در سبک زندگی اسلامی، سبک زندگی یک فرد منظور نیست؛ بلکه منظور یک رفتار اجتماعی و جمعی است. حال آنکه در اجتماع نیز تمام افراد ملحوظ نیستند؛ بلکه یک روش غالب و رایج مورد بحث قرار میگیرد. کلمه اسلامی نیز تصریح میکند که معیار ما مشخص است و ما از دیدگاه ارزشی بحث میکنیم و میخواهیم ببینیم که چه سبکی درست است و باید داشته باشیم و چه سبکی غلط است و باید از آن دوری کنیم.
وقتی ما بپذیریم که باید سبک زندگی را براساس ارزشهای اسلامی بررسی کنیم، باید چند نوع مطالبه داشته باشیم: نخست، توصیف وضع موجود. دوم، طراحی وضع مطلوب و سوم، راهی را که باید پیمود.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانیهای علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
واژه سبک زندگی که به عنوان یک واژه کلیدی در ادبیات امروزین مطرح شده است، به لحاظ لغوی و موارد استعمال بسیار گسترش یافته است و به رفتارهای خاصی که فرد برای زندگی خود انتخاب میکند تا رفتارهای خانوادگی، محلی، شهری، کشوری و بینالمللی قابل اطلاق است. از این جهت میشود سبک زندگی را به ویژگیهای رفتاری انسان تعریف کرد و به حسب اختلاف ویژگیها، سبکهای متعددی را در نظر گرفت.
نخستین تقسیمبندی از لحاظ گستره، متعلق است که سبک زندگی فرد، خانواده، یک گروه خاص، اهل یک شهر و منطقه، تا سبک زندگی بینالمللی را شامل میشود. این تقسیمبندی در مردمشناسی به کار میرود و خود به خود بار ارزشی مثبت یا منفی ندارد و به صورت توصیفی بیان میکند که اهل هر منطقهای چه ویژگی رفتاری دارند.
تقسیمبندی دیگر به لحاظ عواملی است که در ویژگیهای سبک زندگی مؤثر هستند. این عوامل عبارتند از: عوامل طبیعی، اقلیمی و جغرافیایی، و عوامل اجتماعی و تاریخی، و نیز عوامل فرهنگی که به نوعی عوامل ارزشی محسوب میشوند.
در این منظر، روشهای زندگی جوامع مختلف بررسی و ارزشگذاری میشود که نتیجه آن، به انتخاب روش خوب منتهی میشود. آنچه امروز با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مورد نظر است، منظر سوم است. در این دیدگاه فقط بحث توصیفی و تاریخی نیست؛ بلکه منظور این است که ما سبکهای زندگی را با معیار و سنجش اسلام بررسی و ارزشیابی کنیم.
در سبک زندگی اسلامی، سبک زندگی یک فرد منظور نیست؛ بلکه منظور یک رفتار اجتماعی و جمعی است. حال آنکه در اجتماع نیز تمام افراد ملحوظ نیستند؛ بلکه یک روش غالب و رایج مورد بحث قرار میگیرد. کلمه اسلامی نیز تصریح میکند که معیار ما مشخص است و ما از دیدگاه ارزشی بحث میکنیم و میخواهیم ببینیم که چه سبکی درست است و باید داشته باشیم و چه سبکی غلط است و باید از آن دوری کنیم.
ضوابط ارزشیابی بهمنظور تهیه سبک زندگی اسلامی دارای متد خاص است، اینکه چه ارزشهایی موجود و چه سبکهایی در زندگی ما معمول است، نیازمند یک تحقیق جامعهشناختی است که باید با متد خاص خود صورت گیرد؛ اما اینکه بدانیم ارزشهای اسلامی که معیار سنجش است، چیست، این را نمیتوان با این متد معین کرد.
پس از اینکه سبک زندگی رایج جامعه را دانستیم، باید ببینیم که این سبک با سبک زندگی اسلامی و ارزشهایی که اسلام در رفتار معتبر میداند مطابقت دارد یا ندارد و برای آنچه با آن مطابقت ندارد، چارهجویی کرد تا کمبودهای آن جبران شود و مردم به سوی آن حرکت کنند.
به طور کلی ما باید بدانیم چه چیزهایی را باید بررسی کنیم تا بتوانیم طرحی را برای سبک زندگی اسلامی معرفی کنیم و سپس به دنبال عوامل مناسب برای اجرایی شدن آن باشیم.
استنباط بنده از فرمایشات رهبر معظم انقلاب این است که گستره این مهم بسیار وسیع است؛ اما زاویه بحث ارزشی و معیار ارزشی آن نیز اسلام است. با توجه به پسوند اسلامی، ما باید همه مسائل را از دیدگاه ارزشی، نه صرفاً عوامل طبیعی و اقلیمی، بررسی کنیم. در واقع، ما میخواهیم ببینیم انسانها براساس نظام ارزشی خودشان چه سبک زندگی را باید داشته باشند و چون نظام ارزشی ما نظام ارزشی اسلام است، باید براساس این نظام رفتارهای خانوادگی تا بینالمللی موجود را بررسی کنیم.
برای اینکه در جهت منویات رهبری اقدامی درخور انجام دهیم، باید دو نوع فعالیت و برنامهریزی داشته باشیم: نخست برنامه کوتاهمدت و دوم، برنامه بلندمدت.
در برنامهریزی کوتاهمدت، ضرورت و امکان حل مهمترین مسائل حائز اهمیت است. در این برنامهریزی باید اهم مسائل گلچین شود و حداکثر در مدت 2 یا 3 سال نتیجهای ارائه شود.
وقتی ما بپذیریم که باید سبک زندگی را براساس ارزشهای اسلامی بررسی کنیم، باید چند نوع مطالبه داشته باشیم: نخست، توصیف وضع موجود. دوم، طراحی وضع مطلوب و سوم، راهی را که باید پیمود.
تحقق مطالبه نخست کار جامعهشناسان آگاه به ارزشهای اسلامی است. میتوان مجموعهای محدود به عنوان مجری طرح در نظر گرفته شوند که به هر دو حوزه معرفی اشراف داشته باشند؛ یعنی هم در حوزه جامعهشناختی و هم در توصیف وضع موجود نسبت به ارزشهای اسلامی خبره باشند.
برای نظریهپردازی درباره واقعیات جامعه باید به درستی از وضعیت عینی و نقاط ضعف و قوت جامعه آگاهی داشته باشیم؛ چراکه در غیر این صورت، نظریهپردازی ما ذهنی خواهد بود.
از آنجا که مسائل ارزشی به ویژگیهای رفتار فردی و اجتماعی انسانها مربوط است، این مسائل شامل مسائل فقهی و اخلاقی نیز میشود که باید از دانشمندان اسلامی که در فقه و مبانی ارزشی آن یعنی اخلاق اسلامی خبره هستند، در بررسی طرح مشارکت داشته باشند؛ چراکه اگر فقط به دانشمندان فقه اکتفا کنیم، به نتیجه مطلوب نمیرسیم.
هنوز درباره مبانی احکام از دیدگاه ارزشهای اخلاقی فعالیتهای کافی صورت نگرفته است. آیاتی که درباره عرفیترین مسائل در قرآن آمده، متضمن مسائل اخلاقی است و به تعبیری، بسیاری از مسائل اسلامی بیش از آنکه فقهی باشد، اخلاقی است.
شناخت و مبنا قراردادن ارزشهایی که پشتوانه احکام فقهی یا ضوابط حاکم بر آنهاست و یکی از ادله فقه به شمار میرود، همان برنامه بلندمدت است و سبک زندگی صحیح اسلامی باید با آن ارزشها سنجیده شود.
پس از اینکه محققان ضوابط حاکم بر رفتار جامعه اسلامی در عرصههای مختلف را تعیین کردند و با توجه به نقطهضعفهای وضع موجود در صدد ارائه راهکار برای رسیدن به اهداف مطلوب برآمدند، نوبت این است که بدانیم باید با چه نهادی مشارکت داشته باشیم و آن نهاد چه مسئولیت خاصی را باید عهدهدار شود.
روشن است که قانونی شدن طرح برای رسمیت یافتن و اجرایی شدن از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی است و باید نهادهایی چون حوزههای علمیه، صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش و علوم و... از طریق تهیه و تدوین کتب درسی و سیاستگذاری برای تهیه پایاننامههای مرتبط مشارکت داشته باشند؛ اما این یک برنامه بلندمدت و زمانبر است.
در حال حاضر نمیتوان منتظر شد تا نظریهپردازی و برنامهسازی جامعی برای اجرا فراهم شود. برای اینکه به نیازهای فوری و ضروری جامعه پاسخ داده شود، باید گروهی مسائل را اولویتبندی کنند و آنهایی را که تأثیر بیشتری بر فرهنگ و رفتار جامعه دارند، گلچین و بررسی کنند.
باید از گروهی بهره جست که از آمادگی و جامعیت نسبی برخوردار باشند تا بتوانند به طور موقت برنامهریزی و نظریهپردازی کنند. این گروه باید با فقه و اخلاق اسلامی به عنوان نظام ارزشی اسلام و نیز با سازوکارهای اجتماعی که در علوم بحث شده است، آشنایی داشته باشند. (بهمن ۱۳۹۱ در جمع برگزارکنندگان همایش ملی سبک زندگی)