امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

پرسش‌وپاسخ درباره کارآمدی نظام اسلامی در محضر علامه مصباح یزدی

یکی از مسائلی که درباره حکومت ولی‌فقیه مطرح است و به عنوان شبهه بین جامعه هم رواج دارد، این است که چه‌طور حکومت‌های غیرالهی مانند حکومت چین که بیش از یک چهارم جمعیت دنیا را اداره می‌کند، بهتر از حکومت الهی ولی‌فقیه کارایی دارد. کشوری که تقریباً هفتاد برابر جمعیت ایران نفوس دارد؛ اما از اختلاس، دزدی، رانت‌خواری، آقازاده‌ها و این‌ها خبری نیست، در حالی که از اسلام هم دور هستند؟
حضرت علامه مصباح یزدی: من از طرف چینی‌ها از حسن‌ظن این آقا تشکر می‌کنم! کجا خبری نیست؟! هر روز در روزنامه‌ها و وبگاه‌های خودشان، افتضاحات رؤسای جمهور و مسئولانشان می‌آید. در چین بسیاری از مسئولین را به خاطر خیانت‌هایی که کرده‌اند، اعدام می‌کنند. در دنیا هم هر روز داریم می‌بینیم که فساد اخلاقی، فساد مالی یا فساد اداری فلان رئیس‌جمهور علنی می‌شود، منتها قانونشان اجازه نمی‌دهد. کاری هم ندارند. این یکی را هم بردارند یکی بدتر می‌آید جایش. ما باید قدر این نظریه و این فقه و این فقاهت و این ولایت را بدانیم، والا دنیا پر از آن کثافت‌هاست. اولاً چه کسی گفته آن‌ها این مشکلات را ندارند؟ ثانیاً نباید این طور قضاوت کرد که وقتی یک آرامش نسبی باشد و یا مثلاً برخی از مسائل مادی مردم تأمین بشود، بگوییم این حکومت بهتر است! این قضاوت را بعضی از مسلمانان در زمان حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) هم داشتند. می‌گفتند: حکومت معاویه بهتر از علی است. بعضی از اصحاب امیرالمومنین (علیه السلام) هم اصلاً ایشان را رها کردند و رفتند شام در خدمت معاویه برای اینکه از جوایز و هدایا و جود و سخاوت او استفاده کنند. این صحیح نیست. ملاک صحت و سقم حکومت ما این است که آیا موازین اسلامی را رعایت می‌کند یا نه، اما مردم چه‌کار می‌کنند یا نمی‌کنند، چه اندازه موافق باشند یا نه‌، عصیان کنند یا مخالفت کنند، این ربطی به حکومت ندارد. من یک وقتی مفصل بحث کردم که این یکی از مغالطاتی است که امروز علیه اسلام و نظام اسلامی مطرح می‌کنند که اگر نظام اسلامی حق است؛ پس چرا کشورهای اسلامی عقب‌افتاده‌تر از کشورهای دیگر هستند؟ یا مثلاً بعضی از کشورهایی که احکام اسلام در آن‌ها اجرا می‌شود، عقب‌افتاده‌تر هستند. این‌ها مغالطه است. چه ملازمه‌ای است؟ حکومت حق آن است که احکام اسلام را درست انجام بدهد. خیانت نکند، دزدی نکند، تحت تاثیر جوّ قرار نگیرد. این حکومت حق است؛ اما چه طوری می‌شود؟ ممکن است اکثریت مردم فاسد باشند و نخواسته باشند. همان‌طور که حکومت حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) را خود مسلمان‌ها، ‌مجاهدین، شاگردان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نخواستند. اکثریت رفتند و به دیگری رای دادند. این تقصیر اسلام نیست، تقصیر پیغمبر هم نیست. مردم یعنی همین. خدا هم آدمیزاد را آزاد خلق کرده است تا در عمل، امتحان بشود. خودش می‌گوید: «إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيهِم مِّن السَّمَاء آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ؛ اگر بنا بر زور بود، مي‌توانستيم معجزه‌اي ظاهر بکنيم که همه مجبور شوند قبول کنند.»؛ اما خدا اين طور نخواسته است؛ « فَلَوْ شَاء لَهَدَاکمْ أَجْمَعِينَ»؛ اين‌جا براي امتحان است. بنا بر اين نيست که حکومت حق به هر قيمتي که باشد اعمال بشود. نه! بايد زمينه مخالفت و عصيان هم وجود داشته باشد. امتحان يعني اينکه ابهام هم در آن وجود داشته باشد. اگر همه چيز طوري باشد که هيچ جاي مخالفتي در آن باقي نماند، مصلحت امتحان از ميان مي‌رود. مصلحتي که اصلا راز آفرينش انسان است: «خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيبْلُوَکمْ أَيکمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» اگر زمينه امتحان مسدود شد و يک راه بيش‌تر نبود، پس امتحان انسان چه مي‌شود؟! این از مغالطات است که خیال می‌کنند اگر یک حکومتی حق بود، حتماً باید مردم آن رفاه داشته باشند و خواسته‌هایشان تامین شود. وقتی مردم حق را نمی‌خواهند، حکومت چه کار کند؟ الحمدلله ما در زمانی زندگی می‌کنیم که اکثریت مردم ما طالب حق هستند. جنگ را پذیرفتند. هشت سال فداکاری کردند. الان هم وقتی احساس می‌کنند مشکلی برای حکومت پیش می‌آید، باز هم از خودشان مایه می‌گذارند. به همین جهت است که امام فرمود: مردم ما از اصحاب سیدالشهدا هم وفادارتر هستند. این افتخاری است برای ما. هر روز باید خدا را هزاران بار شکر کنیم که چنین مردمی داریم و در چنین زمانی زندگی می‌کنیم، والا دنیا از این خبرها نیست. اگر یک سری بزنید به کشورهای دیگر، مقداری در باطن کارهایشان وارد بشوید، آن وقت می‌بینید چه فسادهایی وجود دارد.