امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

صفحه یک 1262

فضای مجازی یا اتاق جنگ استکبار؟!

فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴، فرجام شوم وادادگی در برابر «ارتش سایبری موساد و سیا» و اصرار بر ماندن در اتمسفر ولنگار پلتفرم‌های صهیونیستی است؛ جایی که ۲۴۲۷ شهید، تاوان سنگین تبدیل شدن فضای مجازی به اتاق جنگ استکبار را با خون خود پرداختند. آنچه در هفته‌های اخیر بر مُلک و ملّت گذشت، فتنه دست ساخته آمریکا، صهیونیسم به کمک پیاده‌نظام اجیر شده در داخل بود. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که ما با یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار روبه‌رو بودیم؛ نبردی که در آن، اتاق جنگ مشترک «سیا» و «موساد»، پس از شکست ذلت‌بار در جبهه سخت و چشیدن ضرب شست سربازان اسلام در جنگ ۱۲ روزه، با تغییر تاکتیک به سمت «تروریسم» و «آشوب‌های خیابانی» کوچ کرد.
اما این حجم از توحش، این نقشه دقیق برای کشته‌سازی و این سازماندهی اشرار اجاره‌ای، در کدام بستر نضج گرفت؟ پاسخ را باید در «ولنگاری» فضای مجازی جست‌وجو کرد. سال‌هاست که دلسوزان نظام و نخبگان امنیتی درباره خطر واگذاری مرزهای سایبری به بیگانگان هشدار می‌دهند؛ اما هر بار جریانی خاص با نعل وارونه زدن و دوقطبی‌سازی‌های کاذب، مانع از تحقق «شبکه ملی اطلاعات» شد.
نتیجه این وادادگی، امروز پیش روی ماست: ۲۴۲۷ شهید گلگون‌کفن؛ جوانانی که خون پاکشان نه در جبهه‌های نبرد؛ بلکه در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر و به دست تروریست‌هایی ریخته شد که در «دانشگاه اینستاگرام» و «پادگان تلگرام»، آموزش ذبح و حریق می‌دیدند. فتنه اخیر ثابت کرد وقتی فضای مجازی بی‌در و پیکر باشد، دشمن در خانه ما حکم قتل صادر می‌کند و مزدورانش با خیال راحت، پول خون می‌گیرند و به ریش امنیت ملی می‌خندند. زمان آن رسیده است که با متهمان سایه‌نشین و بانیان این ولنگاری، بی‌تعارف تسویه‌حساب شود.
دشمن که در میدان نظامی طعم تلخ سیلی مقتدرانه ایران اسلامی را چشیده بود، این بار با کارگردانی مشترک واشنگتن و تل‌آویو و با به خط کردن مزدوران و اشرار اجاره‌ای، مرحله «اغتشاش و آشوب» را کلید زد تا آنچه را در جبهه جنگ سخت به دست نیاورده بود، در کوچه و خیابان‌های تهران و دیگر شهرها جست‌وجو کند.
در این نبرد ترکیبی، آمار جان‌باختگان تکان‌دهنده و قابل تأمل است؛ آماری که نشان می‌دهد دشمن برای «کشته‌سازی» و ضربه به انسجام ملی، هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد. طبق آمار رسمی بنیاد شهید و امور ایثارگران، از مجموع ۳۱۱۷ جان‌باخته این حوادث، ۲۴۲۷ نفر به فیض شهادت نائل آمده‌اند. این یعنی قریب به ۷۸ درصد جان باختگان، متعلق به نیروهای حافظ امنیت و مردم بی‌گناهی است که قربانی فتنه آمریکایی و تروریسم هدفمند شده‌اند.
شورای امنیت کشور نیز در بیانیه‌ای تحلیلی، ابعاد این جنگ تروریستی را چنین تبیین کرد:
«تروریست‌ها جنایات داعش‌گونه‌ای نظیر سوزاندن افراد، سر بریدن و کارد آجین کردن را در کنار استفاده از سلاح گرم رقم زدند که منجر به شهادت ۲۴۲۷ نفر از مردم بی‌گناه و حافظان نظم و امنیت شد. با تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری و حضور حماسی ملت در ۲۲ دی، دشمن در رسیدن به هدف شوم خود ناکام ماند.»
باید با صراحت پرسید: این تروریست‌های آموزش‌دیده در کدام بستر سازماندهی شدند؟ پاسخ روشن است: فضای یله، رها و بی‌در و پیکر مجازی. همان فضایی که در آشوب و فتنه‌های 96، 98 و 1401 نیز از آن ضربه خوردیم، این بار رسماً به «مقر تروریسم» و «اتاق عملیات» دشمن تبدیل شد.
اینستاگرام و تلگرام در این ایام، نه یک شبکه اجتماعی، که سکوی جولان اغتشاشگران و کلاس درس ساخت بمب‌های دستی برای آتش زدن اموال عمومی، مساجد و حمله به مأمورین انتظامی بودند. وقتی حاکمیت سایبری وجود نداشته باشد، دشمن در خانه ما برای فرزندانمان حکم قتل صادر می‌کند.
ثابتی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با نقد جدی به تأخیر در مسدودسازی شریان‌های ارتباطی تروریست‌ها می‌گوید:
«ساعت ۴ بعدازظهر دستور قطع اینترنت داده شده بود؛ ولی تا ۱۰ شب طول کشید و باعث خسارات شد. تعارف را کنار بگذارید، با هر مسئولی که به عمد یا غیر عمد اهمال کرده برخورد کنید. اگر ارتباطات تروریست‌های موساد زودتر قطع شده بود، شاهد این فاجعه نبودیم.»
این اهمال، تنها یک خطای فنی نیست؛ این یک پرسش امنیتی بزرگ است که چرا باید به دشمن اجازه داد ساعت‌ها و روزها در بستر وب، عملیات‌های تروریستی خود را هماهنگ کند؟
در تحلیل ابعاد ویرانگر آشوب‌های اخیر، اگرچه انگشت اتهام به سوی تروریست‌های میدانی و اشرار قمه‌به‌دست نشانه می‌رود؛ اما نباید از نقش «پیاده‌نظام رسانه‌ای سیاسی» غافل شد؛ جریانی که با بسترسازی در فضای مجازی یله و رها، خسارتی چند صد هزار میلیارد تومانی را به سفره و معیشت مردم تحمیل کرد.
مروری بر سیاهه خسارات ارتش سایبری دشمن:
فلج کردن اقتصاد خرد: تعطیلی اجباری کسب‌وکارها و تحمیل ده‌ها هزار میلیارد تومان ضرر به اصناف.
تروریسم زیرساختی: آتش‌سوزی سازمان‌یافته بانک‌ها و فروشگاه‌ها (تنها ۵۰۰ مغازه در بازار رشت قربانی توحش اشرار شد).
شلیک به معیشت: تحمیل تورم ناشی از ناامنی و رکود به چرخه تولید و مصرف.
تخریب اموال عمومی: نابودی هزاران خودروی امدادی، آمبولانس، اتوبوس و خانه‌های مسکونی مردم عادی.
گروگان‌گیری سلامت و دانش: حمله به بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز علمی که نبض خدمات روزانه مردم هستند.
پالس ضعف به دشمن: جرئت‌بخشی به اتاق فکرهای غربی برای تشدید تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی.
اما سؤال اساسی اینجاست که سهم فضای رسانه‌ای ولنگار در این جنایات چقدر است؟ چه کسانی در یک دهه اخیر، با عناوین دهان‌پرکن، مانع از تحقق «شبکه ملی اطلاعات» شدند و کشور را در برابر هجمه سایبری دشمن خلع سلاح کردند؟
امروز همان جریانی که با «ترک فعل» خود، جاده‌صاف‌کن تروریست‌های موساد و سیا در بستر پلتفرم‌های بیگانه شد، نعل وارونه می‌زند! این محافل که تا دیروز جرئت نداشتند جنایات داعش‌وار مزدوران دشمن را «تروریسم» بنامند و جنایتکاران را «معترض» جا می‌زدند، حالا نگران معیشت مردم بر اثر محدودیت اینترنت شده‌اند!
این یک فرار به جلو ناشیانه است. کسانی که زیرساخت ارتباطی کشور را به «گوشت قربانی» برای گرگ‌های بیگانه تبدیل کردند، حالا برای هزینه‌های قطع اینترنت اشک تمساح می‌ریزند تا ردپای خود را در خون‌های ریخته شده پاک کنند. روزنامه‌های زنجیره‌ای مدعی اصلاحات به جای پاسخگویی درباره چرایی واگذاری امتیازات زیرساختی به پیام‌رسان‌های غربی - که رسماً کلاس آموزش ترور و جنایت شده بودند - روایت را از میانه ماجرا بازگو می‌کنند.
مطالبه ملی: پایان حاکمیت مجازی بیگانگان
تجربه تلخ سال‌های 96، 98، 1401 و حالا دی ماه 1404 نشان داد که پلتفرم‌های بیگانه، «اتاق جنگ» دشمن هستند. اما جریان غرب‌گرا با کاسبی سیاسی و ایجاد دوقطبی‌های کاذب حول «فیلترینگ»، امنیت مردم را به بازی گرفت.
امروز مطالبه عمومی از دستگاه‌های قضائی و امنیتی این است:
۱. محاکمه مقصران: برخورد با مدیرانی که با کارشکنی در مسیر شبکه ملی اطلاعات، بستر شبیخون دشمن را فراهم کردند.
2. استقلال سایبری: انتقال بودجه‌های هنگفت از بسترهای ناامن بیگانه به سمت شبکه ملی اطلاعات برای ایجاد فضائی قانونمند، شفاف و مسئولیت‌پذیر.
3. توقف باج‌دهی: پایان دادن به وضعیت فعلی که در آن زیرساخت‌های ملی، بی‌دریغ در خدمت ترویج تروریسم و براندازی قرار گرفته است.
صاحبان «کسب‌وکارهای واقعی» و مردم بصیر ایران می‌دانند که امنیت، پیش‌شرط اقتصاد است. فضای مجازی نباید به حاشیه امن جنایتکاران تبدیل شود؛ زمان آن رسیده است که کلید دروازه‌های سایبری کشور از دست بیگانگان بازپس گرفته شود.
خون شهدا بر گردن بانیان ولنگاری
امروز باید از کسانی که مطالبه بازشدن همان فضای مجازی یله و رها را می‌کنند تا مثلاً اقتصاد رونق بگیرد، پرسید: هر قطره خون شهید را چند حساب می‌کنید؟ آیا سود حاصل از ویترین‌های اینستاگرامی که در آن آموزش ذبح مامور امنیت داده می‌شود، چیزی جز «پول خون» است؟
جالب اینجاست که در این میان، برخی مسئولین دولتی نیز به جای پاسخگویی بابت ترک فعل در راه‌اندازی «شبکه ملی اطلاعات»، در نقش مخالف خوان ظاهر شده‌اند. محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرائی رئیس‌جمهور در نشستی با فعالان دیجیتال، در اظهاراتی تأمل‌برانگیز بابت قطع اینترنت عذرخواهی کرده و گفته است:
«خود دولت بیشترین ضرر را از این اتفاق متحمل می‌شود... مسدودسازی‌ها و فیلترینگ عامل نارضایتی مردم است... من به سهم خود بابت قطع اینترنت عذرخواهی می‌کنم.»
جناب قائم‌پناه! باید از خانواده‌های ۲۴۲۷ شهیدی عذرخواهی کنید که فرزندانشان قربانی «امنیتِ فدایِ سرعت» شدند. عذرخواهی باید بابت سال‌ها تعلل در ایجاد زیرساخت امن ملی باشد، نه بابت قطع کردن دسترسی تروریست‌های سیا و موساد به گلوی ملت! امنیت، پیش‌شرط هر نوع کسب‌وکاری است و دولتمردی که امنیت را فدای خوش‌آمد پلتفرم‌های استعماری کند، در حقیقت در حال تضعیف قدرت چانه‌زنی حکمرانی ملی است.
سخن پایانی
مطالبه ملت ایران امروز شفاف است؛ پایان دادن به «کاسبی با خون» در فضای یله‌ی مجازی. دولت و مجلس موظفند بودجه‌های هنگفتی را که در بسترهای ناامن بیگانه هدر می‌رود، به سمت «شبکه ملی اطلاعات» گسیل دارند. ایران نباید گوشتی قربانی باشد که پیش پای گرگ‌های «سیلیکون‌ولی» ذبح می‌شود. استقلال سایبری، عین امنیت ملی است.
 
چرایی حمله به مقدسات در فتنه اخیر
محمدمهدی فریدونی 
آغاز اعتقاد و احترام به امور مقدس، همزاد با خلقت بشر شکل گرفته است. اموری که راه را از بی‌راهه به او می‌نمایاند. مقدسات جامعه اسلامی هماهنگ با فطرت پاک بشریت و منطق عقل‌اند. مقدسات تشکیل دهنده هویت دین بوده و قوام دین به پاسداشت حرمت مقدسات است. از آنجایی که مقدسات استوانه دین و محور دینمداری به شمار می‌آیند، تخطی از خطوط قرمز حریم آنان، هویت دینی خاطی و جامعه را به خطر خواهد انداخت و از سوی دیگر احترام و تعظیم آن‌ها به تقویت بنیان‌های دینی و هویت مکتبی جامعه خواهد انجامید. در دین مبین اسلام نیز نسبت به مقدسات و لزوم حفظ حرمت آن‌ها تأکیدات ویژه‌ای شده و دستورات زیادی وارد شده است. 
از آنجایی که مقدسات از جایگاه والا و ویژه‌ای برخوردارند، هرگونه قول یا فعلی که باعث کسرشان و منافی با جایگاه آن‌ها باشد، شرعاً حرام است. قرآن کریم می‌فرماید: «یا أَیهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ» شعائر خدا یعنی مقدسات را حلال نشمارید. همچنین تعظیم شعائر را نشانه تقوای قلوب دانسته و می‌فرمایند: «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ». 
در حقوق اسلامی نیز مجازات سنگینی برای توهین‌کنندگان به مقدسات در نظر گرفته شده است و چه‌بسا مصداق مفسد فی الارض باشد. در همین راستا رهبر انقلاب نیز بر لزوم صیانت از حرمت مقدسات تاکید داشته و می‌فرمایند: «در جامعه‌ی اسلامی اجازه داده نمی‌شود و نباید داده بشود که در ملأعام، کسانی به حیثیت‌های دینی مردم اهانت کنند و آن را هتک نمایند.»
مقدسات اسلامی همان ریسمان الهی‌اند که قرآن می‌فرماید: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا». تا زمانی که مردم به این ریسمان الهی چنگ بزنند، هرگز دشمن توان شکست دادن آنان را نخواهد داشت. از طرف دیگر در صورتی مردم جامعه به این ریسمان الهی چنگ می‌زنند که با تمام وجود آن را باور داشته و از این مقدسات به عظمت یاد کنند. پس اعتقاد و احترام به مقدسات عامل مهم و وحدت بخش به جامعه بوده که افراد جامعه را از دو دستگی و تشتت نجات داده و در نتیجه ضامن بقای آن جامعه می‌شود. دشمن نیز به این واقعیت پی برده و در تلاش است این باور را تضعیف کند؛ در نتیجه همواره سنگین‌ترین تهاجمات علیه مقدسات دین اسلام بوده؛ چراکه باور به مقدسات اسلامی یکی از اصلی‌ترین ملاک‌های تشخیص خودی از بیگانه است.
آنچه در حوادث اخیر اتفاق افتاد، در حقیقت امتداد همان سیاست توهین به مقدساتی است که در کشورهای غربی و آمریکا از سال‌ها قبل دنبال می‌شد. رهبر انقلاب نیز در همان زمان موضع قاطعانه‌ای گرفته و می‌فرمایند: «اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزکننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه‌ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است که نمی‌توان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه‌شده از سوی مراکزی است که از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حرکات شرارت‌بار چیست و کیست؟»
پس نباید غافل شد که دشمن برای حذف مقدسات در ذهن جامعه برنامه‌ریزی هدفمندی انجام داده است. هرچند اکثریت جامعه ایرانی برای مقدسات احترام قائل‌اند؛ اما گروهی مغرض و مزدور در تلاش‌اند با سوءاستفاده از جهل برخی افراد نسبت به جایگاه مقدسات اهداف پلید خود را پیش ببرند. از این میان طبیعتاً نوجوانان و جوانان که هنوز شناخت لازم را نسبت به مقدسات ندارند، یکی از قشرهای بسیار آسیب‌پذیر به شمار می‌روند و همین امر باعث شده است دشمن سرمایه‌گذاری زیادی انجام داده و در تلاش است از طریق رسانه مانع از انتقال فرهنگ احترام به مقدسات به این نسل شود. رهبر انقلاب در پی اهانت به ساحت مقدس رسول گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) طی یک بیانیه در شهریور 1391 متهم ردیف اول را آمریکا و صهیونیسم معرفی کرده و هدف آنان را این‌گونه بیان می‌کنند: «پشت صحنه‌ی این حرکت شرارت‌بار، سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم و امریکا و دیگر سران استکبار جهانی است که به خیال باطل خود می‌خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل‌های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند.» بنابراین، نباید از کنار هتک حرمت مقدسات به سادگی گذشت و مسئولین فرهنگی کشور لازم است با برنامه‌ریزی دقیق فرهنگ احترام به مقدسات را از طریق روش‌ها و ابزارهای بروز به نسل‌های بعدی آموزش دهند.