صفحه بانوي مسلمان

نقش زنان مسلمان در عصر رسالت

در عصر رسول خدا(ص) زنان نيز دوشادوش مردان به ياري آن حضرت شتافتند و با او همراه و همگام شدند. پيمان صلح حديبيه در سال ششم هجري بين پيامبر اكرم(ص) و مشركين مكه بسته شد. از جمله توافقات اين پيمان، بازگرداندن مرداني از اهل مكه بود كه به مدينه هجرت كرده بودند، ولي اگر كسي از اهل مدينه به مكه پناهنده شده بود، به مدينه بازگردانده نمي‎شد. طولي نكشيد كه بعضي از زنان مكه، مسلمان شدند و به مدينه هجرت كردند؛ مثل سبية دختر حرث اسلميه، و ام كلثوم دختر عقبه بن أبي معيط. زماني كه خانواده اين دو براي بازگرداندن آن‎ها، نزد رسول خدا(ص) آمدند، اين آيه نازل شد: يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنّ ا... أَعْلَمُ بِإيمانِهِنّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنّ إِلَي الْكُفّارِ لا هُنّ حِلّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يحِلّونَ لَهُنّ.

پيامبر اسلام پس از آن‎كه دانست اين دو زن ايمان آورده‎اند، آنان را به اهل مكه باز نگرداند و در جواب همسران آن‎ها فرمود: ما در مورد مردان اهل مكه توافق كرده بوديم، نه زنان. سپس آن حضرت مهر آنان را به همسرانشان پرداخت كرد و اين دو در مدينه ماندند.

زنان مكّه

خداوند متعال وعده فتح مبين را به پيامبر اكرم(ص) داده بود و آن حضرت براي رسيدن به چنين فتح بزرگي لحظه شماري مي‎كرد. سرانجام وعده الهي فرارسيد و در سال هشتم بزرگ‎ترين دژ مستحكم كفار قريش يعني مكه به دست مسلمانان بدون هيچ خون ريزي فتح شد و رسول خدا بعد از سال‎ها دوري از وطن خويش، اين بار با سپاهي عظيم وارد شهر مكه شد و كعبه را در آغوش گرفت. او به پاس اين فتح بزرگ فرمان عفو عمومي را صادر كرد و از گناهان همه درگذشت، اما به تعداد اندكي از مشركان كه با پيامبر و آيين اسلام سرسختانه دشمني مي‎كردند، امان نداد و دستور تعقيب آنان را صادر فرمود.

در ميان اين افراد، چند زن بودند كه بعضي اسلام آوردند و مورد عفو قرار گرفتند و بعضي ديگر كشته شدند؛ مانند فروتني، قريبة يا قيربة دو كنيزك عبدا... خطل، هند همسر ابوسفيان و ساره يكي از كنيزك‎هاي بني عبدالمطلب.

امّ هاني؛ پناه اهل مكه

دختر ابوطالب، خواهر حضرت علي(ع) مي‎گويد: در روز فتح مكه دو نفر از خويشاوندان شوهر من، با رسيدن مسلمانان به مكه، به منزل من پناه آوردند؛ چون شنيده بودند كه رسول خدا(ص) فرموده: هر كس به منزل خود برود و مقاومت نكند، در امان خواهد بود و آن دو بدين خاطر به منزل من پناه آوردند و گفتند: ما مي‎خواهيم در پناه تو باشيم....

بيعت زنان مكه

رسول خدا(ص) مكه را فتح كرد و وارد مسجد الحرام شد و كنار كعبه براي مردم خطبه خواند و به طرف كوه صفا رفت. ابتدا مردان مكي و سپس زنان مسلمان براي بيعت نزد آن حضرت رفتند. در اين هنگام آيه بيعت زنان مكه نازل شد و خطاب به پيامبر فرمود: ‎اي پيامبر! زماني كه زنان مؤمن براي بيعت نزد تو آمدند، از آنان بر اين امور بيعت بگير: چيزي را شريك خدا قرار ندهند. از كسي (حتي همسران) چيزي را دزدي نكنند. دنبال فساد و فحشا نروند. فرزندان خود را نكشند.از هرگونه اتهام دروغ و بهتان (در مورد فرزنداني كه از دامن آنهاست)، دوري كنند و آن را به همسر خود نسبت ندهند. در هيچ عمل خيري كه به آنان فرمان مي‎دهي، سرپيچي و عصيان نكنند.

رسول خدا بعد از نزول آيه بيعت، دستور داد ظرفي را پر از آب كردند و اين آيه را خواند و دست مبارك را در آب فرو برد. سپس زنان مكه به نشانه بيعت دست را در ظرف آب قرار دادند.

بانوان فداكار در جنگ حنين

تجربه تلخ احد دوباره در حنين تكرار شد، با اين تفاوت كه در آن‎جا ابتدا كفار قريش شكست را پذيرفتند و بعد پيروز شدند، اما در جنگ حنين، مسلمانان از ترس و وحشت از صحنه جنگ گريختند و سپس پيامبر اكرم(ص) با صداي بلند فرمود: يا انصار‎ا... و انصار رسول‎ا... و أنا عبدا... و رسوله. كه با شنيدن سخنان پيامبر اكرم(ص)، سربازان اسلام ديگر بار به دور وجودش حلقه زدند و با نصرت الهي، به پيروزي دست يافتند و دشمنان به عذاب الهي دچار شدند. قرآن منشأ اين پيروزي را چنين مي‎فرمايد: سپس خدا آرامش را بر دل پيامبر و مؤمنين نازل نمود و لشكرياني را نازل كرد كه شما آن‎ها را نديديد و خداوند كافران را عذاب كرد و اين است جزاي كافران.

يكي از صحنه‎هاي جانفشاني، رشادت‎هاي زناني چون امّ حارث و امّ عماره(نسيبه) بود، همان‎طور كه نسيبه در جنگ احد از جان پيامبر اكرم(ص) پاسداري كرد؛ در جنگ حنين هم هنگام فرار مسلمانان، از آن حضرت محافظت مي‎كرد.شيرزن ديگر، ام سليم همسر ابوطلحة انصاري بود. او با اين‎كه فرزندي در شكم داشت، به همراه همسرش، در جنگ حنين شركت كرد. وي وقتي ديد كه رسول خدا(ص) تنها مانده است، با خنجري از جان پيامبر محافظت مي‎كرد. ناگهان چشم آن حضرت به زني خنجر به دست افتاد كه به ميدان جنگ آمده است. فرمود: آيا تو امّ سليم هستي؟ گفت: بله، ‎اي رسول خدا! پدر و مادرم به فداي شما! آنان كه فرار كردند و تو را تنها گذاشتند، همانند دشمنان سزاوار كشته شدن هستند. رسول خدا(ص) فرمود: ‎اي امّ سليم! خدا ما را كافي است.

مجله فرهنگ كوثر

بانوي تازه مسلمان بلژيكي:
اين دين حقيقت است و از آن دست نمي كشم

به گزارش ره يافتگان، طاهره اهل بلژيك است. نام «طاهره» را انتخاب كرده است تا از آلودگي جدا شود. او مسلمان شد. از خانواده‎اي كه به هيچ ديني مؤمن نبودند. طاهره مسلمان شد در شهري كه كوشيده خاطره‎هاي ايمانش را هم بگذارد توي طاقچه، خانواده اش شوكه شده‎اند. رابطه‎شان را با طاهره قطع كردند! و سعي كردند او را بترسانند تا او را منصرف كنند.طاهره گفته: من روي زمين توي خيابان مي‎خوابم. نگران نيستم چه به سرم مي‎آيد! اين دين حقيقت است و از آن دست نمي‎كشم. فكر هم نمي‎كند كه عاقبت چه مي‎شود! طاهره نمي‎تواند خوب قرآن بخواند اما روشنايي قلب او كجا و قلب من كه شايد قرآن را روان‎تر هم مي‎خوانم.

- راستي ناراحت نمي‎شوي وقتي كه شايد مي‎بيني مثل من مسلماني را بي‎اخلاق، بي‎روشنايي قلب؟ پشيمان نمي‎شوي از ايمان آوردنت؟

پشيمان نمي‎شود اما غمگين است كه من نام مسلماني به دوش مي‎كشم و شايد رسم مسلماني را زمين گذاشته‎ام.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
افشاگري هاي حضرت زهرا(س)

حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منكر، هر گاه كه احساس مي‎كرد گفت وگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري مي‎پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وي را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي كه از گفت وگوي رو در رو نتيجه‎اي نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداخت و در اجتماع بزرگ مردم مدينه فرمود:
اي مسلمانان! شما را به خدا قسم مي‎دهم، آيا از رسول خدا(ص) شنيده‎ايد كه فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ هر كس او را آزار دهد، مرا آزرده كرده است؛ خشنودي فاطمه خشنودي من است و خشم او خشم من است؛ هر كس فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كس او را راضي كند، مرا راضي كرده است.
گفتند: آري! اين سخنان را از پيامبر(ص) شنيده‎ايم. در اين حال، حضرت زهرا(س) خطاب به عمر وابوبكر گفت: من، خدا و فرشتگان را گواه مي‎گيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و به خشم آورديد و آزارم داديد و هرگز در راه رضايت من گام برنداشتيد. اگر رسول خدا(ص) را ملاقات كنم، از شما دو نفر نزد حضرتش شكايت خواهم كرد.
آن حضرت همچنين وقتي كه سكوت و بي‎اعتنايي مردم را در مقابل تضييع حقوق حضرت علي و اهل بيت پيامبر مشاهده كرد و از موعظه و ارشاد هم اثري نديد، به افشاگري و سرزنش آنان پرداخت و براي جلوگيري از عمل منكر آنان بر آشفت و با دلي مضطرب و صدايي رسا فرياد برآورد: اي مردم! واي بر شما چه زود به خدا و پيامبرش درباره ما اهل بيت خيانت كرديد؛ در حالي كه رسول خدا شما را به پيروي از ما، و دوستي و تمسك به ما را توصيه كرده بود.
آن حضرت در سخن ديگري اعمال ناپسند كساني را كه فدك را غصب كرده بودند، نكوهش كرد و فرمود: فدك هديه‎اي الهي بود كه آن را به پيامبرش بخشيد و رسول گرامي اسلام آن را براي تأمين زندگي فرزندانم به من سپرد. واگذاري فدك به من و فرزندانم، با حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت جبرئيل امين صورت گرفت. پس اگر كساني آن را با ستم، غصب و وسيله امرار معاش فرزندانم را قطع كردند، با ياد روز قيامت بر اين مصيبت صبر مي‎كنم و به زودي غاصبان فدك، عذاب الهي را در دوزخ خواهند ديد.

فلسفه حجاب
حجاب يعني نجابت و عفت

پيشينه و تاريخ حجاب به آغاز آفرينش انسان مسؤول برمي گردد و موضوع تازه‎اي نيست كه درباره علل آن به جست و جو بپردازيم. در مقابل، بدحجابي و برهنگي، پديده‎اي تازه است.
نوع لباس و پوشش بانوان در هر كشوري، نماد ملي و فرهنگي آن كشور محسوب مي‎شود. بانوان تركمن حجاب خاصي دارند؛ چنان‎كه زن‎هاي محترم بلوچ و عشاير نيز پوشش مخصوصي دارند. شهرستان‎ها و روستاهاي ايران به فراخور آداب و سنن اجتماعي و فرهنگي خود پوشش ويژه‎اي را انتخاب كرده‎اند، اما به‎طور كلي چادر مشكي، يك حجاب همگاني و مشترك بين اقوام مختلف شيعه و سني در كشور ما به شمار مي‎رود. غالب كشورهاي اسلامي نظير ايران، از چادر براي پوشش خود استفاده مي‎كنند، ولي در ايران، چادر، لباس ملي و مذهبي ماست.خوانندگان عزيز نبايد از اين نكته غفلت كنند كه هر نوع دگرگوني در ساختار فرهنگي و اجتماعي، با تغيير پوشش و نوع لباس همراه است؛ چنان‎كه استيلاي فرهنگي و سلطه پذيري نيز، از تحول فرهنگ پوشش، جدا نمي‎باشد. بانواني كه وضع حجاب آن‎ها مناسب با شخصيت فردي و اجتماعي‎شان نيست، تحت تأثير سلطه فرهنگ استعماري قرار دارند. اين عده بايد توجه داشته باشند كه بافت اعتقادي و فرهنگي ايران اسلامي با مشخصات خاصي كه دارد، با فرهنگ اخلاق غربي در تضاد است؛ مثلاً معاشرت دختر و پسر و زن و مرد در ميان غربي‎ها، حريم و حرمتي ندارد و ثمره آن، وجود انواع نابساماني‎ها، طلاق‎ها، افسردگي‎ها، بدبيني‎ها و خودكشي‎هاست؛ اما ضرورت حفظ حريم و حرمت ميان نامحرمان در كشور ما، موجب وحدت و صميميت شده و مي‎شود. بنابر اين دختران و بانوان گران‎سنگي كه به عللي حجاب كامل را رعايت نمي‎كنند، با كوچك‎ترين يادآوري و تنبّه، به خود آمده، حجاب را با فرهنگ كامل آن پذيرا مي‎شوند و امنيت جسمي و رواني را براي خود به ارمغان مي‎آورند. زنان و دختران ما مي‎دانند كه خودنمايي بايد مخصوص همسرانشان باشد، نه نامحرمان كوچه و بازار. در ايران اسلامي، جوان‎ها به خواستگاري دختراني مي‎روند كه از نجابت و عفت والايي برخوردارند. لباس‎هاي چسبان محرك، در شأن يك دختر ايراني و مسلمان نيست؛ چرا كه حجاب بايد از بيرون، مانع دست يابي ديگران به گناه و چشم چراني‎ها باشد و از درون، اعتقادات ديني و فرهنگي را مصونيت بخشد.