حمله زمینی به ایران چه زمانی است؟!
ابوحسین
آیا میدانستید جنگ ۱۹۹۱ عراق و آمریکا هم دقیقاً شبیه جنگ امروز ایران و آمریکا بود؟
آمریکا ۳۸ روز عراق را بمباران کرد و مثل ایران زیر ساختهای اقتصادی و پلها و پایگاههای نظامی را هدف قرار داد.
رسانهها از حمله زمینی و تغییر حکومت در عراق میگفتند.
رسانههای عراق از عدم موفقیت آمریکا در حمله زمینی و تغییر نظام میگفتند.
اواخر جنگ همانطور که ما تنگه هرمز را داریم، صدام هم موفق شده بود کویت رو نگهداره.
همه رسانهها به بوش حمله میکردند که نتوانسته موفق بشه و کویت رو پس بگیره.
بوش هم حرفهای ترامپ رو میزد، میگفت کل زیرساختها و ناوگان هوایی و دریایی صدام رو از بین برده.
در نهایت تصمیم به مذاکره گرفته شد و شوروی میانجی مذاکرات شد.
توافق بعد از مدتی کشمکش امضا شد. متن این توافق:
- آتش بس کامل
- خروج نیروهای عراقی بهتدریج از کویت انجام میشه
- کل تحریمهای عراق لغو میشه
- محاصره دریایی عراق برداشته میشه
نفت ۳ برابر شده بود و به ۶۵ دلار رسیده بود و بنزین در آمریکا ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده بود که با خبر توافق، نفت افت کرد و بنزین آمد پایین.
صدام شروع به تخلیه نیروهایش از کویت کرد. بوش توافق را زیر پا گذاشت و به تمام نیروهای هواییاش دستور داد آنها را در یک محیط باز به صورت غافلگیرانه بمباران کنن. صد هزار نیروی نخبه عراق با ۷۲ ساعت بمباران قتلعام شدند؛ بهش امروز اتوبان مرگ میگن.
حتی محاصره دریایی هم که چند روز لغو شده بود، بازگشت و کل نفتکشها و کانتینربرها توقیف میشد.
دوباره صدام با فشار داخلی مذاکره کرد؛ چون نمیتوانست نفت بفروشه.
شرط جدید آمریکا، خلع سلاح موشکی صدام بود. صدام ناچار شد موشک بدهد و جایش بتواند نفت بفروشد (غروب موشکی، طلوع نفتی)
دوباره بعد از اینکه موشکهاش را داد، آمریکا زد زیر توافق و محاصره را لغو نکرد. در نهایت تا سال ۲۰۰۳ صدام نفت میداد و غذا میگرفت. زیرساختها را نتوانست بازسازی کند و نیروی نظامیاش و کشورش فرسوده شده بود. آمریکا هم به بهانه ۱۱ سپتامبر دوباره بهش حمله کرد و در عرض ۲۰ روز عراق اشغال شد.
اگر صدام مذاکره نمیکرد و به جنگ ادامه میداد، عاقبتی مثل ویتنام داشت؛ آمریکا فرسوده و مجبور به خروج میشد. اما چون بقا را انتخاب کرد و رفت سمت مذاکره، هم به کشورش ضربه زد و هم به عاقبتش.
یا لثارات الحسینی «الخامنهای»
سید سجاد ایزدهی
از امروز تا زوال رژیم صهیونیستی و خروج آمریکا از منطقه، به جای «یا لثارات الحسین»، شعار «یا لثارات الحسینی» «الخامنهای» را بر سر در خانهها بکوبیم.
یزیدیان، وقتی فاجعه کربلا را رقم زدند، در ابتداء مست قدرت، و از حذف امام حسین خرسند بودند؛ اما خون حسین مظلوم جوشید و دلهای مردمی که در زمان قیام امام حسین (علیهالسلام) ساکت بودند را به خروش آورد. بر این اساس، نهضت «یالثارات الحسین» و «یا منصور اَمِت» راه افتاد و گریبان دشمن را رها نکرد.
آنها که مست پیروزی بودند، ناگهان با خروش انتقامگیران مواجه شدند و «نهضت توابین»، «قیام مختار»، «قیام زید بن علی» و... انتقام اولیه قاتلین امام حسین و اصحاب فداکار کربلا را گرفت و مباشرین فاجعه کربلا (شمر، عمر سعد، حرمله و...) را به قتل رساند.
اما ماجرا به این مقدار تمام نشد؛ بلکه فضای خونخواهی فراگیر مردمی، آمرین و مسبّبین ماجرا را نیز به غلط کردن انداخت. به گونهای که یزید جنایتگار نیز این فاجعه را به گردن عبیدالله بن زیاد انداخت.
آگاهیبخشی کاروان اسرا، موجب شد در شام نیز مردم به گریه افتادند و بر این فاجعه گریستند.
انتقام از قاتلان امام حسین (علیهالسلام)، بهمنی شد که هر چه از قله کوه فاصله گرفت، عظیمتر شد و در تمام اقصی نقاط فراگیر شد و در نهایت، تومار یزید و بنیامیه را برچید.
نکته مهم این است که انتقام از حکومت یزید و عاملان فاجعه کربلا، نه رویکردی سازمانی و نه حکومتی؛ بلکه رویکردی فراگیر و مردمی داشت و خون به جوش آمده مردم، مطالبهگری صرف مردم را در بر نداشت؛ بلکه هر کسی به اندازه وسع و تلاش خویش، عَلم خونخواهی برافراشت و شعار «یالثارات الحسین» سکه رایج مردم شده بود.
شباهت ماجرای کربلا و جنگ رمضان
گرچه نمیتوان فاجعه کربلا را با جنگ رمضان ایران مقایسه کرد؛ اما فاجعه کربلا و جنگ رمضان از جهات مختلفی نسبت به هم شباهت دارند:
ـ رویارویی جبهه حق و جبهه باطل در قالب امام جامعه اسلامی و خبیثترین موجودات عالم
ـ شهادت ولیّ جامعه از سوی فاسد و فاسقترین اشخاص
ـ شهادت سرداران رشید اسلام در کنار امام جامعه
ـ شهادت کودکان خردسال به خصوص فرزند و نوه کوچه امام جامعه
ـ شهادت امام جامعه با زبان تشنه
ـ تکه اعضای شهدای معرکه جنگ
ـ و...
فراگیرسازی شعار انتقام «یالثارات الحسینی»
اگر در قیام مردم در انتقام امام حسین، شعار «یالثارات الحسین» داعیهدار انتقام علیه جنایتکاران یزیدی بود و قتل قاتلان فاجعه کربلا را رقم زد، مردم ایران در تشییع باشکوه پیکر امام شهید انقلاب اسلامی «آیت الله العظمی خامنهای» و شهدای خانوادهشان، با برافراشتن پرچم سرخ، شعار «انتقام» از قاتلان امام شهید را سر دادند.
اگر شعار دیروز مردم در انتقام از قاتلان امام حسین (علیهالسلام)، «یا لثارات الحسین» بود، امروز مردم متناسب با شهدای جنگ رمضان، شعار «یا لثارات الحسینی الخامنهای» سر دادهاند. امروز هم باید شعار «یا منصور أمِت» یعنی «ای پیروز شده، بکش» را سرلوحه خویش قرار بدهند.
شعار انتقام، گرچه باید در سطح و تراز دولت اسلامی پیگیری شود و از قضا شکست سلطه و هیمنه آمریکا و رژیم صهیونیستی، جز به واسطه سیاستها و رفتارهای دولت در عرصه روابط بین الملل، میسّر نمیشود؛ اما همچنان که انتقام قیام امام حسین (علیهالسلام) در سطح توده مردم، فراگیر شد، انتقام شهادت امام شهیدمان نیز باید در سطح مسلمانان، آزادگان و مظلومان عالم، فراگیر بشود.
وظیفه انتقامی همه آزادگان عالم
«یا منصور أمِت» (ای پیروز شده، بکش) باید نسبت به همه صهیونیستها و سربازان آمریکایی در منطقه؛ بلکه همه سربازان آمریکا، اجرا شود. به شهادت آمارهای قطعی، ما پیروز جنگ هستیم (یا منصور: ای پیروز شده) و باید قاتلان را به سزای اعمالشان بکشانیم (اَمِت: بکش). از این پس، دیگر هیچ یک از قاتلان، مباشران، مسببان شهادت امام شهید نباید احساس امنیت کنند.
اگر عمر سعد و شمر و حرمله و عبیدالله، در انتقام سیدالشهداء، به قتل رسیدند، امروزه عمرسعدها، شمرها، حرملهها و عبیداللهها نیز باید سقط شوند و این وظیفه، جدا از سازوکار دولت اسلامی و کارگزاران اسلامی (اعم از دیپلماتها و سرداران و کارگزاران) باید از سوی توده مردم آزاده، اجرا شود.
قتل مباشران و مسببان قتل امام شهید و یاران شهیدش:
اگر قصاص رسمی، ممکن نباشد، تیر غیب ممکن است. اگر در معرکه جنگ، میسر نشود، در معرکه جنگ غیر رسمی ممکن است. اگر از راه دیپلماسی، ممکن نباشد، از طریق آزادگان عالم ممکن است. همه آزادگان از امروز، شعار «یالثارات الحسینی الخامنهای» را بر سردر خانههایشان بیفرازند. همه امکانات آزادگان عالم باید در خدمت قتل قاتلان امام شهید قرار بگیرد.
«الیس الصبح بقریب»
صبح پیروزی، بعد از گذر از شب تاریک است. شب تاریک، گذشته است و زمان طلوع صبح پیروزی است. طلوع فجر، به واسطه انتقامخواهی فراگیر مردم، میسّر خواهد شد. گرچه خاک، سرد است؛ اما نه برای انتقام خون امام شهید. همچنان که انتقام خون سید الشهداء، سلسلهجنبان همه قیامها در دارالاسلام در طول قرون متعدد بود، به خاک سپردن آقای شهید ایران اسلامی، از گرمای انتقام نخواهد کاست. البته همچنان که قاتلان خون سید الشهداء در زمانی اندک از جنایتشان، به سزای اعمالشان رسیدند، نباید مجالی به ایشان داد که فرصت از دست برود و آنها به مرگ طبیعی، سقط شوند.
وظیفه قتل قاتلان امام شهید، وظیفهای فراگیر، همگانی، مهم و سریع است.