محمد ایمانی
ویدئویی ۴۵ ثانیهای از جلسه چند هفته قبل دولت را بیرون دادهاند که در آن، آقای پزشکیان به آقای جبلی میگوید: "من اصلاً صداوسیما را نگاه نمیکنم؛ وقتی میبینم اعصابم خراب میشود. من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کردهام، ببینید مردم چه نگاهی دارند"!
این پروژه، دستپخت کیست؟ چه کسانی بلافاصله پس از تأکید رهبر انقلاب بر وحدت و انسجام در برابر دشمن، حرفهای تاریخ گذشته را به بیرون درز دادهاند؟
هدف از دامن زدن به دودستگی در فضای عمومی، و مشغول سازی مردم در اوج تهدیدات دشمن چیست؟ چه کسانی پشت ماجرا هستند؟ دفتر رئیس جمهور و برخی معاونان آن؟ رئیس شورای اطلاعرسانی دولت؟ یا برخی عناصر بدسابقه که در این حلقهها نفوذ کردهاند؟
آیا مثلاً آقای پزشکیان، وزیران اقتصاد و صمت و کشاورزی و رئیس کل بانک مرکزی و دیگر مدیران اقتصادی دولت را هم مورد بازخواست قرار میدهد و میتوپد؟ یا همه چیز گل و بلبل است و فقط صدا و سیما ایراد دارد؟!
اگر رئیس جمهور - درست یا نادرست - تذکری هم به اعضای دولت بدهد، آیا متولیان اطلاعرسانی دولت، از آن سوژه رسانهای برای حمله به دستگاه مورد نظر میسازند و ویدئو منتشر میکنند؟!
آیا این طیف مرموز، خبر ندارند که یکی از انتقادهای مردم از صدا و سیما، مراعات بیش از حد مدیران دولتی و عدم انعکاس گلایههاست؟
از طرف دیگر، باید پرسید کدام مشاوران، مشورتهای مسموم و مطلقاً منفی میدهند که بخش مهمی از سخنرانیهای آقای پزشکیان، رنگ و بوی اظهار عجز و ناتوانی و نداریم و نمیشود و نمیتوانیم و چه کنیم، پیدا میکند؟!
حتی اگر مصلحت بر مذاکره دوباره بود و بدعهدیهای دشمن را نادیده میانگاشتیم، این "خود ضعیف نمایی" چه کمکی میکرد؛ قدرت چانهزنی میساخت یا توان چانهزنی را از بین میبرد؟ چرا باید مقابل دشمن، خودزنی کرد؟
پسر آقای پزشکیان یا معاون اجرایی، چه کارهاند و چه صلاحیتی دارند که درباره اهمیت و جایگاه برنامه هستهای سخن بگویند یا ادعا کنند که این برنامه ارزشش را نداشته و باید میدادیم و میرفت تا مثلاً جنگ نشود؟
آنها و نظایرشان با کدام دانش نداشته فنی و علمی یا سیاسی و دیپلماتیک لفاظی میکنند و پیشران پیشرفت کشور را مایه تهدید جا میزنند؟
آیا خبر ندارند که دو روز قبل از جنایت حمله به کشورمان در نهم اسفند، دائماً از سوی طرفهای عمانی و ایرانی اعلام میشد توافق، نهایی شده و ایران محدودیتهای هستهای متعددی را پذیرفته است؟ پس چرا آمریکا باز هم خیانت کرد؟
اگر قرار باشد ترامپ بی سر و پا هر بخش از توانمندیهای کشور را تهدید کند و طلبکار شود و ما هم همان را اسباب دردسر بدانیم، ماجرا که به هستهای ختم نمیشود؛ باید تمام توانمندیهای دفاعی و اقتدار منطقهای و حتی نفت و گاز و معادن و منابع خود را واگذار کنیم؛ چنان که در رفتار آمریکا با کانادا و ونزوئلا و مکزیک و پاناما و گرینلند و اوکراین و... میبینیم.
تجربه پایمال شدن برجام توسط ترامپ، سپس دو بار خیانت ترامپ به مذاکرات و تحمیل جنگ در خرداد و اسفند سال گذشته، پس از آن نقض آتشبس با اعلام محاصره دریایی، و نهایتاً زیر پا گذاشتن بندهای مختلف تفاهمنامه و "یک تکه کاغذ قابل نقض" خواندن آن توسط ترامپ، پنج تجربهای است که ملت ایران را به یک جمعبندی مهم رسانده است:
دولت آمریکا مطلقاً اعتقادی به هیچ نوع توافقی ندارد و صرفاً تسلیم شدن مطلق را میطلبد؛ بنابراین باید مقابل او ایستاد و نتیجه گرفت؛ همچنان که در دفاع مقدس اخیر انجام دادیم و پیروزی بزرگی را به دست آوردیم.
در این وضعیت و در حالی که ترامپ در ابعاد نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک به درماندگی رسیده، چه کسانی و با کدام غرض و مرض، مأموریت دارند مردم را ناامید سازند، توجهات را از روی دشمن بردارند، دودستگی و تفرقه را جای انسجام و همدلی برآمده از دفاع مقدس بنشانند و جنگ پیروز را مغلوبه کنند؟
آنها قبل از هر کس به آقای پزشکیان خیانت میکنند. برخی اعضای دفتر و اطرافیان حتماً باید پالایش شوند، و گرنه رئیس جمهور محترم را زمین میزنند.