دولتهای اسلامی، بیچارههای غافل شده، ما را به این روز نشاندهاند. اسلام را اینجوری دارند معرفی میکنند. اسلام یکوقتی بود که نصف دنیا را گرفته بود و داشت میرفت جلو. شما این کتاب گوستاولوبون را بخوانید؛ تمدن اسلام را؛ او رفته است تمدن اسلام را از چشم مادی نگاه میکند، او اصلاً نمیفهمد اسلام یعنی چه؛ اعتقاد هم نه به مسیح دارد و نه به اسلام دارد؛ او تمدن را عبارت از این ستونها میداند. چنانچه بچههای ما هم اینطوری خیال کردند هست. وقتی میروید میبینید که آنجا بله یک تشریفات زیاد و واتیکان کذا و کجا کذا، مساجد ما خراب و بیچاره؛ خیال میکنید اینها از اسلام است. خیر آقا، اینها از سران اسلام است؛ اینها از اسلام نیست. سران اسلام که در تحت سیطرۀ مستعمرین واقع شدهاند، ما را به این روز نشاندهاند؛ ذخایر ما را به دیگران تحویل دادند و ما بدبخت و بیچاره و گرسنه ماندیم.
آنجا رؤسای بزرگ جمهور یکشنبه میروند ـ آنطور که گفته میشود ـ سراغ مراسم مذهبی شان؛ اینجا شما یک نفر از اینها را توی مسجد میبینید؟ میشود پیدایشان کرد؟ از این رؤسای ما یکوقت تو مسجد پیدا میشود؟ بله، گاهی وقتها پدرش میمیرد، برادرش می میرد، چه میشود، یک عبوری هم از اینجا میکند، با تبختر و کذا! اما مسجد نیست اینکه.