کودکی که شخصیتهایی مانند «مرد عنکبوتی» را در یک انیمیشن یا فیلم میبیند، پس از مدتی با کیف، دفتر، لباس، اسباببازی و دیگر محصولات مرتبط با آن شخصیت زندگی میکند. شخصیت از قاب تصویر خارج میشود و وارد زندگی روزمره کودک میشود؛ اما این چرخه درباره بسیاری از شخصیتهای خلقشده ایرانی شکل نگرفته است.
یک کاراکتر موفق زمانی میتواند به یک شخصیت ماندگار و اثرگذار تبدیل شود که کودک بتواند آن را در اشکال مختلف ببیند، لمس کند و با خود به مدرسه، اتاق و زندگی روزمرهاش ببرد و به نوعی با او زندگی کند.
روزگاری که عروسکهای «دارا و سارا» برای مقابله با عروسک «باربی» به میدان آمدند، هجوم فرهنگی شخصیتهای غربی داغِ داغ بود. اما بعد از مدتی، با شکست «دارا و سارا»، زمین بایری در اختیار شخصیتهای خارجی قرار گرفت؛ زمینی که آنها تا امروز هم از ظرفیتهایش استفاده میکنند و سهم خود را از بازار و ذهن کودکان ایرانی میگیرند.
با این حال، در این مسیر یعنی خلق شخصیت و الگو دهی به کودک و نوجوان یک حلقه مفقوده وجود دارد؛ حلقهای که صرفاً به تولید کاراکتر مربوط نمیشود. اگرچه این روزها وضعیت ما در تولید شخصیت و کاراکتر، بهویژه در حوزه انیمیشن، نسبت به دهههای هشتاد و نود بهتر شده است، اما مسئله مهمتر، رساندن این شخصیتها به دست کودک و نوجوان است. البته مهمترین بستر برای خلق شخصیت سینما است.
کودکی که شخصیتهایی مانند «مرد عنکبوتی» را در یک انیمیشن یا فیلم میبیند، پس از مدتی با کیف، دفتر، لباس، اسباببازی و دیگر محصولات مرتبط با آن شخصیت زندگی میکند.
شخصیت از قاب تصویر خارج میشود و وارد زندگی روزمره کودک میشود؛ اما این چرخه درباره بسیاری از شخصیتهای خلقشده ایرانی شکل نگرفته است.
بهعنوان مثال، کاراکترهایی مانند «بچهزرنگ»، «پسر دلفینی»، «لوپتو»، «یوز» و... توانستهاند برای کودکان جذاب باشند و حتی در گیشه سینما نیز فروش قابلتوجهی داشته باشند. با این حال، مسئله اینجاست که حضور این شخصیتها عمدتاً به پرده سینما محدود مانده است و کمتر توانستهاند وارد زندگی روزمره کودک شوند.
در نمونههای موفق، نهایتاً چند دفتر، کولهپشتی یا محصول جانبی با تصویر این شخصیتها تولید شده و چرخه در همین نقطه متوقف شده است. در حالی که یک کاراکتر موفق زمانی میتواند به یک شخصیت ماندگار و اثرگذار تبدیل شود که کودک بتواند آن را در اشکال مختلف ببیند، لمس کند و با خود به مدرسه، اتاق و زندگی روزمرهاش ببرد و به نوعی با او زندگی کند.
به بیان دیگر، ما در تولید «شخصیت» قدمهایی برداشتهایم که بسیار موفق بوده است، اما هنوز در تبدیل شخصیت به «برند کودک» و ساخت یک زیستبوم محصولات فرهنگی پیرامون آن فاصله قابلتوجهی داریم.
مسئله امروز فقط خلق یک شخصیت جذاب نیست؛ مسئله این است که این شخصیت چگونه از صفحه نمایش عبور کند، وارد زندگی روزمره کودک شود و به یک انتخاب واقعی در بازار محصولات فرهنگی تبدیل شود؛ چراکه تنها در این صورت است که میتوان زمین بازی را در حوزه هویت ایرانی، به جای واگذاری به شخصیتهای خارجی، در اختیار خودمان نگه داشت.