صفحه فرهنگي-اجتماعي

اشاعه مصرف گرايي فرهنگي، پرده ديگري از جنگ نرم

 سيامك باقري چوكامي

آماج‎شناسي جنگ نرم دلالت بر هدف قرارگرفتن همه ساحت‎هاي انسان دارد. ساحت انديشه و باورها، ساحت عواطف و ذائقه‎ها و ساحت نمادها و رفتارها آماج اصلي جنگ نرم و ميدان‎هاي مبارزه و نبرد نرم هستند. مدت‎ها است بازيگران نرم با هدف قرار گرفتن انديشه و باورها يا عواطف و ذائقه‎ها انتظار داشتند نمادها و رفتارهاي كنشگر مورد آماج را آن گونه كه خود مي‎خواهند و در راستاي ايده‎ها و منافع خويش جهت دهند و از اين رهگذر تغيير ساختارهاي(سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و...) بازيگر رقيب را محقق سازند. امروزه به موازات الگوي موصوف، عاملان جنگ نرم و تهاجم فرهنگي در تلاشند تا با آماج قرار دادن نمادها و رفتارها، به درون انديشه، ايمان و عواطف كنشگران نفوذ كرده و از اين طريق به هدف‎هاي مورد نظر دست يابند.

تغيير الگوي مصرف فرهنگي

يكي از شيوه‎ها براي هدف فوق، تغيير الگوي مصرف فرهنگي است؛ الگوي مصرف اساساً نوعي رفتار اجتماعي محسوب مي‎شود و تغيير اصولي الگوي مصرف فرهنگي ضمن اين‎كه از طريق تغيير ذائقه فرهنگي حاصل مي‎شود، خود نيز به مثابه نماد و الگوي رفتاري قادر به تغيير در حوزه انديشه و نگرش‎ها مي‎باشد. با تغييرات الگوي مصرف مي‎توان تغييرات فكري و باوري و همچنين تغييرات سبك زندگي را به وجود آورد. تغيير سبك زندگي از طريق تغيير الگوهاي مصرف فرهنگي و اقتصادي، يكي از جدي‎ترين سياست‎هاي تهاجم نرم به شمار مي‎آيد. براساس تحقيق دكتر كاظمي، «مصرف فرهنگي سبك زندگي ما را تشكيل مي‎دهد، نيازها و تمايلات ما را سامان مي‎دهد، مواد لازم را براي توليد تخيلات و رؤياهاي‎مان فراهم مي‎كند، نشان‎دهندۀ تفاوت‎ها و تمايزات اجتماعي است و نمايانگر توليدات ثانويۀ ما در به كارگيري ابزارهاي موجود است.»

شاخصه‎هاي ‎اشاعه مصرف‎گرايي فرهنگي

به‎طور كلـي، امروزه ‎اشاعه مصرف‎گرايي فرهنگي در جوامع گوناگون يكي از شگردهاي كارگزاران جنگ نرمِ است. از آن‎جا كه الگوي مصرف فرهنگي ارتباط معنادار و وثيقي با سبك زندگي دارد، در جريان ‎اشاعه الگوي مصرف فرهنگي، شاخصه‎هاي اصلي سبك زندگي آماج قرار مي‎گيرد، اهداف اوليه از اين فرايند اليناسيون و شبيه‎سازي فرهنگي است. مهم‎ترين شاخصه‎ها در‎اشاعه مصرف فرهنگي، سبك معماري و ساختمان‎سازي‎ها، مصرف رسانه‎اي، مصرف پوشش، مصرف موسيقي، مصرف ابزار آرايش و تزئينات و مصرف محصولات و صنايع فرهنگي است.

1- ابداع، رواج و صدور مدهاي لباس و پوشاك

افراد جامعه هر روز به دنبال مد هستند. مُد به‎عنوان يك پديده و فرايند اجتماعي در زمره الگوهاي نفوذ اجتماعي است كه از طريق ايجاد الگوهاي رفتاري به تأثيرگذاري بر ذهنيت‎هاي اجتماعي مي‎پردازد. مد به دو قسم مادي، مانند لباس و لوازم منزل و غير مادي، مانند رفتارها، نحوه‎ زندگي يا نگرش‎ها كه در يك زمان به‎صورت مد نمودار مي‎شوند، تقسيم مي‎شود. با اين حال، «مد به تغيير سليقه‎ ناگهاني و مكرر همه يا برخي از افراد يك جامعه اطلاق مي‎شود و منجر به گرايش به رفتاري خاص، يا مصرف كالاي بخصوصي، يا در پيش گرفتن سبكي خاص در زندگي مي‎شود.»

2- معماري و نماي ساختمان‎ها

نماي ساختمان‎ها به مثابه يك شاخصه مهم فرهنگي و هويتي در زندگي شهروندي شناخته مي‎شوند، به همين دليل معماري استفاده شده در ساختمان‎ها تأثير مستقيمي بر ديگر اجزا و عناصر اطراف دارد. با اين توصيف، مصرف معماري و ساختمان‎سازي غربي در ايران از دوره قاجار آغاز شد و در دوره پهلوي به اوج خود رسيد و پس از انقلاب به ويژه در دو دهه اخير به شكل نويني احيا شده است. استفاده از نماهاي نامناسب و وارداتي، هويت معماري ايران را زير سؤال برده است و برعكس معماري و شهرسازي ايراني‎ـ اسلامي امروزه بسيار كم‎رنگ شده است.

3- تغيير الگوهاي موسيقيايي

از آن‎جا كه موسيقي يك وجه اساسي از نظام فرهنگي به شمار مي‎رود، تا حد زيادي مي‎تواند تعيين‎كننده برخي از جهت‎گيري‎هاي كلي فرهنگ و تغييرات فرهنگي باشد. مصرف موسيقي، بازگوكننده يكي از ابعاد مصرف و به تبع آن بيان‎كننده منش‎ها و سبك‎هاي متفاوت زندگي در جهان جديد است. ‎اشاعه و رواج موسيقي‎هاي خارجي، مانند راك، پاپ، لس‎آنجلسي و رپ در بين گروه‎هاي سني نوجوانان و جوانان و مهجور شدن موسيقي سنتي و بومي از مصاديق تغيير الگوي مصرف موسيقيايي در جامعه ايران است و به‎صورت برنامه‎ريزي شده اين نوع مصرف تبليغ و ترويج مي‎شود، به گونه‎اي كه موسيقي كه از رسانه‎هاي داخلي پخش مي‎شود كم‎تر مورد استقبال قرار مي‎گيرد. البته از نظر رهبر معظم انقلاب؛ «موسيقي‎اي كه وقتي براي دختر و پسر جوان، يا حتّي غير جوان نواخته بشود، يا عرضه بشود، يا خوانده بشود و او را به ملاهي و مناهي و فساد و شهوات بكشاند و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج كند، حرام است؛ اين مي‎تواند موسيقي سنتي باشد، مي‎تواند موسيقي غربي باشد، مي‎تواند موسيقي محلي‎ - يا به قول شماها موسيقي مقامي‎ـ باشد؛ فرقي نمي‎كند؛ هر موسيقي‎اي كه اين‎طوري باشد، مصداق بارز حرام است.»(5/12/1370)

4- الگوي ارتباطات

الگوي ارتباطات با الگوي مصرف، رابطة مستقيم دارد. از يك سو الگوي مصرف، حاصل مجموعة پيام‎ها و علائمي است كه نگرش مردم را شكل مي‎دهد و در رفتارهاي مصرفي آن‎ها تبلور مي‎يابد. در اين راستا، غرب با توجه به سلطه‎اي كه بر رسانه‎ها دارد و به ويژه با ظهور رسانه‎هاي ارتباطي نوين، الگوي مصرف رسانه‎اي جوامع را دگرگون كرده است. هر جامعه‎اي از اين حيث ضعيف‎تر است، آسيب‎پذيرتر هم مي‎باشد. در غرب و آمريكا به‎طور ويژه براي تغيير الگوهاي مصرف رسانه‎اي در ايران هزينه كرده و مي‎كنند. تغيير الگوي مصرف رسانه‎اي نه تنها تغيير فكري و نگرشي را به دنبال دارد؛ بلكه بر گرايش جامعه به سمت مصرف‎گرايي، مد و مدگرايي و تغيير رفتار ظاهري نيز تأثير مي‎گذارد. به باور شولت، مصرف‎گرايي فرهنگي جهاني و محصولات توليدي غرب، جوانان سراسر جهان را از طريق فيلم‎ها، موسيقي‎ها و رسانه‎هاي ديداري و شنيداري جهاني پيوند مي‎دهد.

5- تغيير الگوي مصرف پوشش

تغيير الگوي مصرف پوشش يكي ديگر از سياست‎هاي ‎اشاعه مصرف فرهنگي از بازيگران دولتي و غير‎دولتي جنگ نرم است. اگرچه نمي‎توان تغييرات در پوشش را به يك عامل محدود كرد، اما مهم‎تر

كوتاهي نهادهاي متولي و بي‎توجهي مسؤولان و مسؤولان واداده موفق شده الگوي پوشش را در كشور ايران تغيير بدهد. اكنون بازيگران نرم گام فراتري براي تغيير الگوي پوشش برداشته‎اند و از ترويج غير مستقيم در صدد جنبش‎سازي در اين راستا هستند. چهارشنبه‎هاي سفيد يكي از هجمه‎هايي است كه براي ترويج بي‎حجابي از سوي دشمنان در كشور مطرح شد.

در نتيجه، اگر فرهنگي به وادي مصرف كشيده شود و از توليد فرهنگي در هر عرصه‎اي از توليد ايده تا توليد مد و پوشش براساس فرهنگ اسلامي و ملي باز ايستد، مي‎توان نوعي از جنگ فرهنگي نرم را شناسايي كرد كه هدف از آن، نهادينه كردن ازخود‎بيگانگي و تسليم فرهنگي در جامعه هدف است.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

آيا كسى كه قيامت را انكار مى‎كند ديده‎اى؟
او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‎راند.
و ديگران را بر اطعام مسكين تشويق نمى‎كند.
پس واى به حال نمازگزاران.
(ماعون، 1-4)
پيام ها
1. تكذيب عملى قيامت از سوى اهل ايمان، امرى شگفت‎آور و جاى سؤال است.
2. طرد يتيم انسان را از خدا دور مى‎كند.
3. نشانه ايمان، يتيم نوازى و توجه به گرسنگان و محرومان است و هركس بى‎توجه باشد بى‎دين است.
4. ميان عقيده و عمل رابطه تنگاتنگ است.(مسائل جزئى مثل طرد يتيم را جزئى نگيريد كه گاهى از مسائل مهمى مثل تكذيب دين خبر مى‎دهد.)
5. نيازهاى عاطفى، مقدم بر نيازهاى جسمى است.(اول محبت به يتيم، سپس سير كردن مسكين)
6. هر نمازى ارزش ندارد و هر نمازگزارى بهشتى نيست.
7. سهو اگر برخاسته از تقصير و بى‎اعتنايى باشد، سرزنش دارد.
8. سهو در نماز قابل جبران و بخشش است ولى سهو از نماز، به معناى رها كردن آن، قابل بخشش نيست.
9. خطر آن جاست كه كار زشت سيره دائمى انسان شود.
10. اخلاص، شرط قبولى نماز و عبادت است.

 پرتوي از حكمت

همه كارها بايد نشان خدا را داشته باشد!

مرحوم رجبعلي خياط:
اين چرخ خياطي را ببينيد؛ همه قطعات ريز و درشتش مارك مخصوص كارخانه را دارد. مي‎خواهند كوچك‎ترين پيچ هم نشان اين كارخانه را داشته باشد. انسان مؤمن هم، همه كارهاي بزرگ و كوچكش بايد نشان خدا را داشته باشد.

 بوستان حكايت

تجمل گرايي، سد راه تكامل

دكتر سيد عبدالباقي(فرزند آيت‎ا... مدرّس) مي‎گويد: «وقتي شاگرد مدرسه طب بودم آقا هر ماه براي خرج تحصيل مبلغ پنجاه ريال به من مي‎داد. من مبلغي را پس انداز كردم و با آن يك چوب لباس و يك تختخواب چوبي به قيمت 32 ريال خريدم. با زحمت آن‎ها را به خانه آوردم و در اطاق نمناكي كه اقامت داشتم نهادم. آقا از مجلس آمد و طبق معمول نگاهي به درون انداخت. با لبخندي گفت: عبدالباقي! لباس آويز و تختخواب تا زماني كه براي رفع نياز و سلامتي انسان باشد مفيد است. اگر جنبه تجمّل و زينت گرفت، سد راه تكامل انسان مي‎گردد. مواظب باش به آن روز نيفتي».
منبع: تارنماي سيره علما