برادر بزرگوار جناب آقای پزشکیان! جملاتی از شما در جمع اساتید بسیجی منتشر شده که به عنوان برادر کوچکتر، لازم دیدم نکاتی را خدمت شما عرض کنم.
نکته اول اینکه کسانی که شما را دعوت به اصول میکنند، داغدیدههایی هستند که بیش از صد شب است با قلب برافروختهشان کف خیابان ایستادهاند و شما حتماً میدانید و اگر نمیدانید بهتر است از مسئولین مطلع امنیتی بپرسید که کل دارایی امروز شما مقابل دشمن، ریشه در این ایستادگی از سر جوشش قلوب مردم دارد. صدایتان را برای دشمن بلند کنید نه این مردم.
آقای رئیس جمهور؛ به نظر من هر کس از کلمه "وفاق" برداشتی دارد، هدفی دارد. من فکر میکنم شما برای اداره کشور محتاج وفاق هستید. به قول معروف "همسایهها یاری کنید تا من شوهرداری کنم"
من آن روزها اینهمه تلاشش را میدیدم و برایش احترام قائل بودم، اما آنچه محبت او را به دلم میانداخت نکات دیگری بود. اول آنکه میدیدم چطور دوست جاهل و دشمن دانا، او را میزند! حرمتش را هتک میکند! و او مقتدرانه میجنگد و مظلومانه کار را جلو میبرد. چندین بار از نزدیک او را دیده بودم. یکبار کسی آمد دانشجویی را که به او بیاحترامی کرده بود با بیادبی و تمسخر ازش یاد کند. با همان هیبت و عقلانیتش، اخم کرد که این کار درست نیست و خود را با آن دانشجو مقایسه کرد که خطای او را دستمایه تمسخرش نکنید، من هم ممکن است مثل او خطا کنم.