امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

محمدبن محمد دارابی

محمد بن محمد دارابی عارف، شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. با اینکه نامش دارابی است؛ اما کسی او را زاده یا ساکن آن دیار نمی‌داند. آقابزرگ تهرانی در حالی که او را عارف اصطهباناتی خوانده است، به‌نقل از شاگردش محمد مؤمن جزائری (متوفای ۱۱۳۰ق) می‌گوید: اصل و نسب شاه محمد از اصطهباتات است و خودش در شیراز سکونت گزید. سال تولد و وفات وی مشخص نیست؛ اما با توجه به وقایع زندگی او و مطالبی که شاگردان و معاصرانش در مورد او حکایت کرده و عمرش را فراتر از عمر طبیعی دانسته‌اند، وی حدود ۱۳۰ سال عمر کرده و در حدود ۱۱۳۰ق. در شیراز وفات کرده است. هنگام وفات او، حزین لاهیجی در شیراز حضور داشته؛ اما تاریخ وفات وی را بیان نکرده است.
دارابی تحصیل را در شیراز آغاز کرد. او حدود سال ۱۰۴۰ق در زمان صفی‌الدین اردبیلی به حالت فقر وارد اصفهان شد و به ادامه تحصیل پرداخت. آنچه از اساتید او گفته شده است به شرح زیر می‌باشد:
شیخ بهایی؛ بر اساس گزارش تذکرۀ لطایف الخیال، دارابی در جوانی، شاگرد شیخ بهائی بوده است.
محمد مسیح بن اسماعیل معروف به ملا مسیحا فسائی: دارابی ظاهراً در حلقۀ ادبی محمد مسیح، متخلص به معنی، در شیراز شرکت می‌کرد.
ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ق): این احتمال هم مطرح شده که وی شاگرد ملاصدرا بوده و به واسطه او از شاگردان شیخ بهایی به شمار آمده است.
برخی از آثار دارابی عبارت‌اند از:
تذکرۀ لطایف الخیال؛ در شرح‌حال شاعران قدیم و هم‌روزگار مؤلف از حافظ تا حسین قدسی کربلایی که به ترتیبِ محل سکونت یا زادگاه سرایندگان مرتب شده است. این اثر از حیث گزارش احوال شاعران و معاصران دارابی، منبعی ارزشمند و مهم است.
معراج الکمال؛ در شرح اصطلاحات شیخ و ارشاد و مرید و استرشاد.
ریاض العارفین فی شرح صحیفة المتقین (یا روضة العارفین)؛ در شرح صحیفه سجادیه.
رساله‌ای در باب عالَم مثال؛ که در آن گفته است عالم مثال از طریق دلایل عقلی اثبات‌شدنی نیست؛ بلکه از طریق کتاب و سنّت و مکاشفه به اثبات می‌رسد.
مقامات السالکین؛ رساله‌ای در مصطلحات موسیقی و آرای دانشمندان اسلامی در بارۀ غناء.
لطیفۀ غیبی؛ در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است.
دیوان عارف شیرازی؛ او در اشعارش، «شاه» و «عارف» تخلص می‌کرده است؛ ازاین‌رو، تذکره‌نویسان شرح حال او را ذیلِ دو عنوان ذکر کرده‌اند.
فصل الخطاب
تحفة المؤمنین؛ اثبات اصول پنج‌گانه دین