صفحه اول

مقاومت مقتدرانه جمهوري اسلامي ايران در برابر آمريكا

 دكتر محمد ملك زاده

روزگاري بود كه در ايران شاه مفلوك اين كشور به‎عنوان متحدي فاقد اراده در برابر غرب، با تعظيم و كرنش در برابر ملكه‎هاي دانمارك و انگليس، دستان آنان را به بهاي تحقير ملت ايران مي‎بوسيد و امروز امانوئل مكرون، رئيس جمهور فرانسه، كه به همراه همسرش به آمريكا سفر مي‎كند، در ديدار با دونالد ترامپ و همسرش، در يك حركتي نمايشي جهت اثبات شدت وابستگي و اطاعت پذيري كشورش از آمريكا، دست همسر رئيس جمهور مشهور به ديوانه آمريكا را مي‎بوسد! اين حركت‎هاي تحقير آميز و كرنش در برابر يك قدرت ظالم و مستبد به همين جا محدود نمي‎ماند بلكه سران مرتجع عرب در منطقه نيز براي عقب نماندن از قافله چاپلوسان و اثبات شدت بندگي خود در برابر شيطان، همه گونه حقارتي را به جان مي‎خرند تا شايد اربابان كاخ سفيد، گوشه چشمي نيز به ايشان داشته باشند!

شدت تاسف از اين همه زبوني در برابر قدرت‎هاي مادي زماني بيش‎تر احساس مي‎گردد كه معلوم شود چاپلوسان زبون در ازاي همراهي و چاپلوسي خود در برابر اربابان، به جز تحقير، چيزي عايد خود و كشورشان نمي‎كنند. رفتارهاي مستكبرانه و تحقير آميز رئيس جمهور آمريكا در برابر متحدان و پيروان بي‎قيد و شرط خويش، گواه روشني است براي كساني كه اقتدار ايران را در گرو همراهي جمهوري اسلامي با سياست‎هاي آمريكا و كوتاه آمدن در برابر كدخداي جهان مي‎دانند! در ازاي اين همه كرنش فرانسه و اروپا مقابل آمريكا چيزي جز حركات يك جانبه گرايانه و تحقير آميز سران كاخ سفيد در نقض تعهدات بين‎المللي و اثبات عدم استقلال و ترس عايد كشورهاي اروپايي نمي‎شود.

چه فضاحتي از اين بالاتر براي سران مرتجع عرب منطقه كه رئيس جمهور آمريكا آنان را در ازاي اين همه همراهي و همنوايي با اربابان خود، گاوي شيرده و جماعتي شپشو خطاب مي‎كند كه فقط به درد اين مي‎خورند كه آنان را دوشيد و تا زمان وجود دلارهاي نفتي براي پر كردن كيسه‎هاي خود از آنان استفاده كرد!

در روزهاي اخير يك منبع عربي در واشنگتن به نقل از يك عضو كنگره آمريكا به پايگاه اينترنتي العهد گفت ترامپ پس از ديدار ماه گذشته‎اش با بن سلمان در كاخ سفيد از كاركنانش خواسته است «صندلي‎ها و اشيايي را كه بن سلمان لمس كرده و بر روي آن نشسته است بگردند و اگر شپشي به جا مانده است تميز كنند!» به اذعان اين پايگاه، ترامپ همواره و به طور علني از رابطه با سران مرتجع عربي به ويژه عربستان به‎عنوان يك فرصت پول‎ساز نام برده و حتي گاهي اين اظهارات حالتي از تحقير و دستور خطاب به آنان نيز داشته است. زماني كه ترامپ از نخستين سفرش به عربستان بازگشت، در برابر دوربين‎هاي خبرنگاران با شعف به شرح باج‎گيري‎هايش از دولت عربستان پرداخت! اين رفتارهاي تحقير آميز در ديدار بن سلمان از آمريكا در كاخ سفيد نيز بار ديگر در برابر دوربين‎هاي خبرنگاران تكرار شد در حالي كه بن سلمان با هدف جلب اعتماد و دوستي ترامپ تقاضاي عقد قرارداد ميلياردي هواپيما از آمريكا را مطرح كرد و با انجام برخي حركت‎هاي نمايشي در قالب برخي اصلاحات اجتماعي مورد نظر آمريكا انتظار تشويق از سوي ترامپ را داشت، بار ديگر با رفتارهاي تحقير آميز رئيس جمهور آمريكا مواجه گرديد كه با نشان دادن ليست خريدهاي عربستان و توافق‎هايي كه بين دو طرف به امضا رسيده به خبرنگاران و با خواندن تك تك رقم‎هاي قراردادهاي امضا شده به طعنه به محمد بن سلمان گفت اين پول‎ها براي شما رقمي نيست، بايد باز هم بيش‎تر بخريد!

در گزارشي كه سي ان ان از اين ماجرا ارائه داد، به طور آشكار اظهار حقارت و زبوني بن سلمان را نمايان مي‎سازد؛ سي ان ان در اين باره مي‎نويسد: «بن سلمان وليعهد سعودي در سفر به آمريكا در كاخ سفيد با دونالد ترامپ ديدار كرد؛ جايي كه رئيس جمهوري آمريكا يك بار ديگر ليست خريدهاي عربستان و توافق‎هايي كه بين دو طرف به امضا رسيده را به‎صورت علني به رخ كشيد. در حالي كه ترامپ مشغول ارائه توضيحات درباره جزئيات اين قراردادها بود چهره بن سلمان نشان مي‎داد كه وي خيلي راحت به نظر نمي‎رسد.»

حتي بعد از ديدار بن سلمان با ترامپ يك عضو خاندان سعودي به سي ان ان گفت «وليعهد سعودي از نوع برخورد و اظهارات ترامپ احساس حقارت و شرمساري كرده است؛ زيرا محمد بن سلمان انتظار نداشته كه ترامپ جزئيات قراردادهاي تسليحاتي چند ميليارد دلاري را جلوي چشمان او به نمايش عمومي بگذارد. اين چيزي نبود كه بن سلمان براي نمايش آن به واشنگتن سفر كرده باشد؛ چيزي كه وليعهد سعودي مي‎خواست در سفر به واشنگتن عمومي شود، تغيير عربستان سعودي به يك متحد دوست داشتني براي آمريكا، اصلاحات اجتماعي عربستان، بهبود و تقويت جايگاه زنان در اين كشور بود.»

پايگاه اينترنتي العهد نيز پس از اشاره به اين اتفاق‎ها، در نهايت به دليل واقعي اين همه تحقير كشور دوست و متحد آمريكا يعني عربستان سعودي اشاره مي‎كند: «رئيس جمهور آمريكا به كسي كه ۲۰ مارس گذشته او را هنگام استقبال در كاخ سفيد "دوست" خود ناميده بود اين گونه نگاه مي‎كند؛ زيرا ترامپ به خوبي به شرايط بن سلمان واقف است و كاملا مي‎داند كه چگونه او همه تخم مرغ‎هايش را در سبد وي قرار داده است و به همين دليل به‎صورت عمدي از تحقير او ابايي ندارد و بارها برابر دوربين‎ها و رسانه‎ها از واژه "دوشيدن" بن سلمان و عربستان سعودي استفاده كرده است.»

اساسا چرا بايد ترامپ از اين همه تحقير متحدان خويش ابايي داشته باشد زماني كه آنان را جماعتي بزدل، وابسته و فاقد پايگاه مردمي مي‎داند؟ واقعيت اين است كه در اين اتفاق‎ها شايد بيش از آن‎كه اشكالي متوجه رفتار مستكبرانه رئيس جمهور آمريكا باشد، بايد اشكال اصلي را متوجه متحدان بي‎قيد و شرط و بزدل آمريكا اعم از كشورهاي عربي يا اروپايي دانست كه با ابراز ترس از مخالفت با سياست‎هاي يك جانبه گرايانه سران كاخ سفيد، زمينه تجاوز و زورگويي بيش‎تر براي آن دولت را فراهم كرده و در عين حال جز حقارت و وابستگي را براي كشور و ملت خويش به ارمغان نياورده‎اند. اين اتفاق‎ها بيش از هر چيز حقانيت سياست استقلال طلبانه و عدم وابستگي انقلاب اسلامي ايران به قدرت‎هاي مستكبر را به اثبات مي‎رساند. نظام جمهوري اسلامي در يك دوره چهل ساله با ايستادگي در برابر زورگويي‎ها، زياده‎ خواهي‎ها و تمام اقدامات خصمانه آمريكا عليه ملت ايران نشان داده است با اتكا به قدرت خداوند و پشتيباني مردم خويش عزت و افتخار بزرگ را نصيب ملت ايران كرده و براي پاسداري از اين عزت و شرافت، با هيچ قيمتي در برابر رفتارهاي قلدرمابانه آمريكا و متحدانش تسليم نخواهد شد.

 سرمقاله

عوامل اصلي مشكلات اقتصادي را محاكمه كنيد

 دكتر قاسم روان‌بخش

آقاي روحاني در سال 92 با شعارهاي بسيار جذاب و دلربا از جمله با عنوان «دولت تدبير و اميد» و با نشان دادن كليد بزرگي كه در همايش‎هاي انتخاباتي حمل مي‎كرد و با اتهام‎هاي نادرست و بي‎مبنا به رقباي انتخاباتي وارد كارزار رقابت‎هاي انتخاباتي شد و توانست با اين شعار‎ها و وعده‎هاي توخالي آراي مردم را به سوي خود جذب كند. يكي از شعار‎هايي كه بعدا معلوم شد سازنده فيلم انتخاباتي ايشان به او ياد داده است اين بود: «كاري مي‎كنم كه هم چرخ سانتريفيوژ بچرخد هم چرخ زندگي مردم» .ايشان يكي ديگر از شعارهاي انتخاباتي اش را «مذاكره برد - برد با كدخدا» قرار داد و وعده داد كه با اين مذاكرات، همه تحريم‎هاي ظالمانه را بردارد و به زندگي مردم و كسب و كار رونق دهد و تورم را تك رقمي كرده، ارزش پول ملي را ارتقا بخشد و رشد اقتصادي را به بالاي 8 درصد برساند و وضع مردم را آن‎چنان خوب كند كه ديگر كسي تقاضاي يارانه نكند بلكه مردم به دولت يارانه بدهند!
پس از اين‎كه روحاني زمام قدرت را در دست گرفت به يمن حمايت‎هاي آقاي علي لاريجاني از دولت وي، هر دو مجلس نهم و دهم به‎عنوان حامي دولت درخشيدند؛ به طوري كه برخي به نمايندگان مجلس قبلي و فعلي لقب «وكيل الدوله» مي‎دهند. نمونه‎اي از اين حمايت‎ها تصويب «برجام» در 20 دقيقه در صحن علني مجلس بود كه با گريه برخي از نمايندگان همراه شد!
امروز از آن همه وعده‎هاي داده شده پنج سال مي‎گذرد؛ به راستي كدام يك از وعده‎هاي داده شده تحقق يافته است؟ احترام به پاسپورت ايراني افزايش يافته يا ارزش پول ملي بالاتر رفته است؟! تحريم‎هاي ظالمانه برداشته شده يا بر حجم تحريم‎ها افزوده شده است؟! متاسفانه در سايه سياست‎هاي دولت تدبير و اميد كار به جايي رسده است كه حتي حاميان سينه چاك وي نيز لب به اعتراض گشوده‎اند و هر روز جمع كثيري از آن‎ها اظهار پشيماني كرده، از مردم عذرخواهي مي‎كنند. وضعيت فرهنگي كشور در سايه سياست‎هاي ليبراليستي دولت ناخوشايند است و به كشف حجاب در خيابان‎ها انجاميده و آمار جرم و جنايت و طلاق به شدت افزايش يافته است. اوضاع اقتصادي كشور كه عمدتا بار رواني دارد به مرحله‎اي رسيده كه كم‎تر سرمايه‎گذار خارجي و داخلي انگيزه‎اي براي سرمايه‎گذاري دارد. مردم شب مي‎خوابند و صبح در حالي بيدار مي‎شوند كه نمي‎دانند قيمت دلار چند است و شامگاهان چقدر خواهد بود؟ كاهش ارزش پول ملي تقريبا سرمايه مردم را به نصف كاهش داده و قدرت خريد مردم را به شدت پايين آورده است. در عرصه بين‎الملل نيز فشارهاي پسابرجام افزايش يافته و هر روز رئيس جمهور امريكا براي ايران اسلامي رجز مي‎خواند؛ روزي نيست كه ترامپ يا يكي از مجموعه تحت امرش بر ضد ايران سخنراني نكند و به نحوي زبان به تهديد ما نگشايد! تهديد به خروج از برجام و بي‎اعتبار كردن آن در سه سال اخير و پاره كردن نمادين برجام و انداختن آب دهان بر آن توسط مشاور ترامپ در برابر دوربين‎هاي رسانه‎هاي جهاني به نحوي قلدرمآبي امريكا را به رخ مي‎كشد. محكوميت غيابي ايران در دادگاه امريكا به اتهام واهي دست داشتن در حادثه يازده سپتامبر به مبلغ 6 ميليارد دلار يكي ديگر از ده‎ها محكوميتي است كه در سال‎هاي اخير از سوي امريكا و متحدانش براي ايران رقم خورده است.
به راستي چه كساني عامل اين همه گرفتاري و ناامني اقتصادي براي كشور شده اند؟ برخي رخدادهاي ناگوار كه اغلب با خلاف واقع‎گويي و فريب افكار عمومي صورت گرفته عامل اين همه بي‎ثباتي در اقتصاد كشور شده است، كه به برخي از آن‎ها اشاره مي‎كنيم:
1. افزايش نقدينگي از 470 هزار ميليارد تومان به 1430 هزار ميليارد تومان، ركود در بخش مسكن و در محيط كسب و كار و تعطيلي بيش از 60 در صد از كارخانه‎هاي كشور، واردات بي‎رويه از چين و تركيه و... و فلج كردن زندگي كارگر ايراني از جمله عوامل اين وضعيت ناهنجار كنوني است.
2. مذاكرات غير كارشناسي شده برجام و تاييد شتاب زده مجلس واجراي يك طرفه توسط دولت و دادن نقد و گرفتن وعده نسيه كار را به جايي رسانده كه هنوز بنابر اعتراف اخير رئيس جمهور دلار را با گوني جابه جا مي‎كنند و بانك‎هاي ايران همچنان در تحريم به سر مي‎برند و بايد در برابر نفت و صادرات كالا، كالا دريافت كنند يا با گوني دلار را به داخل منتقل كنند. متاسفانه اين شتاب زدگي و اجراي يك طرفه برجام كار را به جايي رسانده كه امريكا قدرت مانور به دست آورده و دولت ايران را در حال انفعال قرار داده است.
3. متاسفانه در پسابرجام، دولت ايران در سياست خارجي به انفعال كامل افتاده و براي حفظ برجام و تحقق وعده‎هاي طرف مقابل، مجبور است به هر فشاري تن بدهد. گاهي با شكايت تركيه مجبور مي‎شود گاز رايگان به آن كشور بدهد و گاه امريكايي‎ها بنياد علوي و مجموعه وابسته به آن را كه بيش از 10 ميليارد ارزش داشت مصادره مي‎كند و امروز نيز با محكوميت 6 ميليارد دلاري در دادگاه امريكا به اتهام دست داشتن در ماجراي 11سپتامبر برگ ديگري از انفعال دولت رقم خورده است؛ تا فردا براي ما چه اتفاقي بيفتد!
4. مشكل ديگر، فقدان تدبير دولت نسبت به مديريت ارز موجود در بانك مركزي بود؛ متاسفانه دولت در اين سال‎هاي اخير هيچ مديريت موثري براي كنترل ارز و جهت دادن به آن در مسير درست توليد قرار نداده است. سفرهاي خارجي چندميليوني خوشگذران‎ها به آنتاليا و تايلند و... يك افتخار محسوب مي‎شد و خروج ارز كشور به‎صورت انبوه براي خوشگذراني، امروز كشور را دچار اين بحران كرده است. چرا مسؤولان امر دولتي و مجلس به فكر اين روزها نبودند و اين گونه چوب حراج بر سرمايه ملي زدند كه كشور را چنين دچار بحران كنند؟
5. متاسفانه برخي از مسؤولان دولتي به جاي پاسخ به اين پرسش‎هاي اساسي همواره براي مردم موضوعاتي انحرافي مطرح مي‎كنند تا از مساله اصلي فاصله بگيرند. امروز مهم‎ترين مساله براي رئيس جمهور كشور، فيلتر شدن تلگرامي است كه خودش از مسببان آن بوده است. تلگرامي كه بي‎ترديد در ايجاد فضاي موجود نقش بسزايي ايفا كرده است. و اسفناك‎تر اين‎كه وقتي كسي منصفانه به نقد دولت مي‎نشيند به جاي پذيرش نقد دلسوزانه، با انواع اتهام‎ها و توهين‎ها سعي مي‎كنند از هستي ساقطش كنند و با برچسب‎هاي نفهم و نادان و بي‎شناسنامه و... به گونه‎اي عمل مي‎كنند كه ديگر كسي لب به انتقاد نگشايد.
6. كساني در بخش دولتي و بخش خصوصي هستند كه به التهابات اقتصادي دامن مي‎زنند؛ به راستي آيا وقت آن نرسيده است كه دستگاه قضايي شعبه‎اي جهت بررسي و شناخت عوامل چنين وضعيتي راه اندازي كند و عوامل مستقيم اين وضعيت را به دست محاكمه بسپارد؟!