امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

جوان 1286

بعد از خیانت...

(بر اساس یک داستان واقعی)

سعید، کارمند بخش فنی یک کارخانه بزرگ بود و به بخشی از اطلاعات فنی و برنامه‌های تولید دسترسی داشت. البته به نظر خودش این اطلاعات چیز مهم و یا محرمانه‌ای نبودند.
همیشه از زندگی‌اش ناراضی بود؛ قسط و اجاره‌خانه، هزینه داروهای مادرش و آرزوهای بسیاری که تمام ذهنش را گرفته بودند.
با یکی از مشتریان کارخانه آشنا بود. چند باری از مشکلاتش با او صحبت کرده بود. یک روز به سعید پیشنهاد داد مبلغی را به عنوان قرض در اختیارش بگذارد و چند ماه بعد، اصل پول را با سود قابل توجهی پس بگیرد. سعید که مدت‌ها دنبال چنین فرصتی بود، به راحتی قبول کرد.
بعد از گذشت چند ماه، سعید نتوانست پول و سودش را آماده کند. هر روز بیشتر نگران می‌شد و می‌دانست مرد دیر یا زود برای گرفتن طلبش برمی‌گردد.
وقتی آن روز رسید، سعید سعی کرد برای گرفتن مهلت بیشتر، راضی‌اش کند. اما مرد پیشنهاد دیگری داد؛ در ازای سود پولش، فقط یک فایل از کارخانه به او بدهد؛ گزارشی درباره یکی از خطوط تولید و برنامه تعمیرات کارخانه.
چند روز مقاومت کرد؛ اما کم‌کم احساس کرد که چاره‌ای ندارد؛ پس فایل را فرستاد.
مدتی بعد دوباره به سراغش آمد و گفت اگر اطلاعات دیگری که می‌خواهد به او بدهد، از اصل پول هم می‌گذرد.
این بار اطلاعات بیشتری می‌خواست؛ جزئیاتی درباره سیستم کنترل یکی از خطوط تولید که می‌توانست برای ایجاد اختلال در کارخانه استفاده شود.
سعید مخالفت کرد؛ اما مرد تهدیدش کرد و یادآوری کرد که اطلاعات قبلی و مدارکش هنوز در دست اوست و اگر لازم باشد، همه‌چیز را به دست مسئولان کارخانه می‌رساند.
سعید این بار ترسید؛ هر چند ته دلش هم دوست داشت از شر این بدهی خلاص شود. پس فایل دوم را هم فرستاد.
چند هفته بعد، یکی از خطوط اصلی کارخانه از کار افتاد. خسارت آن‌قدر زیاد بود که تولید برای مدتی متوقف شد و کارخانه مجبور شد بخشی از کارکنانش را تعدیل کند.
صبحی که فهرست اسامی منتشر شد، چند دقیقه به صفحه خیره ماند؛ اسم خودش نبود.
اما اسم مهدی، بهترین دوستش بود، اسم رضا، اسم حمید و چند نفر دیگر که سال‌ها کنارش کار کرده بودند، هم بود.
آدم‌هایی که مثل خودش قسط داشتند، اجاره می‌دادند و هر ماه برای گذراندن زندگی حساب‌وکتاب می‌کردند؛ با این تفاوت که وقتی پول لازم داشتند، حاضر به انجام هر کاری نمی‌شدند.
چند روز بعد بررسی‌ها نشان داد اطلاعات از داخل کارخانه خارج شده و فایل‌ها از سیستم سعید ارسال شده‌اند. خیلی زود شناسایی شد و دستگیرش کردند.
وقتی همکارهایش فهمیدند دلیل خرابکاری چه بوده و اطلاعات از کجا بیرون رفته، دیگر هیچ‌کس حاضر نبود حتی چند دقیقه کنارش بنشیند.
روز دادگاه، مهدی نبود؛ اما چند نفر از همکاران سابقش آمده بودند.
وقتی چشمش به آن‌ها افتاد، سرش را پایین انداخت.
دیگر نه از قاضی می‌ترسید و نه از سال‌هایی که ممکن بود در زندان بگذراند. چیزی که تحملش برایش سخت‌تر بود، نگاه همان آدم‌هایی بود که سال‌ها هر روز کنارشان کار کرده بود.
یکی از آن‌ها فقط گفت:
«تو فقط کارخانه رو نفروختی سعید... ما رو هم بیکار کردی. ما هم مثل تو پول لازم داشتیم.»
همین یک جمله برایش کافی بود.
بعد از آن، به سوال‌هایی که از او پرسیده می‌شد، نمی‌دانست چه جوابی بدهد. حتی وقتی حقیقت را می‌گفت، کسی باور نمی‌کرد. انگار باید اول مطمئن می‌شدند که این بار دروغی در کار نیست.
این بی‌اعتمادی از خود زندان برایش سخت‌تر بود.
چون زندان بالاخره یک روز تمام می‌شد؛ اما نمی‌دانست اعتماد از دست رفته را چطور می‌شود برگرداند.
بعد از آزادی، وقتی به خانه برگشت، مادرش را دید. پیرتر شده بود و دست‌هایش می‌لرزید. 
مادر سعید، با چشمانی پر از اشک فقط به صورت او نگاه کرد.
سعید گفت:
«مامان، من واقعاً نمی‌خواستم این‌طوری بشه.»
اما مادرش جوابی نداد.
او در این مدت فهمید چیزی که به خاطر پول فروخته بود، فقط اطلاعات کارخانه نبود.
بلکه اعتماد خانواده و اطرافیانش بود که سال‌ها او را باور داشتند.
و حالا هیچ مبلغی در دنیا نمی‌توانست آن را پس بگیرد.
 
چرا اینستاگرام بدترین اپلیکیشن برای سلامت روان شد!
بر اساس یکی از مطالعات انجام شده در کشور انگلستان در مورد اینستاگرام که به عنوان بدترین شبکه اجتماعی برای سلامت روان انتخاب شده است باید این نکته را هم اضافه کرد که خصوصیات منفی از جمله به هم زدن کیفیت خواب، احساس منفی‌گرایی و افسردگی و افزایش حس خشک و عصبانیت، از دیگر عواملی است که در مورد اینستاگرام گفته شده است.
اپلیکیشن اینستاگرام خود را باز می‌کنید و سری به استوری و پست‌های جدید می‌زنید. یکی از دوستان همین چند دقیقه پیش عکسی از تولد سورپرایزی که برایش گرفته شده است، پست کرده؛ دیگری طبیعت زیبای شهرهای شمالی را تحسین می‌کند؛ دوست دیگری عکسی از یک سالاد خوشمزه و هیجان‌انگیز در یکی از کافه‌های معروف شهر به اشتراک گذاشته و دیگری هم دکوراسیون جدید خانه خود را به دیگران معرفی می‌کند. این حس برای بسیاری از ما آشنا و تکرار شدنی است؛ چون حس می‌کنیم که در این زندگی هدر رفته‌ایم!
بر اساس مطالعاتی که روی 1500 کاربر اینترنتی انجام شده، اینستاگرام به عنوان بدترین شبکه اجتماعی برای سلامت و شادابی روان در فضای مجازی شناخته شده است. با وجود اینکه این پلتفرم بر مبنای عکس و تصاویر جهت بیان هویت فردی و خصوصیات شخصیتی پایه‌گذاری شده؛ ولی با سطوح بالایی از خشم، افسردگی، ناراحتی و ترس فراموش شدن نیز همراه شده است.
بر اساس یکی از مطالعات انجام شده در کشور انگلستان در مورد اینستاگرام که به عنوان بدترین شبکه اجتماعی برای سلامت روان انتخاب شده است باید این نکته را هم اضافه کرد که خصوصیات منفی از جمله به هم زدن کیفیت خواب، احساس منفی‌گرایی و افسردگی و افزایش حس خشک و عصبانیت، از دیگر عواملی است که در مورد اینستاگرام گفته شده است.
طبق نظرات متخصصین و روانشناسان، در مورد افراد جوانی که بیش از دو ساعت از شبانه‌روز را در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند، استرس و ناراحتی‌های روانی بیشتری گزارش شده است. زمانی که افراد مدام دوستان خود را در حال سفر، گردش، مهمانی و تفریحات مختلف و جذاب می‌بینند، احساس سرشکستگی می‌کنند و حس می‌کنند زندگی‌شان از دست رفته است و فراموش شده‌اند، در حالی که باقی اطرافیان آن‌ها در حال لذت بردن از زندگی خود هستند. این احساسات باعث می‌شود خود را با دیگران مقایسه کنند و از زندگی خود ناامید بشوند.
در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، برخی از پست‌ها غیر واقعی هستند و به دنبال خود، احساسات نامطمئن و عزت نفس پایین را به همراه می‌آورند و به همین دلیل است که پایین‌ترین نمره به اینستاگرام تعلق گرفته است. با توجه به عکس و پست‌های مختلفی که اتفاقاً بسیاری از آن‌ها با انجام فتوشاپ، ادیت و فیلترهای عکسی مختلف به زیباترین حد خود رسیده‌اند، اعتماد به نفس بسیاری از افراد خصوصاً خانم‌ها به اندازه‌ای کاهش پیدا می‌کند که دیگر احساس زیبایی و جذاب بودن نمی‌کنند و به دنبال روش‌های مختلفی برای زیباتر شدن هستند. البته که انسان همیشه زیبا گرا است؛ ولی باید این نکته را بدانید که همان‌طور که از اسمش پیداست، اینستاگرام یک شبکه مجازی است و بسیاری از تصاویر مشاهده شده، تا حد زیادی از واقعیت به دور است و به زور ادیت، فیلتر و بسیاری از روش‌های روتوش حرفه‌ای به شکل آنچه شما می‌بینید، در آمده است.
یک جمله محبوب می‌گوید: باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید! هیچ فردی از اطرافیان و همین دوستان و آشنایانی که در اینستاگرام دنبال می‌کنید، درون زندگی شما وجود ندارند و شما هم درون زندگی آن‌ها نیستید. مطمئناً افراد دوست ندارند ناراحتی‌ها و لحظه‌های ناراحت‌کننده خود را به اشتراک بگذارند و احساس افسردگی و غم درونی خود را به گوش عالم و آدم برسانند. در زندگی هر فردی لحظه‌های شیرین و تلخ بسیاری وجود دارد که آن‌ها را از هم متفاوت می‌کند. پس اگر افرادی را می‌بینید که هر روز تصاویری از گردش، خوراکی‌های خوشمزه، مهمانی‌های رنگارنگ و عاشقانه‌های شیرین خود را به اشتراک می‌گذارند، بدانید که برای شما هم این لحظه‌ها کم نیست و تنها کافی است بیشتر زندگی خود را ببینید و به آن توجه کنید. به قول معروف سرک کشیدن در زندگی دیگران و البته غبطه خوردن به لحظه‌های شاد و خوشبختی‌شان، جز خراب کردن زندگی خودتان و احساس یاس و نا امیدی تأثیری ندارد.
به دنبال تحقیقات انجام شده این نتیجه حاصل شده است که هرچه یک شبکه اجتماعی توسط افراد با سنین پایین‌تر استفاده شود، افسردگی، اضطراب و تشویش در مورد آن پلتفرم گزارش داده می‌شود. برای اینکه تأثیرات منفی و آسیب‌رسان شبکه‌های اجتماعی را روی نوجوانان و افراد با سنین پایین‌تر کاهش یابد، برخی از متخصصان پیشنهاد کرده‌اند این اپلیکیشن و وبگاه‌ها پیام اخطار «استفاده زیاد» را در صورت استفاده بیش از حد این افراد روی صفحه مانیتور یا گوشی تلفن همراه به نمایش درآورند.
در عصر حاضر که استفاده از اینترنت، فضای مجازی و عضو بودن در شبکه‌های اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی شده، بهتر است از دوران کودکی و خصوصاً در زمان مدرسه و تحصیل، کودکان بیشتر با این فضا آشنا شوند تا بتوانند زمانی که در این شبکه‌ها صرف می‌کنند را به حداقل برسانند و بهتر آن را کنترل کنند.
بهتر است کمی به زندگی واقعی نزدیک شویم و استفاده از تلفن همراه‌های هوشمند که این روزها عضوی جدا نشدنی از ما هستند را به حداقل برسانیم. در خانه افرادی با ما زندگی می‌کنند که اتفاقاً بیشترین مسئولیت را در قبالشان داریم. گپ زدن با آن‌ها را به شبکه‌های اجتماعی ترجیح بدهیم. حتماً شما هم با این صحنه مواجه شده‌اید: در حالی که همه افراد خانواده دور هم جمع شده‌اند و تلویزیون هم در حال پخش برنامه محبوبشان است.
اگر دوست دارید استفاده از تلفن همراه را به حداقل برسانید، این روش 21 روزه را دنبال کنید:
هفته اول
قسمت‌هایی از خانه را به مناطق بدون فنّاوری اختصاص دهید. اتاق خواب می‌تواند یکی از این قسمت‌ها باشد.
بعد از اینکه از خواب بیدار شدید، تا 30 دقیقه به گوشی تلفن همراه خود دست نزنید. فعالیت‌های روزمره خود را بدون فنّاوری آغاز کنید.
در زمان خوردن وعده‌های غذایی تلفن همراه را دور از میز قرار دهید و با هم‌صحبتی با خانواده از بودن کنارشان لذت ببرید.
برای خود مقررات تعیین کنید و قبل از خوابیدن به سراغ گوشی تلفن همراه نروید. برای مثال به خودتان قول دهید که بعد از ساعت 10 شب در هیچ شبکه اجتماعی آنلاین نمی‌شوید.
هفته دوم
در تمام طول روز تا زمانی که به گوشی نیاز پیدا نکرده‌اید، به سراغ آن نروید. اگر آلارمی به گوشتان رسید که نشان‌دهنده پیغامی از فردی برای شماست، می‌توانید آن را پاسخ دهید.
بهتر است نوتیفیکیشن شبکه‌های اجتماعی را خاموش کنید. در این صورت تنها پیام‌های ضروری افراد و تماس‌های تلفنی برایتان مهم خواهند بود. گروه‌های مختلف پر جمعیت یا کانال‌های گوناگون در شبکه‌های اجتماعی همیشه ضروری نیستند و معمولاً به مسائلی می‌پردازند که نیازی نیست هر لحظه آن‌ها را دنبال کنید. مطمئن باشید اگر پیغام مهمی باشد، به گوشتان می‌رسد.
در دقایقی که منتظر آمدن مترو، اتوبوس، رسیدن به مقصد در وسایل نقلیه عمومی، سبز شدن چراغ راهنما رد کردن ترافیک یا رسیدن فردی سر قرار ملاقات هستید، به سراغ تلفن همراه خود نروید. می‌توانید با کتاب خواندن یا بازبینی اطراف این زمان را سپری کنید.
یک ساعت در روز را خصوصاً در زمان‌هایی که اغلب به سراغ تلفن همراه و تبلت خود می‌رفتید، به سرگرمی‌های مختلف اختصاص دهید. کتاب بخوانید (البته نیازی نیست کتاب الکترونیکی باشد!)، با خانواده خود بازی کنید یا به نرمش در خانه بپردازید.
هفته سوم
اگر عادت دارید از آلارم گوشی خود برای یادآوری خوردن قرص، تماس‌های تلفنی، نوشیدن آب روزانه و غیره استفاده کنید، این هفته زمان آن است که زنگ‌های هشدار تلفن همراهتان را خاموش کنید.
اپلیکیشنی روی تلفن همراه نصب کنید که میزان استفاده شما از تلفن همراه را بررسی کند. برخی از اپلیکیشن‌ها توانایی این را دارند که برای هر برنامه‌ای در تلفن همراه، تعداد دفعاتی را تعریف کنید که می‌توانید در زمان مشخص آن‌ها را باز و از آن‌ها استفاده کنید.
از تلفن همراه استفاده مفید کنید. برای مثال می‌توانید در حین آشپزی کردن، شستن ظروف، اتو کردن لباس و مانند آن‌ها به کتاب صوتی گوش کنید. در هنگام پیاده‌روی از برنامه‌های مختلف سلامتی و قدم‌شمار استفاده کنید.
از این لحظه سعی کنید زندگی را به سمتی پیش ببرید که سلامت بیشتر روان و بدن برای شما باقی بماند. سپری کردن و هدر دادن ساعت‌های مختلف برای دیدن تصاویر زندگی افرادی که هیچ نقشی در زندگی شما ندارند، ممکن است به سلامت روان شما آسیبی جدی بزند.