امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

کافه‌کتاب‌های تهران؛ تقابل هویت فرهنگی و ضرورت اقتصادی

حبیب‌الله صادقی

 

با تشدید رکود در بازار نشر، کتاب‌فروشی‌ها برای بقا، به تنوع‌بخشی روی آوردند؛ از فروش لوازم‌التحریر تا اسباب‌بازی، و نهایتاً به افزودن بخش کافه. همزمان، برخی کافه‌ها نیز با افزودن قفسه‌های کتاب، ذیل عنوان «کافه‌کتاب» فعالیت خود را گسترش دادند. اما این همگرایی، پرسش‌هایی را درباره اصالت فرهنگی، استانداردهای صنفی و کارکرد واقعی این مکان‌ها برانگیخته است. - تعریف صنفی مشخص اما مغفول :بر اساس اعلام اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران، کافه‌کتاب استاندارد باید ۷۰ درصد فضای خود را به کتاب و تنها ۳۰ درصد را به سرو نوشیدنی (بدون غذای گرم) اختصاص دهد. با این حال، از میان انبوه کافه‌کتاب‌های پایتخت، تنها حدود ۲۰ واحد دارای مجوز رسمی از این اتحادیه هستند. پلمب اخیر چند کافه در خیابان ایرانشهر نیز به دلیل نداشتن مجوز صنفی بوده، نه صرفاً تغییر کاربری کتاب‌فروشی‌ها. - دوگانگی شکل‌گیری کافه‌کتاب‌ها: گروهی از کتاب‌فروشی‌های سنتی که برای جبران زیان اقتصادی، بخش کافه اضافه کرده‌اند و گروهی دیگر از کافه‌ها که برای بهره‌مندی از معافیت‌های مالیاتی و مزایای کاربری فرهنگی، چند قفسه کتاب گذاشته‌اند، بدون آنکه رسالت فرهنگی را بپذیرند. - چالش اقتصادی: فروش کتاب در این فضاها معمولاً سودآور نیست و درآمد حاصل از کافه، هزینه‌های نگهداری بخش کتاب را تأمین می‌کند. این وابستگی مالی، فشار مضاعفی برای کاهش نقش فرهنگی ایجاد کرده است. - نمایش روشنفکری یا ابزار دکوراتیو :بررسی میدانی در تهران نشان می‌دهد که در بسیاری از کافه‌کتابها، کتاب از جایگاه یک کالای فرهنگی به عنصری تزئینی برای ایجاد فضای روشنفکری تنزل یافته است. به عبارت دیگر، «کافه» بر «کتاب» غلبه دارد و هدف، نمایش ظاهری فرهیختگی است، نه ترویج مطالعه. کافه‌کتاب‌ها پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به پاتوق‌های فرهنگی دارند و می‌توانند میزبان نشست‌های نقد، کارگاه‌های آموزشی و شب‌های شعر باشند؛ اما این ظرفیت زمانی محقق می‌شود که توازن میان اقتصاد و فرهنگ برقرار شود. در شرایط کنونی، فقدان نظارت صنفی، رویکردهای سوداگرانه و غفلت از استانداردهای ۷۰-۳۰ درصدی، باعث شده این فضاها بیش از آنکه به بازسازی حیات فرهنگی شهر کمک کنند، به نمایشی از مصرف‌زدگی روشنفکرانه بدل شوند.
چند پیشنهاد:
 - بازنگری در فرآیند صدور مجوزها با تأکید بر نظارت مستمر.
 - حمایت‌های معیشتی از کتاب‌فروشی‌های واقعی برای کاهش نیاز به تغییر کاربری. 
-  ارتقای برنامه‌های فرهنگی در کافه‌کتاب‌های دارای مجوز، به گونه‌ای که کتاب محوریت خود را از دست ندهد.