حدود 2 سال از تشکیل کابینه چهاردهم گذشته است؛ اما یک جریده مدعی اصلاحات روی تحریف وقایع و «حافظه کوتاه مدت» جامعه حساب باز کرده و گرانی روزافزون، سرعت تورم و مدیریت ضعیف را به جنگ 12 و 40 روزه گِره زد.
هیچ توافقی با ایران صورت نمیپذیرد مگر «تسلیم بیقید و شرط»؛ این عبارات خط و نشان ترامپ در اسفندماه 1404 برای ایران است؛ در حالی که روزنامه زنجیرهای «مردمسالاری» با نادیده گرفتن این تهدید و عهدشکنیهای مکرر آمریکا و ترامپ، «بیاعتمادی به مذاکره» را علتالعلل جنگ میداند.
برخی سلبریتیهای همسو با اسرائیل و رسانههای بیگانه و تشویقکنندگان ترامپ برای حمله به ایران، با جنگ روانیِ اشک تمساح برای جنوب، تقلا دارند وحدت مردم و نیروهای مسلح را هدف قرار دهند؛ اما کور خواندهاند.
تنشهای روزهای اخیر در دانشگاههایی چون تهران، شریف، امیرکبیر و علم و صنعت را نمیتوان رخدادی مقطعی یا خودجوش تلقی کرد. شواهد میدانی، گزارشهای دانشجویی و تصاویر منتشرشده از این تجمعات نشان میدهد که فضای دانشگاهها بار دیگر به سمت الگوهای آشنای آشوب، درگیری فیزیکی و کنشهای ساختارشکنانه سوق داده شده است.
یکی از فعالان اپوزیسیون میگوید اپوزیسیون نه نیچه و هایدیگر، مارکس و پوپر و کانت دارد و نه بیسمارک و نه لینکلن و آیزنهاور و ژنرال دوگل؛ بنابراین باید با همین سرکردههای فعلی اپوزیسیون ساخت و اعتراضی هم نکرد.
در شرایطی که دلقکبازیهای سران گروهکهای سلطنتطلب و سازمانهای تروریستی مثل منافقین و پژاک و...، حیثیتی برای اپوزیسیون نمایان جمهوری اسلامی نگذاشته، «ح- ی» میگوید که داشتههای اپوزیسیون همینهاست!
ترامپ و وزیران خارجه و خزانهداری وی، بارها اعتراف صریح کردهاند که کارفرمای آشوب افکنی اخیر در ایران بودهاند. اما برخی عناصر سیاسی و رسانهای اصرار دارند با ادبیات دو پهلو، نظام را جای قاتلان و جلادان این جنایت بزرگ بنشانند؛ چرا؟!