در مراسم چهلم تدفین رهبر شهید که با حضور جمعی از شخصیتهای فرهنگی و دلدادگان انقلاب اسلامی برگزار شد، استاد داریوش ارجمند، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، با مرور خاطراتی از دوران آشنایی خود با رهبر معظم انقلاب، ایشان را شخصیتی جامع و بینظیر در تاریخ معاصر توصیف کرد.
وی اشاره به پیشینه تاریخی ایران، رهبر شهید انقلاب را عصاره 10 هزار سال تاریخ ایران و معجزه دوران توصیف کرد و افزود: به من بگویید سیاست نمیدانی، بگویید ادبیات نمیدانی، بگویید تاریخ نمیدانی؛ اما در این تاریخ 10هزار ساله، اعتقاد من این است که این تاریخ سرانجام عصاره و فشرده خود را بیرون داد و فرزندی را به ملت ایران هدیه کرد که حاصل دهها سال مجاهدت این ملت بزرگ است. به نظر من این مرد، شهید خامنهای است که من بسیار دوستش میدارم.
این بازیگر پیشکسوت که سابقه ایفای نقش در سریال ماندگار «امام علی (ع)» را در کارنامه خود دارد، با نقل خاطرهای از نخستین دیدارش با رهبر انقلاب گفت: نخستین هنرپیشهای بودم که پس از سریال امام علی (علیهالسلام) به بیت رهبری دعوت شدم. رهبر شهید انقلاب نزدیک سه ساعت با ما صحبت کردند و درباره سریال و جزئیات آن سؤال پرسیدند.
ارجمند ادامه داد: افراد زیادی در بیت رهبری جمع شده بودند. ایشان انسان صادقی بودند و رفتاری پیامبرگونه داشتند. پنجاه نفر در بیت ایشان بودند و با همه سلام و علیک میکردند و از احوال همه کسانی که میشناختند جویا میشدند. هیچکس را رها نمیکردند؛ تاریخ میگوید این اخلاق، کار پیامبران است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش تاریخی رهبر انقلاب در حفظ و اعتلای ایران افزود: در این 10 هزار سال تاریخ، چه کسی توانست این مملکت را حفظ کند؟ آن شاهان گردنکلفت که آمدند چه کردند؟ روشنفکران وطنفروش که آمدند چه کردند؟ اما رهبر شهید انقلاب چه کردند؟ ایشان تنها روحانیای بودند که لباس رزم پوشیدند، لباس سربازی بر تن کردند، به جبهه رفتند، کنار مردمشان ایستادند و جنگیدند و نترسیدند.
این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون در پایان با لحنی سرشار از احساس گفت: آقای خامنهای معجزه تاریخ ماست. من یک جمله در مورد ایشان میخواهم بگویم، برداشت من از زندگی رهبر شهید این است که ایشان مثل امیرالمومنین (علیهالسلام) زندگی کردند و مثل سیدالشهدا (علیهالسلام) شهید شدند.
آقای فرهادی به زبان مادری فیلم بسازید اما در وطن
حمید صنیعی منش
فرهادی به چیزی مانند فیلم موفق و خوب ساختن فکر نمیکند و گویا تنها فیلمسازی و نیمهجان نگه داشتن جایگاه بین المللی خود در جهان سینما با حضور در همین جوایز میانردهای فکر میکند. چیزی که البته دوامی نخواهد داشت!
اصغر فرهادی، کارگردان صاحب اسکار سینمای ایران که چند سالی است در حال تولید فیلم در خارج از کشور است، در مصاحبهای تازه با هالیود ریپورتر و اسکرین دیلی گفته که قرار است فیلمی را به زبان فارسی؛ اما در خارج از ایران بسازد. همچنین او گفته که این فیلم در فرانسه نیز تولید نخواهد شد و فعلاً در حال نوشتن فیلمنامه است. او از گفتن جزئیات بیشتر خودداری کرده است.
فرهادی همچنین از احتمال ساختن فیلمی به زبان انگلیسی خبر داده که احتمالاً در انگلیس ساخته خواهد شد. او گفته که با وجود آنکه 3 سال در آمریکا زندگی کرده بود و با تهیهکنندهای آمریکایی صحبتهای اولیه را انجام داده بوده و حتی بازیگرانی را انتخاب کرده است، ترجیح داد برای ساختن فیلم داستانهای موازی، به فرانسه برود و با فضای آنجا و بازیگران فرانسوی فیلمش را تولید کند. البته داستانهای موازی برخلاف قهرمان و فروشنده نتوانست در جشنواره کن موفقیتی به دست آورد و حتی جزو بدترین فیلمهای جشنواره فیلم کن در جدول امتیاز منتقدین شد.
مشخصاً فرهادی با پرداختن به شیوهای متفاوت (فیلمنامه، تدوین و فیلمبرداری) نسبت به مسئله قضاوت و اخلاق در سینمای درام اجتماعی ایران توانست جایگاه متفاوتی پیدا کند. اما قواعد بازار بین المللی صنعت سینما بیشتر از آنکه منجر به موفقیت و پیشرفت او شود، او را از هدف و جایگاه اصلی خود دور کرد. فرهادی که هماکنون در جشنواره سارایوو بوسنی و هرزهگوین حضور دارد و قرار است که از این جشنواره میانردهای قلب افتخاری را دریافت کند، بیشتر در حال گذراندن روزگار شبهسینمایی خود است؛ چرخیدن در اتمسفر سینمای جشنوارهای برای زنده ماندن. او نیز در همین مصاحبه از اهمیت جشنوارههای میانردهای و تعریف و تمجید از جشنواره سارایوو پرداخته است.
اما آیا فرهادی در ایران نه تنها فیلمسازی بهتر؛ بلکه دارای جایگاه و ارج و قرب والاتری نیست؟ البته پاسخ به این سؤال که چرا برخی از چهرههای بین المللی سینمای ما مانند او و یا پیمان معادی کمتر در سینمای کشور حضور دارند را تنها خود ایشان نباید بیان کنند؛ بلکه مدیران سینمایی و حتی بالاتر از آن وزیر فرهنگ نیز باید تبیین کنند که برای نگه داشتن چهرهها در داخل چه اقدامی کردهاند؟
تصمیم فرهادی برای ساختن فیلم جدیدش به زبان فارسی اما در خارج از کشور ما را به یاد تجربه دیگر او در 10 سال قبل میاندازد: فیلم گذشته با بازی علی مصفا که دیالوگهایی که او برخی دیگر از بازیگران ایرانی بازی میکردند فارسی بود؛ اما باقی بازیگران فرانسوی صحبت میکردند. آن فیلم نیز تنها جایزه بهترین بازیگر کن را برای برنیس بژو به ارمغان آورد و جز استثانائات فیلمهای او بود که در زبان خارجی توانست یک جایزه آن هم برای غیر از خودش بگیرد. شاید همین باعث شد که او باز به ساختن فیلم در خارج و با زبان خارجی امیدوار باشد. دیگر فیلم او یعنی «همه میدانند» که به زبان اسپانیایی و با حضور بازیگران چهرهای مانند خاویر باردم نیز بود نتوانست موفق باشد.
هر سه فیلم خارجی فرهادی تنها در جشنوارههای میان ردهای توانستند موفقیتهایی کسب کنند. مانند جوایز گویا، مسابقه فیلم اروپایی، جایزه هیئت داوران کلیسایی، سزار و...
در هر حال، او روندی را طی میکند که نتیجه آن اگر برای ما مشخص است؛ یعنی عدم بازگشت او به جایگاه قابل تحسینش در صورت ادامه کار در خارج از ایران، برای او نیز قطعاً روشن و یقینی است و اگر چنین باشد این قضیه یک نتیجه بیشتر ندارد و آن اینکه دیگر فرهادی به چیزی مانند فیلم موفق و خوب ساختن فکر نمیکند و گویا تنها فیلمسازی و نیمهجان نگه داشتن جایگاه بین المللی خود در جهان سینما با حضور در همین جوایز میانردهای فکر میکند. چیزی که البته دوامی نخواهد داشت!
اینجا است که باید به او متذکر شد که تجربه نشان داده در این صورت، پایان خوشی را نمیتوان برای یک فیلمساز متصور بود. به سرنوشت برخی از کارگردانان و سینماگرانی که در خارج ماندند نگاه کنید که نه تنها فیلمساز بهتری نشدند؛ بلکه گذشته آنان نیز فراموش شد.
فرهادی از علاقهاش به ایران گفته و اینکه حتی بعد از اتمام ساخت فیلمش، زمینی و با ماشین از مرز ایران عبور کرده تا در ایران و کنار مردمش باشد. این تنها جملهای است که در این مصاحبه دلگرمی و حال خوب دارد. باید فرهادی به میهن بازگردد یا لااقل بخشی از فیلمسازی او و زیست سینماییاش به طور جدی در ایران باشد تا سینما و سینماگران و البته دانشجویان و هنرجویان ایرانی از آن بهتر و بیشتر بهرهمند شوند.