبكه فرانسوي تاكيد كرد كشورهاي عربي، اسرائيل را به رسميت خواهند شناخت و با آن روابط برقرار خواهند كرد. چندي قبل نيز رسانه‎هاي گروهي جهان خبر جنجال برانگيزي را منتشر كردند مبني بر اين كه اسرائيل قصد دارد، خط پرواز مستقيم به عربستان سعودي را براي زائران مسلمان اسرائيلي كه در مراسم ساليانه حج در مكه شركت مي‎كنند، راه اندازي كند. قبل تر از آن هم انور عشقي فرمانده سابق نظامي عربستان در هتل كينگ ديويد در بيت‎المقدس غربي با دُر گلد، يكي از مديران كل وزارت خارجه اسرائيل ديدار كرده بود. همه اين اقدامات مقدمه اي بود بر تير زهرآگيني كه وليعهد سعودي به پيكر زخم خورده جهان اسلام پرتاب كرد؛يعني به رسميت شناختن موجوديت غاصبان قدس شريف! اما اين تير پرتاب شده از سوي دولت سازشكار سعودي گرچه زهر آگين است، كارساز نيست و قطعا به ضرر خودشان تمام خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در پاسخ به نامه چندي قبل آقاي اسماعيل هنيه رئيس دفتر سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) تأكيد كرده بودند كه : «حركت به سمت مذاكره با رژيم فريبكار و دروغگو و غاصب، خطاي نابخشودني بزرگي است كه پيروزي ملت فلسطين را به عقب مي‎اندازد و جز خسران عايد آن ملت ستم‎كشيده نمي كند.» اما قطعا علاج اين درد نيز وجود دارد: «علاج اين همه تقويت جناح مبارز و مقاوم در دنياي اسلام و تشديد مبارزه با رژيم غاصب و پشتيبانان آن است. ملت‎ها و به ويژه جوانان غيور در كشورهاي اسلامي و عربي و نيز دولت‎هايي كه نسبت به فلسطين احساس مسؤوليت مي‎كنند، بايد اين وظيفه‎ بزرگ را كاملاً جدي بگيرند و با مجاهدت حماسي و مدبّرانه دشمن را مجبور به عقب‎نشيني به سمت نقطه‎ زوال كنند.» گرچه بن سلمان در پي تحقق«معامله قرن» است اما اين«معامله قرن»قطعا به ضرر حكام خوشگذران سعودي تمام خواهد شد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

به نظر حقير يكي از راه‎هاي مبارزه با فساد وزارتخانه‎ها و ساير ارگان‎هاي كشور واريز مستقيم درآمد به حساب خزانه است! با اين كار نظارت‎ها و بازرسي و تفريغ بودجه سريع‎تر و شفاف‎تر صورت خواهد گرفت.
0877...0910

اظهارات وزير خارجه فرانسه در بازگشت از سفر به تهران نشان مي‎دهد او از ترس خروج ايران از برجام به تهران سفركرده بود و همه تهديدها فرار به جلو و نوعي آتش تهيه به منظورحفظ برجام بود تا اقتصاد ايران در آسمان و زمين معلق بماند! اين جمله كه در حفظ برجام كاملاً هم نظر بوديم، هدف اصلي سفر وي بود. تهديدهاي آمريكا نيز از همين نوع است. آن‎ها با برجام به همه اهداف خودكه قفل كردن اقتصاد ايران و نفوذ پنهاني كه اكنون علني شده است و...، رسيدند! بايد از برجام خارج شويم. همه تهديدها از روي ترس است.
يك شهروند

يكي از معضلات شهري اين است كه شهرداري و غيره در هر منطقه‎اي بودجه خاص خود را دارد كه فقط براي همان منطقه مصرف مي‎شود و اين چون دقيق نيست موجب مي‎شود يك منطقه خيابان‎هاي آسفالت نشده بسياري دارد و منطقه ديگر بودجه‎اش را صرف چندباره رنگ كردن جداول مي‎كند و اين عدالت نيست. لذا پيشنهاد مي‎شود كه سازمان‎ها فقط به تصميم‎گيري و بررسي معضلات بپردازند و بودجه در اختيار سازمان‎ها قرار نگيرد بلكه در يك نهاد متمركز ديگر تصميم‎گيري بشود كه اكنون چه چيزي و كجا اولويت دارد كه صرف همان شود. مسلماً به عدالت نزديك‎تر مي‎شويم و اميرالمؤمنين(ع) فرمودند كه «دورترين مكان‎ها و انسان‎ها از مركز حكومت حقي برابر نزديك‎ترين آن‎ها به تو دارد»
0996...0919

به هر بي‎سوادي بگي تشخيص مي‎ده كه اروپا هيچ وقت سود چندين هزار برابري امريكا را فداي سود اندك ايران نمي‎كند.
4129...0916

امام خميني(ره): شمابه بن بست رسيده‎ايد، مملكت اسلامي به بن بست نمي‎رسد.
7657...0913