امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

صفحه یک 1139

دیوار شکسته غرب قابل تکیه نیست
قاسم روانبخش
تجربه تاریخی نشان داده است که عمدتا مکاتبی که بر مبانی و اصول محکم و قطعی و یقینی مبتنی نبوده اند هرچند صباحی جولانی می دهند ولی دوامی ندارند. به عنوان نمونه مکتب مارکسیسم لنینیسم با آن همه طمطراق و سر و صدا که خودش را منجی بشریت می دانست و بر این باور بود که می تواند فقر و فساد را ریشه کن سازد و کارگران و کشاورزان را به حقوق واقعی شان برساند سرانجام پس از مدتی از هم پاشیده شد و به پایان کارش رسید. همان گونه که امام خمینی ره پیش بینی کرد باید این مکتب را در موزه های تاریخ جستجو کرد. مکاتب بشری لیبرالیزم و اومانیزم نیز تافته جدابافته ای نیستند آن ها نیز براصول و مبانی محکمی استوار نیستند مبنای این مکاتب بر نسبیت و خواست انسان هاست مبنایی که خواست انسانها دایما در حال تغییر است و ارزش ها نیز به تبع آن ها در حال تغییر خواهند بود. آنچه امروز در جهان غرب در حال وقوع است یک بحران فکری و فرهنگی است دیگر هیچ اصل ثابت و مبنای غیر قابل تغییری وجود ندارد. براین اساس و بر اساس تغییر خواست حیوانی انسان ها, ارزش ها تعیین می شوند. یک روز از تساهل و تسامح فرهنگی سخن می گویند و روابط آزاد زن و مرد و دختر وپسر دارای ارزش می شود و باردیگراز روابط جنسی با جنس موافق( همجنس گرایی) و در مرحله دیگر ازدواج با محارم در دستور کار قرار می گیرد واخیرا تبدیل شدن به سگ و خوک وتغییر هویت انسانی به حیوانات درنده و جنگل و ... و در نهایت فروپاشی خانواده و تشکیل جامعه ای با قریب به 70 الی 80 درصد اولاد نامشروع منجر شده است. امروز بانگاهی به جوامع غربی از امریکا تا اروپا به گونه ای به انحطاط اخلاقی رسیده اند که افول اخلاقی و فرهنگی این کشورها برای همه آحاد مردم آشکار شده است. برژينسكى دركتاب خارج از كنترل صفحه 129 در مورد غرب مى گويد: «آمريكا به وضوح نيازمند يك دوره بازنگرى فلسفى و انتقاد از فرهنگ خودى است. آمريكا بايد به درستى اين واقعيت را بپذيرد كه لذت طلبى همراه با نسبى گرايى كه راهنماى اصلى زندگى مردم شده، هيچ گونه اصول ثابت اجتماعى را ارائه نمى دهد. بايد بپذيرد جامعه اى كه به هيچ يك از ويژگى هاى مطلق اعتقاد ندارد، بلكه در عوض، رضايت فردى را هدف قرار مى دهد، جامعه اى است كه در معرض تهديد فساد و زوال قرار دارد. او مى گويد: آمريكا به نسبيت رسيده. اين نسبيت زاييده انكار حجيت نظرى دين، فلسفه و علم است، و چون نسبيت گرايى جامعه را دچار بحران كرده، پى برده اند كه بايد به اصول ثابت برگردند.  در جدیدترین اتفاقاتی که در غرب افتاده است اظهارات دختر بایدن رییس جمهور امریکاست که پدرش را متهم کرده است که با او ارتباط جنسی داشته است. اظهارات ترامپ نیز تاییدی براین مدعاست ترامپ درباره وضعیت بحرانی امریکا می گوید: «کشور ما در حال حرکت به سوی جهنم است و ما دیگر نمی‌توانیم بزرگی کنیم».«ما قدرت داریم اما در حال کاهش است. در واقع، این امر با افول قدرت دلار نمایان است و من فقط درباره ارزش ارزمان صحبت نمی‌کنم، من درباره استفاده از ارزمان در سراسر جهان صحبت می‌کنم». وی به فاکس نیوز گفت در واقع از دست رفتن سلطه دلار آمریکا «بزرگ‌تر از باختن در هر جنگ» دیگر است. ترامپ درادامه می افزاید: «شما به فرودگاه‌های ما نگاه کنید، به پایانه‌های ما نگاه کنید، به جاده‌های کثیف و جاده‌های خراب و هر چیز دیگری نگاه کنید. ما مانند یک کشور جهان سوم شده‌ایم». آن چه جای بسی شگفتی است مواضع غربگرایان داخلی است این افراد که مدت هاست با فریب افکار عمومی در قالب «اصلاح طلبی» فعالیت می کنند عملا به دنبال نهادینه کردن فرهنگ غربی هستند در واقع بر دیوار شکسته ای تکیه زده اند که خود در حال فروریختن است. آنها می خواهند با تکیه بر مکتب در حال افول لیبرالیزم برای مردم ایران نسخه ای به نام «اصلاح » بپیچند. تلاش غربگرایان برای بی حجاب سازی زنان و عادی سازی گناه در جامعه در همین راستا و براساس همان تفکر منحط نسبی گرایانه غربی ها انجام می شود.قران اهداف این منافقان رابه خوبی تشخیص داده، درباره آن ها می گوید این ها ادعا می کنند که اصلاح طلب هستند ولی حقیقتا این ها از مفسدین و افساد طلبان هستند.( الا انهم هم المفسدون و لکن لایعلمون)
این مدعیان اصلاح طلبی باید بدانند که دوران افول و فروپاشی غرب بویژه امریکا فرا رسیده است و ملت ایران به عنوان کشوری که بر مکتب عقلانی و مستحکم اهل بیت علیهم صلوات الله استوار است هرگز دست از این مکتب مستحکم و عقلانی خود دست بر نخواهد داشت و به سوی مکتب منحطی که در حال فروپاشی است روی نخواهد آورد.
 
روزنامه انگلیسی گاردین:
قرن آمریکایی مانند پایان خفت‌بار امپراتوری بریتانیا به سر رسیده است
یک روزنامه مشهور انگلیسی ضمن بررسی «وضعیت مولفه‌های مهم و شاخص سیاست خارجی آمریکا»، به این نتیجه رسیده است که واشنگتن، دیگر هیچ شباهتی به یک ابرقدرت ندارد و دنیا در حال عبور از وضعیتی است که در آن آمریکا حرف اول را می‌زد. امروز «سرزمین رویاها» درست مثل رئیس‌جمهورش، دیگر اوضاع و احوال خوبی ندارد. آمریکا طبق گزارش‌های رسمی که در همین کشور منتشر می‌شود، رهبری و میان‌داری دنیا که هیچ، حتی در امور ابتدائی خود نیز وامانده و چندان راهکاری هم برای خروج از این شرایط پیچیده نمی‌یابد. از آن‌سو رقبای این کشور نیز با تمام قدرت در حال برهم زدن نظم آمریکایی و پی‌ریزی نظمی نوین هستند. انگار که دوران آمریکایی چنان‌که پس از فروپاشی شوروی مطرح شد، دیگر به سر رسیده و جهان، دیگر زیر بار عبارت «ابرقدرت» و یا «جهان تک‌قطبی» نمی‌رود. دنیای امروز شاهد عصر گذار است که در پی آن، جهان تک‌قطبی به جهانی چندقطبی تبدیل خواهد شد و دیگر جهان، حاضر نیست به یک‌جانبه‌گرایی کشوری مانند آمریکا تن دهد؛ مخصوصاً آنکه دیگر در مولفه‌های اقتصادی، سیاسی و یا اجتماعی، دست برتری ندارد. آنچه بیان شد، ادعای ما نیست، اظهارات تحلیلگران خود غرب است. در همین رابطه روزنامه انگلیسی و مشهور گاردین روز گذشته طی گزارش مفصلی تحت عنوان «دوران آمریکایی به سر آمده است» به همین موضوع پرداخت. این روزنامه، گزارش افول آمریکا را این‌طور شروع کرده است: «شیوه‌ای که آمریکا نفوذ در سراسر خاورمیانه را کاهش می‌دهد، به نظر، همان روش عقب‌نشینی خفت‌بار امپراتوری بریتانیا از این منطقه را دنبال می‌کند. گویی کشورهای منطقه که یک امپراتوری را پشت سر گذاشته‌اند، حالا یک قدرت دیگر را نیز کنار می‌زنند». اینجا گاردین به جنگ‌های ناموفق و غیرانسانی آمریکا در منطقه از جمله در عراق و افغانستان اشاره می‌کند که «نه تنها به خونریزی و تباهی اموال برای مردم منجر شد؛ بلکه به هیچ یک از اهداف آمریکایی‌ها نیز نرسید». آمریکایی‌ها اگر چه مدعی بر سرکار آوردن حکومتی دموکراتیک در افغانستان بودند؛ اما پس از بیست سال در شرایطی آن را ترک کردند که امور کشور را به دست طالبان سپرده بودند.
در این گزارش که به قلم «سایمون تیسدال» تهیه شده است، به روگردانی و تجدید نظر کشورها در اتحاد با آمریکا نیز اشاره شده است: «حکومت‌ها و رهبران اقتدارگرا به آرامی؛ اما به صورت مطمئن، استقلال و آزادی عمل خود را در حالی که خواستار ایجاد متحدان جدید هستند، ابراز می‌کنند. این به نوبه خود، نشان‌دهنده یک تغییر اساسی به سمت دنیای چند قطبی است، جایی که ابرقدرت‌های انفرادی، دیگر تسلط ندارند. وضعیت امروز اروپا که به دنبال ایجاد کانال‌های تجاری مستقل با چین است، مهم‌ترین شاهد این ادعا است. حتی در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم که کشورهای عربی منطقه که روزی بدون اجازه آمریکا قدم از قدم برنمی‌داشتند، امروز مستقل‌تر عمل کرده و می‌خواهند تا در حوزه سیاست خارجی مستقل عمل کنند.» در این گزارش همچنین به وضعیت ترکیه در عرصه بین‌الملل اشاره و تاکید شده است که رجب طیب اردوغان که با زیرکی هر چه تمام‌تر، اکنون غرب را در مقابل شرق و بالعکس شرق را در مقابل غرب قرار می‌دهد و مشغول بازیگری میان قدرت‌های شرق و غرب برای تامین منافع خود است. گاردین در ادامه به سیاست خارجی ناموفق آمریکا در دوران جو بایدن اشاره و تاکید می‌کند که رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا از زمان روی کار آمدن در سال ۲۰۲۱ و با توجه به گرفتاری واشنگتن در پرونده‌های جدیدی همچون اوکراین، از ادامه حضور و نقش‌آفرینی در بحران‌های منطقه مانند کرانه باختری، لبنان، عراق، سوریه، یمن، لیبی و سودان دوری می‌کند و علی‌رغم ادعاهای فراوان، ابداً نتوانسته در خصوص توافق هسته‌ای با ایران اقدام مثبتی انجام دهد.
تلاش‌های بایدن که شکست خوردند
تحلیلگر گاردین اما باور دارد که دولت بایدن به این در و آن در می‌زند تا بتواند جایگاه آمریکا را بازیابی کند و دست‌کم نام آمریکا را زنده نگه دارد. بایدن حتی برای این‌که از زیر بار انتقادات هم خارج شود، مجبور است تا تلاشی برای سروسامان دادن وضعیت سیاست خارجی خود انجام دهد. گاردین معتقد است که تیم سیاست خارجی بایدن، سه ماموریت مهم دارد که البته تاکنون موفقیتی در آنها نداشته است. اول؛ تفاهم با ایران، دوم؛ انعقاد یک توافق صلح تاریخی بین عربستان و صهیونیست‌ها و نهایتاً موفقیت در ایجاد کشور مستقلی به مختصات فلسطین! تیسدال در این گزارش تاکید می‌کند که واشنگتن در شرایط فعلی و پس از میانجیگری چین بین تهران و ریاض و از طرفی دیگر همکاری عربستان با مسکو، جایگاه سنتی خود در روابط بین‌الملل را از دست داده است. به همین دلیل است که بایدن می‌خواهد تا نظر محمد بن سلمان را بار دیگر به سمت خود جلب کند و عادیسازی روابط ریاض و تل‌آویو را رقم بزند. با همه این محاسباتی که دولت بایدن در ذهن می‌پروراند، تحلیلگران و ناظران بین‌المللی معتقدند که امیدهای بایدن برای تغییر در روندهای روابط بین‌الملل، کمی توهم‌آمیز و ناممکن است. عوامل منفی داخلی و متفاوتی وجود دارد که در سایه آن مسائل سیاست خارجی آمریکا در منطقه محکوم به شکست است. کشورهای جهان و رهبران آنها به خوبی جایگاه متزلزل بایدن چه از نظر شخصیتی و چه از نظر سیاسی را درک کرده‌اند و حاضر به همکاری با او نیستند. آنچه واضح است و با تمام تحلیل‌ها جور درمی‌آید و مورد اتفاق نظر کارشناسان عرصه روابط بین‌الملل آمریکا هم قرار دارد، آنکه دوران ابرقدرت مسلط رو به پایان است. آمریکا شاید تمام تلاش خود را برای حفظ جایگاهش انجام دهد؛ اما همانند جایگاه تباه انگلیس در «عصر امپراتوری»، «قرن آمریکایی» هم به سرعت در حال نابودی و پیوستن به تاریخ است.
اوکراین را رها کنید
هم‌زمان با انتشار گزارش گاردین، شبکه تلویزیونی فاکس نیوز نیز گزارشی از اوضاع بحرانی و به هم ریخته برخی ایالت‌های این کشور که بر اثر آتش‌سوزی‌های بعضاً بی‌سابقه، به وجود آمده منتشر کرد و از دولتمردان آمریکا خواست، به جای ارسال پول مالیات‌دهندگان آمریکا به اوکراین، فکری به حال کشور خودشان کنند. مجری این شبکه تلویزیونی سپس به کمک ۱۴۰ میلیارددلاری آمریکا به اوکراین اشاره کرد و گفت: می‌شد با این رقم، درد و رنج آمریکایی‌هایی را که مدت‌هاست تمام زندگی‌شان یا زیر آب رفته یا در آتش سوخته، تسکین داد.