صفحه سياسي

با خروج تدريجي شركت‎هاي اروپايي از ايران
نشانه هاي ناتواني اروپا در حفظ برجام آشكار شد

 دكتر محمد ملك زاده

خوش‎بيني به گام نهادن اروپا در مسير تامين منافع ايران در برجام، تكرار يك اشتباه تاريخي است كه مي‎تواند به قيمت تحميل هزينه‎هاي سنگين‎تر بر ايران تمام شود. شواهد موجود نشان مي‎دهد كه با خروج امريكا از برجام، اروپا نمي‎تواند و يا نمي‎خواهد برخلاف سياست‎هاي خصمانه كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران گامي بردارد. از مهم‎ترين نشانه‎هاي اثبات اين ادعا را مي‎توان خروج تدريجي شركت‎هاي اروپايي از ايران دانست. در حالي كه پس از اعلام خروج آمريكا از برجام هنوز تا آغاز اجرايي شدن تحريم‎ها عليه ايران حدود 6 ماه زمان باقي مانده است و از سوي ديگر اتحاديه اروپا به ظاهر اعلام نموده تصميم دارد تا از شركت‎هاي خارجي در ايران حمايت كند، از هم اينك شركت‎هاي اروپايي و غربي خروج خود از ايران را كليد زده‎اند.

پس از امضاي توافق هسته‎اي در سال 2015 تعدادي از مهم‎ترين شركت‎هاي اروپايي اقدام به ورود به بازار ايران كردند. شركت‎هايي همچون «نفت توتال فرانسه»، «فولاد دنيلي ايتاليا»، «نفت اني ايتاليا» و «كشتيراني مرسك دانمارك» و برخي ديگر در ابتدا تمايل خود را به امضاي قرارداد با ايران نشان دادند؛ اما چيزي نگذشت كه برخي از اين شركت‎هاي اروپايي پس از پيروزي ترامپ در انتخابات رياست جمهوري آمريكا كه از ابتدا خود را مخالف توافق برجام نشان داده بود و البته خروج آمريكا از اين توافق را اعلام نكرده بود، به‎طور محسوسي فعاليت‎هاي خود در ايران را كاهش دادند و تا زمان اعلام رسمي خروج آمريكا از برجام نيز فعاليت چنداني در ايران انجام ندادند و بدين ترتيب چندان دور از ذهن نبود كه با اعلام خروج آمريكا از اين پيمان، به رغم مخالفت ظاهري اتحاديه اروپا، تصميم خود مبني بر عدم مخالفت با تحريم‎هاي امريكا عليه ايران – به رغم فرصت باقيمانده شش ماهه تا زمان اجرايي شدن آن – را اعلام و خروج تدريجي خود از ايران را آغاز كنند:

1.شركت توتال فرانسه: پس از امضاي برجام، وزارت نفت ايران اقدام به امضاي قراردادي با شركت توتال فرانسه كرد كه برخي از اين قرارداد به‎عنوان دستاورد بزرگ برجام ياد كردند و آن را چراغ سبز ايران به شركت‎هاي اروپايي براي ورود به بازار اين كشور دانستند. توتال قرار بود در قالب اين قرارداد ضمن سرمايه گذاري‎هاي نفتي، جديدترين دانش فني در زمينه توسعه ميادين گازي را به ايران منتقل كند. اين شركت گرچه پيش‎تر گفته بود كه اگر ايران و كشورهاي اروپايي به همراه روسيه و چين در برجام بمانند، حتي در صورت خروج آمريكا از برجام فعاليت خود در ايران را ادامه خواهد داد اما اخيراً اعلام كرد در صورتي كه از اجراي قانون تحريم‎هاي آمريكا مستثنا نشود ديگر نمي‎تواند در ايران فعاليت كند. به گفته مدير عامل اين شركت در اجلاس انرژي سن پترزبورگ روسيه، شركت توتال نمي‎تواند بدون دسترسي به نظام بانكي آمريكا كاري انجام دهد. وي تأكيد كرد: سرمايه‎گذاري شركت‎هاي بزرگ نفتي در ايران علي‎رغم تلاش اتحاديه اروپا براي متقاعد كردن شركت‎ها براي ادامه حضور در ايران غيرممكن است؛ چرا كه اين شركت‎ها نياز به دسترسي به نظام بانكي آمريكا دارند و تا زماني كه اقتصاد جهاني برمبناي دلار سازماندهي شده است، او نمي‎تواند يك شركت بين‎المللي مثل توتال را بدون سرمايه‎گذاران آمريكايي و دسترسي به نظام بانكي آمريكا مديريت كند. اين در حالي است كه امضاي قرارداد توتال با وزارت نفت ايران نيز برخلاف تصورات موجود نتوانسته بود همكاري اقتصادي ايران و اتحاديه اروپا را رونق بخشد.

2.شركت فولاد دنيلي ايتاليا: اين شركت نيز پس از خروج امريكا اعلام كرده است كه يافتن پوشش مالي سفارش‎هاي ايران به ارزش 1.8 ميليارد دلار را متوقف كرده است. رئيس اين شركت اعلام كرد بانك‎هاي اروپايي از ترس مواجه شدن با تحريم‎هاي ثانويه آمريكا در پي خروج اين كشور از برجام ديگر تمايلي به تأمين مالي پروژه‎هاي ايران ندارند.

3. شركت نفت اني ايتاليا: شركت نفتي اني ايتاليا كه در ژوئن سال 2017 توافقنامه مطالعه طرح توسعه ميادين نفتي و گازي ايران را امضا كرده بود، اخيراً اعلام كرد كه اين توافقنامه را لغو خواهد كرد. مدير اين شركت در نشست سالانه سهامداران آن اعلام كرد كه تمام طلب خود از ايران را دريافت كرده و برنامه‎اي براي ادامه حضور در ايران نخواهد داشت.

4.كشتيراني مرسك دانمارك: شركت دانماركي مرسك به‎عنوان بزرگ‎ترين شركت كشتيراني جهان نيز به تازگي اعلام كرد كه كليه فعاليت‎هاي خود در ايران را متوقف خواهد كرد. با توجه به آن‎كه اين شركت فعاليت بسيار گسترده‎اي در آمريكا دارد بديهي است اين اقدام را از ترس مواجهه با تحريم‎هاي آمريكا انجام داده است.

5.شركت OMV اتريش: اين شركت تاكنون در خصوص خروج از ايران موضعي رسمي نگرفته، اما هنوز در ايران هيچ گونه سرمايه‎گذاري نكرده است.

6.شركت بريتيش پتروليوم: اين شركت كه قرار بود در ميدان گازي رهام در درياي شمال به‎صورت 50-50 با شركت ملي نفت ايران همكاري كند، از متوقف كردن اين همكاري خبر داده است.در بيانيه اين شركت آمده است: با توجه به تصميم آمريكا براي اعمال دوباره تحريم‎هاي نفتي براي ايران قصد داريم برخي برنامه‎هاي خود در ميدان گازي رهام را تا زمان روشن‎تر شدن شرايط تحريم‎هاي آمريكا عليه ايران لغو كنيم. بريتيش پتروليوم در بيانيه خود تأكيد كرده است؛ همواره به تحريم‎هاي آمريكا عليه ايران و ديگر كشورها پايبند بوده است.

7.شركت ساگاي نروژ: اين شركت نروژي نيز كه در زمينه توليد انرژي خورشيدي فعاليت مي‎كند و در اكتبر سال 2017 قراردادي را به ارزش 2.5 ميليارد يورو با ايران امضا كرد، پس از خروج آمريكا از برجام اعلام كرد كه از ايران خارج خواهد شد.

8. شركت‎هاي بيمه‎ اروپايي: در روزهاي اخير برخي شركت‎هاي بيمه‎اي نيز از قطع همكاري خود با ايران خبر داده‎اند از جمله شركت چند مليتي خدمات بيمه‎اي آليانز اخيرا اعلام كرده است كه احتمالاً به زودي ارائه خدمات بيمه‎اي به كشتي‎هاي ايراني و حامل نفت ايران را متوقف خواهد كرد.

شركت بوئينگ آمريكا هم كه پيش از خروج آمريكا از برجام تحويل اولين هواپيما به ايران را كه قرار بود در سال 2018 انجام شود به سال 2019 موكول كرد، اخيراً از اعلام لغو سفارش ايران خبر داده است. در صورت لغو مجوز فروش هواپيما به ايران از سوي دفتر OFAC خزانه‎داري آمريكا به احتمال زياد صادرات ايرباس به ايران نيز ملغي خواهد شد؛ چرا كه حدود 40 درصد از قطعات هواپيماهاي ايرباس در آمريكا توليد مي‎شود و براساس قانون ايالات متحده محصولات خارجي كه بيش از 10 درصد از قطعات آن‎ها در آمريكا توليد مي‎شوند، براي صادرات به ديگر كشورها نيازمند مجوز از آمريكا هستند.

در كنار اين اقدامات، پالايشگاه‎هاي اروپايي نيز از هم اكنون جايگزين كردن نفت وارداتي از ايران را با نفت ديگر كشورها كليد زده‎اند. بنا به اعلام شركت‎هاي كارگزاري نفتي به دليل اقدام آمريكا براي اعمال دوباره تحريم‎هاي نفتي عليه ايران، پالايشگاه‎هاي نفت اروپايي واردات نفت از ديگر كشورها به‎جاي ايران را آغاز كرده‎اند. بر همين اساس اين پالايشگاه‎ها براي تأمين نفت خود به سراغ عراق و سوريه رفته‎اند. مؤسسه S&P گلوبال آناليتيكس نيز اعلام كرده است كه صادرات نفت ايران پس از اعمال تحريم‎ها 500 هزار بشكه در روز كاهش خواهد يافت؛ زيرا علي‎رغم اين‎كه شركت‎ها و طرف‎هاي اروپايي علاقه‎اي به ترك ايران ندارند، با شروع تحريم‎هاي آمريكا فرار از جريمه‎هاي احتمالي آمريكا سخت خواهد بود. حتي پالايشگاه‎هاي تركيه كه يكي از مشتريان اصلي نفت ايران بودند، خريد نفت از عراق را شروع كرده‎اند.

همچنانكه گذشت، تمام اين اتفاق‎ها در حالي روي مي‎دهد كه هنوز تا آغاز اعمال تحريم‎هاي مجدد عليه ايران حدود 6 ماه زمان باقي است؛ با وجود اين، شركت‎هاي اروپايي از هم اكنون خروج از ايران را كليد زده‎اند. بنابراين هرگز نمي‎توان به نتيجه بخش بودن ادعاي اروپايي‎ها مبني بر حفظ برجام بدون امريكا خوش بين بود؛ زيرا اگر شركت‎هاي اروپايي كم‎ترين اميدي به موفقيت اروپايي‎ها در اين زمينه داشتند، منافع خود در ايران را ترك نمي‎كردند. بنابراين ما نيز نبايد با خوش بيني نادرست خود از نتايج مذاكرات با اروپا، يك اشتباه را تكرار كنيم.

اصرار بر FATF براي چيست؟

  دبير سياسي

پس از صدمات جبران ناپذيري كه دشمن از طريق برجام به صنعت هسته‎اي و اقتصاد كشور وارد ساخت اينك در صدد است جمهوري اسلامي را وادار به پذيرش قرار داد ننگين ديگري كند كه بقيه اجزاي پازل براندازي نظام اسلامي را تكميل كند و متاسفانه مجلس محترم و رياست آن در نوعي غفلت به سر مي‎برند. درباره الحاق ايران به FATF نكاتي را متذكر مي‎شويم:

1. عراقچي دبير ستاد پيگيري اجراي برجام هم 21 تيرماه سال 95 در گفت و گوي ويژه خبري شبكه دو سيما گفته بود: درباره FATF بايد بگويم كه همه كشورهاي دنيا به تدريج به آن پيوستند. از همه كشورها خواسته شده قوانيني ايجاد كنند كه مانع از پولشويي شود. قانون منع پولشويي را تصويب كنند. حدود 5 الي 6 سال پيش ايران تصميم گرفت كه به اين قانون بپيوندد و اين قانون توسط دولت گذشته به مجلس ارائه شد و پيش از اين دولت، توسط مجلس به تصويب رسيد و ما الان دو قانون داريم كه قانون پولشويي و قانون مبارزه با تروريسم بوده كه هر دو توسط مجلس تصويب شده و به FATF ارائه داده و گفتيم كه ما اين قوانين را داريم. اين اقدام را انجام داديم كه FATF ما را از ليست كشورهاي غير همكار به كشورهاي همكار وارد كرده است. همزماني اين اقدام دولت با برنامه‎هاي از پيش طراحي شده مقامات آمريكايي خود موضوعي است كه مي‎توان جداگانه به آن پرداخت اما در هر صورت اين قانون نيز از ديگر رويدادهاي داخلي است كه مي‎تواند نيت صادقانه ايران را در برخورد ريشه‎اي با پديده تروريسم ثابت كند.

2. ظاهرا تصويب چنين قانوني در مجلس و ابلاغ آن از سوي رئيس جمهور در سال 94 براي غربي‎ها رضايت بخش نبود؛ زيرا قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي،‎ مركز شناسايي تروريسم را شوراي عالي امنيت ملي كشور قرار داده است. ولي غربي‎ها تعريفشان از تروريسم با ما متفاوت است. به همين دليل اصرار دارند كه ايران به‎صورت كامل به FATF ملحق شود. در اين صورت تعريف آن‎ها ملاك خواهد بود. تعريف آن‎ها از تروريسم،‎ شامل سازمان منافقين و داعش و النصره نمي‎شود؛ زيرا اين سازمان‎ها تحت حمايت مستقيم آن‎ها قرار دارد. منظور آن‎ها از تروريسم،‎حزب الله لبنان و انصار الله يمن و همه نهضت‎هاي آزادي بخشي است كه در جهان بر ضد استكبار و صهيونيسم جهاني فعاليت مي‎كنند. منظور آن‎ها سپاه قدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه 40 سال است تمام قد در برابر استكبار جهاني ايستاده‎اند. به همين دليل طرف غربي قانون مصوب جمهوري اسلامي را ناكافي دانسته با آن مخالفت مي‎ورزند؛ براي نمونه «ديويد ليپتون» معاون اول مدير صندوق بين‎المللي پول گفته است: ايراني‎ها قانوني براي مبارزه با تأمين مالي تروريسم تصويب كرده‎اند. اين قانون كامل نيست.

3. حال مي‎توان دريافت نقش FTAF كه عنوان مؤسسه‎اي در راستاي مقابله با تروريزم شناخته مي‎شود در استراتژي آمريكايي مهار ايران در منطقه كجاست. در واقع اين سازمان به ظاهر خيرخواه چندسالي است به‎عنوان بازيگر سناريويي ايفاي نقش مي‎كند كه كارگرداني آن به عهده آمريكاست. اين سياست را مي‎توان با استفاده از اظهارات انديشمندان و تئوريسين‎هاي آمريكايي به خوبي دريافت. براي نمونه آدام زوبين كه از وي به‎عنوان فرمانده قرارگاه تحريم ايران ياد مي‎شود در تاريخ 24 ژوئن(5تيرماه) در كنفرانس جهاني پروژه ترومن اشاره‎اي به اين راهبرد آمريكايي‎ها داشته و حتي لغو تحريم‎هاي ايران را نيز به تغيير رفتار ايران در عرصه‎هاي منطقه‎اي از جمله حمايت از مقاومت و امور نظامي منوط كرده بود. وي در بخشي از سخنانش مي‎گويد: همان طور كه اوباما پيش‎تر گفته بود، اگر ايران مي‎خواهد كه تجارت بيش‎تري با دنيا داشته باشد بايد نگراني‎هاي آمريكا در اين موارد را برطرف كند. او همچنين مي‎گويد: ايران بزرگ‎ترين حامي تروريسم در جهان است و تامين مالي و تامين سلاح انصارالله يمن حزب الله لبنان و سوريه را ادامه مي‎دهد. زوبين همچنين در جلسه استماع كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا نيز اصطلاح مهمي به كار برده كه ابعاد جديدي از سياست تحريمي اين كشور در آينده را آشكار مي‎كند. زوبين گفت سياست تحريمي فعلي امريكا «حذف واسطه‎هاي كليدي» ايران است. اين واسطه‎ها، هم افراد، نهادها و شركت‎هايي را در بر مي‎گيرد كه كه به محور مقاومت سرويس مي‎دهند و هم شامل اعضاي خود اين محور است. پيش از اين نيز «زارات»، معاون سابق وزارت خزانه داري آمريكا در امور تروريسم و جرائم مالي در 24 مي‎2016 در جلسه استماع سنا گفته بود:

ريسك تعامل با ايران در دوره پسا برجام تغييري نكرده است. بانك مركزي و بانك‎هاي ايران همچنان در ليست منطقه پولشويي ماده ۳۱۱ قانون پاتريوت آمريكا هستند. ايران همچنان به همراه كره شمالي در ليست پرريسك‎ترين كشورهاي فتف(FATF) قرار دارند. بيانيه ۱۹ فوريه فتف تصريح مي‎كند كه ايران داراي ريسك تامين مالي تروريسم است و نظام مالي كشورها را تهديد مي‎كند. اما مي‎توان صريح‎ترين موضع آمريكايي‎ها در قبال معرفي ايران به‎عنوان تهديد تروريستي و به تبع آن برنامه ريزي براي اجراي سياست‎هايي كه به زعم آن‎ها ايران را در منطقه منزوي كند متعلق به متيو لويت دانست. وي كه سال‎ها در «معاونت امنيتي و تحليل» خزانه‎داري ايالات‎متحده و نيز به‎عنوان معاون «دفتر امنيت و بررسي» مشغول به كار بوده، مي‎گويد: «درست در زماني كه سپاه پاسداران بخش‎هاي بزرگي از اقتصاد ايران را در دست دارد سرمايه‎گذاري و رابطه تجاري با جمهوري اسلامي به معني معامله با‎ آن‎هايي خواهد بود كه بخش بزرگي از تحريم‎ها شامل آن‎هاست... فعاليت‎هاي سپاه پاسداران و سپاه قدس در سوريه و همچنين در حمايت از حزب‎ا... لبنان به‎روشني «در بخش فعاليت‎هاي حمايت از تروريسم جهاني» قرار دارد.

4. با اين وجود آيا باز هم بايد مجلس كشور به لايحه خود تحريمي تن بدهد و خواست دشمن را محقق سازد؟

بازخواني كتاب خاطرات هسته‎اي روحاني
از يك سوراخ چندبار گزيده مي شويد؟!

با بازخواني كتاب خاطرات هسته‎اي آقاي روحاني تحت عنوان «امنيت ملي و ديپلماسي هسته اي» كه با هدف دفاع از عملكرد دو سال ديپلماسي دولت اصلاحات در پرونده هسته‎اي و مذاكرات با سه كشور اروپايي نوشته شده است، اين كتاب و بيان نقض عهدهاي مكرر كشورهاي اروپايي در مذاكرات سال‎هاي 82 تا 84 كه خود آقاي روحاني رئيس تيم مذاكره كننده بود، بهترين سندي است كه امروز با خروج آمريكا از برجام و دل خوش كردن مجدد ايشان به اروپايي‎ها مي‎تواند مورد توجه قرار گيرد تا مانع از تكرار يك تجربه تلخ تاريخي ديگرگردد.

1- نقض عهد اروپايي‎ها و ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت

در اين باره آقاي روحاني در صفحه 599 كتاب «امنيت ملي و ديپلماسي هسته اي» مي‎نويسد: "اروپا در مذاكرات تهران تعهد كرده بود تا زماني كه فعاليت نطنز آغاز نشده است، از ارجاع پرونده هسته‎اي به شوراي امنيت جلوگيري كند ولي در بهمن 1384 در شرايطي پرونده هسته‎اي به شوراي امنيت ارجاع شد كه نطنز در تعليق بود. بنابراين اروپا تعهد خود را نقض كرده بود."

2- تعليق غني‌سازي با فشار و نقض عهد اروپايي‎ها

آقاي روحاني در ادامه در صفحات 186 و 187 كتاب امنيت ملي و ديپلماسي هسته‎اي به روايت تخلف البرادعي از وعده اش به ايران مي‎پردازد و مي‎نويسد: "در مذاكرات تهران(سعد آباد) تعليق را در حد مجوزي كه از سران نظام داشتيم و در چارچوب توافق با البرادعي قبول كرديم و لذا در بيانيه نوشته شد: در "چارچوب تفسير آژانس" البته البرادعي بعدا تحت فشار اروپا تخلف كرد و آژانس هم با تفسير جديدي علاوه بر نطنز، قطعه سازي و مونتاژ را هم جزو موارد تعليق اعلام كرد... خطاب به البرادعي اضافه كردم كه شما در تهران به من گفتيد معناي تعليق در حد گازدهي است. چرا تخلف كرديد؟ گفت نظر من همان است كه در تهران گفتم ولي اين تفسير گروه فني ما است.!"

روحاني در صفحه 223 و 224 كتاب به صراحت از دور زدن ايران توسط البرادعي و سه كشور اروپايي سخن مي‎گويد و تاكيد مي‎كند كه انتظار داشته آن‎ها با صداقت با ايران رفتار كنند: "به آن‎ها(وزراي سه كشور) گفتم ما در مذاكرات تهران با هم توافق كرديم كه بر مبناي تعريفي كه مديركل آژانس از تعليق داشته است اقدام كنيم ولي شما بر خلاف تعهدتان به البرادعي نامه نوشته و به او فشار آورده و گفته‎ايد كه تعليق را به‎صورت وسيع‎تري تعريف كند. البرادعي به من گفت كه سه كشور براي من نامه فرستاده و گفته‎اند تعليق، اين چنين تفسير شود. قرار ما اين بود كه با صداقت با هم رفتار كنيم.!"

3- پيشنهادهاي اروپايي‎ها شبيه دستورالعمل‎هاي استعماري كاپيتولاسيون بود

آقاي روحاني در صفحات 596، 597 و 598 كتاب امنيت ملي و ديپلماسي هسته‎اي ضمن اشاره به توافق پاريس، در نهايت به شكست اين مذاكرات اشاره كرده و تاكيد مي‎كند بعد از نزديك به دو سال مذاكرات ايران و سه كشور اروپايي، آن‎ها قصد به نتيجه رسيدن و حل كردن پرونده هسته‎اي ايران را نداشتند و با ارائه يك بسته پيشنهادي تحقير آميز به ايران، باعث شدند تا ايران نيز در نامه‎اي متقابلا پاسخ تندي به آن‎ها بدهد.

آقاي روحاني پس از تشريح جزئيات پيشنهادهاي تحقيرآميز اروپايي‎ها به ايران، مي‎نويسد:"در مجموع پيشنهاد مذكور در زمينه تقاضاها از ايران بسيار طولاني اما در مورد پيشنهادهاي ارائه شده به ايران به‎طور مضحكي كوتاه و نارسا مي‎باشد. فقدان هر گونه تلاش براي ايجاد ظاهري متوازن، اين پيشنهاد را به دستور استعماري كاپيتولاسيون شبيه مي‎سازد. پيشنهاد ياد شده توهيني به تمام ملت ايران است كه سه كشور اروپايي بايد به‎خاطر آن از ملت ايران پوزش بطلبند."

توجه به اين بخش از خاطرات آقاي روحاني آن هم بعد از سه توافق سعدآباد، بروكسل و پاريس نشان مي‎دهد سه كشور اروپايي هدفي جز طولاني كردن مذاكرات براي ادامه تعليق و تعطيلي تاسيسات هسته‎اي ايران نداشته‎اند و در نهايت نيز ضمن نقض تعهدات خود، تنها با تحقير ايران كشور را براي مدت‎ها عقب انداختند.

4- عليرغم پذيرش پروتكل الحاقي و حضور مستمر بازرسان درتأسيسات ايران، اروپا به تعهداتش عمل نكرد

آقاي روحاني در مرداد ماه ۱۳۸۴، در روزهاي پاياني مأموريت خود در سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي طي نامه‎اي تاريخي خطاب به محمد البرادعي، دبير كل وقت سازمان انرژي اتمي، گزارشي از روند فراز و فرود پرونده هسته‎اي ايران ارائه كرده است كه خلاصه آن نشان مي‎دهد روند دو سال مذاكرات هسته‎اي در دولت اصلاحات با سه كشور اروپايي به‎طور كامل به «شكست» رسيده بود و در حالي كه جمهوري اسلامي ايران تمامي تعهداتش را در اين مدت اجرا كرده و بسياري از تاسيسات هسته‎اي خود را به حالت تعطيلي و تعليق در آورده بوده، سه كشور اروپايي حتي يكي از تعهداتشان را نيز اجرايي نكردند.

آقاي روحاني در كتاب " امنيت ملي و ديپلماسي هسته اي" صفحات ۵۸۰ تا ۵۸۸ مي‎نويسد: "متأسفانه، در مقابل اگر نگوييم هيچ، ايران مابه‎ازاي بسيار اندكي دريافت كرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزايش داد و تنها در عوض آن، با قول‎هاي انجام نشده و درخواست‎هاي بيش‎تر روبه رو شد. قول‎هاي اكتبر ۲۰۰۳[مهر۱۳۸۲] سه كشور اروپايي درباره‎ همكاري هسته‎اي، امنيت منطقه‎اي و منع گسترش، هنوز حتي بررسي هم نشده‎اند.

تعهد فوريه‎ ۲۰۰۴ [بهمن۱۳۸۲]سه كشور اروپايي كه به‎عنوان مابه ازاي گسترش تعليق به مونتاژ و توليد قطعات ارائه شده بود و بر مبناي آن سه كشور متعهد شده بودند كه "تلاش فعالانه به عمل آورند تا تلاش‎هاي ايران در اجلاس ژوئن ۲۰۰۴[خرداد۱۳۸۳] شوراي حكام شناسايي شده، به شكلي كه شورا بعد از آن تنها بر مبناي گزارش مديركل، هرگاه و اگر براساس رويه‎ عادي اجراي قرارداد پادمان و پروتكل الحاقي ضروري دانست، عمل كند" تحقق نيافت تا اين‎كه ايران در نوامبر ۲۰۰۴ [آذر۱۳۸۳]موافقت نمود تعليق داوطلبانه‎ خود را بيش‎تر گسترش دهد، به نحوي كه تأسيسات تبديل اورانيوم را كه به وضوح توسط دبيرخانه‎ آژانس به‎عنوان خارج از شمول هرگونه تعريف از "فعاليت‎هاي مربوط به غني‎سازي" تعيين شده بود؛ دربرگيرد.

سه كشور اروپايي/ اتحاديه اروپا هنوز به تعهد خود در موافقتنامه نوامبر ۲۰۰۴[آذر۱۳۸۳] پاريس مبني بر شناسايي "اجراي بدون تبعيض حقوق ايران براساس معاهده‎ منع گسترش مطابق با تعداتش براساس اين معاهده" عمل نكرده‎اند.

پس از گذشت بيش از سه ماه مذاكره بعد از موافقتنامه‎ پاريس، آشكار شد كه سه كشور اروپايي/ اتحاديه‎ اروپا خواهان تطويل مذاكرات و احتمالاً عدم دستيابي به نتيجه مطلوب هستند و بنابراين، نمي‎خواهند در برابر حق غيرقابل انكار ايران براي از سرگيري فعاليت غني‎سازي تسليم شوند و انگيزه يا توانايي ارائه‎ طرح خود درباره‎ تضمين‎هاي عيني ماهيت صلح‎آميز برنامه‎ هسته‎اي ايران و نيز تضمين‎هاي محكم درباره‎ همكاري‎هاي اقتصادي، فناوري و هسته‎اي و تعهدات محكم درباره‎ مسائل امنيتي را نيز ندارند.

اكنون مشخص است كه مذاكرات، آن گونه كه در توافقنامه‎ پاريس خواسته شده بود، در حال پيشرفت نيست و اين به دليل خط مشي سه كشور اروپايي/ اتحاديه‎ اروپا در طولاني نمودن مذاكرات بدون كم‎ترين تلاش براي حركت به سوي برآورده ساختن تعهداتشان، طبق توافقنامه‎هاي تهران و پاريس مي‎باشد. اين استمرار كش‎دار منحصراً معطوف به تأمين اين مقصود است كه تعليق را تاجايي كه امكان دارد حفظ كند، تا آن را در عمل به توقف تبديل نمايد. اين، برخلاف روح و مفاد توافقنامه‎ پاريس مي‎باشد و در راستاي اصول مذاكرات با حُسن نيت قرار ندارد.

تعليق، براي مدت نزديك به ۲۰ ماه با تمام عواقب اقتصادي و اجتماعي كه آثار آن متوجه ملت ايران بوده، حفظ شده است. سه كشور اروپايي/ اتحاديه‎ اروپا در رفع هيچ‎يك از ابعاد گوناگون محدوديت‎هاي مربوط به دستيابي ايران به فناوري پيشرفته و هسته‎اي موفق نبوده‎اند.

در حالي همه اين اتفاق‎ها و تجربه‎هاي تلخ تاريخي از نقض عهد اروپايي‎ها پيش روي ماست و جالب‎تر آن‎كه در تمام موارد فوق آقاي روحاني مسؤول مذاكرات بوده است، كه ايشان مجددا در حال تكرار همان مسيرگذشته است و از برجام و ادامه مذاكرات با اروپايي‎ها سخن مي‎گويد؛ اروپايي‎هايي كه به قول آقاي روحاني نه تنها ضمانت واقعي نمي‎دهند، بلكه در برابر تعليق و بازديد از مراكز نظامي و پذيرش پروتكل الحاقي كاري جز ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت نكردند. امروز مجددا بايد ايستاد و نگريست كساني كه نقض عهد اروپا را با چشم ديده و بارها خودشان به آن اعتراف كرده اند، آيا از گذشته عبرت مي‎گيرند يا قرار است از يك سوراخ دوبار گزيده شوند؟!

 يادداشت هفته

عمق استراتژيك ايران؛ از شمال آفريقا تا شرق آسيا

 علي اكبر عالميان

چرا آمريكا و برخي از كشورهاي عرب حوزه خليج فارس نسبت به ايران حساسيت دارند؟ پاسخ به اين پرسش را مي‎توان در يك جمله كوتاه ارائه كرد:«پيروزي‎هاي استراتژيكي جمهوري اسلامي ايران»! يكي از نشانه‎هاي برتري و توفيق نظام جمهوري اسلامي در عرصه بين‎الملل، سياست‎هاي هوشمندانه‎اي است كه در طول چهل سال گذشته در عرصه بين‎الملل در پيش گرفته و اين واقعيتي است كه دوست و دشمن به آن اعتراف داشته‎اند. اخيرا بروس ريدل در تحليلي كه در انديكشده «بروكينگز» ارائه داده است به نكته جالبي اشاره مي‎كند. وي مي‎نويسد:«متاسفانه ما در گذشته به صداي آژير جنگ در خاورميانه گوش داده‎ايم و همواره زمينه شروع جنگ يكسان بوده است. آن‎ها با اين فرض كه جنگ عليه كشور X مي‎تواند زمينه ايجاد خاورميانه مرفه، صلح و بدون تروريسم ايجاد مي‎كند جنگ را آغاز كرده‎اند. در حالي كه دو جنگ گذشته تنها به نفع ايران بوده است و زمينه افزايش قدرت اين كشور را فراهم كرده است.» او مشخصا به دو نمونه اشاره مي‎كند. نمونه اول به ابتداي دهه 80 ميلادي اشاره مي‎كند كه آريل شارون وزير دفاع وقت اسرائيل به لبنان حمله كرد اما اسرائيل در بيروت گرفتار شد و ايراني كه قبلا تحت حمله عراق منزوي شده بود توانست زمينه تاسيس حزب الله را فراهم كند. پس از دو دهه حزب الله توانست به‎طور كامل اسرائيل را از جنوب لبنان بيرون براند و هيمنه ارتش اسرائيل را در جنوب لبنان تخريب كند. علاوه بر اين اكنون ايران در سوريه و لبنان به بازيگر قدرتمندتر از گذشته تبديل شده است. نمونه دوم نيز اشاره او به عراق است كه آمريكا به عراق حمله كرد تا بلكه زمينه ايجاد صلح عراق با اسرائيل را فراهم كند و علاوه بر آن درهاي تغيير حكومت دمشق و تهران را باز كند اما اين مساله خود، فاجعه ديگري را رقم زد و آن اين‎كه آمريكا درگير جنگي شده است كه هنوز نمي‎تواند از آن رهايي پيدا كند، علاوه بر اين‎كه هيچ صلحي هم بين اسرائيل و عراق شكل نگرفت؛ در عوض ايران به يك بازيگر برجسته در ساختار داخلي عراق تبديل شد. سعودي‎ها بر اين تاكيد كردند كه تهاجم آمريكا به عراق و سرنگوني صدام حسين، عراق را در يك سيني نقره‎اي تقديم ايران كرد و ايران به قدرت برجسته در عراق تبديل شد. ايران با استفاده زيركانه از كارت‎هاي بازي خود توانست بخش بزرگي از اهداف خويش براي كسب هژموني منطقه‎اي را در طي سال 1982 و 2003 تحقق بخشد.
از اين دست نشانه‎ها را مي‎توان به وفور در طول دوران 40 ساله انقلاب اسلامي ايران و استقرار نظام جمهوري اسلامي مشاهده كرد كه همگي از هوش بالاي نظام در مواجهه با رخدادهاي خارجي و استفاده بهينه از فرصت‎ها حكايت دارد.
خرداد سال گذشته نيز يك رسانه عربي با نام الاتجاه پرس در گزارشي نوشته بود كه: پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران،‎ ايرانيان دستاوردهاي بزرگي در زمينه‎هاي مختلف محقق كردند و كشور ايران موضع خود را در منطقه تقويت كرد و از نظر سياسي جايگاه خاصي يافت و به يك قدرت منطقه‎اي تبديل شد كه همه كشورها از آن حساب مي‎برند. به نوشته اين رسانه بر اساس گزارش مركز تحقيقات استراتژيك در مارس 2017 تكنولوژي ايران در حال پيشرفت است و ايران از شبكه‎هاي الكترونيكي داخلي برخوردار است كه در صورت حمله دشمن مي‎تواند آن‎ها را به كار گيرد. نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايرآن‎كه در خليج فارس حضور دارد نيز هر زمآن‎كه بخواهد مي‎تواند تنگه هرمز را ببندد و اين امر تأثيرات منفي بر اقتصاد جهاني به همراه خواهد داشت. از نظر سامانه موشكي هم ايران بسيار پيشرفت كرده و آمريكا و رژيم صهيونيستي را نگران كرده است؛ زيرا مي‎دانند كه موشك‎هاي ايراني مي‎توانند خسارت‎هاي سنگيني به آن‎ها وارد كنند به همين دليل مي‎ترسند با ايران وارد يك جنگ مستقيم شوند.
در پايان اين گزارش هم به نكته جالبي اشاره شده است. بنابر تحليل اين رسانه: زماني كه جمهوري اسلامي ايران به وجود آمد تقريباً هيچ هم‎پيماني در منطقه نداشت، اما با اين وجود توانست با كم‎ترين هزينه در عراق، سوريه، لبنان و مناطق ديگر نفوذ كند و اگر ايران اين راه را ادامه دهد در 10 يا 20 سال آينده نفوذ بسيار گسترده‎اي در منطقه خواهد داشت.
اين‎ها همه نشان مي‎دهد كه آفاق انديشه‎هاي انقلاب، جهان اسلام را درنورديده است و نظام جمهوري اسلامي با حُسن استفاده از شعاع اين انديشه‎ها بر ميزان نفوذ خود در قلوب مسلمانان و حتي غير مسلمانان افزوده است و به تعبير رهبر معظم انقلاب، عمق استراتژيك جمهوري اسلامي از شمال آفريقا تا شرق آسيا را در برگرفته است: «استكبار مي‎داند كه امروز در بسياري از كشورهاي اسلامي، دل‎هاي مردم با جمهوري اسلامي است؛ مي‎داند كه عمق سياسي و استراتژيك نظام جمهوري اسلامي، در داخل كشورهاي اسلامي است؛ از شمال آفريقا تا شرق آسيا.» علت ناخشنودي دشمن از جمهوري اسلامي ايران نيز دقيقا ازعمق استراتژيك نظام اسلامي نشات مي‎گيرد. مقام معظم رهبري در اين مورد مي‎گويند:«ملت‎هاي مسلمان عمق استراتژيك نظام جمهوري اسلامي‎اند. چرا تبليغات عجيب و غريب آمريكائي و انگليسي سعي مي‎كنند بين ملت‎هاي مسلمان با ملت ايران جدايي بيندازند؟ چرا؟ با مساله قوميت، با مساله سني، شيعه؟ چون مي‎دانند آن‎ها عمق راهبردي و عمق استراتژيك جمهوري اسلامي محسوب مي‎شوند. تكيه‎گاه يك ملت به عمق استراتژيك اوست. نمي‎خواهند ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي از اين حمايت و طرفداري‎اي كه از او در كشورهاي مختلف مي‎شود - كه البته بي‎نظير هم هست - برخوردار باشد.»
اين عمق استراتژيك كه از هوشمندي نظام جمهوري اسلامي در مواجهه با رويدادها به ويژه در عرصه بين‎المللي سرچشمه مي‎گيرد، عصبانيت دشمنان ما را به همراه داشته است. به همين سبب مي‎توان چرايي بسيج عمومي آنان، چه غربي‎ها و چه سران مرتجع عرب، بر ضد اين نظام را دريافت. البته اقدامات آنان در برابر نظام متكي به دين و مردم ايران، ره به‎جايي نخواهد برد و عصبانيتشان نيز كارساز نخواهد بود مگر اين‎كه به تعبير شهيد بهشتي، از اين عصبانيت بميرند!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

اي كاش چين در مقابله سياسي و اقتصادي با آمريكا و مبارزه با تروريسم مانند روسيه فهم راهبردي و حضوري فعال‎تر درجهان مي‎داشت!
2418...0911

تقواپيشه كنيد و بترسيد از روزي كه هيچ كس چيزي از عذاب خدا را از شما دفع نمي‎كند نه بدل و بلاگرداني پذيرفته مي‎شود، نه ميانجي‎گري سودمند باشد و نه ياري شويد.
0996...0919

اقاي روحاني! كدخدا چيزي به شما نداد. اروپا يعني رعاياي كدخدا چه به شما مي‎دهد؟! اين‎ها گربه‎رقصان‎هاي برجام بودند! مگرنه؟
يك شهروند

به نظرحقير عذرخواهي آقاي روحاني مشكلي را برطرف نمي‎كند بلكه در عمل بايد شاهد حركت دولت در مسيرانقلابي كه پرچمدار آن ولي‎فقيه است، باشيم. فرجام برجام عيار تفكر سياسي، اقتصادي دولت را آشكاركرد. درحالي كه ايران‎گرايي عرصه سياست بين‎المللي را در مي‎نورد دو نتيجه انتخابات در كشورهاي روسيه، لبنان، عراق، مالزي و ونزوئلا شاهد اين مدعاست، رئيس جمهور هنوز شعار كهنه شده ايران هراسي كه همواره از طرف آقاي هاشمي سرداده مي‎شد را تكرار مي‎كند. آمريكا و كشورهاي اروپايي مي‎گويند نفوذ منطقه‎اي كه همان اقتدار و اعتبار منطقه‎اي وحتي بين‎المللي است اماآقاي روحاني مي‎گويد در برجام ايران هراسي را ازبين برديم. اروپا به نيابت ازآمريكا به دنبال از بين بردن اقتدار منطقه‎اي و بين‎المللي همچنين قدرت دفاعي ايران است. اگر دولت به برجام تن داد به دليل روي آوردن به اقتصاد سرمايه داري و پشت كردن يا باور نداشتن مباني اقتصاد مقاومتي بود و از اين رو برجام به فرجام نرسيد. حمايت ازكالاي ايراني يعني استفاده از همه ظرفيت‎هاي سياسي و اقتصادي حتي از رقيب سياسي و حذف دلار در تجارت جهاني.
يك شهروند

دولت روحاني با افسارگسيختگي دلار موجبات سقوط خود را فراهم مي‎كند!
8313...0919