اقتصاد ایران یا آمریکا؛ کدام در معرض فروپاشی است؟

اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با اظهار امیدواری درباره فروپاشی اقتصاد ایران میگوید: «نمیدانم این در فارسی چطور گفته میشود؛ اما آنها بهزودی تسلیم میشوند. آنها در حال فروپاشیاند. دیوار برلین یک روز ناگهان فرو ریخت.»
بسنت اگرچه درباره ایران حرف میزند. اما واقعیت این است که استعارهاش یعنی فروپاشی ناگهانی نظامهای پیچیده اقتصادی، بیش از اقتصاد ایران ناظر به اقتصاد خود آمریکاست. برای تبیین بیشتر این مسئله باید مروری بر وضعیت حال و گذشته ایران، منطقه و جهان داشته باشیم.
هرمز، یا همان جایی که همه چیز شروع شد
اسفند ۱۴۰۴. تنگه هرمز بسته میشود. نفت از ۷۰ دلار به ۱۲۰ دلار میپرد و ناگهان، همه آن داستانهای راحت درباره «گذر نرم» و «تورم موقت» در آمریکا شرمنده میشوند. شاخص قیمت مصرفکننده از ۲.۴ به ۴.۲ درصد میرسد. انتظارات تورمی دانشگاه میشیگان از ۳.۴ به ۴.۸ جهش میکند. بازده اوراق دهساله از ۵ درصد فراتر میرود. نرخ وام مسکن ۳۰ ساله از ۶.۵ به ۷.۵ درصد میپرد و فدرال رزرو؟ فدرال رزرو گیر میافتد. دقیقاً همانجایی که وارش نمیخواست باشد. نمیتواند نرخ را کاهش دهد، چون تورم را بیشتر میکند. نمیتواند نرخ را افزایش دهد، چون اقتصاد را میکُشد؛ به این میگویند تله سیاستی؛ به این میگویند رکود تورمی. آلمان ۲۰۲۲ را به یاد بیاورید. گاز ارزان روسیه قطع میشود. هزینه انرژی صنعتی چند برابر میشود و آلمان که فکر میکرد میتواند بدون هزینه، انرژی ارزان را با ژئوپلیتیک جایگزین کند، ناگهان میبیند که مدل اقتصادیاش روی یخ نازک بنا شده بود.
پارادوکس هوش مصنوعی
حالا برسیم به بخش جذاب ماجرا. تنها موتور رشد اقتصاد آمریکا در ۲۰۲۶ چیست؟ سرمایهگذاری هوش مصنوعی. مراکز داده، تراشه، شبکه برق، مایکروسافت، متا، آلفابت، اینها تنها چیزی هستند که رشد را مثبت نگه میدارند. اما اینجا یک تناقض مرگبار وجود دارد: همین بخش، حساسترین بخش به نرخ بهره است. شرکتهای فناوری بزرگ، پروژههای مرکز داده را با بدهی تأمین میکنند. انتشار بدهی مرتبط با هوش مصنوعی در ۲۰۲۶ به ۵۰۰ میلیارد دلار میرسد. آلفابت پیشبینی سرمایهگذاری سالانهاش را به ۲۰۵ میلیارد دلار افزایش میدهد و حالا سهامش ۶ درصد سقوط میکند. چرا؟ چون وقتی نرخ بهره بالا میرود، دو اتفاق میافتد:
اول: هر دلار برای ساخت مرکز داده گرانتر میشود. هزینه استقراض بالا میرود.
دوم: بدهی هوش مصنوعی بازدهی بالاتری از اوراق خزانه دارد. پس سرمایه از اوراق خزانه و اوراق بهادار پشتوانه وام مسکن خارج میشود و به سمت بدهی شرکتهای فناوری میرود. این نرخها را بالاتر میبرد. نتیجه؟ تنها موتور رشد آمریکا، خودش در حال خفگی است. اگر شرایط تأمین مالی ادامه یابد، اگر انتظارات بازده هوش مصنوعی متزلزل شود، این موتور میتواند به سرعت خاموش شود و آنوقت، رکود عمیقتر از آن است که کسی تصور میکند.
استعاره دیوار برلین
و حالا برسیم به جذابترین بخش ماجرا. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درباره فروپاشی اقتصاد ایران میگوید: «نمیدانم این در فارسی چطور گفته میشود؛ اما آنها بهزودی تسلیم میشوند. آنها در حال فروپاشیاند. دیوار برلین یک روز ناگهان فرو ریخت.» بسنت دارد درباره ایران حرف میزند؛ اما استعارهاش یعنی فروپاشی ناگهانی نظامهای پیچیده، بیش از ایران، ناخواسته ناظر به خود آمریکاست.
اگر تصمیمگیران آمریکایی، نظامهای پیچیده را با الگوی ذهنی «دیوار برلین» درک کنند، همان منطق برای ارزیابی ریسکهای خود آمریکا هم کاربرد دارد. بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار گذشته. سهم دلار از ذخایر جهانی از ۷۰ به ۵۷ درصد کاهش یافته است. قطبیشدگی سیاسی توان تصمیمگیری بلندمدت را تحلیل برده است. اینها را کنار هم بگذارید. آیا آمریکا در مسیر «آلمانیشدن» است؟
آینه آلمان
آلمان ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ دو سال متوالی رشد منفی داشت. ۲۰۲۵ تنها ۰.۲ درصد رشد کرد. تنها عضو G7 با رشد منفی. چرا؟ شوک انرژی. پس از کنار گذاشتن گاز ارزان روسیه، آلمان به LNG گران روی آورد. هزینه برق و گاز صنعتی بهمراتب بالاتر از رقبا رفت. ارزش افزوده صنعت آلمان از اوج ۲۰۱۷ فاصله گرفته و تولید کل صنعت حدود ۱۵ درصد پایینتر از آن اوج است. شوک انرژی نقش کاتالیزور را بازی کرد. روند زوال موجود را تسریع کرد. حالا به آمریکا نگاه کنید. شوک هرمز، بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، قطبیشدگی سیاسی، وابستگی رشد به هوش مصنوعی و فرسایش تدریجی دلار. آیا این همان الگو نیست؟ شوک انرژی انتظارات تورمی را تثبیت میکند. نرخ بهره بلندمدت بالا مسکن و سرمایهگذاری هوش مصنوعی را سرکوب میکند. توقف سرمایهگذاری هوش مصنوعی تنها موتور رشد را حذف میکند. کسری بودجه در محیط کمرشد متورم میشود و در نهایت سهم دلار از ذخایر پس از هر بحران ژئوپلیتیک کمی کاهش مییابد. این «خونریزی مزمن» است. یکشبه رخ نمیدهد. اما جهت آن روشن است. آلمان امروز، نه پیشگویی؛ بلکه آینه هشداری برای آمریکای فرداست. تفاوت بنیادین در این است: آلمان هرگز دلار نداشت که از دست بدهد. چالش آمریکا مدیریت سهگانه فشار انرژی، نرخ بهره و سرمایهگذاری است.
اکنون باید پرسید وضعیت سیاسی و اقتصادی کدامیک در معرض فروپاشی و زوال است؟ ایران یا آمریکا؟!
ایران و آمریکا ۸۶ درصد صادرات پهپادهای نظامی جهان را در اختیار دارند
بر اساس گزارش نشریه ویژوال کاپیتالیست، ایالات متحده و ایران در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ مجموعاً ۸۶ درصد از ۱۶٬۸۲۲ پهپاد نظامی صادرشده در جهان را تأمین کردهاند.
آمریکا با صادرات ۷٬۵۹۳ پهپاد (۴۵٫۱ درصد کل جهانی) در رتبه اول و ایران با ۶٬۸۰۰ پهپاد (۴۰٫۴ درصد) در رتبه دوم قرار دارند.
تقریباً تمام این صادرات به جنگ اوکراین مربوط میشود: ۹۵ درصد پهپادهای آمریکایی به اوکراین و ۹۹ درصد پهپادهای ایرانی به روسیه ارسال شده است.
در سال ۲۰۲۵ صادرات آمریکا به شدت کاهش یافت و به ۴۰۲ واحد رسید (در حالی که در ۲۰۲۴ بیش از ۳ هزار واحد بود)؛ اما ایران با تحویل ۲٬۰۰۲ پهپاد، همچنان بزرگترین صادرکننده سال باقی ماند و پنج برابر آمریکا پهپاد صادر کرد.