در حاشیه احیای الگوی تجارت گذشته با امارات

در حالی که برخی جریانها بهدنبال احیای الگوی تجارت گذشته با امارات هستند، تحولات اخیر در حوزه حملونقل و سیاستهای جدید دولت نشان میدهد تداوم وابستگی به یک مسیر محدود، میتواند اقتصاد ایران را در معرض «خفگی تجاری» قرار دهد؛ مسیری که تنها با تنوعبخشی به کریدورها و مسیرهای تجاری قابل اصلاح است.
به گزارش فارس؛ تحولات ماههای اخیر در تجارت خارجی ایران، بهویژه پس از اختلال در برخی مسیرهای دریایی منطقه ناشی از جنگ تحمیلی سوم، یک واقعیت قدیمی را دوباره برجسته کرده است: وابستگی به چند مسیر محدود، ریسکپذیری اقتصاد را بهشدت افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، سیاستگذاران بهطور جدی توسعه کریدورهای زمینی و مسیرهای جایگزین را در دستور کار قرار دادهاند.
دولت با سپردن مدیریت یکپارچه مرزها به وزارت اقتصاد و تمرکز بر توسعه کریدورهای زمینی، بهدنبال کاهش بروکراسی و افزایش سرعت تجارت است.
همزمان، تأکید بر استفاده از ظرفیت بنادر شمالی و گسترش همکاری با کشورهای همسایه مانند روسیه، پاکستان و جمهوری آذربایجان، نشاندهنده تغییر جهت در راهبرد تجاری کشور است؛ تغییری که هدف آن افزایش تابآوری در برابر شوکهای خارجی عنوان میشود.
با این حال، همزمان با این چرخش راهبردی، نشانههایی از تلاش برای بازگشت به الگوی پیشین تجارت با امارات نیز دیده میشود. الگویی که بر اساس آمارها، بخش عمده آن نه تجارت مستقیم؛ بلکه مبتنی بر واسطهگری بوده است.
پیش از جنگ، حجم تجارت ایران و امارات به حدود ۲۵ میلیارد دلار میرسید؛ اما تنها ۱۰ درصد آن به مبادلات مستقیم اختصاص داشت و ۹۰ درصد باقیمانده از مسیر واسطهها انجام میشد.
این ساختار، علاوه بر افزایش هزینههای مبادلاتی، سود قابلتوجهی را نصیب واسطهها میکرد. برآوردها نشان میدهد حتی با کارمزد حداقلی، صدها میلیون دلار در سال از این مسیر به جیب دلالان سرازیر میشد؛ منابعی که میتوانست در صورت توسعه مسیرهای مستقیم، در خدمت تولید و تجارت کشور قرار گیرد.
کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که بازگشت به این الگو، در شرایط جدید نهتنها مزیتی ایجاد نمیکند؛ بلکه میتواند کشور را دوباره در معرض آسیبپذیری قرار دهد. بهویژه آنکه تجربه اختلال در مسیرهای جنوبی نشان داد که تمرکز بیش از حد بر یک یا دو گلوگاه تجاری، چگونه میتواند زنجیره تأمین کالا را با مشکل مواجه کند.
در مقابل، توسعه کریدورهای متنوع، از مسیرهای زمینی تا بنادر شمالی، میتواند هزینه تجارت را کاهش داده و دسترسی ایران به بازارهای منطقهای و بینالمللی را تسهیل کند. همچنین، توزیع جغرافیایی تجارت میان مرزهای مختلف، موجب بهرهمندی گستردهتر مناطق کشور از مزایای اقتصادی خواهد شد.
در این چارچوب، حرکت به سمت تجارت مستقیم با شرکای اصلی و حذف واسطههای پرهزینه، بهعنوان یک ضرورت راهبردی مطرح است. کارشناسان معتقدند که وابستگی به مسیرهای محدود، بهمعنای ایجاد گلوگاههای خطرناک در اقتصاد است؛ گلوگاههایی که در شرایط بحران، میتوانند به «خفگی تجاری» منجر شوند.
اکنون، در شرایطی که دولت بر توسعه مسیرهای جایگزین و افزایش تابآوری اقتصادی تأکید دارد، تصمیمگیری درباره حفظ یا تغییر الگوی تجارت خارجی، به یک نقطه عطف تبدیل شده است.
انتخاب میان بازگشت به گذشته یا حرکت به سمت شبکهای متنوع از کریدورهای تجاری، مسیری است که میتواند آینده تجارت ایران را تعیین کند.
دلیل اصلی گرانی برنج از زبان وزیر جهاد کشاورزی
وزیر جهاد کشاورزی در مصاحبهای اعلام کرد که دلیل اصلی گرانی برنج، افزایش نرخ ارز از ۲۸ به ۱۵۰ هزار تومان است؛ به گفته نوری قزلجه، بخشی با کالابرگ جبران شد و با رفع موانع ترخیص، قیمتها تعدیل میشود.
تمام حرف و اعتراض مخالفان در حذف ارز ترجیحی نیز برای همین بود که جناب وزیر امروز به آن اعتراف میکنند. میگفتند ارز ترجیحی را حذف میکنیم؛ چون به سفرههای مردم نمیرسید. اگر اینطور بود؛ چرا با حذفش، قیمتها همه کالاها گرانتر شد؟ پس این ادعا درست نبود و به سفرههای مردم میرسید.
گفتند میخواهیم ارز را تکنرخی کنیم تا جلوی فساد گرفته شود. این هم درست نبود؛ چون ارز تک نرخی نشد؛ بلکه فقط گرانتر شد.
این یکمیلیونتومانی هم که میگویند برای جبران میدهیم، فقط به قیمت روغن میرسد و تمام!
راهکار در کنترل قیمت دلار است.
راهکار در دلارزدایی از اقتصاد است.
راهکار در بازگشتن به فرمایشات رهبر شهید ما در احیای حاکمیت ریال به اقتصاد کشور است.
راهکار در اقتصاد مقاومتی است. البته اگر رانتخواران و دلارداران و دلاری فروشان اجازه دهند. همانها که با یک تفاهمنامهی ناقص و بیارزش، قیمت دلار را مهندسی شده موقتاً کاهش میدهند تا اولاً القا کنند راهکار در مذاکره با شیطان بزرگ است و دوم اینکه از این نوسان ساختگی، مجدد جیبشان را پُر کنند.
مردم شریف ایران!
هیچ بن بستی وجود ندارد؛ فقط کافیست به وصیت امام خمینی (ره) عمل کنیم و غربزده ها را کنار بزنیم.
هدررفت یکسوم درآمد نفتی با اجرا نشدن قانون خودکفایی
قانون برنامه هفتم بر خودکفایی کالاهای اساسی تأکید دارد؛ اما بر اساس آمار، سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار، معادل یکسوم درآمد نفتی کشور، صرف واردات این کالاها میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ در حالی که قانون برنامه هفتم توسعه، دستیابی به «خودکفایی در تولید محصولات اساسی» را تکلیف کرده است، آمارها نشان میدهد کشور در تأمین ۹۰ درصد روغن، ۷۰ درصد نهادههای دامی، ۳۰ درصد برنج، ۱۰ درصد گوشت و ۳۰ درصد شکر به واردات وابسته است. برنامه کاهش وابستگی به روغن که طی سالهای گذشته بارها در قالب برنامههای پنجساله در وزارت جهاد کشاورزی تدوین شد، بدون دستیابی به اهداف تعیینشده ناکام ماند. سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار، معادل یکسوم درآمد نفتی کشور، صرف واردات کالاهای اساسی میشود.
عباس کشاورز، سرپرست اسبق وزارت جهاد کشاورزی، میگوید: «از دهه ۷۰ تاکنون تنها ۵ میلیون تن به تولید کالاهای اساسی کشور افزوده شده است؛ این در حالی است که تولیدات زراعی کشاورزی از ۴۸ به ۸۳ میلیون تن رسیده است. این آمار نشان میدهد تولید کشاورزی بر اساس برنامهریزی هدفمند پیش نرفته و مانند درخت مویی که قیم ندارد، به هر سو رفته است».
ابراهیم مرادزاده، کارشناس ارشد کشاورزی میگوید: «در شرایط جنگی، کشورها انبارهای خود را پر میکنند، صادرات را محدود یا متوقف میسازند و واردات نیز با اختلال مواجه میشود. انسان نمیتواند چند وعده نان نخورد؛ اما سالها میتواند بدون مصرف هندوانه زندگی کند».
بررسی تجربه جنگهای جهانی اول و دوم و درگیریهای اخیر منطقهای نشان میدهد که در شرایط بحران، قیمت غلات، نان، روغن، شکر، گوشت، لبنیات، سوخت و نهادههای کشاورزی به سرعت افزایش مییابد و در بسیاری از کشورها سیاستهای جیرهبندی و ممنوعیت صادرات اجرا میشود. قیمت شکر در دوران جنگ جهانی دوم تا ۷۰۰ برابر افزایش یافت.
علی لطفی، کارشناس هیدرولوژی، نیز میگوید: «ایران در منطقهای خشک با میانگین بارش ۲۳۰ میلیمتر قرار دارد. از هر قطره آب باید بهینه استفاده شود. با این حال، ایران یکی از بزرگترین تأمینکنندگان صیفیجات منطقه است و در واقع حجم زیادی از «آب مجازی» را از کشور خارج میکند. در آینده، آب به یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان کشورها تبدیل خواهد شد».
بر این اساس، تأکید قانونگذار بر افزایش تولید کالاهای اساسی، استفاده بهینه از منابع آب و خاک و ارتقای بهرهوری، با هدف تقویت امنیت غذایی و افزایش تابآوری کشور در برابر بحرانها، جنگها و تحریمها صورت گرفته است؛ موضوعی که اهمیت آن در شرایط بحرانی بیش از گذشته آشکار میشود.
ترکیه از سال ۲۰۰۰ میلادی برنامه «امنیت غذایی ترکیبی» را با هدف مدیریت بحرانهای ژئوپلیتیکی، جنگ و تحریم اجرا کرد و از طریق پرداخت یارانه، حمایت از تولید داخلی و هدایت بخشی از منابع از صنایع غیرضروری به بخش کشاورزی، تولید کالاهای اساسی را تقویت کرده است.